مختار و قیام او ۱۳۹۵/۰۸/۰۲ - ۱۲۶۸ بازدید

برخی از علمای شیعه بر این باورند که مختار ثقفی انسان درستی نبوده و فقط اوایل قیامش خوب بوده . آیا این ادعا درست است ؟ توضیح بدید .

یکی از مردان نامی تاریخ اسلام بالاخص تاریخ شیعه که به خاطر اقدام درست و خداپسندانه اش دل اهل بیت و خاندان پیامبر ـ صلی الله علیه و آله ـ را بعد از واقعة عاشورا شاد کرد مردی است از تبار ثقیف و از شیعیان آل علی ـ علیه السلام ـ که در همیشة تاریخ جایگاه خاصی نزد علمای شیعه و مورخین دارد.در منابع تاریخی شیعه در اکثر منابعی که به واقعة عاشورا و تاریخ زندگانی امام حسین ـ علیه السلام ـ پرداخته به اقدام مختار هم اشاره شده است. نیز به جملاتی که در تحسین عمل مختار از ائمة معصومین ـ علیهم السلام ـ وارد شده پرداخت گردیده است، که این خود شایسته ترین یادی است که امام معصوم ـ علیه السلام ـ از یک شیعه خالص می کند. از لابلای روایات بسیاری بر می آید که امامان و پیشوایان مذهبی همواره نسبت به مختار اظهار علاقة فراوان می کردند و از اقدام او در انتقام گرفتن از قاتلین امام حسین ـ علیه السلام ـ و اصحابش ـ علیهم السلام ـ مسرور بوده اند. امام باقر ـ علیه السلام ـ فرمودند: «مختار را بد نگوئید که او دشمن ما را کشت و انتقام خون ما را گرفت.» (عالمی، محمدعلی، حسین نفس مطمئنه، تهران، انتشارات هاد، چاپ اول، 1372، ص 39.(در جای دیگر به پسر مختار می فرماید: «خدا پدرت را بیامرزد، حق ما را از هر که بر او حق داشتیم گرفت.»(مجلسی. بحارالانوار، بیروت، موسسه وفاء، چاپ دوم، 1403، ج 45، ص 351 (و همچنین زمانی که سر عبیدالله بن زیاد را به مدینه نزد امام سجاد ـ علیه السلام ـ آوردند امام فرمودند: «که هیچ کس از بنی هاشم نبود مگر اینکه به مختار درود فرستاد و در حق وی دعا کرد و نسبت به وی سخن نیک گفت.» (محمد بن سعد. طبقات الکبری، بیروت، دارالاحیاء التراث العربی، 1405، ج5، ص 285 (و یا اینکه ابن عباس در جواب ابن زبیر که مختار را کذاب می خواند گفت: «او کسی است که قاتلان ما را کشته، انتقام خون ما را گرفته، دل های ما را تسکین داده و پاداش چنین کسی از سوی ما این نیست که او را دشنام دهیم.» (بلاذری، انساب الاشراف، بیروت، 1397، ج2، ص 287(.اما از آنجا که مختار ضربات زیادی بر پیکر امویان و زبیر زده و همچنین در برابر اشراف کوفه از موالی - ایرانیان مسلمان شده که نزد اشراف عرب نسبت به اعراب از جایگاه پایین تری برخوردار بودند- در سپاه خود استفاده کرد لذا مورخین سنی مذهب و طرفداران گروه های ذکر شده نسبت ها و تهمت های ناروائی به مختار زده و رواج می دادند که باعث کم فروغ شدن اقدام مختار می شد. البته این نسبت ها اغلب بعد از مرگ مختار به او داده شده، اتهاماتی چون ادعای نبوت، ادعای مهدویت برای محمد ابن حنفیه و یا تاسیس فرقة کیسانیه و شایع‌تر از همه دادن لقب «کذاب» به مختار است که در تمام متون اهل تسنن و دشمنان اهل بیت ـ علیهم السلام ـ و کینه توزان آمده است. (جعفریان، رسول، تاریخ خلفاء، تهران، نشر الهادی، چاپ اول، 1377، ص 531.(
