مردسالاری در اسلام ۱۳۹۸/۱۲/۰۳ - ۲۶۶ بازدید

ایا به نظر شما اسلام بیشتر مرد گرا و تبعیض گر نیست؟؟؟!!!

استفاده از واژه مرد گرا و مرد سالاری به معنای تسلط کامل مرد بر زن و تلاش برای اثبات مرد گرا بودن اسلام، به طور کامل متناسب با فرهنگ اسلامی نیست. زیرا که مردسالارى واژه اى ابهام آمیز است و به انحاى گوناگون قابل تصویر مى باشد. ثانیا از نظر اسلام، خود مرد نیز اجازه ندارد به میل و هوى و هوس و تمایلات خودش زندگى کند تا چه رسد به این که زن و فرزند تابع محض و بى چون و چراى او باشند؛ بلکه نظام خانواده در اسلام براساس حقوق و وظایف متقابل پایه ریزى شده و در آن هم مردسالارى و هم زن سالارى غلط است و آنچه صحیح است خداسالارى، دین سالارى، عقل سالارى و قانون سالارى است. بنابراین به طور خلاصه مردسالارى ( به معناى تسلط بى چون و چراى مردان به زنان)، در اسلام وجود ندارد. براساس نگرش اسلامى، هیچ انسانى بر انسان دیگر تسلط ندارد و آدمیان ملک حق تعالى هستند و اگر حقوقى براى فردى قرار داده شده باشد، به تناسب آن حقوق، وظایفى نیز بر گردن او گذاشته مى شود؛ یعنى، حقوق، همراه با تکلیف و مسؤولیت و حقوق متقابل مى باشد. در احکام شرعى نیز مشاهده مى شود که در قبال حقوقى که براى مرد قرار داده شده، تکالیفى (مانند مهریه و نفقه) نیز بر گردن او گذاشته شده است. گذشته از این، حقوق مرد نیز محدود و مشروط است به این که موجب عسر و حرج و ضرر براى زن نباشد. آرى، اداره زندگى خانواده به عهده مرد است که باید براساس عقل و شرع خانواده را اداره کند؛ یعنى، خانواده و زندگى خانواده نیز به میل و اختیار او واگذار نشده است و او در اداره خانواده نیز محدود و مقید به رعایت احکام شرع مى باشد، به علاوه مى دانیم که انسان چه زن و چه مرد کامل خلق نشده است و هر کدام از زن و مرد نقایص و نارسایى ها و نیازهاى خود را دارند. در زندگى مشترک نیز، با تفاهم و همدلى مى توانند همدیگر راکامل نمایند و هر کدام در راه و مسیر کمال و تعالى و خروج از نقصان و ضعف و نارسایى، نیازمند دیگرى است: «هن لباس لکم و انتم لباس لهن» ، (بقره، آیه ۱۸۷). امیرالمؤمنین(ع) در پاسخ سؤال پیامبر اسلام(ص) که: «همسرت را چگونه یافتى؟». فرمود: «نعم العون على طاعة اللّه ؛ خوب یاورى است بر طاعت و بندگى خدا (و مسیر کمال و تعالى و ترقى و شکوفایى انسانى)» ، (بحارالانوار، ج ۴۳، ص ۱۱۷). به طور کلی در اسلام بین زن و شوهر حقوق و تکالیف متقابل ( متناسب با ظرفیتهای مردانه یا زنانه) وجود دارد که عمل به آنها موجب استحکام و تقویت زندگی زناشویی می‌باشد. با این وجود نمی‌توان قائل به مردسالاری به معنای تسلط بی چون و چرای مرد بر زن شد؛ البته می‌توان گفت که اسلام نوعی ولایت محدود برای مرد نسبت به زنش قرار داده است؛ ولی به گونه‌ای نیست که بتوانیم مردسالاری را اثبات کنیم. برای توضیح بیشتر به چند نمونه از حقوق متقابل زن و مرد که در ادامه آمده است توجه نمایید:الف- حقوق واجب مرد نسبت به زن عبارت است از: ۱. زن باید با اجازه شوهر از منزل بیرون برود؛ مگر در واجبات و ضروریات زندگى؛ ۲. زن باید براى هر لذتى که او مى خواهد، خود را تسلیم نماید و از نزدیکى او جلوگیرى نکند، مگر با عذر شرعى (مانند ایام قاعدگى و یا دوران باردارى در صورتى که نزدیکى براى سلامتى او و یا بچه ضرر و خطر داشته باشد)؛ ۳. رفع چیزهایى که باعت تنفّر مرد مى گردد؛ .