مرجعیت آیت الله خامنه ای -اجتهاد رهبری ۱۳۹۰/۸/۱۵ - ۳۷ بازدید

دانش آموز گرامی حساسیت و اهتمام شما به دفاع عالمانه و صحیح از نظام اسلامی و امام راحل و مقام معظم رهبری قابل تقدیر و ستایش است. تأثیرگذاری و اصلاح فکری چنین افرادی، تلاشی پر دامنه همراه با آگاهی، استقامت و تعهد را می طلبد. در پاسخ به موضوعاتی که مطرح نمودید به اختصار مطالبی بیان می شود : الف . احترام به حضرت امام (ره) ، و ایستادگی در مقابل جریانی که در صدد تخریب ارکان و ارزشهای انقلاب اسلامی اند ، از ابعاد مختلف قابل دفاع است ؛ یکم .

دانش آموز گرامی حساسیت و اهتمام شما به دفاع عالمانه و صحیح از نظام اسلامی و امام راحل و مقام معظم رهبری قابل تقدیر و ستایش است. تأثیرگذاری و اصلاح فکری چنین افرادی، تلاشی پر دامنه همراه با آگاهی، استقامت و تعهد را می طلبد. در پاسخ به موضوعاتی که مطرح نمودید به اختصار مطالبی بیان می شود : الف . احترام به حضرت امام (ره) ، و ایستادگی در مقابل جریانی که در صدد تخریب ارکان و ارزشهای انقلاب اسلامی اند ، از ابعاد مختلف قابل دفاع است ؛ یکم . از منظر آموزه های دینی، ولایت فقیه شعبه‌ای از ولایت رسول‌الله (ص) و ولایت امام زمان (عج) است و اطاعت از دستورات آن واجب و مخالفت با آن حرام و هر گونه اهانتی به ولی فقیه جامع الشرایط علاوه بر منع شرعی پیرامون حرمت توهین، به منزله توهین به معصومین(ع) است ؛ براساس آموزه های اسلامی و منابع معتبر دینی، فقهای واجد شرایط ( یعنی جامع صلاحیت های علمی ،اخلاقی و مدیریتی)، به صورت عام، از طرف امامان معصوم(علیه السلام) جهت اداره و رهبری جامعه اسلامی در عصر غیبت، منصوب گردیده و همه دارای ولایت می باشند، آنان موظفند در زمینه اداره امور جامعه و تشکیل حکومت در صورتی که امکانات و شرایط محیطی از قبیل مقبولیت مردمی فراهم باشد اقدام نمایند و اطاعت از آنان واجب می باشد. چنانکه امام صادق(علیه السلام) در روایت مقبوله عمر بن حنظله، می فرماید: «... مَنْ کَانَ مِنْکُم مِمَّنْ قَدْ رَوَی حَدیثَنَا وَ نَظَرَ فِی حَلَالنَا وَ حَرَامنَا وَ عَرَفَ اَحکَامَنَا فَلیرضُوْا بِهِ حَکَماً فَاِنِّی قَدْ جَعَلْتُهُ عَلَیکُمْ حَاکِماً فَاِذَا حَکَمَ بِحُکمِنَا فَلَمْ یقبَلْ مِنهُ فَاِنَّمَا استخَفّ بِحُکْمِنَا وَ عَلَینَا رَدٌّ وَ الرَّادُّ عَلَینَا کَالرَّادُّ عَلَی اللّهِ وَ هُوَ عَلَی حَدِّ الشِّرکِ بِاللَّهِ»ر.ک: محمد بن یعقوب کلینی، اصول کافی، دارالتعارف، ۱۴۰۱ق، ج ۱، ص ۶۷ ؛ محمد بن حسن عاملی، وسائل الشیعه، تهران: انتشارات اسلامی، ج ۱۸، ص ۹۸. ؛ «مردم باید به کسانی از شما (شیعیان) که حدیث و سخنان ما را روایت می کنند و در حلال و حرام ما به دقت می نگرند و احکام ما را به خوبی باز می شناسند (عالم عادل)، مراجعه کنند و او را به عنوان حاکم بپذیرند. من چنین کسی را بر شما حاکم قرار دادم. پس هرگاه به حکم ما حکم کند و از او پذیرفته نشود، حکم خدا کوچک شمرده شده و بر ما رد شده است و آن که ما را رد کند، خدا را رد کرده است و چنین چیزی در حد شرک به خداوند است» .