مصادیق صحیح اعجاز علمی ۱۳۹۵/۱/۲۸ - ۱۷ بازدید

موارد اعجاز علمى در قرآن:
در مورد اعجاز علمى قرآن افراط و تفریط شده است یعنى برخى افراد اعجاز علمى قرآن را به طور کلى منکر شده اند (همان طور که گذشت) و برخى افراد در آیات زیادى ادعاى اعجاز علمى کرده اند، که برخى از این موارد قابل قبول است اما برخى موارد قابل نقد و صاحب‌نظران رد کرده اند. اینک در اینجا موارد ادعاى اعجاز علمى در قرآن را بررسى مى کنیم:
اول: مواردى که ادعاى اعجاز علمى شده و قابل دفاع شمرده شده است:
۱ . نیروى جاذبه:
در دو آیه قرآن (رعد / ۲ و لقمان / ۱۰ - رفع - خلق السموات بغیر عمدٍ ترونها) بیان شده که خدا آسمان ها را بدون ستون دیدنى برافراشته است.۱
برخى دانشمندان و مفسران همچون آیت اللَّه مکارم شیرازى (نمونه، ج ۱۷، ص ۲۹ و ج ۱۰، ص ۱۱۰ - ۱۱۱ و پیام قران، ج ۸، ص ۱۴۶ و آیت اللَّه حسین نورى (دانش عصر فضا، ص ۵۵ - ۵۶) آیات فوق را اشاره به نیروى جاذبه و اعجاز علمى قرآن دانسته اند، چرا که نیروى جاذبه توسط ابوریحان بیرونى (۴۴۰ ق)۲ و طبق مشهور توسط نیوتن (۱۶۴۳ - ۷۲۷ م) در قرن هفدهم میلادى کشف شد۳ سپس اشاره قرآن به ستون هاى نامرئى بین کرات آسمانى نوعى رازگوئى علمى قرآن است.
البته برخى از صاحب‌نظران نیز آیات فوق را اشاره اى به نیروى جاذبه دانسته اند اما ادعاى اعجاز علمى نکرده اند۴ و برخى دانشمندان نیز آیات دیگر قرآن (مرسلات/ ۲۵ و فاطر / ۴۱) را اشاره اى به نیروى جاذبه دانسته اند ولى ادعاى اعجاز علمى در آن مورد نکرده اند.۵
با توجه به اینکه واژه «عمد» جمع و به معناى «ستون ها» است، ممکن است نیروى جاذبه یکى از مصادیق آیه باشد یعنى احتمال دارد نیروها (= ستون ها)ى متعددى بین کرات آسمانى وجود داشته باشد که هنوز کشف نشده باشد.
البته پذیرش اینکه آیات (رعد / ۲ و لقمان / ۱۰) بر نیروى جاذبه دلالت کند متوقف بر آن است که واژه «سماوات» به معناى کرات آسمانى باشد. چون این واژه در قرآن داراى معانى متعدد (مثل: جهت بالا، جوّ زمین، کرات آسمانى، آسمان معنوى و...)۶ است، ولى در اینجا مى توان ادعا کرد که کرات آسمانى مى تواند از مصادیق آیات فوق باشد.
بنابراین برخى محققان برآنند که مى توان گفت که: آیات (رعد / ۲ و لقمان / ۱۰) به نیروى جاذبه اشاره دارد و با توجه به عدم آگاهى مردم و دانشمندان عصر نزول قرآن، از نیروى جاذبه، عظمت بیانات قرآن و رازگوئى و اعجاز علمى آن در این مورد روشن مى شود.۷

۲ . حرکت هاى خورشید:
قرآن در آیات متعددى (یس/ ۴۰ـ۳۷، انبیاء/ ۳۳، رعد/ ۲، فاطر/ ۱۳، زمر/ ۵، لقمان/ ۲۹ و ابراهیم/ ۳۳) به حرکت هاى خورشید اشاره کرده و برخى صاحب‌نظران این آیات را اعجاز علمى قرآن دانسته اند چرا که به حرکت هاى مختلف خورشید اشاره دارد که بر خلاف تصورات رایج در محافل علمى عصر نزول بوده است. آنان آیات فوق را اشاره به حرکت هاى زیر مى دانند:
الف: حرکت انتقالى مستقیم خورشید درون کهکشان راه شیرى، یعنى حرکت طولى خورشید به سمت معین یا ستاره اى دور دست.۸ البته در این تفسیر (الشمس تجرى لمستقر لها(، (یس / ۳۸) «لام» به معناى «الى» (= به سوى) و «مستقر» اسم مکان مى باشد.۹
البته مفسران و صاحب‌نظران متعددى این حرکت خورشید را از قرآن برداشت کرده اند۱۰ اما گودرز نجفى آن را اعجاز علمى قرآن دانسته است. چرا که اخترشناسان جدید همچون کوپر نیک (۱۵۴۴ م) و کپلر (۱۶۵۰ م) و گالیله بر آن بودند که خورشید ثابت ایستاده است۱۱ و حتى ادعا نامه اى که علیه گالیله در دادگاه قرائت شد او را متهم به اعتقاد به سکون خورشید کردند. (که بر خلاف گفته کتاب مقدس بود که مى گفت: (خورشید) مثل پهلوان از دویدن در میدان شادى مى کند.)۱۲ و گالیله حاضر نشد حرکت خورشید را بپذیرد.۱۳
ولى در سال‌هاى بعد کشف شد که خورشید نیز داراى حرکت هاى واقعى متعدد (حرکت انتقالى ـ وضعى ـ درونى) است.
چون که «فلک» به معناى مجراى کرات آسمانى۱۴ یا مسیر دورانى آنها اطلاق مى شود،۱۵ یعنى کرات آسمانى در مسیرى دورانى شناورند.۱۶
البته این مطلب قرآن (حرکت خورشید بر مدار) بر خلاف دیدگاه هیئت بطلمیوسى۱۷ است که در عصر نزول در محافل علمى رایج بوده و تا هفده قرن بر فکر بشر سایه افکنده بود. بر اساس هیئت قدیم افلاک حرکت مى کنند و ستارگان در فلک ثابت هستند ولى از آیه استفاده مى شود که خورشید حرکت دورانى دارد و مدارى شناور است.
برخى از دانشمندان به مطالب فوق تصریح کرده اند۱۸ و آیت اللَّه مکارم شیرازى در تفسیر نمونه (ج ۱۸، ص ۶ - ۳۸۹) این مطالب را اعجاز علمى قرآن مى داند.
ج: حرکت وضعى خورشید، یعنى خورشید به دور خود مى چرخد و در قرارگاه خود جریان دارد. (وَالشَّمْسُ تَجْرِی لِمُسْتَقَرٍّ لَّهَا(، (یس / ۳۸) البته این معنا بنابراین است که «لام» به معناى «فى» (= در) باشد و «مستقر» به معناى اسم مکان باشد.
برخى صاحبنظران همین معنا را از آیات برداشت کرده اند۱۹ و احمد محمد سلیمان در «القرآن و العلم» (ص ۵ - ۳۶) این مطلب را اعجاز علمى قرآن شمرده است. چرا که حرکت وضعى خورشید از مطالبى است که در عصر نزول کشف نشده بود.
د: ادامه حیات خورشید تا زمان معین، یعنى خورشید بر اثر انفجارات هسته اى و سوخت مواد درونى آن تا چند میلیارد سال دیگر عمرش به پایان مى رسد.۲۰
از این رو برخى مفسران (کُلٌّ یَجْرِی لاَِجَلٍ مُسَمّىً(، (رعد / ۲) را اشاره به همین مطلب علمى دانسته اند.۲۱
هـ : حرکات درونى خورشید، یعنى در خورشید دائماً انفجارات هسته اى صورت مى گیرد تا انرژى نور و گرما تولید کند، و همین انفجارات باعث زیر و رو شدن مواد مذاب داخل خورشید مى شود که گاهى تا کیلومترها پرتاب مى شود.۲۲
برخى محققان از تعبیر «تجرى» به معناى جریان داشتن و تفاوت آن با «تحرک» از آیه (۳۸ / یس) استفاده کرده اند که خورشید نه تنها حرکت مى کند بلکه جریان دارد یعنى همچون آب در حال حرکت زیر و رو مى شود و این نکته اى لطیف و علمى است که قرآن بدان اشاره کرده و در عصر جدید کشف شده است و مى تواند اعجاز علمى قرآن باشد. البته اگر «تجرى» را کنایه از شناور بودن در فضا ندانیم.۲۳
برخى از محققان با نقد موارد فوق به این نتیجه رسیده اند که اشارات قرآن به حرکت هاى خورشید نوعى رازگویى علمى است، اما در بخشى که قبلاً توسط کتاب مقدس گزارش شده بود یعنى حرکت انتقالى دورانى خورشید، اعجاز علمى نیست اما در بخش هایى که بر خلاف هیئت بطلمیوسى رایج در زمان نزول بیان داشته است (مثل حرکت انتقالى مستقیم، حرکت وضعى و حرکت تا زمان معین و حرکت درونى خورشید) اگر به قطعیت برسد، اعجاز علمى قرآن است.۲۴

