مجتهدی، شیخ جعفر-کتاب لاله‌ای از ملکوت-کتاب در محضر لاهوتیان-شیخ جعفر مجتهدی ۱۳۸۸/۰۱/۲۴ - ۲۲۷۱۷ بازدید

در مورد شخصیت شیخ جعفر مجتهدی و کتاب لاله ای از ملکوت و در محضر لاهوتیان که در باب این مرد نوشته شده است و خصوصاً عرفان و سلوک ایشان توضیحی بفرمایید؟

در پاسخ به این پرسش به مطالب ذیل توجه نمایید :
1- ولادت: حاج میرزا جعفر مجتهدی تبریزی در سال 1303 شمسی به دنیا آمد (هشتاد سال پیش).
پدر و مادر: پدرش حاج میرزا یوسف مجتهدی تبریزی است که در سال 1325 درگذشت (پنجاه و هشت سال پیش) در زمان درگذشت حاج میرزا یوسف مجتهدی، حاج میرزا جعفر مجتهدی تبریزی 22 سال داشت و در همین سال 1325 بود که حزب دموکرات تبریز را به تسلط خود درآورد. مادر حاج میرزا جعفر مجتهدی تبریزی بانویی به نام فاطمه و دارای مقامات معنوی بالایی بود.
دوران کودکی و نوجوانی: میرزا جعفر در دوران کودکی مؤذن محله خود بود. خودش به این کار علاقه داشت و صدای بسیار خوبی داشت. در بازار مغازه داشت و لوازم کفاشی می فروخت. میرزا جعفر ورزش هم می کرد و بدن موزون و قوی داشت. روزی میرزا جعفر در نانوایی به پخت بد نان اعتراض کرد. نانوا به جای پذیرش اعتراض میرزا جعفر گفت: نان ما همین است می خواهی بخر، نمی خواهی برو بیرون. میرزا جعفر او را گرفت، از زمین بلند کرد و می خواست داخل تنور بیندازد. مردم مانع شدند.
میرزا جعفر کفش های چرمی به پا می کرد، کفش های چرمی مخصوصی داشت و با آنها راه می رفت. او بسیار سفر می کرد. میرزا جعفر در دوران نوجوانی و جوانی مداحی اهل بیت و ذکر مصائب می کرد. میرزا جعفر از همان دوران جوانی شروع به تهذیب نفس کرد و با امیال نفسانی مبارزه کرد. در داستان زندگی او آورده اند که روزی گرفتار دام شیطان شد و او را به بهانه کمک به پیر زن به خانه ای بردند. ناگهان میرزا جعفر دید در دام شیطان است و همچون یوسف گرفتار شده است. ناگهان راه چاره را یافت. چشمش به پله هایی افتاد که به پشت بام می رساند. از میان شیاطین فرار کرد به پشت بام و از پشت بام خود را به پایین انداخت. ساختمان سه طبقه بود و میرزا با این که خود را از آن بالا به پایین پرت کرد ولی هیچ آسیبی ندید و فرار کرد و از دست آن شیاطین انسی رها شد. در آن حال که از پشت بام ساختمان سه طبقه ای پایین می آمد، دست غیبی به کمک او آمد و میرزا جعفر آن را احساس می کرد و آن دست غیبی همواره میرزا جعفر را نگهداشت.
وفات: حاج میرزا جعفر مجتهدی تبریزی پس از چهار سال اقامت در جوار حرم حضرت امام رضا(ع) ظهر روز جمعه ششم رمضان 1416 ه.ق مطابق با 1374 ه.ش (نه سال پیش) وفات کرد.
برخی از کرامات او:
در ص 329 کیمیای معرفت به نقل از آیت الله بهاءالدینی آورده است که روزی حاج میرزا جعفر مجتهدی تبریزی سوار قطار شد تا به مشهد برود. در سبزوار از قطار پیاده شد و به مدرسه ای در سبزوار رفت و به مدیر مدرسه گفت: همه بچه ها را هر چه زودتر به حیاط مدرسه بیاور تا برایشان سخنرانی کنم. مدیر مدرسه گفت: شما چه کسی هستید و از طرف چه کسی آمده اید؟ حاج میرزا جعفر مجتهدی تبریزی گفت: این حرفها را کنار بگذار و بچه ها را بیرون بیاور. مدیر گفت: الان همه بچه ها در کلاس ها هستند ودرس می خوانند. حاج میرزا جعفر مجتهدی تبریزی آن قدر اصرار کرد که مدیر مدرسه راضی شد زنگ مدرسه را زد و همه بچه ها و معلم ها بیرون آمدند وقتی همه در حیاط جمع شدند و حاج میرزا جعفر مجتهدی تبریزی «بسم الله» را گفت، ساختمان فرو ریخت و پس از فرو ریختن ساختمان حاج میرزا جعفر مجتهدی تبریزی گفت: «والسلام علیکم و رحمه الله» و رفت و به این ترتیب جان چهارصد نفر کودک و معلم ها را نجات داد.
در ص 335 آورده است: حاج میرزا جعفر مجتهدی تبریزی می گفت: هر وقت چشمانم را بر هم می گذارم به همت مولایم علی همه عالم را می بینم.
در ص 335 می گوید: حاج میرزا مجتهدی تبریزی می گفت: چنانچه مولایم علی به من اذن بدهند همه بیماران را با یک یا علی شفا می دهم.
