منظور از کرامت نفس ۱۳۹۳/۳/۸ - ۴۰ بازدید

کرامت به معناى دورى از پستى و فرومایگى است و روح بزرگوار و منّزه از هر پستى را کریم گویند. کرامت در مقابل دنائت، ذلّت و خوارى است و براى رسیدن به قلّه ى بلند کرامت باید به سلاح تقوا و پرهیزگارى مجهّز گشت، و تقوا آن است که انسان از هر چه او را به گناه وا مى دارد، دورى نماید. به فرموده حضرت امیرالمؤمنین (علیه السلام): آن کس که تقوا پیشه کند به آنچه که دوست دارد جاودانه دسترسى پیدا مى کند، خدا او را در منزل کرامت خویش مسکن مى دهد. خانه اى که مخصوص خدا است. سقف آن عرش پروردگارى و روشنایى آن از جمال الهى و زائرانش فرشتگان، و دوستان و همنشینانش پیامبران الهى مى باشند. لئیم ضد کریم است. لئامت و دنائت به یک معنى است و لذا دنائت در برابر کرامت و دنى در مقابل کریم است.
کرامت به معناى دورى از پستى و فرومایگى است و روح بزرگوار و منّزه از هر پستى را کریم گویند. کرامت در مقابل دنائت، ذلّت و خوارى است و براى رسیدن به قلّه ى بلند کرامت باید به سلاح تقوا و پرهیزگارى مجهّز گشت، و تقوا آن است که انسان از هر چه او را به گناه وا مى دارد، دورى نماید. به فرموده حضرت امیرالمؤمنین (علیه السلام): آن کس که تقوا پیشه کند به آنچه که دوست دارد جاودانه دسترسى پیدا مى کند، خدا او را در منزل کرامت خویش مسکن مى دهد. خانه اى که مخصوص خدا است. سقف آن عرش پروردگارى و روشنایى آن از جمال الهى و زائرانش فرشتگان، و دوستان و همنشینانش پیامبران الهى مى باشند. لئیم ضد کریم است. لئامت و دنائت به یک معنى است و لذا دنائت در برابر کرامت و دنى در مقابل کریم است.

> کرامت از دیدگاه روایات حضرات معصومین (سلام الله علیهم اجمعین)

به فرموده رسول مکرم اسلام (صلى الله علیه وآله): خداى بزرگ کریم است و کَرَم را دوست مى دارد. و به فرموده امیرالمؤمنین على (علیه السلام): کسى که قبل از سؤال مى بخشد کریم است.(۵) حوادث ناگوار در روح کریم اثر نمى گذارد. - کریم انسانى است که از حرام اجتناب کند و از همه عیب ها منزّه و پاک باشد. - انسان کریم از چیزى که لئیم به آن فخر مى کند مُنزجر است. - کریم انسانى است که آبروى خود را با مال حفظ مى کند ولى لئیم کسى است که مال را به وسیله آبرو حفظ مى کند. - اگر کسى روح را به کرامت و عظمت بشناسد همه دنیا در چشمش کوچک مى شود دئانت در برابر کرامت و دنى در مقابل کریم است و چون دنى و دئانت و دنیا هم ریشه اند از این رو نمى توان کرامت و بزرگوارى را در دوستى دنیا جستجو نمود، چراکه به فرموده ى حضرت امیر (علیه السلام): دنیا انسان را خوار و ذلیل مى کند. و کرامت نقطه ى مقابل ذلّت و خوارى است. باید براى رسیدن به قلّه ى بلند کرامت به سلاح پرهیز از گناه و دنیاطلبى و هوى و هوس، و در یک کلمه به سلاح تقوا مجهّز گشت.
به فرموده ى امیرالمؤمنین على (علیه السلام): کرامت بدون تقوا حاصل نمى شود. به فرموده خداى بزرگ در قرآن کریم: با کرامت ترین (گرامى ترین) شما نزد خداوند با تقواترین شماست، و به فرموده امیرالمؤمنین على (علیه السلام): کلید کَرَم، تقوا است. به فرموده ى حضرت امیر(علیه السلام): تقوا آن است که انسان از هر چه او را به گناه وا مى دارد، دورى نماید. آن حضرت مى فرماید: همانا تقوا و ترس از خدا، داروى بیمارى دل ها، روشنایى قلب ها، و درمان دردهاى جسم ها، مَرْهم زخم جان ها، پاک کننده پلیدى ارواح و روشنایى بخش تاریکى چشم ها و امنیت در نا آرامى ها و روشن کننده تاریکى هاى شماست.
پس اطاعت خدا را پوشش جان، نه پوشش ظاهرى، قرار دهید و با جان نه با تن فرمانبردار باشید تا با اعضاء و جوارح بدنتان در هم آمیزد و آن را بر همه ى امورتان حاکم گردانید. اطاعت خدا را راه ورود به آب حیات، شفیع گرفتن خواسته ها، پناهگاه روز اضطراب، چراغ روشنگر قبرها، آرامش وحشت هاى طولانى دوران برزخ و راه نجات لحظات سخت زندگى قرار دهید. زیرا اطاعت خدا وسیله ى نگهدارنده از حوادث هلاک کننده، و جایگاه هاى وحشتناک که انتظار آن را مى کشید، و حرارت آتش هاى برافروخته است. پس کسى که تقوا را انتخاب کند، سختى ها از او دور گردند، تلخى ها شیرین و فشار مشکلات و ناراحتى ها بر طرف خواهند شد و مشکلات پیاپى و خسته کننده آسان گردیده و مَجد و بزرگى از دست رفته چون قطرات باران بر او فرو مى بارند. رحمت باز داشته حق باز مى گردد و نعمت هاى الهى پس از فرو نشستن به جوشش آمده و برکات تقلیل یافته فزونى مى یابند.
کرامت و روح الهى

