نسخه آزمایشی

مشترکات کتب آسمانی ۱۳۸۶/۸/۵ - ۱۶ بازدید

آیا در کتب فعلی یهود و مسیح نقاط مشترکی پیدا می شود که بتوانیم بر آیه «تعالوا الی کلمه سوا بینا و بینکم» تأکید دوباره داشته باشیم؟
اگر بخواهیم تعریفی از دین ارائه دهیم می توان گفت: «دین مجموعه عقاید، قوانین و مقرراتی است که همه شئون زندگی بشری را در بر می گیرد؛ دین مجموعه عقاید، اخلاق و قوانین و مقرراتی است که برای ادراه فرد و جامعه انسانی و پرورش انسان ها از طریق وحی و عقل در اختیار آنان قرار می گیرد». بطور خلاصه می توان گفت:« دین حقیقت پیام گونه ای است که خداوند آن را در اختیار انسان قرار می دهد. این که آیا دینی توحیدی هست یا نه، به تصوری که آن دین از خداوند ارائه می دهد بر می گردد. بدین معنا که اگر دینی، قائل به وجود موجودی مجرد، برتر و متعالی از جهان، موجودی که قادر مطلق، عالم مطلق و خیر محض است، موجودی که در ذات و صفات واحد است، باشد. چنین دینی، یک دین توحیدی است. ادیان توحیدی بزرگ (یهودیت، مسیحیت، [البته بدون تحریف] و اسلام ) اساسا در این تلقی از خداوند شریک اند. از نظر قرآن تمام ادیان الهی، ادیان توحیدی هستند و لذا ما میان هیچ یک از پیامبران او فرقی قائل نمی شویم. هر چند در طول تاریخ دست خوش تحریف و تغییر شده باشند. همه ادیان، به هر راه و بیانی که باشند، متفق اند بر این که انسان قائم به ذات خود نیست و نمی تواند باشد. زندگی او به نحو اساسی به قوای موجود در طبیعت و اجتماع خارج از ذات او، پیوسته و بلکه وابسته بدان است. انسان، بطور مبهم یا روشن، می داند که قوه مرکزی مستقلی که بتواند، جدا از این جهان، قائم به نفس خود باشد، نیست. چنین ادراکی را در ابتدائی ترین دین که به صورت وابستگی به قوا و نیرو های موجود در طبیعت بود تا ادیان برتر، که به صورت اعتقاد به علت نخستین اشیاء جلوه کرد، می توان دید. در واقع می توان نماد مشترک میان کلیه ادیان را تسلیم به موجودی برتر دانست که انسان خود را بدان وابسته و نیازمند می داند هر چند درجه شناخت به این وابستگی و نیاز در میان ادیان متفاوت و مختلف است.
حقیقت تحریف نشده ى همه ادیان توحیدى، که پیامبران الهى مروج و مبلّغ آن بوده اند یکى است و بر اصول اعتقادى مشترک و یگانه استوار است. تمامى پیامبران منادى «دین واحد» بوده اند به همین جهت در منطق قرآن کریم ادیان نداریم بلکه دین واحدى داریم که تمام پیامبران منادى آن بوده اند و آن عبارت است از اسلام و تسلیم در برابر خداوند: «انّ الدین عند الله الاسلام»؛ همانا دین در نزد خداوند فقط اسلام است( آل عمران، آیه ۱۹.) و پیامبران الهى همگى مسلمانند: ما کان ابراهیم یهودیا ولا نصرانیا ولکن کان حنیفا مسلما؛ ابراهیم نه یهودى بود و نه نصرانى، بلکه مسلمان بود( آل عمران، آیه ۶۷). بر این اساس، حقیقت تحریف نشده ى ادیان توحیدى یکى است و پیامبران الهى مبلّغ اصول و ارکان اعتقادى مشترک و یگانه اى بوده اند. هر چند در طول تاریخ ادیان گرفتار تحریف و انحراف، توسط پیروان نادان و یا افراد سودپرست و خودخواه جامعه مى شدند.
اما در عین حال ادیان توحیدى از چند جهت متفاوت مى شوند:
