ملاک برتری نژادی قومی بر قوم دیگر ۱۳۹۹/۰۵/۱۲ - ۳۸۸ بازدید

خود تحقیری و عرب پرستی میباره از نظرات ایرانی هابا این عرب پرستا شدیم ۹۰ میلیون نفر واقعا خجالت میکشم

انسان آفریده شده تا کمال یابد و حقیقت جو باشد نه اینکه به استخوان های پوسیده یا سرزمین اجدادی خود افتخار و فخر فروشی کند .
بقول قران اینها ملاک بزرگی نیست .
یَا أَیُّهَا النَّاسُ إِنَّا خَلَقْنَاکُمْ مِنْ ذَکَرٍ وَأُنْثَىٰ وَجَعَلْنَاکُمْ شُعُوبًا وَقَبَائِلَ لِتَعَارَفُوا ۚ إِنَّ أَکْرَمَکُمْ عِنْدَ اللَّهِ أَتْقَاکُمْ ۚ إِنَّ اللَّهَ عَلِیمٌ خَبِیرٌ
اگر شما امتیازی قابل قبول بدون تعصب قومی،مبنی بر برتری نژادی قومی بر قوم دیگر دارید مطرح کنید تا همه استفاده کنند .

ممکن است این مطالب هم برای شما مفید باشد:

