نسخه آزمایشی

معراج پیامبر(ص)-زمان معراج-کیفیت معراج ۱۳۸۷/۱۰/۱۱ - ۱۲۰ بازدید

پیامبر کی به معراج رفت و آنجا چه اتفاقاتی افتاد؟ چقدر به طول انجامید؟
برخی معراج را در سال دهم بعثت شب بیست و هفتم ماه رجب دانسته اند و بعضی آن را در سال دوازدهم بعثت، در شب هفدهم ماه رمضان و برخی دیگر آن را در اوایل بعثت ذکر کرده اند (مکارم شیرازی و دیگران، تفسیر نمونه، ج ۱۲، ص ۱۴، دارالکتب السلامیه، قم، چاپ ۲۲). مؤلف کتاب معراج از دیدگاه قرآن و روایات با ذکر شواهد و قرائنی تحقیق معراج را در سال چهارم بعثت دانسته است (ر.ک: جزوه معراج از دیدگاه قرآن و روایات، محسن ادیب بهروز، ص ۶۸ - ۶۳، کتابخانه تربیت مدرس). اما آنچه که در اقوال مورد اعتماد قدر مسلم است این که معراج در زمان حضور پیامبر(ص) در مکه و پیش از هجرت ایشان به مدینه تحقق یافته است.
همان گونه که این مطلب از آیه نخست سوره اسراء که بیانگر آغاز سیر پیامبر از مسجدالحرام است نیز به روشنی فهمیده می شود(طباطبایی، سید محمد حسین، المیزان، ج ۱۳، ص ۳۰، اسماعیلیان، قم، ۱۳۹۲هق، قم). البته قابل ذکر است که پیامبر دارای چندین معراج بوده اند و سوره اسراء و یا سوره نجم اشاره به یکی از آنها (یا اولین معراج) دارد و یکی از راه های جمع بین روایات و اخبار مختلف همین است که بگوییم هر یک اشاره به یکی از آن سفرها دارند.
همراهان پیامبر(ص): در برخی روایات به همراهان پیامبر(ص) نیز اشاره شده است. چنانکه در حدیثی پیامبر گرامی اسلام در تشریح کیفیت معراج می فرمایند: «اتانی جبرئیل و انه بمکه فقال قم یا محمد و خرجت الی الباب فاذا جبرئیل و معه میکائیل و اسرافیل...؛ جبرئیل بر من وارد شد و این واقعه در مکه رخ داد و به من گفت ای محمد برخیز و چون من به سمت درب منزل حرکت کردم در این هنگام جبرئیل را به همراه میکائیل و اسرافیل مشاهده کردم» (مجلسی، محمد باقر، بحارالانوار، ج ۱۸، ص ۳۷۵، مؤسسه الوفاء، بیروت، ۱۴۰۴ هق). البته از روایات استفاده می شود که این ملائکه در همه مراحل سیر، به همراه پیامبر گرامی اسلام نبوده اند ودر مراحلی حتی جبرئیل نیز اجازه پیش رفتن نداشته و تنها پیامبر گرامی اسلام به حرکت خود ادامه داده اند چنانکه در حدیثی دیگر درباره کیفیت معراج می خوانیم: «... ثم قال: تقدم یا محمد فقال له یا جبرئیل و لم لاتکون معی؟ قال: لیس لی ان اجوز هذا المکان...؛ جبرئیل گفت: ای محمد پیش رو. رسول خدا گفت ای جبرئیل چرا مرا همراهی نمی کنی و با من نمی باشی؟ جبرئیل گفت من نمی توانم از این محل جلوتر بیایم» (مجلسی، محمد باقر، بحارالانوار، ج ۱۸، ص ۳۳۸، مؤسسه الوفاء، بیروت، ۱۴۰۴هق).
همچنین برای روشن شدن زوایای مختلف معراج ناچاریم که در گام نخست، اقوال مختلف مطرح شده در این باره را ذکر کنیم و در گام بعدی با ذکر ادله و شواهد و قرائن، قول صحیح را مشخص نماییم.