۳ . زوجیّت:
در آیات متعددى از قرآن به زوجیت میوه ها و گیاهان و انسان ها اشاره شده است (رعد / ۲ و شعراء / ۷ و یس / ۳۶ و همین مضمون در حج / ۵ و لقمان / ۱۰ و ق / ۷ و طه / ۵۳ و اعراف / ۱۸۹) و در برخى آیات به زوجیت چیزهایى اشاره مى کند که انسان اطلاعى ندارد (یس / ۳۶) و در برخى آیات سخن از زوجیّت همه موجودات است (وَمِن کُلِّ شَیْ ءٍ خَلَقْنَا زَوْجَیْنِ لَعَلَّمْ تَذَکَّرُونَ( (ذاریات / ۴۹).
واژه «زوج» در عالم حیوانات به نر و ماده گفته مى شود و در غیر حیوانات به هر کدام از دو چیزى که قرینه یکدیگر است گفته مى شود و به چیزهاى مقارن مشابه و متضاد نیز اطلاق مى شود.۲۵ از این رو برخى واژه زوج را در مورد ذرات درون اتم (الکترون و پروتون) و نیروهاى مثبت و منفى به کار برده اند.۲۶
بسیارى از مفسران و صاحب‌نظران با شگفتى، آیات فوق را از اشارات علمى قرآن به مسأله زوجیت گیاهان و زوجیّت عام موجودات دانسته اند۲۷ و محمدتقى شریعتى این مطلب را اعجاز علمى قرآن دانسته است (تفسیر نوین، ص ۱۱) چرا که انسان ها از قدیم مى دانستند که برخى گیاهان مثل نخل زوج هستند و مسأله زوجیّت گیاهان توسط کارل لینه (۱۷۰۷ - ۱۷۸۷ م) گیاه شناس معروف سوئدى در سال ۱۷۳۱ م) ابراز شد.
بنابراین مردم عصر نزول قرآن از زوجیّت همه گیاهان اطلاع نداشتند. ولى قرآن نه تنها به این مطلب اشاره کرد. (رعد / ۳، شعراء / ۷ و...) بلکه به زوجیّت همه موجودات اشاره کرد (ذاریات / ۴۹) که تا قرن اخیر کسى از آن اطلاع نداشت.۲۸
بنابراین اشاره علمى قرآن به زوجیت گیاهان و زوجیت عام موجودات نوعى رازگویى قرآن است که حکایت از اعجاز علمى این کتاب مقدس دارد.
البته برخى از محققان برآنند که هر چند اشارات علمى قرآن در این موارد مى تواند اعجاز علمى بشمار آید اما تطبیق آیه (ذاریات / ۴۹) با مواردى همچون الکترون ها، پروتون ها و کوارک ها قطعى نیست و حداکثر این موارد ممکن است از مصادیق آیه مذکور بشمار آید.۲۹

