مقایسه ادیان توحیدى ۱۳۹۴/۸/۴ - ۲۵۳۱ بازدید

ادیان ابراهیمی

۱. نسبت ادیان با یکدیگر
small_33_1072.jpegادیان ابراهیمی

۱. نسبت ادیان با یکدیگر
ادیان از دید کلى به دو مجموعه تقسیم مى شوند: توحیدى و غیرتوحیدى. مجموعه ادیان توحیدى (شامل یهودیت، مسیحیت، آیین زردشت و اسلام) به سه اصل توحید، نبوت و معاد قائلند، ولى ادیان غیرتوحیدى هیچ یک از این سه اصل را قبول ندارند: آن ادیان به جاى توحید، از شرک و به جاى نبوت، از حکمت و به جاى معاد، از تناسخ سخن مى گویند. البته توحید مسیحیت با تثلیث و توحید آیین زردشت با ثنویت همراه است و پیروان هر دو دین مى کوشند تثلیث و ثنویت خود را به هر قیمتى با اصل توحید هماهنگ کنند. درجه توفیق آنان در ایجاد این هماهنگى به داورى افراد گوناگون بستگى دارد: برخى از پیروان ادیان توحیدى بى درنگ آن را از ایشان مى پذیرند، ولى برخى دیگر تسلیم تأویل هاى آنان نمى شوند و به پیروى از قرآن مجید (مائده ۱۷، ۷۲ـ۷۳)، تثلیث را کفر مى دانند.
در مجموعه ادیان توحیدى، دینى که از نظر معارف به اسلام مقدارى شباهت دارد، یهودیت است و اگر مسلمانان از عصر پیامبر گرامى اسلام(ص) تا این زمان بیشترین مشکلات را با یهود داشته اند، بیشتر به رفتارهاى ناهنجار آنان مربوط مى شود و کمتر به اعتقادات ناهنجارشان. البته خداى متعال یهودیان را اولین کافر به قرآن مجید مى داند (بقره ۴۱).
از اینجا است که برخى از مفسران قرآن هنگام تفسیر «غَیْرِ الْمَغْضُوبِ عَلَیْهِمْ وَ لاَ الضَّآلِّینَ»، «غضب شدگان» را به یهود و «گمراهان» را به نصارا تفسیر کرده اند، با اینکه مى توانستند هر دو صفت را به هر دو گروه مربوط بدانند. این تفکیک براى این است که سوره حمد امُّ الکتاب یعنى «خلاصه قرآن کریم» است. با مراجعه به متن این کتاب الهى، به آسانى درمى یابیم که خداى متعال بر یهودیان به سبب کارهاى ناپسندشان غضب کرده و مسیحیان را به سبب اعتقاد به تثلیث و الوهیت حضرت عیسى مسیح(ع) گمراه شمرده است. همچنین یهودیان و مشرکان را بدترین دشمن مسلمانان مى داند، ولى مسیحیان را بهترین دوست مسلمانان معرفى مى کند. پس آیه آخر سوره مبارکه حمد بر اساس این معارف تفسیر شده است.
قرآن کریم عقاید باطلى را به یهودیان نسبت داده و ایشان را به سبب آن عقاید سرزنش کرده است:
۱) عُزیر پسر خداست;
۲) خدا فقیر است و ما غنى هستیم;
۳) دست خدا بسته است. یهودیان هر سه مورد را انکار مى کنند و به همین علت، مفسران قرآن گفته اند حتماً اینها قول برخى از یهود بوده و خداى متعال، به سبب رضایت بقیه، آنها را به همه ایشان نسبت داده است. به هر حال یهودیان از این سه عقیده باطل (و نیز از دشمنى با جبرئیل که تلویحاً به آنان نسبت داده شده است) تبرى مى جویند و همین تبرى براى مفسران قرآن کافى بوده است.
از سوى دیگر، قرآن کریم عقاید باطلى را به مسیحیان نسبت داده و ایشان را به سبب آن عقاید سرزنش کرده است:
۱) مسیح پسر خداست;
۲) خدا همان مسیح پسر مریم است;
۳) خدا یکى از سه تاست. مسیحیان هر سه مورد را کاملا قبول دارند و بر آنها اصرار مىورزند (ایشان فقط نسبت الوهیت به حضرت مریم(ع) را انکار مى کنند).
یهودیت علاوه بر سه اصل توحید، نبوت و معاد در برخى از احکام نیز به اسلام نزدیک است و حتى نام هاى برخى از فرشتگان مانند جبرئیل و میکائیل به عبرى در قرآن کریم آمده است. همچنین آن کتاب الهى به مشرکان گوشزد مى کند که هماهنگى معارف قرآن با دانسته هاى علماى بنى اسرائیل نشانه صحت آن است.
یادآورى این نکته نیز ضرورى است که ما مسلمانان باید براى تفسیر برخى از آیات قرآن کریم، از اعتقادات حق و باطل بنى اسرائیل آگاه باشیم; زیرا آن کتاب الهى ۱۳۶ بار به نام حضرت موسى(ع) و بارها به قضایاى مختلف بنى اسرائیل اشاره کرده است.

