مصادیقی از تحریف تورات و انجیل ۱۳۹۴/۵/۱۰ - ۲۰۵۹ بازدید

تحریف تورات از نظر تاریخى و علمى قطعى است، بر این مسأله دلایل بسیارى وجود دارد. برخى از آنها در لابلاى مطالب مرتبط به تحریف متون مقدس مسیحیت از نظر خواهد گذشت، زیرا عهد عتقیق مسیحیان همان کتاب مقدس یهودیان است که مشتمل بر تورات نیز مى باشد. افزون بر آن دلایل مستقلى بر تحریف یا بشرى بودن تورات کنونى وجود دارد که برخى از آنها از قرار زیر مى باشد...

torat.jpgیهودیان در مواجهه با اتهام مسلمین مبنى بر تحریف تورات مى گویند که علیرغم دوران هاى آشفته تاریخى قوم یهود که در بسیارى از نقاط دنیا به صورت اقلیت هاى بدون انسجام پراکنده شده بودند، در صورت تحریف تورات مى بایست نمونه هاى متفاوت از تورات وجود داشته باشد، همان طور که انجیل هاى متفاوت وجود دارند، در حالى که تورات یک نمونه بیشتر ندارد. نظر شما چیست؟
تحریف تورات از نظر تاریخى و علمى قطعى است، بر این مسأله دلایل بسیارى وجود دارد. برخى از آنها در لابلاى مطالب مرتبط به تحریف متون مقدس مسیحیت از نظر خواهد گذشت، زیرا عهد عتقیق مسیحیان همان کتاب مقدس یهودیان است که مشتمل بر تورات نیز مى باشد. افزون بر آن دلایل مستقلى بر تحریف یا بشرى بودن تورات کنونى وجود دارد که برخى از آنها از قرار زیر مى باشد :
یک. وفات و دفن موسى
در باب ۳۴ سفر تثنیه و نیز باب ۳۶ سفر پیدایش شرح وفات و دفن حضرت موسى آمده است، معلوم مى شود این مطالب پس از رحلت حضرت موسى علیه السلام به تورات اضافه شده است.
دو. اختلاف در نسخه هاى تورات
در میان فرقه هاى مختلف یهودى تفاوت هایى در رابطه با تورات وجود دارد. در مَثَل فرقه سامرى تنها پنج سفر تورات را مى پذیرد و ۳۴ کتاب دیگر عهد عتیق را رد مى کند. همچنین سامریان نسخه ویژه اى از کتاب یوشع دارند که با کتاب یوشع رایج تفاوت دارد. تورات ایشان نیز با تورات رایج اندکى اختلاف دارد.(۱)
سه. اشکالات بن عزراء
برخى از عالمان، مفسران و اندیشمندان از قدماى یهود مانند ابراهیم بن عزراء(۱۱۶۴-۱۰۸۹م)، انتساب تورات موجود به حضرت موسى علیه السلام را قبول نداشته و ادله اى رمزگونه براى این سخن آورده است. او در کتاب خود، تفسیر سفر تثنیه، شش دلیل به صورت رمز آورده و «باروخ اسپینوزا» (۱۶۷۷-۱۶۳۲م) سعى کرده است که رمزهاى ابن عزراء را بگشاید.
او از آنها استفاده مى کند که در درون خود تورات، شواهد متعددى وجود دارد که نویسنده تورات حضرت موسى علیه السلام نیست، و شخص دیگرى قرن ها بعد آن را نگاشته است. سخنان ابن عزراء در تفسیرش بر «سفر تثنیه» به شرح ذیل است :
«آن طرف اردن، و... اگر چنان باشد که رمز دوازده را بدانى... علاوه موسى تورات را نوشته... در آن وقت، کنعانیان در آن زمین بودند... در کوه خدا، به او وحى مى شود. سپس تخت خواب او تخت آهنین او را نظاره کن. بنابراین، تو این حقیقت را خواهى دانست».
ابن عزراء در این چند کلمه، به صورت رمزوار اشاره مى کند که نویسنده اسفار پنچ گانه (تورات) موسى علیه السلام نبوده، بلکه شخص دیگرى بوده که مدت هاى طولانى پس از موسى علیه السلام مى زیسته است. به علاوه، کتابى که موسى علیه السلام نوشته، با کتاب هاى باقیمانده تفاوت دارد.(۲)
اسپینوزا شش رمز ابن عزراء را چنین مى گشاید :
۳-۱. «آن طرف اردن» اشاره است به سفر «تثنیه» ، ۱ :۱ که در آن آمده است : «این سخنانى که موسى به آن طرف اردن در بیابان عربه... با تمامى اسرائیل گفت».
از این جمله بر مى آید که نویسنده آن از رود اردن عبور کرده است، ولى حضرت موسى علیه السلام از رود اردن عبور نکرد. در همین سفر از قول موسى علیه السلام آمده است :
«خداوند به من گفته است که از این اردن عبور نخواهى کرد(۳).
۳-۲. «اگر چنان باشد که رمز دوازده را بدانى» : در سفر «تثنیه» ، ۲۷ :۱، حضرت موسى علیه السلام به بنى اسرائیل دستور مى دهد که وقتى از رود اردن عبور کردید، مذبحى بسازید و تمامى کتاب شریعت را روى سنگ هایى نوشته، اطراف آن بگذارید. در «صحیفه یوشع» ،۳۲-۳۰ :۸ آمده است که یوشع علیه السلام به وصیت موسى علیه السلام عمل کرد و مذبحى از سنگ هاى نتراشیده بنا کرد و بر آنها تمامى تورات حضرت موسى علیه السلام را نوشت. ربیان یهود گفته اند : تعداد این سنگ ها دوازده عدد بوده است. حال آیا ممکن است تورات را با این حجم بر روى دوازده سنگ نوشت؟ پس تورات موسى علیه السلام بسیار کوچک تر از کتاب موجود بوده است.
۳-۳. «علاوه موسى تورات را نوشته» : در سفر «تثنیه» ۳۱ :۹ آمده است و موسى علیه السلام این تورات را نوشته. این عبارت نمى تواند نوشته خود حضرت موسى علیه السلام باشد، بلکه باید دیگرى آن را نوشته باشد.
۳-۴. «در آن وقت کنعانیان در آن زمین بودند» : در سفر «پیدایش»، باب دوازدهم، سخن از مهاجرت حضرت ابراهیم علیه السلام به کنعان است و مى گوید : «در آن وقت، کنعانیان در آن زمین بودند». از این عبارت برمى آید که نویسنده زمانى این عبارت را نوشته که کنعانیان دیگر در آن زمین نبوده اند و چون سرزمین کنعان پس از حضرت موسى علیه السلام فتح شد و بقایاى اقوام آن سرزمین تا زمان داود و سلیمان علیه السلام در آنجا بودند، پس موسى علیه السلام نمى تواند نویسنده این فقره باشد.
۳-۵. «در کوه خدا به او وحى مى شود» : در سفر «پیدایش»، ۲۲ :۱۴، کوه اوریا- که بر آن ماجراى ذبح فرزند توسط حضرت ابراهیم علیه السلام رخ داد «کوه خدا» نامیده شده است. این در حالى است که حضرت موسى علیه السلام وعده این نامگذارى را مى دهد و پس از ساخته شدن معبد در زمان سلیمان علیه السلام این مکان «کوه خدا» نامیده مى شود. پس حضرت موسى علیه السلام نمى تواند این فقره را نوشته باشد.
۳-۶. «سپس تخت خواب او، تخت آهنین او را نظاره کن» : در سفر «تثنیه»، ۳ :۱۱ آمده است :
«زیرا که عوج ملک باشان از بقیه رفائیان تنها باقى مانده بود. اینک تخت خواب او تخت آهنین است. آیا آن در رَبَت بنى عمّون نیست و طولش نه ذراع و عرضش چهار ذراع بر حسب ذراع آدمى است؟
این در حالى است که حضرت داودعلیه السلام به شهر «ربه» غلبه کرد و این تخت را کشف کرد(۴) و این قرن ها پس از موسى بود.
