منافع امام غایب ۱۳۹۸/۱۱/۱۱ - ۱۱۳ بازدید

لطفا پاسخ این شبهه را بدید

اسکن از کتاب مشرعه بحار الانوار
نوشته ایت الله اصف محسنی
جلد دو
صفحه ۲۲۳

ترجمه: و نمیتوان گفت که ما در عصر غیبت از امام زمان در امور دینی منفعتی به ما رسیده مگر اینکه کسی بی عقل باشد و بگوید امام در امور دینی مفید بوده است.

⚡️اوضاع به جایی رسیده است که خود علمایشان هم می گویند وجود امام زمان منفعتی نداشته است و گرچه امام زمان ساخته مذهب سازان پول پرست و شهوتران هست و مهدی موهوم وجود خارجی ندارد.

⚡️حال این سوال منطقی را مطرح می کنیم که: وجود امام زمانی که هیچ نفع و منفعتی برای مسلمین ندارد و بود و نبودش هم هیچ تاثیری ندارد؛ پس وجود داشتن او چه ارزش و اعتباری دارد؟

از مسائل مهمی که در روایات اسلامی روی ان تکیه شده این است که زمین از نمایندة الهی خالی نمی شود ، در روایات فراوانی که از منابع اهل بیت (ع) به ما رسیده است ، این مضمون به طور مکرر آمده است که صفحة روی زمین از امام (یا پیامبر) یا به طور کلی حجت الهی، خالی نمی ماند، و در کتاب شریف کافی دو باب در این زمینه منعقد شده است ، در یک باب تحت عنوان «اِنَّ الاَرْضَ لاتَخْلُو مِنْ حُجَهٍ» سیزده روایت از امام باقر (ع) و امام صادق (ع) و امام علی بن موسی الرضا (ع) و بعضی از ائمه دیگر نقل شده ، و در باب دیگر تحت عنوان «اِنَّهُ لَوْ لَمْ یَبْقَ فِی الاَرضِ رَجُلانِ اَحَدُهُما الحُجَّهُ» [اگر در روی زمین تنها دو نفر باقی بماند یکی از آنها حجت الهی است]، و در آن پنج روایت به همین مضمون آمده است (اصول کافی ۱/۱۷۸ و ۱۷۹) که ذیلاً به بعضی از روایات هر دو باب اشاره می شود. در یکی از این احادیث از امام صادق(ع) می خوانیم که «اِنَّ الاَرْضَ لاتَخْلُو اِلاّ وَ فیها اِمامٌ کَیْما اِنْ زادَ المُؤمِنُونَ شَیْئاً رَدَّهُمْ وَ اِنْ نَقَصُوا شَیْئاً اَتَمَّهُ لَهُمْ» [زمین هرگز خالی نمی شود، مگر اینکه در آن امامی است تا اگر مؤمنان چیزی (ناآگاهانه بر تعلیمات الهی) بیفزایند آنها را بازگرداند و اگر چیزی کم کنند آن را تکمیل نماید]. (همان مدرک حدیث ۲ و ۶ از باب اول). باز در حدیث دیگری از همان حضرت می خوانیم «اِنَّ اللّهَ اَجَلُّ وَ اَعْظَمُ مِنْ اَنْ یَتْرُکَ الاَرْضَ بَغَیْرِ اِمامٍ عادلٍ» [خداوند بزرگوارتر از آن است که زمین را بدون امام عادلی رها سازد] (همان مدرک حدیث ۲ و ۶ از باب اول) حتی در بعضی از این احادیث آمده است که اگر امام و حجت الهی ساعتی در زمین نباشد، زمین متزلزل می شود، و اهلش را فرو می برد. (همان مدرک حدیث ۱۱ و ۱۲ و ۱۳) و در حدیث دیگری از امام صادق (ع) می خوانیم که می فرمود «لَوْ کانَ النّاسُ رَجُلَیْنِ لَکانَ اَحدُهُما الاِمامُ» [اگر مردم (جهان)تنها دو نفر باشند یکی از آنها امام است]، و در ذیل همین حدیث آمده است «وَ اِنَّ آخِرُ مَنْ یَمُوتُ الاِمامُ» [آخرین کسی که در جهان از دنیا می رود امام است]. (همان مدرک، حدیث ۳) در نهج البلاغه نیز با صراحت به این معنی اشاره شده است ، در بیانات مهمی که علی (ع) به کمیل بن زیاد فرمود، چنین می گوید «اَللّهُمَ بَلی لاتَخْلُو الاَرْضُ مِنْ قائِمٍ لِلّه بِحُجَهٍ ، اِمّا ظاهِراً مَشْهوراً وَ اِمّا خائِفاً مَغْمُوراً ، لِئَلاً تَبْطُلَ حُجَجُ اللّهِ وَ بَیِناتُهُ» ؛(نهج البلاغه، خطبه ۱۴۷) [آری هرگز روی زمین خالی نمی شود از کسی که با حجت الهی قیام کند، خواه ظاهر باشد و آشکار و یا ترسان و پنهان ، تا دلائل خداوند و نشانه های روشن او از میان نرود]. به این ترتیب مسألة وجود یک حجت الهی در هر عصر و زمانی در روی زمین یکی از مسائل مسلم در مکتب اهل بیت(ع) است، تا آنجا که در حدیثی از امام موسی بن جعفر(ع) می خوانیم که زمین حتی برای یک چشم بر هم زدن از حجت خدا خالی نمی شود یا ظاهر است و یا پنهان «اِنَّ اللّهَ لایُخلِی اَرْضَهُ مَنْ حُجَّهِ طَرْفَهَ عَیْنٍ ، اِمّا ظاهِرٌ وَ اِمّا باطِن.»