مهارت های زندگی (ویژه متأهلین) (دفتر۴۸ پرسش ها و پاسخ ها) ۱۳۹۲/۴/۲۲ - ۵۷۵۱ بازدید

مهارت های زندگی (ویژه متأهلین) (دفتر۴۸ پرسش ها و پاسخ ها)






 

پرسش ها و پاسخ
های دانشجویی

دفتر چهل و هشتم
(ویراست دوم با اصلاحات و اضافات)


مهارت های زندگی (ویژه متأهلین)


 


تنظیم و نظارت: نهاد نمایندگی مقام معظم رهبری در دانشگاه ها


(پژوهشگاه فرهنگ و معارف اسلامی - اداره مشاوره و پاسخ)


تدوین و تألیف: علی احمد پناهی


ناشر: دفتر نشر معارف


تایپ و صفحه آرایی: طالب بخشایش


نوبت چاپ:  ششم، (دوم از ویراست جدید)، بهار ۱۳۹۳


تیراژ: ۰۰۰ نسخه


شابک: ۹-۵۶۴-۵۳۱-۹۶۴-۹۷۸


قیمت: ۷۷۰۰ تومان


 


سرشناسه: پناهی، علی احمد، ۱۳۴۹ -


عنوان و نام پدیدآور: مهارت های زندگی (ویژه متأهلین) / تنظیم و نظارت نهاد
نمایندگی مقام معظم رهبری در دانشگاه ها، معاونت مطالعات راهبردی - اداره
مشاوره و پاسخ؛ مؤلف علی احمد پناهی.                         وضعیت ویراست:
[ویراست ۲]


مشخصات نشر: قم: نهاد نمایندگی مقام معظم رهبری در دانشگاه ها، دفتر نشر معارف،
۱۳۹۲.


مشخصات ظاهری: ۲۹۶ ص                              شابک: ۹-۵۶۴-۵۳۱-۹۶۴-۹۷۸


فروست: مجموعه پرسش ها و پاسخ های دانشجویی ؛ دفتر ۴۸. (تربیتی و روان شناسی ؛
۴ )


وضعیت فهرست نویسی: فیپا                              یادداشت: کتابنامه


یادداشت: کتاب حاضر قبلاً تحت عنوان «همسرداری» توسط همین انتشارات در سال ۱۳۹۰
منتشر شده است.


موضوع: زناشویی -- پرسش ها و پاسخ ها               موضوع: زناشویی -- راهنمایی
و مشاوره


شناسه افزوده: نهاد نمایندگی مقام معظم رهبری در دانشگاه ها، معاونت مطالعات
راهبردی، اداره مشاوره وپاسخ.


شناسه افزوده: نهاد نمایندگی مقام معظم رهبری در دانشگاه ها، دفتر نشر معارف.


رده بندی کنگره: ۱۳۹۲ ـ ۸ه۸۶پ/۷۴۳              
HQرده
بندی دیویی: ۳۰۶/۸۱


شماره کتابشناسی ملی: ۳۳۵۰۰۵۹


 

 

فهرست مطالب

 



مقـدمـه.
۸




اهمیت ازدواج..
۱۰




پرسش ۱.
ازدواج و تشکیل خانواده چه فایده ای دارد؟ آیا بهتر
نیست خودمان را گرفتار مخارج، دردسرها و مشکلات خانواده نکنیم؟ آیا واقعاً به
زحمتش می ارزد؟.
۱۰




آرامش بعد ازدواج..
۱۶




پرسش ۲.
اگر ازدواج باعث آرامش روانی است، چرا برخی متأهل ها در
زندگی روی آرامش را نمی بینند؟
۱۶




تجربیات دوران نامزدی..
۲۳




پرسش ۳.
چند ماهی هست که نامزد هستیم و متأسفانه گاهی روابط ما
به هم می خورد، لطفاً توضیح دهید که چه عواملی باعث می شود تا شیرینی این دوران
به تلخی و اختلاف منجر شود؟ چه توصیه هایی برای بهبود روابط با خانمم را دارید؟.
۲۳




جشن ازدواج..
۲۸




پرسش ۴.
چگونه می توان عروسی و عقد را شاد و با نشاط و به دور
از معصیت الهی برگزار کرد؛ زیرا متأسفانه در برخی از مراسم ها و جشن های ازدواج
خانواده های مذهبی نیز منکرات بسیاری شایع شده است. چه باید کرد؟ آیا جشن
ازدواج برگزار نکنیم و موجبات دل خوری خانواده ها را فراهم کنیم یا اینکه خدای
ناکرده به این منکرات تن بدهیم؟.
۲۸




مراسم عروسی..
۳۰




پرسش ۵.
آیا برگزاری مراسم عروسی و ولیمه دادن لازم و ضروری است
یا اینکه می شود عروس و داماد به حج عمره و یا زیارت امام رضا (علیه السلام)
بروند و از این همه خرج دادن ها جلوگیری کرد؟
۳۱




زمان عروسی..
۳۲




پرسش ۶.
بهترین زمان برای برگزاری عروسی و ولیمه چه موقعی است؟.
۳۲




تأخیر عروسی..
۳۲




پرسش ۷.
آیا به تأخیر انداختن مراسم عقد یا عروسی به خاطر فوت
بستگان واجب است؟ شما چه توصیه ای در این رابطه دارید؟.
۳۲




شـب زفـاف...
۳۳




پرسش ۸.
شب زفاف و حجله عروسی چه فرقی می کند؟ روابط زناشویی
چگونه انجام شود که خاطره خوبی در زندگی بماند؟.
۳۳




مراقبت شـب زفـاف...
۳۸




پرسش ۹.
حد و اندازه آرایش عروس و داماد چه مقدار باید باشد و
آیا این کار ضروری است؟ ضمناً من از شب زفاف هراس دارم برخی از دوستانم می
گویند درد شدیدی را باید تحمل کنی، آیا تصور آنها (دوستانم) صحیح است لطفاً مرا
راهنمایی کنید.
۳۸




تغذیه شب زفاف...
۴۰




پرسش ۱۰.     
در شب زفاف از چه غذاها و میوه هایی استفاده کنیم که در
تقویت قوای جنسی مؤثر باشد؟
۴۰




آداب همبستری..
۴۱




پرسش ۱۱.     
در رابطه با آداب همبستر شدن چه مستحبات و مکروهاتی
وجود دارد؟.
۴۱




بهداشت و همبستری..
۴۲




پرسش ۱۲.     
در آداب دینی چه توصیه هایی برای همبستری توصیه شده
است؟.
۴۲




تفاوت نیاز جنسی..
۴۵




پرسش ۱۳.     
زن و شوهر برای ایجاد روابط جنسی سالم و مطلوب در روابط
خود به چه چیزهایی باید توجّه کنند؟
۴۵




آمادگی روابط جنسی..
۵۰




پرسش ۱۴.  
می خواستم بدانم آیا میل جنسی در زنان و مردان تفاوت
دارد بعضی ها می گویند: همیشه مردان خواهان زنان بوده و از آنان خواستگاری کرده
اند. مردان برای کامیابی از زنان، بخشی از دارایی خود را هزینه می کنند و
بسیاری از جنایت ها به علت هوس رانی مردان انجام می گیرد؟!
۵۰




اهمیت روابط زناشویی..
۵۱




پرسش ۱۵.     
چرا در روایات تا این اندازه روی مسائل جنسی بین زن و
شوهر تأکید شده است. لطفاً حکمت این همه تأکید را بیان کنید؟.
۵۱




آسیب های روابط جنسی..
۵۵




پرسش ۱۶.     
نمونه هایی از آسیب های ارتباط جنسی را بیان نمایید.
آسیب هایی که روابط جنسی را تحت تأثیر قرار می دهند.
۵۵