چهار. اشکالات اسپینوزا
اسپینوزا پس از باز کردن رموز ابن عزراء مى گوید : موارد مهم ترى در تورات وجود دارند که ابن عزراء به آنها توجه نکرده است :
۴-۱. در موارد متعددى، در تورات از موسى علیه السلام به صورت سوم شخص سخن گفته شده و افزون بر آن به جزئیات زندگى او پرداخته شده است مثل :
«موسى با خدا سخن گفت» (خروج، ۳۳ :۹)؛ «موسى مردى بسیار حلیم بود، بیشتر از جمیع مردمانى که بر روى زمین اند» (اعداد، ۱۲ :۲)؛ «موسى؛ مرد خدا... (تثنیه، ۳۳ :۱)؛ (پس موسى، بنده خداوند، در آنجا به زمین موآب بر حسب قول خداوند، رحلت نمود»(۵). «پیامبرى مثل موسى تا به حال در اسرائیل برنخاسته است» که خداوند او را رو به رو شناخته باشد»(۶).
۴-۲. در باب آخر سفر «تثنیه»، وفات و دفن حضرت موسى علیه السلام و عزادارى بنى اسرائیل براى او همراه با جملاتى از قبیل «پیامبرى مثل موسى تا به حال در اسرائیل برنخاسته» و «احدى قبر او را تا امروز ندانسته است» نقل شده است.
۴-۳. برخى از نام ها در تورات آمده اند که مدت ها، پس از حضرت موسى علیه السلام از آنها استفاده شده است. براى مثال، در سفر «پیدایش»، ۱۴ :۱۴ آمده است که «ابراهیم دشمنان خود را تا «دان» تعقیب کرد»، در حالى که مدت ها پس از مرگ یوشع علیه السلام و در زمان داوران، نام «دان» بر این شهر نهاده شد : «و شهر را به اسم پدر خود، که براى اسرائیل زاییده شد، «دان» نامید؛ اما اسم شهر قبل از آن «لارش» بود»(۷).
۴-۴. برخى از ماجراها در تورات آمده اند که تا پس از وفات حضرت موسى علیه السلام ادامه داشته اند. در سفر «خروج» ، ۶ :۳۵ آمده است : «و بنى اسرائیل مدت چهل سال منّ مى خوردند تا به زمین آباد رسیدند؛ یعنى تا به سر حد کنعان داخل شدند، خوراک ایشان منّ بود». و «و بنى اسرائیل در زمان یوشع بن نون علیه السلام وارد کنعان شدند»(۸). همچنین در سفر «پیدایش»(۹)، آمده است : «اینانند پادشاهانى که در زمین ادوم سلطنت کردند، قبل از آنکه پادشاهى بر بنى اسرائیل سلطنت کند»(۱۰).
۴-۵. با وضوح تمام از آنچه ذکر خواهد شد، به دست مى آید که موسى نویسنده اسفار پنجگانه نیست، زیرا پس از عبارت سفر تثنیه که «موسى این تورات را نوشت»، مورخ مى افزاید : «موسى آن را به احبار داد و از آنان خواست در اوقات معلومى آن را براى تمامى مردم قرائت کنند». این عبارت نشان مى دهد که تورات مى بایست حجمى خیلى کمتر از اسفار پنج گانه داشته باشد تا آنان بتوانند تمامى آن را در یک مجلس بخوانند، به صورتى که همه آنان نیز آن را بفهمند»(۱۱).
اسپینوزا در پایان نتیجه مى گیرد که اسفار پنج گانه پس از تبعید بابلى و به احتمال قوى به دست عزراء نوشته شده اند(۱۲).
پنج. نقد تاریخى
با پیدایش جریان نقد تاریخى کتاب مقدس، مطالعات گسترده اى درباره این کتاب آغاز گشت. نظریه اى که در این دوره درباره تورات مطرح شد و به تدریج به صورت امرى مسلم درآمد، نظریه «منابع تورات»است. اسفار پنج گانه تورات از چهار منبع، که در زمان هاى گوناگون به وجود آمده اند، ترکیب شده اند. این چهار منبع عبارتند از :
منبع «یهوه اى» )Jahwist( منبع الوهیمى )Elohist( منبع کاهنى )Pristly( منبع تثنیه اى )Deuteronomy(.
در دو منبع نخست، نام خدا به ترتیب،به صورت «یهوه» و «الوهیم» آمده و از همین رو به این نام ها نامیده شده اند. منبع کاهنى بر احکام کاهنان و معبد متمرکز است و منبع تثنیه اى منبع سفر «تثنیه» است.
«نظریه منابع» به حل برخى از مشکلات تورات کمک مى کند. به وسیله این منابع، معلوم مى شود که دلیل برخى از تکرارها یا تناقضات موجود در این کتاب چیست. نویسنده اى یهودى برخى از این موارد را بر شمرده است :
دو بار رانده شدن هاجر (پیدایش، ۱۶ و ۲۱-۲۱ :۱۹)؛ دو بار ربوده شدن ساره(پیدایش، ۲۰-۱۲ :۱۰ و ۲۰)؛ ثروتمند شدن یعقوب از یک سو با حیله و نیرنگ خود او (پیدایش، ۳۰، ۴۳-۲۵)، و از سوى دیگر، با راهنمایى یک فرشته در خواب(پیدایش، ۳۱ :۹ و شماره هاى بعد) در یکجا روبین باعث نجات یوسف مى شود به اینکه پیشنهاد مى دهد او را در چاه بیندازند و بعد مدیانیان او را از چاه بیرون مى آورند.(پیدایش، ۲۴-۳۷ :۲۰ و ۳۰-۲۸) و در جاى دیگر، یهودا او را نجات مى دهد و او را به اسماعیلیان فروشند(۱۳).(۱۴)
بر خلاف سفر «پیدایش»، در سه سفر بعدى که در آنها از سه منبع (یهوه اى - الوهیمى و کاهنى) استفاده شده- تمییز بین دو منبع اول آسان نیست و برخى از مطالب ترکیبى هستند. از این رو، محققان منبع (یهوه اى - الوهیمى) را در نظر گرفته اند. بنابراین در سه سفر «خروج»، «لاویان» و «اعداد»، از چهار منبع استفاده شده است که منبع چهارم ترکیبى از دو منبع اول است.
اندیشه هاى دینى دو منبع یهوه اى و الوهیمى متفاوتند. منبع یهوه اى بر ارتباط مستقیم بین خدا و مشایخ تأکید مى کند، در حالى که منبع الوهیمى سعى دارد این نظریه را با در نظر گرفتن یک رؤیا یا یک فرشته به عنوان واسطه تعدیل کند. منبع کاهنى با موضوعاتى خاص از قبیل تقدس و مراسم دینى، مانند قربانى ها، نجاست و طهارت، احکام کاهنان، موسم هاى مقدس و مانند اینها سرو کار دارد و برخلاف سه منبع دیگر، چیزى درباره وحى در سینا نمى گوید، بلکه بیشتر بر تجلى خدا در خیمه عبادت متمرکز است.
منبع چهارم، یعنى منبع «تثنیه اى» )D(خود یک ساختار نظام مند است که منبع سفر «تثنیه» است. این منبع به صورت یک سخنرانى و داعى و به شکل یک زندگى نامه خویش نویس است(۱۵).(۱۶)
از میان این چهار منبع، منبع یهوه اى از همه قدیمى تر است که در زمان داودعلیه السلام (۱۰۱۵-۹۷۵ ق.م) و سلیمان علیه السلام (۹۷۵-۹۳۳ ق.م) نوشته شده است. منبع الوهیمى پس از حضرت سلیمان علیه السلام و تجزیه کشور به شمال و جنوب در بخش شمالى نوشته شده است. منبع تثنیه اى در «یوشیّا» (۶۴۰-۶۰۹ ق.م) نوشته شده است. آخرین منبع به لحاظ تاریخى، منبع کاهنى است که در دوره اسارت بابلى نوشته شده است.
بنابراین، نویسنده نهایى تورات پس از دوره اسارت بابلى، یعنى پس از سال ۵۳۸ ق.م از ترکیب این منابع تورات کنونى را به وجود آورده است(۱۷).
امروزه حتى بیشتر سنتى هاى یهودى و مسیحى این را قبول کرده اند که نویسنده تورات نمى تواند حضرت موسى علیه السلام باشد. توماس میشل، که از فرقه سنت گراى «ژزوئیت» مسیحى است، مى گوید : تورات پنج قرن قبل از میلاد و به دست نویسنده اى ناشناس نوشته شده، اما به هر حال، این عمل با الهام الهى بوده است.
