مرز بین اسلام، ایمان و کفر در قرآن ۱۳۹۲/۱/۱۸ - ۳۹ بازدید

مرز بین اسلام، ایمان و کفر در بیان برخى آیات قرآن
نوشته شده توسط حسین خاکپور

چکیده

در کاربرد قرآنى واژه هاى اسلام، ایمان و کفر هر کدام درجات و دسته بندى هایى دارند که
مرز بین اسلام، ایمان و کفر در بیان برخى آیات قرآن
نوشته شده توسط حسین خاکپور

چکیده

در کاربرد قرآنى واژه هاى اسلام، ایمان و کفر هر کدام درجات و دسته بندى هایى دارند که
براى هر یک حد و مرزى مشخص شده است.

قرآن کریم براى اینکه شخص درگروه مسلمانان یامومنان قرارگیرد شرایطى را مشخص نموده که
باشناخت این ویژگیها مى توان حد ومرز آن را دریافت و آنگاه تمایز اسلام وایمان را با کفر دانست.

واژه اسلام و ایمان در اصطلاح قرآن هر کدام بار معنایى خاصى دارند. از جمله اینکه؛ ایمان،
اسلام همراه اطمینان است در امرى که مربوط به قلب مى شود اما اسلام امرى ظلاهرى است البته
در برخى موارد قرآن از اسلام یاد مى کند که در مرتبه والایى قرار گرفته و اختصاص به انبیاء و
اولیاء الهى دارد.

مقاله حاضر برآن است تا با نگاهى گذرا حد و مرز این واژگان را در برخى آیات قرآن بیان کند.

کلید واژه ها: اسلام، ایمان، کفر، مسلمان، مومن، کافر

بررسى لغوى واژه هاى اسلام، ایمان و کفر:

اسلام: اسلام از سلم گرفته شده یعنى داخل شدن در سلامتى و کسى که اسلام بیاورد در
سلامتى داخل مى شود، و ممکن است اسلام از تسلیم باشد چون تسلیم اوامر خداوند مى شود و
تسلیم نیز از سلامتى و رهایى از فساد است و از آنجا که آیین اسلام سبب مى شود که مردم به
وسیله عبادات و کارهاى نیک از انحراف و فساد در امان باشند لذا به آن اسلام گفته اند. (مجمع

البیان، ج ۳، ص ۲۶۵.)

ایمان: صاحب قاموس القرآن مى گوید : ایمان تسلیم توأم با اطمینان خاطر است، اگر گویند
چرا بر خلاف اهل تفسیر، ایمان را تسلیم معنى مى کنید با آنکه طبرسى رحمه الله فرموده: ازهرى
مى گوید: علما اتفاق نظر دارند براین که ایمان به معنى تصدیق است. المیزان آنرا استقرار اعتقاد
در قلب معنى کرده و راغب تصدیق توأم با اطمینان خاطر گفته است. گوییم قرآن مجید ایمان به
معنى اعتقاد را تأیید نمى کند بلکه بهترین معناى آن همان تسلیم است. زیرا مى بینیم آنان را که
اعتقاد دارند ولى تسلیم عقیده خویش نیستند کافر مى شمارد. (قاموس قرآن، ج (۱-۲)، ص ۱۲۴
براى مطالعه بیشتر ر. ک: التحقیق فى کلمات القرآن، حسن المصطفوى ۱۴۹/۱؛مصباح المنیر،
فیومى (طبع مصر) ذیل اَمَن (سکون القلب)؛ معجم مقایس اللغه، ابن فارس (۶ مجلدات، طبع
مصر) ذیل امن (سکون القلب)؛ صحاح اللغه، جوهرى (طبع ایران) ذیل امن (التصدیق)؛
المفردات فى غریب القرآن ذیل همان ماده).

اسلام و ایمان از نظر (شیعه) تقریباً به یک معنى است، زیرا ما معتقدیم که ایمان از چیزهایى
است که در قلب و درون ثابت است و کارى با اعضاء ظاهر ندارد و اسلام نیز همین است ولى
معتزله مى گوید: ایمان عبارتست از واجباتى که به وسیله اعضاء و جوارح انجام مى یابد. (مجمع
البیان، ج۳، ص۲۶۵.)