جهت آشنایی کامل با تفسیر و تبیین این روایت، ر. ک: سید روح اللَّه موسوی خمینی، ولایت فقیه، تهران: مؤسسه تنظیم و نشر آثاراامام (رحمه الله)، ۱۳۷۴، صص ۸۰، ج ۷۷ و صص ۱۰۶ - ۱۰۲. نتیجه استدلال این است که فقهای جامع شرایط - علاوه بر منصب های ولایت در افتا، اجرای حدود و اختیارات قضایی، نظارت بر حکومت و امور حسبیه - در مسائل سیاسی و اجتماعی نیز ولایت دارند و اطاعت از آنان همانند اطاعت از معصومین علیهم السلام واجب است. بدیهی است امام(علیه السلام) شخص معینی را به حاکمیت منصوب نکرده؛ بلکه به صورت عام تعیین نموده است. روایات متعدد دیگری نیز دلالت بر این موضوع دارد؛ طبق آنچه از فرمایش حضرت ولى عصر(عج) در جواب نامه شخصى به نام اسحق بن یعقوب آمده و آن را بزرگان علماء نقل کرده اند: اطاعت از فقیه جامع الشرایط در زمان غیبت امام زمان(عج) در حکم اطاعت و پیروى از امام زمان و رد کردن دستور چنین مجتهدینى به منزله رد سخن و امر امام زمان(عج) است . توقیع مبارک حضرت ولی عصر(عج) که می فرماید: «وَ اَمَّا الحَوَادِثُ الوَاقِعَه فَارْجِعُوا فِیهَا اِلی رَوَاةُ حَدیثنَا فَاِنَّهُمْ حُجَّتی عَلَیکُمْ وَ اَنَا حُّجَةُ اللَّه»وسائل الشیعه، پیشین، ج ۱۸، ص ۱۰۱، ح ۸ و همچنین روایت، «اَلعُلَمَاءُ حُکَّامٌ عَلَی النَّاسِ»میرزا حسین نوری، مستدرک وسائل الشیعه، قم: مؤسسه آل البیت، ۱۴۰۹ ق، باب ۱۱ (از ابواب صفات قاضی)، ح ۳۳. و روایت امام حسین(علیه السلام) از حضرت امیر(علیه السلام): }«اِنَّ مَجارِی الْاُمُورِ وَالْاَحْکامِ عَلی اَیدی الْعُلَماءِ بِاللَّهِ اَلْأُمَناءِ عَلی حَلالِهِ وَ حَرامِهِ»همان، ح ۱۶ ؛ و برای آگاهی بیشتر درباره دلایل روایی ولایت فقیه ر.ک: امام خمینی، ولایت فقیه، بحث ولایت فقیه به استناد اخبار، صص ۱۴۸-۴۸. علاوه بر احادیث فوق، روایات متعدد دیگری نیز هست که همگی بیانگر لزوم اطاعت از ولی فقیه است و مخالفت با ولی فقیه را در حد مخالفت با ائمه(ع) و مخالفت با خداوند می داند. بر این اساس در دوران غیبت همواره پیروى و اطاعت از مجتهدین واجد شرایط امری قطعی بوده و نه تنها توهین به آنان ممنوع است، بلکه مخالفت با آنان و حتی کوچک شمردن دستورات آنان به منزله مخالفت و توهین به معصومین(ع) و حاکمیت الهی است. « یا أَیُّهَا الَّذِینَ آمَنُوا لاتُقَدِّمُوا بَیْنَ یَدَیِ اللّهِ وَ رَسُولِهِ وَ اتَّقُوا اللّهَ إِنَّ اللّهَ سَمِیعٌ عَلِیمٌ. ؛(حجرات،۱) اى کسانى که ایمان آورده اید! چیزى را بر خدا و پیامبرش مقدّم ندارید (و از آنها پیشى مگیرید)، و تقواى الهى پیشه کنید که خداوند شنوا و داناست.» دوم . از منظر حقوقی ؛ در قانون اساسى براى جلوگیرى از اختلاف نظر فقها و لزوم وحدت رهبری در حکومت، یک نفر مجتهد واجد شرایط به عنوان ولى فقیه قرار داده شده است که در مسائل مربوط به حکومت و مملکت بر همه مردم حتى بر دیگر مراجع لازم است از ولى امر پیروى نمایند. در اصل پنجم قانون اساسی کشورمان آمده: «در زمان غیبت حضرت ولی عصر(عج)، در جمهوری اسلامی ایران ولایت امر و امامت امت بر عهده فقیه عادل و با تقوی، آگاه به زمان، شجاع، مدیر و مدبر است» و در اصل پنجاه و هفتم آن نیز می خوانیم: «قوای حاکم در جمهوری اسلامی ایران عبارتند از: قوه مقننه، قوه مجریه و قوه قضائیه که زیر نظر ولایت مطلقه امر و امامت امت بر طبق اصول آینده این قانون اعمال می گردند». بنا بر مبانی دینی و حقوقی فوق اطاعت از فقیه جامع الشرایط در عرصه مدیریت جامعه