مهارت ارتباط مؤثر (جرأت ورزی، Assertiveness) ۱۳۸۸/۱۲/۱۲ - ۱۹۹۴۰ بازدید

مهارت ارتباط مؤثر (جرأت ورزی، Assertiveness)




مقدمه


ارتباط یکی از
مهمترین زمینه های سلامت زندگی اجتماعی و منشأ فرهنگ و به عنوان زمینه و مبنای حرکت
و ارتقای انسانی است که اگر ویروسی شود، بی شک پایه اصلی زندگی می لغزد و رضایت از
آن محو می شود. در این میان ارتباط مؤثر با دیگران، مهارتی است که انسان را در
موقعیّت ممتاز و بهتری قرار می
دهد و
دستیابی به موفّقیّت و خوشبختی را سهل تر می سازد.[۱]
ارتباط مؤثر رابطه ای است که در آن شخص به گونه ای عمل می کند که در آن علاوه بر
اینکه خودش به خواسته­هایش می رسد، افراد مقابل نیز احساس رضایت دارند. یکی از
مهارت های ارتباط مؤثر، جرأت ورزی است. افرادی که از مهارت جرأت ورزی (حدّ وسط
برخورد منفعلانه و پرخاشگری) بی بهره­اند، نمی توانند از خودشان دفاع نمایند؛ لذاست
که غالباً در برخورد با دیگران منفعل، پشیمان و ترسو بوده و به جای اهمّیّت به
نیازها و خواسته ای خود، از خواسته ها و نظر دیگران تبعیّت می کنند.

جرأت ورزی مهارتی
است در راه خودکارآمدی و خودکنترلی در افراد که اعتماد به نفس و عزّت نفس آنها را
تقویّت می­کند. این مهارت که جزو مهارت های مقابله با خشم و همچنین بهترین روش
ارتباط رضایت­بخش با دیگران است، بسان سایر مهارت های ارتباطی نیازمند دانش، تدبیر،
مذاکره و انعطاف پذیری است. در این مقاله ضمن طرح موضوعاتی پیرامون جرأت ورزی به
بخشی از راههای تقویت ارتباط جرأت مندانه پرداخته می­شود.

 


تعریف جرأت ورزی


جرأت ورزی، یعنی
دفاع از حقوق خود و بیان افکار و احساسات خویش که به شیوه مستقیم، صادقانه و مناسب
انجام شود. افراد جرأت­ورز برای خود و دیگران احترام قائل هستند. آنان منفعل نیستند
و ضمن این که به خواسته ها و نیازهای دیگران احترام می­گذارند، اجازه نمی دهند
دیگران از آنها سوء استفاده کنند و به شیوه قاهرانه با آنان ارتباط برقرار کنند.[۲]

توجه داشته باشید
که جرأت­ورزی و پرخاشگری از یکدیگر متمایزند. پرخاشگر بودن به معنی دفاع از حقوق
خود به شیوه ای خصمانه است که فرد سعی می کند نیازها و خواسته های خود را از طریق
غالب شدن، توهین و تحقیر دیگران برآورده کند که در این میان برای حقوق و خواسته
دیگران اهمّیّتی قائل نیست.


برای درک بیشتر
تفاوت جرأت ورزی (حدّ وسط برخورد منفعلانه و پرخاشگری) با هر یک از رفتار انفعالی و
پرخاشگرانه به مثالهای زیر دقّت نمایید.

۱.     

فردی در
صف خرید می خواهد خودش را جلوی شما جا بزند و می گوید: اجازه می دهید زودتر از شما
خرید کنم؟ من عجله دارم.

پاسخ انفعالی:
خیلی خوب؛

پاسخ پرخاشگرانه:
آهای، می خواهی چه کار کنی، برو آخر صف بایست؛

پاسخ همراه با
جرأت ورزی: متأسفم، نمی توانم، من هم عجله دارم.

۲.     

یکی از
همکلاسی­ها جزوه درسی شما را برای شب امتحان طلب می­کند.

پاسخ انفعالی: من
خودم نیاز دارم، ولی باشد.

پاسخ پرخاشگرانه:
خیلی پررو هستی که شب امتحان چنین تقاضایی می کنی، فراموشش کن.