قرآن کریم گوهر اصلى انسان را به عنوان یک موجود شریف و کریم معرفى مى کند که اگر انسان کریم بشود راه طبیعى خویش را پیموده و گوهر اصیل خود را بازیافته است و چون اطاعت و صعود، مناسب با گوهر اصلى انسان است بنابراین عصیان و سقوط بر انسان تحمیل است، اما کرامت چنین نیست زیرا گوهر آدمى کریم است.
خداى بزرگ مى فرماید: ما انسان را گرامى داشتیم. چون در خلقت او گوهرى کریم به کار رفته است. اگر انسان مانند سایر موجودات فقط از خاک خلق مى شد، کرامت براى او ذاتى یا وصف اوّلى نبود. ولى انسان داراى فرع و اصلى است; فرع او به خاک بر مى گردد و اصل او به الله منسوب است. خداى کریم در قرآن مجید روح را به خود نسبت داد و جسم را که به خاک و طبیعت مرتبط است. به طین منسوب کرد. نفرمود من انسان را از گل و روح مجرّد خلق کردم بلکه انسان را از گل ساختم، سپس از روح خود در او دمیدم و چون روح انسانى به خداوندى که معلم اکرم است مرتبط مى باشد. پس سهمى از کرامت دارد و روح الهى به معناى روح کرامت است.
پاداش انسان هاى کریم

به فرموده ى حضرت امیرالمؤمنین على (علیه السلام): خدا شما را به پرهیزکارى سفارش کرد و آن را نهایت خشنودى خود و خواستش از بندگان قرار داده است. پس بترسید از خدایى که در پیشگاه او حاضرید و اختیار شما در دست اوست و همه ى حرکات و حالات شما را زیر نظر دارد. اگر چیزى را پنهان کنید مى داند و اگر آشکار کردید ثبت مى کند.
براى ثبت اعمال، فرشتگان کریم و بزرگوارى را گمارده که نه حقّى را فراموش و نه باطلى را ثبت مى کنند. آگاه باشید آن کس که تقوا پیشه کند و از فتنه ها نجات مى یابد، و با نور هدایت از تاریکى ها مى گریزد و به آنچه که دوست دارد جاودانه دسترسى پیدا مى کند. خدا او را در منزل کرامت خویش مسکن مى دهد، خانه اى که مخصوص خداست، سقف آن عرش پروردگارى و روشنایى آن از جمال الهى و زائرانش فرشتگان و دوستان و همنشینانش پیامبران الهى مى باشند.