زودانزالی..
۵۸




پرسش ۱۷.     
به انزال زودرس مبتلا هستم، آیا این مشکلی که دارم
بیماری به حساب می آید و چه باید بکنم؟ مخصوصا با توجه به این نکته که همسرم
خیلی اعلام نارضایتی می کند و ارضا نمی شود، راه درمان آن چیست؟.
۵۸




سردمزاجی..
۵۹




پرسش ۱۸.     
سرد مزاجی چیست و آیا اگر چنانچه مرد یا زنی سرد مزاج
باشد به استحکام خانواده ضربه می زند؟
۵۹




وظایف مردان.
۶۰




پرسش ۱۹.     
مرد چه وظایفی در برابر همسر و خانواده اش دارد؟.
۶۰




ابراز محبت شوهر.
۶۳




پرسش ۲۰.  
من به تازگی ازدواج نموده ام، نمی دانم چگونه و به چه
اندازه به خانمم محبّت کنم که مشکل آفرین نگردد، لطفاً علاوه بر بیان راهکارها
به حدّ و حدود آن نیز اشاره نمایید؟.
۶۳




وظایف خانم ها
۶۵




پرسش ۲۱.
می خواستم بدانم که وظایف خانم ها نسبت به همسرشان
چیست؟ در ضمن این سؤال همیشه ذهنم را مشغول کرده که چرا همیشه به خانم ها توصیه
می شود که در برابر آقایون کوتاه بیایند و نظر شوهرشان را تأمین کنند؟.
۶۶




ابراز محبت زن.
۶۸




پرسش ۲۲.  
چگونه باید محبت خود را نسبت به شوهرم ابراز کنم و به
او نشان دهم دوستش دارم؟ اصلاً آیا مردان نیز مانند زنان به ابراز محبّت از سوی
همسرشان نیاز دارند؟.
۶۸




راهکارهای احترام زن و شوهر.
۷۱




پرسش ۲۳.     
احترام در روابط زن و مرد به چه چیزهایی است، نمونه
هایی را بیان کنید تا ما در رابطه خود آنها را انجام دهیم.
۷۱




حیا و عفت در خانواده
۷۴




پرسش ۲۴.     
چرا در رابطه با «عفّت» به خانم ها بیشتر سفارش شده،
درحالی که مردها بیشتر چشم چرانی و هوس رانی دارند؟.
۷۴




زندگی معنوی..
۷۹




پرسش ۲۵.     
چگونه می توانم با همسر خود زندگی معنوی و الهی داشته
باشم تا زندگی زناشویی ما مورد رضایت پرودگار باشد؟.
۷۹




کنترل بـارداری..
۸۴




پرسش ۲۶.     
بهترین روش برای کنترل بارداری در شب زفاف چیست؟.
۸۴




راه های تنظیم خانواده
۸۴




پرسش ۲۷.     
چه روش هایی برای تنظیم خانواده وجود دارد لطفاً بیان
کنید.
۸۴




روش تقویمی جلوگیری..
۸۸




پرسش ۲۸.     
آیا روش تقویمی برای تنظیم خانواده قابل اطمینان است و
آیا عوارضی دارد یا خیر؟
۸۸




بارداری ناخواسته.
۸۹




پرسش ۲۹.     
اگر به صورت اتفاقی کاندوم مرد در هنگام آمیزش جنسی
پاره شود، برای جلوگیری از حاملگی چه اقدامی می توان انجام داد؟.
۸۹




فرزندداری..
۹۰




پرسش ۳۰.     
هدف از بچه دار شدن چیست؟ چه لزومی دارد که بچه ای به
دنیا بیاوریم و برای تربیت آن مشکلات زیادی را تحمل کنیم؟.
۹۰




اهمیت فرزند.
۹۰




پرسش ۳۱.     
لطفاً به نمونه هایی از فواید و برکات فرزندآوری اشاره
فرمایید.
۹۰




سن بچه داری..
۹۶




پرسش ۳۲.     
بهترین سن برای بچه دار شدن چیست؟.
۹۶




عوامل سلامتی جنین..
۱۰۱




پرسش ۳۳.
ما بعد از دو سالی که از ازدواجمان می گذرد تصمیم گرفته
ایم  بچه دار شویم، لطفاً عوامل مؤثر در رشد بهینه جنین را بیان نمایید.
۱۰۲




فاصله بچه داری..
۱۰۵




پرسش ۳۴.     
فاصله زمانی بین فرزندان چند سال باشد، بهتر است؟.
۱۰۵




نشاط خانوادگی..
۱۰۷




پرسش ۳۵.
من و همسرم در زندگی خود، گذشته خوبی را با یکدیگر
تجربه نکردیم، حال می خواهیم جبران کنیم. از چه راهکارهایی می توانیم برای
ایجاد شادی و نشاط در روابط خود استفاده کنیم و خانواده شادی داشته باشیم؟.
۱۰۷




خانواده موفق..
۱۱۲




پرسش ۳۶.     
دوست دارم خانواده موفّقی داشته باشم، لطفاً راهنماییم
کنید که چه نکاتی را باید در زندگی مشترک با همسرم در نظر بگیرم؟.
۱۱۲




عصبانیت همسر.
۱۱۴




پرسش ۳۷.  
شوهرم خیلی اخلاق تندی دارد و زود عصبانی می شود، لذا
محبتم نسبت به ایشان هر روز کمتر می شود. لطفاً کمکم کنید تا بتوانم  چاره ای
بکنم آخه زندگیم را خیلی دوست دارم و نمی خام اینجوری ادامه پیدا کنه.
۱۱۴




نقش پدر و مادر.
۱۱۵




پرسش ۳۸.     
در نظام خانواده پدر و مادر چه نقشی می تواند داشته
باشد و چه انتظاری از پدر خانواده باید داشت؟
۱۱۶




نامگذاری فرزند.
۱۱۹




پرسش ۳۹.     
در برخی از کتاب ها مطالعه کردم که نامگذاری فرزند در
شخصیت او تأثیر دارد؟ شما چه اسم هایی را پیشنهاد می کنید؟.
۱۱۹




شخصیت فرزند.
۱۲۱




پرسش ۴۰.     
در تربیت و شکل گیری شخصیت سالم در فرزندان چه عواملی
تأثیر دارند؟.
۱۲۱




تربیت فرزند.
۱۲۲




پرسش ۴۱.  
من در خانواده ای بزرگ شدم که هیچ آزادی عملی نداشتم و
پدر سخت گیری داشتم؛ بنابراین نمی دانم در تربیت فرزند آینده خود چه روش تربیتی
را در پیش بگیرم، لطفاً در این زمینه راهنماییم کنید؟
۱۲۲




عوامل تربیت...
۱۲۴




پرسش ۴۲.  
لطفاً مصادیق عوامل تأثیرگذار در شخصیت فرزندان را
تبیین کرده و مصداق اصلی و مهم آن را نیز مشخص کنید و اگر امکان دارد از
فرمایشات معصومین نیز استفاده نمایید.
۱۲۴




تأثیرات رسانه.
۱۲۹




پرسش ۴۳.     
لطفاً درباره تأثیرات منفی رسانه ها به‌خصوص
تلویزیون بیشتر توضیح دهید و تأثیرات منفی آنها را در سلامت و بهداشت روانی
فرزندان را بیان نمایید.
۱۲۹




رسانه و خانواده
۱۳۴




پرسش ۴۴.  
فرزندانم ساعات زیادی را برای اینترنت و بازی های
رایانه ای صرف می کنند. من احساس می کنم روحیات و رفتارشان تغییر کرده است و
مخصوصا به مسایل اخلاقی و مذهبی بی رغبت شده اند. چگونه می توانم جلوی این آسیب
را بگیرم؟.
۱۳۴




پدر و مادر همسر.
۱۳۹




پرسش ۴۵.     
چگونه روابط خودم را با پدر خانم و مادر خانمم بهتر و
صمیمی تر کنم؟.
۱۳۹




اولویت پدر و مادر.
۱۴۰




پرسش ۴۶.  
ما اول زندگیمان است، پدر و مادر همسرم اصرار دارند در
خانه آنها زندگی کنیم، اما برایم سخت است. همسرم هم بین من و پدر و مادرش
سرگردان شده، چه کار کنیم؟.
۱۴۰




کتابنامه.
۱۴۱


 

 

 

 


 

 

 


 


مقـدمـه


«پرسش‌گری»
از آغاز آفرینش انسان، رخ‌نمایی
کرده؛ بر بال سبز خود، فرشتگان را فرانشانده، بر برگ زرد خود، شیطان را
فرونشانده و در این میان، مقام آدمیت را نشان داده است. آفتاب کوفه چه زیبا
فرموده است:

«مَن اَحسَنَ
السؤال عَلِمَ» و «من عَلِمَ اَحسَنَ السؤال».