الف. اقوال درباره ی کیفیت معراج پیامبر(ص):

درباره کیفیت معراج رسول گرامی چهار نظریه وجود دارد:
۱. معراج پیامبر(ص) در تمام مراحل روحانی بوده است؛ یعنی روح به صورت تخلیه از جسد، این عوالم را طی کرده است.
۲. معراج پیامبر روحی بوده اما نه به صورت تجرد از بدن بلکه به صورت رؤیا و برزخی بوده و تمام این عوالم را به صورت رؤیای صادقه سیر کرده است.
۳. سیر پیامبر از مسجد الحرام تا مسجد الاقصی جسمانی و روحانی بوده و از آنجا به بعد روحانی بوده است.
۴. سیر حضرت در تمام مراحل جسمانی و روحانی بود و همه جا را با تن و روان سیر نموده است. این قول مشهور میان دانشمندان شیعه است(۱).
بررسی دیدگاه ها: دیدگاه نخست؛ کسانی که نتوانسته اند این سیر و معراج را به صورت جسمانی هضم کنند با چنین تفسیری کوشیده اند تا این حقیقت را به نحوی برای افکار عمومی قابل هضم نموده و از استبعاد آن بکاهند. اما باید توجه داشت که قائل شدن به جسمانیت معراج پیامبر(ص) هیچ محذور عقلی را به دنبال ندارد. خصوصا این که بشر امروزی در سایه دستیابی به وسایل پیشرفته ی خود از قبیل فضاپیماها توانسته است که راه آسمان را به روی خود بگشاید و در این فضای بی انتها سیر کند و چه بسا پیشرفت علم و دانش بشر و اختراع وسایل مدرن تر بتواند بر سرعت و برد سفرهای فضایی بیفزاید. و از طرفی این تفسیر، با ظهور برخی از آیات قرآن درباره معراج سازگار نیست. خداوند متعال در سوره اسرا می فرماید: «سبحان الذی اسری بعبده لیلا من المسجد الحرام الی المسجد الاقصی الذی بارکنا حوله؛ منزه است خدایی که شبانگاه بنده ی خود را از مسجد الحرام تا مسجد الاقصی که اطراف آن را برکت داده ایم برد»(۲). از آنجا که متبادر از لفظ «عبد» همان شخصیت خارجی است که از تن و روان ترکیب یافته است(۳) لذا تحقق لااقل قسمتی از معراج [سیر از مکه تا قدس] به صورت جسمانی روشن و واضح است و در کنار این آیه روایات بسیار صریحی درباره ی جسمانی بودن معراج وجود دارد که راه بر تفاسیر دیگر می بندد(۴).
دیدگاه دوم: ابن شهر آشوب این دیدگاه را به فرقه ی «جهمیه» نسبت داده است(۵). همان گونه که گذشت بر اساس این تفسیر پیامبر اسلام(ص) در رؤیای صادق، سیر از مکه به بیت المقدس و از آنجا به آسمان ها و ... را به نظاره نشسته اند و در عین حال جسم حضرت در بستر خود آرمیده بود و سیر نکرد.
مستندات این دیدگاه: دو روایت در این باره وجود دارد: ۱. عایشه نقل می کند که «ما فقد جسد رسول الله ولکن اسری بروحه؛ جسد پیغمبر(ص) در شب معراج منتقل نشد ولی روح ایشان به معراج رفت»(۶). ۲. «ان معاویه بن ابی سفیان کان اذا سئل عن مسری رسول الله قال کانت رؤیا من الله صادقه؛ معاویه در پاسخ به پرسشی درباره ی کیفیت معراج پیامبر گفت این امر از جمله رؤیاهای صادقه ی الهی بود است»(۷). ۳. برخی کوشیده اند با همگون سازی معراج پیامبر با ماجرای خواب حضرت ابراهیم که در قرآن به آن اشاره شده، آن را توجیه کنند پس همان گونه که به ابراهیم موضوع قربانی کردن فرزندش در خواب اطلاع داده شد(۸). حوادث و رویدادهای شب معراج در خواب به پیامبر عرضه شده است و در قرآن نیز به معراج پیامبر با تعبیر رؤیا اشارت رفته است «و ما جعلنا الرؤیا التی اریناک الا فتنه للناس؛ ما آن رؤیایی را که به تو نشان دادیم فقط برای آزمایش مردم بود»(۹). این عده با تطبیق رؤیای مورد اشاره در آیه بر واقعه ی معراج نتیجه گرفته اند که معراج پیامبر سیری در عالم رؤیا بوده است.
نقد دیدگاه دوم: ۱. همانگونه که گذشت ظاهر آیات و روایات گواه بر تحقق لااقل بخشی از معراج به صورت جسمانی است و با تأویل به رؤیای صادقه سازگار نیست.
