معنای لغو ۱۳۹۴/۳/۹ - ۲۶ بازدید

لازم است برای روشن شدن معنای «لغو» ابتدا به تفسیر کلمه «لهو» بپردازیم، سپس شرح مختصری از واژه «لعب» بیان کنیم، و در نهایت «لغو» را به صورت فشرده تفسیر نماییم:
لازم است برای روشن شدن معنای «لغو» ابتدا به تفسیر کلمه «لهو» بپردازیم، سپس شرح مختصری از واژه «لعب» بیان کنیم، و در نهایت «لغو» را به صورت فشرده تفسیر نماییم:
الف ـ «لهو» : لهو به معنای سرگرمی می باشد و سرگرمی دو رقم است: «سرگرمی سالم» و «سرگرمی ناسالم». و روشن است که قسم اوّل، خوب و مفید و لازم، و قسم دوم، مضرّ و بد و منشأ بسیاری از گناهان می باشد. و بدیهی است که آدمی در تمام شبانه روز نمی تواند بیوقفه به کار و فعّالیت، یا عبادت و نماز، مشغول باشد; بلکه نیاز به وقت فراغتی نیز دارد که در آن به سرگرمیهای سالم بپردازد. تا بدین وسیله آرامش خویش را باز یابد و تجدید قوا نماید; و در نتیجه، قادر بر ادامه فعّالیت باشد. بنابراین، وقت فراغت و پرداختن به سرگرمیها، سرنوشت ساز است. اگر سرگرمیهای سالم انتخاب شود، باعث سعادت و خوشبختی است; در غیر این صورت، ثمره ای جز شقاوت نخواهد داشت.
در روایات مختلف به این مسأله اشاره شده، و استفاده از سرگرمیهای سالم مورد تأکید قرار گرفته است; از جمله، در روایتی از امیرالمؤمنین علی(علیه السلام)می خوانیم:
لِلْمُؤمِنِ ثَلاثُ سَاعَات
سزوار است که شخص با ایمان اوقات خود را به سه قسمت تقسیم کند.
البتّه روشن است که اصل تقسیم اوقات به سه قسمت لازم است، ولی لازم نیست که این سه قسمت مساوی باشد. چون همانگونه که خواهد آمد بعضی از کارهایی که در این سه قسمت باید انجام شود زمان کمتری می برد، و برخی دیگر نیاز به فرصت بیشتری دارد.
فَسَاعَةٌ ینَاجِی فِیهَا رَبَّهُ
قسمتی از وقت خویش را به عبادت و مناجات با خدا بپردازد.
در این ساعت به ارتباط بین خالق و مخلوق اشاره شده است که انسانها به فراخور حال خود به راز و نیاز می پردازند. مبادا روزی بر ما بگذرد که این ساعت را نداشته باشیم!
وَ سَاعَةٌ یرُمُّ مَعَاشَهُ
و قسمتی از وقتش را به طلب معاش (خود و افراد واجب النّفقه اش) بپردازد.
زیرا اسلام تکدّی گری را نمی پسندد، و دوست ندارد هیچ کس سر بار دیگری باشد، بلکه باید هر شخصی از حاصل دسترنج خویش بهره برداری کند.
ضمناً تلاش و فعّالیت برای توسعه زندگی و تحصیل رزق و روزی و وسعت دادن به زندگی و ایجاد آسایش و آرامش خانواده، هیچ منافاتی با توحید افعالی ندارد; بلکه عین توحید است. چون این کارها به دستور و فرمان خداوند انجام می شود. حتّی انسان می تواند تمام کارهایش را به قصد قربت انجام دهد تا عبادت محسوب شود. برای خدا غذا بخورد تا بتواند بهتر عبادت کند، به قصد قربت بخوابد تا خستگی را از تن بیرون کند و آسوده تر به دنبال عبادت و معاش برود، حتّی تفریح را به قصد قربت انجام دهد، برای این که اعصابی آرام پیدا کند و با نشاط بهتر و بیشتر به زندگی خود در راستای رضای پروردگار ادامه دهد. مرحوم شیخ حرّ عاملی، در جلد اوّل وسائل الشّیعه، حدیث زیبایی در این زمینه نقل کرده که از ذکر آن صرف نظر می کنیم.(۱)