هم سؤال از علم خیزد هم جواب              همچنان‌که
خار و گُل از خاک و آب

آری! هر که سؤال‌هایش
آسمانی است، دانش و بینش پاسخش خواهد بود. پویایی و پایایی «جامعه» و «فرهنگ»،
در گرو پرسش‌های
حقیقت‌طلبانه
و پاسخ‌های
خِردورزانه است.

از افتخارات
ایران اسلامی‌،
آن است که از سویی، سرشار از جوانانی پاک دل، کمال‌خواه
و پرسش گر می‌
باشد و
از دیگر سوی، از مکتبی غنی برخوردار است که معارف بلند آن، گوارا نوش دل های
عطشناک پرسش گر و دانش جوست.


اداره مشاوره و
پاسخ پژوهشگاه فرهنگ و معارف اسلامی نهاد نمایندگی مقام معظم رهبری در دانشگاه
ها،
محفل انسی فراهم آورده است، تا «ابر رحمت» پرسش ها را به «زمین اجابت» پذیرا
باشد و نهال سبز دانش را بارور سازد. ما اگر بتوانیم سنگ صبور جوانان اندیشمند
و بالنده ایران پرگهرمان باشیم، به خود خواهیم بالید.

شایان ذکر است
در راستای ترویج فرهنگ دینی،
اداره مشاوره و
پاسخ نهاد، تاکنون بیش از هفتصد هزار پرسش دانشجویی
را در موضوعات مختلف اندیشه دینی، مشاوره، احکام و... پاسخ داده است. این اداره
دارای گروه های علمی
‌و
تخصصی، به شرح زیر است:

-
قرآن و حدیث؛          - تربیتی و روان شناسی ؛

-
احکام؛                    - اندیشه سیاسی ؛

-
فلسفه، کلام و دین پژوهی ؛    - فرهنگی و اجتماعی ؛

-
حقوق و فلسفه احکام؛           - تاریخ و سیره؛

-
اخلاق و عرفان؛                  - ادیان و مذاهب.

آن‌چه
پیش‌رو
دارید، مهم‌ترین
سؤالات پیرامون مهارت های زندگی (ویژه متأهلین) است که توسط حجت الاسلام علی
احمد پناهی(زیدعزّه ) پاسخ‌دهی
و تألیف شده و توسط حجج اسلام محمدرضا احمدی، رضا وظیفه مند و دکتر حسن قدوسی
زاده، بازنگری و ارزیابی شده است که از زحمات این عزیزان کمال تشکر و قدردانی
می‌شود.

بر آنیم با
توفیق خداوند، به تدریج ادامه این مجموعه را تقدیم شما خوبان کنیم. پیشنهادها و
انتقادهای سازنده شما، راهنمای ما در ارائه شایسته و پربارِ مجموعه‌هایی
از این دست خواهد بود.

در پایان از همه
همکاران اداره مشاوره و پاسخ، به‌خصوص
حجت الاسلام والمسلمین صالح قنادی که در بازپژوهی و آماده‌سازی
این اثر تلاش کرده اند، تشکر و قدردانی می‌
شود و
دوام توفیقات این عزیزان را در جهت خدمت بیشتر به مکتب اهل‌بیت(ع)
و ارتقاء فرهنگ دینی جامعه - به ویژه دانشگاهیان - از خداوند متعال مسألت
داریم.

 

الله ولی
التوفیق


پژوهشگاه
فرهنگ و معارف اسلامی نهاد



 

 

 

اهمیت ازدواج



پرسش ۱.
                     
  ازدواج و تشکیل خانواده چه فایده ای دارد؟
آیا بهتر نیست خودمان را گرفتار مخارج، دردسرها و مشکلات خانواده نکنیم؟ آیا
واقعاً به زحمتش می ارزد؟


انسان، از
نخستین روزهای حضور خود بر عرصه خاک و از همان لحظه های آغازین، به خوبی
دریافته است که تشکیل خانواده و گزینش همسر، بهترین و منطقی ترین راه کسب آرامش
و مطمئن ترین سکوی پیشرفت و بالندگی است. چنان که حضرت آدم و حوا به عنوان
سرسلسله انسان ها با تشکیل خانواده زندگی خود را آغاز کردند. این امر نشانگر
این حقیقت است که خانواده، یکی از اساسی ترین و طبیعی ترین نیازهای انسان به
شمار می آید. بسیاری از مشکلات روانی و خستگی های جسمانی که از فعالیت های
زندگی روزمره حاصل می شود، توسط یک خانواده و همسر مناسب، التیام یافته و برطرف
می گردد. به همین دلیل یگانه سازمان اجتماعی که از عمومیت و دوام ویژه ای از
دیرباز در زندگی بشر وجود داشته خانواده است. حتی قبل از تشکیل هر دولت و
سازمانی برای تمرکز و مدیریت فعالیت های انسان، خانواده شکل گرفته است. اگر چه
در طول تاریخ خطراتی برای آن به وجود آمده است.

خانواده از نگاه
اسلام و آموزه های دینی، بنیانی مقدس، سازمانی  حرکت آفرین، ساحل آرامش و سکون،
بستر تربیت و رشد، جایگاه پیشرفت مادی و معنوی و تجلی گاه شکوفایی و بالندگی
است. به طوری که اگر ضروری باشد تا انسان برای نیل به کمال و بهروزی از یک
نردبان چند پله ای صعود کند و بالا برود، به طور حتم و یقین اولین پله این
نردبان ترقی و رشد، تشکیل خانواده است. به همین خاطر یعنی به دلیل تأثیر شگرف
خانواده سالم در شکوفایی و رشد افراد، اکثر اندیشمندان و بزرگان علوم انسانی و
اجتماعی درباره خانواده، توصیه ها و دستورهایی بیان نموده اند.

همان طور که
براساس متون اسلامی و آموزه های دینی، دستورهای سازنده ای در رابطه با تعامل
همسران و امور خانواده وارد شده است، در سایر ادیان الهی نیز به خانواده توجه
ویژه شده و برای هدایت آن، قوانینی وضع گردیده است. در آموزه های اسلامی به
دلیل اینکه اسلام آخرین و کامل ترین دین الهی است، توصیه ها، دستورالعمل ها و
قوانین محکم و جامع و فراوانی در رابطه با خانواده بیان گردیده است.


در نگاه تعالیم
سازنده اسلام، خانواده کانونی مبارک و مورد رضایت حق تعالی تلقی شده و مورد
تمجید و مدح باری تعالی قرار گرفته است.

قرآن کریم
درباره آرامش و اطمینان بخشی خانواده و همسر می فرماید:

«وَ مِنْ
آیاتِهِ أنْ خَلَقَ لَکُمْ مِنْ أنفُسِکُمْ أزْوَاجًا لِتَسْکُنُوا إِلَیهَا وَ
جَعَلَ بَینَکُمْ مَوَدَّةً وَ رَحْمَةً»؛ «از آیات و نشانه های قدرت خداوند
این است که برای انسان از نوع و جنس خود، همسرانی آفرید تا در کنار آنان (در
خانواده) به آرامش و سکون نیل پیدا کنند و بین آنان دوستی و رحمت قرار داد»[۱].

