مرز عزاداری بر امام حسین(ع) ۱۳۹۳/۰۹/۲۳ - ۵۲۳ بازدید

در پاسخ به این پرسش لازم است بین دو امر تفکیک گردد:
۱ ـ منظور از سخن حضرت زینب(ص) که فرمودند: «ما رایت الا جمیلاً» چیست؟ و چرا حضرت زینب (س) این حادثه خونین را زیبا می دانند؟
۲ ـ چرا باید عزاداری نمود و اندوهناک شد؟ و اساساً حد و مرز این عزاداری چیست؟
در بخش اول باید گفت: در سخن پر مغز و ژرف حضرت زینب (س) که «ما رایت الا جمیلاً» چند احتمال وجود دارد:

در پاسخ به این پرسش لازم است بین دو امر تفکیک گردد:
1 ـ منظور از سخن حضرت زینب(ص) که فرمودند: «ما رایت الا جمیلاً» چیست؟ و چرا حضرت زینب (س) این حادثه خونین را زیبا می دانند؟
2 ـ چرا باید عزاداری نمود و اندوهناک شد؟ و اساساً حد و مرز این عزاداری چیست؟
در بخش اول باید گفت: در سخن پر مغز و ژرف حضرت زینب (س) که «ما رایت الا جمیلاً» چند احتمال وجود دارد:
در پاسخ به این پرسش لازم است بین دو امر تفکیک گردد:
1 ـ منظور از سخن حضرت زینب(ص) که فرمودند: «ما رایت الا جمیلاً» چیست؟ و چرا حضرت زینب (س) این حادثه خونین را زیبا می دانند؟
2 ـ چرا باید عزاداری نمود و اندوهناک شد؟ و اساساً حد و مرز این عزاداری چیست؟
در بخش اول باید گفت: در سخن پر مغز و ژرف حضرت زینب (س) که «ما رایت الا جمیلاً» چند احتمال وجود دارد:
الف) تن به شمشیر دادن و تکه تکه شدن و با این همه بلا و مصیبت در برابر ظلم و حکومت باطل سر تسلیم فرود نیاوردن در دید حضرت زینب (س) و هر انسان آزاده ای زیباست.
ب) اینکه خداوند اهل بیت علیهم السلام را از این میدان آزمایش سرفراز و سربلند بیرون آورد و مایه کمال آنها شد، امری زیبا و جمیل است.
ج) پیامدها و نتایج مثبت جنبش عاشورا را و الهام بخش بودن این حرکت آزادی بخش و ظلم ستیز برای آزادگان جهان تا روز قیامت، امر زیبایی بود.
حادثه عاشورا با اینکه از طرفی در بر دارنده جنایات کم نظیر یا بی نظیر تاریخ بشری است ولی از این جهات در دیده حضرت زینب (س) زیبا و پسندیده است.
در بخش دوم، باید گفت: فلسفه و چرایی عزاداری برای حضرت امام حسین (ع) در موارد ذیل خلاصه می گردد:
1 ـ مودت و دوستی: «قُل لَّا أَسْأَلُکُمْ عَلَیْهِ أَجْرًا إِلَّا الْمَوَدَّةَ فِی الْقُرْبَى» (شوری/23) دوستی خواندن رسالت و اهل بیت پیامبر (ص) به عنوان مزد رسالت پیامبر (ص) معرفی شده است. دوستی و مودت لوازمی دارد که از جمله آنها همدردی و غمناک بودن در مصیبت وارد بر اهل بیت (ع) می باشد.
2 ـ انسان سازی: از آنجا که در فرهنگ شیعی، عزاداری باید از سر معرفت و سناخت باشد، هم دردی با آن عزیزان در واقع یادآوری فضایل، مناقب و آرمان های آنها بوده است و بدین شکل، آدمی را به سمت الگوگیری و الگوپذیری سوق می دهد.
در این صورت شعور و شور و شناخت و عاطفه در هم می آمیزد و در پرتو آن انگیزه ای قوی در او ایجاد می شود تا راه اهل بیت (ع) را بپیماید.
3 ـ جامعه سازی: هنگامی که مجلس عزاداری، موجب انسان سازی گشت؛ تغییر درونی انسان به عرصه جامعه نیز کشیده می شود و آدمی می کوشد تا آرمان های اهل بیت (ع) را در جامعه حاکم سازد.
4 ـ برپاداری مراسم عزاداری و گویه برای مصایب عاشورا مورد تاکید و تشویق شدید اهل بیت (ع) بوده است. خود اهل بیت (ع) به طور عملی مراسم عزاداری امام حسین (ع) را بر پا می نمودند و شاعران در مصایب ایشان به نوحه سرایی می پرداختند.
نمونه هایى از گریه ها و عزاداریها

1. عزادارى بنى هاشم در ماتم سیدالشهدا؛

از امام صادق(ع) روایت شده است: «پس از حادثه عاشورا هیچ بانویى از بانوان بنى هاشم، سرمه نکشید و خضاب ننمود و از خانه هیچ یک از بنى هاشم دودى که نشانه پختن غذا باشد، بلند نشد تا آنکه ابن زیاد به هلاکت رسید. ما پس از فاجعه خونین عاشورا پیوسته اشک بر چشم داشته ایم»نگا: امام حسن و امام حسین(ع)، ص 145..

