مرگ اختیاری و ولادت معنوی ۱۳۹۹/۰۶/۱۱ - ۴۱۳ بازدید

سلام علیکم
در حدیثی از حضرت عیسی علی نبینا واله وعلیه السلام امده است : لنْ یلجْ ملکوت الْسماوات الارْض من لمْ یولد مرتین.
توضیح فرمایید که انسان برای دریافت فیوضات و ملحق شدن به عالم غیب و امر و نایل گشتن به شهود
حضرت حق و راهیابی به عالم حقیقت کدام سیری را باید از کلام نورانی بالا در پیش بگیرد،؟

دوست گرامی. دو تعبیر مهم و راهبردی سلوک در آموزه های عرفان "موت اختیاری" و "تولد ثانی" است. این دو تعبیر عرفانی و سلوکی سیروسلوک و خودسازی خلاصه شده است. سلوک و خودسازی معنوی، به تعبیری همان مرگ اختیاری و ارادی است که زمینه ساز تولد معنوی انسان می شود. روایت حضرت عیسی (ع) که فرمود: لنْ یلجْ ملکوت الْسماوات الارْض من لمْ یولد مرتین؛ (ملاصدرا، اسفار اربعه، ج ۹، ص ۲۱۸ .) ناظر به همین نوع مرگ و تولد است؛ آن حضرت به یک نکته مهم و راهبردی در سلوک اشاره کرده و می فرماید: اگر انسان بخواهد به معرفت شهودی حقایق ماورای طبیعی وصول یابد چاره ای جز این ندارد که یک بار به لحاظ بشری و به صورت اختیاری بمیرد و به لحاظ انسانی متولد شود و حیات انسانی و الهی بیابد.
توضیح بیشتر
انسان و جهان دو عالم متناظر بر هم و احوال آن دو، در نگاهی اجمالی بر هم قابل انطباق­ اند. هرآنچه در آفاق و عوالم طبیعی رخ می­دهد، در نفوس انسانی نیز نمونه و مظهری دارد. انسان نسخه و فهرستی فراگیر از خلایق و موجودات و جامع تمام مراتب عالم است و به جهت این جامعیت مستحق خلافت گشته است. باطن او نفخه و روح الهی است و صورت ظاهر او بدن جسمانی و عنصری است. کتاب وجود انسان را این دو برگ تشکیل می­دهند. حیات و کمال جسم، به روح است و بدن بی روح بسان جماد. نسبت جهان و انسان کامل نیز به همین گونه است که جهان همچون بدن انسان، و انسان کامل به مثابه جان و روح ساری در جهان است. آدمی برای راهیابی به ملکوت عالم و وصول به سعادت حقیقی باید از جسم و کالبد عالم بیرون رود و به تعبیری بار دیگر زاده شود.
بر اساس تناظر انسان و هستی، از هر مرتبه از مراتب عالم، نصیبی در صورت انسانی می­توان سراغ گرفت. حیات، مرگ و قیامت از حقایق غیر قابل انکار عالم هستی است که از قیاس احوال عالم با احوال انسان، این سه نشئه در انسان نیز وجود دارد. در لسان عرفا آمده است که انسان دارای سه نوع حیات و در مقابل آن، سه نوع مرگ و همچنین سه نوع قیامت است:
یکی حیات طبیعی است که بر اساس نَفَسِ رحمانی حضرت حق دمادم بر هستی افاضه می­شود و حیات تمامی مخلوقات از تجلی او حاصل می­شود. در مقابل آن، موتی است که در هر لحظه و طرفة­العینی مخلوقات را در احاطه خویش دارد، چرا که موجودات به جهت وجود امکانی و افتقاری خود و به حکم «کل شیء هالک»‌ هیچ وجودی ندارند و در موت­اند، اما با تجلی نَفس رحمانی در هر لحظه هست می­شوند (‌لاهیجی، شرح گلشن راز، ص۴۲۷ – ۴۲۶.)
حیات دیگر، حیات معنوی است که به واسطة انسلاخ روح از صفات نفسانی و اتصاف به صفات روحانی، برای روح انسان در همین نشئه دنیایی رخ می­دهد. در مقابل این حیات، موت اختیاری است که همان قطع تعلقات مادی و الزام نفس به عبودیت و بندگی حضرت حق است.
حیات سوم، ‌حیات ابدی انسان و دیگر مخلوقات است که متعلق به عالم پس از مرگ می­باشد. در مقابل آن، مرگ اضطراری است که عبارت از قطع تعلقات روح از بدن عنصری و انحلال از طبیعت است. در آثار عارفان درکنار این موت و حیات، به سه نوع قیامت صغری، وسطی و کبری اشاره شده است (‌همان، ۴۲۱).
نکته حائز اهمیت این که هر یک از حیات طبیعی و حیات ابدی که در مقابل آن موت لحظه­ای موجودات امکانی و موت اضطراری قرار دارد، از مواردی است که متعلق به تمام مخلوقات و موجودات عالم است؛ یعنی تمام مخلوقات که از ذات حق تعالی هستی خود را دریافت کرده­اند، روزی خواهند مرد و در قیامت کبری برانگیخته خواهند شد. اما تنها امری که مختص انسان بوده، قابلیت ورود او به نوعی حیات اختیاری است. او می­تواند در همین حیات طبیعی مرگ ارادی داشته باشد و قیامت خود را رؤیت کند. شکوفایی حقیقت انسان و به ثمر رسیدن میوه وجود وی و یافتن حیات طیبه از طریق دوباره زاده شدن و مرگ پیش از مرگ است.

ممکن است این مطالب هم برای شما مفید باشد:

نظرات

 

در صورتی که قصد ثبت سوال دارید، می توانید از طریق صفحه جستجو اقدام به ثبت سوال نمایید. در غیر اینصورت با استفاده از فرم زیر نظر خود را برای ما ارسال نمایید.