مرگ موجودات وفرشتگان ۱۳۹۰/۴/۲۹ - ۱۲ بازدید

ازظاهر آیه شریفه" کل شی هالک الا وجهه "و روایات چنین استفاده می شود که « کلّ شیء» ، شامل همه موجودات است الّا وجه الله که هلاک و فنا ندارد. اهل بیت (ع) در تفسیر آیه شریفه «کل شی هالک الا وجهه» در ضمن روایات فراوانی فرموده اند: وجه الله ما اهل بیت هستیم. در برخی روایات نیز فرموده اند : وجه الله دین خداست. لکن در روایات دیگری فرموده اند: ما هستیم دین خدا.
ازظاهر آیه شریفه" کل شی هالک الا وجهه "و روایات چنین استفاده می شود که « کلّ شیء» ، شامل همه موجودات است الّا وجه الله که هلاک و فنا ندارد. اهل بیت (ع) در تفسیر آیه شریفه «کل شی هالک الا وجهه» در ضمن روایات فراوانی فرموده اند: وجه الله ما اهل بیت هستیم. در برخی روایات نیز فرموده اند : وجه الله دین خداست. لکن در روایات دیگری فرموده اند: ما هستیم دین خدا. در برخی روایات نیز فرموده اند: مراد از وجه الله انبیاء ، رسل و حجج الهی هستند.(ر.ک: بحار الأنوار ؛ ج ۲۴ ؛ص۱۹۲ – ۲۰۱)
علامه طباطبایی در المیزان ذیل آیات شریفه « کلّ مَنْ عَلَیْها فانٍ ـــ وَ یَبْقى وَجْهُ رَبِّکَ ذُو الْجَلالِ وَ الْإِکْرامِ ـــ فَبِأَیِّ آلاءِ رَبِّکُما تُکَذِّبانِ .»(الرحمن/۲۶ ـ ۲۸) فرموده اند این فنا جزء نعمتها وآلاء الهی است ؛ چون چیزی جز انتقال از عالم دنیا به سوی خدا نیست. لذا خدا آن را در آیات فوق جزء نعم و آلاء خود شمرده است. همچنین به نظر علامه طباطبایی ، در آیات فوف الذکر ، مراد از وجه الله ، اسماء الله است. چون وجه هر چیزی آن چیزی است که با آن با دیگران روبرو می شود. واسطه بین خدا و خلق نیز اسماء اوست. و خدا از راه اسماء خود عالم را تدبیر می کند. و خلق از راه اسماء خدا به او معرفت می یابند و او را می خوانند. البته این سخن علامه منافاتی با روایات فوق الذکر ندارد. چون اهل بیت الله (ع) خود را اسماء حسنای خدا نیز معرّفی کرده اند. همچنین انبیاء الهی مظهر خاصّ اسماء الهی هستند.
در آیه «کل شی هالک الا وجهه» دو احتمال است. احتمال اوّل این است که مراد از هالک ، هالک بالفعل باشد در هر لحظه ای. و احتمال دوم این است که مراد از هالک ، هلاکت در آینده باشد. بنا به احتمال اوّل همه اشیاء غیر از وجه الله همواره هالک و باطل الذّات هستند ؛ الّا آنچه در آنهاست از فیض خدا. توضیح مطلب این که همه موجودات مرکّب از وجود و ماهیّتند. ماهیّت موجودات اعتباری و وجود آنها که فیض خداست اصیل است. لذا همواره ماهیّت اشیاء عین بطلان بوده و امر اعتباری است ؛ امّا وجود آنها که ظهور اسماء الله و تجلّی اراده خداست باقی و فنا ناپذیر است. و مراد از اعتبار ، در اینجا اعتبار عقل است. لذا خداوند متعال فرمود« ما عِنْدَکُمْ یَنْفَدُ وَ ما عِنْدَ اللَّهِ باق . ـــ آنچه نزد شماست فنا می شود و آنچه نزد خداست باقی است.»( النحل/۹۶) ماهیّت اشیاء که اعتبار عقل است ، مصداق « ما عندکم » است ؛ ولی وجود اشیاء که به ذهن راه نمی یابد و قابل ادراک عقلی به علم حصولی نیست ، مصداق « ما عند الله » است. امّا بنا به احتمال دوم هلاک اشیاء به این است که از نشئه ای که هستند منتقل به نشئه ای بالاتر می شوند و در نهایت بازگشت همه به سوی خداست. و آنچه به سوی خدا بر می گردد وجود اشیاء است که مظهر اسماء حق تعالی و وجه الله است. و آنچه نزد خدا بر می گردد فنا ناپذیر است.