پاسخ همراه با
جرأت ورزی: خوشحال می­شدم به شما کمک کنم، از قبل برای مطالعه شب امتحانی برنامه
ریزی کرده ام. ای کاش زودتر می­گفتید.

 


انواع رفتار جرأت مندانه


رفتار جرأتمندانه
طبقه­بندی های فراوانی شده است،  برخی ابراز وجود در رفتار جرأتمندانه را دارای
چهار مؤلفه[۳]
می دانند و برخی نیز به طور کلّی رفتار های جرأتمندانه را به سه گروه کلّی[۴]
تقسیم می نمایند:

۱.     

بیان
جرأتمندانه احساسات مثبت و منفی؛

۲.     

رد
جرأتمندانه خواسته های نابجای دیگران و مقاومت در برابر آنها؛

۳.     

در
خواست های جرأتمندانه از دیگران.

 


هدف های جرأت ورزی


در مهارت جرأت
ورزی هدف، تغییر در خود فرد است نه تغییر در دیگران تا بتواند نیازها، احساسات و
افکار خود را ابراز کرده و از آسیب های احتمالی در امان بماند. بدین معنا که گاه
ممکن است فرد علیرغم استفاده از رفتارهای جرأتمندانه به خواسته خود نرسد، ولی از
این که جواب منفی داده شود، ناامید نشه و درخواست جرأتمندانه خود را از شخص دیگری
می نماید تا به حل مشکل دست یابد.

 


مزایای رفتار جرأتمندانه


۱-    

از
مهمترین مزایای جرأتمندی، احساس مثبتی است که فرد درباره خود دارد. افراد جرأتمند
در مقایسه با افراد سازشکار و پرخاشگر درباره خود احساس بهتری دارند. آنها احساس
عزّت نفس دارند و خود را شریف و عزیز می­بینند.

۲-    

مردم
افراد جرأتمند را صریح و صادق می­دانند و معتقدند چنین افرادی اهل چاپلوسی، تملّق و
نفاق نیستند. این افراد آنچه را می توانند انجام دهند مطرح می­کنند. بنابراین مردم
به چنین افراد بیشتر اعتماد می­کنند؛ گرچه به ظاهر آن را نشان ندهند.

۳-    

زندگی
افراد جرأتمند، معنادار است. اینان به دیگران اجازه می دهند تا مستقل بیندیشند و
عمل کنند و خود نیز افزون بر در دسترس قرار دادن خواسته هایشان، از زورگویی، تحکّم،
زبونی و ذلّت فاصله می­گیرند.

 


پیامدهای منفی نداشتن جرأت


جرأتمند نبودن می
تواند مشکلات زیر را به وجود اورد:

۱-    


افسردگی، عصبانیّت از خود، احساس درماندگی، ناامیدی و نداشتن کنترل در زندگی؛


۲-    

رنجیدگی
و عصبانیت از دیگران ؛

۳-    

ناکامی
در بسیاری از موقعیّت­هایی که فرد نمی­تواند به خواسته خود برسد؛

۴-    

انفجار
خشم( وقتی خشم به شیوه مناسبی ابراز نشود، روی هم انباشته شده، در مواردی به شکل
نامناسب و پرخاشگرانه ابراز می شود)؛

۵-    

اضطراب
و در پی آن، اجتناب از افراد و موقعیت هایی که سبب ناراحتی و از میان رفتن فرصت های
زیادی می شود؛

۶-    

ضعف در
روابط بین فردی و ناتوانی در بیان احساسات مثبت و منفی که باعث می­شود فرد مقابل از
احساسات و خواسته­­های فرد اطلاعی نداشته باشد و نتواند اقدامی در جهت حصول آنها
انجام دهد؛

۷-    

مشکلات
جسمانی مانند سردرد، زخم معده، فشار خون بالا و تجربه استرس که عوارض جسمانی زیادی
به همراه دارد؛

۸-    

رفتار
منفعل که باعث می­شود فرد نتواند در برابر دیگران قاطعانه عمل کند؛

۹-    

تقویت
رفتار دیگران که باعث می­شود توقّع آنان بیشتر شود و برای به دست آوردن خواسته­های
خود، اصرار بیشتری داشته باشند.