۴ . لقاح (زایا کردن گیاهان و ابرها توسط بادها):
در برخى آیات قرآن به بادهاى زایا و باردار کننده اشاره کرده است (کَذلِکَ نَسْلُکُهُ فِی قُلُوبِ الْمُجْرِمِینَ(، (حجر / ۱۲) مفسران و صاحب‌نظران آیه فوق را به دو صورت تفسیر کرده اند:
الف: برخى برآنند که این آیه به لقاح گیاهان اشاره دارد یعنى ابرها فرستاده مى شوند تا گرده هاى گیاهان نر را به گیاهان ماده برسانند و آنان را زایا کنند،۳۰ و احمد محمد سلیمان این مطلب را اعجاز قرآن دانسته است چرا که بشریت در اواخر قرن هیجدهم یا اوایل قرن نوزدهم به مسأله تلقیح پى برد، درحالى که قرآن قرن ها قبل از آن تذکر داده بود.۳۱
ب: برخى دیگر از صاحب‌نظران و مفسران آیه فوق را اشاره به لقاح ابرها و بارور شدن آنها دانسته اند۳۲ چرا که در ادامه آیه مسأله نزول باران را مطرح مى کند که نتیجه لقاح ابرهاست و احمد امین این آیه را یک معجزه جاودانى مى داند که حدود هزار و سیصد و نود سال پیش موضوعى را بیان کرده که عصاره و نتیجه تحقیقات جدید است چرا که منظور از آیه همان تأثیرى است که باد در اتحاد الکتریسته مثبت و الکتریسته منفى در دو قطعه ابر و آمیزش و لقاح آنها دارد.۳۳
البته مانعى ندارد آیه فوق اشاره به لقاح ابرها و گیاهان مرده باشد۳۴ چرا که بخش اول آیه یک مطلب کلى را مى گوید (زایاگرى بادها) که اعم از لقاح ابرها و گیاهان است ولى در ادامه آیه یکى از نتایج این لقاح را تذکر مى دهد که همان نزول باران از ابر است. همان‌طور که لقاح گیاهان نیز یکى از مصادیق آنها است.۳۵
البته اشاره علمى قرآن به لقاح ابرها اعجاز علمى قرآن است چرا که این مطلب تا سال‌هاى اخیر براى بشر کشف نشده بود اما اشاره قرآن به لقاح گیاهان اعجاز علمى قرآن بشمار نمى آید چرا که انسان هاى صدر اسلام به طور اجمالى از تأثیر گرده افشانى برخى گیاهان (همچون خرما) اطلاع داشتند.۳۶

۵ . چینش مراحل آفرینش انسان:
قرآن کریم در آیات متعددى از آفرینش انسان و مراحل آن یاد کرده است (مؤمنون / ۱۲ـ۱۴، حج/ ۵، غافر/ ۶۷، قیامت/ ۳۷ـ۳۹، علق/ ۲، طارق/ ۶، دهر/ ۲، سجده/ ۶ ـ ۹ و...) از این آیات مى توان استفاده کرد که مراحل زندگى انسان پانزده مرحله است که عبارتند از:
۱ - خاک (یعنى تراب وطین، حج/ ۵، مؤمنون/ ۱۲ و غافر/ ۶۷)۳۷
۲ - مرحله آب (یعنى ماء، ماء دافق، ماه مهین، طارق / ۶، سجده / ۶ - ۹)۳۸
۳ - مرحله منى (نطفة من منى، قیامت / ۳۷ - ۳۹)
۴ - مرحله نطفه مخلوط (نطفه امشاج، دهر / ۲)
۵ - مرحله علقه (مؤمنون / ۱۲ - ۱۴، حج / ۵، غافر / ۶۷)
۶ - مرحله مضغه (مؤمنون / ۱۲ - ۱۴ و حج / ۵)
۷ - مرحله تنظیم و تصویر و شکل گیرى (سجده / ۶ - ۹)
۸ - مرحله شکل گیرى استخوان ها (مؤمنون ۱۲ - ۱۴)
۹ - مرحله پوشاندن گوشت بر استخوان ها (همان)
۱۰ - مرحله آفرینش جنس جنین (قیامت / ۳۷ - ۳۹)
۱۱ - مرحله آفرینش روح یا دمیدن جان در انسان و پیدایش گوش و چشم (سجده / ۶ - ۹ و مؤمنون / ۱۴)
۱۲ - مرحله تولد طفل (غافر / ۶۷)
۱۳ - مرحله بلوغ (مؤمنون / ۱۲ - ۱۴، حج / ۵ و غافر / ۶۷)
۱۴ - مرحله کهنسالى (حج / ۵ و غافر / ۶۷)
۱۵ - مرحله مرگ (همان ها)۳۹