اسلامی امری کاملاً ضروری است. همچنین از دیدگاه حقوقی، اهانت به مراجع تقلید از جمله امام خمینی و مقام معظم رهبری، در قانون جرم تلقی شده است؛ چنانکه در ماده ۵۱۴ قانون مجازات اسلامی آمده ؛ « هر کس به حضرت امام خمینی (ره) بنیانگذار جمهوری اسلامی رضوان الله علیه و مقام معظم رهبری به نحوی از انحاء اهانت نماید به حبس از شش ماه تا دو سال محکوم خواهد شد .» و همچنین ماده ۲۷ قانون مطبوعات مقرر می دارد: «هر گاه در نشریه‌ای به رهبر جمهوری اسلامی ایران یا مراجع مسلم تقلید اهانت شود، پروانه آن نشریه لغو و مدیرمسئول و نویسنده مطلب به محاکم صالحه معرفی و مجازات خواهند شد.» که البته توهین به هر فرد دیگری نیز جرم است. سوم . از منظر منافع ملی ؛ علاوه بر آموزه های دینی و ضوابط قانونی ، اگر تنها بخواهیم از منظر منافع ملی و معیارهای ملی به این موضوع نگاه کنیم ، یقینناً هیچ ایرانی غیور ، آزاده و منصفی ، توهین به حضرت امام (ره) که نجات بخش ملت ستمدیده ایران بود و توانست ما را از سلطه هزاران ساله استبداد و وابستگی به بیگانگان رهانیده ، استقلال ، آزادی و حاکمیت مردم بر سرنوشت خویش و عزت جهانی را برایمان به ارمغان بیاورد ، را تأیید نمی کند . و البته همه ملت های جهان به رهبران بزرگ خویش احترام گذاشته و در صدد زنده نگاه داشتن آرمانهای آنان می باشند . حضرت امام خمینی(ره) پـس از انبیاء بزرگ الهی و معـصومان (ع) ، از کم نظیرترین و ممتازترین شخصیت های تاریخ بشریت است که با اندیشه هاى بلند الهی و تلاش هاى صادقانة خویش مسیر تاریخ را دگرگون کرده و سر منشاء تحولات عظیمی‌درجهان گردید. او نمونه انسان کامل و شخصیتى جامع است که یکى از اصیل ترین انقلابهای تاریخ را به پیروزى رساند و نظامى بی بدیل را پایه ریزى و رهبرى نمود و با تکیه بر عنصر آگاهی ، استقامت وشجاعت تزلزلى آشکار در ارکان و مبانى مکاتب الحادی و تمدن های مادی غرب و شرق بوجود آورد و کنگره هاى کفر و شرک و نفاق را با انحطاط و تباهی رو ساخت . چنانکه که امام موسى کاظم علیه السلام می فرماید : «رجل من اهل قم یدعوا الناس الى الحق، یجتمع معه قوم کزبرالحدید، لا تزلهم الریاح العواصف ، و لا یملون من الحرب، و لا یجبنون، و على الله یتوکلون، و العاقبه للمتقین ؛ مردى از اهل قم، مردم را به حق دعوت مى کند. گروهى از مردم با او گرد مى آیند که همانند تکه هاى آهن مستحکم اند. بادهاى سخت آن ها را نمى لرزاند، و از جنگ و مبارزه به ستوه نمى آیند، و از دشمن نمى هراسند، و بر خدا توکل مى کنند، و عاقبت با متقین است.»(بحار الانوار،محمد باقر مجلسی، ج۶۰ ، ص ۲۱۶ .) بدون تردید نام امام خمینى با تاریخ معاصر جهان آمیخته است او مرد قرن و احیاگر میراث عظیم اسلامى در جهان امروز است که با وجود سیطره تمدن غرب و شیفتگى بسیارى به زرق و برق آن، راه جدیدى را براى انسان امروز ارائه نموده و سنتى نو و مکتبى اصیل براى احیاى ارزشها و اصول اسلامى در جهان امروز ارائه کرد . ب . آیت الله در اصطلاحات متداول در حوزه های علمیه لقبی است که مبین درجه علمی افراد بوده و برکسانی که قدرت اجتهاد در مسائل مختلف اسلامی را داشته باشند اطلاق می گردد . در مورد اجتهاد ومرجعیت مقام معظم رهبری گفتنی است ؛ اصولاً مرجعیت دارای معیارها و شرایط