مخالفت مدرس با جمهوریت؟ ۱۳۹۲/۵/۱۳ - ۱۵۴ بازدید




دانشجوی گرامی ضمن تشکر از تماس مجدد شما با این مرکز ، شعار جمهوری خواهی از راههایی بود که رضاخان برای ساقط کردن حکومت قاجار و تصاحب کامل قدرت در پیش گرفته بود. در آن زمان رضاخان که به تازگی رئیس الوزرأ شده بود؛ از یکسو قصد حذف احمدشاه و باقی مانده وفاداران به آخرین پادشاه قاجار را داشت تا از این طریق پایه‌های قدرت خود را درکشور تحکیم کند واز جانب دیگر برای برقراری یک حکومت جمهوری شبیه آنچه که آتاترک در ترکیه تشکیل داده بود. علاقه‌مند بود. طرح اعلام حکومت جمهوری در ترکیه و ایران از جمله برنامه‌های استعمار انگلیس بود. ایده استقرار رژیم جمهوری در ایران درنیمه دوم اسفند ۱۳۰۲ مطرح شد و طرفداران رضاخان برای تهیه زمینه اجرای این نقشه، تلگرافهای متعددی از سراسر کشور برای برقراری جمهوری در ایران به تهران فرستادند و بادامن زدن به تظاهرات روزمره‌، این طرح را به موج بزرگ اجتماعی ـ سیاسی تبدیل کردند. رضاخان مصمم بود تاطرح خود را به تصویب نمایندگان مجلس رسانده و آن را قانونی جلوه دهد. اما مشکل او این بود که عمر مجلس چهارم به سر آمده بود وانتخابات دور پنجم نیز انجام نشده بود. رضاخان به سرعت انتخابات دوره پنجم را برگزار کرده و تمام تلاش خود را برای اعمال نفوذ در انتخاب نمایندگان موافق با خود به کار گرفت‌. انتخابات با سرعت انجام شد و ۲۲ بهمن ۱۳۰۲ مجلس پنجم رسماً افتتاح شد. با این وجود تعدادی از مخالفان قدرتمند رضاخان ازجمله آیت الله مدرس به مجلس راه یافتند. سیدحسن مدرس که از ماهیت تلاشهای رضاخان و وابستگی او به انگلیسی‌ها مطلع بود رهبری مخالفان وی رادر مجلس پنجم به دست گرفت‌. این مخالفت و افشاگری‌ها چنان خشم طرفداران رضاخان را در مجلس برانگیخت که یکی از آنان‌ ـ بهرامی ـ در اتاق تنفس مجلس و به تحریک رئیس مجلس ـ تدین‌ـ به گوش مدرس سیلی نواخت‌. انعکاس این حرکت در جامعه گسترده بود و مردم را به خشم آورد و مخالفت با جمهوریخواهی رضاخان نیز تشدید شد. ۲۸ اسفند ۱۳۰۲ تعداد بسیاری از مردم تهران در مسجد شاه ـ مسجد امام خمینی(ره)‌ـ اجتماع کرده و به مخالفت با جمهوری رضاخانی پرداختند. رهبری این حرکت با مدرس بود. روز بعد، تعداد بیشتری به سوی مجلس راهپیمایی کرده و مخالفت خود را با رضاخان اعلام کردند. این تظاهرات، روز دوم فروردین ۱۳۰۳ نیز در مقابل ساختمان مجلس و در شرایطی که نمایندگان آماده بررسی و تصویب طرح جمهوری رضاخانی بودند، تکرار شد وبه زد و خورد مردم با مأموران رضاخان انجامید. این درگیری‌ها حتی در مجالس ختمی که در تهران برای مرگ محمدعلی شاه قاجار تشکیل شده بود، نیز ادامه یافت و هر یک از این مجالس به تجمعی برای ابراز مخالفت مردم علیه جمهوری رضاخانی شده بود. با این همه رضاخان به حدی به حذف جایگاه باقی مانده قاجار به عنوان مقدمه برقراری نظام جمهوری دل بسته بود که حتی به مسئولان سیاسی و امرای قشون کشور اجازه نداد بابت مرگ محمدعلی شاه تلگرامی برای پسرش که در اروپا به سر می‌برد ارسال کنند. افزایش روزافزون مخالفین جمهوری و درگیری‌های گوناگون، پدیده‌ای بود که سرانجام زمینه عقب‌نشینی رضاخان را از این طرح فراهم آورد.


درواقع شهید مدرس در مخالفت با جمهوری رضاخانی ، اولا نسبت به انحلال قاجار نظری مثبت یا منفی ابراز نکردند و صرفا بر مخالفت خود با جمهوری رضاخانی تاکید داشتند و ثانیا جمهوری رضاخانی بر خلاف اسم بسیار زیبا و فریبنده ای که داشت ، پوششی بود برای بسط دیکتاتوری رضاخان در قالب بسیار زیبا از طریق انحلال حکومت قاجار به بهانه ایجاد جمهوری و در ادامه کلید زدن فاز دوم این طرح به منظور برگرداندن دوباره سلطنت اما این بار به نام پهلوی و این موضوعی بود که در تحلیل های وقایع نگاران آن دوران نیز به آن اشاره شده است . به عنوان مثال «عبدالله مستوفی»، در تحلیلی پیرامون این مسأله می نویسد:


«سردار سپه به خوبی فهمیده بود که پاره ای از آزادی خواهان بی مزه و خیال باف در این کشور هستند که به مجرد شنیدن اسم جمهوری، تصور خواهند کرد که با این طرز حکومت، فوراً ایران نظیر فرانسه و سوییس و آمریکا خواهد شد و همین که تغییر طرز حکومت و جمهوری در افواه بیفتد، بیش تر از سلطنت او که عملیات گذشته، او را مستبدتر از پدر و جدّ اعلای سلطان احمد شاه هم معرفی کرده است، طرفدار پیدا خواهد کرد و اگر یکی دو سال به عنوان ریاست جمهوری بر این کشور حکم فرمایی کند، از ریاست جمهوری تا سلطنت، آن هم در نزد ایرانی ها که اکثریتشان شاه دوست تاریخی هستند، یکی قدم کوچک بیش تر نیست.


بنابراین مناسب تر، ساده تر و طبیعی تر این است که به دست آزادی خواهان دو آتشه خود را به ریاست جمهوری برساند تا بعدها به دست سلطنت طلبان، تاج و تخت را تصرف و سلطنت را در خانواده ی خویش مستقر نماید. این است ... که تغییر طرز حکومت را محرمانه با خواص خود از نظامیان و وکلایی که با او هم دست شده بودند، به میان گذاشته و از رؤسای آن ها قول مساعد گرفت .»( شرح حال زندگی من، ج۳، عبدالله مستوفی، صص ۵۸۴ و ۵۸۵ نقل از عباس رمضانی ، مدرس و جمهوری رضاخانی ، سایت راسخون)


ثالثا این تنها مدرس نبود که به نیات شوم جمهوری رضاخانی و عدم حسن نیت وی در اعلام جمهوریت ، پی برده بود بلکه روشنفکران مختلفی وجود داشتند که پا به پای مدرس ، به اعلام مخالفت با این طرح برخاستند که در میان آنها می توان به ملک الشعراء بهار ، میرزاده عشقی و مصدق اشاره کرد .


ممکن است این مطالب هم برای شما مفید باشد:

نظرات

 

در صورتی که قصد ثبت سوال دارید، می توانید از طریق این صفحه اقدام به ثبت سوال نمایید. در غیر اینصورت با استفاده از فرم زیر نظر خود را برای ما ارسال نمایید.