 


عوامل دوری از رفتار جرأتمندانه


عوامل زیر فرد را
از رفتار جرأتمندانه دور می کنند:

۱-    

فرد فکر
می کند، دیگران او را به سبب کارهایی که برای آنها می­کند، دوست دارند؛  بنابراین
اگر مستقل عمل کند دیگران او را دوست نخواهند داشت.

۲-    

فرد در
زمینه رضایت، احساسات و راحتی دیگران احساس مسئولیت می کند؛ لذا از اینکه به دیگران
« نه » بگوید و آنها را از خود ناراحت سازد، احساس گناه می­کند.

۳-    

فرد
رفتار جرأتمندانه را با ازخودگذشتگی، ایثار و فداکاری در تناقض می­بیند؛ لذا اعتقاد
دارد که اگر از پذیرش درخواست دیگران سر باز زند، آدم بد و خودخواهی تلقّی خواهد
شد.

۴-    

احساس
مهم و باارزش بودن در مواقعی که درخواستی از او می­شود و اعتقاد به اینکه اگر
یک­بار درخواست دیگران را نپذیرد آنها دیگر او را به شمار نخواهند آورد.

۵-    

چنین
افرادی یاد گرفته­اند که باید همیشه دیگران را از خود راضی و خوشحال نگه­دارند و
خوب نیست که خواسته­های خود را بر خواسته­های دیگران ترجیح دهند؛ بنابراین اگر کسی
چیزی گفت یا کاری کرد که باعث ناراحتی فرد شد، نباید چیزی بگوید و اگر این کار
ادامه پیدا کرد بهتر است فقط بکوشد از او فاصله بگیرد. چنین افرادی وقتی کاری را
انجام می­دهند که به آن تمایلی ندارند، احساس بدی درباره خود یافته، از فرد مقابل
رنجیده می­شوند و بی میلی خود را به طور ناخواسته و به شکل غیر کلامی( سکوت، اخم
کردن، دیر حاضر شدن و انجام کارها به شکل سرسری و بدون دقّت لازم) نشان می­دهند.

 


راهکارهایی برای ابراز جرأت مندی


برای عینی­تر کردن
کاربرد این راهکارها، فرض کنید یکی از دوستانتان، شما را امشب به جشن تولّد دعوت
کرده درحالی که شما اصلاً دیگر میهمانان و مکانی را که باید بدانجا بروید،
نمی­شناسید. در این صورت شایسته است از روش های جرأتمندانه ای که در ادامه بدان
اشاره خواهد شد، استفاده نمایید.

۱- « نه » گفتن

روش های متعدّدی
برای ابراز جرأتمندانه « نه » وجود دارد که برخی از آنها عبارتند از:

الف) صرفاً گفتن«
نه » نظیر: « نه » یا « نه متشکرم ».

ب) گفتن« نه »
همراه با توضیح نظیر : « نه متشکرم، من
شبها از خانه
بیرون نمی­روم».

۲- تغییر دادن
موضوع : در این روش سعی بر آن است که موضوع صحبت عوض گردد.

 فردا امتحان
داریم؟

 راستی فیلم دیشب
را دیدی؟

۳- دلیل آوردن

 روحیه­ام با
این­جور میهمانی­ها سازگاری ندارد و ضعیف می­شود.

 رفتن به جایی را
که نمی­شناسم، اصلاً درست نمی­دانم.

۴- ایجاد احساس
شخصیّت مهم­تر در طرف مقابل

 از شما انتظار
نداشتم چنین پیشنهادی به من بدهی!

من روی شما یک­جور
دیگر فکر می­کردم!

۵- ارائه پیشنهادی
بهتر

حاضرم با شما به
تئاتر، سینما و یا منزل شما بیایم ولی به میهمانی در جایی که سایر میهمانها را نمی
شناسم نمی آیم.

۶- نشان دادن شأن
بالای خانوادگی خود

در خانواده ما رسم
نیست که در این­جور میهمانی­ها شرکت کنیم.

اگر این موضوع را
در خانواده خود مطرح کنم، خیلی متعجّب می­شوند.

۷- بیان موضوع در
قالب شوخی

من هنوز بچّه ام،
هنوز به اندازه کافی برای میهمانی شبانه بزرگ نشده­ام.