۲. خاتمیت یا بشارت به دین بعدى
یهودیت، مسیحیت و اسلام که ادیان ابراهیمى (Abrahamic Religions) و ادیان وحیانى (Revealed Religions)نامیده مى شوند، یادگار انبیاى الهى(ع) هستند. این ادیان (اولا) حقانیت خود را به ادیان قبلى مستند مى کنند و بشارت ظهور خود را در آنها مى جویند و (ثانیاً) به خاتمیت خود معتقدند و ادیان بعدى را رد مى کنند، به این شرح:
اولا یهودیت خود را تحقق وعده خداى متعال به حضرت ابراهیم(ع) مى داند و مسیحیت با طرح نظریه جانشینى(supersession) خودرا وارث آنوعده مى داند ومى کوشد بشارت به ظهور حضرت عیسى(ع) و عهد جدید را در عهد عتیق پیدا کند. اسلام نیز به انبیاى بنى اسرائیل و کتاب هاى آسمانى پیشین توجه دارد و صریحاً اعلام مى کند که بشارت ظهور پیامبر عالى قدر اسلام در تورات و انجیل یافت مى شود (اعراف ۱۵۷).
ثانیاً یهودیت منکر نسخ است و مسیحیت پس از عهد جدید، منتظر پیمان جدیدترى نیست. خاتمیت اسلام نیز در قرآن مجید (احزاب ۴۰) و احادیث فراوان آمده است و همه مسلمانان آن را از ضروریات اسلام مى دانند.
موعودى نیز که در هر یک از ادیان یادشده مطرح است، براى تأیید همان دین مى آید، نه این که آن دین را نسخ کند و دین تازه اى بیاورد.
اعتقاد به خاتمیت راه را بر شرایع تازه مى بندد. ادیان بعدى براى گشودن این راه، با تأویل عباراتى از کتاب هاى قبلى، مژده ظهور دین خود را در آنها مى جویند. بر این اساس، مسیحیان براى یافتن مژده به حضرت عیسى مسیح(ع)، با تأویل عباراتى از عهد عتیق و مسلمانان براى یافتن مژده به حضرت رسول اکرم(ص)، با تأویل عباراتى از عهد عتیق و عهد جدید، مژده هاى مطلوب خود را در آن کتاب ها مى یابند.
البته یافتن اسم و خصوصیات دقیق فرد مطلوب به شکل یک آرزو باقى مى ماند و مژده ها به اسم هاى نامأنوسى تعلق مى گیرد: مثلا مسیحیان (رک: متى ۱:۲۳) با مراجعه به عهد عتیق، مژده به تولد عِمّانوئیل (اشعیا ۷:۱۴) را مى یابند و مسلمانان با مراجعه به عهد عتیق، مژده به آمدن شیلو (پیدایش ۴۹:۱۰) و با مراجعه به عهد جدید، مژده به فرستاده شدن فارَقلیط (یوحنّا ۱۴:۱۶ و...) را به دست مى آورند. مدعیان بعدى نیز چنین رفتارى را با عهد عتیق، عهد جدید و قرآن مجید دارند. در این فرایند، کتب مقدس امت هاى دیگر بدون توجه به تفسیر و تأویل خودشان، تفسیر و تأویل مى شود.
پیروان این ادیان به پایان یافتن مدت ادیان قبلى و مجعول بودن ادیان بعدى معتقدند و بر این اساس، نجات را به خود اختصاص مى دهند. در این میان، یهودیت یک دین قومى است و تبلیغ ندارد. بیشتر یهودیان مردم جهان را به صهیونیسم دعوت مى کنند. از سوى دیگر، در مسیحیت و اسلام تبلیغ وجود دارد. تبلیغ مسیحى را تبشیر و تبلیغ اسلامى را دعوت مى نامند.
همچنین باید توجه داشت که اطلاق نبى و رسول در یهودیت و مسیحیت به مروجان قدیم آن ادیان (مانند «دانیال نبى» و «پولس رسول») به آوردن دین تازه دلالت نمى کند.

