معنای ظلام-خداوند و ظلم-ظلم خداوند ۱۳۸۷/۰۹/۰۲ - ۱۴۶۴ بازدید

معنای آیه ای که می گوید خدا ظلام نیست، چیست؟

واژه ظلام، صیغه مبالغه و بمعنى بسیار ظلم کننده است، انتخاب این کلمه در اینجا با آنکه خداوند کمترین ظلمى روا نمیدارد، شاید بخاطر این باشد که اگر او مردم را مجبور به کفر و گناه کند و انگیزه هاى کارهاى زشت را در آنان بیافریند و سپس آنها را به جرم اعمالى که جبرا انجام داده اند کیفر دهد ظلم کوچکى انجام نداده بلکه ظلام خواهد بود! 
البته برخی از علمای ادبیات عرب و مفسرین معتقدند که ( ظلام ) در مثل این آیه صیغه مبالغه و به معنای بسیار ظالم نیست تا از آیه برداست شود خداوند بسیار ظلم نمی کند ولی نعوذ بالله کمی ظلم و ستم به بندگانش روا می دارد بلکه ( ظلام ) در این آیه اسم منسوب و به معنای ظالم است یعنی منسوب به ظلم و به این سخن دیگر مشکل معنوی و اعتقادی در مورد این آیه و امثال آن وجود ندارد . اکنون جهت آگاهی شما در مورد این آیه توجه شما را به توضیحی در این باره جلب می نماییم :
معنای آیه مورد نظر این است : 
این عذاب دردناک که هم اکنون، تلخى آن را مى چشید، نتیجه اعمال خود شما است، این شما بودید که بخود ستم کردید، خدا هرگز به کسى ستم نخواهد کرد (ذلِکَ بِما قَدَّمَتْ أَیْدِیکُمْ وَ أَنَّ اللَّهَ لَیْسَ بِظَلَّامٍ لِلْعَبِیدِ).
اصولا اگر امثال شما جنایتکاران، مجازات اعمال خود را نبینید و در ردیف نیکوکاران قرار گیرید، این نهایت ظلم است و اگر خدا، چنین نکند ظلام (بسیار ظلم کننده) خواهد بود.
در نهج البلاغه از على ع نقل شده که فرمود:
و ایم اللَّه ما کان قوم قط فى غض نعمة من عیش فزال عنهم الا بذنوب اجترحوها لان اللَّهَ لَیْسَ بِظَلَّامٍ لِلْعَبِیدِ
: بخدا سوگند، هیچ جمعیتى غرق نعمت نشدند سپس آن نعمت از آنها سلب نگردید مگر بخاطر گناهانى که مرتکب شده بودند سپس امام به- همین جمله استناد کرده مى فرماید: لان اللَّهَ لَیْسَ بِظَلَّامٍ لِلْعَبِیدِ: زیرا خداوند به بندگان خود ستم نمى کند و از افراد شایسته سلب نعمت نمى نماید! این آیه از جمله آیاتى است که، از یک سو مذهب جبریون را نفى میکند و از سوى دیگر، اصل عدالت را، در مورد افعال خداوند تعمیم میدهد.
توضیح اینکه: آیه فوق تصریح میکند، که هر گونه کیفر و پاداش از طرف خداوند بخاطر اعمالى است که مردم با اراده خودشان آن را انجام داده اند.
(ذلِکَ بِما قَدَّمَتْ أَیْدِیکُمْ): این بخاطر کارهایى است که دست هاى شما آن را از پیش فرستاده است . 
از سوى دیگر آیه فوق با صراحت مى گوید: خداوند هیچگاه ظلم نمى کند و قانون پاداش او بر محور عدالت مطلق دور مى زند این همان چیزى است که عدلیه (قائلین به عدل یعنى شیعه و جمعى از اهل تسنن که معتزله نام دارند) به آن معتقد هستند.
اما در برابر آنها، جمعى از اهل تسنن که اشاعره نامیده مى شوند، عقیده شگفت انگیزى دارند. آنها مى گویند: اصولا ظلم در باره خدا تصور نمى شود، و هر کار که او انجام دهد عین عدالت است، حتى اگر تمام صالحان را به دوزخ و تمام ستمگران را به بهشت ببرد ظلمى نکرده است و هیچ کس نمى تواند، چون و چرا کند!.
آیه فوق، این گونه عقائد را بکلى طرد مى کند و مى گوید: اگر خداوند، افراد را بدون انجام کار خلاف، مجازات کند، ظالم بلکه ظلام خواهد بود.
تفسیر نمونه، ج 3، ص: 195

ممکن است این مطالب هم برای شما مفید باشد:

