مرگ عبدالله و ظهور -مرگ ملک عبدالله -مرگ پادشاه عربستان ۱۳۹۱/۰۵/۰۱ - ۲۴۹۲ بازدید

آیا دلیلی داریم مبنی بر اینکه عبدالله مذکور در روایت ذیل اهل حجاز است؟ عن أبی بصیر، قال: سمعت أبا عبدالله(علیه السلام) یقول: من یضمن لی موت عبدالله أضمن له القائم، ثمّ قال: إذا مات عبدالله لم یجتمع الناس بعده على أحد، و لم یتناه هذا الأمر دون صاحبکم إن شاء الله، و یذهب ملک سنین و یصیر ملک الشهور و الأیّام. فقلت: یطول ذلک؟ قال: کلّا (بحار الأنوار، ج ۵۲، ص ۲۱۰، ب ۲۵، ح ۵۴).

یکی از نشانه های غیر حتمی ظهور قتل فرمانروای عربستان بنام عبدالله می باشد که در ماه ذی الحجه روی خواهد داد . بخشی از تحولات و اتفاقاتی که در عربستان رخ می‌دهد، ناشی از حوادث اجتماعی و طبیعی داخلی است و بخشی متأثر از حملات و هجوم بیگانگان، به ویژه سفیانی است که مجموعاً شرایط ملتهب و کاملاً بی‌ثباتی را در عربستان به وجود می‌آورند و این دیار را مهیّای ظهور امام عصر(ع) می‌کنند.روایات منابع شیعه و سنی در مورد طلیعة ظهور حضرت مهدی(ع) در حجاز، بر پیدایش خلأ سیاسی و کشمکش بین قبائل بر سر فرمانروایی همداستانند. این حادثه در پی مرگ پادشاه یا خلیفه‌ای رخ می‌دهد که با مردن او گشایش و توسعه در امور به وجود می‌آید. نام وی در برخی روایات، «عبدالله» ذکر شده است. بعضی از روایات مرگ او را در روز عرفه تعیین می‌کنند، که حوادثی پیاپی آن، در حجاز تا خروج سفیانی، ندای آسمانی، درخواست نیرو از سوریه از جانب حجاز و سرانجام ظهور حضرت مهدی(ع) به وقوع می‌پیوندد.۱ از امیرالمؤمنین علی بن ابی طالب(ع) نقل شده است، که فرمود: «سه پرچم به مخالفت با یکدیگر برافراشته می‌شود؛ پرچمی در مغرب، پرچمی در عربستان و پرچمی در شام. فتنه و جنگ بین آنها یک سال طول می‌کشد»
امام صادق(ع) در این زمینه می‌فرماید: «زمانی‌که مردم در سرزمین عرفات در حال وقوف می‌باشند، سواری بر شتری سبک سیر به آنجا وارد می‌شود و مرگ خلیفه را خبر می‌دهد؛ با مرگ او فرج آل محمد(ص) و گشایش کار تمام مردم فرا می‌رسد».و «آنگاه که مرگ عبد الله فرا رسد، مردم در جانشینى او نسبت به هیچکس به توافق نمى رسند و این جریان تا ظهور حضرت صاحب الامر همچنان ادامه مى یابد، عمر سلطنت هاى چندین ساله بسر آمده ، نوبت پادشاهى چند ماهه و چندین روزه فرا مى رسد. ابوبصیر مى گوید: پرسیدم : آیا این وضع به طول مى انجامد؟ فرمود: هرگز.و این درگیرى بعد از کشته شدن این پادشاه (عبدالله ) منجر به کشمکش بین قبیله هاى حجاز مى شود. ( بحار ۵۲ ص ۲۱۰ و ۲۴۰ )
اما سوال این است که آیا این نشانه ها با افراد خاصی در زمان حاضر تطبیق دارد ؟؟
در باره تطبیق این نشانه ها با افراد خاص ، باید با احتیاط و دقت رفتار نمود . متاسفانه در سال‌های اخیر، شاهد تطبیقات نشانه ها بر افراد و اشخاص هستیم که هر روز به شکلی بروز می کند و بعد از مدتی نادرستی بسیاری از آنها مشخص می شود. این در حالی است که این تطبیقات نه از سوی خود آن افراد است ؛ بلکه از سوی اشخاصی است که سر رشته خاصی در این مباحث ندارند. بر این اساس نمی توان گفت این عبدالله همین ملک عبدالله فعلی در عربستان است .
متاسفانه گهگاه افراط ها و تفریط هایی ملاحظه می گردد که هر دوی این امور از سوی علمای اسلام و محققین برجسته ی عرصه ی مهدویت نهی شده اند، اما تعداد از افراد دچار این آفات شده اند و با نیت خیر، اما بدون در نظر گرفتن جوانب احتیاط، بی محابا به تطبیق های قطعی و حتمی پرداخته اند. این امر گرچه در کوتاه مدت ممکن است موج بزرگی در بین منتظران مهدی موعود (عج) ایجاد کند، اما در صورتی که این تطبیق ها صحیح نباشند و افراد یا نشانه های مورد بحث، همان نشانه های ظهور نباشند، در دراز مدت می تواند اثرات نامناسبی داشته باشند و موجب نا امیدی در بین تعداد زیادی از منتظران گردند.البته مسئله ی تحقیق مستند و همراه با احتیاط در زمینه ی نشانه های ظهور، امری پسندیده و مناسب است و تبعات مثبتی همچون افزایش امید در دل های منتظران و شناخت صحیح دشمنان و دوستان در دوره ی آخرالزمان دارد، اما تطبیق بی قید و شرط و قطعی این نشانه ها، امری مذموم بوده و می تواند تبعات نامناسبی داشته باشد.