البته توضیح هر کدام از این مراحل بر اساس آیات قرآن و علوم پزشکى نیاز به شرح و توضیح دارد ولى این آیات اشارات علمى ارزنده اى را در بردارد که برخى پزشکان را به حیرت آورده و آنها را دلیل اعجاز علمى قرآن بلکه اعجاز بلاغى قرآن دانسته اند.۴۰
و برخى دیگر صاحب‌نظران غربى همچون دکتر موریس بوکاى معتقدند که:
«باید همه بیانات قرآنى را با معلومات اثبات شده عصر جدید مقایسه کرد، موافق بود نشان با اینها واضح است لیکن همچنین بى نهایت مهم است که آنها را با عقاید عمومى که در این خصوص در جریان دوره وحى قرآنى شایع بود مواجهه داد تا معلوم گردد انسان هاى آن زمان تا چه اندازه از نظراتى شبیه آنچه در قرآن درباره این مسائل عرضه شده دور بوده اند.
فى الواقع این فقط در جریان قرن نوزدهم است که دید تقریباً روشنى از این مسائل پیدا مى کنیم. در تمام مدت قرون وسطى، اساطیر و نظارت صورى بى پایه، منشأ متنوع ترین آراء و تا چندین قرن پس از آن سارى و جارى بود.
آیا مى دانید که مرحله اى اساسى در تاریخ جنین شناسى تصدیق «هاروى»۴۱ در سال ۱۶۵۱ م بود مشعر به اینکه «هر چیزى که مى زاید در آغاز از تخمى مى آید.» و اینکه جنین به تدریج بخشى پس از بخشى درست مى شود؟ [...] این بیش از هزاره اى پیش از آن عصر است، که در آن عقایدى تخیلى شایع بود و انسان ها قرآن را مى شناختند. بیانات قرآن در باب تولید مثل انسان، حقایق اساسى را که انسان ها قرونى چند براى کشف آن گذراندند، با اصطلاحات ساده اشعار داشته است.»۴۲
برخى از محققان نیز برآنند که هر چند بیان هر کدام از این مراحل آفرینش انسان به تنهائى نمى تواند دلیل مستقلى بر اعجاز علمى قرآن باشد ولى با توجه به گواهى دانشمندان بر اینکه مردم عصر نزول قرآن، آگاهى از این نظم و چینش مراحل آفرینش انسان نداشتند، بیان این مراحل و چینش آن نوعى رازگویى علمى است که مى تواند اعجاز علمى قرآن بشمار آید.۴۳
موارد اعجاز علمى در قرآن:
در مورد اعجاز علمى قرآن افراط و تفریط شده است یعنى برخى افراد اعجاز علمى قرآن را به طور کلى منکر شده اند (همان طور که گذشت) و برخى افراد در آیات زیادى ادعاى اعجاز علمى کرده اند، که برخى از این موارد قابل قبول است اما برخى موارد قابل نقد و صاحب‌نظران رد کرده اند. اینک در اینجا موارد ادعاى اعجاز علمى در قرآن را بررسى مى کنیم:
اول: مواردى که ادعاى اعجاز علمى شده و قابل دفاع شمرده شده است:
۱ . نیروى جاذبه:
در دو آیه قرآن (رعد / ۲ و لقمان / ۱۰ - رفع - خلق السموات بغیر عمدٍ ترونها) بیان شده که خدا آسمان ها را بدون ستون دیدنى برافراشته است.۱
برخى دانشمندان و مفسران همچون آیت اللَّه مکارم شیرازى (نمونه، ج ۱۷، ص ۲۹ و ج ۱۰، ص ۱۱۰ - ۱۱۱ و پیام قران، ج ۸، ص ۱۴۶ و آیت اللَّه حسین نورى (دانش عصر فضا، ص ۵۵ - ۵۶) آیات فوق را اشاره به نیروى جاذبه و اعجاز علمى قرآن دانسته اند، چرا که نیروى جاذبه توسط ابوریحان بیرونى (۴۴۰ ق)۲ و طبق مشهور توسط نیوتن (۱۶۴۳ - ۷۲۷ م) در قرن هفدهم میلادى کشف شد۳ سپس اشاره قرآن به ستون هاى نامرئى بین کرات آسمانى نوعى رازگوئى علمى قرآن است.
البته برخى از صاحب‌نظران نیز آیات فوق را اشاره اى به نیروى جاذبه دانسته اند اما ادعاى اعجاز علمى نکرده اند۴ و برخى دانشمندان نیز آیات دیگر قرآن (مرسلات/ ۲۵ و فاطر / ۴۱) را اشاره اى به نیروى جاذبه دانسته اند ولى ادعاى اعجاز علمى در آن مورد نکرده اند.۵
با توجه به اینکه واژه «عمد» جمع و به معناى «ستون ها» است، ممکن است نیروى جاذبه یکى از مصادیق آیه باشد یعنى احتمال دارد نیروها (= ستون ها)ى متعددى بین کرات آسمانى وجود داشته باشد که هنوز کشف نشده باشد.
البته پذیرش اینکه آیات (رعد / ۲ و لقمان / ۱۰) بر نیروى جاذبه دلالت کند متوقف بر آن است که واژه «سماوات» به معناى کرات آسمانى باشد. چون این واژه در قرآن داراى معانى متعدد (مثل: جهت بالا، جوّ زمین، کرات آسمانى، آسمان معنوى و...)۶ است، ولى در اینجا مى توان ادعا کرد که کرات آسمانى مى تواند از مصادیق آیات فوق باشد.
بنابراین برخى محققان برآنند که مى توان گفت که: آیات (رعد / ۲ و لقمان / ۱۰) به نیروى جاذبه اشاره دارد و با توجه به عدم آگاهى مردم و دانشمندان عصر نزول قرآن، از نیروى جاذبه، عظمت بیانات قرآن و رازگوئى و اعجاز علمى آن در این مورد روشن مى شود.۷

۲ . حرکت هاى خورشید:
قرآن در آیات متعددى (یس/ ۴۰ـ۳۷، انبیاء/ ۳۳، رعد/ ۲، فاطر/ ۱۳، زمر/ ۵، لقمان/ ۲۹ و ابراهیم/ ۳۳) به حرکت هاى خورشید اشاره کرده و برخى صاحب‌نظران این آیات را اعجاز علمى قرآن دانسته اند چرا که به حرکت هاى مختلف خورشید اشاره دارد که بر خلاف تصورات رایج در محافل علمى عصر نزول بوده است. آنان آیات فوق را اشاره به حرکت هاى زیر مى دانند:
الف: حرکت انتقالى مستقیم خورشید درون کهکشان راه شیرى، یعنى حرکت طولى خورشید به سمت معین یا ستاره اى دور دست.۸ البته در این تفسیر (الشمس تجرى لمستقر لها(، (یس / ۳۸) «لام» به معناى «الى» (= به سوى) و «مستقر» اسم مکان مى باشد.۹
البته مفسران و صاحب‌نظران متعددى این حرکت خورشید را از قرآن برداشت کرده اند۱۰ اما گودرز نجفى آن را اعجاز علمى قرآن دانسته است. چرا که اخترشناسان جدید همچون کوپر نیک (۱۵۴۴ م) و کپلر (۱۶۵۰ م) و گالیله بر آن بودند که خورشید ثابت ایستاده است۱۱ و حتى ادعا نامه اى که علیه گالیله در دادگاه قرائت شد او را متهم به اعتقاد به سکون خورشید کردند. (که بر خلاف گفته کتاب مقدس بود که مى گفت: (خورشید) مثل پهلوان از دویدن در میدان شادى مى کند.)۱۲ و گالیله حاضر نشد حرکت خورشید را بپذیرد.۱۳
ولى در سال‌هاى بعد کشف شد که خورشید نیز داراى حرکت هاى واقعى متعدد (حرکت انتقالى ـ وضعى ـ درونى) است.
چون که «فلک» به معناى مجراى کرات آسمانى۱۴ یا مسیر دورانى آنها اطلاق مى شود،۱۵ یعنى کرات آسمانى در مسیرى دورانى شناورند.۱۶
البته این مطلب قرآن (حرکت خورشید بر مدار) بر خلاف دیدگاه هیئت بطلمیوسى۱۷ است که در عصر نزول در محافل علمى رایج بوده و تا هفده قرن بر فکر بشر سایه افکنده بود. بر اساس هیئت قدیم افلاک حرکت مى کنند و ستارگان در فلک ثابت هستند ولى از آیه استفاده مى شود که خورشید حرکت دورانى دارد و مدارى شناور است.
برخى از دانشمندان به مطالب فوق تصریح کرده اند۱۸ و آیت اللَّه مکارم شیرازى در تفسیر نمونه (ج ۱۸، ص ۶ - ۳۸۹) این مطالب را اعجاز علمى قرآن مى داند.
ج: حرکت وضعى خورشید، یعنى خورشید به دور خود مى چرخد و در قرارگاه خود جریان دارد. (وَالشَّمْسُ تَجْرِی لِمُسْتَقَرٍّ لَّهَا(، (یس / ۳۸) البته این معنا بنابراین است که «لام» به معناى «فى» (= در) باشد و «مستقر» به معناى اسم مکان باشد.
برخى صاحبنظران همین معنا را از آیات برداشت کرده اند۱۹ و احمد محمد سلیمان در «القرآن و العلم» (ص ۵ - ۳۶) این مطلب را اعجاز علمى قرآن شمرده است. چرا که حرکت وضعى خورشید از مطالبى است که در عصر نزول کشف نشده بود.
د: ادامه حیات خورشید تا زمان معین، یعنى خورشید بر اثر انفجارات هسته اى و سوخت مواد درونى آن تا چند میلیارد سال دیگر عمرش به پایان مى رسد.۲۰
از این رو برخى مفسران (کُلٌّ یَجْرِی لاَِجَلٍ مُسَمّىً(، (رعد / ۲) را اشاره به همین مطلب علمى دانسته اند.۲۱
هـ : حرکات درونى خورشید، یعنى در خورشید دائماً انفجارات هسته اى صورت مى گیرد تا انرژى نور و گرما تولید کند، و همین انفجارات باعث زیر و رو شدن مواد مذاب داخل خورشید مى شود که گاهى تا کیلومترها پرتاب مى شود.۲۲
برخى محققان از تعبیر «تجرى» به معناى جریان داشتن و تفاوت آن با «تحرک» از آیه (۳۸ / یس) استفاده کرده اند که خورشید نه تنها حرکت مى کند بلکه جریان دارد یعنى همچون آب در حال حرکت زیر و رو مى شود و این نکته اى لطیف و علمى است که قرآن بدان اشاره کرده و در عصر جدید کشف شده است و مى تواند اعجاز علمى قرآن باشد. البته اگر «تجرى» را کنایه از شناور بودن در فضا ندانیم.۲۳
برخى از محققان با نقد موارد فوق به این نتیجه رسیده اند که اشارات قرآن به حرکت هاى خورشید نوعى رازگویى علمى است، اما در بخشى که قبلاً توسط کتاب مقدس گزارش شده بود یعنى حرکت انتقالى دورانى خورشید، اعجاز علمى نیست اما در بخش هایى که بر خلاف هیئت بطلمیوسى رایج در زمان نزول بیان داشته است (مثل حرکت انتقالى مستقیم، حرکت وضعى و حرکت تا زمان معین و حرکت درونى خورشید) اگر به قطعیت برسد، اعجاز علمى قرآن است.۲۴

