مقایسه خود با دیگران ۱۳۹۲/۴/۱۵ - ۳۷ بازدید

با سلام خدمت شما پرسشگر گرامی:
با سلام خدمت شما پرسشگر گرامی:bmp_0.
ما یک دستورالعمل کلی در مورد مقایسه خود با دیگران داریم که اگر به این دستورالعمل عمل کنیم مطمئنا خیلی از مشکلات روحی ما حل خواهد شد ، ولی اگر نتوانستیم و یا نخواستیم به این دستور عمل کنیم روز به روز بر مشکلات ما افزون تر خواهد شد.اگر به این دستور عمل کنیم طعم آرامش را در زندگی خواهیم دید و گرنه نه. کسانی هستند که نه قیافه خوبی دارند ، نه خانواده خوبی، نه وضع مالی خوبی و نه هیچ چیز دیگر ولی چون به این امر خدا و پیامبر صلی الله علیه و آله عمل کرده اند دائما در حال آرامش هستند و هیچ گاه از خداوند ناراضی نیستند.دستور این است که در مسائل مادی و دنیوی اگر می خواهید خودتان را با دیگران مقایسه کنید، کسانی را انتخاب کنید که وضعشان از شما خراب تر و بدتر است.یعنی همیشه در مسائل مادی به پایین تر از خود نگاه کنید.مثلا شخصی است که موقعیت خانوادگی خوبی ندارد به کسانی نگاه کند و خودش را با آنان مقایسه کند که خانواده اش از این هم بدتر است.یا مثلا شخصی مریض است و سردرد دارد به کسانی نگاه کند که مریضی شدیدتری نسبت به این دارند.علت این امر نیز این است که اگر شخصی این چنین خود را با دیگران مقایسه کند در برابر نعمتهایی که خداوند به او داده، ولی همین نعمت را در اختیار دیگری قرار نداده، سر تعظیم فرود می آورد و خداوند را شکر می کند.در اینجاست که خداوند نیز به خاطر شکر وی نعمتهای او را زیاد می کند. اما اگر ما خودمان را با بالاتر از خود مقایسه کنیم در این صورت است که نسبت به خدا بدبین می شویم و شکر نعمتهای او(هر چند ناچیز) را به جا نمی آوریم و تا ما شکر نکنیم خداوند نعمتهای ما را زیاد نمی کند.بله در یک مورد ما باید خودمان را با بالاتر از خود مقایسه کنیم و آن نیز در مورد معنویات است و علت آن نیز این است که دچار عجب نشویم.پس دستور کلی این است که در مادیات خودمان را با پایین تر از خود و در معنویات خودمان را بالاتر از خود مقایسه کنیم تا آرامش را در زندگی تجربه کنیم.
در ادمه ما راهکار درمان حسادت را خدمت شما دوست عزیز عرض می کنیم ، انشاء الله با عمل به دستورالعمل بالا و عملی کردن این راهکارها بتوانید این اخلاق را ترک کنید و به آرامش حقیقی برسید.
درمان حسد، دو رکن اساسى دارد: درمان نظرى؛ (شناخت ابعاد و نتایج آن در دنیا و آخرت) و درمان عملى.
یک. درمان نظرى : درمان نظرى حسد زمینه ها و ابعاد مختلفى دارد؛ از جمله:
۱-۱. شناسایى ریشه ها، علل و عوامل پدید آورنده و رشد دهنده حسد؛