در بعضی از روایات منقول از اهل بیت علیهم السلام، ادعای تعیین وقت ظهور برابر با کذب خوانده شده و شیعیان مأمور به تکذیب این مدعیان گردیده اند؛ چنانکه در توقیع مبارک امام زمان علیه السلام به اسحاق بن یعقوب آمده است: ... و اما ظهور الفرج فإنه إلی الله تعالی ذکره و کذب الوقّاتون (و اما آشکار شدن فرج وابسته به اراده حق تعالی است و وقت گزاران دروغزنانی بیش نیستند) البته نهی از توقیت نباید منجر به این شود که شیعیان و منتظران، امر ظهور را پدیده ای دور از دسترس و مستقل از اراده خویش، که در آینده ای محتمل و نامعلوم به وقوع خواهد پیوست، بیانگارند. بلکه باید با حفظ روحیه نشاط و امید، همواره ظهور را در چند قدمی خویش ببینند و این همان چیزی است که در برخی مجامع روایی و پاره ای از متون دینی بدان تصریح شده است چنانکه در دعای عهد آمده است: ... اللهم اکشف هذه الغمة عن هذه الامة بحضوره و عجل لنا ظهوره انهم یرونه بعیدا و نریه قریبا (پروردگارا! با حضور ولی و دوست خود اندوه را از دلهای این امت بزدای ودر ظهور وی شتاب کن (هرچند) دیگران ظهور حضرتش را دور می انگارند و لی ما آن را نزدیک می بینیم) .
چنانکه گذشت درباره پادشاه عربستان به نام ملک عبد الله روایت شده است :امام صادق (ع) در روایتی می فرماید: «هر کس مرگ عبدالله را برای من تضمین کند، من ظهور قائم را برای او ضمانت می کنم... . » (بحارالانوار/ ج ۵۲ / ص ۲۱۰) آقای کورانی درباره این روایت و مسائل مشابه آن به تفصیل بحث کرده است، (عصر ظهور/ ص ۲۹۲) اما تطبیق «عبدالله» در این روایت به ملک عبدالله، پادشاه عربستان، هر چند احتمال دارد. اما قطعی نیست، چه بسا صد سال دیگر پادشاهی از خاندان آل سعود به نام عبدالله در آن سرزمین به مسند قدرت بنشیند و منظور از این روایت، او باشد.اندیشه مهدویت دچار آسیب هایی شده است. مسئله تطبیق یکی از این آسیب ها به شمار می رود که برخی با خواندن یا شنیدن چند روایت در علائم ظهور، آنها را بر افراد یا حوادثی خاص تطبیق می دهند.
خلاصه آنکه این گونه تطبیق ها پی آمد هایی نامطلوبی دارد که به آن اشاره می شود:
ـ تعیین وقت و استعجال (عجله کردن و صبر و تحمل نکردن)؛
ـ نومیدی و یاس بر اثر واقع نشدن ظهور؛
ـ به دلیل احتمال تحقق نیافتن تطبیق های مطرح شده، افرادی به اصل ظهور بی اعتقاد می شوند و یا در اصل روایات به شک می افتند.
بر این اساس تطبیق ویژگیهایی که در روایات برای حوادث و افراد خاصی بیان شده بر افراد حاضر به صورت احتمالی است و نمی توان به طور قطع و یقین ادعا کرد که این فرد دقیقا همان فردی است که در روایت بدان اشاره شده است.
و تنها یکی دو نشانه محدود فاصله زمانی تحقق نشانه تا زمان ظهور را بیان می کنند؛ لذا با تحقق برخی از علائم ظهور نمی توان به صورت عجولانه ادعا کرد تا چند صباح دیگر ظهور تحقق پیدا خواهد کرد.
بهتر است به جای گمانه و دنبال نمودن فرضیه های زمان ظهور امام عصر(عج)- که معمولا ثمره چندانی هم ندارند- وظیفه خود را نسبت به حضرت(عج) در زمان غیبت تشخیص داده و در تحقق این وظیفه حداکثر تلاش خود را انجام دهیم. وظیفه ما انتظار فرج است.این انتظار جز با آمادگی و فراهم نمودن شرایط ظهور تحقق نمی یابد بنابراین تا جائی که مقدور است،‌ لازم است خود، خانواده و در نهایت جامعه را آماده پذیرایی حضرت(عج) نمود که اگر این امر محقق شود و سربازی واقعی برای آن حضرت(عج) باشیم حتی اگر مرگ- که اگر زمان ظهور هم تشخیص داده شود، زمان مرگ قطعا قابل تشخیص نیست- بین ما و زمان ظهور فاصله اندازد، خداوند به ما برای ادراک آن زمان و حیات دوباره خواهد بخشید. انشاءالله که همگی از یاوران حضرت(عج) باشیم.
برای مطالعه بیشتر ر.ک:
۱.مهدویت ( پس از ظهور ) ، رحیم کارگر ؛ نشر معارف
۲.چشم به راه مهدی ، جمعی از نویسندگان
۳. تحلیل تاریخی از نشانه های ظهور ، بوستان کتاب

ممکن است این مطالب هم برای شما مفید باشد:

نظرات

 

در صورتی که قصد ثبت سوال دارید، می توانید از طریق صفحه جستجو اقدام به ثبت سوال نمایید. در غیر اینصورت با استفاده از فرم زیر نظر خود را برای ما ارسال نمایید.