۴. حقانیت
با در نظر گرفتن تنوع ادیان، در مورد حقانیت ادیان ۳ دیدگاه معروف وجود دارد:
۱. دیدگاه انبیاى الهى(ع) و کتاب هاى آسمانى مبنى بر حقانیت دین خود و بطلان سایر ادیان. این دیدگاه حقانیت سلسله اى از ادیان پیشین را براى عصر خودشان مى پذیرد; همچنین ممکن است براى کسانى که به پیروى از آن ادیان ادامه مى دهند، امتیازاتى قائل شود، ولى حقانیت را در زمان حاضر منحصر به دین خود مى داند.
۲. دیدگاه جمع کثیرى از عرفا و صوفیه مبنى بر حقانیت همه ادیان و اینکه همه آنها راه نجات هستند. جمعى از متفکران عصر ما به این دیدگاه لباسى نو پوشانده و آن را ترویج کرده اند. برخى هم با اعتقاد جازم به حقانیت دین خود، حقانیت ادیان دیگر را در محدوده مشترکات آنها با دین خودى پذیرفته اند که بهتر است این گرایش را از شاخه هاى دیدگاه نخست بدانیم.
۳. دیدگاه ملحدان، شکاکان و دِئیست ها مبنى بر بطلان همه ادیان به موجب انکار اصل ماوراى طبیعت، یا اعتقاد به عدم امکان برقرارى ارتباط با آن.

۶. سقوط انسان و آموزه نجات
دغدغه اصلى ادیان به سقوط انسان و نجات وى مربوط مى شود. شناخت حق و باطل راه نجات را مى گشاید و به همین علت، ادیان فهرست هایى از اعتقادات حق (و باطل) را در اختیار پیروان قرار مى دهند تا ایشان باورهاى خود را بر اساس آنها تنظیم کنند. علم کلامِ ادیان از اینجا پدید مى آید.
آنچه گفته شد، در خود ادیان بود، اما «علم ادیان» به حقانیت یا بطلان هیچ یک از اعتقادات دینى کارى ندارد و مى کوشد به گزارش دادن از آن اعتقادات بسنده کند. ادیان مختلف ازسقوط انسان (the fall of man)ونیاز وى به نجات سخن گفته اند. خداى متعال نیز در سوره عصر انسان را در زیانکارى دانسته و در سوره تین از تحول وى به پست ترین پست ها به روشنى سخن گفته و نجات او را با ایمان و عمل صالح ممکن شمرده است.
با مطرح شدن اومانیسم در عصر جدید، سقوط انسان اهمیت پیشین خود را از دست داده و توجه ادیان گوناگون به جوانب دیگر وضع انسانى جلب شده است. یهودیت و مسیحیت بر آفرینش انسان به صورت خدا (پیدایش ۱:۲۷) و مسلمانان بر مقام خلیفة اللهى و کرامت انسان تأکید مى کنند.
هر دینى با دلیل هاى عقلى و نقلى نجات را مخصوص خود مى داند و در موارد ضرورت، براى به دست آوردن دل مردم، از این انحصارگرایى فاصله مى گیرد. مسیحیان پیوسته مى گفته اند: «بیرون کلیسا هیچ نجاتى نیست» و از زبان پطرس نقل شده است که در باره حضرت مسیح(ع) گفت: «در هیچ کس غیر از او نجات نیست; زیرا که اسمى دیگر زیر آسمان به مردم عطا نشده که بدان باید ما نجات یابیم» (اعمال ۴:۱۲).
پس ما مسلمانان نیز باید یقین داشته باشیم که رستگارى اخروى مخصوص دین مبین اسلام است: «وَ مَن یَبْتَغِ غَیْرَ الاِْسْلاَمِ دِیناً فَلَنْ یُقْبَلَ مِنْهُ وَهُوَ فِى الآخِرَةِ مِنَ الْخَاسِرِینَ.» (آل عمران ۸۵).