2. عزادارى امام سجاد(ع)؛

حزن امام سجاد(ع) بر آن حضرت به صورتى بود که دوران زندگى او، همراه با اشک بود. عمده اشک آن حضرت بر مصایب سیدالشهداء(ع) بود و آنچه بر عموها، برادران، عموزاده ها، عمه ها و خواهرانش گذشته بود تا آنجا که وقتى آب مى آوردند تا حضرت میل کند، اشک مبارک شان جارى مى شد و مى فرمود: چگونه بیاشامم در حالى که پسر پیامبر را تشنه کشتند؟!بحارالانوار، ج 44، ص 145. و مى فرمودند: «هرگاه شهادت اولاد فاطمه زهرا(س) را به یاد مى آورم گریه ام مى گیرد».خصال، ج 1، ص 131.
امام صادق(ع) به زراره فرمود: «جدم على بن الحسین(ع) هرگاه حسین بن على(ع) را به یاد مى آورد، آن قدر اشک مى ریخت که محاسن شریفش پر از اشک مى شد و بر گریه او حاضران گریه مى کردند».بحارالانوار، ج 45، ص 207.

3. عزادارى امام محمد باقر(ع)؛

امام باقر(ع) در روز عاشورا براى امام حسین(ع) مجلس عزا برپا مى کرد و بر مصایب آن حضرت گریه مى کردند. در یکى از مجالس عزا، با حضور امام باقر(ع) کمیت شعر مى خواند، وقتى به اینجا رسید که: «قتیل بالطف ...»، امام باقر(ع) گریه زیاد کرده، فرمودند: «اى کمیت! اگر سرمایه اى داشتیم در پاداش این شعرت به تو مى بخشیدیم؛ اما پاداش تو همان دعایى است که رسول خدا(ص) درباره حسان بن ثابت فرمودند که همواره به جهت دفاع از ما اهل بیت(ع)، مورد تأیید روح القدس خواهى بود».مصباح المتهجد، ص 713.

4. عزادارى امام صادق(ع)؛

امام موسى کاظم(ع) مى فرماید: «چون ماه محرم فرا مى رسید، دیگر پدرم خندان نبود؛ بلکه اندوه از چهره اش نمایان مى شد و اشک بر گونه اش جارى بود، تا آنکه روز دهم محرم فرا مى رسید. در این روز مصیبت و اندوه امام به نهایت مى رسید. پیوسته مى گریست و مى فرمود: امروز، روزى است که جدم حسین بن على(ع) به شهادت رسید».امام حسن و امام حسین(ع)، ص 143.

5. عزادارى امام موسى کاظم(ع)؛

از امام رضا(ع) نقل شده است که فرمود: «چون ماه محرم فرا مى رسید، کسى پدرم را خندان نمى دید و این وضع ادامه داشت تا روز عاشورا: در این روز پدرم را اندوه و حزن و مصیبت فرا مى گرفت و مى گریست و مى گفت: در چنین روزى حسین را که درود خدا بر او باد، کشتند».حسین، نفس مطمئنة، ص 56.

6. عزادارى امام رضا(ع)؛

گریه امام رضا(ع) در حدى بود که فرمودند: «همانا روز مصیبت امام حسین(ع)، پلک چشمان ما را مجروح نموده و اشک ما را جارى ساخته است».بحارالانوار، ج 44، ص 284.
دعبل خدمت حضرت رضا(ع) آمد. آن حضرت درباره شعر و گریه بر سیدالشهدا(ع) کلماتى چند فرمودند؛ از جمله اینکه: «اى دعبل! کسى که بر مصایب جدم حسین(ع) گریه کند، خداوند گناهان او را مى آمرزد. آنگاه حضرت بین حاضران و خانواده خود پرده اى زدند تا بر مصایب امام حسین(ع) اشک بریزند».
سپس به دعبل فرمودند: «براى امام حسین(ع) مرثیه بخوان، که تا زنده اى تو ناصر و مادح ما هستى، تا قدرت دارى از نصرت ما کوتاهى مکن». دعبل در حالتى که اشک از چشمانش مى ریخت، قرائت کرد:
أفاطم لوخلت الحسین مجد لاو قد مات عطشاناً بشط فرات
صداى گریه امام رضا(ع) و اهل بیت آن حضرت بلند شد.همان، ج 45، ص 257.