۱- تحریف: بدون شک در طى زمان ادیان گرفتار تحریف و انحراف توسط پیروان نادان و یا افراد سودپرست و خودخواه جامعه شده اند که همین امر ضرورت بعثت پیامبر دیگرى را به منظور خاطرنشان ساختن تحریفات و پیراستن آن از آلودگى تحریف، در پى داشته است.
۲- تفاوت محیط و احتیاج و سطح استعداد مردم: پیامبران براى هدایت مردم آمده اند، ازاین رو نوع دستورها و سطح مطالب و معارف باید در حدود رشد و درک جامعه و نیازهاى محیط باشد. طبعا بشر در قرون اولیه روابط اجتماعى بسیار محدودى داشت و نظام اجتماعى گسترش و تفصیلى نداشت ازاین رو قوانین محدودى زندگى او را اداره مى کرد. همچنین در ناحیه آراء و عقاید و اندیشه ها هم عمق و دقت آنچنانى نداشت و هم آراء و عقاید مختلف و متنوع در زمینه مسائل اساسى هستى شناسى ابراز نشده بود. ازاین رو لزوم آمدن پیامبران جدید، با قطع نظر از مسأله تحریف، از جهت بیان تدریجى احکام و معارف دین متناسب با فهم و رشد مردم بوده است.
حتى اگر در ادیان گذشته تحریف هم صورت نمى گرفت باز هم نیاز به آمدن پیامبران جدید به منظور:
۱- بیان ظرائف و دقائق همان اصول اعتقادى و شاخه هاى فرعى آنها. به عنوان مثال ظرائف و فروع مسائل مربوط به توحید و عدل الهى و معاد و مسائلى چون جبر و اختیار، قضا و قدر و... آن گونه که در اسلام بیان شده است در ادیان گذشته تبیین نشده است.
۲- بیان احکام و قوانین مربوط به شؤون مختلف زندگى فردى و اجتماعى بشر. بنابراین، حتى اگر در ادیان گذشته تحریف هم صورت نمى گرفت دین مورد قبول که بیان کامل و جامع و دقیق اصول عقاید و نیز احکام و قوانین فردى و اجتماعى را در بر دارد همان است که توسط آخرین پیام آور الهى بیان شده است و آن دین اسلام است. ضمن این که: پس از آن که بیان شد حقیقت تحریف نشده ى همه ادیان توحیدى، واحد است و اصلاً ادیان نیست و دین است، لذا تعبد به حقیقت تحریف نشده ى آنها، تعبد به امر واحد است و به معناى کثرت گرایى دینى (پلورالیزم دینى) نیست.
منابعی برای مطالعه:
۱. جوادی آملی، دین شناسی؛
۲. جان بی، ناس، تاریخ جامع ادیان، علی اصغر حکمت؛
۳. مایکل پیرسون، عقل و اعتقاد دینی، ترجمه احمد نراقی، ابراهیم سلطانی عدم تطابق کامل پرسش و پاسخ.
در ضمن با مطالعه و بررسی تطبیقی بین اسلام و مسیحیت و یهودیت به نقاط مشترکی برمی خوریم که در ذیل به آنها اشاره می شود:
۱. اصل وجود خداوند؛ مورد اتفاق اسلام و کتب عهدین کنونی است.
۲. اصل توحید و یگانگی خداوند؛
۳. برخی از اوصاف خداوند مانند قادربودن، عالم بودن، کمال مطلق بودن خدا مهربانی و رأفت خداوند.
۴. اصل قیامت و رستاخیز؛ گرچه در کیفیت آن اختلافات و ابهاماتی وجود دارد.
۵. اصل نبوت، همچنین در مورد برخی از افراد و مصادیق انبیاء نیز اتفاق نظر وجود دارد.
۶. اصل عبودیت و بندگی خداوند، که خدا شایسته عبادت و پرستش است.
۷. اصل مهرورزی و محبت به انسانها و مخلوقات خداوند.
و موارد دیگری که نیاز به بررسی تفصیلی دارد.
برای مطالعه بیشتر به کتاب «ادیان بزرگ جهان» نوشته استاد حسین توفیقی مراجعه نمایید.

ممکن است این مطالب هم برای شما مفید باشد:

نظرات

 

در صورتی که قصد ثبت سوال دارید، می توانید از طریق این صفحه اقدام به ثبت سوال نمایید. در غیر اینصورت با استفاده از فرم زیر نظر خود را برای ما ارسال نمایید.