وَ سَاعَةٌ یخَلِّی بَینَ نَفْسِهِ وَ بَینَ لَذَّتِهَا فِیمَا یحِلُّ وَ یجْمُلُ(۲)
و قسمت سوم را برای بهره گیری از لذّتهای حلال و دلپسند (البتّه سرگرمیهای حلال و آنچه زیبنده شخصیت انسان است) قرار دهد.
در برخی روایات دیگر، پس از تقسیم اوقات می فرماید:
ساعات تفریح و سرگرمی به شما کمک می کند که برای عبادت و معاش و معاشرت با مردم، توانایی بیشتری پیدا کنید.(۳)
و این مطلب به اثبات رسیده است. کارگرانی که وقت فراغت و سرگرمی ندارند و بصورت مداوم به کار مشغول هستند، «راندمان» کاری خوبی ندارند; ولی بازدهی آنها که در جای خود به تفریح هم می پردازند، به مراتب بیشتر است.
خلاصه این که، لهو به معنای تفریح و سرگرمی است.
ب ـ «لعب» : این کلمه به معنای «بازی» است; و بازی نیز انواع و اقسامی دارد:
گاه، بازیهای بچّگانه است که هیچ هدفی در پی ندارد و غریزه، انسان را وادار به آن می کند; البتّه نتیجه این نوع بازی، تقویت اعصاب و عضلات و استخوانبندی بدن است; و طبعاً به رشد جسمانی، بلکه عقلانی بچّه ها کمک می کند.
و گاه، بازیهای بزرگترهاست و اهداف خاصّی را تعقیب می کند. شارع، این نوع بازیها را ممنوع نکرده است مشروط بر این که برد و باخت مالی در آن نباشد، و ابزار و وسیله بازی، از آلات قمار محسوب نشود و بازی خطرناکی نباشد.
بنابراین، بازیهایی که خطرآفرین است و یا آلات قمار شمرده می شود، و یا همراه با برد و باخت مالی است، حرام و بقیه بازیها جایز می باشد.
نتیجه این که «لعب» به معنای «بازی» می باشد.
ج ـ «لغو» : لغو به کار بی هدف و بیهوده گفته می شود; خواه سخنان بیهوده باشد، یا حرکات و سکنات بی هدف، و افکار و اندیشه های پوچ و بیهوده. خلاصه این که، به هر چیز بیهوده و بی هدف لغو گفته می شود.
دانشمند لغت شناس معروف، آقای راغب اصفهانی، در کتاب ارزشمند «مفردات» می گوید: کلمه «لغو» از ریشه «لغا» گرفته شده، و «لغا» به سر و صدا و همهمه گنجشکها اطلاق می شود. اگر توجّه کرده باشید در فصل بهار به هنگام عصر، گاه تعداد فراوانی از گنجشکها بر روی درختی می نشینند و سر و صدای زیادی ایجاد می نمایند، که مردم این سر و صداها را سخنان بیهوده ای تصوّر می کنند.(۴) و لهذا عرب آن را «لغا» نامیده است.
سپس این لغت در هر امر بیهوده ای استعمال شده است; خواه سخن بیهوده باشد، یا کار بیهوده، یا چیز بیهوده دیگر.
نتیجه این که، لغو به معنای عمل و سخن و اندیشه بیهوده و بی هدف است. و اولیاءالله و عبادالرّحمن نه تنها به دنبال کارهای بیهوده و بی هدف نمی روند، بلکه از کنار مجالس لغو و بیهوده نیز بزرگوارانه عبور می کنند.