کفر: یعنى پوشاندن. صاحب مفردات مى گوید: کفر در لغت به معنى پوشاندن شى ء است،
شب را کافر گوییم که اشخاص را مى پوشاند و زارع را کافر مى گویند که تخمه را در زمین
مى پوشاند. کفر نعمت پوشاندن آنست با ترک شکر، بزرگترین کفر، انکار وحدانیت خدا یا دین یا
نبوت است. واژه کفران بیشتر در انکار نعمت و کفر در انکار دین به کار رود. (مفردات الفاظ قرآن
راغب، ص۷۱۴.)

مولف مجمع فرموده «کفر در شریعت عبارت است از انکار آنچه خدا معرفت آن را واجب
کرده از قبیل وحدانیت، عدل خدا، معرفت پیغمبرش و آنچه پیغمبر آورده از ارکان دین، هر که
یکى از اینها را انکار کند کافر است. راغب گوید: کافر در عرف دین به کسى گفته مى شود که
وحدانیت یا نبوت یا شریعت یا هر سه را انکار کند.

به هر حال کافر کسى است که اصول یا ضرورى دین را انکار کند. (قاموس قرآن، ج۵-۶-۷،
ص ۱۲۶.)

مراد از کفر در مقابل ایمان در آیاتى نظیر «ولکن اختلفوا فمنهم من ء آمن و منهم من کفر»
(بقره،۲۵۳) کفر از روى علم است که همان استکبار و عدم تسلیم باشد و گرنه کفر از روى جهل
حساب دیگرى دارد، و خلاصه پس از وضوح حق، هر که به آن تسلیم شود مومن و هر که آن را
کتمان کند و تسلیم نشود کافر است. این ایمان و کفر است که سبب بهشت و جهنم مى گردد و سرو
کار قرآن مجید، با این ایمان و کفر است . قاموس قرآن، ج(۱-۲)، ص۱۲۷.

مرز بین اسلام و کفر

براى این که مرز بین اسلام و کفر در قرآن کریم مشخص شود، باید ببینیم که خداوند متعادل از
انسان خواسته که براى این که انسان مسلمان و مومن باشد چه کارهایى باید انجام دهد و در
صورت عدول از چه چیزهایى از اسلام خارج و به جمع کفار مى پیوندد که این موضوع با توجه به
آیات زیر بررسى مى شود.

۱- ایمان به آنچه که بر پیامبر (صلى ا... علیه و آله) نازل شده است.

«والذین ءامنوا و عملو الصالحات و ء امنوا بما نُزلَ على محمدٍ و هو الحق من ربهم کَفَّرَ عَنهُم
سیئاتهم و اصلح بالهم» (محمد، ۲)و آنانکه ایمان آوردند و کردار شایسته انجام دادند و ایمان
آوردند بر آنچه که فرستاد شده بر محمد(ص) و آن حق است از پروردگارشان، پوشاند از آنها
گناهانشان را و اصلاح مى کند کارشان را. ذکر ایمان به آنچه بر پیامبر(ص) نازل شده بعد از ذکر به
طور مطلق، تأکید است بر برنامه هاى این پیامبر بزرگ، و از قبیل ذکر خاص بعد از عام است و
بیانگر این واقعیت است که؛ بدون ایمان به آنچه بر پیامبر نازل شده هرگز ایمان به خدا تکمیل
نمى شود. به تعبیر دیگر؛ ایمان به خدا به تنهایى کافى نیست. (تفسیر نمونه، ج ۲۱، ص ۳۹۴.)
باید ایمان به «ما انزل علیه» نیز داشته باشد، ایمان به قرآن، جهاد، نماز و روزه، ایمان به ارزشهاى
اخلاقى و... در این جا علت اینکه حضرت محمد(ص) را جداگانه یاد کرده و ایمان به او را
مخصوصاً اشاره نموده است، تعظیم و تشریف آن حضرت بوده و نیز براى آنکه اهل کتاب نگویند
ما به خدا و پیامبران و کتابهاى آسمانى خود ایمان آورده ایم . (تفسیر مجمع البیان، ج۲۳، ص۴۰؛
تفسیر اثنى عشرى، ج۱۲، ص ۱۰۳.)

و «اصلح با لهم» یعنى کسى که به خدا ایمان آورده و عمل صالح انجام دهد و مومن به خدا و
به قرآن (که در آن شکى نیست) باشد پس خدا از او قبول مى کند و شأنش در دنیا به توفیق و
هدایت به سوى خیر و در آخرت به سوى بهشت است. (تفسیر کاشف، ج ۷، ص ۶۱)

۲- ایمان به خدا و رسول و کتاب هاى نازل شده و ملائکه.