اما اینکه چرا مختار حکومت را به امام سجاد (ع) نداد باید گفت:
نقل شده مختار قبل از اینکه حکومت را به دست بگیرد نامه ای به امام علی بن الحسین (ع) السجاد نوشت. در آن نامه او را امام دانست و خواست تا با حضرت بیعت کند و از او رخصت خواست تا دعوت خویش را آشکار سازد. پول فراوانی هم با نامه فرستاد. امام علی بن الحسین (ع) پول را نپذیرفت.( مروج الذهب و معادن الجوهر، ج 2، ص 28 ) و آنچه مسلّم است. امام در مورد دعوت برای رهبری شیعیان، روی خوش به مختار نشان نداد.( تاریخ تحلیلی اسلام، ص 173 به بعد. ،دکتر سید جعفر شهیدی)
اما اینکه چرا بعد از اینکه قدرت را به دست گرفت به امام تحویل نداد روشن است چون خود امام هیچ میلی به این امر نداشت و دلیلش این بیان شده که در آن دوره و قضایائی که اتفاق افتاد امام سجاد علیه السلام شرایط را برای به دست گرفتن خلافت آماده نمی دیدند و با سلاح دعا توانستند اهداف بلند خود و معارف اهل بیت را به گوش همه برسانند و برای همین هم هر پیشنهادی را رد کردند.
امام علی بن الحسین (ع) که بی وفائی عراقیان و رنگ پذیری آنان را دیده بود و می دانست به گفته پدر بزرگوارش این مردم «دین را تا آن جا می خواهند که زندگانی خود را بدان سرو سامان دهند و هنگام آزمایش پای پس می نهند» از قبول حکومت (به فرض درخواست مختار) سر باز زد. تنها تا آن جا که کار او با کیفر قاتلان پدرش مربوط می شد ، کردار او را تصویب نمود؛ چون مختار سر عبید الله بن زیاد و عمر بن سعد را نزد او فرستاد، امام به سجده رفت و گفت: «الحمد لله الذی ادرک لی ثاری من أعدائی و جزی الله المختار خیراً».( اختیار معرفة الرجال - شیخ طوسی ، ج 1 ، ص 341 السلام لإحیاء التراث ؛ المختار الثقفی، ص 124 .)
اما در مورد وسعت حکومت مختار باید گفت: قلمرو حکومت او، محدوده ای شامل نیمه شمالی عراق از شمال بصره تا حدود ترکیه امروزی بود. بخش هایی از ایران شامل استان جبل که آن زمان این استان، مناطق غربی ایران را دربر می گرفت و همچنین بخش هایی از خوزستان امروزی نیز در قلمرو حکومت مختار قرار داشت. کوفه مرکز حکومت مختار بود معمولا کسی که بر کوفه حاکمیت داشت، بر مناطق شمالی ایران مثل آذربایجان و ارمنستان نیز حاکم بود. لذا این مناطق ایران تحت حاکمیت مختار بود.

