معنای خودشناسی-راه های خودشناسی-خودشناسی و خداشناسی-خودشناسی دینی-خودشناسی بودایی ۱۳۸۶/۰۶/۲۷ - ۱۷۶۲ بازدید

مسائلی پیرامون خودشناسی جهت طرح در ویژه نامه می خواهم.

انسان گل سر سبد موجودات و اعجوبه خلقت است و عجایبى که در انسان یافت مى شود، در هیچ جاى دنیا پیدا نمى شود و از این جهت به انسان عالم کبیر مى گویند. مطالعه و دقت در نیروها و قوایى که خداوند متعال در وجود انسان به ودیعت نهاده و ظرفیت عظیمى که دراین موجود حقیر قرار داده شده و قدرت عجیب انسان در تسلط بر طبیعت و جهان هستى و ریزه کارى هاى حیرت آورى که در اعضا و اجزاى بدن او به کار رفته و قدرت تفکر و اندیشه و نوآورى و تغییر، از راه هایى است که انسان مى تواند خود و نیروها و توانایى هاى خود را بهتردریابد. اگر منظور از «خود» و «خویش»، آن حقیقت انسان و آن گوهر ارزشمندى وجود انسان باشد که از آن به نفس و روح و قلب تعبیر مى کنند براى شناخت بهتر آن باید در حالات و آثار آن دقت نمود و مرز بین بدن و جسم را که از عالم طبیعت و جسمانیان است با نفس کهموجودى مجرّد و بدون زمان و مکان و خارج از احکام جسم و جسمانیات است.
مشخص کرد و این باب با برکتى است که معرفت خداوند متعال را به دنبال دارد که: من عرف نفسه فقد عرفه نفسه. خداوند کریم در قرآن مجید مى فرماید: و فى الارض آیات للمؤمنین و فى انفسکم افلا تبصرون؛ در زمین و در جان ها و درون شما نشانه هایىبراى اهل یقین وجود دارد آیا دقت نمى کنید؟»، (ذاریات / 21). بنابراین با تفکر و اندیشه عمیق در مورد ساختار وجودى انسان و هدفى که انسان براى آن خلق شده و قواى ظاهرى و باطنى و توانایى هاى شگفتنى که در این موجود خارق العاده قرار داده شده و این که حقیقت انسان گوهرى ملکوتى و علوى است مى توان تا حدودى بهشناخت بهتر خویش نایل گردید. اگر دریافتیم که انسان موجودى ابدى است و در این جسم خلاصه نمى شود و علم و ادراکات او از عالم مجردات و خارج از قوانین حاکم بر مادیات است و با مردن فانى نمى شود بلکه حقیقت او به عالمى دیگر انتقال مى یابد و از هستى و واقعیت او چیزى کاسته نمى گردد وهمین حقیقت، معرف شخصیت اوست و اگر فهمیدیم اعمال و عقاید انسان سعادت و شقاوت او را رقم مى زند و در قیامت با شخصیتى که محصول افکار و اعمال اوست، محشور مى گردد و نیز با کمى دقت در عجایب خواب و رؤیا که در عالم خواب بدن بى حرکت در بستر افتاده ولىانسان در خواب مى خورد و مى آشامد و سخن مى گوید و حرکت مى کند و شاد و یا غمگین مى شود و فکر کند این آثار در خواب از کیست و با کدام بدن آن را انجام مى دهد تا حدى معرفت به خویش پیدا کرده است.