؛ (بحارالانوار ۴۷/۴۱) پیام قرآن ج ۹، حضرت آیت الله مکارم شیرازی و سایر همکاران)حال از زمانی که سخن از غیبت حجت خدا از زبان پیامبر مطرح شد، این سؤال نیز ذهن انسان را به خود مشغول کرد که «در صورت غیبت، فلسفه‌ی وجودی امام چه خواهد بود؟ امام چه نقش و تأثیری در زندگی انسان خواهد گذاشت؟ و آدمی چگونه از امام غایب نفع می‌برد و از او کسب فیض می‌کند؟»وجود مقدس پیامبر(ص) در پاسخ به سؤال جابر بن عبدالله انصاری درباره انتفاع انسان‌ها از امام غایب فرمود: «ای و الذی بعثنی بالنبوة انهم یستضیئون بنوره و ینتفعون بولایته فی غیبته کانتفاع الناس بالشمس و ان تجللها سحاب؛ آری! قسم به خدایی که مرا به نبوت برگزید! به درستی که آنان طلب روشنایی می‌کنند به نور او و در دوران غیبت‌اش به ولایت او نفع می‌برند، مانند انتفاع مردم از خورشید، هر چند ابر آن را پوشانده باشد».(کمال الدین، ج۱، ب۲۳، ح۳).نظیر این تشبیه و تعبیر، از خود حضرت ولی عصر(ع) نیر بیان شده است: «و اما وجه الانتفاع بی فی غیبتی فکالانتفاع بالشمس اذا غیبتها عن الابصار السحاب؛ اما کیفیت انتفاع از من در غیبت‌ام، مانند انتفاع از خورشید است، زمانی که ابر آن را از دیدگان پنهان می‌کند»(کمال الدین، ج۲، ب۴۵، ح۴).در مقام تبیین این تشبیه، گفته شده است که همان گونه که خورشید، محور منظومه شمسی است و سیارات از جمله زمین، در حرکتی منظم، دور آن می‌چرخند و اگر خورشید را بردارند، این نظام در هم پیچیده می‌شود، جایگاه امام نیز چنین است و بقای عالم انسانی و به تبع آن عالم ما سوی الله، به وجود امام است و اگر حجت نباشد، نظام انسانی در هم پیچیده شده و پایان عمر جامعه انسان‌ها فرا می‌رسد. امام باقر(ع) فرمود: «لو بقیت الارض بغیر امام لساخت؛ اگر زمین، از امام خالی شود و بدون امام باشد، اهلش را فرو می‌برد و نابود می‌کند»(اصول کافی، ج۱، ص۱۷۹).همان‌گونه که حرارت و نور خورشید، حتی از پشت ابر نیز به زمین می‌رسد و باعث روشنایی و گرمای مناسب زمین می‌شود و حیات موجودات، ممکن پذیر می‌شود، برکات امام نیز هر چند ایشان در پشت پرده غیبت است، به انسان‌ها می‌رسد و جامعه انسانی از وجود شریفش بهره‌مند می‌شود.مناسب است درباره اثرات وجودی امام، کامل‌تر صحبت شود، به نظر می‌آید، آثار وجودی امام و حجت خدارا می‌توان به سه گروه تقسیم کرد:ـ آثاری که بر اصل وجود امام در عالم هستی مترتب می‌شود، چه امام ظاهر باشد و چه غایب؛ـ آثاری که بر افعال امام مترتب می‌شود، چه امام ظاهر باشد و چه غایب؛ـ آثاری که بر وجود امام ظاهر مترتب می‌شود.واسطه‌ی فیض:اولین اثری که بر وجود امام مترتب است، این که امام، واسطه فیض الهی بر مخلوقات است و فیض الهی، به واسطه‌ی ایشان بر بندگان نازل می‌شود. واسطه فیض بودن، دو گونه قابل تصور است:الف. نظام جهان اساس اسباب و مسببات است و هر پدیده‌ای از راه سبب و علت، ایجاد می‌شود. در رأس این سلسله اسباب، وجود مقدس حجت خدا است. به این بیان که در فلسفه ثابت شده که میان علت و معلول، سنخیت لازم است. مخلوقات مادی و حتی مجردات، به علت ضعف وجودی، نمی‌توانند مستقیماً از خداوند که در نهایت شدت وجود است، پدید آیند. لذا لازم است اول معلول، از لحاظ شدت وجودی، به گونه‌ای باشد که بتواند صادر از خدا باشد. بنابراین، باید معلول اولی باشد که دو حیث دارد: یکی آن که دارای شدت وجودی است تا معلول مستقیم خدا باشد و دوم آنکه می‌تواند جهت کثرت داشته باشد و به واسطه‌ی او، مخلوقات دیگر پدید آمده و از فیض وجود بهره برند. پس در واقع، فیض و خلقت اصلی، واسطه و صادر اول است و فیض خدا، از طریق او و در امتداد وجود او به کاینات می‌رسد. در عرفان نیز ثابت شده که نحوه وجودی خداوند، به گونه‌ای است که فیضان وجود و پیدایش موجودات گوناگون، نیاز به واسطه دارد. در عرفان به این واسطه یا اول مخلوق، انسان کامل و قطب می‌گویند.