ممکن است این مطالب هم برای شما مفید باشد:

نظرات

میهمان
سلام نوشته اید که مورخین اهل سنن از مختار بد گفته اند سنی ها که حادثه کربلا را قبول دارن و از انتقام گیرنده باید مورد پسندشان باشد پس دلیل شما چیست با تشکر
پرسمان
سلام علیکم، سنی ها چند دسته اند آنانکه مختار را صحابی می دانند اورا قبول دارند اما سلفی ها و وهابیون مختار را دشمن می دانند.
وهابیت و سلفی‌ها نسبت به مختار به خاطر جنگ و دشمنی مختار با عبدالله بن زبیر، دیدگاه منفی دارند و او را یک شخص دروغگو و مدعی نبوت و نزول وحی می‌دانند. سخن ابن تیمیه و ابن کثیر و هم‌فکران آنها را در این‌باره، ‌در برخی کتاب‌ها منعکس شده است، آنها در بسیاری از مسائل سخنانی گفته‌اند که با معتقدات اهل‌سنت در تضاد است و دانشمندان اهل‌سنت در صدد توجیه و یا رد سخنان آنها بر آمده‌اند.
آن‌چه ابن تیمیه و همفکران او درباره مختار گفته‌اند، با اعتقادات قطعی اهل‌سنت سازگاری ندارد؛ زیرا مختار طبق مبانی اهل‌سنت، از جمله صحابه رسول خدا (صلی‌الله‌علیه‌و‌آله‌وسلّم) می‌باشد. و با توجه به این‌که اهل‌سنت صحابه را عادل، ‌جزء اولیای الهی و مبرای از هرگونه عیب و نسبت ناروا می‌دانند این سخن ابن تیمیه با مبنای آنها در تضاد است.
علاوه بر صحابی بودن مختار مواردی در برخی کتاب‌های اهل سنت آمده که صحابه زیر پرچم او جنگیده و در نماز به او اقتدا کرده و هدایای مختار را پذیرفته‌اند. حال با این حرف‌ها این سؤال مطرح می‌شود که وقتی ثابت شد مختار صحابی است و صحابه طبق مبنای اهل‌سنت از جایگاه عدالت برخوردارند، آیا جایی برای اتهامات باقی است؟
میهمان
سلام مختار به وسیله زبیریان محاصره شده بود چرا صبر نکردند ابراهیم برسد یا همان اول قبل از تحلیل نیرو کارشان را به پایان نرساندند چرا بین ابراهیم و مختار اختلاف افتاد
پرسمان
سلام علیکم، سوال شما ابهام دارد که منظور شما در باره لشکر زبیریان است یا لشکر مختار؟ در بحث زبیریان و ابراهیم، زمان محاصره هنوز ابراهیم با زبیریان هم پیمان نشده بود تا بیاید و به آنها کمک کند.
اما اگر منظورتان لشکر مختار است باید در باره علل شکست و پایان قیام مختار گفت که اطلاعات قطعی وجود ندارد .
اما احتمالا خستگی یاران مختار از جنگ، محاصره کوفه و محاصره دارالاماره و قطع آب و غذا و...، نارضایتی و خیانت اشراف و مخالفان قیام مختار در کوفه، اختلاف اعراب لشکر مختار از حضور زیاد ایرانیان و عدم برنامه مختار برای حکمرانی و حکومت و...برخی از دلایل شکست قیام مختار بود .
برخی نیز به اختلافات مختار و ابراهیم اشتر و گرایش ابراهیم به زبیریان ، عدم پاسخ یا تعلل ابراهیم برای ارسال نیروی کمکی و... را عامل شکست قیام مختار می دانند .
بهتر است برای اطلاعات بیشتر به این کتاب ها مراجعه کنید :
۱-ماهیت قیام مختار بن ابی عبید ثقفی اثر سید ابوفاضل رضوی اردکانی ناشر: بوستان کتاب قم
۲- مختارنامه ،باقر شریف القرشی ترجمه: ابوالفضل هادی منش این کتاب به رفع ابهام های تاریخی درباره مختار می پردازد.
۳- زندگی نامه مختار و فرجام قاتلان نویسنده: محرم عقیقی بخشایشی انتشارات: بخشایش
۴- قیام مختار، علل و چگونگی آن نویسنده: سید بهرام حسینی ناشر: پرتو خورشید

 

در صورتی که قصد ثبت سوال دارید، می توانید از طریق صفحه جستجو اقدام به ثبت سوال نمایید. در غیر اینصورت با استفاده از فرم زیر نظر خود را برای ما ارسال نمایید.