معنای اسلام و معنای تسلیم و قلب سلیم ۱۳۸۷/۰۷/۱۳ - ۵۸۰ بازدید

سؤالی که خارج از این بحث دارم این است که می توان آیاتی که دین را اسلام معرفی می کند -همانطور که آیت الله مکارم گردآوری کرده اند- را می توان تسلیم شدن تفسیر کرد نه اسلام آوردن؟ اگر فرموده الاسلام منظور تسلیم شدن است اگر فرموده مسلم منظور تسلیم شده است و می شود اشاره کرد به آیه ای که می فرماید همه در قیامت به مشکل بر می خورند «الا من اتی الله بقلب سلیم». یعنی پیامبران الهی هم دنبال قلب سلیم بوده اند؟

واژه اسلام در لغت به معناى سلم و تسلیم است. بنابراین روح دین در هر عصر و زمان چیزى جز تسلیم در برابر حق نبوده و نخواهد بود و چون آیین پیامبر اسلام، آخرین و برترین آیین ها است، اسلام حقیقى در این زمان تنها بر آن صادق است زیرا تسلیم واقعى در برابر خداوند وقتى محقق مى شود که افراد تابع آخرین سفیر الهى بشوند.بنابراین «مسلم» در اصطلاح قرآن کریم تنها به معناى پیروان پیامبر اسلام نیست. بلکه اسلام به معناى وسیع آن یعنى تسلیم مطلق در برابر فرمان خدا و توحید کامل و خالص از هر گونه شرک و دو گانه پرستى است. چنانکه خداى متعال به ابراهیم مى فرماید: اسلم. (اسلام بیاور) او گفت:اسلمت لربِّ العالمین: در برابر پروردگار عالمیان اسلام آوردم(بقره / ۱۳۱) این تسلیم زمینه سلامت قلب را فراهم می آورد و به تعبیری می توان گفت تمامی خوبان عالم در پی آنند که قلب را که عرش رحمان و امانت الهی است از آلودگی ها پاک کنند و با قلب سلیم و سالم به حضور پروردگار عالم برسند. اسلام، یعنى تسلیم حق شدن، و بعقیده هاى حق معتقد گشتن، و اعمال حق انجام دادن و به عبارتى دیگر: آن دین واحد عبارت است از تسلیم شدن در برابر بیانى که از مقام ربوبى در مورد عقائد و اعمال و یا در مورد معارف و احکام صادر مى شود. و این بیان هر چند به طورى که در قرآن حکایت شده در شرایع رسولان و انبیاى او از نظر مقدار و کیفیت مختلف است، لیکن در عین حال از نظر حقیقت چیزى به جز همان امر واحد نیست، اختلافى که در شریعت ها هست از نظر کمال و نقص است، نه اینکه اختلاف ذاتى و تضاد و تنافى اساسى بین آنها باشد، و معناى جامعى که در همه آنها هست عبارت است از تسلیم شدن به خدا در انجام شرایعش، و اطاعت او در آنچه که در هر عصرى با زبان پیامبرش از بندگانش مى خواهد.
پس دین همین اطاعتى است که خدا از بندگان خود مى خواهد، و آن را براى آنان بیان مى کند، و لازمه مطیع خدا بودن این است که آدمى آنچه از معارف را که به تمام معنا برایش روشن و مسلم شده اخذ کند، و در آنچه برایش مشتبه است توقف کند، بدون اینکه کمترین تصرفى از پیش خود در آنها بکند، و اما اختلافى که اهل کتاب از یهود و نصارا در دین کردند، با اینکه کتاب الهى بر آنان نازل شده، و خداى تعالى اسلام را برایشان بیان کرده بود، اختلاف ناشى از جهل نبود، و چنان نبود که حقیقت امر برایشان مجهول بوده باشد، و ندانسته باشند که دین خدا یکى است.
بلکه این معنا را به خوبى مى دانستند و تنها انگیزه آنان در این اختلاف، حس غرور و ستمگریشان بود، و هیچ عذرى ندارند، و همین خود کفرى است که به آیات مبین خدا ورزیدند، آیاتى که حقیقت امر را بر ایشان بیان کرد. آرى به آیات خدا کفر ورزیدند، نه به خود خدا، چون اهل کتاب خداى تعالى را قبول دارند، و معلوم است که هر کس به آیات خدا کفر بورزد خدا سریع الحساب است، و به سرعت هم در دنیا و هم در آخرت به حسابش مى رسد، در دنیا گرفتار خزى و ذلت و محروم از سعادت حیاتش مى کند، و در آخرت به عذاب دردناک دچارش مى سازد.ترجمه المیزان ج ۳ ص ۱۸۹.
تسلیم شدن در برابر دستورات خدا وپیدا کردن قلب سلیم وعمل کردن بدستورات خداوند سبب نجات انسان است.تسلیم دستورات شدن یعنی اسلام آوردن واسلام کامل همان ایمان به خدا وپیامبر وقیامت است.خلاصه کلام آن است که قلب سلیم مقدمه است برای عمل والا صرف قلب سلیم خالی از عمل ،نجات بخش نخواهد بود.

ممکن است این مطالب هم برای شما مفید باشد:

نظرات

 

در صورتی که قصد ثبت سوال دارید، می توانید از طریق صفحه جستجو اقدام به ثبت سوال نمایید. در غیر اینصورت با استفاده از فرم زیر نظر خود را برای ما ارسال نمایید.