معنای ترمیدور ۱۳۹۰/۸/۱۸ - ۷۵ بازدید

ترمیدور۱ یا حرکت دوری انقلاب‌ها، یکی از واژه‌های رایج در مباحث انقلاب است که نخستین بار توسط کرین برینتون ـ یکی از نظریه‌پردازان انقلاب ـ در کتاب معروفش با عنوان کالبدشکافی چهار انقلاب به کار برده شد. واژه ترمیدور در حقیقت برگرفته از نام یکی از ماه‌ها در تقویم انقلاب فرانسه است که به دلیل حادثه‌ای مهم در این ماه، نقطه عطفی در انقلاب فرانسه محسوب می‌شود.

ترمیدور۱ یا حرکت دوری انقلاب‌ها، یکی از واژه‌های رایج در مباحث انقلاب است که نخستین بار توسط کرین برینتون ـ یکی از نظریه‌پردازان انقلاب ـ در کتاب معروفش با عنوان کالبدشکافی چهار انقلاب به کار برده شد. واژه ترمیدور در حقیقت برگرفته از نام یکی از ماه‌ها در تقویم انقلاب فرانسه است که به دلیل حادثه‌ای مهم در این ماه، نقطه عطفی در انقلاب فرانسه محسوب می‌شود.
ترمیدور یازدهمین ماه تقویم انقلاب فرانسه (۱۷۸۹ م) است که در نهمین روز این ماه که مصادف بود با ۲۷ ژوئیه‌ ۱۷۹۴ روبسپیر۲ و یارانش‌ از گروه‌ رادیکال‌ها (ژاکوبن‌ها)۳ با کودتای‌ ناپلئون‌ سرنگون ‌شدند. درحقیقت این واقعه حاکی از مرحله ارتجاعی و ضد انقلابی در انقلاب فرانسه است که کودتاگران با دستاوردهای انقلاب کبیر فرانسه دشمنی ورزیدند و این مقطع در فرانسه دوره استقرار دیکتاتوری پس از انقلاب است.۴
این واقعه نقطه شروعی برای نظریه ترمیدوری کرین برینتون شد. وی در کتاب کالبدشکافی‌ چهار انقلاب پس‌ از بررسی‌ و مقایسه‌ تحو‌لات‌ مهم انقلاب‌های فرانسه، روسیه،‌ امریکا و انگلستان، این نظریه را تبیین می‌نماید.
بر اساس این نظریه انقلابها در سیر تحولات خود سه مرحله را پشت سر خواهند گذاشت: در مرحله اول پس از سرنگونی رژیم حاکم، نیروهای میانه‌رو بر مسند قدرت تکیه‌زده و حاکمیت را در دست می‌گیرند. در مرحله دوم پس از گذشت مدت کوتاهی از حکومت میانه‌روها به دلیل برآورده نکردن توقعات انقلابی مردم این نیروها از مسند قدرت کنار زده شده و جای خود را به نیروهای رادیکال می‌دهند. مرحله سوم که مرحله ترمیدور یا دوران نقاهت پس از انقلاب نامیده می‌شود دوران بازگشت به ارزشهای رژیم پیشین و حذف رادیکال‌ها از عرصه قدرت است و به تعبیری دورانی است که انقلاب فرزندان خود را می‌خورد.
وی معتقد است این مراحل در هر چهار انقلاب فوق رخ داده است.
ترمیدور در انقلاب فرانسه به این نحو بود که زندان‌ باستیل ‌در ژوئیه‌ ۱۷۸۹ ، سقوط‌ کرد و سلطنت‌‌طلبان‌ شکست‌ خوردند. در ماه‌ اکتبر همان‌سال‌ ، شاه‌ و ملکه‌ توسط‌ میانه‌روها (ژیروندن‌ها)۵ بازگردانده‌ شدند ، و تندروها (ژاکوبن‌ها) به‌ رهبری‌ دانتون‌ و روبسپیر در سال‌ ۱۷۹۲ ، در جریان‌ جنگ ‌فرانسه‌ ، روسیه‌ و اتریش‌ ، سلطنت‌ را برانداختند. روبسپیر ، دانتون‌ را اعدام‌ کرد و پس‌ از چندی‌ ، یعنی در ۲۷ ژوئیه‌ ۱۷۹۴ (نهم‌ ماه‌ ترمیدور) با کودتای ناپلئون، سرخود وی‌ توسط‌ مخالفانش‌ به‌ تیغ‌ گیوتین‌ سپرده‌ شد.