خودشناسی

اسلام عنایت خاص دارد که انسان خود را بشناسد و جا و موقع خویشتن را در جهان آفرینش تشخیص دهد . این همه تأکید در قرآن در مورد انسان برای این است که انسان خویشتن را آنچنانکه هست بشناسد و مقام و موقع خود را در عالم وجود درک کند و هدف از این شناختن و درک کردن این است که خود را به مقام والایی که شایسته ء آن است برساند قرآن کتاب انسان سازی است ، یک فلسفه ء نظری نیست که علاقه اش تنها به بحث و نظر و چشم انداز باشد ، هر چشم اندازی را که ارائه می دهد برای عمل و گام برداشتن است قرآن کوشاست که انسان خود را کشف کند . این خود ، خود شناسنامه ای نیست ، که اسمت چیست ؟
اسم پدرت چیست و در چه سالی متولد شده ای ؟ تابع چه کشوری هستی ؟ از کدام آب و خاکی و با چه کسی زناشویی بر قرار کرده ای و چند فرزند داری ؟ آن خود همان چیزی است که روح الهی نامیده می شود و با شناختن آن خود ، است که [ انسان ] احساس شرافت و کرامت و تعالی می کند و خویشتن را از تن دادن به پستیها برتر می شمارد ، به قداست خویش پی می برد ، مقدسات اخلاقی و اجتماعی برایش معنی و ارزش پیدا می کند قرآن از برگزیدگی انسان سخن می گوید ، چرا ؟ می خواهد بگوید : تویک موجود تصادفی نیستی که جریانات کوروکر ، - مثلا اجتماع تصادفی اتمها - تو را به وجود آورده باشد ، تویک موجود انتخاب شده و برگزیده ای ، و به همین دلیل رسالت و مسؤولیت داری . بدون شک انسان در جهان خاکی قوی ترین و نیرومندترین موجودات است . اگر زمین و موجودات زمینی را در حکم یک قریه فرض کنیم ، انسان کدخدای این قریه است . ولی باید ببینیم که آیا انسان یک کدخدای انتخاب شده و برگزیده است و یا یک کدخدایی که به زور و قلدری خود را تحمیل کرده است ؟ فلسفه های مادی ، قدرت حاکمه ء انسان را صرفا ناشی از زور و قدرت انسان می دانند . و مدعی هستند که انسان به علل تصادفی دارای زور و قدرت شده است .
بدیهی است که با این فرض ، رسالت و مسؤولیت برای انسان بی معنی است . چه رسالتی و چه مسؤولیتی ؟ از طرف چه کسی و در مقابل چه کسی ؟ اما از نظر قرآن ، انسان یک کدخدای انتخاب شده زمین است و به حکم شایستگی و صلاحیت ، نه صرفا زور و چنگال تنازع ، از طرف ذی صلاحیت ترین مقام هستی ، یعنی ذات خداوند ، برگزیده و انتخاب و به تعبیر قرآن اصطفا شده است ، و به همین دلیل مانند هر برگزیده دیگر رسالت و مسؤولیت دارد : رسالت از طرف خدا ، و مسؤولیت در پیشگاه او اعتقاد به اینکه انسان موجودی انتخاب شده است و هدفی از انتخاب در کار است ، نوعی آثار روانی و تربیتی در افراد به وجود می آورد ، و اعتقاد به اینکه انسان نتیجه ء یک سلسله تصادفات بی هدف است ،
نوعی دیگر آثار روانی و تربیتی در افراد به وجود می آورد ، و اعتقاد به اینکه انسان نتیجه یک سلسله تصادفات بی هدف است ، نوعی دیگر آثار روانی و تربیتی در انسان به وجود می آورد خودشناسی به معنی این است که انسان مقام واقعی خویش را در عالم وجود درک کند ، بداند خاکی محض نیست ، پرتوی از روح الهی در او هست ، بداند که در معرفت می تواند بر فرشتگان پیشی بگیرد ، بداند که او آزاد و مختار و مسؤول خویشتن و مسؤول افراد دیگر و مسؤول آباد کردن جهان و بهتر کردن جهان است هو أنشأکم من الارض و استعمرکم فیها ( او شما را از زمین بیافرید و عمران آن را از شما خواست ) (هود / 61 ) ، بداند که او امانتدار الهی است ، بداند که بر حسب تصادف ، برتری نیافته است تا استبداد بورزد و همه چیز را برای شخص خود تصاحب کند و مسؤولیت و تکلیفی برای خویشتن قائل نباشد