رابطه عزت نفس و کرامت:
عزت نفس مبتنى بر خودپنداره اى است که فرد از خود تصور مى کند اگر کسى خود پنداره مثبتى از خود تصویر کند و رفتارهاى خود را نیز هماهنگ با این نگرش انجام دهد طبعاً داراى عزت نفس خواهد بود ولى اگر دارای خود پنداره منفى و ضعیف باشد نگرش فرد به خودش یک نگرش غیرواقع بینانه منفى و ضعیف خواهد بود در نتیجه فرد خودش را در پایین تر از موقعیت واقعى اش ارزیابى مى کند و در نتیجه رفتارهاى او در حد شأن و موقعیت واقعى اش نیست و در واقع عزت نفس واقعى خودش را از دست مى دهد. کسی که خود را پاک می داند و بر این اعتقاد است که باید به مقام عالی انسانی برسد هرگز به خود اجاره ی خطا نمی دهد.
کسی که خود را بزرگوار می انگارد هرگز به کارهای پست تن در نمی دهد. پستی و رفتار ناهنجار معمولا از کسانی صادر می شود که برای خود ارزشی قایل نیستند. علی (ع) در روایت فرموده است: من کرمت علیه نفسه لم یهنها بالمعصیه. کسی که خودش را بزرگ می انگارد, خویش را با گناه خوار و خفیف نمی سازد. غررالحکم, حدیث ۸۷۳۰ اما این سؤال مطرح مى شود که چگونه و چه عواملى باعث مى شود که فردى خود پنداره مثبت، قوى و در نتیجه داراى عزت نفس باشد و چه عواملى باعث مى شود که فرد خود پنداره ضعیف، منفى و به دنبال آن عزت نفس بابین داشته باشد؟
پاسخ این سوال را باید در نظام تربیتى که یک فرد در آن شخصیتش شکل می گیرد جستجو کرد مهمترین ارکان این نظام تربیتى خانواده و برخوردهاى تربیتى اولیه اى است که بااین فرد شده می باشد و سپس محیط مدرسه و اجتماع نقش اساسى را ایفا مى کنند هر چه محیط تربیتى کودک از خانواده تا اجتماع سالم تر باشد و از شیوه هاى تربیتى مناسب تر و در عین حال غنى و پربارتر باشد شخصیت او سالم تر و در نتیجه خود پنداره او از خودش مثبت تر و قوى تر خواهد بود و بدنبال آن از عزت نفس بالایى برخوردار است علاوه محیط تربیتى نوع نگرش و بینش که فرد از خودش دارد و آموزه هایى که این بینش و نگرش به او مى دهد هر چه از منابع صحیحتر و متون غنى تر و فرهنگ بهترى بوجود آمده باشد در خود پنداره فرد و بتبع آن در عزت نفس او نقش دارد.
بنابراین براى دست یافتن به عزت نفس همه باید مبادى تربیت از جمله خانواده، مدرسه و اجتماع را اصلاح کرد و هم آموزه هاى تربیتی و اخلاقى و همچنین آموزه هاى مربوط به شناخت و بینش افراد را اصلاح و غنى نمود که این یک کار بنیادى و ریشه اى است که همه متصدیان تعلیم و تربیت بویژه خانواده باید رعایت کنند. علاوه بر این خود فرد نیز در این مسائل نقش دارد و بعنوان یک موجود مختار، فعال و آزاد باید از این امکانات و استعدادهاى ذاتى براى انتخاب صحیح و براى شکل دادن به شخصیت خود بهره گیرد تا بتواند به عزت نفس واقعى دست یابد.
براى تقویت عزت نفس، شیوه هایى وجود دارد که تعدادى از آنها را بیان مى نمائیم: - شناخت ظرفیت ها و توانایى هاى درونى به منظور پرورش آنها و باور عمیق ان ها. - برنامه ریزى مناسب براى درک نیازها و احتیاجات اساسى. - تشخیص فرصتهاى موجود در قلمرو زندگى کنونى و تلاش براى حداکثر بهره ورى از آنها. - تمرین فعالیتهایى که به توانایى ابراز وجود، مساعدت مى نماید. - استفاده از روش تلقین که به شیوه هاى تلقین به نفس و تلقین به غیر انجام مى شود و احساس آدمى را نسبت به خود دگرگون مى کند و در ساختن بناى شخصیتهاى نوین، مؤثر و مفید واقع مى شود. - روش بهره مندى از معنویت که مستلزم ارتباط با خداست، ارتباط با خدااین اطمینان را در وجود آدمى، مى آفریند که در مواجهه با مشکلات زندگى، بى یار و یاور نخواهد بود بلکه پروردگار آنان را تقویت مى کند و ارزیابى دیگران را از خود دگرگون ساخته و به سمت اهداف مطلوب سوق مى دهد.