وی ترمیدور در انقلاب‌ انگلستان را این گونه توضیح می‌دهد که سلطنت‌‌طلبان‌ و طرفداران‌ کلیسای‌ رسمی‌ ، حامیان‌ دولت‌ پیشین‌ و هواداران‌ پارلمان‌ و کلیسای‌دولتی‌ ، میانه‌روها را تشکیل‌ می‌دادند و در سال‌ ۱۶۴۶ ، شاه‌ دستگیر و اخراج‌ شد و با اخراج‌ یازده‌ نفر از دولت‌ ، ثروت‌ محافظه‌‌کاران‌ توسط‌ میانه‌روها مصادره ‌گشت‌. دو سال‌ بعد ، اسکاتلندی‌ها از کرامول‌۶ شکست‌ خوردند و حکومت‌ مشترک‌المنافع‌ را تشکیل‌ دادند . به‌ این‌ وسیله‌ ، میانه‌روها به‌ پایان‌ عمر خود رسیدند. در ۲۰ آوریل‌ ۱۶۵۳ ، کرامول‌ با انحلال‌ پارلمان‌ ، قدرت‌ شاهانه‌ یافت‌ و سلطنت‌ استوارت‌ها۷ را در سال‌ ۱۶۶۰ احیا کرد.۸ از نظر برینتون در روسیه نیز ترمیدور از همان زمان زندگی لنین با پدیداری سیاست اقتصادی نوین در سال ۱۹۲۱ آغاز گشته بود.۹ در ایالات متحده آمریکا نیز که بحرانی را که کشورهای انقلابی دیگر پشت سر گذارده‌اند، کاملاً به خود ندید و یک عصر وحشت و پاکدامنی واقعی را نداشت، در دهه ۱۷۸۰ برخی از نشانه‌های ترمیدور را به گونه ای نه چندان کامل نشان می‌دهد؟ برینتون معتقد است همة انقلاب‌های ما ترمیدورهایشان را داشته‌اند، هرچند جزییات این روند در انقلابهای مختلف متفاوت است.۱۰
این نکته قابل ذکر است که تعابیر مورخان‌ و تحلیل‌گران‌ از معنای‌ ترمیدور در انقلاب‌ متفاوت‌ است‌. گروهی‌ آن‌را واکنشی‌ علیه‌ انقلاب‌ می‌دانند ، که‌ در آن‌ طبقات‌ قدیمی‌ به‌ نحوی‌ به‌ قدرت‌ بازمی‌گردند. برخی‌ دیگر آن‌ را، عبارت‌ از فروکش‌ کردن‌ هیجان‌ و تب‌ انقلاب‌ می‌دانند که‌ در زمان‌ رادیکال‌ها آغاز می‌گردد و پایان‌ می‌پذیرد . بنابراین‌ ، خصوصیات‌ ترمیدور می‌تواند، عبارت‌ باشد از: کاهش‌ سخت‌گیری‌های‌ دوره‌ انقلاب‌ ، رهایی‌ حوزه‌ خصوصی‌ زندگی‌ مردم‌ و اقتصاد از قید نظارت‌ حکومت‌ ، جایگزینی‌ واقع‌گرایی‌ به‌ جای‌ آرمان‌گریی‌ انقلابی‌ و غیرسیاسی‌‌شدن‌ مردم‌.