نقش مؤثر انسان در ساختن آینده ء خویش


موجودات جهان تقسیم می شوند به جاندار و بیجان . موجودات بیجان هیچ گونه نقشی در ساختن خویش ندارند . آب و آتش و سنگ و خاک بی جان اند و هیچ نقشی در تکوین و یا تکمیل خویش ندارند ، بلکه صرفا تحت تأثیر عوامل خارجی تکوین می یابند و تحت تأثیر همان عوامل احیانا نوعی کمال کسب می کنند . از این موجودات هیچ گونه تلاشی و فعالیتی در جهت ساختن یا پرداختن به خود مشاهده نمی شود . ولی [ از ] جانداران ، مانند گیاه و حیوان و انسان ، یک سلسله تلاشها در جهت حفظ و صیانت خود از آفات و در جهت جذب مواد دیگر و در جهت تولید مثل مشاهده می شود در گیاهان یک سلسله قوای طبیعی وجود دارد که در ساختن آینده ء آنها مؤثر است . در گیاه قوه یا قوه هایی است که مواد را از زمین یا هوا جذب می کند ، قوه یا قوه هایی است که از درون به وسیله ء مواد جذب شده او را رشد می دهد و قوه یا قوه هایی است که امکان تولید مثل را فراهم می کند در حیوان همه ء این قوه های طبیعی بعلاوه ء یک سلسله قوه های شعوری از قبیل حس باصره ، سامعه ، لامسه و غیره و از قبیل میلها - که قبلا از آنها یاد شد - وجود دارد . حیوان به وسیله ء این قوه ها از طرفی خویشتن را از گزند آفات حفظ می کند و از طرفی موجبات رشد فردی و بقای نوع خود را فراهم می کند در انسان همه قوای طبیعی و قوای شعوری که در گیاه و حیوان هست وجود دارد بعلاوه ء یک سلسله میلهای اضافی - که قبلا شرح داده شد - و بعلاوه ء نیروی خارق العاده ء عقل و اراده که سرنوشت آینده ء او را با مقیاس زیادی به دست خودش می دهد و خودش آینده ء خویش را انتخاب می کند و می سازد از آنچه گفته شد روشن گشت که برخی موجودات هیچ گونه نقشی در ساختن آینده خویش ندارند ( جمادات ) . برخی دیگر نقشی در ساختن آینده ء خویش دارند اما این نقش نه آگاهانه است و نه آزادانه بلکه طبیعت ، نیروهای درونی آنها را به طور غیر مستشعر و نا آگاهانه برای صیانت و بقای آنها و ساختن آنها در آینده استخدام کرده است ( نباتات ) . برخی دیگر نقش بیشتری دارند . این نقش آگاهانه است هر چند آزادانه نیست ، یعنی با نوعی آگاهی از خود و محیط خود تحت تأثیر جاذبه ء یک سلسله میلهای شعوری ، در راه صیانت خود برای آینده می کوشند ( حیوانات ) ولی انسان نقشی فعال تر و مؤثرتر و گسترده تر در ساختن آینده ء خویش دارد . نقش انسان ، هم آگاهانه است و هم آزادانه ، یعنی انسان ، هم به خود و محیط خود آگاه است و هم آنکه با توجه به آینده ، به حکم نیروی عقل و اراده می تواند آزادانه آینده ء خویش را به هر شکل که خود بخواهد انتخاب کند ضمنا دایره ء ایفای نقش برای انسان نسبت به حیوان بسی وسیع تر و گسترده تر است .