امّا مراد از هلاک و فنا ، عدم شدن نیست. چرا که در آیات قرآن کریم تصریح شده که بازگشت همه موجودات به سوی خداست . در روایات آمده است که انسان برای بقا آفریده شده نه برای فنا (عدم شدن ) . همچنین هلاک و فنا در مورد همه موجودات به معنی مردن اصطلاحی نیست. بلکه ـــ اگر مراد از این هلاک و فنا ، همان هلاک و فنای لحظه قیامت باشد ــ ظاهراً مراد از آن ، در مورد بسیاری از موجودات ، همان صعقه و مدهوشی و موتی است که در اثر نفخ صور پدید می آید. و برای استثنا شدگان از حکم نفخ صور نیز موت دیگری است متناسب با وجود خودشان . بنا بر این ، این هلاک و فنا در مورد موجودات زنده عالم مادّه به مردن اصطلاحی (خروج روح از بدن ) است ؛ ولی در غیر آنها معنایی متناسب با خود آن موجودات دارد. و معنای مشترک از هلاک و فنا و موت در همه موجودات ، انتقال از وجود فی نفسه خود و از نشئه خود به سوی خداوند متعال است. لذا خداوند متعال فرمود:« وَ لِلَّهِ ما فِی السَّماواتِ وَ ما فِی الْأَرْضِ وَ إِلَى اللَّهِ تُرْجَعُ الْأُمُورُ . ــ و از آن خداست هر آنچه در آسمانها و زمین است و همه امور به سوی خدا بازمی گردند.»(آل عمران : ۱۰۹). بنا بر این ، به نظر می رسد که هلاک و فنای موجودات به دو صورت است ؛ گروهی با نفخ صور از خود بی خود شده و وجود استقلالی خود را از دست داده و وجود خود را فانی در وجود حق تعالی می یابند ؛ و گروهی دیگر که از حکم نفخ صور مستثنی هستند با موتی مناسب خود از خود بی خود شده و خود را قائم به ذات حق می یابند. امّا آنها که وجود استقلالی برای خود نمی بینند وجه الله بوده و از هلاک و فنا رسته اند. بنا بر این هلاک و فنای گروه اوّل مشمول این قول خداوند متعال است که می فرماید:« وَ نُفِخَ فِی الصُّورِ فَصَعِقَ مَنْ فِی السَّماواتِ وَ مَنْ فِی الْأَرْضِ إِلاَّ مَنْ شاءَ اللَّهُ ثُمَّ نُفِخَ فیهِ أُخْرى فَإِذا هُمْ قِیامٌ یَنْظُرُونَ. ــــ و در«صور» دمیده مى شود، پس همه کسانى که در آسمانها و زمینند ازشدّت صدای صور مدهوش و از خود بی خود می شوند ، مگر کسانى که خدا بخواهد ؛ سپس بار دیگر در«صور» دمیده مى شود، ناگهان همگى به پا مى خیزند و در انتظار(حساب و جزا) هستند. »( الزمر /۶۸ )
استثنا شدگان از حکم نفخ صور چه کسانی هستند؟
در برخی روایات گفته شده ، مراد از استثنا شدگان از حکم نفخ صور ، شهدا هستند. لکن روایت این قول ضعیف است. البته ممکن است مراد از شهدا ، به معنی قتیل فی سبیل الله نباشد.
بلکه مراد از آن ، انبیاء و رسول اکرم (ص) و اهل بیت (ع) باشند. خداوند متعال می فرماید:« وَ کَذلِکَ جَعَلْناکُمْ أُمَّةً وَسَطاً لِتَکُونُوا شُهَداءَ عَلَى النَّاسِ وَ یَکُونَ الرَّسُولُ عَلَیْکُمْ شَهیداً . »(البقرة : ۱۴۳) و فرمود:« فَکَیْفَ إِذا جِئْنا مِنْ کُلِّ أُمَّةٍ بِشَهیدٍ وَ جِئْنا بِکَ عَلى هؤُلاءِ شَهیداً »( النساء : ۴۱) و ایضاً فرمود:« وَ یَوْمَ نَبْعَثُ فی کُلِّ أُمَّةٍ شَهیداً عَلَیْهِمْ مِنْ أَنْفُسِهِمْ وَ جِئْنا بِکَ شَهیداً عَلى هؤُلاء. »( النحل : ۸۹) و برخی گفته اند مراد ، حضرت موسی (ع) است ؛ چون او یک بار در طور سینا دچار صعقه شده است. در برخی روایات نیز گفته شده آنها جبرئیل و میکائیل و اسرافیل عزرائیل (ع) هستند.
و در برخی روایات چهار حمله عرش را به اینها افزوده اند. آنچه از بین این اقوال قرینه صحّت دارد قول اخیر است. چون خود اسرافیل که داخل در این قول است بعید است با نفخه ی خود مدهوش شود. همچنین روایات این قول فراوانترند. همچنین اگر این قول درست باشد موجودات دیگری مثل لوح محفوظ و قلم و عرش و ارواح مقدّسه چهارده معصوم نیز از نفخه صور مستثنی می شوند ؛ چون مرتبه وجودی این موجودات بنا به روایات زیادی بالاتر از مرتبه وجودی این چهار ملک مقرّب است. و طبق براهین عقلی ، مرتبه مادون وجود ، نمی تواند در مرتبه مافوق خود مؤثّر باشد.