۲. اگر واقعه ی معراج صرف رؤیا بود دیگر جا نداشت که آیات قرآنی این قدر درباره آن اهمیت داده و سخن بگویند و در مقام اثبات کرامت درباره ی پیامبر برآیند(۱۰) بنابراین آیات در مقام منت نهادن است و درعین حال ثنای بر خدای سبحان است [سبحان الذی ...] که چنین پیشامد بی سابقه ای را پیش آورده و چنین قدرت نمایی عجیبی را انجام داده و پرواضح است که مسأله ی قدرت نمایی با خواب دیدن به هیچ وجه نمی سازد. خلاصه، خواب دیدن پیغمبر بی سابقه و قدرت نمایی نیست چون خواب را همه کس چه صالح و چه فاسد می بیند و چه بسا فاسق و فاجر خواب هایی ببینند که بسیار عجیب تر از خواب های یک فرد متقی باشد(۱۱).
۳. تاریخ اسلام نیز گواه صادقی بر تحقق معراج است؛ زیرا در تاریخ می خوانیم: هنگامی که پیامبر(ص) مسأله ی معراج را مطرح کرد مشرکان به شدت آن را انکار کردند و آن را بهانه ای برای کوبیدن پیامبر دانستند این به خوبی گواهی می دهد که پیامبر هرگز مدعی خواب یا مکاشفه ی روحانی نبوده وگرنه این همه سر و صدا نداشت(۱۲).
۴. روایات مورد استناد، به خاطر تعارض آشکار با روایات معارض دیگر، از درجه ی اعتبار ساقط است از این روست که ابن شهر آشوب، عائشه را در زمره ی کسانی به حساب می آورد که قائل به معراج جسمانی پیامبرند(۱۳) و وجود روایات روشن معارض باعث شده که نویسندگان محترم تفسیر نمونه دو روایت مذکور را دارای جنبه ی سیاسی دانسته و بیان آنها را برای خاموش کردن جنجال درباره ی معراج پیامبر قلمداد کرده اند، نه این که واقعا چنین معانی مورد قبول گویندگان آن باشد(۱۴). وانگهی، روایت عایشه از نظر تاریخ وقوع معراج نامعقول می نماید چرا که تمام راویان حدیث و تاریخ نویسان اتفاق کلمه دارند که معراج قبل از هجرت به مدینه واقع شده در حالی که ازدواج رسول خدا با عایشه پس از هجرت و در مدینه آن هم پس از گذشت مدتی از هجرت اتفاق افتاده است(۱۵). از آن مهمتر معاویه نه موصوف به صفت عدالت است و زمانی که معراج در مکه واقع شده است او و پدرش _ ابوسیفان _ از مشرکان, بلکه سران بوده اند و همان کسانی بوده اند که از این قضیه برای انکار و کوبیدن پیامبر بهره بردند. این توجیه دوم او نیز در اندامه انکار نخست اوست. با توجه به مطالب گذشته باید گفت پایین آوردن معراج پیامبر در حد یک رؤیای صادق قطعا باطل است.
۵. اما در مورد آیه ی ۶۰ سوره اسراء باید گفت که نمی توان این آیه را با توجه به شأن نزول های مختلف که درباره ی آن مطرح شده بر معراج پیامبر تطبیق داد(۱۶). خصوصا این که ادله گذشته و روایات صریح چنین تطبیقی را بر نمی تابند. علامه طباطبایی در تفسیر این آیه می فرمایند «خداوند متعال بیان نفرموده که رؤیایی که به پیامبرش عرضه داشته است چه بوده است و در دیگر آیات آنچه که این آیه را تفسیر کند وجود ندارد(۱۷).
نتیجه آن که با این آیه نمی توان وقوع معراج را در عالم رؤیا اثبات کرد. دیدگاه سوم و چهارم: در این باره باید گفت که، ظاهر آیه اول سوره اسراء و نیز روایات متعدد، بر اثبات جسمانی بودن مرحله ی اول معراج پیامبر یعنی سیر از مسجد الحرام تا مسجد الاقصی دلالت دارد، پس جسمانی بودن این مقدار از معراج را می توان قطعی دانست. اما سخن درباره ی مراحل بعدی معراج است که آیا جسمانی بوده یا به نحو روحانی تحقق یافته است؟ در این باره مشهور دانشمندان و محققان اسلامی با توجه به ظهور روایات و نیز درک چنین معنایی از آیات سوره نجم که بیانگر مراحل بعدی سیر پیامبر است؛ نظریه ی جسمانی بودن سایر مراحل معراج پیامبر را پذیرفته اند(۱۸). در عین حال با توجه به برخی روایات و نیز بعضی تفاسیر از آیات سوره نجم نمی توان نظریه روحانی بودن سایر مراحل معراج را به طور قطع مردود دانست؛ از این رو، برخی از دانشمندان این نظریه را پذیرفته اند و علامه طباطبایی این تفسیر را جایز شمرده و آن را محتمل می دانند. البته در صورتی که این روحانی بودن به معنای قول دوم یعنی رؤیا تفسیر نشود(۱۹).