۳ . زوجیّت:
در آیات متعددى از قرآن به زوجیت میوه ها و گیاهان و انسان ها اشاره شده است (رعد / ۲ و شعراء / ۷ و یس / ۳۶ و همین مضمون در حج / ۵ و لقمان / ۱۰ و ق / ۷ و طه / ۵۳ و اعراف / ۱۸۹) و در برخى آیات به زوجیت چیزهایى اشاره مى کند که انسان اطلاعى ندارد (یس / ۳۶) و در برخى آیات سخن از زوجیّت همه موجودات است (وَمِن کُلِّ شَیْ ءٍ خَلَقْنَا زَوْجَیْنِ لَعَلَّمْ تَذَکَّرُونَ( (ذاریات / ۴۹).
واژه «زوج» در عالم حیوانات به نر و ماده گفته مى شود و در غیر حیوانات به هر کدام از دو چیزى که قرینه یکدیگر است گفته مى شود و به چیزهاى مقارن مشابه و متضاد نیز اطلاق مى شود.۲۵ از این رو برخى واژه زوج را در مورد ذرات درون اتم (الکترون و پروتون) و نیروهاى مثبت و منفى به کار برده اند.۲۶
بسیارى از مفسران و صاحب‌نظران با شگفتى، آیات فوق را از اشارات علمى قرآن به مسأله زوجیت گیاهان و زوجیّت عام موجودات دانسته اند۲۷ و محمدتقى شریعتى این مطلب را اعجاز علمى قرآن دانسته است (تفسیر نوین، ص ۱۱) چرا که انسان ها از قدیم مى دانستند که برخى گیاهان مثل نخل زوج هستند و مسأله زوجیّت گیاهان توسط کارل لینه (۱۷۰۷ - ۱۷۸۷ م) گیاه شناس معروف سوئدى در سال ۱۷۳۱ م) ابراز شد.
بنابراین مردم عصر نزول قرآن از زوجیّت همه گیاهان اطلاع نداشتند. ولى قرآن نه تنها به این مطلب اشاره کرد. (رعد / ۳، شعراء / ۷ و...) بلکه به زوجیّت همه موجودات اشاره کرد (ذاریات / ۴۹) که تا قرن اخیر کسى از آن اطلاع نداشت.۲۸
بنابراین اشاره علمى قرآن به زوجیت گیاهان و زوجیت عام موجودات نوعى رازگویى قرآن است که حکایت از اعجاز علمى این کتاب مقدس دارد.
البته برخى از محققان برآنند که هر چند اشارات علمى قرآن در این موارد مى تواند اعجاز علمى بشمار آید اما تطبیق آیه (ذاریات / ۴۹) با مواردى همچون الکترون ها، پروتون ها و کوارک ها قطعى نیست و حداکثر این موارد ممکن است از مصادیق آیه مذکور بشمار آید.۲۹

