ملاقات امام زمان(عج) -اثبات وجود امامان(ع) ۱۳۹۱/۰۴/۰۴ - ۹۴۹ بازدید

آیا تشرفاتی که افراد در طول تاریخ داشته اند اثبات بر وجود امام عصر(عج) است؟(لطفا پاسخ سوال را فورا بدهید، خیلی ضروری است.)

ابتدا باید بدانیم که در مورد تشرف و دیدار حضرت امام زمان(ع) در دوران غیبت کبری دو نظر وجود دارد:
۱ـ عدم تشرف
این گروه معتقدند در زمان غیبت کبری امکان ارتباط حضوری و تشرّف به محضر حضرت وجود ندارد، و کسی را که ادعای دیدار کند، باید تکذیب کرد. مهم ترین و معتبرترین دلیل این گروه بر نفی رؤیت و مشاهدة امام عصر(ع) توقیعی است که شش روز پیش از مرگ علی بن محمد سمری، آخرین سفیر خاص امام زمان(ع) از ناحیه حضرت صادر شده است. برابر این توقیع مدّعی مشاهده، دروغگو است و ادعای وی قابل پذیرش نیست. متن نوشته حضرت چنین است: به زودی از شیعیان من خواهند آمد کسانی که ادعای مشاهده و دیدن مرا بکنند. آگاه باشید هر کسی قبل از خروج سفیانی و صیحة آسمانی، ادعا کند که مرا دیده است، دروغگوی افترا زننده است.
۲ـ امکان تشرف
عده ای از علمای شیعه بر این باورند که در غیبت کبری امکان ارتباط با امام زمان(ع) وجود دارد. دلیل این نظر را داستان های مشاهده حضرت و چند روایت ذکر می کنند. یکی از آن روایات این است: امام صادق(ع) فرمود: صاحب این امر (امام زمان) به ناگزیز غیبتی دارد، و در دوران غیبت از مردم کناره میگیرد، و نیکو منزلی است مدینة طیبه و با سی نفر وحشتی نیست.این حدیث دلالت دارد که حضرت بیشتر در مدینه و اطراف مدینه است و سی تن از خواص با حضرت همراهند که اگر یکی بمیرد، دیگری به جای او می نشیند.
در غیبت صغری نیز چهارتن از پاک‌ترین، باتقواترین و باهوشترین مؤمنان، نیابت و جانشینی حضرت را بر عهده داشتند که نام، نشان، شخصیت و اولاد و احفاد آنان در تاریخ مشخص شده است:
الفـ عثمان بن سعید عَمری.
بـ محمد بن عثمان بن سعید عَمری.
جـ ابوالقاسم حسین بن روح نوبختی.
دـ ابوالحسن علی بن محمد سمری یا سیمری.
این چهارتن به ترتیب نیابت خاصه را بر عهده داشتند و با درگذشت هرکدام، به دستور حضرت مهدی، دیگری جانشین او می شد. شیعیان مشکلات، شبهات و پرسشهای دینی را توسط آنها می پرسیدند و جواب را گاهی شفاهی و بسیاری از اوقات کتبی دریافت می کردند. در پرتو این روابط غیرمستقیم با نواب اربعه، اگرچه برخی از شیعیان از دیدن امام زمان محروم شده بودند، در عین حال اطمینان و آرامش داشتند، زیرا می دیدند تمام نامه ها و مکاتیبی که از حضرت به دستشان می رسد، دارای یک سبک و اسلوب است. هفتاد سال بدین منوال گذشت. «محمدعلی سمری» که آخرین نایب خاص بود، به وسیله توقیع مکتوبی که از حضرت دریافت کرد، از پایان غیبت صغری و آغاز غیبت کبری خبردار شد و به اطلاع دوستان رسانید، از آن به بعد، مسئولیت ابلاغ احکام دینی به نواب عام (مجتهدان عادل، باتقوا، زمان­شناس، زاهد و آگاه به امور دین و دنیا) موکول گردید. بنابراین امام مهدی حقیقتی است خارجی که مدت هفتاد سال گروه‌هایی از مردم با سفیران و بعضاً شخص او زندگی کردهاند و بدون این­که کوچکترین اشتباهی از آنان رخ دهد، اعتماد مردم را به خود جلب کرده‌اند. بسیاری از افراد متعهّد و معتمد در همان زمان با دعا و توسلات، با امام زمان ملاقات داشته‌اند. بی‌گمان امکان ندارد یک دروغ کذایی، هفتاد سال دوام بیاورد و یا این چهارتن، یکی پس از دیگری بر این رابطه دروغین تبانی کرده باشند و دیگران هم ملاقاتی نکرده باشند. پس نتیجه میگیریم که پدیده غیبت صغرا یک تجربه علمی و تاریخی است که بر واقعیت خارجی امام مهدی و غیبت او دلالت می کند.
دلیل دیگر شهادت جمع کثیری از محدثان، عالمان و معتمدانی است که توفیق تشرّف مستقیم پیدا کرده و با آن حضرت ملاقات داشته‌اند و با تدبیر و اعجاز ایشان، مشکلات فردی و یا اجتماعی خود را حل کردهاند که به عنوان نمونه به برخی از آنها به گونه مختصر اشاره می‌کنیم:
ـ در قرن هفتم حاکمی ناصبی از طرف انگلیسی ها بر بحرین منصوب شد. یک روز وزیر او اناری آورد که نام خلفا بر آن نقش بسته بود (بدین‌گونه که او قالبی ساخته بود و نام خلفای اربعه را بر آن حک نموده بود و هنگامی که انار در درون قالب رشد می‌کرد، اسامی خلفا روی آن منعکس می‌گردید)، وزیر مذکور انار را پیش حاکم ناصبی برد و مدعی شد که این کلمات به قدرت الهی در پوست انار حک شده است و طبق آن ابوبکر، عمر، عثمان و علی به‌ترتیب خلفای رسول الله هستند و پیشنهاد کرد یا از سوی شیعیان پاسخی آورده شود و یا جامعه شیعه از بحرین اخراج شوند. این موضوع به رهبران امامیّه گفته شد، آن‌ها متوسل به امام زمان(عج) شدند، در نهایت محمد بن عیسی صدایی شنید و مشکل انار از طریق حضرت حل شد (به این صورت که قالب را در منزل وزیر پیدا کردند) و همین امر باعث شد تا حاکم بحرین شیعه شود و آن وزیر ناصبی را به قتل برساند و از مردم بحرین عذرخواهی نماید.
ـ ماجرای اسماعیل بن حسن هرقلی: از پسر او (شمس‌الدین) نقل شده که می‌گفت: در جوانی زخمی در ران چپ پدرم ایجاد شده بود. اطبای زمان از جراحی آن عاجز و خائف بودند، چون روی رگ اکحل قرار گرفته بود، گفتند، بغداد پزشکان حاذقی دارد، با اصرار سید بن طاووس به بغداد رفتیم، همگی همان نظر اطبای حله را تکرار کردند تا بالأخره تشرف حاصل گردید و به دست امام عصر، زخم برطرف شد.
ـ دختر مرحوم آیةالله اراکی، سالی عازم حج بیت الله میشود، هنگام طواف ازدحام جمعیت را مشاهده میکند. متوسل به حضرت صاحب الزمان می‌شود، عرض می‌کند: آقا چه کنم که بدنم با نامحرم برخورد نکند، ناگهان می‌بیند دو سه نفر پیدا می‌شوند یکی از آن‌ها می‌گوید. آقا امام زمان می‌فرمایند پشت سر ما طواف کن. صبیه محترم مرحوم اراکی میگوید: گویا یک فضای خالی پیدا شد که بدون هیچ برخوردی با نامحرم توانستم طواف نمایم و ... .
در هر حال از نظر عقاید اسلامی زمین هیچ‌گاه نمی‌تواند از حجت خالی باشد. در حدیث داریم: «لولا الحجة لساخت الارض باهلها»، امام علی در نهج البلاغه می‌فرماید: «اللهم بلی لا تخلوا الارض من قائم لله بحجّة اما ظاهراً مشهوراً و اما خائف مغموراً لئلّا تبطل حجج الله و بیّناته؛ بار پروردگارا البته زمین از حجت خدا تهی نخواهد ماند چه او آشکار باشد و شناخته شده و چه (بنابر حکمت‌ها) نهان و مخفی باشد این چنین است که حجت‌ها و بینات الهی باید تداوم داشته و باطل نگردد.»
بر خردمندان جهان روشن است که لطف الهی پس از بعثت رسول در امام منحصر است تا مردم بی رهبر و مربّی نمانند و کتاب و سنت شارح لایق و مطمئنی داشته باشند و فیض منقطع نشود. وجود امام عصر بدین جهت لطفی است از ناحیه ذات اقدس الهی که اگر نباشد، زمین آرام نمیگیرد و فیوضات الهی از مردم سلب میشود. البته باید گفت فقدان و عدم حضور امام، از ناحیه ما مسلمان‌هاست، چون زمینه ظهور او را فراهم نساخته‌ایم. نه آمادگی پیدا کرده‌ایم و نه مردم دنیا را آماده ساخته‌ایم. وانگهی امام گرچه غایب است، ولی واسطه فیض الهی بر مردم است. عرفا از طریق دیگر وجود این ولیّ فاطمی را ثابت کرده‌اند. آنان امام زمان را «قطب عالم امکان» دانسته‌اند و از طریق «مکاشفه» و کشف و شهود وجود امام عصر را ثابت کرده‌اند. شیخ عطار می‌گوید:
صد هزاران اولیا روی زمین
از خدا خواهند مهدی را یقین
یا الهی مهدیام از غیـب آر
تا جهان عدل گردد آشـکار
شیخ محمود شبستری چنین سروده است:
به نور علم میکن دیده روشن
که تا بتوانیش هر لحظه دیدن
که گر د جهل خود، دایم نشینی
چو مهدی پیشت آید هم نبینی
ز عِلمش خلق عالم عِلم گیرند
ز دینش مشرکین هم دین پذیرند