موجود چند بعدی


از آنچه گفته شد معلوم شد که انسان با همه ء وجوه مشترکی که با سایر جاندارها دارد ، فاصله ء عظیمی با آنها پیدا کرده است . انسان موجودی مادی - معنوی است . انسان با همه ء وجوه مشترکی که با جاندارهای دیگر دارد ، یک سلسله تفاوتهای اصیل و عمیق با آنها دارد که هریک از آنها بعدی جدا گانه به او می بخشد و رشته ای جدا گانه در بافت هستی او به شمار می رود . این تفاوتها در سه ناحیه است : .1 ناحیه ء ادراک و کشف خود و جهان .2 ناحیه ء جاذبه هایی که بر انسان احاطه دارد .3 ناحیه ء جاذبه کیفیت قرار گرفتن تحت تأثیر جاذبه ها و انتخاب آنها اما در ناحیه ء ادراک و کشف و جهان . حواس حیوان راهی و وسیله ای است برای آگاهی حیوان به جهان . انسان در این جهت با حیوانهای دیگر شریک است و احیانا برخی حیوانات از انسان در این ناحیه قوی ترند . آگاهی و شناختی که حواس به حیوان و یا انسان می دهد سطحی و ظاهری است ، به عمق ماهیت و ذات اشیاء و روابط منطقی آنها نفوذ ندارد . ولی در انسان نیروی دیگری برای درک و کشف خود و جهان وجود دارد که در جانداران دیگر وجود ندارد و آن نیروی مرموز تعقل است . انسان با نیروی تعقل ، قوانین کلی جهان را کشف می کند و براساس شناخت کلی جهان و کشف قوانین کلی طبیعت ، طبیعت را عملا استخدام می کند و در اختیار خویش قرار می دهد . در بحثهای گذشته نیز اشاره به این نوع شناخت که مخصوص انسان است کردیم و گفتیم مکانیسم شناخت تعقلی از پیچیده ترین مکانیسمهای وجود انسان است . همین مکانیسم پیچیده اگر درست مورد دقت قرار گیرد ، دروازه ء شگفتی است برای شناخت خود انسان . انسان با این نوع شناخت ، بسیاری از حقایق را که مستقیما از راه حواس با آنها تماس ندارد کشف می کند . شناخت انسان ما ورای محسوسات را ، بالاخص شناخت فلسفی خداوند ، وسیله ء این استعداد مرموز و مخصوص آدمی صورت می گیرد اما در ناحیه ء جاذبه ها . انسان مانند جانداران دیگر تحت تأثیر جاذبه ها و کششهای مادی و طبیعی است ، میل به غذا ، میل به خواب ، میل به امور جنسی ، میل به استراحت و آسایش و امثال اینها او را به سوی ماده و طبیعت می کشد . اما جاذبه هایی که انسان را به خود می کشد منحصر به اینها نیست ، جاذبه ها و کششهای دیگر انسان را به سوی کانونهای غیر مادی ، یعنی اموری که نه حجم دارد و نه سنگینی و نتوان آنها را با امور مادی سنجید ، می کشاند . دانشجوی گرامی، انسان بزرگترین و کاملترین مظهر خدای متعال ، اشرف مخلوقات ، خلیفه خدای بر روی زمین و شگفت انگیز ترین پدیده عالم وجود است، طبیعی است که بحث راجع به جنین موجودی از دامنه بسیار برخوردار است و به کنکاش فراوان نیاز دارد، برای آشنایی با خود به عنوان فردی از نوع انسان و همچنین برای آشنایی با خود فردی و ویژگی های شخصی خود لازم است دامنه مطالعات خود را در حوزه انسان شناسی دینی و فلسفی و علمی گسترش دهید. در این زمینه کتابهای فراوانی نگاشته شده است که می تواند اطلاعات لازم را در اختیار شما قرار دهد. ضمنا این نکته را هم یادآوری نماییم که راه کمال انسان از همین بحث؛یعنی خود شناسی آغاز می شود و تا کسی خودش را به درستی باز نشناسد، انگیزه ای قوی برای حرکت در مسیر قرب الی الله ندارد .
مراحل سه گانه خوشناسی و خودیابی و خودسازی:

الف. خودشناسی:

پیش از هر چیز لازم است انسان بدین موضوع پی ببرد که وجود او آمیزه ای است از بدن مادی و حقیقتی دیگر به نام نفس (روح) است که ، از آن به من یاد می کند ؛ وانگهی، همین بخش از وجود او ، جاودانه خواهد ماند. هم از نگاه قران کریم و هم در روایات معصومین (ع) دست یابی به چنین شناختی، با شناخت خداوند پیوندی ناگسستنی دارد: «و لا تکونوا کالذین نسوا الله فانسیهم انفسهم اولئک هم الفاسقون؛ و مانند کسانی نباشید که خدا را فراموش کردند، و خدا نیز آن ها را به خود فراموشی گرفتار کرده . آنها فاسقانند.»(حشر، 19) نیز پیامبر (ص) فرمود: «اعرفکم بنفسه اعرفکم بربه ؛ شناسنده ترین شما نسبت به خودتان ، شناسنده ترین به پروردگارتان است.» علامه طباطبایی ، المیزان ، ج 6 ، ص 182 ، دارالکتب الاسلامیه
همو در سخن دیگر فرمود: الکیس من عرف نفسه و اخلص اعماله؛ انسان زیرک ، کسی است که خود را بشناسد ، و اعمالش را [برای خدا] خالص کند»(همان) نتیجه پیوند یاد شده نیز، اندیشه ورزی درباره توحید می باشد .
امام صادق (ع) درباره رتبه بندی آگاهی های انسان فرمود: «وجدت علم الناس کله فی اربع ؛ اولها ان تعرف ربک و الثانی ان تعرف ما صنع بک والثالث ان تعرف ما اراد منک و الرابع ان تعرف ما یخرجک من دینک؛ همه علم مردم را در چهار چیز یافتم: اول این که پروردگار خود را بشناسی . دوم، این که بدانی خداوند با تو چه کرده (مراد پی بردن به آفرینش موزون و حکیمانه ، نعمت عقل و حواس، ارسال رسل و انزال کتب آسمانی است). سوم، این که بدانی او از تو چه خواسته است ، چهارم اینکه بدانی چه چیز تو را از دینت خارج می کند. (شناخت گناهان و موجبات شرک و ارتداد)»(کلینی، اصول کافی، ج 1، ص 63، دفتر نشر فرهنگ اهل بیت علیهم السلام)
انسان از منظر آیات و روایات دارای جایگاهی ممتاز و بسیار ارزشمند است. او خلیفه خداوند و جامع اسماء و صفات الهی است و می تواند به رفیع ترین قله های کمال و فضیلت دست یابد. قرآن کریم و روایات معصومین(ع) انسان را به خود شناسی دعوت کرده اند و او را به تأمل در خویشتن و سرمایه ها و گوهرهای درونی اش ترغیب و تشویق کرده اند. این خودشناسی آثار و برکات فراوانی به دنبال دارد که از جمله آنها دستیابی به عزت نفس و احساس کرامت و بزرگواری در خود است. اگر انسان به این حقیقت دست یابد که خداوند پس از پشت سر نهادن مراحل پست، به او استعدادهای شگفت انگیز داده و او را به مقامی ارجمند که برتر از همه موجودات است رسانیده است، بی هیچ تردید حاضر نخواهد شد که خود را هم ردیف حیوانات قرار دهد و زمام خود را به دست خواهش های پست و خواسته های حیوانی بسپارد. احساس کرامت نفس زمانی حاصل می شود که انسان به برتری هایی که خداوند کریم به او عطا فرموده است آگاه شود. امیر مؤمنان(ع) در این باره می فرمایدک «من کرمت علیه نفسه، هانت علیه شهواته؛ آن کس که در خود احساس عزت و بزرگواری کند خواهش ها در نزد او پست و بی مقدار می گردد».(نهج البلاغه، حکمت 449) شناخت درست و عمیق و واقعی انسان، او را به ارزش وجودی خویش واقف می سازد و سبب می گردد که او، خود را بالاتر از آن ببیند که دامنش را به زشتی ها و گناهان آلوده کند، بلکه سعی می کند عمر خود را چنان سپری کند که گوهر وجودش دستخوش آفت های روزگار نگردد. برعکس آن کس که احساس شخصیت اخلاقی و ارزشمند بودن را از دست بدهد، ممکن است به هر حقارتی تن در دهد و از دست زدن به هیچ گناهی واهمه و ترسی نداشته باشد. امام هادی(ع) می فرماید: «من هانت علیه نفسه فلا تامن شره؛ آن کس که خود را پست و بی ارزش بداند، از شر و آفت او ایمن مباش».(تحف العقول، سخنان حضرت هادی(ع))
از دیدگاه امیرمؤمنان(ع) حداقل بها و قیمت انسان بهشت است و اگر انسان خود را به کمتر از بهشت بفروشد در این معامله دچار خسران و زیان شده است: «انه لیس لانفسکم ثمن الا الجنه فلا تبیعوها الا بها؛ برای جان های شما قیمتی جز بهشت نیست، پس آن را به کمتر از بهشت نفروشید.»(حکمت 456، نهج البلاغه) البته بهشت کمترین بهای انسان مؤمن و خدا باور و جویای کمال است و بالاتر از آن لقای پروردگار و رضوان الهی است که ازکمال بالاتر و از هر لذتی، لذیذتر و گواراتر است. (رجوع کنید به: تهذیب نفس، ابراهیم امینی)

ب. خودیابی (استمرار در توجه به خود و مبارزه با غفلت زدگی):

در رهپویی به کمال حقیقی ، تنها شناخت خود کافی نیست؛ چرا که این شناخت ، در اثر توجه بیش از اندازه به امور دنیوی و نیازهای جسمانی ، دستخوش غفلت و فراموشی قرار می گیرد؛ از این رو ، انسان نباید بسان اشخاص عادی ، تنها در مواقع اضطرار مانند غرق شدن و سایر حوادث طبیعی ، به خود توجه پیدا کند ، بلکه با فاصله گرفتن نسبی از امور مادی، برای توجه به خود حقیقی و نیاز های آن ، برنامه ای مستمر داشته باشد و راهکار شاخص این مهم ، شستشوی گرد و غبار بر نشسته بر جان آدمی در آب زلال عبادت است.