علمی و عملی متعدد می باشد که تعداد اندکی از میان مجتهدین و علمای هر عصر به این درجه نائل آمده و در میان این مراجع هم گاهی فقط یک نفر به عنوان مرجع کل و ریاست عامه شیعیان مطرح می شود. مهم‌ترین شرایط و معیارهای مرجعیت عبارتند از: فقاهت، عدالت، تقوی ، اعلمیت، شجاعت، آگاهی به اوضاع زمان و مکان، کثرت تحقیقات و تألیفات، داشتن توان مدیریت امور مسلمین ، افتا دادن و تقلید برخی مقلدان و... . نکته قابل ملاحظه در این شرایط این است که مسأله مرجعیت امری نیست که یک شبه و یا با معرفی و تبلیغات بتوان آن را به کسی اعطاء کرد، زیرا علاوه بر داشتن شرایط علمی و عملی مطرح‌شده، احراز این شرایط و به تعبیری شهرت یافتن در کسب این شرایط در میان بزرگان و مجتهدان حوزه و عموم مردم، نیز مورد توجه است. این مطلب نیز امری نیست که به صورت آنی ایجاد شود، بلکه تدریجی بوده و پس از سال‌ها مجاهدت علمی و عملی بوجود می آید. و سپس مورد پذیرش سایر مجتهدان و مجامع علمی حوزه های علمیه قرار می گیرد . و آیت الله خامنه ای نیز یک فقیه و مجتهد عادل می باشد و این گونه نیست که فقاهت و اجتهاد را در زمان تصدی مقام رهبری یا ریاست جمهوری بدست نیاورده بلکه قبل از انقلاب آن را کسب نموده اند. برای روشن شدن این به موضوع مختصری تحصیلات سابقه و تدریس معظم له اشاره می شود. معظم له در سن ۱۴ سالگی دروس حوزوی را در مشهد شروع و ادبیات عرب را در مدرسه سلمان خان به پایان رسانید. و شرایع را هم نزد پدر بزرگوارشان و دروس سطح را در مدرسه نواب به پایان رساند. در سن ۱۶ سالگی در درس خارج مرحوم میلانی شرکت می کرد چون از استعداد خاصی برخوردار بود لذا کم نظیر بود که جوانی در سن ۱۶ سالگی بتواند در درس خارج شرکت نماید. معظم له تا سال ۱۳۳۷ در مشهد علاوه بر تحصیل به تدریس صرف و نحو، فقه و اصول مشغول بودند. در سال ۱۳۳۷ تا ۱۳۴۳ در قم اشتغال به تحصیل و تدریس داشتند و در محضر اساتیدی چون آیات عظام میرزا احمد مدرس یزدی، آیت الله حاج شیخ هاشم قزوینی و میرزا جواد اقا تهرانی و مرحوم امام و آیت الله بروجردی و آیت الله حاج شیخ مرتضی حائری بهره می جستند. مدتی هم در نجف اقامت داشتند و در دروس خارج آیت الله حکیم, خویی و شاهرودی و میرزا باقر زنجانی, میرزا حسن یزدی و ... شرکت می کردند. حضرت آیت الله فاضل لنکرانی می فرماید ایشان ( مقام معظم رهبری) اهل نظر و اجتهاد هستند. ۲۰ سال پیش (قبل از انقلاب) وقتی در مشهد، در مسجد گوهرشاد با ایشان برخورد کردم. آن موقع ایشان از مدرسین محترم مشهد بودند. پرسیدم چه چیزی تدریس می کنید می فرمودند مکاسب از مهم ترین و مشکل ترین کتب علمی ماست. به نظر من ایشان (مقام رهبری) یک فقیه و یک مجتهد است به نظر من کسی که در سالهای طولانی در جهان سیاست، اساتیدی چون امام امت داشته و خودش دارای استعداد سرشار است چنین فردی داری مقامات بلند از درک سیاسی است. روزنامه رسالت، ۲۲/۳/۶۸. آیت الله امینی می فرماید: حضرت آیت الله خامنه ای _ دامت برکاته _ در فقاهت و اجتهاد به مرتبه ای است که برای تصدی مقام ولایت و رهبری، صلاحیت کامل دارد. درر الفوائد فی اجوبه القائد، ص ۱۹ آیت الله مؤمن می فرماید: هنگام رای گیری در مجلس خبرگان برای رهبری حضرت آیت الله خامنه ای اجتهاد معظم له با قیام هیأت شرعیه نزد این جانب ثابت بود؛ ولی بعدا به واسطه حضور در جلسات مباحثه فقهی، شخصا به اجتهاد ایشان پی بردم و اکنون شهادت می دهم که معظم له، مجتهدی عادل و جامع الشرایط می باشد. پیشین، ص ۲۱. آیت الله یوسف صانعی می فرماید: آیت الله خامنه ای، نه تنها مجتهد مسلم می باشد، بلکه فقیه جامع الشرایط واجب الاتباع می باشد.