«یا ایها الذین امَنوا امِنوا بالله و رسوله و الکتاب الذى نزّل على رسوله و الکتاب الذى انزل من
قبل و من یکفر بالله و ملائکته و کُتبه و رُسُله و الیوم الآخر فقد ضل ضلالاً بعیدا» (نساء، ۱۳۶)

در این آیه شریفه مومنین را با اینکه ایمان آورده اند دستور مى دهد براى بار دوم ایمان بیاورند
این به خاطر دو قرینه بوده، قرینه اول : متعلق ایمان دوم را به طور تفصیل شرح مى دهد و
مى فرماید: به خدا و رسول و کتاب او ایمان بیاورید . قرینه ى دوم: این که تهدید کرده اگر به تک
تک این جزئیات و تفاصیل ایمان نیاورید به ضلالتى گمراه گرفتار شده اید. (تفسیر المیزان،
ج۵،ص۱۸۳.)

اجزاى این مجموعه نامش اسلام است همه به هم مربوط اند و ممکن نیست یکى از اجزا جدا
شود. و این طور مى فهماند که هر کسى به مجموع ایمان نیاورد به گمراهى بعید گمراه شده چه این
که به خدا کفر بورزد یا به ملائکه او یا به کتب یا به رسل او یا به روز جزا، هر کسى به یکى از اینها
کفر بورزد کافر است .(تفسیر المیزان، ج ۵ ص ۱۸۵ ج تفسیر روض الجنان، ج۶ص ۱۶۱.)

ایمان قلبى است و تجزیه ناپذیر، کسى که خدا را شناخته به نبوت پیامبرش ایمان آورده باید
در ادعایش خالص باشد هر نقصى که در ایمان حاصل شود با اصل ایمان تناقض دارد زیر ایمان
فقط علم و آگاهى نیست بلکه ایمان مخالفت هوى و پیروى از عقل هم هست( تفسیر هدایت، ج
۸، ص ۱۹۸.)

۳- ایمان : به آخرت، قرآن و به پادارى نماز «و هذا الکتاب انزلناه مبارکٌ مصدق الذى بین یدیه
و لتنذر ام القرى و من حولها و الذین یومنون بالأخره یؤنون به و هم على صلاتهم یحافظون»
(انعام، ۹۲).

و این کتابى است که ما آنرا نازل کردیم، کتابى پر برکت که آنچه را پیش از آن آمدن تصدیق
مى کند و تا ام القرى و کسانى را که گرد آن هستند، بیم دهى. آنها که به آخرت ایمان دارند و به آن
ایمان مى آورند و بر نمازهاى خویش مراقبت کنند .

در این آیه صحبت از قرآن است که به عنوان تصدیق کننده کتابهاى پیشین مطرح شده و در
نهایت مى فرماید تا آنان را که به آخرت ایمان دارند به قرآن ایمان بیاورند و مراقبت اوقات نماز
خود کنند و اینها کسانى اند که مراعات اوقات نماز مى کنند و نماز را در وقت خود ادا کرده، از این
آیه بر مى آید که مؤمن نمى تواند به پاره اى از امور ایمان آورده و بقیه را قبول نداشته باشد. (تفسیر
مجمع البیان، ج ۸ ص۱۸۴.)

در تفسیر «جوامع الجامع» اصل دین بر خوف از آخرت گذاشته و کسى که از آن بترسد همین
ترس او را به ایمان آوردن وادار مى سازد و دلیل این که نماز را یاد آورى کرده این است: نماز ستون
دین بوده و هر کسى بر آن مواظبت داشته باشد داراى این خصوصیت مى شود که بر بقیه واجبات
و عبادات نیز مواظبت مى کند . (تفسیر جوامع الجامع، ج ۲ ص ۲۱۸؛ تفسیر منهج الصادقین، ج۳،
ص ۴۳۴.) نماز صله ى دائمى و وثیقه اى براى خداست و نماز گزار را از فحشا و منکر باز مى دارد.
(تفسیر کاشف، ج ۳، ص ۲۲۷.)

۴- یهود و نصارى را دوست و تکیه گاه خود نداشتن

«یا ایها الذین ءامنوا لاتتخذوا الیهود و النصارى اولیاء بعضهم اولیاء بعض و من یتولهم منکم
فانه منهم ان الله لایهدى القوم الظالمین» (مائده، ۵۱)

اى کسانى که ایمان آورده اید یهود و نصارى را ولى (و دوست و تکیه گاه خود) انتخاب نکنید.
آنها اولیاى یکدیگرند، و کسانى از شما که با آنان دوستى کنند از آنها هستند، خداوند جمعیت
ستمکار را هدایت نمى کند.