در قدیم، مردم معتقد بودند که موسى تورات را نوشته است، اما مطالعات جدید کتاب مقدس نشان مى دهد که پاسخ به مسئله اصل و منشأ اسفار تورات از آنچه در ابتدا تصور مى شود، دشوارتر است. تورات در طول نسل ها پدید آمده است؛ در ابتدا روایت هایى وجود داشت که قوم یهود آنها را به یکدیگر منتقل مى کردند. سپس روایات مذکور در چند مجموعه نوشته شد که برخى از آنها در باب تاریخ و برخى در باب احکام بود. سرانجام، در قرن پنجم قبل از میلاد، این مجموعه ها در یک کتاب گرد آمد. کسانى که در این کار طولانى و پیچیده شرکت کردند، بسیار بودند و نام اکثریت قاطع آنان را تاریخ فراموش کرده است. به عقیده یهودیان و مسیحیان، الهام الهى در همه مراحل تألیف تورات، همراه و پشتیبان بوده است(۱۸).
شش. ناپدیدشدن تورات و باز پیدایى آن
از عهد قدیم (کتاب دوم تاریخ ایام باب ۳۴) بر مى آید که در زمان هایى تورات ناپدیده شده و بعدها کسانى مدعى شده اند که آن را یافته اند.
«یک روز حلقیا، کاهن اعظم، نزد شافان منشى دربار رفت و گفت : «در خانه خداوند کتاب تورات را پیدا کرده ام». سپس کتاب را به شافان نشان داد تا آن را بخواند. وقتى گزارش کار ساختمان خانه خداوند را به پادشاه مى داد در مورد کتابى نیز که حلقیا، کاهن اعظم در خانه خداوند پیدا کرده بود با او صحبت کرد. سپس شافان آن را براى پادشاه خواند. وقتى پادشاه کلمات تورات را شنید، از شدت ناراحتى لباس خود را پاره کرد و به حلقیا، کاهن اعظم، شافان منشى، عسایا (ملتزم پادشاه)، اخیقام (پسر شافان) و عکبور (پسر میکایا) گفت : «از خداوند بپرسید که من و قومم چه باید بکنیم. بدون شک خداوند از ما خشمگین است، چون اجداد ما مطابق دستورات او که در این کتاب نوشته شده است رفتار نکرده اند...».
پادشاه تمام بزرگان یهودا و اورشلیم را احضار کرد و همگى، در حالى که کاهنان و انبیاء و مردم یهودا و اورشلیم از کوچک تا بزرگ به دنبال آنها مى آمدند، به خانه خداوند رفتند.در آنجا پادشاه تمام دستورات کتاب عهد را که در خانه خداوند پیدا شده بود، براى آنها خواند.
پادشاه نزد ستونى که در برابر جمعیت قرار داشت، ایستاد و با خداوند عهد بست که با دل و جان از دستورات و احکام او پیروى کند و مطابق آنچه که در آن کتاب نوشته شده است، رفتار نماید. تمام جماعت نیز قول دادند این کار را بکنند(۱۹).
در جاى دیگرى از عهد قدیم آمده است که پس از تبعید بابلى بنى اسرائیل، از عزراى کاهن خواستند که تورات موسى را براى قوم بخواند. عزرا و دیگر کاهنان، کتاب تورات را هر روز براى مردم مى خواندند تا اینکه در روز هفتم، قرائت تورات به پایان رسید(۲۰).
برخى به صورت جدى در این تردید کرده اند که توراتى را که عزرا خواند همان کتابى باشد که در زمان یوشیّا خوانده شد :
«آیا آن «کتاب شریعت موسى» چه بوده است؟ این کتاب درست همان کتاب عهد، که یوشیّا پیش از آن بر مردم خوانده بود نیست. چه در کتاب عهد، تصریح شده است که آن را در مدت یک روز دو بار بر یهودیان فرو خواندند، در صورتى که خواندن کتاب دیگر محتاج یک هفته تمام وقت بود(۲۱).
پرسش ۲ . از چه راهى مى توان ثابت کرد که مسیحیت، دچار تحریف شده است؟
یکى از منابع اصیل هر دینى، کتاب مقدس آن است که فصل الخطابِ تلقى هاى گوناگون و معیار نشان دادن بدعت ها و انحراف ها به شمار مى رود . در این کتاب آموزه هاى اساسى و محورى نظام اعتقادى، ارزشى و احکام عبادى مطرح شده است و به وسیله آن، مى توان ممیزات هر دینى را از دین و آیین دیگر تشخیص داد . بر اساس منابع مذهبى ما، تعدادى از پیامبران الهى (آدم، ادریس، نوح، هود، صالح، ابراهیم، موسى، عیسى و پیامبر اکرم صلى الله علیه وآله ) داراى کتاب آسمانى بوده اند .(۲۲) تمامى این کتاب ها از ناحیه خداوند وحى شده بود و پیامبران نامبرده نقشى جز دریافت و ابلاغ مضامین آن نداشته اند . اما - غیر از قرآن مجید - تمامى آنها و یا بخش اصلى آنها، مفقود شده و یا متن آنها دچار تحریف گشته است .
این تحریف با سه رویکرد تاریخى، نگرش محتوایى به مضامین این کتاب ها و قضاوت قرآن به عنوان آخرین کتاب آسمانى اثبات مى گردد و با اثبات آن، تحریف دین روشن مى شود . البته رویکرد سوم تنها براى کسانى قابل قبول است که آسمانى بودن قرآن را قبول دارند؛ اما رویکردهاى پیشین همگانى است؛ از این رو فقط به بیان آن دو مى پردازیم.
یک . رویکرد تاریخى
براساس گزارش هاى معتبر و مستند تاریخى کتاب هاى مقدس(تورات و انجیل )، در طول ۱۵۰۰ سال تألیف و گردآورى شده است، از همین رو علاوه بر برخوردارى از شیوه هاى متنوع ادبى، با گذشت زمان، تحول آرام و کندى را تجربه کرده است . صرف نظر از اقلیتى ناچیز از مسیحیان - که مى پندارند کتاب هاى مقدس (تورات و انجیل )، با همین الفاظ الهام شده اند و خدا پیام خود را کلمه به کلمه به کاتب بشرى منتقل و وى چیزهایى را که خدا املا نموده، با امانت ثبت کرده است - بیشتر مسیحیان معتقدند : که خداوند کتاب هاى مقدس را به وسیله مؤلّفانى بشرى، نوشته است و بر این اساس کتاب هاى مقدس، یک مؤلّف الهى و یک مولّف بشرى دارد .(۲۳)
جالب است بدانید تعداد کتاب هاى مقدس (در مجموع ۴۶ کتاب عهد عتیق یهود و ۲۷ کتاب عهد جدید یعنى انجیل )، براساس نوعى توافق، حاصل شده است .(۲۴)
حال وقتى تاریخ به ما نشان مى دهد که بشر در تألیف کتاب مقدس دست داشته است، این کتاب دیگر مصون از خطا نخواهد بود. این مسأله موجب شد تا هر کسى، اقدام به نوشتن و گزارش روایات مربوط به دوران کوتاه رسالت عیسى و سرگذشت او کند و به نوبه خود منجر به پدید آمدن صد نوشته گشته است که هر کسى نوشته خود را صحیح مى داند . از این رو براساس گزارش هاى تاریخى، در اواخر قرن اول میلادى و اوایل و اواسط قرن دوم میلادى، فرقه هاى انجیلى متعددى به وجود آمد و اختلاف ها و کشمکش هاى فراوانى رخ داد .