2- در مورد شخصیت عرفانی شیخ به این نکته توجه شود، عارف هر گاه به عنوان فرهنگی یاد شود، یعنی کسانی که جزء عرفا می باشند و هر گاه با عنوان اجتماعی یاد شود، عرفا مساوی با متصوفه می باشد. (مرتضی مطهری، علوم اسلامی، کلام و عرفان، قم: دفتر انتشارات اسلامی، 1362، درس اول، ص 186-189)
از این جا باید گفت: که ما دو نوع عارف داریم، عرفای متصوفه، و فقهای عارف که عرفانشان برگرفته از قرآن و روش اهلبیت(ع) است مانند مرحوم علامه قاضی طباطبایی، علامه سید محمد حسین طباطبایی، مرحوم بهاء الدینی و ...
حقانیت عرفای متصوفه را شناختن کار اهل فن و متخصصان عرفان واقعی است و همین طور بررسی ادعاهای آنها، مخصوصا مواردی که با شرع و مکتب اهل بیت تضاد و تنافی دارند.
با توجه به نکته پیش گفته قضاوت دقیق و نهایی در باره شخص آقای مجتهدی و کتاب هایی که درباره او نوشته شده است، کاری است بسیار مشکل ولی این که فعلا می توان گفت چند نکته است:
1. عرفان آقای مجتهدی و روشی که داشته بیشتر رنگ و بوی صوفی ها را دارد تا عرفان فقهای عارف، لذا باید با ادعاها و رفتارهای ایشان با احتیاط برخورد شود، هر چند اصل وجود کرامت و صدور آن از اولیاء الهی هم ریشه قرآنی دارد، مانند غذای بهشتی برای حضرت مریم، و آوردن تخت بلقیس توسط آصف بن برخیا وزیر سلیمان و ... و هم ریشه روایی اما به این گستردگی و عمومیت آن مقداری جای تأمل دارد.
2. مشکل دوم اختلافاتی است که در نقل ها وجود دارد، در کتاب «در محضر لاهوتیان» از محمد علی مجاهدی (پروانه) به گونه ای نقل شده است و در «لاله ای از ملکوت» به گونه ای دیگر، گاه افرادی برای بزرگ نشان دادن خود در جریان داستان های آقای مجتهدی، به نحوی خود را وارد نموده اند. این اختلافات نیز باعث می شود درصد اعتماد به چنین کتاب هایی کمتر شود.
3. نکته سوم این است که نوع بزرگانی که دارای کرامت واقعی بوده اند، آن قدر کتوم و پنهان کار بوده اند که به این سادگی اسرار را با دیگران نمی گفتند مثلا بزرگانی همچون مقدس اردبیلی، شیخ انصاری، علامه طباطبایی، قاضی و... که تشرفات فراوانی خدمت امام زمان داشته اند و کرامات زیادی را مشاهده نموده بودند، ولی در نقل ها آن هم بعد از رحلتشان بیش از یکی تا سه تا داستان کرامات و یا تشرفات ندارند، آن وقت می شود در یک فردی به این فراوانی و ... البته در امکان قضیه بحث نیست، در اثبات آن مقداری انسان دچار مشکل می شود.
با توجه به نکات پیش گفته می توانید داستان های زندگی ایشان را مورد بررسی قرار دهید.
4 . هیچ گاه زمین خالی از اولیاء الهی نبوده است و برای راهنمایی عملی افراد چنین کسانی همیشه حضور داشته اند، منتهی این افراد خیلی گمنام و کتوم و پنهان کار هستند و دسترسی به اسرار آنها کار مشکل و سختی است. مثلا در این زمان حضرت آیت الله بهجت، استاد حسن زاده آملی و... و دیگر بزرگانی وجود دارند که در وادی عرفان عملی هستند و دارای اسرار و کرامات می باشند، اما راه یافتن به حضور آنان مقداری زحمت دارد.
5 . از دیدگاه اسلام مخصوصا مکتب و مذهب هر انسانی بتواند پاک زندگی کند، واجبات را انجام دهد و محرمات را ترک گوید، و گناه در زندگی او وجود نداشته باشد و اخلاص را در کارها مراعات کند، دریچه هایی از غیب به رویش باز می شود، عرفان اصلی در لابلای همین نمازها، دعاها و مناجات ها و شب زنده داری ها وجود دارد که هر کس با هر مشخصاتی درست و مردانه حرکت کند، و دستورات اسلامی را دقیقا مراعات نماید، قطعا درهایی بر روی او باز می شود.
6-در بهار سال 1382 کتابی به نام «کیمیای معرفت» به چاپ رسید. این کتاب نوشته کریم فیضی و حمید مجتهدی است. کتاب 449 صفحه دارد و از انتشارات تهذیب (قم) است. از صفحه 263 تا 374 درباره شیخ جعفر مجتهدی تبریزی است. شما برای اطلاعات کامل درباره این شخصیت به این کتاب مراجعه کنید .

ممکن است این مطالب هم برای شما مفید باشد:

نظرات

 

در صورتی که قصد ثبت سوال دارید، می توانید از طریق صفحه جستجو اقدام به ثبت سوال نمایید. در غیر اینصورت با استفاده از فرم زیر نظر خود را برای ما ارسال نمایید.