ب .

درباره ناسازگاری ظاهری معراج جسمانی پیامبر(ص) با نظریه ماده و انرژی در فیزیک، نکاتی تأمل شدنی است:
۱. علوم تجربی، و از جمله فیزیک بر مفاهیمی که مستقیما با تجربه های حسی پیوسته بوده و قضایایی که آن ها را به یکدیگر می پیوندد، استوار است؛ چنین صورتی از امور نمی تواند کسی را راضی کند که به راستی و دارای فکری علمی است(آلبرت انیشتاین، فیزیک و واقعیت، ترجمه محمد رضا خواجه پور، خوارزمی، تهران ۱۳۶۳، ص ۳۴). در حقیقت، بهره جویی تنها از داده های حسی، نمی تواند هم چون علوم ریاضی و عقلی، نظریه های علوم یاد شده را از استحکام و قطعیت بهره مند کند. نظریه نسبیت، دگرگونی های پدید آمده در مکانیک نیوتنی کلاسیک، اصل ماندگار گالیله، نظریه میدان و... مؤید این ادعاست (همان، ص ۴۷). هر چند تا زمانی که نظریه های موجود با مطرح شدن نظریه خلاف آن از سوی فیزیکدانان به قوت خود باقی است، ولی به هر حال این احتمال درباره آن ها وجود دارد که دستخوش دگرگونی شده و از اعتبار بیفتند.
موضوع تغییر پذیری نظریه های فیزیک تا بدانجاست که یکی از فیزیکدانان آلمانی در این باره می گوید: «هر فیزیک دان تجربی می داند که روش های مستقیم و غیر مستقیمی وجود دارند که در بسیاری از موارد که روش مستقیم ناموفق بوده، روش غیر مستقیم توانسته است کمک های زیاد و مفیدی انجام بدهد. حتی مهم تر از این باید گفت: این نظر متداول و خوش ظاهر، دیگر مردود شده است که: تنها وقتی یک مسأله در فیزیک شایستگی بررسی دارد که، از قبل بدانیم جواب قطعی برای آن وجود دارد» (ماکس پلانک، فلسفه فیزیک، ترجمه محمد عترتی خسروشاهی، بقعه، تهران ۱۳۸۱، ص ۵۵).
۲. با توجه به دگرگونی یاد شده در عرصه قوانین علوم تجربی و از جمله فیزیک، تحول پذیری نظریه ماده و انرژی به گونه ای که با ماجرای معراج جسمانی پیامبر هم خوان شود، امری دور از ذهن و ناممکن نیست.
۳. افزون بر انگاره دگرگونی پذیری در نظریه ماده و انرژی، در تبیین معراج جسمانی پیامبر، رویکرد دیگری نیز وجود دارد و آن انتساب و استناد این اقدام به خداوند است. در چشم اندازی کوتاه، کارهای خداوند را فراتر از ویژگی های عالم ماده می یابیم؛ آیا ماجرای لرزیدن حضرت ابراهیم(ع) در آتش، با قوانین ظاهری ماده، ناسازگار نمی نماید؟ آیا انعقاد نطفه حضرت مریم(ع) به دور از روند طبیعی پدید آمدن انسان، که ترکیبی از اسپرم و اوول است، نیست؟ و صدها ماجرای دیگر.