۴ . لقاح (زایا کردن گیاهان و ابرها توسط بادها):
در برخى آیات قرآن به بادهاى زایا و باردار کننده اشاره کرده است (کَذلِکَ نَسْلُکُهُ فِی قُلُوبِ الْمُجْرِمِینَ(، (حجر / ۱۲) مفسران و صاحب‌نظران آیه فوق را به دو صورت تفسیر کرده اند:
الف: برخى برآنند که این آیه به لقاح گیاهان اشاره دارد یعنى ابرها فرستاده مى شوند تا گرده هاى گیاهان نر را به گیاهان ماده برسانند و آنان را زایا کنند،۳۰ و احمد محمد سلیمان این مطلب را اعجاز قرآن دانسته است چرا که بشریت در اواخر قرن هیجدهم یا اوایل قرن نوزدهم به مسأله تلقیح پى برد، درحالى که قرآن قرن ها قبل از آن تذکر داده بود.۳۱
ب: برخى دیگر از صاحب‌نظران و مفسران آیه فوق را اشاره به لقاح ابرها و بارور شدن آنها دانسته اند۳۲ چرا که در ادامه آیه مسأله نزول باران را مطرح مى کند که نتیجه لقاح ابرهاست و احمد امین این آیه را یک معجزه جاودانى مى داند که حدود هزار و سیصد و نود سال پیش موضوعى را بیان کرده که عصاره و نتیجه تحقیقات جدید است چرا که منظور از آیه همان تأثیرى است که باد در اتحاد الکتریسته مثبت و الکتریسته منفى در دو قطعه ابر و آمیزش و لقاح آنها دارد.۳۳
البته مانعى ندارد آیه فوق اشاره به لقاح ابرها و گیاهان مرده باشد۳۴ چرا که بخش اول آیه یک مطلب کلى را مى گوید (زایاگرى بادها) که اعم از لقاح ابرها و گیاهان است ولى در ادامه آیه یکى از نتایج این لقاح را تذکر مى دهد که همان نزول باران از ابر است. همان‌طور که لقاح گیاهان نیز یکى از مصادیق آنها است.۳۵
البته اشاره علمى قرآن به لقاح ابرها اعجاز علمى قرآن است چرا که این مطلب تا سال‌هاى اخیر براى بشر کشف نشده بود اما اشاره قرآن به لقاح گیاهان اعجاز علمى قرآن بشمار نمى آید چرا که انسان هاى صدر اسلام به طور اجمالى از تأثیر گرده افشانى برخى گیاهان (همچون خرما) اطلاع داشتند.۳۶

۵ . چینش مراحل آفرینش انسان:
قرآن کریم در آیات متعددى از آفرینش انسان و مراحل آن یاد کرده است (مؤمنون / ۱۲ـ۱۴، حج/ ۵، غافر/ ۶۷، قیامت/ ۳۷ـ۳۹، علق/ ۲، طارق/ ۶، دهر/ ۲، سجده/ ۶ ـ ۹ و...) از این آیات مى توان استفاده کرد که مراحل زندگى انسان پانزده مرحله است که عبارتند از:
۱ - خاک (یعنى تراب وطین، حج/ ۵، مؤمنون/ ۱۲ و غافر/ ۶۷)۳۷
۲ - مرحله آب (یعنى ماء، ماء دافق، ماه مهین، طارق / ۶، سجده / ۶ - ۹)۳۸
۳ - مرحله منى (نطفة من منى، قیامت / ۳۷ - ۳۹)
۴ - مرحله نطفه مخلوط (نطفه امشاج، دهر / ۲)
۵ - مرحله علقه (مؤمنون / ۱۲ - ۱۴، حج / ۵، غافر / ۶۷)
۶ - مرحله مضغه (مؤمنون / ۱۲ - ۱۴ و حج / ۵)
۷ - مرحله تنظیم و تصویر و شکل گیرى (سجده / ۶ - ۹)
۸ - مرحله شکل گیرى استخوان ها (مؤمنون ۱۲ - ۱۴)
۹ - مرحله پوشاندن گوشت بر استخوان ها (همان)
۱۰ - مرحله آفرینش جنس جنین (قیامت / ۳۷ - ۳۹)
۱۱ - مرحله آفرینش روح یا دمیدن جان در انسان و پیدایش گوش و چشم (سجده / ۶ - ۹ و مؤمنون / ۱۴)
۱۲ - مرحله تولد طفل (غافر / ۶۷)
۱۳ - مرحله بلوغ (مؤمنون / ۱۲ - ۱۴، حج / ۵ و غافر / ۶۷)
۱۴ - مرحله کهنسالى (حج / ۵ و غافر / ۶۷)
۱۵ - مرحله مرگ (همان ها)۳۹

البته توضیح هر کدام از این مراحل بر اساس آیات قرآن و علوم پزشکى نیاز به شرح و توضیح دارد ولى این آیات اشارات علمى ارزنده اى را در بردارد که برخى پزشکان را به حیرت آورده و آنها را دلیل اعجاز علمى قرآن بلکه اعجاز بلاغى قرآن دانسته اند.۴۰
و برخى دیگر صاحب‌نظران غربى همچون دکتر موریس بوکاى معتقدند که:
«باید همه بیانات قرآنى را با معلومات اثبات شده عصر جدید مقایسه کرد، موافق بود نشان با اینها واضح است لیکن همچنین بى نهایت مهم است که آنها را با عقاید عمومى که در این خصوص در جریان دوره وحى قرآنى شایع بود مواجهه داد تا معلوم گردد انسان هاى آن زمان تا چه اندازه از نظراتى شبیه آنچه در قرآن درباره این مسائل عرضه شده دور بوده اند.
فى الواقع این فقط در جریان قرن نوزدهم است که دید تقریباً روشنى از این مسائل پیدا مى کنیم. در تمام مدت قرون وسطى، اساطیر و نظارت صورى بى پایه، منشأ متنوع ترین آراء و تا چندین قرن پس از آن سارى و جارى بود.
آیا مى دانید که مرحله اى اساسى در تاریخ جنین شناسى تصدیق «هاروى»۴۱ در سال ۱۶۵۱ م بود مشعر به اینکه «هر چیزى که مى زاید در آغاز از تخمى مى آید.» و اینکه جنین به تدریج بخشى پس از بخشى درست مى شود؟ [...] این بیش از هزاره اى پیش از آن عصر است، که در آن عقایدى تخیلى شایع بود و انسان ها قرآن را مى شناختند. بیانات قرآن در باب تولید مثل انسان، حقایق اساسى را که انسان ها قرونى چند براى کشف آن گذراندند، با اصطلاحات ساده اشعار داشته است.»۴۲
برخى از محققان نیز برآنند که هر چند بیان هر کدام از این مراحل آفرینش انسان به تنهائى نمى تواند دلیل مستقلى بر اعجاز علمى قرآن باشد ولى با توجه به گواهى دانشمندان بر اینکه مردم عصر نزول قرآن، آگاهى از این نظم و چینش مراحل آفرینش انسان نداشتند، بیان این مراحل و چینش آن نوعى رازگویى علمى است که مى تواند اعجاز علمى قرآن بشمار آید.۴۳