طرح مؤلف بشرى در کنار مؤلف الهى، در تدوین کتاب مقدس و در نتیجه تحریف آن، باعث گردید که پیامدهاى ناگوارى براى کتاب مقدس، به وجود آید که گزارش آن در این مجال اندک ممکن نیست .(۲۵) در اینجا کافى است به اعتراف برخى از عالمان و اندیشمندان مسیحى بسنده کنیم :
۱-۱. رابرت م.گرنت(۲۶) انطباق انجیل فعلى را با گفته هاى عیسى به صراحت رد مى کند و مى گوید : «این بدان معنا نیست که عیسى تمام کلماتى را که گزارش شده است دقیقاً به همان شکلى که انجیل نویسان نوشته اند گفته است».(۲۷)
۱-۲ ارنست رنان؛ کتاب مقدس را نگاشته انسان دانسته، آن را همچون دیگر مکتوبات بشرى مشتمل بر خطاهایى مى شمارد و بر وجود داستان هاى دروغین و افسانه ها در آن تأکید مى ورزد.(۲۸)
۱-۳. متکلمان لیبرال مسلم مى دانند که کتاب مقدس مستقیماً وحى منزل نیست و به دست انسان نوشته شده است.(۲۹)
۱-۴. بسیارى از سنت گرایان بر مرکزیت مسیح اصرار مى ورزند بدون اینکه بر خطاناپذیرى انجیل پافشارى داشته باشند.(۳۰)
۱-۵. برخى از متکلمان برجسته مسیحى مانند بریث ویت(۳۱) مى گویند نمى توان محتویات کتاب مقدس را صادق شمرد.(۳۲)
۱-۶. متکلمان نئوارتدکس(۳۳) (الهیات رسمى - سنتى جدید) پروتستان معتقدند کتاب مقدس به خودى خود وحى الهى نبوده، یک مکتوب خطاپذیر انسانى است که به وقایع وحیانى شهادت مى دهد.(۳۴)
۱-۷. پل تیلیش که از متکلمان برجسته مسیحى به شمار مى رود، معتقد است : «پژوهش هاى تاریخى نشان داده اند که عهد قدیم و عهد جدید در بخش هاى نقلى خود، عناصر تاریخى، افسانه اى و اسطوره شناختى را تلفیق مى کنند و در اکثر موارد تفکیک این عناصر از یکدیگر با هر درجه اى از امکان پذیرى نامحتمل است... مردم، دیگران یا خودشان را بدون ایمان مسیحى قلمداد مى کنند، تنها به این دلیل که به مستند بودن حکایت هاى معجزه اى عهد جدید اعتقادى ندارند. به طور قطع آن حکایت ها مستند نیستند».(۳۵)
۱-۸. توماس میشل - استاد الهیات مسیحى - بر آن است که به اعتقاد بیشتر متفکران کاتولیک، پروتستان و ارتودوکس، کتاب هاى مقدس، املاى الهى نیست و داراى عصمت لفظى نمى باشد و گاهى نویسندگان بشرى، نظریات غلط یا اطلاعات اشتباه آمیزى را در متن کتاب باقى گذاشته اند .(۳۶)
تحریف از دیدگاه مسیحیان
اعتبار کتاب مقدس همواره مورد انتقاد اندیشمندان قرار داشته اما از قرن نوزدهم میلادى، مباحث انتقادى مربوط به کتاب مقدس وارد مرحله جدیدى شده است : «بولتمان (۱۸۸۴ - ۱۹۷۶م) که بزرگترین متخصص عهد جدید در قرن بیستم لقب یافته است در اثر مهم خود، تاریخ سنت هم نظر، به ارزیابى کتاب مقدس مى پردازد. از نظر او بسیارى از سخنان مکتوب عیسى علیه السلام گفته هاى خود او نیست بلکه محصول حیات جوامع مسیحى اولیه است».(۳۷)
«آدولف فون هارتاک» مورخ تواناى قرن نوزدهم و بزرگترین متخصص آثار پدران در عصر خود، در مجموعه سه جلدى تاریخ اصول ایمان، این باور را مطرح کرد که انجیل تحت تأثیر فلسفه یونان تغییر یافته است. وى در پى آن بود که تاریخِ فرایند یونانى شدن مسیحیت را نشان دهد. از نظر او، مذهب ساده عیسى علیه السلام به ویژه به واسطه تعالیم پولس، به مذهبى در مورد عیسى علیه السلام تغییر یافته و به اصل ایمانى تجسم خداى پدر تبدیل شده است.(۳۸)
برخى دیگر از صاحب نظران به نوسازى روزافزون روایات انجیل به نفع الوهیت عیسى توجه نموده(۳۹) و عده اى نیز در مورد تاریخ تألیف اناجیل ایراداتى را مطرح کرده اند.(۴۰)
اما شاید بتوان گفت مهم ترین سند در مورد انحراف مسیحیت از دیدگاه ایشان خود کتاب مقدس است. در این کتاب «پولس» با حواریون و شخص «پطرس» که جانشین رسمى حضرت عیسى علیه السلام است، مخالفت ورزیده، حتى آنان را به «نفاق» متهم مى سازد : «اما چون پطرس به انطاکیه آمد او را روبه رو مخالفت نمودم؛ زیرا مستوجب ملامت بود... و سایر یهودیان هم با وى نفاق کردند، به حدى که برنابا هم در نفاق ایشان گرفتار شد».(۴۱)
مسلماً چنین برخوردى نشان از وجود انحراف در عقاید بزرگان صدر اول مسیحیت دارد.(۴۲)
دو . رویکرد محتوایى
با نگرش محتوایى به مضامین کتاب هاى مقدس، روشن مى گردد که برخى از کتب ادیان آسمانى، دچار تحریف گشته اند ؛ چرا که اگر کتاب مقدس دچار زیاده و نقصان و تغییر در لفظ و مفاهیم نشود، هیچ گاه مطالب متناقض و معارف، خردستیز نخواهد داشت، حال آنکه با مراجعه به این کتاب ها مسائل منافى با یکدیگر و غیر عقلانى فراوان یافت مى شود . وجود تناقضات در اناجیل چنان زیاد است که علامه شعرانى پس از نقل و بررسى تفصیلى ۴۵ مورد از اشتباهات و تناقضات اناجیل مى نویسد : «این بنده مؤلف از این قبیل بیش از هفتصد تحریف یادداشت کرده ام. در «اظهار الحق»(۴۳) گوید : اختلافات در انجیل به عقیده «میل» سى هزار است و به طورى که «گریسباخ» تحقیق کرده است صد و پنجاه هزار است و «شولز» که آخرین محققین ایشان است عدد آن را به تحقیق نیافته است».(۴۴)
جالب آن که اناجیل از همان آغاز در نسب نامه عیسى علیه السلام گرفتار تناقض شده اند. این دلیل روشن بر تحریف کتاب هاى مقدس است. اکنون نسب نامه آن حضرت را براساس متن «انجیل لوقا» و «انجیل متى» و کتاب «تواریخ ایام» تقدیم مى داریم :
انجیل لوقا باب ۳ انجیل متى باب اول کتاب تواریخ ایام باب ۳
یوسف یوسف -
هیلى یعقوب -
متثات متان -
لیوى الیعازر -
ملخى الیهود -
یناه اکیم -
یوسف صادوق -
متاثیاه عازور -
عاموس الیاقیم -
تاحوم ابیهود -
اهلى - -
نکى - -
ماث - -
مطائیاه - -
شمعى - -
یوسف - -
یهوداه - -
یوحناه - -
ریصاه - -
زرو بابل زرو بابل زرو بابل
شلتى ئیل شلتى ئیل پدایاه
نیرى یکیناه یکنیاه
ملخى - یهویاقیم
ادى یوشیاه یوشیاه
قوصام امون امون
المودام منسه منسه
ائیر حزقیاه حزقیاه
یوسى احاز احاز
الیعازر یوثام یوثام
یوریم عزریاه عزریاه
متأث - امصیاه
لیوى - یوآش
شمعون - احزیاه
یهوداه یورام یورام
یوسف یهوشافاط یهوشافاط
ونان اسا اسا
ایلیاقیم ابیاه ابیاه
میلیاه رحبعام رحبعام
مئنان - -
مطاثاه - -
ناثان سلیمان سلیمان
داود داود داود(۴۵)
نمونه هایى از تحریف در کتاب مقدس
در کتاب مقدس به مواردى از مصادیق تحریف برمى خوریم. ذیلاً به برخى از آنها اشاره مى شود(۴۶). آشنایى با این موارد مى تواند زمینه هاى پژوهش بیشتر را فراهم کند :
۱. در سِفر «پیدایش» مى خوانیم : «بعد از این ایام که خدا ابراهیم علیه السلام را امتحان کرد، به او گفت : اى ابراهیم. عرض کرد : لبیک. گفت : «اکنون پسر خود را که یگانه فرزند تو است و او را دوست مى دارى، یعنى «اسحاق» را بردار و بر زمین موریا برو و او را در آنجا بر یکى از کوه هایى که به تو نشان مى دهم به عنوان هدیه سوختنى قربانى کن».(۴۷)
در این متن که مربوط به جریان ذبح کردن یکى از فرزندان حضرت ابراهیم علیه السلام به دست او است، پس از عبارت «یگانه فرزند»، عبارت «یعنى اسحاق» قرار گرفته است. در حالى که عبارت صریح عهد عتیق، وعده تولد اسحاق را سیزده سال پس از تولد اسماعیل مى داند.(۴۸) یعنى اسماعیل تا چهارده سالگى تنها فرزند ابراهیم است. پس در اینجا تحریفى صورت گرفته و عبارت «یعنى اسحاق» بعداً به متن عهد عتیق اضافه شده است.