هر آن سرّی که هست امروز پنهان
به علم خویشتن پیدا کند آن
به دورش، دولت حق رخ نماید
جهان را فیض وی فرّخ نماید
که تا از جهل کلّی دور گردند
ز شمس علم او پرنور گردند
بدیهى است پذیرفتن امکان دیدار امام عصر(عج)، بدین معنا نیست که هر کس مدعى دیدار شد، مى توان او را تصدیق کرد. بى تردید، تصدیق مطلق، مانند تکذیب مطلق ناروا است. مدعیان دروغ گو و شیّاد بسیارند و ساده اندیشى در این باب، بسیار خطرناک است! نمونه هاى فراوانى از این موارد، در عصرحاضر دیده و شنیده شده که در اینجا مجالى براى ذکر آنها نیست. البته معیارهای پذیرش ادعای ملاقات را می توان در چند مورد شمارش کرد : تشرفات همراه با حضور معصوم، تشرفات همراه با حضور یکی از نواب خاص، تشرفات مشتمل بر معجزه و کرامت، تشرفات منقول به نقل متواتر، تشرفات منقول به بینه، تشرفات منقول توسط شخص عادل، تشرفات محفوف به قرائن قطعی، تشرفات منقول با یقیق به صدق مدعی .
به نظر می‌‌رسد راه صحیح این است که ما ضمن آسیب‌ شناسی این مسأله آثار تربیتی و فواید مثبت بحث دیدار با حضرت (علیه السلام) را که هم روشن‌گر و هم بسیار سازنده است، مورد توجه قرار دهیم. در این جا به عنوان نمونه، به چند مورد از آثار مثبت دیدار اشاره می‌کنیم:
۱- دلیل قاطع بر اثبات وجود امام زمان (علیه السلام)
اصل مهدویّت و حیات طبیعی حضرت از مسلمات و ضروریات مذهب شیعه می‌باشد. ولی باید توجه داشت که در این برهه‌ی زمانی از یک سو بسیاری از عموم مردم مخصوصاً جوانان، اطلاعات چندانی نسبت به حضرت ندارند و از سوی دیگر دشمنان هم که به اهمیت این محور تشیع پی برده‌اند، تبلیغات پیدا و پنهان، خود را در مسیر انکار وجود نازنین حضرت به کار گرفته‌اند. در این میان، وجود تشرفات و کرامات و نقل و تبیین آن‌ها دلیل قاطعی بر اثبات وجود حضرت و شبه‌زدایی از این وجود نورانی می‌باشد.
۲- افزایش یقین و ایمان شیعیان
نقل تشریفات و کرامات مایه‌ی قوت قلب شیعیان می‌گردد. زیرا مشاهده‌ی مواردی از عنایات و کرامات حضرت و شرح حال تشرف یافتگان، اعتقاد و ایمان مردم را نسبت به حضرت ولی عصر (علیه السلام) راسخ‌تر خواهد نمود و پشتوانه‌ی محکمی در فشارها و شداید جهت توجه مردم به آن منبع فیض الهی می‌باشد.
۳- احساس آرامش و امنیت روانی
وجود ارتباط میان حضرت و برخی از شیعیان و مشاهده جلوه ‌هایی از کرامات و عنایات حضرت که به طور مکرر و مستمر در طول دوران غیبت رخ داده است، این حس را در وجود دوستداران و شیعیان پدید می‌آورد که همواره خود را متکی به این تکیه‌گاه مستحکم بدانند و از نظر روحی و روانی، احساس آرامش داشته باشند.
۴- اصلاح و تربیت
یکی از مهم‌ترین آثار و فواید نقل تشرفات و دیدارها با امام (علیه السلام)، نقش سازنده و آموزنده‌ی آن در تربیت افراد است. مطالعه‌ی داستان‌های کسانی که در زمان‌های گذشته و حال، توفیق تشرف به محضر مقدس حضرت را داشته‌اند و مورد لطف و عنایت ایشان قرار گرفته‌اند، می‌تواند همگان، مخصوصاً افراد آلوده و بی‌پروا را منقلب نموده و آن‌ها را به سوی رحمت و عافیت رهنمون گردد.
۵- افزایش و تعمیق توجه
کاربرد مهم دیگرِ مسأله‌‌ی دیدار، جلب توجه به سوی آن حضرت است. امروزه یکی از وظایف دینی و فرهنگی شیعیان، این است که در همه‌ی حالات و در تمام امور، همه‌ی توجهات، متمرکز به حضرت بقیه الله (علیه السلام) گردد زیرا فقط ایشان امام عصر هستند و خداوند متعال فرمان تکوین و تشریع را در اختیار ایشان قرار داده و همه‌‌ی فیوضات از طریق ایشان به دیگران عطا می‌شود.

ممکن است این مطالب هم برای شما مفید باشد:

نظرات

 

در صورتی که قصد ثبت سوال دارید، می توانید از طریق صفحه جستجو اقدام به ثبت سوال نمایید. در غیر اینصورت با استفاده از فرم زیر نظر خود را برای ما ارسال نمایید.