مصر، لیبی، تونس در روزهای سرنوشت ۱۳۹۱/۸/۹

تونس اولین محور آغاز حرکت های مردمی در کشورهای عربی شمال آفریقا بود. مردم تونس اواخر سال ۲۰۱۱ با سرنگونی بن علی شعله های سرنگونی حاکمان عرب را روشن کردند. مصر نیز در ۲۲ بهمن ۱۳۸۹ با سرنگونی مبارک همراه بود. لیبی سومین کشور شمال آفریقا بود که در آن در تابستان سال ۲۰۱۱ به چهار دهه حاکمیت قذافی پایان داده شد. در نهایت سه کشور تونس، لیبی و مصر محورهای تحولات شمال آفریقا گردیدند در حالی که تحولات آنها نه تنها بر آفریقا، بلکه بر غرب آسیا (خاورمیانه) نیز تأثیرات بسیاری گذاشت.
تونس اولین محور آغاز حرکت های مردمی در کشورهای عربی شمال آفریقا بود. مردم تونس اواخر سال ۲۰۱۱ با سرنگونی بن علی شعله های سرنگونی حاکمان عرب را روشن کردند. مصر نیز در ۲۲ بهمن ۱۳۸۹ با سرنگونی مبارک همراه بود. لیبی سومین کشور شمال آفریقا بود که در آن در تابستان سال ۲۰۱۱ به چهار دهه حاکمیت قذافی پایان داده شد. در نهایت سه کشور تونس، لیبی و مصر محورهای تحولات شمال آفریقا گردیدند در حالی که تحولات آنها نه تنها بر آفریقا، بلکه بر غرب آسیا (خاورمیانه) نیز تأثیرات بسیاری گذاشت.

هر چند مردم و دولت های تشکیل شده در این کشورها، اقدامات بسیاری برای رسیدن به اهداف و آرمان های خود صورت داده اند، اما کارنامه این کشورها نشان می دهد که فرایندی بحرانی همچنان در این کشورها در جریان است، به گونه ای که در مقاطعی، از جنگ داخلی و احیای دوران تنش و درگیری داخلی در این کشورها سخن به میان آمده است .در تونس درگیری در برخی از مناطق همچنان ادامه دارد چنانکه حالت فوق العاده همچنان در این کشور برقرار است و روزانه چندین نفر در درگیری های خیابانی کشته و بازداشت می شوند. در مصر نیز فضای سیاسی و اجتماعی همچنان ملتهب است چنانکه التحریر همچنان کانون اعتراض های مردمی است. همچنین در برخی از مناطق نظیر سینا و اسکندریه، درگیری های قومی ونژادی مشاهده می شود که فضای مصر را تحت الشعاع قرار داده است.

در لیبی نیز درگیری های مسلحانه در ابعاد گسترده تری ادامه دارد چنانکه منطقه بنی ولید به صحنه جنگ تمام عیار مبدل شده که صدها کشته و زخمی بر جای گذاشته است. در این درگیری، خمیس قذافی پسر آخر قذافی نیز کشته شد. بسیاری از ناظران سیاسی اوضاع لیبی را برابر با دوران جنگ داخلی می دانند که حتی خطر تجزیه، این کشور را تهدید می تنند .مجموع تحولات این سه کشور، یک اصل اساسی را آشکار می سازد و آن، اینکه بحران در این کشورها به صورت ریشه ای است و دامنه آن می تواند شعله های جنگ داخلی گسترده و حتی تجزیه آنها را به همراه داشته باشد. رویدادهای این کشورها نشانگر چالش های مشترکی است که مجموع آنها اوضاع بحرانی برای آنها ایجاد کرده است.

اولاً، ساختار سیاسی سه کشور چندان پایدار نیست. از یک سو دولت ها، از افرادی مجرب و باتجربه تشکیل نشده اند و سیاست های شان بر اساس اصل آزمون و خطا است. از سوی دیگر، جریان های سیاسی دوران حاکمان قدیم، همچنان در قدرت مشاهده می شوند. آنها بخش های اقتصادی را در اختیار دارند که نتیجه آن نیز ناتوانی دولت های جدید در تحقق اهداف شان است. اکنون ساختار سیاسی در مصر، تونس و لیبی چنان متزلزل است که در تونس و لیبی دولت ها در مرحله سقوط قرار گرفته اند و احتمال ایجاد بحران سیاسی در مصر نیز دور از ذهن نیست. نکته مهم آنکه، نظامیان نیز در این ساختار همچنان به دنبال حفظ قدرتند و برآنند تا از این وضعیت برای احیای قدرت بهره برداری کنند.

ثانیاً؛ چالش های قانونی از دیگر چالش های موجود در این کشورها است. قوه مقننه که وضع قوانین را بر عهده دارد نتوانسته است کارکرد چندانی داشته باشد. قوانین جاری در کشورهای مذکور همچنان مربوط به نظام های سابق است و تدوین قوانین جدید که باید به خواست مردم و بر اساس شریعت اسلامی باشد، همچنان تدوین نگردیده است. الگو برداری از قوانین گذشته و الگوهای غربی چالش هایی است که ساختار قانونگذاری این کشورها را تهدید می کند. در مصر انحلال پارلمان، در تونس و لیبی نبود مجلس کارآمد مانع از آن شده تا قوه مقننه در این کشورها دستاورد چندانی داشته باشد. بحران در قوه قضائیه این کشورها و استمرار حضور دستگاه قضایی دوران گذشته، چالش های بسیاری را به همراه داشته که از آن جمله، عدم محاکمه سران و مقامات نظام های گذشته این کشورها است.

