مراسم فاتحه-تعزیه و عزاداری-مراسم ترحیم ۱۳۸۸/۰۳/۰۶ - ۴۳۸ بازدید

اهل سنت از زبان پیامبر(ص) احادیثی دارند که می فرمایند؛ نباید بیشتر از سه روز برای مرده مراسم گرفت و گریه کرد و لباس سیاه پوشید، می خواستم با ذکر منابع مخالف از هر دو مذهب به من پاسخ بدین و حکم مراسمهایی که ما برای اماممون می گیریم رو جواب بدین.

در پاسخ به نکات ذیل توجه نمایید :
۱- آنچه در روایات ما آمده است این است که تا سه روز غذا برای صاحبان مصیبت فرستاده شود ،تعزیه میت تا سه روز است در روایتی نیز آمده است که حداد ومحدودیت قایل شدن به جهت میت تا سه روز است به همین جهت مرحوم شهید ثانی در کتاب ذکری بعد از ذکر پاره ای از احکام تعزیه بر میت بنا به انچه در کتاب بحار از این کتاب نقل شده میفرماید : حدی برای زمان آن نیست به جهت عمل به عمومات که در تعزیه و تسلی دادن اهل مصیبت وارد شده لکن اگر تعزیه موجب تجدید حزن فراموش شده باشد ترک آن بهتر است وممکن است بگوییم حد آن تا سه روز است به جهت برخی روایات که در ادامه شهید به روایاتی که گفتیم اشاره میکند . {بحار ج ۸۳ ص ۷۱-۷۲}آیت الله بهجت قدّس سره الشریف در پاسخ به :
س -چند روز جایز است که عزادارى ادامه یابد؟ و ادامه آن تا شب هفت یا چهلم جایز است؟
ج- اولى این است که اهل میّت بیش از سه روز براى تعزیه و عزادارى ننشینند.
۲- مساله عزاداری برای اولیای الهی وگریه بر مصایب آنان مساله ورای عزاداری بر میت معمولی است چون گریه وعزاداری بر اقربا وفامیل معمولا جنبه ترحم وعاطفی دارد وگریه الهی که ارتباط با دین داشته باشد نیست به همین جهت تفاوت اساسی میان مصائب خلقی ومصائب الهی وجود دارد از جمله اینکه ما توصیه به صبر در مصایب شده ایم ولی در مصیبت اولیای الهی به عکس روایات فراوان در یاد آوری مصایب آنان وگریه به آنان وارد شده چون گریه برآنها جنبه الهی دارد وگریه بر مصایب وارد شده بر دین خداوند است به عبارت دیگر دیگر جنبه ارتباطی ما با اولیای الهی جنبه قرابت وفامیلی ومسایل مادی نیست بلکه ارتباط ما دینی و الهی است وگریه بر انان نیز همین جهت وسمت را دارد بر خلاف گریه بر دیگر مصایب معمولی به همین جهت حضرت زهرا سلام الله علیها تا زمانی که زنده بود بر فراق پیامبر اکرم گریه میکرد و امام زین العابدین نیز در طول زمان حیاتشان به هر مناسباتی بر مظلومین پدر بزرگوارشان گریه میکردند وحضرت رضا علیه السلام میفرماید روز حسین علیه السلام پلکهای مارا مجروح نموده است , سایر ائمه نیز بنا به آنچه در روایات فراوان آمده است بر امام حسین علیه السلام گریه میکردند واقامه ماتم مینمودند وتوصیه به ان نیز مینموند در حالی که در مصایب دیگر در قرآن کریم وروایات دستور به صبر وخویشتن داری داده شده گریه حضرت یعقوب بر حضرت یوسف نیز در هر راستا است وگریه یک پیامبر بر فراق یک فرزند است که او نیز پیامبر بوده بنا به آنچه در قرآن کریم به ان اشاره شده حضرتش به قدری بر یوسف گریه میکند که چشمانش از گریه برمصیبت فراق یوسف وحزن بر وی سفید میشود واطرافیان میگویند چقدر بر یوسف گریه میکنی وبا این