مراحل سلوک دینی تا وادی عشق و عرفان. ۱۳۹۷/۱۱/۱۷ - ۸۹ بازدید

کتاب برای تحصیل عشق به خدا معرفی کنید
در پاسخ به این سوال به چند نکته باید توجه نمود. ۱-سالک کوی حقیقت بدون گذر از وادی عقل و حکمت، نخواهد توانست به وادی عشق و محبت وارد شود و این دو وادی در پی هم اند. ۲- انسان آمیزه ای از عقل و عشق است، ولی عقل متوسط و عشق نهایی است.
به عبارتی می توان گفت نیرویی که قادر است انسان را به خواسته ها و اهداف خود، به خصوص در بحث وصول به حقیقت برساند، عشق است و نه عقل. وادی عقل آدمی را از وادی طبیعت جدا می سازد و از آتش نجات می دهد و زندگی او را مدیریت می کند، ولی این نیروی عشق است که زمینه پرستش محبوب حقیقی هستی را فراهم می کند و اسباب وصول و عرفان را میسر می سازد.
اگر نظر کوتاهی به ادبیات عرفانی کنیم، به وضوح شاهد این معنا خواهیم بود که سخن و پیشنهاد عرفا برای سلوک و وصول به محبوب هستی راه عشق است ۳. عقل فقط راهنما است؛ مولا على(ع) مى فرمایند: «عقل هدایت بخش و نجات دهنده است...»، (میزان الحکمه، ج ۶، ص ۳۹۷، ر ۱۳۰۲۲، مکتب الاعلام الاسلامى، چ اوّل، سال ۱۳۶۲). و نیزمى فرمایند: العقل یصلح الرویة؛ عقل رویه و منش را اصلاح مى کند، (همان، ص ۳۹۶، ر ۱۳۰۱۹).
۴. عقل عشق آفرین است؛ امام على(ع) مى فرمایند: العقل رقى الى اعلى علیین؛ عقل باعث ترقى انسان به اعلى علیین مى باشد، (همان، ر۱۳۰۱۶). وقتى انسان عقل خود را به کار گیرد، راه را از چاه مى شناسد؛ سلوک سعادت را از سقوط شقاوت باز مى یابد؛ خانه جانان را از کاشانه شیطان جدا مى سازد و حتى عشق حقیقى را از عشق مجازى متمایز مى کند. انسان در پرتو عقل، راه اعلى علیین را مى جویدو لذّت تشخیص و ترسیم چنین راهى، کام تشنه را براى وصول به گوارایى آب تحریک مى کند و با تکرار تصور ضرورت پیمودن راه عشق، دل را با خود همراه مى سازد. از این رو مى گوییم: عقل عشق آفرین است.
۵. مرکب وصول و معرفت قلبى عشق است نه عقل؛ عقل چون پلیس، فقط راهنماى خوبى است و گرنه هرگز پاى پیمودن راه وصال را ندارد. وقتى با جرقه هاى راه بخش عقل، عشق در دل زبانه کشید؛ دل عاشق گام هاى نخستین راه معرفت را بر مى دارد و کم کم از وادی عقل گذر می کند و به وادی عشق می رسد. البته برخی گفته اند: در آن حالات بلند، عقل محو مى شود، ولی این صحت ندارد و مانند آن است که بگوییم چون به صد رسیدیم نود گم می شود در حالی که نود هم پیش ما است. چون که صد آمد نود هم پیش ما است. پس عقل در دو مرحله اوّل، نه تنها زایل کننده عشق نیست؛ بلکه مى تواند راه عشق حقیقى را بنمایاند و در مرحله دوم هم در بعضى از حالات بلند عرفانى و عشق حقیقی اگر چه غلبه با عشق است و سالک پیرو دل و راه محبت است، ولی عقل همچنان در قلمرو خود حکم می راند.{J
بنابراین براى رسیدن به حقایق عالم غیر از جهان مادى و عالم طبیعت - که از راه حس و تجربه به شناخت جهان مادى نایل مى شود - دو راه وجود دارد که در طول هم اند: یکى راه فکر و اندیشه و تعقل و دیگرى راه عشق و شهود و کشف. راه فکر و اندیشه، راهى است که با فکر شروع مى شود و با استدلال و برهان، ذهن آدمى به حقایقى در قالب مفاهیم بار مى یابد. راه کشف و شهود راهى است که با سلوک عملى آغاز مى گردد و با تقویت و تصفیه قلب، دل انسان حقایقى را بالعیان مى بیند و مشاهده مى کند. البته این دیدن غیر از دیدن با چشم سر است.
عرفا از آن جا که به نیروى عشق فطرى، ایمان و اعتقاد دارند؛ در تقویت آن مى کوشند و ازاین رو معتقدند که کانون احساسات عالىِ الهى قلبى را باید تقویت کرد و موانع رشد و توسعه آن را باید از میان برد. فلاسفه به قدرت عقل ارج مى نهند و معتقدند که از راه استدلال و برهان و طى راه سخت و پرپیچ و خم آن؛ و دورى از موانع و آفات تعقل، مى توان به حقایق عالم دست یافت. در واقع، مى توان گفت عقل و قلب دو دریچه به سوى شناخت حقایق جهان هستى است که هر کدام اسلوب و متد خاص خویش را دارند. مراحل هشتگانه سلوک دینی:

سلوک قرآنی هشت گام اساسی دارد که سالک با طی کردن موفق مراحل ابتدایی آن به وادی عشق و عرفان می رسد و با عشق است که نهایت کمال و قرب الهی خواهد رسید.