اما انگیزه این تحریف چیست؟ در اعتقاد یهودیان که به مسیحیان هم انتقال یافته است، «مسیّا» یعنى همان پیامبر موعود باید از نسل اسحاق باشد و از سوى دیگر، شخص موعود از نسل شخص «مذبوح» است. تنها در صورتى که اسحاق همان شخص مذبوح باشد مى توان موعود امم را از نوادگان اسحاق دانست و تنها در این صورت است که سیادت بنى اسرائیل و اندیشه برترى یهود تثبیت مى شود و مسیحیان با استناد به همین متن، عیسى علیه السلام را که از نوادگان اسحاق است، موعود امم دانسته اند. و اگر مشخص شود که مذبوح اسماعیل بوده نه اسحاق، زیربناى بسیارى از اعتقادات یهود و مسیحیت تخریب مى گردد.
۲. انجیل متى، عیسى علیه السلام را از فرزندان سلیمان بن داودعلیه السلام مى داند.(۴۹) در حالى که وى در انجیل لوقا فرزند ناتان بن داود معرفى شده است.(۵۰)
۳. در انجیل متى، عیسى علیه السلام اعلام مى کند که پس از مصلوب شدن سه شبانه روز در زمین مدفون خواهد ماند : «زیرا هم چنان که یونس سه شبانه روز در شکم ماهى ماند، پسر انسان نیز سه شبانه روز در شکم زمین خواهد بود».(۵۱)
در حالى که اناجیل دیگر مدت دفن او را از غروب جمعه تا قبل از سپیده یکشنبه، یعنى حداکثر یک روز و دو شب مى دانند(۵۲).(۵۳)
انجیل مرقس - که قدیمى ترین و کوتاه ترین انجیل ها است - خاطرات قدیس پطرس حوارى را مطرح مى کند که متضمن احساسات بشرى عیسى است . در این انجیل، عیسى موجودى مافوق بشر نشان داده شده و «فرزند انسان» لقب گرفته است، اما اثرى از اصل «تجسّم الهى» در پیکر عیسى و اصل ازلیت او (وجود قبل از خلقت ) دیده نمى شود . اما انجیل متى و انجیل لوقا، حاوى عباراتى است که زمینه را براى اعتقاد به تجسّم ربوبیت در پیکر عیسى آماده مى کند و انجیل یوحنا، به صراحت طبیعت الوهى عیسى را - چنان که معاصرش یعنى پولس مطرح کرده بود - بیان مى کند . این تهافت مشکل پیچیده اى است که اذهان اندیشمندان مسیحى را تاکنون به خود مشغول داشته و راه حل هاى گوناگون اما بى حاصل در رفع آن ارائه کرده اند(۵۴) .
در انجیل یوحنا از یحیى علیه السلام پرسیده مى شود : آیا تو همان ایلیاى نبى الیاس هستى که قبل از فرا رسیدن روز موعود (ظهور مسیح ) باید بیاید؟ یحیى تأکید مى کند : من چنین شخصى نیستم(۵۵) ؛ بنابراین روز موعود هنوز فرا نرسیده است . اما در انجیل متى به عیسى علیه السلام نسبت داده اند که گفت : «اگر بخواهید قبول کنید که یحیى همان الیاس است که باید بیاید»(۵۶) .
نویسنده انجیل لوقا براى برداشتن تنافى موجود میان این دو عبارت، مسئله را به گونه اى دیگر توجیه کرده، مى گوید : «و او (یحیى ) به روح قوت الیاس پیش روى وى (خداوند )، خواهد خرامید»(۵۷) . این مضامین متفاوت و متعارض، نشانگر آن است که آیات اصلى الهى - که به عیسى علیه السلام وحى شده - دچار تحریف جدى گشته است(۵۸) .
چنان که گفته آمد با رویکرد قرآنى و روایى نیز مى توان تحریف کتاب هاى مقدس را نشان داد، بعضى از آیات قرآن و روایات نقل شده از امامان علیهم السلام، نشانگر تحریف کتاب مقدس است . گزارش این دسته از نصوص در این نوشتار کوتاه مقدور نیست(۵۹) .
پرسش ۳ . دیدگاه دانشمندان در رابطه با اعتبار و وثاقت کتاب مسیحیان چیست؟
در قرون اخیر عده اى از دانشمندان غربى مشاهده کرده اند که بین عقاید مسیحیان و ادیان هندى تشابه عجیبى وجود دارد. آنان در مطالعات خود متوجه شده اند که عقاید تثلیث، فدا، تصلیب و سایر مسائل اعتقادى مسیحیان عیناً در مذاهب بت پرستان وجود داشته، ولى در اعتقادات بنى اسرائیل سابقه اى نداشته است.
دانشمندان محقق، حتى در برابر جمله هایى از انجیل، عبارت هاى مشابه در کتاب هاى هندو و بودایى یافته اند که حیرتشان را برانگیخته است. آنان دیدند که حتى لقب هاى گوسفند خدا، فرزند خدا، بردارنده گناهان، فداشونده و غیر اینها که به مسیح علیه السلام اطلاق مى شود، در آن مذاهب نیز هست و چون سابقه تاریخى آن ادیان بیشتر است، دانشمندان نظر دادند که اعتقادات و اصطلاحات مسیحیان در این باب باید از آن ادیان گرفته شده باشد.
در سال ۱۹۷۴ در بیابان هاى فلسطین، در غارهایى بر کرانه بحرالمیت، طومارهایى کشف شد که یک جنبش فکرى را در باب مسیحیت پدید آورد. این طومارها که شامل بخش هایى از کتاب مقدس و تفاسیر و ادعیه است، حدود ۲۰۰۰ سال قدمت دارد یعنى خط آنها در حدود عصر مسیح علیه السلام نوشته شده است.
دانشمندان پس از مطالعه طومارها فهمیدند که آنها به فرقه اى از یهودیان به نام اِسِنیان مربوط مى شود. این فرقه در صحراها زندگى مى کردند و افکارى عرفانى داشتند و انتظار مسیحاى بنى اسرائیل را مى کشیدند. آنان نوشته هاى خود را در کوزه مى کردند و در غارهایى در کنار بحرالمیت به ودیعت نهادند و پس از آن به سرنوشتى نامعلوم گرفتار شدند و خبرى از ایشان باز نیامد.
کشف این طومارها انعکاس عجیبى در محافل علمى جهان داشت. در ابتدا برخى آنها را جعلى مى پنداشتند، ولى پس از آزمایش هاى فنى، اعتبار آنها ثابت شد.
برخى دانشمندان گفتند : طومارهاى کشف شده دیدگاه علمى ما را نسبت به حضرت مسیح علیه السلام و آغاز مسیحیت تغییر خواهد داد.(۶۰)
تا کنون هزاران کتاب درباره این طومارها نوشته شده است، از جمله کتابى به نام «مفهوم طومارهاى بحرالمیت» نوشته یک روحانى آزاد اندیش مسیحى به نام «اى.پاول دیویس» که بسیار جالب توجه است. در این کتاب پس از تحقیق درباره محتویات طومارهاى مذکور چنین آمده است :
نظریه اى که یک تن مسیحى عامى درباره پدیدآمدن مسیحیت اتخاذ مى کند این است که مسیح بشارت خود را تبلیغ کرد، به عنوان مسیح و منجى مرد، از مردگان برخاست و کلیساى مسیحى را تأسیس کرد که در سراسر جهان با فعالیت حواریان گسترش یافت... .