روند جان خود را از دست میدهی همچنین روایات فروانی واردشده که تاکید بر گریه وگریاندن دیگران بر امام حسین وارد شده وحتی بیتابی وجزع بر مصیبت آن حضرت روا شمرده شده در حالی که در مصایب معمولی جزع بر میت حرام است. ۳- مجالس سالگرد میلاد و شهادت معصومین تعظیم شعائر الهی است که درچند آیه از قرآن کریم بر آن تاکید شده است , برای روشن شدن این مطلب توجه شما را به معنای شعائر و بیان مصادیق آن در قرآن کریم جلب می نماییم :
ذلِکَ وَ مَنْ یُعَظِّمْ شَعائِرَ اللَّهِ فَإِنَّها مِنْ تَقْوَى الْقُلُوبِ (حج- ۳۲)
(این گونه است مناسک حج) و هر کس شعائر الهى را بزرگ دارد این کار نشانه تقواى دل هاست.
شعائر جمع شعیره به معنى علامت و نشانه است، بنا بر این شعائر اللَّه به معنى نشانه هاى پروردگار است که شامل سر فصلهاى آئین الهى و برنامه هاى کلى و آنچه در نخستین بر خورد با این آئین چشمگیر است و از جمله مناسک حج مى باشد که انسان را به یاد خدا مى اندازد.
گر چه بدون شک مناسک حج از جمله شعایرى است که در این آیه مقصود بوده است، مخصوصا مساله قربانى که در آیه ۳۶ همین سوره صریحا جزء شعائر محسوب گردیده جزء آن است ولى روشن است که با این حال عمومیت مفهوم آیه نسبت به تمام شعائر اسلامى به قوت خود باقى است و هیچگونه دلیلى بر تخصیص آن به خصوص قربانى یا همه مناسک حج وجود ندارد، بخصوص اینکه قرآن در مورد قربانى حج با ذکر کلمه من که براى تبعیض است این حقیقت را گوشزد کرده که قربانى یکى از آن شعائر است، همانگونه که در مورد صفا و مروه نیز در آیه ۱۵۸ سوره بقره مى خوانیم که آنهم از شعائر الهى است (إِنَّ الصَّفا وَ الْمَرْوَةَ مِنْ شَعائِرِ اللَّهِ).
کوتاه سخن اینکه تمام آنچه در برنامه هاى دینى وارد شده و انسان را به یاد خدا و عظمت آئین او مى اندازد شعائر الهى است و بزرگداشت آن نشانه تقواى دلها است.
این نکته نیز قابل توجه است که منظور از بزرگداشت- آن چنان که بعضى از مفسران ظاهر بین گفته اند- بزرگى جسمانى قربانى و مانند آن نیست، بلکه حقیقت تعظیم آن است که مقام و موقعیت این شعائر را در افکار و اذهان و ظاهر و باطن بالا ببرند و آنچه درخور احترام و عظمت آنها است به جاى آورند.
ارتباط این عمل با تقواى دلها نیز روشن است، زیرا علاوه بر اینکه تعظیم جزء عناوین قصدیه است، بسیار مى شود که افراد متظاهر یا منافق تظاهر به تعظیم شعائر مى کنند، ولى چون از تقواى قلب آنها سرچشمه نمى گیرد بى ارزش است تعظیم و بزرگداشت حقیقى از آن کسانى است که تقواى دل دارند. و مى دانیم تقوا و روح پرهیزگارى و احساس مسئولیت در برابر فرمانهاى الهى چیزى است که کانون آن قلب و روح آدمى است، و از آنجا است که به جسم سرایت مى کند، لذا مى توان گفت که احترام و بزرگداشت شعائر الهى از نشانه هاى تقواى دل است .
تفسیر نمونه، ج ۱۴، ص: ۹۴

ممکن است این مطالب هم برای شما مفید باشد:

نظرات

 

در صورتی که قصد ثبت سوال دارید، می توانید از طریق صفحه جستجو اقدام به ثبت سوال نمایید. در غیر اینصورت با استفاده از فرم زیر نظر خود را برای ما ارسال نمایید.