به‌ تعبیر برینتون‌ ، ترمیدور عبارت‌ است‌ از: نقاهت‌ پس‌ از فرونشستن‌ تب‌ انقلاب‌. در تبیین‌ علل‌ ایجاد حرکت ‌دوری‌ ، می‌توان‌ به‌ تمایل‌ رهبران‌ و مردم‌ در حرکتی‌ از آرمان‌گرایی‌ به‌ واقع‌گرایی‌ ، احساس‌ نرسیدن‌ به‌ اهداف‌ بلندمدت‌ اعلام‌شده‌ ، انحراف‌ از آرمان‌گرایی‌ به‌ واقع‌‌گرایی‌ و روی‌گردانی‌ از اهداف‌ و ارزش‌های ‌انقلاب‌ اشاره‌ نمود.۱۱
نقدهای‌ روش‌شناسی‌ از تئوری‌ برینتون‌ به این تعبیر که‌ وی‌ در اوج‌ رواج ‌شیوه‌های‌ تقلیدگرایی‌ علوم‌ اجتماعی‌ از علوم‌ تجربی‌ و با تقلید از شیوه‌های‌ پوزیتویستی‌ ، به‌ ساخت‌ و ارائه‌ تئوری ‌(نظریه‌ ترمیدوری‌) دست‌ زده‌ است‌ ، سبب شد این‌ تئوری‌ از کلیت‌ و اعتبار علمی‌ لازم‌ برخوردار نگردد. همچنین به‌ دلیل‌ دخالت‌ متغیرهای‌ بی‌شمار در امور اجتماعی‌ و هم‌ غیرقابل‌ اندازه‌گیری‌ بودن‌ آنان نمی‌توان‌ یک‌ نظریه‌ عام‌ و مطمئن‌ در تحولات‌ اجتماعی‌ عرضه‌ کرد، و لذا تعمیم‌پذیری‌ این‌ تئوری‌ها و تئوری‌ ترمیدوری‌ انقلاب‌ برینتونی‌ ، دچار اشکال ‌است‌.۱۲
در رابطه با انقلاب اسلامی ایران نیز این بحث وجود دارد که آیا نظریه ترمیدور بر این انقلاب قابل تطبیق است یا خیر؟ به رغم اینکه برخی خواسته‌اند استقرار دولت موقت در اوایل انقلاب و حضور بنی‌صدر در پست ریاست جمهوری را مصداق مرحله اول این نظریه و حضور افرادی چون شهید رجایی و حضرت آیت الله خامنه‌ای، به عنوان دو چهرة ممتاز انقلابی در پست ریاست جمهوری را مصداق مرحله دوم و دوران پس از رحلت امام (ره) را با ویژگی فاصله‌گرفتن از برخی شعارها و اهداف انقلاب اسلامی به ویژه دوران اصلاحات (با ویژگی دوران تشدید این فاصله و بازگشت از ارزشهای اصیل انقلاب) را مصداق مرحله سوم و دوران ترمیدور و حرکت دوری انقلاب بدانند، به گونه‌ای که بسیاری از تحلیلگران ادامه این روند را به استحاله کامل اهداف انقلاب و بازگشت‌ناپذیری این فرآیند تعبیر می‌کردند، اما با انتخابات دروه نهم ریاست جمهوری این فرضیه باطل شد.
به بیان دیگر به فرض که نظریه برینتون تا این مرحله از دوران انقلاب اسلامی قابل تطبیق باشد، اما با انتخابات دوره نهم و طرح شعارهای این دولت که به اعتراف بسیاری از تحلیل‌گران داخلی و خارجی همان شعارهای انقلابی دهه اول بود، به طوری که مقام معظم رهبری نیز بر این نکته صحه گذاردند، این نظریه قابلیت تحلیل خود را از دست می‌دهد و امکان تطبیق آن بر انقلاب اسلامی وجود ندارد.
در واقع باید گفت حضور تیزبین و تفکرات انقلابی و رهبری هوشمندانه و هدایتگرانه مقام معظم رهبری در طول سالهای پس از رحلت امام (ره) هرگز اجازه ظهور چنین اتفاقاتی را نداده است و ایشان در سخنانشان به شکل دقیقی به این نکته اشاره کرده‌اند: یک واقعیت شگفت آورى در انقلاب ما وجود دارد که این انقلاب را یک حالت استثنایى مى بخشد و آن این است که در قوانین علوم اجتماعى دربارة انقلاب ها، مى گویند انقلاب ها همچنانى که یک فرازى دارند، اوجى دارند، یک فرودى هم دارند ... آن قوانین مى گویند تا وقتى شور و انگیزة انقلابى در مردم هست، انقلاب ها به سمت جلو حرکت مى کنند، اوج مى گیرند، بعد هم به تدریج این شور و هیجان و این عاملِ حرکت به پیش، کم مى شود و در مواردى تبدیل به ضد خود مى شود؛ انقلاب ها سقوط مى کنند و برمى گردند پایین. انقلاب هاى بزرگ دنیا که در تاریخ دویست سال اخیر ما اینها را مى شناسیم، بنا بر همین تحلیل، همه با آن نظریه قابل انطباق هستند؛ اما انقلاب اسلامى از این تحلیل جامعه شناختى به کلى مستثناست. در انقلاب اسلامى پادزهرِ فرود انقلاب در خود این انقلاب گذاشته شده است بارها عرض کرده ایم که تجسم انقلاب در جمهورى اسلامى و در قانون اساسى جمهورى اسلامى است. نویسندگان قانون اساسى که از نظر امام و مکتب امام درس گرفته بودند، در خود این قانون عامل تداوم بخشِ انقلاب را گذاشته اند: پایبندى به مقررات اسلامى و مشروعیت‌بخشیدن به قانون، مشروط بر اینکه بر طبق اسلام باشد؛ و مسألة رهبرى.