۸- پافشاری و
اصرار در ردّ درخواست

دیگر حرفش را نزن،
من اهلش نیستم و به هیچ وجه نخواهم آمد.

۹- دور شدن از
موقعیّت: در مواقعی که فرد بیش از حد اصرار می­ورزد.

۱۰- ابراز همدلی

شاید دلت می­خواست
که من در جشن تولّدت باشم، این موضوع را می­فهمم ولی متأسفانه من اهل شرکت در
این­جور مراسم نیستم.

۱۱- معذرت خواهی

با عرض پوزش،
امیدوارم مرا ببخشید که به هیچ وجه نمی­توانم در میهمانی شما شرکت نمایم.

۱۲- تشکر و
قدردانی

لطف کردید که مرا
به میهمانی خود دعوت نمودید، ولی من دوست ندارم و نمی­آیم.

 


فرهنگ گفتاری در رفتار جرأتمندانه


شایسته است در
ابراز مهارت جرأت ورزی سعی نمایید، فرهنگ گفتاری خود را به اشکالی که در زیر بدان
اشاره خواهد شد، تغییر دهید.

۱-    

مطمئن
شوید که طرف مقابل از شما چه می­خواهد. اگر مطمئن نیستید، بگویید: « باید درباره آن
فکر کنم». از این راه، فرصتی را برای پاسخ دادن مشخص کنید.

۲-    

اگر
مطمئن نیستید از شما چه چیزی را خواسته­اند، توضیح بیشتری بخواهید.

۳-    

تا جایی
که می توانید، پاسخ ­های کوتاه دهید و از آوردن دلایل زیاد و دادن توضیحات طولانی
خودداری کنید.

۴-    

از
عبارت­هایی با واژه« من» استفاده نمایید و به جای سرزنش و یا محکوم کردن طرف مقابل،
موضوع را طرح نمایید .

۵-    

به جای
عبارت­هایی نظیر« فکر نمی­کنم بتوانم...»، از واژه « نه» استفاده نمایید.

۶-    


 حرکت­های غیر کلامی خود را با پیامی که می­دهید، همخوان سازید.

۷-    

در
مواردی که ناچارید، امتناع خود را چندبار تکرار نمایید؛ نباید برای هر بار دلیل
جدیدی بیاورید، بلکه کافی است همان گفته پیشین را تکرار نمایید.

۸-    

اگر با
وجود تکرار پاسخ، باز هم طرف مقابل اصرار می­ورزد، باید سکوت کرد و یا اینکه موضوع
بحث را عوض کرد.

 


نکات پایانی


-     

به یاد
داشته باشید که رفتار جرأتمندانه ضرورتاً شما را در راه رسیدن به اهدافتان موفّق
نمی­سازد.

-      

توجه
داشته باشید که دیگران نیز حق دارند جرأتمندانه عمل کرده و با خواسته­های شما
مخالفت نموده و احساسات و عقاید خود را بیان کنند.

-       

هر چند
رفتار جرأتمندانه معمولاً نتایج مثبتی در پی دارد، اما برخی افراد در برابر آن
واکنش منفی نشان می­دهند؛ لذا در هر موقعیّتی، پیش از تصمیم به انجام یک رفتار
جرأتمندانه، ابتدا باید پیامدهای آن را در نظر گرفت.

 


فهرست منابع


۱-    

امیر
حسینی، خسرو، مهارت های اساسی زندگی سالم، نشر عارف کامل، تهران: ۱۳۸۷، چاپ چهارم.

۲-    


باستانی، قادر، اصول و تکنیک های برقراری ارتباط مؤثر با دیگران، نشر ققنوس، تهران:
۱۳۸۶.

۳-    


پورافکاری، نصرت الله، فرهنگ جامع روانشناسی – روانپزشکی ، نشر فرهنگ معاصر، تهران:
۱۳۸۶، چاپ ششم.

۴-    

حسین
زاده، علی ، همسران سازگار: راهکارهای سازگاری، انتشارات مؤسسه آموزشی و پژوهشی
امام خمینی رحمه الله، قم: ۱۳۸۸، چاپ هفتم.