حقیقت آن است که خداوند دو گونه ایجاد دارد: آفرینش خلقی و امری. آفرینش خلقی، روند طبیعی عالم ماده را سپری می کند ولی ایجاد امری، فراتر از آن بوده و به قول قرآن کریم با یک «کن» و اراده الهی پدید می آید: «انما قولنا لشیء اذا اردناه ان نقول له کن فیکون؛ وقتی چیزی را اراده می کنیم، فقط به آن می گوییم موجود باشد، بلا فاصله موجود می شود» (نحل، آیه ۴۰). آن معماری که همه قانون مندی های عالم را پی ریخته است، خود نیز می تواند همه آنها را به چالش کشیده و ناهمگون با آنان، اقداماتی انجام دهد. او همچنان که می تواند خاصیت سوزانندگی را از آتش بگیرد، نیز می تواند جسم پاک پیامبرش را، فراتر از قانون ماده و انرژی در یک چشم به هم زدن در عوالم گوناگونی سیر دهد. منبعی برای مطالعه بیشتر: جی . اچ جینز، فیزیک و فلسفه، ترجمه علیقلی بیانی، مرکز انتشارات علمی و فرهنگی،
----------------------------
پی نوشت ها: ۱. سبحانی، جعفر، منشور جاوید، ج ۶، ص ۱۷۸، مؤسسه امام صادق، قم، چاپ اول ۱۳۷۵. ۲. اسرا، آیه ۱. ۳. سبحانی، جعفر، منشور جاوید، ج ۶، ص ۱۷۸. ۴. ر.ک: بحارالانوار، ج ۱۸، مؤسسه الوفاء، بیروت، ۱۴۰۴ق. ۵. ابن شهر آشوب مازندرانی، المناقب، ج ۱، ص ۱۷۶، انتشارات علامه، قم ۱۳۷۹. ۶. مجلسی، محمد باقر، بحارالانوار، ج ۱۸، ص ۲۸۴، مؤسسه الوفاء، بیروت، ۱۴۰۴ق. ۷. طبری، محمد بن جریر، تفسیر طبری، ج ۱۵، ص ۱۶ ۸. صافات، آیه ۱۰۲. ۹. اسراء، آیه ۶۰. ۱۰. طباطبایی، محمد حسین، المیزان، ج ۱۳، ص ۳۲، مطبوعاتی اسماعیلیان قم. ۱۱. موسوی همدانی، محمد باقر، ترجمه تفسیر المیزان، ج ۱۳، ص ۲۹، دفتر انتشارات اسلامی، ج ۵، ۱۳۷۴. ۱۲. ناصر مکارم شیرازی و دیگران، تفسیر نمونه، ج ۱۲، ص ۱۵، دارالکتب الاسلامیه، چاپ بیست و دوم. ۱۳. ابن شهر آشوب مازندرانی، المناقب، ج ۱، ص ۱۷۶، انتشارات علامه، قم ۱۳۷۹. ۱۴. ناصر مکارم شیرازی و دیگران، تفسیر نمونه، ج ۱۲، ص ۱۵، دارالکتب الاسلامیه، چاپ بیست و دوم. ۱۵. طباطبایی، سید محمد حسین، المیزان، ج ۱۳، ص ۲۴، مطبوعاتی اسماعیلیان قم. ۱۶. ناصر مکارم شیرازی و دیگران، تفسیر نمونه، ج ۱۲، ص ۱۷۱. ۱۷. طباطبایی، سید محمد حسین، المیزان، ج ۱۳، ص ۱۳۷، مطبوعاتی اسماعیلیان. ۱۸. مجلسی، محمد باقر، بحارالانوار، ج ۱۸، ص ۲۸۸، مؤسسه الوفاء، بیروت ۱۴۰۴ق. ۱۹. طباطبایی، سید محمد حسین، المیزان، ج ۱۳، ص ۳۲، مطبوعاتی اسماعیلیان.