۱- سلوک عقلی (حکمت):
مراحل سلوک قرآنی با سلوک عقلی آغاز می شود. در این مرحله سالک سعی می کند افکار و عقاید خود را بر اساس حقیقت بنا کند و با شناخت حق و باطل در حوزه های مختلف علوم عقلی و دینی و اخلاقی به حکمت برسد و عقلانیت خود را با اندیشه و حکمت دینی محکم بنا نماید و افکار باطل را از ذهن خویش تخلیه کند. این کار همان جستجوی حقیقت است که با علم آموزی و مطالعه و تحقیق و تفکر و پژوهش و پاسخ یابی سوالات اساسی زندگی انجام می شود.

۲- سلوک قلبی (ایمان):
در این مرحله سالک بعد از سلوک نظری و رسیدن به آگاهی و بصیرت دینی، باید به این باور برسد که راه حق و صراط مستقیم الهی که همان راه توحید و بندگی خدا است، از حقانیت یقینی برخوردار است و تضمین کننده سعادت دنیا و آخرت او است و راه های باطل و شرک آلود، چیزی جز گمراهی و سوء عاقبت برای انسان به ارمغان نمی آورد.

۳- سلوک فردی (سلامت):
یکی از مراحل سلوک قرآنی، سلوک فردی است که به جنبه های ظاهری زندگی انسان در این دنیا می پردازد و عمده ترین هدف آن تامین سلامت و نشاط بدن و روان است. در این مرحله موانعی وجود دارد که باید مرتفع شود و نیازهایی که تامین گردد تا سالک در مراحل دیگر سلوک به موفقیت برسد. ۴- سلوک عبادی (حریت):
سلوک عبادی دو مرحله دارد. در مرحله اول آن سالک باید خود را از بند بندگی هر چه غیر خدا است آزاد سازد و به صفت حریت و آزادگی برسد. در این مقام سعی می کند با تزکیه نفس و مراقبه خود را از قید و بندهای مادی و دنیوی و عادت های نفسانی را برهاند و تمام خدایان دروغین و باطل بیرونی و درونی خود را بشکند و خانه دل را برای بندگی خالصانه خداوند پاک و آماده سازد.

۵- سلوک عبادی (رضایت):
مرحله دوم سلوک عبادی با هدف کسب رضایت و قرب الهی انجام می شود. در این مرحله سالک می کوشد تا با انجام وظایف عبادی و واجبات دینی و ترک محرمات و گناهان، خدای متعال را از خوش راضی سازد و به قرب فرایض برسد.

۶- سلوک اخلاقی (معاشرت):
مرحله بعد سلوک اخلاقی است. در این مرحله سالک اخلاق اجتماعی و حسن معاشرت و دوستی با بندگان خدا و اخوت دینی را تمرین می کند و خود را به صفات و ملکات اخلاقی نیک می آراید و از صفات و ملکات بد تخلیه می کند.

۷- سلوک اجتماعی (عدالت):
مرحله بعدی سلوک اجتماعی است. در این مرحله سالک سعی دارد تا در جامعه حضور فعال داشته باشد، عدالت طلبی را در دستور کار خود قرار دهد و با ظلم و ستم بی امان بستیزد و در این مبارزه و مجاهده کاملا پیرو رهبری و امام به حق جامعه باشد و او را یاری نماید تا در سلوک اجتماعی خود نیز به نهایت رشد برسد. ۸- سلوک عرفانی (محبت):
مرحله بعد سلوک عرفانی است . در این مرحله بر سالک است که در کنار کسب رضایت و طی کردن سلوک عبادی واجب، همت خود را بالاتر برد و حتی از اعمال مکروهی که خدا دوست ندارد نیز، اجتناب نماید و با کارهای مستحب و نیک در جلب محبت خداوند بکوشد تا محبوب الهی شود و به قرب نوافل که نهایت کمال انسان است نایل گردد.

معرفی کتاب در زمینه عرفان و معنویت اسلامی:
۱. مصباح الهدایه، امام خمینی، ترجمه سید احمد فهری.
۲. چهل حدیث، امام خمینی، مؤسسه نشر آثار امام خمینی.
۳. اوصاف الاشراف، خواجه نصیرالدین طوسی، تصحیح و توضیح نجیب مایل هروی.
۴. مناهج الطالبین و مسالک الصادقین، محمد بخاری، تصحیح و توضیح نجیب مایل هروی.
۵. راهنمای سعادت، سید بن طاووس، ترجمه محمد باقر شهیدی گلپایگانی.
۶. به سوی او، محمد تقی مصباح یزدی.
۷. مبانی نظری و عملی تزکیه (سه جلد در دو مجلد)، محمد شجاعی.
۸. آداب الصلوة، امام خمینى.
۹. چهل حدیث، امام خمینى.
۱۰. المراقبات، میرزا جواد ملکى تبریزى.
۱۱. اسرار الصلوة، میرزا جواد ملکى تبریزى.
۱۲. رساله لقاءالله، میرزا جواد ملکى تبریزى.
۱۳. رساله لب اللباب، علامه طهرانى.
۱۴. رساله سیر و سلوک، علامه بحرالعلوم.
۱۵. سیر و سلوک، یک بانوى ایرانى (مجتهده امین)
۱۶. اسرار عبادات، آیت اللّه جوادى آملى.
۱۷. عرفان اسلامى، شهید مطهرى.
۱۸. نامه ها و برنامه ها، حسن زاده آملى.
۱۹. در آسمان معرفت، حسن زاده آملى. موفق باشید.

ممکن است این مطالب هم برای شما مفید باشد:

نظرات

 

در صورتی که قصد ثبت سوال دارید، می توانید از طریق این صفحه اقدام به ثبت سوال نمایید. در غیر اینصورت با استفاده از فرم زیر نظر خود را برای ما ارسال نمایید.