مراتب تقوا -اقسام تقوا ۱۳۹۰/۱۱/۲۰ - ۷۱۵۰ بازدید

ما چند نوع تقوا داریم، لطفا کمی توضیح دهید؟

انواع تقوا:
1. تقواى روحى : انسان باید روح خود را به اندازه ایى تقویت نماید که تقوا در آن به صورت یک ملکه در آید و آن را از آلودگى ها حفظ نموده و چنان روح قوى و پاکى داشته باشد که بتواند به وسیله آن به خداوند نزدیک شده و راه تکامل را طى کند.
2. تقواى مغزى و فکرى : تقوایى است که انسان را از هر گونه مخاطره مغزى دور نموده و نمى گذارد مغز او به افکار نامتناسب آلوده گردد. کسى که داراى تقواى مغزى است ، نه تنها با اعضا و جوارحش گناه نمى کند، بلکه فکر انجام گناه را هم به مغز خود راه نمى دهد.
3. تقواى اعضاء: این است که تمام قواى بدن و جوارح ، در اختیار و کنترل خود انسان باشد. چشم نتواند بدون اجازه به هر جا که مى خواهد نگاه کند. گوش براى شنیدن هر نغمه ایى آزاد نباشد و همچنین اسفل اعضاء و... باید با نیروى باطنى تقوا، همه اعضاى بدن را نگهدارى و در تحت مراقبت و کنترل قرار داد.
4. تقواى قلبى : خداوند عالم از تقواى قلبى به ((شعائر الله )) یعنى (علامت هاى خداوند) یاد کرده است و مى فرماید:
و من یعظم شعائر الله فانها من تقوى القلوب (186)
کسى که بزرگ بشمارد و بشناسد علامت هاى خدا را، پس بدرستى که تقوا در قلب او برقرار است .
5. تقواى علمى : یعنى حفظ و نگهدارى مشاعر، از کج اندیشى و اعتقاد باطل ؛ فرموده اند: اشرفیت علم موقوف است به اهمیت موضوع آن علم ؛ بنابراین هر کسى که طالب علم است ، باید آن علمى را طلب کند که با تقوا سنجیده شده و انسان را به راه حق بکشاند.
6. تقواى سیاسى : تقوایى است که باید همه در آن را نظر داشته باشند، چون هیچ جامعه ایى بدون سیاست پیش نمى رود. هرگاه در جامعه ایى سیاست واقعى پیاده نشود، آن جامعه رو به انحطاط مى رود و مستعمره جوامع دیگر مى شود؛ بنابراین بر همه افراد با تقواى جامعه لازم است که آگاه باشند و نگذارند ابر قدرت هاى عالم بر آنها تسلط پیدا کنند.
7. تقواى اقتصادى : که بر دو نوع است :
یکى اینکه : انسان به وسیله این نوع تقوا، از خوردن مال مردم و به یغما بردن دسترنج دیگران و احتکار اموال عمومى مردم و امثال آن اجتناب کند و به حق دیگران تجاوز ننماید.
و دوم آنکه : اگر توزیع حقوق مردم به دست او افتاد، عادلانه تقسیم نماید (به یکى بیشتر و به یکى کمتر ندهد)؛ بنابراین تقواى اقتصادى در هر زمان براى مسلمانان ضرورى است .
8. تقواى جنسى : یکى از ضرورى ترین تقواهاست ، که اگر رعایت نشود، فسادى خانمان سوز زندگى بشرى را تهدید خواهد کرد! این موضوع نیاز به بحث و توضیح زیاد دارد که مجال آن نیست .
9. تقواى طبى : در این باره خداوند عالم دستورى دارد و مى فرماید:
کلوا و اشربوا و لاتسرفوا ان الله لایحب المسرفین (187)
بخورید و بیاشامید، اما اسراف نکنید، خداوند اسراف کنندگان را دوست ندارد. اصولا پرخورى سرچشمه تمام بیمارى هاست .
10. تقواى لفظى : نگهدارى زبان است از سخنان زشت و دشنام و ناسزا، که از نظر اسلام حائز اهمیت فراوان مى باشد. عارفى مى گوید: همه خیر دنیا و آخرت در یک کلمه خلاصه شده و آن تقواست . چرا که در قرآن کریم خیر و ثواب بسیارى بر تقوا مترتب شده است و سعادت دنیا و آخرت موقوف به آن گشته است .
برگرفته از: کتاب نردبان خوشبختی/ رضا محبی راد
مراتب تقوا :
تقوا را مراتبی است که دانستن آن به کمال روحی آدمی و پیشگیری از ایستائی و رخوت در خودسازی کمک شایانی می کند. سالکان طریق کمال با پیمودن هر مرحله از قله های رفیع سلسله جبال شامخ پرهیزکاری عزم خود را برای فتح دیگر قله ها جزم می کنند.