ضمناً توجّه داشته باشید همانگونه که ممکن است یک فرد مبتلا به لغو و بیهوده گری شود، امکان دارد جامعه و کشوری نیز به این بلا دچار گردد. متأسّفانه، برخی از دستگاههای کشور ما مبتلا به این مصیبت گشته اند; قسمت مهمّی از روزنامه ها به بیهوده گوئی و نوشتن مطالب لغو اشتغال دارند، همانگونه که برخی از احزاب و جمعیتها و گروههای سیاسی، نیز به این مسأله آلوده شده اند!
راستی با این روش و بیهوده گرایی چقدر از مشکلات مردم را حل کرده اند؟ چند در صد از جوانان بی کار را به کار و اشتغال رسانده اند؟ چه تعداد از دختران و پسران محتاجِ ازدواج را به خانه بخت فرستاده اند؟ چقدر مملکت را به ترقّی و تکامل نزدیکتر نموده اند؟
با کمال تأسّف، انسانهای به ظاهر عاقل و سیاستمداری را مشاهده می کنیم که هیچ هدفی را دنبال نمی کنند و عمر سیاسی خود را به کارهای لغو و بیهوده می گذرانند.
آیه شریفه محلّ بحث به ما می آموزد که نه خود اهل لغو و بیهوده گوئی و بیهوده گرائی باشیم و نه در مجالس اهل لغو و باطل شرکت کنیم.
گاه عدّه ای در یک میهمانی جمع می شوند و ساعتها به اصطلاح با هم خوش و بش می کنند و سخنان بیهوده می گویند که نه به درد دنیای آنها می خورد و نه نتیجه ای برای آخرتشان دارد. مجالسی که متأسّفانه در عصر و زمان ما بسیار رواج پیدا کرده است; امّا بندگان خاصّ خدا در چنین مجالسی شرکت نمی کنند; مخصوصاً اگر انسان به فرمایش حضرت علی(علیه السلام) توجّه کند که فرمود: «نَفَسُ الْمَرْءِ خُطَاهُ إِلَی أَجَلِهِ;(۵) نفسهای انسان گامهای او به سوی مرگ محسوب می شود.» و باور کند با هر نفسی که می کشد یک قدم به مرگ نزدیکتر می شود، و مقداری از سرمایه محدود عمرش از کف می رود، ضرورت پرهیز از لغو گویی و بیهوده گرایی و پرهیز از مجالس بیهوده را بهتر و بیشتر احساس می کند. راستی با از دست دادن تدریجی این سرمایه، چه چیز به دست آورده ایم؟! مبادا مصداق این شعر شویم و مترنّم به این بیت گردیم:
سرمایه زکف رفت و تجارت ننمودیم *** جز حسرت و اندوه متاعی نخریدیم
شاید این که خداوند در سوره عصر انسان را در حال ضرر و زیان معرّفی می کند، اشاره به همین افراد دارد که دائم مشغول صرف و خرج سرمایه عمرشان هستند و هیچ چیز عایدشان نمی گردد.
پروردگارا! ما را از کارهای بیهوده و بی هدف نجات ده، و توفیق استفاده صحیح از سرمایه عمرمان عنایت فرما!
________________________________________
۱ . وسائل الشّیعه، جلد اوّل، صفحه ۳۴، حدیث ۸ .
۲ . نهج البلاغه، کلمات قصار، شماره ۳۹۰.
۳ . بحارالانوار، جلد ۷۵، صفحه ۳۲۱ و ۳۴۶.
۴ . به اعتقاد ما امکان دارد آنها با زبان خودشان مشغول تسبیح خداوند باشند، هر چند ما تسبیح آنها را متوجّه نمی شویم.
۵ . نهج البلاغه، کلمات قصار، شماره ۷۴.

ممکن است این مطالب هم برای شما مفید باشد:

نظرات

 

در صورتی که قصد ثبت سوال دارید، می توانید از طریق این صفحه اقدام به ثبت سوال نمایید. در غیر اینصورت با استفاده از فرم زیر نظر خود را برای ما ارسال نمایید.