۱-۲. گستره، انواع و اشکال بروز حسد؛
۱-۳. زیان هاى فردى و اجتماعى حسد؛
۱-۴. انگاره ها و دانسته هایى که تأثیر مستقیم در درمان حسد و یا کاهش آثار آن دارند. اکنون به اختصار پاره اى از آنچه به این بخش مربوط است بیان مى شود:
الف. حسد، نه تنها زیانى براى شخص مورد حسد (محسود) ندارد؛ بلکه چه بسا به نفع او و به ضرر حسود است؛ زیرا به فرض که حسادت دیگران موجب غیبت یا تهمت او شود؛ این کار باعث از بین رفتن گناهان او و به دوش کشیده شدن آنها توسط حسود نیز مى گردد. در حالى که انسان خردمند، هیچ گاه ضرر خود را نمى خواهد و چه ضررى بالاتر از حسدورزى!
ب. خداوند بنابر حکمت بالغه خود، نظام جهان را به گونه اى قرار داده است که انسان ها از جهاتى - چون استعداد، قیافه، مال، خانواده و ... - با یکدیگر تفاوت هایى داشته باشند. یکى از حکمت هاى این مسئله، امتحان و ابتلایى است که باید برقرار باشد. اگر آدمى حقیقت این مطلب را درک کند و به عمق آن دست یابد، آن گاه بر موقعیت دیگران رشک نخواهد برد؛ چرا که همه این موهبت ها و تفاوت ها را به جهت جریان حرکت زندگى و فلسفه اى که وراى آن است، مى داند. افزون بر آن این نکته را در نظر دارد که هر نعمتى مسئولیت هاى سنگینى نیز در پى دارد و تحمل هر کاستى و صبورى در برابر هر مشکلى، پاداش هاى بزرگى به ارمغان مى آورد.
ج. توجه به معاد و نعمت ها و درجات والاى پرهیزگاران در قیامت و آخرت، آدمى را از چشم دوختن به متاع دنیا باز مى دارد. خداوند در قرآن خطاب به پیامبرصلى الله علیه وآله مى فرماید: «لا تَمُدَّنَّ عَیْنَیْکَ إِلى ما مَتَّعْنا بِهِ أَزْواجاً مِنْهُمْ وَ لا تَحْزَنْ عَلَیْهِمْ» حجر/۸۸«چشم از این متاع ناقابل دنیوى که به برخى داده ایم [ براى امتحان ]، بازگیر و بر اینان اندوه مخور». اگر آدمى به حقیقت، معناى «و رِزْقُ رَبِّکَ خَیْرٌ وَ أَبْقى » «و [ بدان که ]روزى پروردگار تو بهتر و پایدارتر است»، طه/۱۳۱ را دریابد، دیگر چشم به امکانات و برخوردارى هاى این و آن نخواهد دوخت و عمر خود را بر سر این غصه گزاف نخواهد گذاشت. به گفته حافظ :
نقد عمرت ببر و غصه دنیا به گزاف گر شب و روز در این قصه مشکل باشى
گرچه راهیست پر از بیم زما تا بر دوست رفتن آسان بود ار واقف منزل باشى .
بسیارى از نعمت هایى که به دیگران مى رسد، جنبه اختصاصى ندارد و با تلاش و کوشش، همراه با درایت و بینش مى توان بهتر از آن را نیز به چنگ آورد. بنابراین راه رشد، ترقّى و تعالى بسته نیست؛ لیکن باید واقع بینانه راه آن را شناخت و در جهت آن اقدامات لازم را به عمل آورد.