در این آیه خداوند هشدار مى دهد که اهل ایمان یهود و نصارى را به دوستى نگیرند و با آنان
هم پیمان نشوند و از آنان دورى جویند و وقتى یارى خواستن از این دو گروه ناروا شناخته شده،
روشن است که کمک خواستن از دیگر فرقه ها و دسته ها ممنوع است.

«و من یتولهم منکم فانه منهم»: هر کس از شما آنان را به دوستى برگیرد، او نیز از آنان خواهد
بود. به باور این عباس، کسانى از شما که از آنان کمک بخواهند و آنان را یار و یاور خویش پندارند
مانند کافران خواهند بود. (تفسیر مجمع البیان، ج (۵-۶)، ص ۷۴۱- روض الجنان روح الجنان،
ج۶، ص ۴۱۶.)

اگر مسلمانى از آنها پیروى کرد در ردیف آنان و از جمله ظالمان است و ظالمان مورد هدایت
خدانسیتند. (احسن الحدیث، ج ۳، ص ۸۸ ج مواهب علیه، ص ۲۴۷.)

۵- ایمان، مخالف با گرفتن دوست از سخره کنندگان و اهل کتاب و کفار است:

«یا ایها الذین ء امنوا لاتتخذوا الذین اتّخذ و دینکم هُزُوًا و لَعِبًا مِنَ الذین اوتوا الکتاب من قبلکم
و الکفار اولیاء واتقوالله ان کنتم مؤنین » (مائده، ۵۷)

اى کسانى که ایمان آورده اید، افرادى از اهل کتاب که آیین شما را به باد استهزاء و بازى
مى گیرند و مشرکان را ولى خود انتخاب نکنید، و از خدا بپرهیزید اگر ایمان دارید.

مقیاس انسان در ارزیابى انسان و جامعه همان اصول اعتقادى اوست بنا بر این، علاقه پیوند
مردم به آن اصولى است که به آن اعتقاد دارند . استهزاء بدترین نوع سر بر تافتن از یک عقیده
است . (تفسیر هدایت، ج ۲، ص .۳۵۷ .)

از کار زشت کسانى که در اعماق دل کافرند اما به زبان از اسلام و ایمان سخن مى گویند، به
بازى با دین و تمسخر آیین تعبیر مى کند. خواه از پیشوایان ادیان و مذاهب پیشیین و یا از
کفرگرایان، اینان را به دوستى نگیرید . (مجمع البیان، ج (۵-۶)، ص ۷۶۵.)

لاتتخذوا: شرط ایمان داشتن غیرت دینى وتبرى از نااهلان است. (تفسیر نور، ج۳، ص۱۱۴.)

۶- ایمان بدون شک و تردید

«إنما المؤنون الذین ءامنوا بالله و رسوله ثم لم یرتابوو جاهدوا بأ موالهم و انفسهم فى سبیل
الله و اولئک هم الصادقون» (حجرات، ۱۵)

مومنان واقعى کسانى هستند که به خدا و رسولش ایمان آورده اند، سپس هرگز شک و تردیدى
به خود راه نداده و با اموال و جانهاى خود در راه خدا جهاد کرده اند، آنها راستگویند.

سینه ى مومنان به ایمان آرامش یافت، دچار تردید نشوند که شیطان یا بعضى گمراه کنندگان
در دلشان تردیدى ایجاد کنند که به یقین آنها آسیبى برساند و با دشمنى محارب یا شیطان یا نفس
اماره به جهاد پرداختند آنان به راستى در دل ایمان آوردند و دروغ نگفتند، ایمان این گروه از سر
صدق و حقیقت است. تفسیر جوامع الجامع، ج ۶ ص ۱۰۰.

پس نخستین نشانه ایمان عدم تردید و دو دلى در مسیر اسلام است نشانه ى دوم جهاد با
اموال سوم که از همه برتر است جهاد با نفس.

۷- دوست داشتن ایمان و ناپسند داشتن کفر:

«و علموا أنّ فیکم رسول الله لویطیعکم فى کثیر من الامر لعنتم ولکن الله حبّب الیکم الایمان و
زینه فى قلوبکم و کرّه الیکم الکفر و الفسوق و العصیان اولئک هم الراشدون » (حجرات، ۷)

و بدانید رسول خدا در میان شماست هر گاه در بسیارى از کارها از شما اطلاعت کند به مشقت
خواهید افتاد، ولى خداوند ایمان را محبوب شما قرار داده و آن را در دلهایتان زینت بخشیده، و
کفر و فسق و گناه را منفورتان قرار داده است .