نظرات

میهمان
سلام چرا انسانها از نظر شان انسانی متفاوتند برای حضرت مریم از اسمان غذا ومیوه بهشتی فرستاده میشه اونوقت دختر بچهای بخاطر فقر وگرسنگی با قرص اقذام به خودکشی میکنه ایا نمیشد به عنوان معجزه و لطف ورحمت الهی دست فقرا وامسالهم را بگیرد ولله این دنیا از اون جهنمی که تعریف میکنند برای برخی عذاب اوزتر شده لااقل درجهنم جرم سوختنموت را میگن وبی تو این دنیا هرچه خدا خدا میکنیم انگار یه بلای دیگه برامون نازل میشه برای من که اینجوریه
پرسمان
سلام علیکم، بحث شأن انسانی نیست، مائده آسمانی برای نجات حضرت مریم س از گرسنگی نیست، یک هدیه برای کسی است که برنامه ای جدی برای خودسازی دارد.
واقعیت این است که خداوند ما را در بهشت آفرید. این خود ما هستیم که با رفتارمان دنیا را به جهنم تبدیل می کنیم.
این مسأله همه ما ها است. آیا شما تا حالا هیچ گناهی نکرده اید؟ با اولین گناه شما همینجا بودید که الان هستید. مسؤول این وضعیت خود ما هستیم، نه خدا.
خدا ما را از اول مختار آفرید، این خودمانیم که می خواهیم توی این دنیا باشیم.
زشتی و گناه و جنگ و دورویی و دروغ و کشتار و تحقیر و فساد و... را ما با انتخاب هایمان در این دنیا آورده ایم و جایی که می توانست بهشت باشد را به این دنیایی که می شناسید تبدیل کرده ایم. مشکل خود ماییم. مگر جنگل های شمال بهشتی نبودند. ببینید با زباله و قصابی آنها ما چه به روز آن آورده ایم. آلودگی هوا کار خود ماست. بهشت را هم به ما بدهند، آن را تبدیل به جهنمی هولناک می کنیم. مگر با این دنیا نکردیم. بعد خودخواهانه آن را به گردن خدا می اندازیم. تاوان آن را هم همه ما، با هم می پردازیم.
ما نسل آخرالزمان هستیم و متعلق به عصر خاتمیت و بلوغ بشریت. این خود ما هستیم که باید به دنبال تحقق قسط باشیم. قرآن می گوید:
«لَقَدْ أَرْسَلْنا رُسُلَنا بِالْبَیِّناتِ وَ أَنْزَلْنا مَعَهُمُ اَلْکِتابَ وَ اَلْمِیزانَ لِیَقُومَ اَلنّاسُ بِالْقِسْطِ...» (حدید/۲۵) ما پیامبران خویش را با دلایل روشن فرستادیم و با آنها کتاب و معیار فرود آوردیم تا مردم عدل و قسط را بپادارند...
مردم باید خودشان عدل و قسط را بپا دارند. ما در این دنیا هرکاری دلمان بخواهد انجام می دهیم و حالا خدا باید بیاید و درستش کند.
تعریف قسط: این کلمه از آن جهت که در بردارنده مفهوم «اعتدال و حفظ از انحراف و افراط و تفریط» است با عدل هم معنی می باشد اما یکی از تفاوت هایش با عدل آن است که «قسط» جنبه تطبیق مفهوم عدالت و اجراء آن در مصادیق و مواردش را داراست و وقتی «عدل» بخواهد تحقق و بروز داشته باشد از آن به «قسط» تعبیر می گردد. تفاوت های مفهومی و مصداقی عدل و قسط: اولا: قسط، اجراء و تحقق عدل است و پیامدش نیز تطبیق عدل بر موارد و جایگاه های خارجی اش می باشد. ثانیا: قسط، عدلی است که ظهور یافته و محسوس گشته و از همین روست که ترازو کردن اشیاء را قسط می گویند چون عدل و تعادل را به صورت آشکارا نمایش می دهد. (معجم الفروق اللغویه، ابی هلال عسکری، ص ۴۲۸)
و اینها برعهده ما است.
ماییم که دوست داریم اشتباه بکنیم و خداوند تقاصش را پس بدهد. با برنامه ریزی غلط، شرکت در ساختار فاسد اجتماعی، پارتی بازی، رشوه، دروغ و سکوت بزدلانه و همدستی با خطاکار و... دنیایمان را جهنم می کنیم و بعد طلبکار خدا می شویم.
چشمها را باید شست، جور دیگر باید دید!

 

در صورتی که قصد ثبت سوال دارید، می توانید از طریق صفحه جستجو اقدام به ثبت سوال نمایید. در غیر اینصورت با استفاده از فرم زیر نظر خود را برای ما ارسال نمایید.