با توجه به این حقوق ذکر شده می‌توان قائل شد که اسلام برای شوهر نسبت به زن قائل به نوعی ولایت است ولی این ولایت به معنای اطلاعات بی چون و چرا و تسلط کامل بر زن نیست؛ بلکه محدود به موارد خاصی است (مثلا زن در بیرون رفتن از منزل باید اذن شوهرش را داشته باشد و به نوعی باید او را در این زمینه اطاعت کند. )ب- حقوق زن نسبت به مرد: ۱. تهیه غذا، ۲. تهیه پوشاک، ۳. تهیه وسایل مورد نیاز خانه، ۴. فراهم کردن محلی برای سکونت، ۵. حق آمیزش و همخوابى، خلاصه این‌که بجای تلاش برای اثبات مردسالاری یا زن سالاری، بهتر است دنبال نهادینه کردن حقوق اسلامی باشیم و بگوییم اسلام هم برای زن و هم برای مرد حقوق و تکالیف متناسبی قرار داده است که عمل به آنها منجر به استحکام و شیرینی زندگی ‌می‌گردد. در ادامه لازم است یادآور شویم که اسلام بر خلاف آنچه در تاریخ و فرهنگ قرن هاى پیشین غرب و شرق گذشته است، على الاصول، زن و مرد را در بسیاری از امتیازات تکوینى و تشریعى، یکسان دانسته است؛ جز آنجا که ساختار بدنی و روانی آنها ایجاب کند احکام متفاوتی را؛ و البته باید دانست که تفاوت غیر از تبعیض می باشد. چند نمونه از این موارد، عبارتند از: ۱. تساوى در ماهیت انسانى و لوازم آن، (نساء، آیه ۱، شورى، آیه ۱۱، حجرات، آیه ۱۳، اعراف، آیه ۱۸۹ و...). ۲. تساوى در راه تکامل انسانى و قرب به خدا و عبودیت، (نساء، آیه ۱۲۴، نحل، آیه ۹۷، توبه، آیه ۷۲، احزاب، آیه ۳۵). ۳. تساوى در امکان انتخاب جناح حق و باطل، کفر و ایمان، (توبه ۶۷ و ۶۸، نور، آیه ۲۶، آل عمران، آیه ۴۳ و...). ۴. اشتراک در اکثر قریب به اتفاق تکالیف و مسؤولیت ها، گرچه به لحاظ فرهنگ محاوره اى عرب احیانا به صیغه مذکر بیان شده اند، (بقره، آیه ۱۸۳، نور، آیات ۲، ۳۱، ۳۲؛ مائده، آیه ۳۸ و...). ۵. استقلال اجتماعى، سیاسى و اعتقادى زنان و حق مشارکت، (ممتحنه، آیات ۱۲، ۱۰ و...). ۶. استقلال اقتصادى زنان، حال آنکه غرب تا چند دهه پیش زن را مالک هیچ چیز نمى دانست، (نساء، آیه ۳۳). ۷. برخوردارى مادران از حقوق خانوادگى نظیر پدران،؛ بلکه حق مادر با توجه به زحمات و تکالیف و مسؤولیت هایش احیانا بیشتر است، (عنکبوت، آیه ۸؛ اسراء، آیات ۲۳ و ۲۴؛ بقره، آیه ۸۳؛ مریم، آیه ۱۴؛ انعام، آیه ۱۵۱، نساء، آیه ۳۶؛ لقمان، آیات ۱۵ و۱۴؛ احقاف، آیه ۱۵) و ده ها مورد دیگر. به طور کلی صرف مرد بودن یا زن بودن برای اثبات برتری کافی نیست، بلکه هر دو تکالیف و حقوق متناسب با ظرفیت های خود دارند؛ هر کس بهتر بتوانند به وظایف خود عمل کند او برنده است. از منظر اسلام، مردسالاری و زن سالاری هر دو شرک می باشند؛ همان گونه که مردم سالاری نیز شرک است. در اسلام تنها خدا سالاری داریم و بس. زن و مرد همه باید مطیع خدا باشند و طبق قوانین او زندگی نمایند. زندگی مشترک، یک تلاش دسته جمعی است برای بهتر بنده ی خدا شدن. لذا مرد و زنی که در زندگی مشترک به جای اجرای فرامین الهی و الگوگیری از زندگی اهل بیت(ع)، به فکر سالاری هستند، فرعونهای کوچکی هستند که می خواهند در محیط خانه خدایی کنند.

ممکن است این مطالب هم برای شما مفید باشد:

نظرات

 

در صورتی که قصد ثبت سوال دارید، می توانید از طریق صفحه جستجو اقدام به ثبت سوال نمایید. در غیر اینصورت با استفاده از فرم زیر نظر خود را برای ما ارسال نمایید.