۷. تهذیب
همه ادیان از مردم زندگى اخلاقى مى خواهند و دستورهاى آنها به نحوى براى اصلاح بشر مقرر شده است. مردم نیز با رعایت آن دستورها در این دنیا به مقدارى تهذیب دست مى یابند. درست است که انسان ها بر اثر فریب شیطان، تقریباً براى هر حیوانى (از سوسک تا فیل) نوعى الوهیت قائل شده و آنها را پرستیده اند، ولى حیات دینى از مقدارى اخلاق برخوردار بوده و اکنون نیز چنین است.
حضرت امام رضا(ع) از حضرت امام سجاد(ع) روایت کرده است که زن عزیز مصر هنگامى که حضرت یوسف(ع) را وسوسه مى کرد، پارچه اى را برداشت و روى بتى که در خانه داشت، کشید. هنگامى که حضرت یوسف(ع) علت این کار را پرسید، وى پاسخ داد: براى اینکه از این بت حیا مى کنم و مى خواهم ما را نبیند. آن حضرت گفت: چگونه تو از بتى که درک و شعور ندارد حیا مى کنى، ولى من از خالق و معلم انسان ها حیا نکنم؟
اعتراف به گناه نزد کشیش در مسیحیت ارتدکس و کاتولیک نیز به منظور کاهش گناه در جامعه مقرر شده است و همه آنان حتى کشیشان و اسقفان و پاپ آیین اعتراف را مکرر به جا مى آورند. اعتراف به گناه در اسلام، یهودیت و مسیحیتِ پروتستان جایز نیست. در این ادیان، گناه را باید با خود خدا در میان گذاشت و استغفار کرد.
همه ادیان دنیا را حقیر و تاریک معرفى کرده اند. ادیان مردم را به درجاتى از ترک دنیا دعوت مى کنند و رهبانیت در همه ادیان یافت مى شود. اصل اسلام رهبانیت ندارد، ولى برخى مسلمانان از قدیم ترین روزگار به رهبانیت روى آورده اند و امامان معصوم و علماى دین آنان را از این امر نهى کرده اند.
معروف است که مسیحیت شریعت ندارد. بدیهى است که مسیحیت و هیچ دین دیگر گناه هاى اخلاقىِ قتل نفس، دزدى، زنا، دروغ، غیبت، تهمت و مانند اینها را مجاز نمى دانند و نسبت به آنها بسیار حساس هستند. آرى، احکام تعبدى، مانند حرمت گوشت خوک در مسیحیت و برخى از ادیان دیگر جایى ندارند.
فداشدن مسیح براى گناهان بشر نیز مجوز گناه کردن نیست، همان طور که عفو و رحمت خدا و شفاعت اولیاى خدا در اسلام راه گناه را نمى گشاید.
همین پرهیز از گناهان اخلاقى جمعى از مسیحیان را به گونه اى اعجاب آور مهذب کرده است. شهید والامقام مطهرى(ره) در یک سخنرانى مربوط به اواخر عمر پربرکت وى که بعداً تحت عنوان حق و باطل تنظیم و منتشر شده، با تأکید فراوان و از صمیم قلب، مسیحیان و کشیشان مسیحى را متقى و مستحق بهشت دانسته و گفته است:
شما اگر به همین مسیحیت تحریف شده نگاه کنید و بروید در دهات و شهرها، آیا هر کشیشى را که مى بینید، آدم فاسد و کثیفى است؟ والله میان همین ها صدى هفتاد هشتادشان مردمى هستند با یک احساس ایمانى و تقوا و خلوص که به نام مسیح و مریم چقدر راستى و تقوا و پاکى به مردم داده اند، تقصیرى هم ندارند; آنها به بهشت مى روند، کشیش آنها هم به بهشت مى رود. پس حساب روحانیت حاکم فاسد مسیحى و پاپ ها را باید از اکثریت مبلغین و پیروان مسیح جدا کرد.