با برنامه هاى جالبى که در اسلام قرار داده است مردم به طرف آن جذب مى شوند و با
توصیف عذاب کافران و بیان انواع و اقسام مضرات ناشى از کفر مردم را از آن دور ساخت و تسلیم
صرف باشید خداوند نور ایمان را روشن کرده و علاقه مند به او شده اید و بر جان و مال و وطن
خود مقدم مى دانید. (مجمع البیان، ج ۲۳، ص ۲۰۰؛ اطیب البیان، ج ۱۲، ص ۲۲۷.)

فسوق یعنى خروج از طاعت به معصیت و عصیان کلیه نافرمانى هاى خداوند.

اولئک هم الراشدون : رشد ایمانى و رشد تقوایى «حبب الیکم الایمان» یعنى أمیر المومنین
علیه السلام .(نور الثقلین، ج ۵، ص ۸۴؛ الصافى، ج ۲، ص ۱۰۲؛ المحاسن ۲۶۲و۳۲۶؛ البرهان، ج
۵ ص ۱۰۵.)

«إن الذین کفروا سواء علیهم ءانذرتهم أم لم تنذرهم لایؤنون » (بقره، ۶)

کسانى که کافر شدند براى آنان تفاوت نمى کند که آنان را از عذاب الهى بترسانى یا نترسانى،
ایمان نخواهند آورد. در این آیه کافران نقطه ى مقابل مؤنان هستند و کفر در اینجا عبارت است از
انکار توحید، انکار عدالت خدا، انکار نبوت انبیا یا انکار یکى از ضروریات وارکان دین .(مجمع
البیان، ج۱، ص ۶۸.)

۸- دشمنى کفار با حق و با دین توحید «ذلکم بأنّه اذا دعى الله وحده کفرتم و ان یشرک به
تومنوا فالحکم لله العلى الاکبر» (غافر، ۱۲)

این به خاطر آن است که وقتى خداوند به یگانگى خوانده مى شد انکار مى کردید، و اگر براى او
همتایى مى پنداشتند ایمان مى آورید، اکنون داورى مخصوص خداوند بلند مرتبه و بزرگ است .

خطاب در« ذلکم» به کفار است و موطن این خطاب روز قیامت است، و احتمال هم دارد که
موطنش همین دنیا باشد و منظور این باشد که با این خطاب ایشان را از شرک ورزیدن نهى کند و
باز بدارد.

«ذلکم» اشاره به حالت شدت و سخت کفار است و جمله « إن یشرک به» دلالت بردوام و
استمرار دارد و سیاق کلام براى بیان دشمنى کفر با حق و با توحید است، چون کفار چنین بوده و
هستند که به هر چیزى و هر دعوتى که بویى از توحید در آن باشد کفر مى ورزند، و هر عقیده اى را
که نشانه اى از شرک در آن باشد مى پذیرند، در نتیجه وصف آن چنین است که براى خدا هیچ
حقى و حرمتى قایل نبوده اند. (المیزان، ج۱۷، ص ۴۷۹)

على بن ابراهیم ذیل آیه فوق از امام صادق (علیه السلام) روایت کرده، فرمود: که کفر در این
آیه، به معنى انکار است، مى فرماید: وقتى شما را به یگانگى و یکتایى خداوند دعوت مى کنند؛
منکر مى شوید و چنانچه براى خدا شریکى قرار دهند به آن ایمان مى آورید.

۹- کافر پیرو باطل است و مومن پیرو حق و حقیقت

«ذلک بأن الذین کفروا اتبعوا الباطل و أنّ الذین ءامنوا اتبعوا الحق من ربهم کذلک یضرب الله
للناس امثالهم» (محمد،۳).

این به خاطر آنست که کافران از باطل پیروى کردند و مومنان از حقى که از سوى پروردگارشان
بود تبعیت نمودند این گونه خداوند براى مردم مثلهایى را بیان مى کند.