منابع
۱ . البته این تفسیر بنابراین است که جمله «ترونها» را صفت «عمد» بدانیم ولى اگر «بغیر عمد» متعلق به «ترونها» باشد معنا مى شود که: خدا (همان‌گونه که) مى بینید خدا آسمانها را بدون ستون آفرید.» بنابراین معناى دوم آسمانها اصلاً ستون ندارد تا دیده شود. ولى معناى اول با ظاهر آیه سازگارتر است چون تقدیم و تأخیر لازم نمى آید و توسط روایت امام رضا( (ثم عمد و لکن لا ترونها - برهان، ج ۲، ص ۲۷۸) تقویت مى شود.
۲ . مطالب شگفت انگیز قرآن، گودرز نجفی، ص ۴۱.
۳ . تاریخ علوم، ص ۲۶۴، (البته برخى نویسندگان در این‌که مبتکرنیروى جاذبه نیوتن باشد، در صحت داستان سیب تردید مى کنند، نک: دانش عصر فضا، ص ۴۴.
۴ . نک: معارف قرآن، استاد مصباح یزدى، ص ۲۴۷ - ۲۴۸ و مطالب شگفت انگیز قرآن، گودرز نجفى، ص ۴۱ - ۴۶ و المعجزة القرآنیة، دکتر محمد حسن هیتو، ص ۱۸۰ و التمهید فى علوم القران، آیت اللَّه معرفت، ج ۶، ص ۱۲۲ - ۱۲۸ و نگرشى بر علوم طبیعى در قرآن، لطیف راشدى، ص ۵۰.
۵. اعجاز قرآن از نظر علوم امروزى، یداللَّه نیازمند شیرازى، ص ۸۸ - ۹۹ و الفرقان فى تفسیر القران دکتر صادقى، ج ۲۱، ص ۳۴۱ و مطالب شگفت انگیز قرآن، گودرز نجفى، ص ۴۳ و دانش عصر فضا، نورى، ص ۵۵ و تفسیر نمونه، ج ۱۸، ص ۱۸۷.
۶ . نک: التحقیق فى کلمات القرآن الکریم، مصطفوى، ماده «سمو» و تفسیر نمونه، ج ۱، ص ۶۵ و پژوهشی در اعجاز علمى قرآن، محمدعلی رضایی اصفهانی، ص ۱۲۶.
۷. نک: پژوهشى در اعجاز علمى قرآن، پیشین، ص ۱۵۵.
۸ . نام این ستاره را «وِگاه» (تفسیر نمونه، ج ۱۸، ص ۳۸۲) یانس ثابت (تفسیر المیزان، ج ۱۷، ص ۸۹ و مطالب شگفت انگیز قرآن، گودرز نجفى، ص ۲۵ - ۲۶) و یا مجموعه نجوم هرکپل یا ستار‌اى بر ران راست «جائى» (اسلام و هیئت، ص ۱۸۱) بیان کرده اند.
۹ . لام در آیه (لمستقر لها) ممکن است به معناى الى - فى - تأکید باشد و «مستقر» مى تواند مصدر میمى، اسم زمان یا اسم مکان باشد (نک: المیزان، ج ۱۷، ص ۷۹ و ص ۸۹ و اسلام و هیئت ص ۱۸۴ و نمونه، ج ۱۸، ص ۳۸۲.
۱۰ . المیزان، نمونه، اسلام و هیئت، همان ها و دانش عصر فضا، پیشین، ص ۲۵ - ۳۶ و الجواهر فى تفسیر القرآن، طنطاوى، ج ۹، ص ۱۷۲ و زنده جاوید و اعجاز قرآن، مهندس محمدعلى سادات، ص ۲۸ - ۳۹ و قرآن و آخرین پدیده هاى علمى، مهندس جعفر رضایى فر، ص ۱۳۱ و القرآن الکریم و العلم الحدیث، دکتر منصور محمد حسب النبى، ص ۲۶۴.
۱۱ . مطالب شگفت انگیز قرآن، پیشین، ص ۲۴ و راه تکامل، احمد امین، ج ۵، ص ۹ و اسلام و هیئت، شهرستانى، ص ۱۷۹.
۱۲ . کتاب مقدس، مزامیر، زبور داود، مزمور ۱۹ / ۵.
۱۳ . خواب‌گردها، آرتور کوستلر، ترجمه منوچهر روحانى، ص ۵۹۰.
۱۴ . مفردات راغب، ماده «فلک».
۱۵ . نمونه، ج ۱۸، ص ۳۸۷.
۱۶ . مفردات راغب، ماده «سبح».
۱۷ . بطلمیوس، از دانشمندان قرن دوم میلادى (فرهنگ دانستنیها، محمدنژاد، ج ۱، ص ۷۵۲) البته برخى یادآورد شده اند که در تاریخ سه دانشمند یونانى به نام بطلمیوس خوانده مى شدند که عبارتند از: بطلمیوس غریب، بطلمیوس داس و بطلمیوس قلوذى که این سومى همان است که هیئت بطلمیوسى به نام اوست و متولد ۱۴۰ قبل از میلاد است (اسلام و هیئت، گفتار سوم (کج) و ص ۵.
۱۸ . مقایسه اى میان تورات، انجیل، قرآن و علم، دکتر موریس بوکاى، ترجمه دبیر، ص ۲۱۵ - ۲۱۶ و دانش عصر فضا، حسین نورى، ص ۲۶ و ص ۳۵ - ۳۶ و معارف قرآن، مصباح یزدى، ص ۲۵۲.
۱۹ . نمونه، ج ۱۸، ص ۳۸۲ و اسلام و هیئت، ص ۱۸۶ و دانش عصر فضا، ص ۲۶ و ص ۵ - ۳۶ و پیشگویی‌هاى علمى قرآن، مصطفى زمانى، ص ۳۴.
۲۰ . عمر خورشید را کلاً ده میلیارد سال تخمین مى زنند که پنج میلیارد سال آن سپرى شده است (نک: فیزیک نوین، دکتر اریک اوبلاتر، ص ۲۱ - ۲۰، ترجمه بیضاوى و...).
۲۱ . دانش عصر فضا، پیشین، ص ۳۵.
۲۲ . در خورشید هسته هاى اتم هاى هیدروژن به هلیوم تبدیل مى شود که ذوب هسته اى با جوشش هسته اى نام دارد. خورشید در هر دو ساعت و چهل دقیقه سطح آن با سرعت شش کیلومتر به داخل و خارج مى رود و قطر آن ده کیلومتر تغییر مى کند و این تپش خورشید است و در اثر میدان هاى مغناطیسى اطراف لکه ها به وجود مى آید و با سرعت ۱۶۰۰۰۰۰ کیلومتر در ساعت از خورشید فوران مى کند و به سرعت خاموش مى شود. (نک: فیزیک نوین، پیشین، ص ۲۰ و مجله اطلاعات علمى، ش ۱۹۳).