... در نظام جمهورى اسلامى، اساس حرکت بر پایبندى به مبانى است. آن چیزى که به عنوان مبدأ مشروعیت این نظام محسوب مى شود، یعنى ولایت الهى که منتقل مى شود به فقیه، مشروط است به پایبندى بر احکام الهى. آن کسى که در رتبة رهبرى نشسته است، اگر نسبت به آرمان هاى اسلامى، نسبت به قوانین اسلامى از لحاظ نظرى یا عملى، بى قید شود، از مشروعیت مى افتد و دیگر اطاعت او بر کسى واجب نیست، بلکه جایز نیست. این، در خود قانون اساسى، یعنى در خود سند اصلى انقلاب، ثبت شده است.
بنابراین، شما اگر امروز به امواج دشمنى و کینه ورزىِ دشمنان انقلاب اسلامى نگاه کنید، مى بینید که مهم ترین آماج دشمنى آنها با همین دو سه اصلى است که مربوط به این عامل تضمین کننده و نگهدارندة انقلاب است. لذا این انقلاب شکست خوردنى نیست؛ این انقلاب فرود آمدنى نیست؛ این انقلاب از سیر و حرکت خود باز نمى ایستد؛ چون جامعة ما یک جامعة مؤمن و دینى است و دین و ایمان اسلامى در اعماق دل مردم، از همة قشرها، نفوذ دارد؛ مردم به معناى حقیقى کلمه به دین معتقدند. بنابراین، آن چیزى که جزو ارزش هاى دینى باشد، براى مردم معتبر است و حراست از آن که در قانون آمده است، از نظر مردم یک وظیفه است. الان شما مشاهده مى کنید که شانزده سال بعد از رحلت امام و بیست وشش سال بعد از پیروزى انقلاب اسلامى، دولتى بر سر کار مى آید که شعار اصلىِ آن، پیروى از آرمان هاى اسلام و انقلاب و عدالت است و مردم هم رأى و دل و خواست و جهت حرکتشان همین است.۱۳
پی‌نوشت‌ها:
۱.Thermidor.
۲ .Robespierre.
۳ .Jacobins.
۴ . ر.ک: علی آقا بخشی و مینو افشاری راد، فرهنگ علوم سیاسی، نشر چاپار، تهران، ۱۳۷۹.
۵ . Gyroudins.
۶ . Cromwell.
۷ . stuarts.
۸ . کرین برینتون، کالبد شکافی چهار انقلاب، نشر نو، تهران، چاپ چهارم، ۱۳۶۶، ص ۲۴۰.
۹ . همان ص ۲۵۹.
۱۰ . همان ص ۲۴۱ و ۲۷۵.
۱۱ . مرتضی شیرودی، انقلاب اسلامی و تئوری ترمیدوری برینتونی، سایت باشگاه اندیشه.
۱۲ . همان.
۱۳ . سخنرانی مقام معظم رهبری در مراسم هفدمین سالگرد رحلت امام خمینی (ره) ، ۱۴ خرداد ۱۳۸۵. (لوح فشرده پرسمان، اداره مشاوره نهاد رهبری، کد: ۱/۱۰۰۱۰۷۱۳۶)

ممکن است این مطالب هم برای شما مفید باشد:

نظرات

 

در صورتی که قصد ثبت سوال دارید، می توانید از طریق این صفحه اقدام به ثبت سوال نمایید. در غیر اینصورت با استفاده از فرم زیر نظر خود را برای ما ارسال نمایید.