همچنین یک مسیحى عامى اظهار مى دارد که عیسى یک تن یهودى بود که سنن و فرهنگ یهودى را به ارث برده بود. علاوه بر این اظهار مى کند که رسولان برداشت هایى از بشارت از عیسى دیده و شنیده بودند و بر اثر تجربیات شخصى خویش دریافتند که او منجى و خداوندگار بشر و پسر خدا بوده است.
به هر حال، یک عامى اعتقاد مسیحى را چنین بیان مى کند و ابداً به ذهنش خطور نمى کند که مقدار زیادى از آن اعتقادات پیش از مسیحیت وجود داشته است... و نمى داند که پایه و اساس بسیارى از آن اعتقادات در کتاب مقدس یافت نمى شود.
چیزى که عامى نمى داند، اما دانشمند مى داند این است که در عصر مسیح و پس از آن، بت پرستان براى خدایان خود باورهایى داشتند و نام هایى مى گفتند که عین آنها در عقیده مسیحى اظهار شده است. میترا(۶۱) منجى بشریت بود، و همین طور تموز(۶۲)، ادونیس(۶۳) و اوزیریس(۶۴). اعتقاد به فادى(۶۵) بودن مسیح که سرانجام، در مسیحیت وارد شد یک اعتقاد یهودى نبود و مسیحیان نخستین در فلسطین نیز آن را باور نداشتند.
مسیحاى مورد انتظار یهودیان و مسیحیانِ یهودى الاصل پسر خدا نبود، بلکه پیامبرى از طرف خدا بود. او بنا نبود با خون خویش کفاره گناهان دیگران شود، بلکه قرار بود که از راه ایجاد حکومت مسیحایى بر روى زمین، مردم را نجات دهد. مسیحیان یهودى الاصل به نجاتى که به ایشان اجازه دخول در آسمان دهد، چشم ندوخته بودند؛ بلکه به نجاتى که نظام جدیدى روى زمین تأسیس کند، اعتقاد داشتند و این مطلوب آنان بود، گرچه به فناپذیرى روح و جاودانگى جان معتقد بودند.
عقیده مسیحى هنگامى میان بت پرستان رواج یافت که عقیده به عیسى به عنوان خداى نجات بخش پدید آمد. این عقیده کاملاً بر آنچه پیش از آن بود، به ویژه میترا، منطبق مى شد. همچنین روز ۲۵ دسامبر(انقلاب شتوى) سالروز تولد میترا بود که توسط مسیحیان، سالروز تولد عیسى شد و حتى روز سبت(شنبه) یعنى هفتمین روز یهودیان که توسط خداوند در شریعت موسى(تورات) مشخص شده و خداوند آن را تقدیس کرده بود... تحت تأثیر اندیشه هاى میترایى به روز اول یعنى یکشنبه (Sunday)، روز خورشید فاتح، تبدیل شد.
در زمان گسترده شدن مسیحیت، در حوزه مدیترانه منطقه اى نبود که فکر مادر باکره و فرزند او که باید (در راه گناهان) بمیرد، وجود نداشته باشد. اصولاً زمین الهه اى بود که در هر بهار باکره مى شد. فرزند وى میوه زمین بود که براى مردن به دنیا مى آمد، و همین که مى مرد در زمین دفن مى شد تا تخم میوه بعدى باشد و دوره تازه اى را به وجود آورد. این افسانه رستنى بود که داستان غم انگیز خداوند رهاننده و مادر غمدیده را به گونه اى ماهرانه پدید آورد.
گردش فصول روى زمین به گردشى مانند آن در آسمان ها مربوط شد. این عقیده نیز وجود داشت که الهه باکره همان برج سنبله است که درست هنگامى که ستاره شعراى یمانى در مشرق، تولد تازه خورشید را اعلام مى کند، این برج در قسمت شرقى آسمان طالع مى شود. قرار گرفتن خط افق در میان سنبله رمز پذیرفته شدن مادر باکره بود که توسط خورشید عطا مى شد. افسانه زمین به این گونه با افسانه آسمان درآمیخت و این دو با افکار قهرمانان واقعى و غیر واقعى عهد باستان مخلوط شدند و داستان قهرمان فداشونده پدید آمد.
غارى که زادگاه عیسى محسوب شد، از پیش زادگاه هوروس بود که پس از بزرگ شدن، اوزیریس گردید و مقرر بود براى رهایى قوم خود بمیرد. ایزیس مادر غمدیده بود. تعداد زیادى از این مسلک هاى معتقد به فدا وجود داشت که توسط نویسندگانى چون «فریزر» در کتاب شاخه زرین(The Goldern Bough) و دانشمند بزرگ و متخصص ادبیات یونان و روم استاد «ژیلبر مورى» شرح داده شده است.
در این مسلک ها آیین هایى وجود داشت که پس از این، آیین هاى مسیحى نامیده شد. شام آخر(عشاى ربانى) به میترا پرستى تعلق داشت که از آن عاریت گرفته شد و با شام مسیحیت فلسطینى ترکیب شد. نه تنها آیین ها، بلکه یک مجموعه اعتقادات از قبیل خون بره (یا ثور، گاو نر) نیز از میتراپرستى گرفته شد. نه تنها اعتقادات مذهبى، بلکه شمارى از تعالیم اخلاقى نیز از مسلک کسانى که به مسیحیت مى گرویدند، جذب شد. به علاوه تعالیمى اخلاقى نیز وجود دارد که از غیر آن مسلک ها گرفته شده است، مانند تعالیم رواقیان.
ارتباط مسیحیت با بت پرستى به اندازه اى زیاداست که اگر اصولا یک هسته مسیحیت یهودى الاصل نیز در کار باشد، مسیحیت کنونى از آن بهره اندکى دارد. باید به خاطر داشت که پس از عیسى به ندرت به او معلم گفته شد. وى مسیح و نجات دهنده و خداوندگار مسیحیان شده بود.
نویسنده کتاب مى افزاید : یک عامل اصیل براى فاتح ساختن مسیحاى یهود در رقابت مسلک هاى معتقد به فدا، پولس طرسوسى است که یک یونانى مآب و قدیس ملهم یهودى با درک ژرف از مسلک بت پرستى بود. او در ترکیب و پیوند، استادى ماهر بود و هم او نخستین کسى است که اندیشه پیوند دادن اسرائیل را به آتن و معبد اورشلیم را به قربانگاه میترایى و یَهْوَه فرقه اِسِنى را به خداى ناشناخته تپه آروپاگوس(۶۶) در سر پروراند.(۶۷)
دانشمندان مغرب زمین کتاب هاى مستند و بى شمارى در این باب نوشته اند. خلاصه اى از مباحث ایشان در کتاب «افسانه هاى بت پرستى در آیین کلیسا» نوشته محمدطاهر تنیر آمده است. در این کتاب تصاویرى از قبیل تصویر تریمورتى هندوان که به نشانه تثلیث سه سر دارد، به چاپ رسیده است.
یکى از القاب حضرت عیسى علیه السلام کلمه(Logos) است که گفته مى شود از فلسفه هاى قدیم یونان گرفته شده است. مسیحیان، به خصوص با استناد به انجیل یوحنا، ایمان دارند که عیسى انسانى است که کلمه خدا در او زیست مى کند؛ یعنى پیام ازلى که خداى حکیم هر چیز را به وسیله آن آفرید، با تجسم یافتن در عیساى انسان، در میان بشر خیمه خویش را برافراشت. پیام ازلى با قرارگرفتن در عیسى، به شکل انسانى زیست مى کرد که مانند همه مردم براى تحصیل لقمه اى مى کوشید، مى خورد و مى نوشید، دوستان و خویشاوندانى داشت، رنج کشید و مرد(۶۸).