 پیامبر اسلام
حضرت محمد (صلی الله علیه و آله) می فرمایند: «در اسلام هیچ بنیانی پیش خداوند
محبوب تر و ارزشمندتر از بنیان تشکیل خانواده و بنیان ازدواج نیست»[۲].

خانواده و همسر
باعث می شود تا نیازهای جنسی و شهوانی در مسیر طبیعی خود قرار گرفته و زمینه
بروز ناهنجاری های جنسی سدّ گردد.

پیامبر گرامی
اسلام (صلی الله علیه و آله) درباره تأثیر همسرگزینی و تشکیل خانواده در مهار و
کنترل تحریکات جنسی می فرمایند: «هر کس در اوایل جوانی تشکیل خانواده دهد و
همسری برگزیند، شیطانی که مأمور اوست فریاد می زند: ای وای! او دو سوم دینش را
از دسترس من حفظ کرد و یک سوم دیگر را هم می تواند با تقوا حفظ کند».[۳]

در این حدیث
شریف به صراحت بیان گردیده که تشکیل خانواده و گزینش همسر مانعی اساسی در مقابل
اغواگری شیطان است و به وجود آمدن این شرایط (مانع بودن) نتیجه کنترل شهوات و
مهار آن از طریق خانواده و ازدواج است. خانواده به خاطر ایجاد حس مسئولیت
پذیری، باعث بروز و شکوفایی استعداد همسران شده و آنها را به سوی تلاش، سازندگی
و نقش پذیری وادار می سازد.

شهید مطهری
درباره نقش ارزنده خانواده می گوید: «... یک پختگی و پویایی وجود دارد که جز در
پرتو ازدواج و تشکیل خانواده پیدا نمی شود، در مدرسه پیدا نمی شود، در جهاد با
نفس پیدا نمی شود، در نماز شب پیدا  نمی شود؛ این کمالات را فقط در تشکیل
خانواده می توان به دست آورد».[۴]

مهم تر اینکه در
آموزه ها و تعالیم اسلامی به این حسّ مسئولیت و تلاش در راه رفاه، بالندگی و
پیشرفت معنوی خانواده، پاداش در نظر گرفته شده و حتی آن را به منزله برترین
کارها یعنی جهاد در راه خدا قرار داده اند.[۵]

به اعتقاد روان
شناسان، آرامش و اطمینانی که برای همسران و حتی دیگر اعضای خانواده در محیط
خانواده بهنجار ایجاد می شود در هیچ جایی حاصل نمی گردد. خانواده و محیط آن،
امن ترین و رضایت بخش ترین بستر برای ارضای نیازهای روانی به ویژه تأمین آرامش
روانی است. محبت، غم خواری و پذیرش یکدیگر که از مهم ترین مؤلفه ها و ضروریات
زندگی اجتماعی است، به بهترین وجهی در خانواده تأمین می شود.[۶]

ازدواج در کنار
مشکلات و مسئولیت هایی که به همراه خود دارد اگر با دوراندیشی و معیارهای صحیح
انجام گیرد فرد را وارد دنیایی بسیار زیبا و دل نشین می نماید.

فواید و ثمرات
ازدواج بسیار زیاد است و قابل قیاس با مشکلات احتمالی آن نیست. پاره ای از این
فواید عبارتند از:

۱. کمالات معنوی

علامه محمدتقی
جعفری در پاسخ این سؤال راسل که چرا اسلام این قدر به ازدواج بها داده و برای
آن قانون قرار داده، گفته است: «اسلام با  ازدواج می خواهد انسان واقعی به وجود
آورد، و مسئله انسان و انسانیت مطرح است».[۷]

ازدواج در فرهنگ
اسلامی، پیوندی مقدس است که موجب حفظ دین[۸]
و به وجود آورنده رابطه محبت است. ازدواج عاملی مؤثر در حفظ پاک دامنی و پاکی
دل هاست.

رسول گرامی (صلی
الله علیه و آله) می فرماید: «هرکس می خواهد خدا را در حال پاکیزگی و پاکی
ملاقات کند به وسیله ازدواج، عفّت پیشه سازد».[۹]

همچنین حضرت
فرمودند: «کسی که همسری برگزیده و ازدواج کرده است، خواب و استراحتش نزد
خداوند، از روزه داری و شب زنده داری افراد مجرد (بدون همسر) با فضیلت تر است».[۱۰]

۲. دوری از گناه

حضرت رسول (صلی
الله علیه و آله) درباره حفظ عفّت به واسطه ازدواج می فرماید: «ای گروه جوانان!
هر یک از شما که می تواند ازدواج کند، اقدام نماید؛ زیرا ازدواج موجب می گردد
تا چشم و دامن انسان از گناه باز داشته شود و عفت انسان حفظ گردد».[۱۱]

در جای دیگر
فرمودند: «دختران جوان مانند میوه های درختان هستند  که در زمان رسیدن باید
آنان را چید وگرنه حرارت خورشید آنها را فاسد می کند. دختران نیز هرگاه آنچه را
که زن ها درمی یابند (نیازهای عاطفی جنسی)، یافتند و نیاز به شوهر داشتند، اگر
ازدواج نکنند، احتمال فساد و تباهی آنان وجود دارد؛ زیرا آنها هم بشر هستند».[۱۲]

از این حدیث
شریف، به خوبی استفاده می شود که تأخیر در ازدواج از سنین جوانی، که سن نیاز به
همسر است، موجب مشکلات دینی و عاطفی در فرد می گردد؛ زیرا در این مقطع زندگی که
نیازهای عاطفی و جنسی در هر کس فعال است و انرژی کافی جنسی در او وجود دارد،
اگر این نیاز به طور صحیح ارضا نشود، یا باید سرکوب گردد و یا به شیوه های
نامناسب و ناهنجار تأمین شود که در هر دو صورت، موجب گناه شده و به عزت و
سلامتی فرد آسیب می رساند.

۳. رحمت الهی

خداوند متعال به
برخی کارها و رفتارهای انسان عنایت ویژه و قابل توجهی دارد. به عنوان مثال؛
جوانمردی و امانت داری را دوست داشته و فحشا و هرزگی را ناپسند شمرده است. در
قرآن کریم بعد از توصیه به ازدواج و تشکیل خانواده، روزی و رزق آنان را تضمین
کرده و وعده رهایی از فقر به آنان داده است.[۱۳]

امام صادق (علیه
السلام) نیز فرمودند: «رزق و روزی به خاطر بچه ها و زنان داده  می شود و افزایش
می یابد».[۱۴]

پیامبر گرامی
اسلام (صلی الله علیه و آله) همچنین درباره نزول رحمت الهی به همسرداران فرمود:
«درهای رحمت الهی در چهار زمان به طور ویژه گشوده می شود؛ هنگام بارش باران،
هنگام نگاه فرزند به چهره پدر، هنگام بازشدن درب خانه کعبه و هنگام نکاح و وصلت
زناشویی».[۱۵]

در آموزه های
دینی مجرد ماندن مورد نکوهش قرار گرفته است. پیامبر گرامی اسلام (صلی الله علیه
و آله) در این زمینه می فرمایند: «ازدواج کنید، در غیر این صورت از یاران شیطان
خواهید شد»[۱۶].

از مجموع روایات
به این نتیجه می رسیم که خداوند متعال به افراد خانواده دار و همسردار عنایت
خاصی دارد و از افراد مجرد و بدون همسر، راضی نیست. از طریق ازدواج، گناه و بی
بند و باری، کنترل می شود و از طرف دیگر، تعداد بندگان خدا افزایش یافته و
خداپرستی توسعه پیدا می کند و در نهایت انسان های زیادی به کمال و سعادت حقیقی
خواهند رسید.