پیشین، ص ۱۷. آیت الله جوادی آملی می فرماید: اجتهاد و عدالت حضرت آیت الله جناب آقای حاج سید علی خامنه ای _ دامت برکاته _ مورد تایید می باشد. لازم است امت اسلامی _ ایدیهم الله _ در تقویت رهبری معظم له در بذل نفس نفیس، در هیچ گونه نثار و ایثار دریغ نفرمایید. پیشین، ص ۱۹. بنا بر این مقام معظم رهبری پس از سال‌ها تدریس و تحقیق در متون دینی به مقام مرجعیت نیز دست یافتند. در این باره جامعه مدرسین حوزه علمیه قم که مرکب از ده ها مجتهد مطلق و چندین مرجع تقلید می باشد حضرت آیت‌الله خامنه ای، را به مرجعیت پذیرفتند. اعلامیه جامعه مدرسین به این معناست که حداقل شانزده نفر از مجتهدان و خبرگان ایشان را مرجع تقلید جامع‌الشرایط می دانند. هم چنین در هنگام تصدی ولایت امر پس از رحلت امام خمینی(ره)، آیت‌الله‌العظمی اراکی(ره) و آیت‌الله‌العظمی گلپایگانی(ره) اجتهاد ایشان را تایید کردند. بنابراین می‌توان گفت، آیت‌الله خامنه‌ای یک فقیه و مجتهد عادل و جامع‌الشرایط می‌باشند که این مراتب علمی را در طی دورانی طولانی چه قبل و چه بعد از انقلاب به دست آورده‌اند و این امر مورد تصدیق بسیاری از اهل علم و اجتهاد بوده و هست. سابقه تحصیلاتی ایشان در حوزه‌های علمیه مشهد، قم و نجف و شرکت در درس اساتید بزرگواری در این سه حوزه نشان‌گر این مطلب است. نکته‌ای که در پایان لازم است به آن اشاره شود این‌که، مقام معظم رهبری هنگام انتخاب شدن به رهبری به عنوان مرجع مطرح نشدند، بلکه تنها به عنوان مجتهد جامع‌الشرایط و آگاه به مسائل و زمان، مطرح بودند. اما پس از گذشت چندین سال و حائز شدن شرایط مرجعیت، ایشان توسط جامعه مدرسین حوزه علمیه قم، که مرکب از برجسته‌ترین علمای مجتهد حوزه می‌باشد، به عنوان مرجع تقلید معرفی شدند. بنابراین می‌توان مشاهده کرد که در مقام علمی و فقهی ایشان هیچ‌گونه شبهه و اشکالی جاری نیست، مقام سیاسی و عملکرد سیاسی اجتماعی ایشان نیز که طی سالیان اخیر برای هر آگاه منصفی روشن بوده نیاز به بیان ندارد. شاید بسیاری از شبهاتی که همواره و خصوصاً در زمان کنونی در این زمینه ترویج می شود به این جهت باشد که ایشان در مقام خود درایت و کارآمدی فوق‌العاده‌ای داشته مانع به ثمر رسیدن اهداف شوم دشمنان بوده‌اند، از این رو سیل اتهامات و ایرادات را نسبت به ایشان وارد می‌کنند. جهت آشنایی ر.ک : http://www.leader.ir/langs/fa/index.php?p=bio در پایان ضمن آرزوی موفقیت روز افزون برای شما ، مشاوران این مرکز همواره آماده همفکری و پاسخگویی به پرسش های شما در زمینه های مختلف می باشند . (لوح فشرده پرسمان، اداره مشاوره نهاد رهبری، کد: ۳/۱۰۰۱۲۵۷۴۷)

ممکن است این مطالب هم برای شما مفید باشد:

نظرات

 

در صورتی که قصد ثبت سوال دارید، می توانید از طریق این صفحه اقدام به ثبت سوال نمایید. در غیر اینصورت با استفاده از فرم زیر نظر خود را برای ما ارسال نمایید.