۸. تغییر آیین و تبلیغ
بیشتر ادیان نوکیش مى پذیرند، ولى ادیانى هم وجود دارند که اگر کسى طالب ورود به آنها باشد، اهل آن دین وى را به رسمیت نمى شناسند، مانند دروز لبنان و صابیان ایران و عراق. از نظر این ادیان، کسانى که شایستگى ورود به آن دین را داشته اند، از طریق تولد در خانواده اى که آن دین را داشته است، به آن دست مى یابند.
ادیانى که نوکیش مى پذیرند، معمولا تبلیغ دارند. ادیانى هم هستند که تبلیغ ندارند، ولى اگر کسى وارد آن دین شود، وى را مى پذیرند، مانند یهودیت.
مسیحیت از آغاز تا کنون دینى شدیداً تبلیغى بوده است. مبلغان این آیین به سراسر جهان رفته و کامیابى هایى به دست آورده اند. آنان در آموختن زبان هاى اقوام مختلف و ترجمه کتاب مقدس و تهیه جزوات تبلیغى رنگارنگ بسیار کوشا هستند. دولت هاى استعمارى نیز پیوسته از این فعالیت هاى تبلیغى حمایت کرده اند.
بیشترمبلغانِ مسیحى پروتستان هستند. آنان ازطریق تأسیس بیمارستان وسوادآموزى وبرگزارى مراکز تفریحى مردم را به مسیحیت دعوت مى کنند. برنامه هاى رادیو ـ تلویزیونى جذاب نیز به خدمت گرفته مى شود.

۹. دین قدرت خدا، دین محبت خدا، دین رحمت خدا
مسیحیان مى پذیرند که تا هنگام ظهور حضرت عیسى(ع) در ۲۰۰۰ سال پیش، یهودیت زیر نظر خدا بود، ولى مى گویند که پس از آن، فیض الهى به مسیحیت تعلق گرفته است. گاهى هم گفته مى شود که یهودیت دین قدرت خدا، مسیحیت دین محبت خدا و اسلام دین رحمت خدا است.
یهودیت دین قدرت خداست، زیرا خداوند در مناسبت هاى مختلف به نفع این قوم عمل کرده است، مثلا هنگامى که آنان در مصر زیر فشار فرعون و فرعونیان بودند، آنان را از دریاى سرخ عبور داد و فرعونیان را غرق کرد. پس از آن هم در صحراى سینا نعمت هاى خود را براى ایشان فرستاد.
مسیحیت دین محبت خداست، زیرا خداوند از روى محبت، به عقیده مسیحیان، بر بشر جلوه گر شد. باید توجه داشت که مسیحیان معمولا به جاى «محبت بشر به خدا» از «محبت خدا به بشر» سخن مى گویند و در شعر و ادب عرفانى مسیحیت، خدا عاشق است و انسان معشوق.
اسلام دین رحمت خداست، زیرا خداوند رسول اکرم(ص) را فرستاد تا به مردم جهان رحمت کرده باشد (انبیا ۱۰۷).

حسین توفیقی
برگرفته از فصلنامه هفت آسمان، شماره ۲۲

ممکن است این مطالب هم برای شما مفید باشد:

نظرات

 

در صورتی که قصد ثبت سوال دارید، می توانید از طریق این صفحه اقدام به ثبت سوال نمایید. در غیر اینصورت با استفاده از فرم زیر نظر خود را برای ما ارسال نمایید.