ب. نظام جهان بر اساس هدف و غایتی خلق شده است و تا زمانی که غایت از این نظام و هدف آن پابرجا است، نظام نیز به وجود خود ادامه می‌دهد. هدف از خلقت عالم، امکان حیاط انسان است و هدف از خلقت آدمی، عبادت و عبودیت است. عبادت و عبودیت کامل که همراه با معرفت کامل است، فقط از طریق امام و حجت خدا تحقق می‌یابد. پس تا زمانی که امام هست، هدف از خلقت نیز باقی است و لذا در سایه وجود او نظام هستی پا برجا است.بنابراین، امام، واسطه فیض است و به واسطه‌ی او، فیض به عالم هستی می‌رسد و به واسطه او، عالم وجود باقی است، چه امام ظاهر باشد و چه غایب.دفع بلا:روایت معروفی از وجود مقدس پیامبر صادر شده که «جعل الله النجوم امانا لاهل السماء و جعل اهل بیتی امانا لاهل الارض؛ خداوند قرار داد ستارگان را امان برای اهل آسمان و قرار داد اهل بیت‌ام را امان برای اهل زمین».(بحار، ج۲۷،ص ۳۰۸، ب۸).نظیر این تعبییر، از وجود مقدس امام زمان(ع) نیز صادر شده است که: «انا خاتم الاوصیاء و بی یدفع الله عزوجل البلاء عن اهل بیتی و شیعتی؛ من آخرین اوصیا هستم و به واسطه من، دفع می‌کند خدا، بلا را از خاندان و شیعیان‌ام».(کمال الدین، ج۲، ب۴۳، ح۱۲)به نظر می‌آید مراد از بلا عذاب‌هایی باشد که به خاطر اعمال ناشایست انسان‌ها باید نازل می‌شد، ولی به جهت آنکه وجود مقدس حجت خدا در میان مردم است، عذاب دفع می‌شود. خداوند، به پیامبر(ص) می‌فرماید: «و ما کان الله لیعذبهم و انت فیهم؛ و خداوند آنان را عذاب نمی‌کند در حالی که تو در میانشان هستی».(انفال/۳۳)بنابراین یکی از آثار وجودی امام، دفع بلا است. البته از روایات استفاده می‌شود دایره دفع بلا، برای سه گروه بوده و دارای وسعت و ضیق است: دفع بلا از اهل زمین؛ دفع بلا از امت اسلام؛ دفع بلا از شیعه و نزدیکان.از امام باقر(ع) در حدیث نسبتاً بلندی نقل شده است که پیامبر فرمود: «النجوم امان لاهل السماء و اهل بیتی امان لاهل الارض ... و اذا ذهب اهل بیتی اتی اهل الارض ما یکرهون .... بهم یمهل اهل المعاصی و لا یجعل علیهم بالعقوبة و العذاب ... ؛ ستارگان، امان‌اند برای اهل آسمان و اهل بیت من امان‌اند برای اهل زمین ... و زمانی که اهل بیت‌ام بروند، می‌آید اهل زمین را از آنچه کراهت دارند ... به واسطه‌ی آنان، اهل عصیان، مهلت داده‌ می‌شوند و مورد عقوبت و عذاب واقع نمی‌گردند».(بحار، ج۲۳، ص۱۹، ح۱۴).امید بخشی:آدمی به امید زنده است، امید به آینده‌ای سبز و روشن که در آن، اثری از پلیدی و تباهی نباشد. انسان، منتظر چنین ایام زیبایی است و بهترین عمل او نیز انتظار فرج و دمیدن صبح ظفر است. پیامبر فرمود: «افضل اعمال امتی انتظار الفرج؛ برترین عمل امت من، انتظار فرج است».(کمال الدین، ج۲، ب۵۵) وجود امامی که منتظر اذن الهی برای ظهور است، به مردم، دل گرمی می‌دهد و گام‌های آنان را در جاده‌ی انتظار استوار می‌گرداند.به راستی آیا وجود رهبر در تبعید، انقلاب را ایجاد می‌کند و مردم را به جوشش و حرکت در می‌آورد و یا وعده آمدن فردی در آینده که دوران حیاتی برای او متصور نیست!

ممکن است این مطالب هم برای شما مفید باشد:

نظرات

 

در صورتی که قصد ثبت سوال دارید، می توانید از طریق صفحه جستجو اقدام به ثبت سوال نمایید. در غیر اینصورت با استفاده از فرم زیر نظر خود را برای ما ارسال نمایید.