در کتاب شریف «بحار الانوار» سه مرحله برای تقوا بیان شده است:
1) نگهداری نفس از عذاب جاویدان از طریق تحصیل اعتقادات صحیح
2) پرهیز از هرگونه گناه اعم از ترک واجبات و انجام معاصی
3) خویشتن داری در برابر آنچه قلب آدمی را به خود مشغول می سازد و از حق منصرف می کند و این تقوای خواص بلکه خاص الخاص است.
چنین مرحله ای نتیجه بینش درست آدمی نسبت به ذات اقدس ربوبی است که او را نه فقط به خاطر ترس از عذاب و یا طمع به بهشت عبادت کند بلکه ارزش و لیاقت وشدت عشق و حب به آن ذات مقدس موجب می شود که هر آنچه غیر اوست هیچ تلقی گردد. چنان که مولاعلی(ع) عبادت خود را چنین توصیف می کند آنجا که می فرماید «ما عبدتک خوفا من نارک و لارغبه فی جنتک بل و جدتک اهلا للعباده فعبدتک» «من تو را از ترس آتشت و میل به بهشتت عبادت نمی کنم بلکه چون تو را شایسته پرستش یافتم به عبادتت پرداختم.»
بهترین و بالاترین مراتب تقوا، تقوای دل ( قلب ) است ؛ چون گاهی تن انسان در برابر اوامر و نواهی حق تعالی خاضع است , یعنی انسان با تقوی چشمش , گوشش و ...... در برابر فرامین الهی خاضع بوده و گناه نمیکند . ولی عده ای نه تنها اعضاء تنشان گناه نمیکند بلکه دلشان نیز در برابر پروردگار خاضع است ؛ و من یعظم شعائر الله فانها من تقوی القلوب (سوره حج / 32) و کسانی که شعائر الهی را عظیم می شمارند بدرستیکه این از تقوای قلوب است .
حضرت علامه جوادی آملی حفظه الله تعالی در این خصوص می فرمایند : پرهیزکاران از نظر تعظیم شعائر ( تکریم اوامر و نواهی الهی ) سه گروهند :
گروه اول کسانی هستند که در مقام عمل , متقی هستند . اینان از جهنم نجات پیدا کرده به بهشت میرسند ؛ اما تقوی دل چیز دیگری است . گاهی انسان خود را بزرگ دانسته و محبوب می دارد و برای نجات جان خود از عذاب دست به آلودگی دراز نمیکند . چنین شخصی , گر چه اوامر الهی را انجام داده , و از نواهی پرهیز کرده اما در حقیقت او خود را بزرگ می دارد ؛ نه دستورهای الهی را . او متقی است اما تقوای بدنی دارد نه تقوای دل و در مرحله عمل , با تقوی و طهارت است .
گروه دوم که از گروه اول بالاترند , کسانی هستند که شعائر الهی را بزرگ می شمارند , یعنی آنچه را که خدا به آن امر کرده , چون فرمان الهی است گرامی می دارند و به آن عمل میکنند و از آنچه خدا نهی کرده , چون نهی خداست پرهیز میکنند . این گروه نیز از دوزخ میرهند و به بهشت میرسند و تقوای آنان نیز تقوای قلب است ؛ زیرا دستورات الهی را , از آن جهت که دستور الهی است گرامی میدارند نه از آن جهت که ضامن نجات از دوزخ و مایه وصول به بهشت است .
کسی که برای نجات از جهنم تلاش و کوشش میکند عبد النجاه من النار و آن کس که برای رسیدن به بهشت کوشش می کند عبد الفوز بالجنه است نه عبد الله ! او پس از نجات از جهنم و ورود به بهشت , مانند مزدوری است که اجرتش را بعد از کار, از کارفرما میگیرد , دیگر رابطه ای با کارفرما ندارد .
گروه سوم که از گروه اول و دوم بالاترند , کسانی هستند که اوامر و نواهی الهی را تکریم میکنند , واجبها و مستحبها را انجام میدهند , حرامها و مکروهها را ترک میکند , نه برای رهیدن از جهنم و رسیدن به بهشت و نه برای اینکه امر و نهی خداست , بلکه از این جهت که خدا محبوب بالاصاله و عظیم و اعلای بالذات است , آنچه از ناحیه او و به او منسوب باشد نیز از عظمت و حرمت برخوردار است .(تفسیر موضوعی /علامه جوادی آملی /ج 11)

ممکن است این مطالب هم برای شما مفید باشد:

نظرات

 

در صورتی که قصد ثبت سوال دارید، می توانید از طریق صفحه جستجو اقدام به ثبت سوال نمایید. در غیر اینصورت با استفاده از فرم زیر نظر خود را برای ما ارسال نمایید.