مناسبات اجتماعى، زمانى مطلوب تر جریان مى یابد که تصور ما از دیگران و خویشتن خود، مثبت و ارزشمند توصیف شود. نگرش فرد به هستى نیز با عزت نفس به رویکردى مثبت و سازنده متحول مى شود و با چشمانى امیدوار به نشانه ها و آیات هستى مى نگرد. خوش بینى و مثبت نگرى از اعماق درون افراد معتمد به نفس متجلى مى شود. برخى دیگر از آثار سازنده عزت نفس عبارتند از: تمرکز فکر، شادکامى، مسؤولیت پذیرى و تحول شخصیت، در پرتو دستیابى به اعتماد به نفس، جامعه اى سالم و پویا در پیش روى خواهیم داشت به گونه اى که همزیستى مسالمت آمیز و تفاهم اجتماعى از جلوه هاى ارزشمند آن تلقى مى شود.
روی دیگر سکه پرهیز از عوامل آسیب زا است که باید از آنها اجتناب نمود مانند ۱ـ از انتقاد زیاد نسبت به خود دست بردارید و بى جهت خودتان را سرزنش نکنید؛ زیرا احساس بى ارزشى شمامبتنى بر واقعیت نیست بلکه ناشى از افسردگى است. ۲ـ سعى کنید در مقابل دیگران ابراز وجود نمایید و جسارت «نه» گفتن به درخواست هاى نامعقول دیگران را درخود ایجاد کنید و از عدم تأیید و رضایت دیگران نهراسید. لازم نیست همه انسان ها از ما راضى باشند و ما را تأیید نمایند.
براى این کار باید: اولاً: خودتان را دست کم نگیرید. ثانیا: به خود تلقین کنید که تأیید و رضایت دیگران خوب است اما براى محترم بودن و ارزش داشتن نیازى به تایید دیگران نیست. ۳ـ یکى از راه هاى مؤثر ابراز وجود، شرکت فعال در بحث هاى کلاس، سؤال کردن از استاد در کلاس درس،داوطلب شدن براى ارائه کنفرانس و سخنرانى در کلاس یا سایر جاها به عهده گرفتن نقش فعال در مراسم اردوها وفعالیت هاى جمعى که توصیه مى شود حتما آنها را انجام دهید. ۴ـ ورزش و سایر تفریحات سالم خصوصا کوه نوردى و شنا براى شما بسیار مفید است. سعى کنید قسمتى ازبرنامه هاى روزانه و هفتگى تان را به ورزش اختصاص دهید و آن را به هیچ وجه قطع نکنید. ۵. اگر مخاطب شما در پاسخ خود حرف تحقیر آمیزی به شما گفت نباید سکوت کنید و در خود فرو روید، بلکه باید با سخن مناسبی او را خلع سلاح کنید و اجازه ندهید شما را مورد حمله قرار دهد.
مثلا اگر در پاسخ شما گفته شود: «چقدر کند ذهن هستی؟» یا «حواست کجاست؟» یا «مگر ما بیکاریم که دائم برای شما توضیح دهیم» و از این قبیل کلمات، شما می توانید پاسخ دهید: «حق با شماست مثل این که من کمی کند ذهن هستم» یا بگویید: «حواسم کمی پرت شده سعی می کنم حواسم را بیشتر جمع کنم» یا بگویید: «از این که وقت شما را گرفتم متأسفم» مطمئن باشید با این کار او را شرمنده می کنید واو نیز پاسخ مناسبی به شما خواهد داد. اما اگر توهین زیادی به شما شد علاوه بر استفاده از روش بالا یعنی روش خلع سلاح، لازم است ناراحتی خود را با این جمله بیان کنید: «من احساس می کنم مورد بی اعتنایی قرار گرفتم». اگر بتوانید احساس ناراحتی خود را به مخاطب منتقل کنید نه تنها از خود خوری و ناراحتی خود کاسته اید، بلکه طرف مقابل را نیز متوجه اشتباهش کرده اید، فقط باید شجاع باشید و رابطه فعال داشته باشید نه رابطه منفعلانه.
براى درمان این پدیده مى توان به راهکارهاى عملى زیر توجه کرد. البته ضرورى است این راهکارها به طور جدى و پى گیر دنبال شود. در برخى موارد با مشاهده حضورى و مستمر همراه گردد. الف) قبل از هر چیز، شناخت خود را از توانمندى ها و نقاط قوت و خصوصیات مثبت خویش اصلاح کرده، گسترش دهید و در نتیجه خود را مثبت ارزیابى کنید. ب) به تجارب تلخ و شکست هاى گذشته و نیز احساسات و تخیلات منفى درباره خود نیندیشید و بکوشید آن ها را از فضاى ذهن تان بیرون بریزید. ج) در انتخاب دوستان همدرسى ها و هم اتاقى هاى خود دقت کنید. بکوشید با افراد بانشاط و اجتماعى بیش تر رفت و آمد کرده، و از نحوه برخورد و روابط اجتماعى آن ها الگو بگیرید.
ضمناً مطالعه کتاب هاى زیر براى شما سودمند است : ۱- آیین زندگى،دیل کارنگى ۲- قدرت تفکر،مورفى ۳- پیروزى فکر ۴- رمز پیروزى مردان بزرگ،جعفر سبحانى. ۵- روان شناسی عزت نفس ۶- راههای افزایش اعتماد به نفس ۷- چگونه عزت نفس بالا داشته باشیم.

ممکن است این مطالب هم برای شما مفید باشد:

نظرات

 

در صورتی که قصد ثبت سوال دارید، می توانید از طریق این صفحه اقدام به ثبت سوال نمایید. در غیر اینصورت با استفاده از فرم زیر نظر خود را برای ما ارسال نمایید.