آیا مستثنی شدگان از حکم نفخ صور همان وجه الله باقی هستند؟
به نظر می رسد که چنین مطلبی را منطقاً نمی توان از مقایسه آیات با همدیگر به دست آورد. همچنین روایاتی که چهار ملک مقرّب را از حکم نفخ صور استثناء می کنند از فنا این چهار ملک ، بعد از نفخ صور ، نیز خبر می دهند. طبق این روایات بعد از نفخ صور و صعقه همه موجودات ، حضرت عزرائیل (ع) به امر خداوند متعال سه ملک دیگر را اماته می کند. و آنگاه خود به امر خدا می میرد. ــ توجه: موت هر موجودی به تناسب خود اوست. لذا موت ملائک مثل موت موجودات مادّی نیست. آنچه در موت همه موجودات مشترک است انتقال از نشئه ای به نشئه دیگر است. ــ بنا بر این ، به نظر می رسد که مراد از وجه الله باقی چهار ملک مستثنی شده از حکم نفخ صور هم نیستند.

« روایت نموده اند ثقات از إمام زین العابدین علیه السّلام که آن حضرت مى فرمود: صور اسرافیل شاخ (مانند) بزرگى است یکسر آن طرف آسمان و یکسر آن طرف زمین و بعدد ارواح خلایق سوراخ دارد، و اسرافیل سه مرتبه در آن میدمد، (اول) نفخه فزع (دوم) نفخه موت (سوم) نفخه بعث و رجعت، زمانى که دنیا تمام شد و بآخر رسید امر مى کند حقتعالى باسرافیل بدمد در صور نفخه فزع را که همه ترسان و هراسان شوند و چون ملائکه به بینند اسرافیل را که بزمین مى آید و صور را در دست دارد گویند که خداوند اراده فرموده مردن اهل آسمان و زمین را، و اسرافیل در بیت المقدس و رو بقبله بایستد و در صور نفخه فزع را بدمد چنان که خداى تعالى مى فرماید:« یَوْمَ یُنْفَخُ فِی الصُّورِ فَفَزِعَ مَنْ فِی السَّماواتِ وَ مَنْ فِی الْأَرْضِ (الى قوله) مَنْ جاءَ بِالْحَسَنَةِ فَلَهُ خَیْرٌ مِنْها وَ هُمْ مِنْ فَزَعٍ یَوْمَئِذٍ آمِنُونَ » یاد کن روزى که در صور دمیده شود پس هر که در آسمانها و هر که در زمین است جز آنان که خدا خواسته همه ترسان و هراسان باشند و بمحشر در آیند و در آن روز کوهها بحرکت در آیند و فرو ریخته شوند و کسانى که نیکوکار باشند در آن روز پاداش بهتر از آن یابند و از هول و هراس قیامت ایمن باشند، و در آن روز چنان زمین بلرزه در آید که هر زن شیر دهى (با آن همه شفقت مادرى) طفل خود را فراموش کند، و از غایت دهشت زنان حامله سقط جنین کنند. و مردم چنان از خود بیخود شوند که گوئى مست و لا یعقل شده اند، و محاسن سیاه جوانان سفید گردد، و شیاطین در اطراف دنیا پراکنده و هر یک بگوشه ئى پناه میبرد، و این نفخه چنان هولناک است که اگر مردمان قبل نمرده بودند همگى از ترس آن مى مردند.
پس امر فرماید خداوند باسرافیل نفخه دیگرى بدمد که از آن سرى که بطرف زمین است صدائى بیرون آید و از آن صدا هیچ جنبنده اى باقى نماند نه از بشر و نه از جن و نه از شیاطین و نه از غیر ایشان، و از آن سرى که بطرف آسمان است صدائى خارج شود که در آسمان ذى روحى باقى نماند مگر آن کسانى که خدا بخواهد زنده بمانند و آنها عبارتند از جبرائیل و میکائیل و اسرافیل و عزرائیل، پس خداى تعالى فرماید اى عزرائیل چه کسانى باقیمانده اند (و حال