در تصاویر پیش رو مجسمه خدایان تثلیثى بوداییان در هند و کامبوج با مجسمه تثلیث مسیحیان مقایسه شده است.(۶۹)
تصاویر اینجا آورده شود
پرسش ۴ . اعتقاد به تثلیث از چه زمان و چگونه وارد مسیحیت شد؟
در کتاب عهد جدید نصّى که بر تثلیث دلالت کند، وجود ندارد و عباراتى نظیر «پدر، پسر و روح القدس»(۷۰) که در انجیل متى آمده است نیز دلالت روشنى بر آن ندارد. به نظر برخى از محققان مسیحیان قرن اول و دوم خداى یگانه را مى پرستیدند و از قرن سوم به بعد انگاره تثلیث و الوهیت حضرت عیسى علیه السلام در مسیحیت راه یافت.(۷۱)
یافت نشدن نصّى بر تثلیث در عهد جدید برخى جاهلان را تحریک کرد تا آن کتاب بشر ساخته را تحریف کنند و تثلیث را در آن جا دهند. آنان نتوانستند براى این اناجیل که محتویات معروفى داشتند، دستبرد بزنند؛ از این رو، به سراغ رساله اول یوحنا (۵ : ۷-۸) رفتند و متنى را مبنى بر وحدت «پدر»، «کلمه» و «روح القدس» به آنجا افزودند. با بررسى نسخه هاى خطى واجد و فاقد این عبارت، معلوم مى شود که عبارت مذکور تنها در برخى از نسخه هاى خطى متأخر یافت مى شود.(۷۲)
دو صفحه اسکن شده از انجیل در این دو صفحه بیاید
تثبیت تثلیث در شوراى نیقیه
یافت نشدن نصى بر تثلیث و محدودیت و ابهام عبارات مربوط به الوهیت عیسى، مسیحیان را بر آن داشت که اصطلاح «پسر خدا» را در مورد آن حضرت توسعه دهند و این اصطلاح را از معناى تشریفى به معناى حقیقى متحول کنند. در اوایل قرن چهارم اسقفى برجسته به نام آریوس(۷۳) بر ضد اعتقاد به الوهیت عیسى قیام کرد، او بر آن بود که «پسر» (عیسى) اولین و کامل ترین مخلوق است و چون متأخر از «پدر» (خدا) است، پس پیش از آنکه به وجود آید، وجود نداشت. بنابراین پرستش حضرت مسیح، پرستش یک انسان و مقدمه بت پرستى است. به دنبال این مسأله مجادلات بالا گرفت، قریب ۳۰۰ اسقف به دعوت قسطنطین، نخستین قیصر مسیحى، در شهر نیقیّه آسیاى صغیر به سال ۳۲۵م. شورایى تشکیل دادند. این شورا قول به الوهیت عیسى را با اکثریت قاطع پذیرفت و نظر آریوس را مردود دانسته و او را تکفیر کرد(۷۴).
در قطعنامه آن شورا که به نام «قانون نیقاوى» معروف است در مورد حضرت عیسى علیه السلام چنین مى خوانیم : «عیسى مسیح پسر خدا، مولود از پدر، یگانه مولود که از ذات پدر است، خدا از خدا، نور از نور، خداى حقیقى از خداى حقیقى، که مولود است نه مخلوق، از یک ذات با پدر،... او به خاطر ما آدمیان و براى نجات ما نزول کرد و مجسم شده، انسان گردید... لعنت باد بر کسانى که مى گویند زمانى بود که او وجود نداشت و یا اینکه پیش از آنکه وجود یابد نبود، یا آنکه از نیستى به وجود آمد و بر کسانى که اقرار مى کنند وى از ذات یا جنس دیگرى است و یا آنکه پسر خدا خلق شده، یا قابل تغییر و تبدیل است».(۷۵)
از نخستین اوان مسیحیت تا دوران معاصر عالمان و دانشمندان بسیارى در میان مسیحیان به توحید روى آورده و با انگاره تثلیث به مخالفت برخاسته اند از جمله:
ایرانائیوس (۱۳۰ - ۲۰۰م)، اریجن (۱۸۵ - ۲۵۴م)، لوسیان (مت ۳۱۳م).
این افراد همگى به جهت حمایت از توحید مورد آزار و شکنجه واقع شده و در این راه به شهادت رسیدند.
ترتولیان (۱۶۰ - ۲۲۰) وسابلوس (قرن سوم میلادى) از مدافعان و مبلغان برجسته اندیشه توحیدى بوده اند.
از موحدان عصر جدید نیز مى توان فرانسیس دیوید (۱۵۱۰م)، میخائیل سروتوس (۱۵۱۱م) ماریا سوزینى (۱۵۲۵م) و سوسیانوس(۱۵۳۹) را نام برد.
از این جمع میخاییل سروتوس در اکتبر ۱۵۵۳ در ۴۲ سالگى به جرم تثلیث گریزى و توحید باورى زنده زنده در آتش سوزانده شد.(۷۶)
از سوى دیگر لازم به یادآورى است که تاکنون هیچ یک از عالمان و یا فرقه هاى مسیحى نتوانسته اند شرح مبسوط و روشنى از تثلیث به تحریر آورند و به سبب نفوذ برخى از افکار یونانى و آیین هاى غیرالهى این دین الهى را به شرک آلودند.

...................) Anotates (.................
۱) بنگرید : حسین توفیقى، آشنایى با ادیان بزرگ، ص ۱۱۷، قم، طه، سمت، چاپ هفتم، ۱۳۸۴.
۲) بنگرید :
الف. باروخ اسپینوزا، مصنف واقعى اسفار پنجگانه، ترجمه : علیرضا آل بویه، فصلنامه هفت آسمان، ش ۱، بهار ۱۳۷۸ (این مقاله ترجمه اى است از فصل هشتم کتاب :
The Chief Works Of Spinooza; A Theo Logico - Political Treatise and A Political Treatise, Thomsloted From The Latin With A Introductionhu R.H.M. Francesco Cordasco.
ب. عبدالرحیم سلیم بن اردستانى، کتاب مقدس، صص ۵۶ - ۶۷، قم : آیت عشق، دوم، ۱۳۸۵.
۳) تثنیه، ۳۱ :۲.
۴) کتاب دوم سموئیل، ۲۹-۱۲ :۲۸.
۵) تثنیه، ۳۳ :۱.
۶) تثنیه، ۳۶ :۱۰.
۷) داوران، ۱۸ :۲۹.
۸) یوشع، ۵ :۱۲.
۹) ۳۶ :۳۱.
۱۰) همان، ص ۹۵-۹۴.
۱۱) همان، ص ۹۷-۹۵.
۱۲) همان، ص ۱۰۱.
۱۳) پیدایش، ۳۷ : ۲۵ - ۲۸.
۱۴) Cjrt, Contemporary Jewish Keligious Thougrte Ed. Arthor A. Cohen and Paul Mendes - Flohr, New York, ۷۸۹۱. P.۶۳.
۱۵) ibid, p.۶۳-۷۳; EB, V.۴۱, p.۲۲۹; ER.ME, V.۴۱, p.۷۵۵-۸۵۵.
۱۶) Ibid P.۶۳ - ۷۳; Eb, The New Encyclopedia Britanica, Emcyclopedia Britanica Inc, ۵۱ Thed USA, ۵۹۹۱, v. ۴۱, PP.۷۵۵ - ۸۵۵.
۱۷) الخورى بولس الفعالى، المدخل الى الکتاب المقدس، ج ۲، ص ۱۶ - ۳۹.
۱۸) توماس میشل، کلام مسیحى، ترجمه حسین توفیقى، ص ۳۲.
۱۹) کتاب دوم پادشاهان، ۲۳ :۴-۲۲ :۸.
۲۰) کتاب نحمیا، باب هشتم.
۲۱) ویل دورانت، تاریخ تمدن، ج ۱، ص ۳۸۲. به نقل از : عبدالرحیم سلیمانى اردستانى، کتاب مقدس، صص ۶۷-۵۶؛ قم : آیت عشق، چاپ دوم تا ۱۳۸۵.
۲۲) بحارالانوار، ج ۵۱، ص ۲۷، ح ۲۷ .
۲۳) نگا :
الف . ویل دورانت، تاریخ تمدن، ترجمه حمید عنایت و دیگران، تهران : انتشارات آموزش انقلاب اسلامى، چاپ پنجم، ۱۳۷۰ ش )، ج ۳، صص ۶۹۵-۷۲۱ ؛
ب . ساروخاچیکى، کتاب مقدس را بهتر بشناسیم، صص ۱۴-۳۱؛ تهران : آموزشگاه کتاب مقدس، بى تا .
۲۴) توماس میشل، کلام مسیحى، ترجمه حسین توفیقى، (قم : مرکز مطالعات و تحقیقات ادیان و مذاهب، چاپ اول، ۱۳۷۷ش )، ص ۵۱ .
۲۵) در این باره نگا : محمدرضا کاشفى، غرب بر امواج مسیحیت و فرهنگ، (تهران : پژوهشگاه فرهنگ و اندیشه اسلامى )، مبحث کتاب مقدس در فصل دوم .