۴. انس و آرامش

یکی از ویژگی ها
و نیازهای طبیعی انسان، انس، محبّت و الفت است. تنها زندگی کردن بسیار دشوار و
دردناک است.

بهترین فردی که
می تواند این نیاز طبیعی را تأمین کند همسر (چه زن و چه شوهر) است، زیرا همه
محبت ها و دوستی ها موقت و محدود می باشند اما  دوستی و محبت زن و شوهر چون هدف
مشترک دارند و بیش از هر فرد دیگری به یکدیگر نیازمندند، دائمی تر و پایدارتر
است.

خداوند متعال می
فرماید: «یکی از نشانه های [حکمت] الهی این است که برای شما از جنس خودتان جفتی
را بیافرید تا با او انس بگیرید و آرامش بیابید و در بین شما دوستی و مهربانی
قرار داد و در این امر برای افرادی که اهل تفکر باشند آیات و نشانه هایی وجود
دارد».[۱۷]

امام رضا (علیه
السلام) نیز درباره فواید همسر شایسته می فرماید: «هیچ منفعتی بهتر از همسر
شایسته نیست؛ همسری که وقتی انسان او را می بیند شادمانش گرداند و در موقع
نبودن او، نگهدار ناموس و مالش باشد».[۱۸]


پیامبر
(صلی الله علیه و آله) فرمودند: «خداوند
متعال می فرماید وقتی اراده کردم تا به بنده ام خیر دنیا و آخرت را عطا کنم،
برای بنده ام زبانی گویا به ذکر خدا، قلبی خاشع، بدنی صبر کننده در بلاها و
همسری مؤمن که وقتی به او نگاه می کند شادمان می شود و در هنگام نبود همسر حافظ
ناموس و اموال شوهر باشد؛ قرار دادم».[۱۹]

در این دو روایت
شریف به نکته ای روان شناختی و خانوادگی زیبا اشاره شده است و آن اینکه همسر
شایسته باعث نشاط و شادمانی و آرامش قلبی شوهر می شود و وقتی نگاه شوهر به او
می افتد شادمان می شود. البته درباره  شوهر نیز باید این گونه باشد یعنی وقتی
زن به شوهرش نگاه می کند احساس نشاط و آرامش کند.

۵. تولید نسل

یکی از ثمرات
زیبای ازدواج، بقای نسل بشریت است که مطابق هدف آفرینش است؛ زیرا تولید و پرورش
انسان های خداپرست و نیکوکار، مطلوب خدای جهان آفرین است. همسران جوان از طریق
فرزنددار شدن موجب پیوند بین نسل ها می گردند و با پرورش فرزندان صالح و مؤمن،
در اصلاح جامعه انسانی شریک می شوند و روح بندگی خالق متعال را که هدف اساسی
خلقت انسان است، در عرصه گیتی گسترش می دهند.

پیامبر اکرم
(صلی الله علیه و آله) می فرماید: «ازدواج کنید تا صاحب فرزند شوید. قطعاً من
به فراوانی شما در روز قیامت بر امت های دیگر مباهات می کنم».[۲۰]
اقدام و تلاش برای فرزندآوری و ازدیاد نسل مسلمانان، پاداش و اجر معنوی دارد.

۶. سلامت و
امنیت اجتماعی

ازدواج و تأسیس
کانون خانواده، برای سلامت و امنیت جامعه مفید است و زمینه ارتکاب جرم و بزه
کاری را کم می کند.

اگر بنیاد
خانواده ها مستحکم باشد و جوان ها به موقع ازدواج کنند و به کانون گرم خانواده
دل بسته باشند به طور محسوس از فساد، ولگردی، بی بندوباری، طغیان، قتل و سرقت،
جنایت و ناامنی، تجاوز، انحراف، اعتیاد و خودکشی  کاسته خواهد شد؛ زیرا چنان که
آمار نشان می دهد اکثر این امور از افرادی سر می زند که از وجود کانون گرم
خانوادگی محرومند.

در یک تحقیق
میدانی که بر ۵۰۰ تن از جوانان انگلستان انجام گرفت، این نتیجه به دست آمد که
جوانان پس از ازدواج و تشکیل خانواده، کمتر به انجام اعمال مجرمانه روی می
آورند و خلاف کاری و جرم در آنان کاهش می یابد و در مقابل، افرادی که مجردند به
اعمال خلاف و بزه کاری اجتماعی بیشتری روی می آورند و زمینه کارهای ناهنجار در
آنان بیشتر است.[۲۱]

پیامبر گرامی
(صلی الله علیه و آله) می فرماید: «بیشتر اهل جهنم مجردها هستند».[۲۲]

این حدیث شریف
به روشنی بر این نکته دلالت می کند که گناه و ناهنجاری در میان مجردها بیشتر
است و به همین دلیل، گرفتار آتش شده اند و وقتی گناه و ناهنجاری از طریق مجردها
بیشتر شود، امنیت اجتماعی و سلامت روانی اجتماع به مخاطره می افتد.

ویل دورانت،[۲۳]
دانشمند معروف، درباره ترغیب به ازدواج و فواید آنمی گوید: «اگر راهی پیدا شود
که ازدواج در سال های طبیعی انجام گیرد، فحشا، امراض روانی، تنهایی بی ثمر،
عزلت ناپسند و انحرافات جنسی، که زندگی را لکه دار کرده است، تا نصف تقلیل
خواهد یافت... عشق جنسی جوانان، زودتر از توانایی اقتصادی شان فرامی رسد، ما
نباید از این پیشامد ناخشنود باشیم و بگذاریم آن عشق افسرده شود و بمیرد.
ازدواجی که بر پایه عشق تازه و نمرده  دختر و پسر انجام می شود، در طی سال های
دراز، زندگی آنها را معطر و خوش بو می کند و گرنه عمیق و طبیعی و آرمانی نخواهد
بود».[۲۴]

۷. رشد و
شکوفایی استعدادها

ازدواج زمینه
بروز خلاقیت ها و موفقیت ها را در همسران افزایش داده، همچنین موجب می شود تا
فضایل اخلاقی و انسانی در آنان به فعلیت برسد. وقتی از مرد خانواده انتظار می
رود تا هنگام ضرورت برای حمایت از خانواده خویش، ایستادگی کند؛ این انتظار
روحیه دفاع و جوان مردی را در او تقویت خواهد کرد.

همچنین به وجود
آمدن شرایط مادری برای زنان، موجب می شود تا با تحمل مشکلات فرزندپروری و
شوهرداری، به کمال روحی بیشتری برسند و روح خود را در اثر شکیبایی و ایثار
بالنده کنند و از طریق مسئولیتی که در خانه و خانواده دارند، به تلاش بیشتر روی
آورند و استعدادهای خود را برای اداره مناسب خانواده به کار گیرند و در نتیجه،
به موفقیت بیشتری نایل آیند.

پیامبر گرامی
اسلام (صلی الله علیه و آله) فرمودند: «به جوانان خود، همسر دهید، به درستی که
خداوند در سایه همسر، اخلاقشان را نیکو می کند، رزقشان را زیاد می کند و
جوانمردی آنان را زیاد می کند».[۲۵]

۸. رشد اقتصادی

همسران جوان به
دلیل احساس مسئولیت بیشتر و به دلیل اینکه خود را مدیر خانواده می دانند بعد از
ازدواج تلاش بیشتری در راستای رشد اقتصادی  خویش، تأمین مایحتاج زندگی، تهیه
مسکن و... می نمایند. انسان ها به طور ذاتی به گونه ای هستند که تا فشار
اجتماعی و نیازهای زندگی وجود نداشته باشد، کمتر به تلاش و کوشش مبادرت می کنند
و لذا پسر و دختر تا زمانی که خانه پدرشان هستند و از جیب پدر، هزینه می کنند،
کمتر به فکر مسایل اقتصادی و پس انداز و توسعه زندگی هستند.