پیامبر گرامی اسلام(ص) این سفر آْسمانی را در چند مرحله پیمود. مرحله نخست، مرحله فاصله میان مسجد الحرام و مسجد الاقصی بود که در آیه اول سوره اسراء به آن اشاره شده است، «منزه است خداوندی که در یک شب بنده اش را از مسجد الحرام تا مسجد الاقصی برد». طبق بعضی از روایات معتبر پیامبر در اثناء راه به اتفاق جبرئیل در سرزمین مدینه نزول کرد و در آنجا نماز گزارد. و نیر در «مسجد الاقصی» با حضور ارواح انبیای بزرگ مانند ابراهیم و موسی و عیسی(ع) نماز گزارد، و امام جماعت پیامبر(ص) بود، سپس از آنجا سفر آسمانی پیامبر(ص) شروع شد و آسمانهای هفتگانه را یکی پس از دیگری پیمود، و در هر آسمانی با صحنه های تازه ای روبرو شد، با پیامبران و فرشتگان و در بعضی آسمانها با دوزخ یا دوزخیان، و در بعضی با بهشت و بهشتیان، برخورد کرد.
پیامبر(ص) از هر یک از آنها خاطره های پرارزش و بسیار آموزنده در روح پاک خود ذخیره فرمود، و عجائبی مشاهده کرد که هرکدام رمزی و سری از اسرار عالم هستی بود و پس از بازگشت اینها را با صراحت، و گاه با زبان کنایه و مثال، برای آگاهی امت در فرصتهای مناسب شرح می داد، و برای تعلیم و تربیت از آن استفاده فراوان می فرمود. البته بهشت و دوزخی را که پیامبر(ص) در سفر معراج مشاهده کرد، و کسانی را در آن متنعم یا معذب دید، بهشت و دزوخ قیامت نبود، بلکه بهشت و دوزخ برزخی بود زیرا قرآن مجید می گوید بهشت و دوزخ رستاخیز بعد از قیام قیامت و فراغت از حساب نصیب نیکوکاران و بدکاران می شود.
سرانجام به هفتمین آسمان رسید، و در آنجا حجابهائی از نور مشاهده کرد همانجا که «سدرة المنتهی» و «جنة المأوی» قرار داشت، و پیامبر(ص) در آن جهان سراسر نور و روشنائی به اوج شهود باطنی، و قرب الی الله، و مقام «قاب قوسین او ادنی» رسید، منظور از این مقام جایگاه مکانی نیست بلکه حد نهایی مقام قرب و شهود است و خداوند در این سفر او را مخاطب ساخته، و دستورات بسیار مهم و سخنان فراوانی به او فرمود که مجموعه ای از آن امروز در روایات اسلامی به صورت «احادیث قدسی» برای ما به یادگار مانده. قابل توجه اینکه طبق تصریح بسیاری از روایات، پیامبر(ص) در قسمتهای مختلفی از این سفر بزرگ، علی(ع) را ناگهان در کنار خود مشاهد کرد، و تعبیراتی در این روایات دیده می شود که گواه عظمت فوق العاده مقام علی(ع) بعد از پیغمبر اکرم(ص) است. قصه های قرآن، حضرت آیت الله مکارم شیرازی به نقل از سایت تبیان

ممکن است این مطالب هم برای شما مفید باشد:

نظرات

 

در صورتی که قصد ثبت سوال دارید، می توانید از طریق این صفحه اقدام به ثبت سوال نمایید. در غیر اینصورت با استفاده از فرم زیر نظر خود را برای ما ارسال نمایید.

آخرین مطالب