۲۳ . پژوهشى در اعجاز علمى قرآن، پیشین، ج ۱، ص ۱۶۸.
۲۴ . همان، ص ۱۶۹.
۲۵ . نک: مفردات راغب اصفهانى، ماده «زوج» و تفسیر نمونه، ج ۱۸، ص ۳۷۷ - ۳۷۸.
۲۶ . نک: تفسیر نمونه، همان و اعجاز قرآن، علامه طباطبایی، ص ۱۵ ویراسته علیرضا میرزا محمد، رابطه علم و دین، عباسعلى سرفرازى، ص ۳۵ - ۳۶ ومطالب شگفت انگیز قرآن، پیشین، ص ۵۷ و ۶۰ و القرآن و الطب، دکتر دیاب و دکتر قرقوز، ص ۲۷ و ۲۸ و زنده جاوید و اعجاز جاویدان، پیشین، ص ۳۹ - ۴۳ و نگرشى بر علوم طبیعى در قرآن، پیشین، ص ۲۴.
۲۷ . نک: نمونه، همان و اعجاز قرآن، علامه طباطباى، ص ۱۵ ویراسته علیرضا میرزا محمد، رابطه علم و دین، پیشین، ص ۳۵ - ۳۶ و مطالب شگفت انگیز قرآن، پیشین، ص ۵۷ و ۶۰ و القرآن و الطب، دکتر دیاب و دکتر قرقور، ص ۲۷ و ۲۸ و زنده جاوید و اعجاز جاویدان، پیشین، ص ۳۹ - ۴۳ و نگرشى بر علوم طبیعى در قرآن، پیشین، ص ۲۴.
۲۸ . وجود ذرات درون اتم با بار منفى و پروتون با بار مثبت، را ماکس پلانک فیزیکدان نامى قرن بیستم کشف کرد. (نک: ماکس پلانک، تصویر جهان در فیزیک جدید، ترجمه مرتضى صابر، ص ۹۵)
۲۹ . پژوهشى در اعجاز علمى قرآن، پیشین، ص ۲۸۳.
۳۰ . منهج الصادقین، ملا فتح اللَّه کاشانى، ج ۵، ص ۱۵۸ و رابطه علم و دین، پیشین، ص ۳۶ و رهبران راستین، عبدالکریم هاشمى نژاد، ص ۲۵۶ - ۲۶۳ و فروغ دانش جدید در قرآن و حدیث، م، حقیقى، ج ۲، ص ۲۳ و مرزهاى اعجاز، سید ابوالقاسم خوئى، ترجمه جعفر سبحانى، ص ۱۱۸ و الفرقان و القرآن، خالد عبدالرحمن العک، ص ۵۱۱.
۳۱ . القرآن و الطب، ص ۲۴ - ۲۶ و تفسیر نمونه، ج ۱۱، ص ۶۱ و قرآن و آخرین پیامبر، ص ۱۷۹.
۳۲ . مجمع البیان، ج ۳، ص ۳۳۴ و باد و باران در قرآن، مهندس بازرگان، ص ۵۹ و ۱۲۶ و نمونه، ج ۱۱، ص ۶۱ و التفسیر العلمى فى المیزان، احمد عمر ابو حجر، ص ۴۶۱ - ۴۶۳.
۳۳ . راه تکامل، احمد امین، ص ۵۷.
۳۴ . مطالب شگفت انگیز قرآن، پیشین، ص ۶۲ و پیشگوئى هاى علمى قرآن، مصطفى زمانى، ص ۹۱ - ۹۳.
۳۵ . نک: زنده جاوید و اعجاز جاویدان، پیشین، ص ۳۵ و ۳۶.
۳۶ . پژوهشى در اعجاز علمى قرآن، پیشین، ص ۲۹۳.
۳۷ . در مورد آفرینش انسان از خاک،دو احتمال وجود دارد، یکى اینکه منظور آفرینش انسان اولى (= آدم) از خاک باشد یا تشکّل انسان از خاک یعنى عناصر خاک در بدن انسان وجود دارد. (نک: پژوهشى در اعجاز علمى قرآن، دکتر محمدعلی رضایی اصفهانی، ج ۲، ص ۴۳۴ به بعد و نیز تفسیر نمونه، ج ۲۰، ص ۱۶۵ و ج ۱۴، ص ۲۳)
۳۸ . در مورد آفرینش انسان از آب، چند احتمال وجود دارد، یکى اینکه حیات همه موجودات زنده بستگى به آب دارد و یا اینکه قسمت عمده بدن انسان و بسیارى از حیوانات را آب تشکیل مى دهد و یا اینکه مقصود آفرینش انسان اولیه (آدم) از آب بوده است. (نک: پژوهشى در اعجاز علمى قرآن، همو، ص ۴۳۸ به بعد و نیز تفسیر نمونه، ج ۱۳، ص ۳۹۶ و ج ۱۵، ص ۱۲۶ و معارف قرآن، مصباح یزدى، ص ۳۲۹ و ص ۳۳۰)
۳۹ . این دسته بندى را از کتاب پژوهشى در اعجاز علمى قرآن، پیشین، ص ۴۳۲ آوردیم ولى برخى از مفسران و پزشکان آیات و مراحل فوق را به گونه اى دیگر دسته بندى کرده اند و مراحل خلقت انسان را هفت مرحله دانسته اند (نک: نمونه، ج ۲۰، ص ۱۶۵ و ج ۱۴، ص ۲۳ و الفرقان و القرآن، پیشین، ص ۴۹۳ و التمهید فى علوم القرآن، محمدهادى معرفت، ج ۶، ص ۸۰.
۴۰ . طب در قرآن، دکتر دیاب و دکتر قرقوز، ترجمه على چراغى، ص ۸۴.
۴۱ . Harvey. پزشک انگلیسى (۱۵۷۶ - ۱۶۵۷ م).
۴۲ . مقایسه اى میان تورات، انجیل، قرآن و علم، ص ۲۷۶ - ۲۷۷ با تلخیص.
۴۳ . پژوهشى در اعجاز علمى قرآن، پیشین، ص ۵۶۴.

ممکن است این مطالب هم برای شما مفید باشد:

نظرات

 

در صورتی که قصد ثبت سوال دارید، می توانید از طریق این صفحه اقدام به ثبت سوال نمایید. در غیر اینصورت با استفاده از فرم زیر نظر خود را برای ما ارسال نمایید.