۵-    

حسین
زاده، علی ، مهارت­های سازگاری، انتشارات مؤسسه آموزشی و پژوهشی امام خمینی رحمه
الله، قم: ۱۳۸۸.

۶-    

فتی،
لادن و همکاران، آموزش مهارت­های زندگی، نشر دانژه، تهران: ۱۳۸۵.

کلینکه، کریس ال،
 مهارت های زندگی، ترجمه شهرام محمد خانی، نشر نسل نواندیش، تهران: ۱۳۷۸.

۷-    

مهرابی
زاده، مهناز و همکاران، کمال گرایی مثبت/ کمال گرایی منفی، نشر رسش، تهران ۱۳۸۲.



پی نوشت ها






[۱]

قادر، باستانی، اصول و تکنیک های برقراری ارتباط مؤثر
با دیگران.




[۲]

کریس ال. کلینکه، مهارت های زندگی، ترجمه شهرام محمد
خانی، ج ۱، ص ۲۶۱.




[۳]

مهناز مهرابی زاده و
همکاران، کمال گرایی مثبت/ کمال گرایی منفی، ص ۱۰۸.




[۴] 
لادن فتی و همکاران،
آموزش مهارت های زندگی، ص ۱۲۲.


ممکن است این مطالب هم برای شما مفید باشد:

نظرات

میهمان
چکیده خوب پیرامون موضوع بود..ذهنیت افراد رو نسبت به رفتار موثر شکل صحیحی میده و کنجکاو به مطالعه بیشتر و استفاده از منابع مشروح ذکر شده میکند.
فکر میکنم رفتار غلط والدین با فرزندان و تحکم بر آنان چه بسیاری از دخترها و جه بسیاری از پسرها را ناتوان در برقراری ارتباط موثر کرده که اغلب جنبه پرخاش در پسران و انفعال در دختران بیشتر نمود پیدا میکند.در هر حال هر دو نوع کنش پرخاشگری و انفعالی نقص در ارتباط موثر محسوب میشود و باید درمان شود.
ممنون از زحمتتون.
پرسمان
باتشکر از شما بابت مطالعه این مقاله و درج نظرت دقیقتان، خوشحال می شویم در دیگر مقالات هم از نظرات سازنده تان استفاده کنیم. موفق باشید.
میهمان
سلام و سپاس، از این خلاصه تر نمیشه گفت . اما این روزها به عقیده شما تصویب لایحه یک فوریتی برخورد با کسانی که در محافل سخنرانی طرح سوال می کنند چه بر سر جرآت مندی مردم می آورد؟؟؟؟
میهمان
عالی بود..
میهمان
سلام. خیلی کاربردی بود.ممنون
میهمان
با سلام مطلبتون خوب بود. تشکر می کنم، اما اگر کمی واضح تر و گویا تر بود بهتر می شد.
میهمان
ممنون
میهمان
خیلی جالب بود ولی متاسفانه از بچگی بخصوص در گوش دخترها صفت خوب صبور بودن و گذشت زیاد را آنقدر بزرگ می کنند که در زندگی مشترک این فرد تبدیل به یک شخص منفعل می گردد ولی باز هم ماهی را هر وقت از آب بگیری تازه است. با تشکر میترا
پرسمان
از ارتباط و حُسن اعتماد شما با «مجموعه پرسمان» صمیمانه تشکر می‌کنیم. برای این که از گفتار و کردار خویش رضایت پیدا کنید و دچار خودسرزنشی نگردید، ابتدا باید از صحت و درستی گفتار و رفتارتان مطمئن شوید. برای اطلاع و اطمینان از صحت و درستی حرفی که می زند و یا رفتاری که در پیش می‌گیرد باید معیاری برای خویش همچون تعالیم روح‌بخش اسلامی ترسیم کنید و بر اساس آن با مردم سخن بگویید، رفتار نمایید و با دیگران تعامل داشته باشید.
کافی است همواره بر اساس شرع و قانون و اصول اخلاقی پیش بروید و همه مراودات و رفتارهای خویش را با آن تنظیم نمایید. این طوری حتی اگر در اثر گفتار و رفتار شما، دیگران از شما آزرده خاطر گردند و ناراحت شوند خواهید گفت: «عیبی نداره» چرا که شما بر اساس شرع و قانون عمل نموده اید و رضایت الهی را برای خویش خریده‌اید.
بنابراین هر کجا آموزه‌های دینی به شما اجازه می‌دهد که شما در ارتباطات اجتماعی‌تان با مردم با قاطعیت و یا تندی برخورد کنید همان طور عمل نمایید و اگر دستور نرم‌خویی وارد شده، این گونه عمل کنید و اگر حقی از شما تضییع شده و یا در صدد احقاق حق‌تان هستید، با جرئت‌ورزی و اِعمال قاطعیت حتی اگر منجر به ناراحتی و رنجش طرف مقابل‌تان گردد، احقاق حق نمایید و شجاعانه و با شهامت کامل از حق و حقوق‌تان دفاع کنید.
بر فرض مثال، وقتی می‌خواهید با دیگران با گشاده‌رویی رفتار کنید ابتدا این رفتار را با معیار دین می‌سنجید و کاملاً مشخص می‌کنید که این رفتار را با چه کسانی و تا چه مقدار و حد و حدودی می‌توانید داشته باشید، پس از این مرحله تصمیم می‌گیرد که در زندگی روزمره خویش آن را عملی سازید و با دوستان و همجنسان خود با گشاده‌رویی رفتار کنید. در انتهای روز و یا ساعات پایانی شب به ارزیابی رفتار خویش می‌پردازید و مشخص می‌کنید که در این رفتار تا چه مقدار موفق بوده‌اید. در صورت موفقیت به تشویق ذهنی و عملی خویش می‌پردازید تا انگیزه‌تان برای ادامه کار بیشتر شود و در صورت عدم موفقیت می‌توانید از گزینه تنبیه استفاده کنید. همچنین می‌توانید از یک دوست و همراهی دلسوز و امین بخواهید که نقش یک ناظر بیرونی را بازی کند و این رفتار شما را در طول روز ملاحظه کند و میزان موفقیت و عدم موفقیت‌تان و نیز نقاط مثبت و نقاط منفی‌تان را به شما گزارش کند تا شما با ملاحظه این چیزها بتوانید به تدریج رفتارتان را به رفتار هدف نزدیک گردانید.
نکته بسیار مهم دیگری که در اینجا وجود دارد، تنظیم و بالانس منابع شناخت خودتان است. اگر این مسئله به درستی صورت نگیرد، ممکن است شما در هر صورت از خودتان ناراضی باشید و با زدن هر حرفی و یا انجام هر رفتاری دچار خودسرزنشی گردید.