نظرات

میهمان
اول ک موضوع برتری جویی نیست . دوم اگ شما خودتو بخاب نزده بودی حتمن مطرح میکردم براتون . ولی حیف ک قدرت . پول . اسلحه . و افراد ..در دست شماست
پرسمان
سلام علیکم، در مباحث علمی آنچه مهم است اصالت مطلب و رعایت انصاف است نه تعصب و بقول شما توسل به قدرت و پول و اسلحه... مطلبی برای اطلاع بیشتر شما، امید که انگیزه ای شود برای مطالعه تاریخ و حس حقیقت جویی شما: آنکه مردم اجمالاً اطلاع دارند درباره ورود اسلام به ایران این ذهنیت است که اولین دعوت ایرانیان به اسلام، جریان نامه‌ای است که پیامبر(ص) به خسرو پرویز می‌نویسند و او نامه را پاره می‌کند و افرادی می‌فرستد تا پیامبر(ص) را دستگیر کنند. کار پیامبر فراخوان بسیار مهمی بود که متأسفانه به وسیله پادشاه ساسانی اجابت نشد. اوضاع سیاسی ایران در چند دهه آخر حکومت ساسانی خیلی نابسامان بود. بر اثر جنگ‌های طولانی که با دولت روم داشتند و همین طور فساد و ظلم‌، نظام ساسانی از نظر سیاسی اوضاع نابسامانی داشت به طوری که در اواخر دوران ساسانی و قبل از یزدگرد سوم، چند زن و مرد که هر کدام حکومت‌های بسیار کوتاهی دارند، به عنوان پادشاه انتخاب شدند و ایران از نظر سیاسی پی‌درپی رو به ضعف ‌رفت. اما عمده فتح ایران حدودا از نیمه دهه دوم هجری و در زمان خلافت خلیفه دوم اتفاق افتاد. البته از زمان حضرت رسول(ص) فتوحات اسلامی برای دعوت به اسلام شروع شد. تقریباً کل جزیره العرب در زمان رسول الله(ص) فتح شد. بعد از وفات حضرت برای بسیاری از افراد و قبایلی که به ظاهر اسلام را پذیرفته بودند فرصتی نشده بود که اسلام برای آن‌ها درست تبیین شود و با آن معارف مأنوس شوند و نگاه‌شان به اسلام یک نگاه قدرت سیاسی برتر بود، پس از رحلت پیامبر(ص) مرتد شدند و جنگ‌های ارتداد در زمان خلیفه اول روی داد. در زمان خلیفه دوم زمینه برای استمرار فتوحات فراهم شد. این فتوحات از چند جهت شکل گرفت؛ از جهت شام، شمال آفریقا و مصر فتوحاتی انجام ‌شد و فتوحات از جهت عراق وارد قلمرو ساسانی می‌شد. جنگ‌های معروفی است؛ از جمله جنگ قادسیه که در سال ۱۵یا ۱۶ هجری واقع شد. قادسیه اسم یک شهرک مرزی ایران بود در حوالی کوفه (البته کوفه را بعدا تأسیس کردند). فرمانده سپاه ایران رستم فرخ‌زاد و فرمانده سپاه اسلام سعدابی‌وقاص بود که چهار ماه توقف کردند، جنگ چهار روز طول کشید که با شکست سپاه ایران و کشته شدن رستم به اتمام رسید و درفش کاویانی که نشان سپاه ساسانی بود به دست مسلمانان افتاد. بعد فتح مدائن است. مدائن همان شهر تیسفون یکی از پایتخت‌های ساسانی بود که هفت شهر تو در تو یا مجاور هم با حصارهای بلند بود؛ با کاخ‌های مهم پادشاه و رجال ساسانی. فتح مدائن پس از یک محاصره طولانی صورت گرفت. بعد جنگ سرنوشت‌ساز نهاوند است. نهاوند شهری است میان کرمانشاه و همدان. در این جنگ یزدگرد پادشاه ساسانی سپاه بسیار عظیمی را از شهرها و مناطق مختلف ایران فراهم کرد و از نظر قوای نظامی، ایرانیان بسیار برتر از مسلمانان بودند. فرمانده سپاه اسلام نعمان‌بن‌مقرّن در این جنگ به شهادت رسید؛ اما نهایتا جنگ با پیروزی مسلمانان به اتمام می‌رسد. مسلمانان نام این جنگ را که در حدود سال ۲۰ هجری انجام شد، فتح الفتوح گذاشتند. شاید سؤال مهم این باشد که درست است که گفتیم حکومت ساسانی دچار ضعف سیاسی شده بود اما به هر حال یک نظام بسیار قدرت‌مند با قوای نظامی بسیار مجهز بود؛ چطور شد که در مقابل اعراب که به لحاظ امکانات نظامی بسیار پایین‌تر بودند، شکست خوردند؟ گاهی در بعضی از این جنگ‌ها توان نظامی مسلمانان یک چهارم ایرانیان بود. چطور شد که مسلمانان توانستند بر آن سپاه بسیار مجهز ساسانی پیروز شوند؟ برای نمونه در یکی از نخستین جنگ‌ها در حدود سال ۱۳ هجری که معروف به جنگ جسر (جنگ پل) است ایرانی‌ها در آن جنگ پیروز می‌شوند. در این جنگ، سپاه ساسانی فیل‌های قوی داشتند، فیل‌های نظامی که اسب‌ها و شترها در برابر آنها توان جنگ نداشتند، فرار می‌کردند و مسلمان‌ها شکست سنگینی خوردند. در پاسخ به این سؤال مهم باید بگوییم علت اصلی که همه مورخان و محققان در تحلیل شکست پادشاهی ساسانی از مسلمانان بر آن تأکید کردند، این است که سپاهیان ایرانی انگیزه‌ای برای حمایت از حکومت ساسانی و دفاع و جنگ جدی با مسلمانان نداشتند و این بی‌انگیزگی در میان ایرانیان بسیار فراگیر و گسترده بود و علت آن هم، ظلم‌ها و فسادهای حکومت ساسانی بود. ایرانیان در انتظار یک منجی و آیین‌ نجات‌بخش بودند که اولاً آن‌ها را از ستم و فساد حکومت‌ نجات بدهد و ثانیاً افکار سست و ضعیف را که در آیین‌های ایران باستان با انحرافاتی که در آیین زرتشت پیش آمده و مثل اغلال و زنجیرهایی بود از میان بردارد. در واقع ایرانیان تشنه یک آیین مترقی بودند؛ ایرانیان پیوسته حقیقت‌جو، علم‌طلب و دنبال معارف مترقی بوده‌اند. آنان از آیین اسلام به عنوان آیین مترقی با معارف و آموزه‌هایی که منطبق بر فطرت بود و روح تشنه ایرانی را سیراب می‌کرد به ‌گرمی استقبال کردند. این آیین به آنها نوید عدالت و برابری می‌داد. عدالت و برابری در اولین برخوردها از سوی رزمندگان اسلام به آن‌ها وعده داده ‌شد؛ این برای ایرانی‌ها بسیار خوشایند بود. به همین جهت در نبرد‌ها مقاومت جدی نمی‌کردند و حتی در جنگ قادسیه چهار هزار نیروی ایرانی کاملاً مجهز و ورزیده که به گروه الحمراء معروف شدند، بدون هیچ مقاومتی به مسلمان‌ها ملحق شدند.

 

در صورتی که قصد ثبت سوال دارید، می توانید از طریق صفحه جستجو اقدام به ثبت سوال نمایید. در غیر اینصورت با استفاده از فرم زیر نظر خود را برای ما ارسال نمایید.