دختر و پسر وقتی
ازدواج می کنند و مسئولیت خانواده و فرزندان را به دوش می گیرند، زمینه تلاش و
فعالیت در آنان بیشتر شده و به صورت طبیعی امکانات زندگی نیز در سایه تلاش و
کوشش، توسعه پیدا می کند. علاوه بر اینها، افراد دارای همسر، مورد عنایت افراد
جامعه بوده و به طور معمول در مراکز اقتصادی و کاری، به اینها اعتماد بیشتری
دارند و کار را به اینها واگذار می کنند. همچنین از عوامل بسیار مهم در رشد
اقتصادی افراد دارای همسر و خانواده، عنایت ویژه خداوند به اینها می باشد.
خداوند متعال رزق و روزی این افراد را تضمین نموده است[۲۶]
و در تعهّدات خداوند خطا و اشتباه، ممکن نیست.

امام صادق (علیه
السلام) فرمودند: «رزق و روزی به خاطر بچّه ها و خانواده (افراد تحت تکفّل)
داده می شود».[۲۷]

همچنین پیامبر
گرامی اسلام حضرت محمد (صلی الله علیه و آله) درباره آثار اقتصادی ازدواج
فرمودند: «پسر و دخترهای مجرد خود را همسر دهید که خداوند اخلاق آنها را نیکو
می گرداند و روزیشان را افزایش داده و بر مروت و جوانمردی آنان می افزاید».[۲۸]

 بنا بر آنچه
گفته شد به خوبی آشکار می شود که ازدواج به زحمت سختی هایش می ارزد.

 

آرامش بعد
ازدواج


پرسش ۲.
                     
  اگر ازدواج باعث آرامش روانی است، چرا برخی
متأهل ها در زندگی روی آرامش را نمی بینند؟



یکی از آثار روانشناختی ازدواج، دست یابی به آرامش درونی و امنیت اجتماعی زن و
شوهر است که در سایه برقراری روابط عاطفی بسیار نزدیک آنها به دست می آید.

نقش روابط زن و
شوهر در آرامش یکدیگر وقتی بیشتر آشکار می شود که آسیب تأخیر ازدواج و آسیب های
روابط ناهنجار را مشاهده کنیم، البته برای ایجاد فضای آرامش و اعتماد، باید زن
و شوهر و اطرافیان بیشترین همکاری و گذشت را داشته باشند و همگی بدانند در میان
حوادث استرس زا، شدیدترین استرس ها در اثر از هم گسیختگی روابط خانوادگی پدید
می آید، به طوری که از دست دادن همسر و زندگی جدا از یکدیگر ۳۵تا بیش از ۸۰
درجه تنیدگی[۲۹]
به دنبال دارد.[۳۰]
قرآن کریم نیز در آیات متعددی می فرماید:

«از نشانه های
خداوند این است که از نوع خودتان، همسرانی برای شما آفرید تا در کنار آنان
آرامش یابید و میانتان دوستی و رحمت  نهاد»[۳۱].

«اوست خدایی که
شما را از نفس واحدی آفرید و همسرتان را از آن پدید آورد تا در کنار او
بیاسایید».[۳۲]

البتّه واقعیت
این است که مشکلات و عواملی وجود دارند که این آرامش را به خطر انداخته و گاهی
پایه های مهر و محبّت همسران را فرو خواهند ریخت؛ بنابراین در ادامه به برخی
مشکلات و آسیب هایی که سبب اخلال در آرامش خانواده می شود، اشاره می گردد:

الف. مسائل پیش
از ازدواج

۱. عدم انتخاب
مناسب

یکی از عوامل
ایجاد اختلاف و ناسازگاری و به دنبال آن نبود آرامش در زندگی این است که
متأسفانه گاه افراد از مسایلی که باید قبل از ازدواج نسبت بدان حساس باشند غفلت
نموده و با ورود به زندگی مشترک ناهمگونی ها برایشان نمود پیدا می کند! به همین
دلیل دختر و پسر می بایست در بررسی ملاک های گزینش همسر، ملاک های جسمانی،
روانشناختی، اقتصادی، اجتماعی و خانوادگی طرفین را مدّنظر قرار دهند تا همتای
مناسب خود را برای یک عمر زندگی برگزینند.

امام علی (علیه
السلام) می فرمایند: «زنی که مورد موافقت شوهرش باشد (یعنی هر دو مورد توافق
باشند) یکی از دو راحتی و آسایش است».[۳۳]

 ۲. مهریه سنگین

قرآن کریم با
لطافت و ظرافت بی نظیری فلسفه گذاشتن مهریه برای زن را، هدیه و پیشکشی اعلام
نموده و با تعبیر «نحله» بدان اشاره می نماید[۳۴].

همچنین از مهریه
به «صداق» تعبیر می کند که نشانه صداقت و راستین بودن علاقه مرد به همسر خویش
است. این امر تأثیر روانشناختی ویژه ای در زن برجای می گذارد؛ زیرا وی احساس می
کند مرد به او علاقه مند است و حاضر است هزینه کند.

در تعیین مهریه
نباید هیچ کدام از پسر و دخترها و خانواده هایشان احساس برد یا باخت کنند؛ زیرا
اگر چنین احساسی به آنان دست دهد، شیرینی زندگی و ازدواج به تلخی تبدیل خواهد
شد.

مهریه های سنگین
یکی از عوامل به هم زدن آرامش در خانواده هاست و نشان دهنده بی اعتمادی خانواده
دختر به داماد است و می تواند به عنوان یک ابزار در دست دختران قرار گرفته و
پسران را از این نظر همیشه تحت استرس و فشار قرار دهد.

رسول گرامی
اسلام (صلی الله علیه و آله) نیز در باب نکوهش سنگینی مهریه می فرمایند: «در
مهریه آسان بگیرید؛ زیرا مرد کابین (سنگین) زن را می دهد اما در دلش نسبت به او
کینه و دشمنی به وجود می آید».[۳۵]

همچنین می
فرمایند: «از میمنت زن این است که راحت خواستگاری شود و  کابین (مهریه اش) سبک
باشد».[۳۶]

۳. دوستی های
قبل از ازدواج

این دوستی ها
علاوه بر مشکلاتی که به دلیل احساس گناه به سبب ناخشنودی خداوند از این ارتباط،
ترس و اضطراب ناشی از آبروریزی، احساس سرخوردگی، شکست روحی، افسردگی و... برای
دختر و پسر ایجاد می کند، با توجّه به ویژگی غیرت در مرد باعث می گردد حتّی اگر
روابطشان به ازدواج نیز بینجامد، اعتمادش از همسر خود سلب گشته سؤالاتی در ذهن
او شکل گیرد که چرا همسرم پیش از محرمیت با من رابطه برقرار کرد؟! نکند مشابه
این رابطه را با دیگران نیز داشته است و اگر دوستی ها به ازدواج نیانجامد
آشفتگی در احساسات و عواطف به ویژه از سوی دختران پیش می آید و باعث می گردد که
این افراد نتوانند عاطفه، عشق، صفا و صمیمیتی را که لازمه زندگی مشترک و ستون
خیمه زندگی زناشویی است در زندگی با همسر خود ابراز نمایند. به همین دلیل است
که قرآن کریم یکی از شرایط ازدواج را پاکدامنی می داند که هیچ کدام از پسر[۳۷]
و دختر دوست پنهانی و نامشروع نگرفته باشند.[۳۸]

۴. وارونه جلوه
دادن حقایق

امروزه آسیب های
مختلفی سلامت ازدواج و به دنبال آن زندگی مشترک همسران را تهدید می کند که رواج
فریب یا تدلیس در ازدواج یکی از مهم ترین  آنهاست.