کافران از باطل پیروى کردند و مومنان از حقى که از پروردگارشان بود. جان مطلب این جاست
که دو خط ایمان و کفر از دو خط حق و باطل منشعب مى شود، حق یعنى واقعیت هاى دینى که از
همه بالاتر ذات پاک پروردگار است. به دنبال آن حقایق مربوط به زندگى انسان، و قوانینى که حاکم
بر رابطه او با خدا و رابطه آنها با یکدیگر است باطل یعنى پندارها خیالها و نیرنگها، افسانه هاى
خرافاتى، کارهاى بیهوده و بى هدف و هر گونه انحراف از قوانین حاکم برعالم هستى . (تفسیر
نمونه، ج ۲۱، ص ۳۹۵.)

۱۰- قتال در ماه حرام و جلوگیرى راه خدا از مصادیق کفر است:

«یسئلونک عن الشهر الحرام قتالٍ فیه قل قتال فیه کبیرٌ و صد عن سبیل الله و کفرٌ به والمسجد
الحرام و اخراج اهله منه اکبر عندالله و الفتنة اکبر من القتل و لایزالون یقاتلونکم حتى یردوکم عن
دینکم اِن استطاعوا و من یرتد منکم عن دینه فیمت و هو کافر فاولئک حبطت اعمالهم فى الدنیا و
الأخرة و اولئک اصحاب النار هم فیها خالدون» (۲۱۷، بقره)

از تو درباره جنگ کردن در ماه حرام سوال مى کنند بگو جنگ در آن گناهى بزرگ است. و
جلوگیرى از راه خدا و کفر ورزیدن نسبت به او و هتک احترام مسجد الحرام و اخراج ساکنان آن،
نزد خداوند مهمتر از آن است و ایجاد فتنه حتى از قتل بالاتر است و مشرکان پیوسته با شما
مى جنگند تا اگر بتوانند شما را از آیینتان برگردانند. و کسى که از آیینش برگردد، در حال کفر بمیرد،
تمام اعمال نیک او در دنیا و آخرت بر باد مى رود، و آنان اهل دوزخند و همیشه در آن خواهند
بود. این آیه شریفه از جنگ در ماههاى حرام منع مى کند و مى فرماید: این کار جلوگیرى از راه خدا
و کفر است و به طور کلى فتنه از آدم کشى بدتر است.

کلمه ى «صد» به معنى جلوگیرى یا برگرداندن است و مراد از سبیل الله عبادتها و مخصوصاً
مراسم حج است و ظاهراً ضمیر در کلمه «به» به سبیل بر مى گردد بنابر این مراد از کفر، کفر عملى
است نه کفر اعتقادى و کلمه ى مسجد الحرام عطف به سبیل الله است و در نتیجه معنا چنین
مى شود که: قتال در ماه حرام صدّ از «سبیل الله» و صدّ از مسجد الحرام است و این آیه دلالت بر
حرمت قتال در شهر حرام دارد. (المیزان، ج ۲، ص ۲۵۰)

فرق اسلام و ایمان :

الف: اسلام ظاهرى و ایمان باطنى است «قالت الاعراب امنّا قل لم تومنوا ولکن قولوا اسلمنا و
لما یدخل الایمان فى قلوبکم وان تطیعوا الله و رسوله لا یلتکم من اعمالکم شیئا ان الله غفور
رحیم» (حجرات، ۱۴)

عربهاى بادیه نشین گفتند: ایمان آوردیم بگو شما ایمان نیاورده اید ولى بگویید اسلام
آورده ایم اما هنوز ایمان وارد قلب شما نشده است، و اگر از خدا و رسولش اطاعت کنید چیزى از
پاداش کارهاى شما را فروگزار نمى گند، خداوند آمرزنده مهربان است.

طبق آیه تفاوت اسلام و ایمان در این است که اسلام شکل ظاهرى و قانونى دارد و هر کس
شهادتین را بر زبان جارى کند، در مسلک مسلمانان وارد مى شود و احکام اسلام بر او جارى
مى گردد، ولى ایمان یک امر واقعى و باطنى است و جایگاه آن قلب آدمى است نه زبان، اسلام
ممکن است انگیزه هاى مختلفى داشته باشد حتى انگیزه هاى مادى و منافع شخصى ولى ایمان
حتماً انگیزه هاى معنوى دارد و از علم و آگاهى سرچشمه مى گیرد. پیامبر اکرم (صلى ا... علیه و
آله) فرمودند: «اسلام امرى آشکار است ولى جاى ایمان دل است» .(نمونه، ج ۲۲، ص۲۱۲ -
جوامع الجامع، ج۶، ص ۹۹ - احسن الحدیث، ج ۱۰، ص ۲۸۹.)