دو. درمان عملى : بدون درمان عملى و تلاش و مجاهدت براى ریشه کنى بیمارى خطرناک حسد، نمى توان سلامت نفس از این صفت ناپسند انتظار کشید. از این رو کاربست شیوه هاى عملى در این راستا ضرورى و اجتناب ناپذیر است. پاره اى از این روش ها عبارت است از:
۲-۱. رفتار مخالف: عمل بر ضد مقتضاى حسد در گفتار و کردار؛ مانند: تواضع، خیرخواهى، خدمت به دیگران، شاد شدن از رسیدن خیر به دیگران و ریشه کنى حسد از طریق نابود کردن خباثت هاى نفسانى (مانند تکبر، ریاست طلبى، دنیا خواهى و ... ). آیة اللَّه صدر به استناد سخن پیامبر اکرم صلى الله علیه وآله: «هنگامى که رشک ورزیدى، در پى آن مرو» «اذا حسدت فلاتبع»، بحارالانوار، ج ۷۴، ص ۱۵۳ و ص ۱۲۲. مى نویسد: «آنچه که حسود در مقام عمل باید انجام دهد، چیزى است که در آغاز بر او بسیار تلخ و ناگوار مى باشد. البته دارو تلخ است؛ ولى سرانجام شیرین دارد. حسود باید آنچه را دلش مى خواهد، نکند. براى مثال اگر دلش مى خواهد که از کسى بدگویى کند و رسوایش سازد، دهان خود را ببندد و دندان بر جگر بگذارد و کلمه اى بر زبان نراند؛ اگر آزردن کسى را مى خواهد، او را نیازارد؛ اگر مى خواهد براى نابودى یا سرنگونى کسى به وسایلى متشبث شود، نشود و به طور کلى خواسته دل را زیر پا بگذارد».صدر، سیدرضا، حسد، صص ۲۹۸ - ۲۹۹. این روش وقتى به کمال مى رسد که به جاى پیروى از حسد، شخصى عکس آن عمل کند. به عنوان مثال نسبت به کسى که به او رشک مى برد، خوبى کند؛ از خوبى هاى او نزد دیگران سخن بگوید؛ در حق او دعا کند و از صمیم قلب از خداوند بخواهد که نعمت هایش را بر آن شخص افزون گرداند.
۲-۲. یادکرد نعمت ها: هرگاه از متنعّم بودن شخصى ناراحت و آزارده شد، باید متذکر نعمت هایى شود که خداوند به خود او داده است؛ چرا که خداى کریم هیچ فردى را محروم از همه نعمت ها نمى کند. همچنین اگر در زندگى خود گرفتار مشکلاتى است، باید افرادى را به یاد آورد که مشکلات بیشترى نسبت به خود دارند.
۲-۳. تقویت عقل: انسان باید عقل خود را با عمل تقویت کند. اگر آدمى از نیروى عقل و خرد به خوبى استمداد جوید و آن را بر دیگر قواى خود، حاکم و از آن پیروى کند؛ به تدریج تقویت خواهد شد و هراندازه به آن پشت و بر خلاف رهنمودهاى عقل عمل کند، به تضعیف آن پرداخته است. یکى از راه هاى تقویت عقل، گسترش معارف دین و پیروى دقیق از رهنمودهاى پیامبران است؛ زیرا تعالیم آنان بازگشاینده گنجینه هاى خرد است: «و یثیروا لهم دفائن العقول»بحارالانوار، ج ۱۱، ص ۶۰؛ نیز، نهج البلاغه، خطبه ۱.
۲-۴. تبدیل حسد به غبطه: علت اصلى «حسد»، ناراحتى انسان از عدم موفقیت خویش است؛ یعنى، چرا او پیشرفت نکرده و دیگرى رشد خوبى کرده است. حسود به جاى تلاش براى رشد خویش، مى خواهد رشد دیگرى را متوقف کند. حال اگر انسان توجه کند که شکست دیگرى، هیچ کمک و سودى براى او ندارد؛ بلکه چه بسا مشکلاتى نیز به بار مى آورد، در این صورت راه درست را انتخاب مى کند و به جاى تخریب دیگران، مى کوشد خود را مانند آنان به موفقیت برساند. این حالت انسان (غبطه)، نه تنها بد نیست؛ بلکه موجب رشد و ترقّى او مى گردد. بنابراین مى توان با تبدیل حسد به غبطه، راه رشد و ترقّى را بر خود باز نمود و از آثار منفى آن در امان ماند.
۲-۵. خوش بینى: یکى از آفات حسد این است که باعث مى شود شخص حسود، به خوبى ها و درست کارى هاى دیگران با سوء ظن نگریسته و آن را حمل بر ریاکارى، عوام فریبى و...مى کند و به تخریب چهره مردم مى پردازد. درمان حسد، عمل بر ضد این حالات و نگرش خوش بینانه و برخورد دوستانه و صمیمانه با دیگران است.
۲-۶. دعا: تضرع و درخواست از خداوند، در پیراستن نفس از آلودگى ها - از جمله حسد - بسیار مفید و سودمند است. از جمله دعاهایى که در تصفیه نفس و پالایش آن تأثیر به سزایى دارد، دعاى شریف «مکارم الاخلاق» از صحیفه سجادیه مى باشد.
۲-۷. تلقین: تلقین یکى از راه هاى پیراستن نفس از صفات ناپسند است. کار بست این روش با مخاطب قرار دادن خود، تأثیر زیادى دارد. بدین سان هر گاه شراره هاى حسد در دل زبانه کشید، شخص مى تواند قدرى در خود تأمل کند؛ سپس بگوید: «نه، من دیگر چنین نیستم»، «من دیگر خوب شده ام»، «من از حسد نفرت دارم و ریشه شیطانى حسد را از وجود خود کنده ام» و «اى شیطان! از من دور شو که دیگر مرا با تو کارى نیست».جهت آگاهى بیشتر نگا: صدر، سید رضا، همان صص ۲۹۱-۳۰۴.

ممکن است این مطالب هم برای شما مفید باشد:

نظرات

 

در صورتی که قصد ثبت سوال دارید، می توانید از طریق این صفحه اقدام به ثبت سوال نمایید. در غیر اینصورت با استفاده از فرم زیر نظر خود را برای ما ارسال نمایید.