توضیح اینکه در روانشناسی بحثی به نام «منابع شناخت‌ خود» وجود دارد. منابع شناخت خود، هسته اصلی شخصیت هر فرد را تشکیل می‌دهد که شخص با توجه به این سه منبع شخصیت خود را در طول زمان شکل می‌دهد و بر اساس آن در زندگی عمل و رفتار می‌کند.
منابع شناخت خود عبارت‌اند از:
۱. «اظهار نظرهای دیگران» که به آن پسخوراند و یا بازخورد اجتماعی نیز گفته می‌شود، و به این معنی است که فرد به خاطر تشویق‌های دیگران و روبرو شدن با بازخورد مثبت از سوی جامعه در تکرار عمل خویش اصرار می‌ورزد و یا به خاطر نظر نامساعد دیگران و دریافت باز خورد منفی از سوی جامعه، اقدام به ترک عمل خود می‌کند.
۲. «خود‌ مشاهده‌گری» منبع‌ دیگر برای شناخت خود است، بدین معنی است که شخص با درون‌نگری به بازشناسی خود و نقاط قوت و ضعف خویش می‌پردازد و رفتارش را تصحیح و اصلاح می‌نماید.
۳. «مقایسه اجتماعی» نیز سوّمین منبع برای شناختِ خود محسوب می‌شود. به این معنی که شخص برای پی بردن به جایگاه خویش در جامعه خود را با افراد دیگر جامعه مقایسه می‌نماید.
حال برای داشتن یک شخصیت سالم و نرمال و داشتن شخصیت اجتماعی مطلوب، باید سه منبع شناخت خود، به طور مساوی، تنظیم (بالانس) شود. زیرا یکی از عوامل مهّمِ ایجاد مشکل‌های عاطفی و شناختی برای افراد به هم خوردن تنظیم، توازن و تعادل این سه عامل است، که برای بازگشت سلامتی و به سامان شدن، تنظیم دوبارة آنها ضروری است.
سهم نرمال و استانداردِ هر یک از این سه منبع، در شناخت خود حدود ۳۳% می‌باشد، که اگر یکی از آنها کمتر و یا بیشتر شود آشفتگی و نابه‌سامانی آغاز می‌شود؛ به‌عنوان مثال، آدم‌هایی که خود مشاهده‌گری آنها غلبه دارد وسواس‌های فکری و عملی بالایی هم دارند و یا افرادی که به بازخورد اجتماعی و اظهار نظر دیگران بیشتر توجه می‌کنند و یا دائماً به مقایسه اجتماعی می‌پردازند دچار خود‌کم‌بینی، نارزنده‌سازی خویش و زیر پا نهادن علایق و سلایق خویش و انجام کارهایی برای خوشایند دیگران می‌شوند. پس برای اینکه شخص شخصیت و جایگاه اجتماعی معتدل و متعادلی داشته باشد، باید این سه منبع شناخت خود را باهم مساوی کند.
این نکته را نیز بدانید، بخش دیگری از مشکل‌تان می‌تواند به روحیه کمال‌گرایانه افراطی‌تان ربط داشته باشد. افرادی که معیار‌های خیلی خیلی بالا و آرمان گرایانه‌ای را برای موفقیت در هر کاری برای خودشان در نظر می‌گیرند معمولاً یک ترس ظریف از شکست خوردن در درون‌شان خوابیده است؛ ترسی که موجب می‌شود فرد همیشه در حالت تنش، اضطراب و استرس باشد و بیجهت دچار عذاب وجدان شود و احساس گناه پیدا کند و در نتیجه به سرزنش خویش روی بیاورد. آرزوی کامل بودن، موفقیت در هر کاری و سرآمد دیگران شدن، انجام همه کارها و رفتارها به نحو عالی و بدون کوچکترین عیب و نقص، هم احساس رضایت را از خودتان می گیرد و هم شما را بیش از دیگران در معرض ناکامی و شکست قرار می دهد و مهم‌تر این که سلامت روحی و روانی‌تان را به خطر می‌اندازد. برای مقابله با کمال‌گرایی منفی، به خودتان جسارت کامل نبودن را بدهید و به خود اجازه دهید همواره عالی نباشید. به خودتان اجازه دهید که در کلام و رفتارتان اشتباه کنید. لغزش‌ها و اشتباهات کلامی و رفتاری سهوی خویش را در روابط اجتماعی و ارتباط با دیگران عادی بدانید و هرگز به خودسرزنشی روی نیاورید.
هرگز خودتان، توانایی‌های‌تان و موفقیت‌های خود را با دیگران مقایسه نکنید، بلکه همواره به واقعیت‌ها توجه کنید و با توجه به امکانات، استعداد، توانای و قدرتی که دارید اهداف واقع بینانه‌ای برای خودتان ترسیم کنید و برای تحقق آنها تلاش کنید.
همواره موفق و کامروا باشید.
میهمان
به نام خدا
با سلام
مطلب جالبی بود .
مختصر و مفید .
موفق باشید .
میهمان
سلام
مطلبتون قشنگ ولی به عنوان یه دختر ایرانی مسلمان به شما میگم تو فرهنگ ما دو چیز خیلی خوب هست تو سری زدن به دخترا و بیش از حد رو دادن به پسرا ... تا این فرهنگ تغییر پیدا نکنه هیچکدوم از این مقالات جز ایجاد تنش کاری رو از پیش نمیبره
میهمان
جالب بود، ای کاش می تونستم راهکارهای بیشتری در اختیار داشته باشم
میهمان
عالی بود با تشکر

 

در صورتی که قصد ثبت سوال دارید، می توانید از طریق این صفحه اقدام به ثبت سوال نمایید. در غیر اینصورت با استفاده از فرم زیر نظر خود را برای ما ارسال نمایید.