امام صادق (علیه اسلام): با اسلام خون انسان محفوظ و اداى امانت او لازم و ازدواج با او
حلال مى شود ولى ثواب بر ایمان است. (اصول کافى، ج۲.)

و نیز به همین دلیل است که در بعضى از روایات مفهوم اسلام منحصر به اقرار لفظى شمرده
شده در حالى که ایمان اقرار توام با عمل معرفى شده است.

ب- ایمان اجبارى نیست:

«لااکراه فى الدین قد تبین الرشد من الغى فمن یکفر بالطاغوت و یومن بالله فقد استمسک
بالعروة الوثقى لاانفصام لها والله سیمع علیم» (بقره، ۲۵۶)

در قبول دین اکراهى نیست راه درست از راه انحرافى روشن شده است. بنابر این کسى که به
طاغوت کافر شود و به خدا ایمان آورد به دستگیره محکمى چنگ زده است که گسستن براى آن
نیست و خداوند شنوا و داناست.

اکراه به معنى آن است که کسى را به اجبار و ادار به کارى مى کنند در «لااکراه فى الدین». دین
اجبارى نفى شده است چون دین عبارت است از یک سلسله معارف علمى که معارفى به دنبال
دارد، و جامع همه ى آن معارف، یک کلمه است و آن عبارتست از «اعتقادات» و اعتقاد و ایمان
هم از امور قبلى است که اکراه و اجبار در آن راه ندارد، چون کاربرد اکراه تنها در اعمال ظاهرى
است که عبارت است از: حرکات مادى و بدنى (مکانیکى) و اما اعتقاد قبلى براى خود، علل و
اسباب دیگرى از سنخ خود اعتقاد و ادراک دارد .( المیزان، ج۲، ص۵۲۳.)

و این آیه دلیل روشنى است بررد جبریه که گفته اند انسان در قبول اسلام و کفر یا عبارت و
معاصى و سایر افعال مجبور است حقیقت اکراه در دین نیست. (اطیب البیان، ج ۳، ص۱۹ اثنى
عشرى، ج، ص۴۶۱.)

نتیجه گیرى:

براى این که مرز بین اسلام وکفر را بشناسیم و این دو را از هم تمیز دهیم خداوند در قرآن براى
این که انسان در گروه مومنان و مسلمانان قرار گیرد شرایطى آورده که عبارت است از ایمان به
خدا، رسولش، پیامبران پیشین، قرآن، کتاب هاى آسمانى نازل شده قبل از پیامبر، ملائکه، روز
جزا، آخرت، ایمان به آنچه که بر پیامبر نازل شده، ایمان به نماز، روزه جهاد و ایمان به ارزشهاى
اخلاقى، که در پایان خداوند تصریح مى کند ایمان امرى قلبى و تجزیه ناپذیر است. مومن کسى
است که به همه ى اینها با هم ایمان بیاورد و اگربه یکى اعتقاد نداشت از زمره مومنین خارج است.

خداوند مومنان را از گرفتن دوست از بین یهود و نصارى و کسانى که دین را مسخره مى کنند و
اهل کتاب و کفار نهى کرده و تهدید نموده که در صورت یارى و امید به آنان در زمره ى کافران قرار
مى گیرند.

از صفات کافران این است که از انذار پیامبرنمى ترسند و در ماه حرام به جنگ پرداخته و از راه
خدا جلوگیرى مى کنند و براى خدا شریک قائل مى شوند.

مومن از حق و کافر از باطل پیروى مى کند.

در تفاوت بین اسلام و ایمان هم باید . گفت اسلام امرى ظاهرى و مربوط به اعضاو جوارح و
ایمان امرى باطنى و مربوط به دل و قلب است و از نشانه هاى مؤمنان واقعى این است که هرگز به
دل خود شک راه نداده، در راه خدا با اموالشان مجاهدت کرده و مبارزه با نفس مى کنند و ایمان
اجبارى نیست.







