معنای انسان کامل ۱۳۷۸/۱۰/۱۱ - ۹۱۶ بازدید

مقصود از «انسان کامل» چیست و از چه زمانی در عرفان و تصوف مطرح شده است؟ آیا این مسأله پیشینه ای در متون دینی دارد؟

«انسان کامل»، انسان رها شده از حجاب هاى ظلمانى و نورانى است؛ انسانى که به اصل خویش بازگشته و شخصیتى که به مقام فنا نایل شده است. «انسان کامل» آیینه تمام نماى اوصاف خداوند است و حق تعالى با جمیع اسما و صفات حسناى خود، در او تجلى کرده است. به بیان دیگر، انسان کامل «مَثَل اَعلاى» خداوند است؛ یعنى، مخلوق و موجودى که به بهترین صورت و کامل ترین وجه، حکایت از حق و کمالات او دارد؛ او در مخلوق بودن، حق مطلب را به خوبى ادا نموده و اسماى حسناى حق، در وجود او به خوبى «تجلى» کرده است. این تجلى چنان است که شهود او، شهود حق است و جمال او، جلال مطلق را نشان مى دهد و جلوه تمام حضرت حق است. شمیم ولایت، ص 422 و 423؛ انسان و خلافت الهى، صص 25 - 38؛ راهنماشناسى (دفتر ششم پرسش ها و پاسخ ها)، صص 13 - 19. این موضوع ظاهراً از زمان بایزید بسطامى مطرح شده و وى نخستین کسى است که از انسان به عنوان «الکامل التمام» نام برده است. پس از او حلاج و بعد از او ناصر خسرو تا آنکه ابن عربى در قرن هفتم نظریه «انسان کامل» را مطرح کرده است. به اعتقاد او انسان کامل خلیفة الله در زمین، معلم مَلَک در آسمان، کاملترین موجودات، صورت کامل حق، کلمه فاضله جامعه، مردمک چشم خلقت، نسخه اکمل الهى و ستون آسمان و زمین است. فصوص الحکم، ص 50. امّا هرچند مبحثى تحت عنوان «انسان کامل» در متون قرآنى و روایى نیامده است؛ ولى آیات و روایات فراوانى بر وجود چنین شخصیتى دلالت دارد نگا: روم (30)، آیه 27، بقره (2)، آیه 30 و 31؛ مائده (5)، آیه 55؛ نهج البلاغة خطبه همام و ... و نیز نگا: شمیم ولایت، صص 415 - 422 (در خصوص انسان کامل خواندن کتاب ذیل را توصیه مى کنیم: محمد امین صادق ارزگانى، انسان کامل از نگاه امام خمینى و عارفان مسلمان. و عارفان نیز با استفاده از اینها، باب موضوع «انسان کامل» را گشوده و از آن بحث کرده اند.

ممکن است این مطالب هم برای شما مفید باشد:

نظرات

 

در صورتی که قصد ثبت سوال دارید، می توانید از طریق صفحه جستجو اقدام به ثبت سوال نمایید. در غیر اینصورت با استفاده از فرم زیر نظر خود را برای ما ارسال نمایید.