ثالثاً، اجرا نشدن خواسته های مردمی نیز بخش دیگری از چالش های این کشورها شده که نتیجه آن را در استمرار تظاهرات و اعتراض های مردمی می توان مشاهده کرد. از خواسته های مردمی بهبود شرایط اقتصادی بوده که همچنان لاینحل باقی مانده چنانکه در هر سه کشور، مردم در اعتراض به اوضاع اقتصادی، تظاهرات ضد دولتی برگزارکرده اند. اجرای شریعت اسلامی و اجرای اصل دوری از رژیم صهیونیستی و آمریکا، از دیگر خواست های مردم بوده که اجرا نشده است. هر چند که دولت ها تأکید دارند که به اصول اسلامی پایبند هستند، اما در عمل چندان کارکردی در این حوزه نداشته اند که نمود آن را در درج نکردن قوانین اسلامی در قوانین اجرایی می توان مشاهده کرد. در حوزه سیاست خارجی نیز ادامه گرایش به صهیونیست ها و آمریکا در سران دولتهادیده می شود که خشم مردم را برانگیخته است. نمود عینی این امر را در مواضع مرسی، رئیس جمهور مصر می توان مشاهده کرد که به رغم خواست مردم، سفیر جدید مصر در تل آویو را معرفی و در نامه ای به «پرز» رئیس صهیونیست ها، ارادت خود را به این رژیم اعلام داشت. در تونس و لیبی نیز با وجود خواست مردم مبنی بر گنجاندن جرم بودن روابط با صهیونیست ها در قانون اساسی، همچنان دولت ها از اجرای این مهم خودداری می کنند.

رابعاً، فعالیت جریان های سلفی و فرصتی که برای آنها ایجاد شده، از دیگر محورهای چالش های این کشورها است. روند تحولات نشان می دهد که جریان های سلفی از شرایط موجود استفاده می کنند و به دنبال کسب قدرت هستند که محور آنها را نیز اعتراض های مسلحانه تشکیل می دهد. این وضعیت به ویژه در لیبی و تونس، ابعاد گسترده تری دارد. برخی از گزارش ها از حمایت غرب و برخی کشورهای عربی از این جریان ها حکایت دارد. آنها اکنون به مولفه ای برای مقابله با جریان های اسلامگرا و خواسته های اسلامی مردم مبدل شده اند، لذا غرب به شدت از آنها حمایت می کند. در حالی که در ظاهر ادعای نگرانی از حضور آنها در قدرت را اعلام می دارد. غرب تلاش دارد تا از سلفی ها برای تضعیف اسلام گرایان در کشورهای مصر، لیبی و تونس بهره گیرد در حالی که در نهایت هر دو جریان را در این عرصه متزلزل می سازد تا به اهداف خود در این کشورها دست یابد.

خامساً، مداخلات بازیگران خارجی شامل کشورهای غربی و عربی و ترکیه و صهیونیست ها از دیگر چالش های این کشورها است. این بازیگران هر کدام اهداف جداگانه ای را در مصر، لیبی و تونس پیگیری می کنند و برآنند تا در لوای استمرار بحران به خواسته های خود دست یابند. بسیاری از ناظران سیاسی تأکید دارند که مداخلات این بازیگران و رقابت شدید میان آنان موجب شرایط بحرانی در تونس، مصر و لیبی شده که همچنان در حال افزایش است . به هر تقدیر، در جمع بندی تحولات سه کشور تونس، لیبی و مصر می توان گفت که این کشورها همچنان با بحران شدید سیاسی، اقتصادی و امنیتی درگیرند که استمرار آنها می تواند حتی به جنگ داخلی و تجزیه آنها منجر شود. در مجموع، مولفه های داخلی و خارجی موجب شده تا این کشورها عملاً نتوانند در مسیر صلح و ثبات قرار گیرند، چنان که در لیبی درگیری های مسلحانه صدها کشته و زخمی بر جای گذاشته و در تونس و مصر نیز وضعیت شکننده ای حاکم است که هر لحظه احتمال فروپاشی آن وجود دارد، به ویژه اینکه، بازیگران خارجی نیز رقابت شدیدی را در این کشورها آغاز کرده اند که به تشدید بحران ها منجر شده است.



مصر، لیبی، تونس در روزهای سرنوشت /قاسم غفورى /بصیرت/۹۱/۰۸/۰۸




ممکن است این مطالب هم برای شما مفید باشد:

نظرات

 

در صورتی که قصد ثبت سوال دارید، می توانید از طریق این صفحه اقدام به ثبت سوال نمایید. در غیر اینصورت با استفاده از فرم زیر نظر خود را برای ما ارسال نمایید.