منابع

۱- احسن الحدیت، قریشى سید على اکبر، بنیاد بعثت تهران ۱۳۷۷ ش، چاپ سوم

۲- اصول کافى، کلینى، محمد بن یعقوب، انتشارات وفا، تهران ۱۳۸۱ چاپ اول

۳- اطیب البیان فى تفسیر القرآن، طیب سید عبدالحسین، انتشارات اسلام، تهران، ۱۳۷۸ش

۴- البرهان فى تفسیر القرآن، بحرانى سید هاشم، بنیاد بعثت، تهران، ۱۴۱۶، چاپ اول

۵- تفسیر الاثنى عشرى، حسینى شاه العظیمى، حسین بن احمد، انتشارات میقات، تهران،
۱۳۶۳، چاپ اول

۶- تفسیر جوامع الجامع، بنیاد پژوهشهاى اسلامى آستان قدس رضوى، مشهد، ۱۳۷۷ ش،
چاپ دوم

۷- تفسیر المیزان، علامه طباطبایى، مترجم موسوى همدانى، سید باقر، دفتر انتشارات قم،
۱۳۷۴ ش، چاپ پنجم

۸- تفسیر منهج الصادقین فى الزام المخالفین، کاشانى مدافتح، کتابفروشى محمد حسن
علمى، تهران، ۱۳۳۶ ش

۹- تفسیر نمونه، مکارم شیرازى ناصر، داراکتب الاسدایه، ۱۳۷۳، چاپ دوازدهم

۱۰- تفسیر نور، قرائتى محسن، مرکز فرهنگى درسهایى از قرآن، تهران ۱۳۸۳ ش، چاپ، چاپ
یازدهم

۱۱- تفسیر نور الثقلین عروسى حویزى عبدعلى بن جمعه، انتشارات اسماعیلیان، قم ۱۴۱۵
ق، چاپ چهارم

۱۲- تفسیر هدایت، بنیادپژوهشهاى اسلامى آستان قدس رضوى، مشهد، ۱۳۷۷ ش، چاپ اول

۱۳- تفسیر قمى، على بن ابراهیم قمى، انتشارات دارا لکتاب، قم ۱۳۶۷ ش . چاپ چهارم

۱۴- تفسیر کاشف، مغنیه، محمد جواد، انتشارات بوستان کتاب، ۱۳۸۶، چاپ دوم

۱۵- التحقیق فى کلمات القرآن، حسن المصطفوى، وزارة الثقافه والارشاد الاسلامى الطبعه
الاولى، ۱۴۱۶

۱۶- جامع، بروجردى، سید محمد ابراهیم، انتشارات صدر، تهران، ۱۳۶۶ ش، چاپ ششم.

۱۷- روض الجنان و روح الجنان فى تفسیر القرآن، ابوالفتح رازى، حسین بن على، بنیاد
پژوهشهاى اسلامى آستان قدس رضوى، مشهد ۱۴۰۸ ق

۱۸- الصافى، فیض کاشانى ملا محسن، انتشارات صدر، تهران ۱۴۱۵ق، چاپ دوم

۱۹- صحاح اللغه، الجوهرى، طبع ایران، ۱۲۷۰

۲۰- فروغ بى پایان، فهرست تفصیلى قرآن کریم، معادیخواه عبدالمجید، تهران ۱۳۸۷، نشر ذره

۲۱- قاموس قرآن، قرشى سیدعلى اکبر، دارالکتب الاسلامیه، تهران ۱۳۸۶ ش چاپ یازدهم

۲۲- قرآن حکیم، ترجمه مکارم شیرازى، ناصر، نشر قرآن کریم جمهورى اسلامى، ۱۳۸۷،
چاپ سوم

۲۳- مجمع البیان فى تفسیرالقر آن، انتشارات فراهانى، تهران، ۱۳۶۰ ش، اول

۲۴- مصباح المنیر فیومى، طبع مصر، ۱۳۱۳

۲۵- مفردات الفاظ القرآن، راغب اصفهانى، نشر طلیعه نور، ۱۴۲۷ ق، چاپ دوم

۲۶- معجم مقاییس اللغه، ابن فارس، ۶ مجلدات، طبع مصر، ۱۳۹۰

۲۷- المحاسن، برقى احد بن محمد، انتشارات المجمع الالعمى لأهل البیت، ۱۳۷۴

۲۸- معجم المفهرس لالفاظ القرآن الکریم، عبدالباقى، محمدثواد، ۱۳۷۴ ش، چاپ دوم

۲۹- مواهب علیه، کاشفى سبزوارى حسین بن على، انتشارات اقبال، تهران، ۱۳۶۹ ش

ممکن است این مطالب هم برای شما مفید باشد:

نظرات

میهمان
با سلام لطفا دید گاه عرفای مهم چون حضرت امام علامه طباطبایی و غیره را در مورد مردز ایمان وشرک در عرفان شرح دهید

 

در صورتی که قصد ثبت سوال دارید، می توانید از طریق این صفحه اقدام به ثبت سوال نمایید. در غیر اینصورت با استفاده از فرم زیر نظر خود را برای ما ارسال نمایید.