ج. خودسازی:

با گذار از دو مرحله پیشین؛ یعنی خوشناسی و خودیابی، به مرحلهء سوم یعنی خودسازی می رسیم که ، دوری گزینی از کج روی و گناه و نیز انجام اعمال صالح، پایه اصلی آن را تشکیل می دهد. قرآن کریم با بیانی آشکار به انسان نهیب می زند که، به فریاد خودتان برسید: «یا ایها الذین آمنوا علیکم انفسکم لا یضرکم من ضل اذا اهتدیتم الی الله مرجعکم جمیعا فینبئکم بما کنتم تعملون؛ ای کسانی که ایمان آورده اید، مراقب خود باشید، اگر شما هدایت یافته اید گمراهی کسانی که گمراه شده اند، به شما زیانی نمی رساند. بازگشت همه شما به سوی خداست؛ و شما را از آن چه عمل می کردید، آگاه می کند.»(مائده، آیه 105)
اگر رفتارهای انسان، با هدف از آفرینش او متناسب باشد ، در این صورت نفس او کمال یافته ، به سعادت می رسد. پالایش نفس از بیماری های روانی نیز، نخستین برنامه قرآنی در این راستا است: «قد افلح من زکیها و قد خاب من دیسها؛ هر کس نفس خود را پاک و تزکیه کرد، رستگار ، و آن که نفس خود را با معصیت و گناه آلوده سازد، نومید و محروم گشته است.»(شمس، آیه 9)
خلاصه آن که ، دست یابی به حقیقت انسانی، وامدار خودسازی است، و اساسا هدف از آفرینش عالم، پدید آوردن کارخانه ای به منظور انسان سازی بوده است.

د.

به دلیل دارا بودن بعد جسمانی، افزون بر جنبه روحی، پیدا ست که انسان نباید تنها به نیاز های روحی پرداخته، از نیازهای جسمی غافل شود. ولی در باره این دسته از نیازهای انسان، توجه به دو نکته ضروری است . اولا به دلیل غریزی بودن نیازهای مزبور، پی بردن به آن ها به پیچیدگی درک نیازهای روحی نیست؛ ثانیا بر آوردن آن ها هدف نبوده و تنها زمینه ای است که ، موانع پرداختن به نیازهای اصلی انسان ، یعنی پرورش روان را، می زداید.
در روایات معصومین (ع) تأمین معاش و پرداختن به لذایذ حلال جسمانی ، از موارد شاخص نیازهای جسمانی برشمرده شده اند، امام علی (ع) در این باره فرمودند: «للمومن ثلاث ساعات ، فساعه یناجی فیها ربه و ساعه یوم معاشه و ساعه یخلی بین نفسه و بین لذتها فیما یحل و یجمل؛ زندگی فرد با ایمان در سه قسمت خلاصه می شود: قسمتی به معنویات پرداخته و با پروردگارش مناجات می کند، و قسمتی به فکر تأمین و ترمیم معاش است، و قسمتی را به این امر اختصاص می دهد که ، در برابر لذت های حلال و مشروع آزاد باشد»( نهج البلاغه ، کلمه 390 از کلمات قصار ، به نقل از تفسیر نمونه ، ج 9 ، ص 334)
ناگفته نماند گستره نیازهای اساسی انسان در روابط چهارگانه با «خدا ، مردم ، طبیعت و خویشتن قابل تعریف و بررسی و رتبه بندی است آنچه گفته شد تنها درباره رابطه خود و خداست.
برای آگاهی بیشتر در این زمینه ر.ک :
1- انسان و ایمان شهید مطهری
2- انسان در قرآن شهید مطهری
3- خودشناسی برای خودسازی محمد تقی مصباح یزدی
4- جامع السعادات مولی مهدی نراقی
5- محاسبه النفس سید بن طاووس
6- دروس معرفت نفس حسن زاده آملى، حسن،
7- مقالات، ، ج 1و2 و 3.شجاعى، محمد،
8- فضیلت های فراموش شده، شرح زندگی مرحوم تربتی

ممکن است این مطالب هم برای شما مفید باشد:

نظرات

 

در صورتی که قصد ثبت سوال دارید، می توانید از طریق صفحه جستجو اقدام به ثبت سوال نمایید. در غیر اینصورت با استفاده از فرم زیر نظر خود را برای ما ارسال نمایید.