۲۶) Robert M.Grant.
۲۷) رابرت م.گرنت، دیوید تریسى؛ تاریخچه مکاتب تفسیرى و هرمنوتیکى کتاب مقدس، ترجمه : ابوالفضل ساجدى، ص ۲۱۲، تهران : پژوهشگاه فرهنگ و اندیشه اسلامى، چاپ اول، ۱۳۸۵.
۲۸) همان، ص ۲۹۵.
۲۹) ایان باربور، علم و دین، ص ۱۳۰ - ۱۳۱. ق : همان، ص ۲۹۵.
۳۰) Barbour, Ian. Religion in an Age of Science, P.۹.
۳۱) Braithwaite.
۳۲) جان هیک و دیگران، کلام فلسفى، ترجمه ابراهیم سلطانى و احمد نراقى، ص ۳۰۷.
۳۳) Neo-orthodoxy.
۳۴) Barbour Ian, Religion in an age of Science, P.۱۱-۲۱.
۳۵) پل تیلیش، پویایى ایمان، ص ۱۰۳. ق : رابرت م. گرنت، دیوید تریسى؛ تاریخچه مکاتب تفسیرى و هرمنوتیکى کتاب مقدس، ترجمه : ابوالفضل ساجدى، ص ۲۹۴ - ۲۹۶.
۳۶) نگا : توماس میشل، کلام مسیحى، ترجمه حسین توفیقى، (قم : مرکز مطالعات و تحقیقات ادیان و مذاهب، چاپ اول، ۱۳۷۷ )، صص ۲۳ - ۲۷ .
۳۷) تونى لین، تاریخ تفکر مسیحى، ترجمه : روبرت آسریان، ص ۴۴۶؛ تهران : نشر و پژوهش فرزان روز، چاپ اول، ۱۳۸۰.
۳۸) همان، ص ۳۸۷.
۳۹) آرچیبالد رابرتسون، عیسى اسطوره یا تاریخ، ترجمه : حسین توفیقى، ص ۷۱؛ قم : مرکز مطالعات و تحقیقات ادیان و مذاهب، چاپ اول، ۱۳۷۸.
۴۰) ر.ک : محمدرضا زیبایى نژاد، مسیحیت شناسى مقایسه اى، ص ۱۸۵؛ تهران : سروش، چاپ اول، ۱۳۸۲.
۴۱) رساله پولس به غلاطیان، ۲ : ۱۱ - ۱۳.
۴۲) برگرفته از : سید محمد ادیب آل على، مسیحیت، صص ۹۹ و ۱۰۰، قم : مرکز مطالعات و پژوهش هاى فرهنگى حوزه، چاپ اول، ۱۳۸۵.
۴۳) ج اول، ص ۱۶۵.
۴۴) علامه میرزا ابوالحسن شعرانى، راه سعادت، تحقیق : حامد فردى اردستانى، ص ۲۸۲، چاپ اول، ۱۳۸۶، تهران : مرتضوى.
۴۵) اقتباس از : علامه میرزا ابوالحسن شعرانى، راه سعادت، ص ۲۶۹ و ۲۷۰، تهران : مرتضوى، چاپ اول، ۱۳۸۶.
۴۶) برخى از تحریفات نیز در پاسخ پرسش هاى پیشین اشاره شد.
۴۷) پیدایش، ۲۲ : ۱.
۴۸) همان، ۱۷ : ۲۵ و ۱۸ : ۱.
۴۹) انجیل متى، ۱ : ۶.
۵۰) انجیل لوقا، ۳ : ۳۱.
۵۱) انجیل متى، ۱۲ : ۴۰.
۵۲) ر.ک : انجیل متى، ۲۷ : ۵۷ و ۲۸ : ۱ ؛ انجیل مرقص، ۱۵ : ۴۲ و ۱۶ : ۱ ؛ انجیل لوقا، ۲۳ : ۵۳ و ۲۴ : ۱.
۵۳) انجیل متى، ۲ : ۲۲ ؛ برگرفته از : مسیحیت، صص ۱۰۰ - ۱۰۲.
۵۴) ر .ک : کلام مسیحى، صص ۶۶-۸۰ .
۵۵) کتاب مقدس، انجیل یوحنا، ۱ :۱۹ .
۵۶) متى، ۱۱ :۱۴ .
۵۷) لوقا، ۱ :۱۷ .
۵۸) در باب خردستیزى برخى از آیات کتاب مقدس ر .ک : موریس بوکاى، تورات، انجیل، قرآن و علم، ترجمه مهندس ذبیح اللَّه دبیر، (تهران : دفتر نشر فرهنگ اسلامى، چاپ چهارم، ۱۳۶۸ ) .
۵۹) در این باره نگا : محمدرضا زیبایى نژاد، تاریخ و کلام مسیحیت،(قم: معاونت امور اساتید و دروس معارف اسلامى، تابستان ۱۳۷۵ )، صص ۸۱-۸۴ .
۶۰) براى مطالعه بیشتر در این موضوع، رک : دانیلو، ژان، ریشه هاى مسیحیت در اسناد بحر المیت، ترجمه على مهدى زاده، قم نشر ادیان، ۱۳۸۳.
۶۱) Mitra مهر، مظهر روشنایى و فروغ؛ خدایى که در رداهاى هندى به همراه وارونا ذکر شده؛ ظاهراً میتراز ایزد روز و وارونا ایزد شب بوده است؛ ایزد خورشید زرتشتیان، (واژه نامه ادیان، دکتر عبدالرحیم گواهى).
۶۲) Tmmuz خداى گیاهان نزد قوم آکاد که سومرى ها آن را دوموزى مى خواندند.
۶۳) Adonis خداى یونانى رشد گیاهان.
۶۴) Osiris خداى کشاورزى در مصر باستان که با خواهرش ایزیس (الهه مادر) ازدواج کرد و فرزندى به نام هوروس (خداى آفتاب) به دنیا آورد. اوزیریس به دست برادر خود به نام سِت (خداى خشکسالى) کشته شد.
۶۵) فدا شونده.
۶۶) کوه مریخ» اعمال رسولان، ۱۷ :۱۶-۲۳.
۶۷) Davies, A.Powell, The Meaning of the Dead Sea Scrolls, New York: New American Library, ۶۵۹۱,pp.۹۸-۱۹.
۶۸) برگرفته از : حسین توفیقى، آشنایى با ادیان بزرگ، تهران، قم : طه، سمت، مرکز جهان علوم اسلامى، چاپ هفتم ۱۳۸۴ .
۶۹) نماد گرایى خدایان و آیین هاى هندو، چاپ : هند : بمبئى، هندا.پارتازاراتى.
۷۰) متى، ۲۸ : ۱۹.
۷۱) بنگرید : مرضیه شنکایى، بررسى تطبیقى اسماى الهى، صص ۲۴۸ - ۲۶۳، تهران : سروش، اول، ۱۳۸۱.
۷۲) حسین توفیقى، آشنایى با ادیان بزرگ، ص ۱۷۶ و ۱۷۷.
۷۳) Arius, ۴۱۳ A.D.
۷۴) DAvis. J.G, Christianity, Lising Faith, ed. Zaehner, p.۷۵.
۷۵) میلر، و.م، تاریخ کلیساى قدیم در امپراتورى روم و ایران، ترجمه على نخستین، تهران : انتشارات حیات ابدى، ۱۹۸۱، ص ۲۴۴ ؛ق : حسین توفیقى، آشنایى با ادیان بزرگ، صص ۱۷۶ - ۱۸۰، قم : طه، سمت، مرکز جهانى علوم اسلامى، چاپ هفتم، ۱۳۸۴.
۷۶) جهت آگاهى بیشتر بنگرید:
الف. احمد بهشتى، عیسى پیام آور اسلام، بخش ششم.
ب. محمد ظهورى فر، خدا در ادیان ابراهیمى (یهودیت، مسیحیت، اسلام) (پایان نامه)، صص ۱۰۱ - ۱۰۳.

ممکن است این مطالب هم برای شما مفید باشد:

نظرات

 

در صورتی که قصد ثبت سوال دارید، می توانید از طریق این صفحه اقدام به ثبت سوال نمایید. در غیر اینصورت با استفاده از فرم زیر نظر خود را برای ما ارسال نمایید.