مشارکت پایین در انتخابات و مشروعیت دموکراسی؟ ۱۳۹۹/۰۳/۳۰ - ۱۲۲ بازدید

سلام
بطور میانگین کسانی که در انتخابات مجلس یا ریاست جمهوری یا شوراها انتخاب میشوند درصد کمی از واجدین هستند و بقیه مردم یا کاندید مورد نظرشان شخص دیگری است یا رای نداده اند و در حقیقت انها نماینده و منتخب اکثر مردم نیستند و همین امر باعث بد بینی و نداشتن اعتماد اجتماع میگردد بعنوان مثال کسی که با رای ۱۰ درصد به مجلس می‌رود نمی‌تواند عملا نماینده بقیه ۹۰ درصد باشد چون فقط ۱۰ درصد به وی رای داده اند برای حل این معضل چکار باید کرد؟

۱. افرادی که در انتخابات شرکت می کنند، درصد کمی از واجدین شرایط نیستند، میانگین شرکت کنندگان درانتخابات مختلف پس از پیروزی انقلاب اسلامی، بیش از ۶۰ درصد از واجدین شرایط است.
در مورد انتخابات مجلس شورای اسلامی، آمار و اطلاعات انتخابات ده دوره مجلس شورای اسلامی نشان می‌دهد به صورت میانگین در هر دوره بیش از ۶۰ درصد واجدین شرایط در انتخابات‌ مشارکت داشته‌اند.(www.khabaronline.ir/news/۱۳۵۲۶۳۷) البته مجلس یازدهم کمترین میزان مشارکت را به خود اختصاص داد و میانگین مشارکت ۴۲/۵۷ درصد بود که کاهش میزان مشارکت مردم در این دوره انتخابات را می توان بیشتر ناشی از نارضایتی مردم از عملکرد مجلس و عدم عمل به وظایف خود در قبال وضعیت اقتصادی کشور دانست.
در انتخابات ریاست جمهوری میانگین میزان مشارکت ادوار مختلف بیش از ۶۵ درصد بوده و در انتخابات شوراهای اسلامی شهر و روستا نیز میانگن میزان مشارکت حدود ۶۰ درصد می باشد.
۲. پذیرش قوانین یک کشور و قواعد مردم سالاری چنین رویه ای را ایجاب می کند و کسانی که با اختیار خود در انتخابات شرکت نمی کنند، در عمل پذیرفته اند که از حق خود برای انتخاب مسئولان کشور استفاده نکنند. البته برخی از کشورها جهت جذب مشارکت حداکثری مردم به تشویقات و تنبیهات خاص روی آورده و در بسیاری مواقع به اجباری ساختن حضور و تنبیه غایبان عرصه مشارکت سیاسی پرداخته اند. تجربه تلخ دوران جبر در مشارکت باعث شد تا رفته رفته کشورها از این رویه عدول نموده و به اختیاری بودن حضور مردم در انتخابات تن دهند. هلند را می توان از جمله این کشورها دانست که هم سابقه حضور اجباری در مشارکت سیاسی را تجربه نموده و هم سابقه مشارکت اختیاری را. جالب آن است که در اولین انتخاباتی که به صورت اختیاری برگزار شد مشارکت ۹۰ درصدی مردم در دوره اجباری به مشارکت ۲۰ درصدی در دوره اختیاری تبدیل شد. در کشورهای دیگر نیز مثال هایی از این قبیل وجود دارد.
۳. این اشکال به همه نظام های مردم سالار وارد بوده و عمده انتخابات های برگزار شده در جهان از میزان حضور کمتر از ۵۰ درصد برخوردارند. در بسیاری از کشورهای پیشرفته که ادعای پرچم داری دموکراسی در جهان را یدک می کشند، میزان مشارکت مردم در انتخابات با وجود سابقه طولانی آن ها در برگزاری آن، چندان چشم گیر نیست. در سال های اخیر این میزان مشارکت در کشورهای غربی به دلیل بحران های سیاسی و اقتصادی و نارضایتی مردم از سیستم لیبرال دموکراسی کم تر نیز شده است.
به عنوان مثال نظام ایالات متحده که خود را به عنوان سمبل نظام های لیبرال دموکراسی در دنیا معرفی می کند، همیشه شاهد مشارکت پایین مردم در انتخابات بوده است. در یک قرن اخیر در انتخابات ریاست جمهوری آمریکا، همیشه نیمی از جمعیت ایالات متحده شرکت نکرده اند. درصد مشارکت مردم برای انتخاب اعضای کنگره نیز همیشه بین ۳۰ تا ۴۰ درصد در نوسان بوده است.
۴. به هر حال تجربه دموکراسی امروزی، آخرین تجربه بشری در این عرصه است و تا ارایه ایده و طرح جدید جایگزین آن، این رویه مورد استفاده همه کشورهاست. البته بی تردید عملکرد کشورها در ایجاد انگیزه در افراد برای مشارکت و حس رقابت سیاسی برای حضور در انتخابات و تعیین سرنوشت خود و ارتقا بلوغ سیاسی در افراد جامعه و حرکت در مسیر تحقق عدالت و حل مشکلات و امید نسبت به تحولات مثبت و... می تواند میزان مشارکت مردم را در انتخابات افزایش دهد.
۵. نظام اسلامی با وجود اینکه از تجارب و دستاوردهای مثبت بشری در زمینه مردمسالاری استفاده می نماید، اما با توجه به مبانی مستحکم خویش با چالشهای دموکراسی سکولار مواجه نیست. به عنوان نمونه در مورد چالش دائمی عدم مشارکت بخش هایی از جامعه در انتخابات، با توجه به حاکمیت الهی و قانونگذاری در چارچوب قوانین اسلامی که مطابق با فطرت و مصالح واقعی همه انسان هاست-نه صرفا دیدگاه، منافع و خواست منتخبین مردم یا اکثریت در صورت تحقق- چنین مشکلی از اساس منتفی می باشد.

ممکن است این مطالب هم برای شما مفید باشد:

نظرات

 

در صورتی که قصد ثبت سوال دارید، می توانید از طریق صفحه جستجو اقدام به ثبت سوال نمایید. در غیر اینصورت با استفاده از فرم زیر نظر خود را برای ما ارسال نمایید.