آنکه خودش مى داند) گوید: أنت الحى الذى لا یموت، پروردگارا جبرائیل و میکائیل و اسرافیل و عزرائیل، پس امر فرماید قبض کند روح جبرائیل و میکائیل و اسرافیل را، سپس فرماید چه کسى باقى مانده (و حال آنکه خودش میداند) ملک الموت گوید بنده ضعیف مسکین تو عزرائیل، خطاب رسد بمیر اى ملک الموت، پس ملک الموت صیحه زند که اگر این صیحه را مردم پیش از مردن مى شنیدند همه میمردند و تلخى مرگ در دهانش پیدا شود و گوید اگر میدانستم در قبض ارواح چنین سخت و تلخست هر آینه مهربانى و مدارا میکردم بمؤمنین.پس زمانى که دیگر هیچ کس نباشد خداى تعالى فرماید: اى دنیا کجایند پادشاهان و فرزندانشان، و کجایند ظلم کنندگان و متکبران؟و کجایند کسانى که اموال جمع نمودند و حقوق واجبه آن را ادا ننمودند؟ سپس فرماید: لمن الملک الیوم، پادشاهى در این روز براى کیست؟ چون کسى نباشد که جواب گوید، پس خود فرماید: للَّه الواحد القهّار- براى خداى قادر قاهر. پس آسمانها را درهم پیچد و ستارگان را بهم کوبد و کوهها را متلاشى سازد، و بدل کند این زمین را بزمینى که در آن معصیت نشده باشد و بنا حق خونى ریخته نشده باشد و گشاده باشد و کوه و بلندى و گیاهى در آن نباشد چنان که روز اول پهن بود، و همچنین آسمانها را تبدیل نماید چنان که مى فرماید:« یَوْمَ تُبَدَّلُ الْأَرْضُ غَیْرَ الْأَرْضِ وَ السَّماواتُ وَ بَرَزُوا لِلَّهِ الْواحِدِ الْقَهَّارِ » روزى که بامر خداوند تبدیل شود این زمین بزمین دیگر و هم آسمانها را دگرگون سازد تمام خلق در پیشگاه خداى یکتاى قادر قاهر حاضر شوند.
و باز قرار می دهد بقدرت کامله خود عرش را بر روى آب همچنان که روى آب بود قبل از خلقت زمین و آسمان، پس آنگاه امر فرماید آسمان را که ببارد بر زمین مدت چهل شبانه روز که همه جا را آب فرو گیرد، پس اجزاء بدنهاى مردگان در میان آب باران جمع مى شود، سپس زنده فرماید جبرائیل و میکائیل و اسرافیل و حمله عرش را و امر نماید باسرافیل که بصور نفخه بعثت را بدمد، و چون اسرافیل بصور دمد ارواح خلایق از سوراخهاى آن مانند ملخ بیرون آیند که پر مى شود بین آسمان و زمین، و بسوى زمین مى آیند و داخل در جسدهاى خود که در قبرها خوابیده اند میشوند و بامر پروردگار زنده مى گردند و از قبرها بیرون آیند.
چنان که مى فرماید : « یَوْمَ یَخْرُجُونَ مِنَ الْأَجْداثِ سِراعاً کَأَنَّهُمْ إِلى نُصُبٍ یُوفِضُونَ خاشِعَةً أَبْصارُهُمْ تَرْهَقُهُمْ ذِلَّةٌ ذلِکَ الْیَوْمُ الَّذِی کانُوا یُوعَدُونَ » آن روز بسرعت سر از قبرها بیرون آورند در حالى که چشمهایشان از هول و وحشت قیامت بخوارى و ذلت بزیر افتاده باشد، این همان روزیست که رسولان حق بآنها گفته بودند و وعده میدادند. ... »( إرشاد القلوب إلى الصواب، شیخ حسن دیلمی ، ج ۱، ص: ۵۳)

ممکن است این مطالب هم برای شما مفید باشد:

نظرات

 

در صورتی که قصد ثبت سوال دارید، می توانید از طریق این صفحه اقدام به ثبت سوال نمایید. در غیر اینصورت با استفاده از فرم زیر نظر خود را برای ما ارسال نمایید.