منظور از جمهوری دمکراتیک اسلامی ۱۳۹۰/۸/۱۸ - ۳۱ بازدید

در جریان تعیین شکل حکومت اسلامی ، پس از فروپاشی رژیم ستمشاهی دیدگاه ها و نظرات متفاوتی در مورد عنوان نظام سیاسی کشور براساس مبانی فکری و سیاسی مختلف مطرح شد از جمله جمهوری دموکراتیک و جمهوری دموکراتیک اسلامی که بیشتر از سوی احزاب و گروههای با گرایشات غربی و لیبرالستی مطرح می شد که در واقع همان جمهوری دموکراتیک با مبانی غربی حاکم برآن که ناظر به آزادیهای فردی و گروهی و دموکراسی می باشد ، منظور بود که تنها پسوند اسلامی به اقتضای باورهای دینی مردم بدان اضافه شده بود و به حکومت های دموکراتیک غربی ناظر بود و مرحوم امام در برابر همه این دیدگاهها بر عنوان جمهوری اسلامی نه یک کلمه کم و نه یک کلمه زیاد
در جریان تعیین شکل حکومت اسلامی ، پس از فروپاشی رژیم ستمشاهی دیدگاه ها و نظرات متفاوتی در مورد عنوان نظام سیاسی کشور براساس مبانی فکری و سیاسی مختلف مطرح شد از جمله جمهوری دموکراتیک و جمهوری دموکراتیک اسلامی که بیشتر از سوی احزاب و گروههای با گرایشات غربی و لیبرالستی مطرح می شد که در واقع همان جمهوری دموکراتیک با مبانی غربی حاکم برآن که ناظر به آزادیهای فردی و گروهی و دموکراسی می باشد ، منظور بود که تنها پسوند اسلامی به اقتضای باورهای دینی مردم بدان اضافه شده بود و به حکومت های دموکراتیک غربی ناظر بود و مرحوم امام در برابر همه این دیدگاهها بر عنوان جمهوری اسلامی نه یک کلمه کم و نه یک کلمه زیاد تاکید نمودند. و در مورد عنوان جمهوری دموکراتیک اسلامی فرمودند:«اضافه کردن دموکراتیک به اسلام این توهم را در ذهن می‌آورد که اسلام محتوایش خالی است از این، لذا احتیاج به این است که یک قیدی پهلویش بیاورند و این برای ما بسیار حزن‌انگیز است .... مثل این است که شما بگویید ما اسلام را می‌خواهیم و می‌خواهیم که به خدا هم اعتقاد داشته باشیم ولی به شرط این که به خدا هم معتقد باشیم». (صحیفه امام ، جلد ۱۰ ، ص ۹۵)
به عبارت دیگر پذیرش «جمهوری دموکراتیک اسلامی» به معنای این است که در ذات اسلام دموکراسی وجود ندارد و بایستی چیزی به آن افزوده شود در حالی که از منظر امام ره احکام اسلام متضمن تمامی مقولات مربوط به حقوق سیاسی و اجتماعی است و لذا کلمه «دموکراتیک» زائد است.مرحوم شهید مطهری نیز در این باره فرمودند : «در اسلام آزادی فردی و دموکراسی وجود دارد منتها با تفاوتی که میان بینش اسلامی و بینش غربی وجود دارد . با توجه با این نکته روشن می شود که در عبارت جمهوری دموکراتیک اسلامی ، کلمه دموکراتیک حشو و زائد است به علاوه در آینده وقتی مردم در دولت جمهوری اسلامی یک سلسله آزادیها و دموکراسی ها را بدست آوردند ، ممکن است بعضی ها پیش خود این طور تفسیر بکنند که این آزادیها و دموکراسی ها نه به دلیل اسلامی بودن این جمهوری که به دلیل دموکراتیک بودن آن حاصل شده است . یعنی این جمهوری دو مبنا و دو بنیاد دارد ، بنیادهای دموکراتیک و بنیادهای اسلامی و آن چه که به آزادی و حقوق فردی و دموکراسی ارتباط پیدا می کند ، مربوط است به بنیاد دموکراتیک این جمهوری و نه به بنیاد اسلامی آن و در مقابل یک سلسله قواعد عبادت و معاملات وجود دارد که به جنبه اسلامی حکومت مربوط می شود . ما می خواهیم تاکید کنیم که چنین نیست . اولا ، وقتی از جمهوری اسلامی سخن به میان بیاوریم به طور طبیعی آزادی و حقوق فرد و دموکراسی هم در بطن آن است . ثانیا ، اساسا مفهوم آزادی به آن معنا که فلسفه های اجتماعی غرب اعتقاد دارند با آزادی به آن معنا که در اسلام مطرح است تفاوت عمده و بنیادی دارد ما که می خواهیم کشوری بر اساس بنیادهای اسلامی بنا کنیم ، نمی توانیم این ریزه کاری ها و ظرافتها را نادیده بگیریم .» ( شهید مرتضی مطهری ، پیرامون انقلاب اسلامی ،تهران: شرکت افست، ص ۷۸و۷۹) هم چنین در پیشنهاد مذکور نوعی تقلید از غرب نهفته بود و تنها یک پسوند اسلامی بدان اضافه شده بود در حالی که از بنیاد و اساس با مبانی اسلام مخالف بوده و با اضافه نمودن یک پسوند و اصرار بر حفظ مبانی غربی نمی توان الگوی اسلامی و بر اساس مبانی اسلام ناب ارائه نمود مرحوم امام فرمودند: «دنبال این نباشید که فرم غربی پیدا کنید. بیچارگی ما این است که دنبال این هستیم که فرم غربی پیدا کنیم ... ما قانون غنی داریم. ما قانون الهی داریم. آنهایی که فرم غربی را بر فرم الهی ترجیح می‌دهند، اینها از اسلام اطلاع ندارند.» (صحیفه امام ، جلد ۶ ، ص ۲۷۴) (لوح فشرده پرسمان، اداره مشاوره نهاد رهبری، کد: ۲/۱۰۰۱۲۵۰۸۷)

ممکن است این مطالب هم برای شما مفید باشد:

نظرات

 

در صورتی که قصد ثبت سوال دارید، می توانید از طریق این صفحه اقدام به ثبت سوال نمایید. در غیر اینصورت با استفاده از فرم زیر نظر خود را برای ما ارسال نمایید.