این مسئله علاوه
بر آنکه آثار و پیامدهای حقوقی ویژه ای دارد که با عنوان قانون «تخلف از شرط
صفت» در قانون مدنی مطرح و قابل پیگیری است، باعث ایجاد فضای بی اعتمادی و
بدبینی در فضای ارتباطی زن و شوهر گشته و زمینه اختلافات جدّی و به دنبال آن
عدم آرامش را در زندگی آنان به وجود می آورد. به همین دلیل است که برگزاری
جلسات گفتگوی مستقیم (تحت نظارت خانواده های دو طرف) دختر و پسر و اطلاع یافتن
آنان از آنچه در آینده می تواند در زندگی مشترکشان تأثیرگذار باشد، یکی از مهم
ترین گام های فرایند انتخاب همسر است.

ب. مسائل بعد از
ازدواج

۱. عدم رعایت
حقوق اعضای خانواده

خانواده از
افراد و شخصیت های متفاوت تشکیل شده است که با پذیرش اصول اساسی زندگی مشترک و
پایبندی به آن در یک «ما»ی فراتر گرد آمده اند. نادیده گرفتن شخصیت فردی و
تحمیل سلیقه های شخصی بر همگان، هزینه های عاطفی - رفتاری سنگینی را به دنبال
دارد که دل سردی و از خودبیگانگی اعضای خانواده، کمترین پیامد منفی و فروپاشی
خانواده، بزرگترین زیان چنین نگرشی است.[۳۹]

راهکار اسلام
جهت دوری از حسّ برتربینی این است که هر یک از  اعضای خانواده به حقوق دیگری
احترام گزارده و وظایفی را که بر عهده دارند رعایت کنند، در این صورت انتظار
خیر و سعادت، محبّت و لذّت، آرامش و اعتماد به زندگی مشترک را داشته باشند.

۲. رقابت منفی

متأسفانه برخی
از خانواده ها بدون توجّه به شرایط ویژه و نیازهای واقعی زندگی خود دچار
اشتباهی به نام نابهنجاری چشم و هم چشمی می شوند. مؤلفه های اساسی این پدیده در
خودنمایی، رقابت و فزون طلبی کور قابل مشاهده است که موجب تنش، بی قراری،
نارضایتی، اضطراب و افسردگی همسران گشته و آرامش را از زندگی مشترک سلب می کند.

۳. عدم توجه به
حریم خصوصی

گرچه روابط
خویشاوندی و فامیلی به نوبه خود مورد تأکید و اهمیت است؛ اما عدم رعایت بعضی از
نکات مسائلی را در روابط زن و شوهر ایجاد می کند که آرامش را از زندگی آنان سلب
می کند. به عنوان مثال دخالت های غیرضروری و نابجای اطرافیان یکی از مواردی است
که مایه سلب آرامش زوجین می گردد.

در عین حال که
لازم است زن و شوهر پس از ازدواج، روابط خود را با خانواده ها حفظ نموده و به
برقراری روابط مطلوب با خویشاوندان همسر نیز بپردازند، باید نوعی استقلال به
دست آورده و خانواده جدیدی را با حریم خصوصی تشکیل دهند به طوری که حتی پدر و
مادرها نیز از این محدوده خارج باشند.

بر کسی پوشیده
نیست که پدر و یا مادر حق دارند در مواقعی نوعروس  و تازه داماد را راهنمایی
کنند، اما باید به این نکته نیز توجّه داشته باشند که نیازی به دخالت در همه
جزئیات زندگی نیست. در واقع حمایت اجتماعی و مالی والدین از همسران جوان، نباید
موجب دخالت در زندگی آنان و تحمیل نظریات به آنها شود؛ زیرا متأسفانه دخالت های
بی مورد اطرافیان باعث اختلاف و ناسازگاری همسران شده، آرامش زندگی آنان را سلب
می نماید.

۴. ناآشنایی با
مهارت های همسرداری

آشنایی با مهارت
های همسرداری، از قواعد اولیه زندگی مشترک است. بسیاری از مشکلات خانواده ها،
ناشی از عدم شناخت وظایف، عدم آشنایی با راه های برقراری رابطه و عدم آشنایی با
ویژگی های زن و مرد، است. ممکن است آقا یا خانمی، تحصیلات عالی داشته باشد ولی
در اصول و مهارت های همسرداری، بسیار ضعیف باشد.[۴۰]

در این راستا در
آموزه های دینی و تربیتی اسلام سفارش هایی به هر یک از همسران گردیده که اگر
التزام عملی به آنها داشته باشند، روابطشان مستحکم و پایدار و با محبت خواهد
بود.در اینجا به مضمون و مفهوم برخی از این توصیه ها اشاره می گردد:

۱. با همدلی، هم
فکری، همکاری و مشورت با یکدیگر درباره مسائل مختلف، میان اعضای خانواده روابط
سالم پدید آورید.

۲. هر یک از
زوجین، دیگری را نزدیک ترین و محرم ترین فرد نسبت به خود  بداند و او را حامی و
پشتیبان خود تلقی کند.

۳. با یادگیری
مهارت های ارتباطی نظیر گوش کردن فعال به حرف های یکدیگر، احترام به نظرها و
عقاید همدیگر و تشریک مساعی و مشورت کردن، روابط خود را بهبود بخشید.

۴. هنگام اختلاف
نظر یا سوء تفاهم، به جای سرزنش یکدیگر یا تفسیر نادرست، به شناسایی مسئله و
یافتن راه حل آن بپردازید و در صورت لزوم، کمک و مشاوره افراد با تجربه و متخصص
را جلب کنید.

۵. به هر طریق
ممکن، رفتارهای مطلوب همسرتان را مورد توجه و تأیید قرار دهید؛ به گونه ای که
همسرتان بفهمد برای او ارزش قائل هستید.

۶. تشویق و
تأیید و بیان نکات مثبت، به طور آشکار یا در جمع باشد؛ اما انتقاد و تذکّر نکات
منفی، به طور محرمانه و در تنهایی صورت گیرد.

۷. برای خصوصیات
و نیازمندی های یکدیگر، ارزش قائل شوید و در روابط کلامی و عاطفی، به افکار و
خواسته های همسرتان توجه کنید.

۸. اگر رفتار
خاصی برای شما مبهم است، ساده ترین راه این است که از همسرتان هدف و علت آن
رفتار را بپرسید و با روش مسالمت آمیز، صمیمانه و خوش بینانه موضوع را روشن
کنید.

۹. خشونت را با
سکوت پاسخ گویید و در موقعیتی مناسب، درباره مسئله مورد نظر، بحث و گفت وگو
کنید.

۱۰. بکوشید در
سراسر زندگی - به خصوص در روابط بین خود و همسرتان - به جای هر گونه پیش داوری
یا مشاهده اشکالات و ضعف ها، نقاط مثبت و قوت را ببینید. به عبارت دیگر، به جای
توجه به نیمه خالی لیوان، به نیمه پر آن توجه کنید.

 ۱۱. در برنامه
ریزی برای فعالیت های اجتماعی، اوقات فراغت، دید و بازدیدهای خانوادگی و نظایر
آن، با یکدیگر مشورت کنید و از یک جانبه نگری بپرهیزید.

۱۲. در هر فرصت
ممکن، با همسر و اعضای خانواده تان، ارتباط کلامی و عاطفی برقرار کنید. زنان از
صحبت کردن با همسرشان بیشتر لذت می برند؛ بنابراین مردان باید فعّالانه به
سخنان آنان گوش کنند و واکنش مناسب نشان دهند.

۱۳. گاهی در
فضایی محرمانه، محبت آمیز و صمیمانه به ارزیابی رفتار و روابط یکدیگر بپردازید
و از یکدیگر بپرسید، چه باید کرد تا روابط تان بهتر و بانشاط تر شود.

۱۴. همیشه، در
رویارویی با مسائل و مشکلات خانوادگی، خود را در وضعیت طرف مقابل قرار دهید و
با قبول مسئولیت خود و شناخت انتظارات متقابل، به حل و فصل اختلافات روی آورید.

۱۵. در هر روز
یا در هر هفته، زمان مشخصی را برای گفت و گو درباره مسائل و مشکلات و به اصطلاح
درد دل کردن با همسرتان، اختصاص دهید.