7. عزادارى امام هادی (ع)؛

بنابر روایات، آن حضرت خطاب به جد بزرگوارشان سیدالشهدا(ع) مى فرمایند:
«فلئن اخرتنى الدهور و عاقنى عن نصرک المقدور، و لم اکن لمن حاربک محاربا و لمن نصب لک العداوة مناصبا فلاندبنّک صباحا و مساء و لابکین لک بدل الدموع دما، حسرة علیک و تأسفاً على ما دهاک»؛ بحارالانوار، ج 101، ص 320.
«اگر روزگار مرا به تأخیر انداخت و دور ماندم از یارى تو و نبودم تا با دشمنان تو جنگ کنم و با بدخواهان تو پیکار نمایم؛ هم اکنون هر صبح و شام بر شما اشک مى ریزم و به جاى اشک در مصیبت شما خون از دیده مى بارم و آه حسرت از دل پر درد بر این ماجرا مى کشم».
در سوگ تو با سوز درون مى گریم از نیل و فرات و شط، فزون مى گریم
گر چشمه چشم من، بخشکد تا حشراز دیده به جاى اشک، خون مى گریم
مصطفى آرنگ به نقل از اشک حسینى، سرمایه شیعه، ص 66.
برخى از روایات در خصوص گریه بر امام حسین(ع) عبارت است از:
1. امام معصوم(ع) فرمود: «هر چشمى در روز قیامت به جهت سختى ها، گریان است؛ مگر چشمى که بر امام حسین(ع) گریسته باشد، این چشم خندان و بشاش است».الخصائص الحسینیه، ص 140.
2. امام رضا(ع) مى فرماید: «گریه بر امام حسین(ع) گناهان بزرگ را محو مى کند».مسند امام رضا(ع)، ج 2، ص 27 .
3. امام صادق(ع) مى فرماید: «کسى که به یاد امام حسین(ع) به مقدار بال مگسى، اشک از چشمانش جارى شود؛ ثوابش بر خداوند است و خداوند به کمتر از بهشت براى او راضى نمى شود».بحارالانوار، ج 44، ص 291.
4. از امام معصوم(ع) نقل شده است: «هر که بگرید یا بگریاند یا حالت اندوه و گریه داشته باشد، بر مصیبت امام حسین(ع)، بهشت براى او واجب مى شود».الخصائص الحسینیه، ص 142.
5. امام رضا(ع) مى فرماید: «... پسر شبیب! اگر مى خواهى براى چیزى گریه کنى، پس براى حسین بن على(ع) گریه کن که او را ذبح کردند؛ چنان که گوسفند را ذبح مى کنند ... پسر شبیب! اگر براى حسین چنان گریه کنى که اشک هایت بر گونه هایت جارى شود، خداوند همه گناهان کوچک و بزرگ تو را مى آمرزد، اندک باشد یا بسیار ...».بحارالانوار، ج 44، ص 28
بنابراین منافاتی بین این دونوع بخش از پرسش وجود ندارد زیرا هرکدام ناظر به جنبه خاصی از حادثه عاشوراست .
زینب (س) ازمنظر یک عارف وعاشق خداوند که همه حوادث وامور را زیبا می نگرد به این حادثه عاشورا نگاه میکند ؛با اینکه برحسب ظاهر بزرگترین جنایت انسانی به دست کسانی که مدعی پیروی ازدین پیامبر اسلام هستند در تاریخ رخ میدهد ازینرو خودحضرت زینب (س) در شب عاشورا ازدرد فراق ودوری برادر گریستند.
اما شیعیان وپیروان امام حسین (ع) از دریچه ومنظر دیگری به این حادثه دلخراش می نگرند وبا تمام وجود از آن متاثر میشوند؛ آنها می بینند که ولی خداکه محبوب دلهاست بامظلومیت کامل با وضع دلخراشی به شهادت میرسند متاثر واندوهگین میشوند .بنا بر این منافاتی بین این دونگرش به حادثه عاشورا وجود نداردزیرا هرکدام از زاویه وحیثیت خاصی به آن می نگرند.
البته برخی درابراز حزن واندوه خود دچار افراط وتند روی شده ودست به کارهای خلاف شرع وعقل زده وموجبات وهن مذهب را فراهم میکنند که کار آنها مورد تاییید نمی باشد.
به طور کلی می توان گفت حد ومرز عزاداری مشروع دوچیز است : 1-عزاداری به گونه ای باشد که وهن به مذهب شیعه نشود مانند قمه زنی.
2-زیان وضرر معتنی به به جسم وارد نشود. (لوح فشرده پرسمان، اداره مشاوره نهاد رهبری، کد: 1/100113759)

ممکن است این مطالب هم برای شما مفید باشد:

نظرات

 

در صورتی که قصد ثبت سوال دارید، می توانید از طریق صفحه جستجو اقدام به ثبت سوال نمایید. در غیر اینصورت با استفاده از فرم زیر نظر خود را برای ما ارسال نمایید.