۱۶. از داشتن
نگرش های آرمان گرایانه و شاعرانه، انتظارات غیرواقع بینانه در ازدواج و روابط
زناشویی اجتناب کنید.

۱۷. زن و شوهر
از مسخره کردن یکدیگر و گفتن سخنان طعنه آمیز و دو پهلو جداً پرهیز کنند.

۱۸. از
رفتارهایی نظیر متلک، تحقیر، سرزنش و به رخ کشیدن یکدیگر - که موجب افزایش
مقاومت های روانی در طرف مقابل است - باید بپرهیزند.

۱۹. در سراسر
زندگی - از جمله در زندگی خانوادگی - بکوشید به نقاط مثبت و نعمت هایی که در
اختیار دارید بیندیشید، نه به اموری که در اختیار ندارید.

 ۲۰. با یادآوری
برخی ایام - مانند روز تولد، سالگرد ازدواج و نظایر آن - و دادن هدیه هایی
هرچند کوچک (مثل یک شاخه گل)، به طور نمادین عشق و علاقه خود را به همسرتان
ابراز دارید.

۲۱. خود را در
برابر همسرتان آراسته و پاکیزه و جالب توجّه نگه دارید و از پریشانی و وضع
نامرتب بپرهیزید.

۲۲. خطای یکدیگر
را در حضور دیگران، فرزاندن، آشنایان، والدین و ... بازگو نکنید.

۲۳. هرگز
همسرتان را با زن یا مرد دیگری مقایسه نکنید.

۲۴. از رفتارهای
مطلوب همسرتان تشکر کرده، او را تشویق کنید و انگیزه تکرار آن رفتار را بیشتر
سازید.

۲۵. به قول هایی
که به همسرتان داده اید، عمل کنید تا به سلب اعتماد و احساس فریب خوردگی
نینجامد.

۲۶. از نسبت
دادن القاب و زدن برچسب های ناگوار و نامطلوب - مانند بدقول، شلخته، کله شق، یک
دنده، لجباز و خودخواه - به یکدیگر بپرهیزید.

۲۷. همسرتان را
تکریم کنید؛

۲۸. از سلام
کردن به یکدیگر دریغ ننمایید؛

۲۹. در معاشرت
ها ادب فراموش نشود؛

۳۰. استقبال و
بدرقه شوهر مستمر باشد؛

۳۱. از همسر خود
قدردانی و سپاس گزاری کنید؛

۳۲. خوش خلقی
هرگز فراموش نشود؛

۳۳. مهربانی و
محبت همیشگی باشد؛

۳۴. هرگز به فکر
آزار همسر نباشید؛

 ۳۵. جلب رضایت
شوهر در اولویت برنامه باشد؛

۳۶. قهر کردن را
زشت بدانید؛

۳۷. صیانت از
آبروی همسر را جدی بگیرید؛

۳۸. در اداره
منزل با همسر همراهی نمایید؛

۳۹. صرفه جویی
یک ارزش اساسی تلقی شود؛

۴۰. مدارا با
همسر شعار همیشگی باشد؛

۴۱. رازدار
امینی باشید؛

۴۲. همسرتان را
همان گونه که هست بپذیرید؛

۴۳. همسرتان را
تحقیر و سرزنش نکنید؛

۴۴. مچ گیری
نکنید؛

۴۵. گذشته را
فراموش کنید؛

۴۶. فداکاری
داشته باشید؛

۴۷. زود قضاوت
نکنید؛

۴۸. به اقوام
یکدیگر احترام بگذارید؛

۴۹. از تعصب بی
جا پرهیز کنید؛

۵۰. به روحیات
همسر دقت کنید؛

۵۱. به همسرتان
شخصیت و ارزش بدهید؛

۵۲. در مقابل
دیگران همسر خود را سرزنش نکنید؛

۵۳. هنگام صدا
زدن همسر از باجاذبه ترین نام استفاده کنید؛

۵۴. مواظب خشم و
خروش خود باشید؛

۵۵. به سلیقه و
دیدگاه همسر احترام بگذارید؛

۵۶. با همسرمان
(خانم ها) جدی و رسمی نباشیم بلکه خودمانی باشیم؛

 ۵۷. به وظایف
اخلاقی التزام جدی داشته باشید؛

۵۸. پاکدامنی
سرلوحه کارتان باشد؛

۵۹. تلاش های
همسر را مهم تلقی کنید؛

۶۰. به درد دل
یکدیگر گوش دهید؛

۶۱. با افکار
دیگران تصمیم نگیرید؛

۶۲. در پیش بچه
ها از پدر با بزرگی یاد کنید؛

۶۳. خانواده خود
را به رخ همدیگر نکشید؛

۶۴. اشتباه خود
را بپذیرید؛

۶۵. حفظ صداقت و
متانت با شوهر داشته باشید؛

۶۶. در خرید
لوازم منزل با خانم مشورت کنید؛

۶۷. شنونده خوبی
برای همسر باشید؛

۶۸. از امر و
نهی دائمی پرهیز کنید؛

۶۹. افراد غریبه
را با خانم خود آشنا نکنید؛

۷۰. به تفاوت
های زن و مرد توجه داشته باشید و آنها را بیاموزید.

۵-ضعف التزام به
وظایف اخلاقی

نهاد خانواده به
مثابه جامعه کوچکی است که هر یک از اعضای آن به گونه‌ای
بر دیگری تأثیرگذار است. التزام همسران به حقوق اخلاقی متقابل علاوه بر تأثیرات
تربیتی که بر فرزندان دارد، در رشد معنوی و تربیتی یکدیگر نیز تأثیرگذار و باعث
استحکام روابط می شود. وقتی همسران در محیطی عاطفی، دوستانه و مملو از ارزش‌های
اخلاقی، گذران عمر می‌کنند،
آرام‌آرام
و به صورت ناهوشیار بر کمالات و زیبایی‌های
اخلاقی آنان افزوده خواهد شد. زیرا محیط سالم و پاکیزه (از نظر اخلاقی) در
شخصیت و نوع کارکردهای افراد تأثیر می‌گذارد
و همین‌طور
افراد سالم و بهنجار, متقابلاً در محیط و بهتر شدن آن اثر می‌گذارند
و همین‌طور
این سیر ترقی ادامه دارد.

آلبرت بندورا
یکی از روان شناسان بزرگ غربی اعتقاد دارد وقتی فردی در محیطی زندگی می کند و
رفتار خاصی انجام می دهد (خوب یا بد) آن رفتار در محیط تأثیر گذاشته و محیط را
تغییر می دهد و محیط تغییر یافته، دوباره بر فرد اثر گذاشته و رفتار او را به
نوعی دیگر رقم می زند؛ حال اگر رفتار فرد، مطلوب و صحیح باشد، محیط به طرف
اصلاح و پاکیزه تر شدن متمایل شده و محیط پاکیزه دوباره بر فرد اثر گذاشته و
رفتار او بهتر از گذشته خواهد شد. این فرایند در رفتارهای ناهنجار نیز وجود
دارد. به عنوان مثال وقتی افراد سالم و مؤمن و  بهنجاری در محله ای زندگی
بکنند، آن محله تحت تأثیر این افراد قرار گرفته و فضای معنوی و خوبی پیدا خواهد
کرد و این فضای معنوی در خود افراد نیز اثر گذاشته و رفتارشان از مرحله قبل
بهتر خواهد شد.[۴۱]

آبرهام مزلو[۴۲]
یکی از اندیشمندان و روان شناسان بزرگ، در طبقه بندی نیازهای اساسی انسان،
معتقد است؛ نیازهای فیزیولوژیکی، نیاز به امنیت، تعلق و محبت، حرمت خود،
نیازهای شناختی و ذوقی و سرانجام نیاز به خودشکوفایی، به ترتیب اولویت قرار
دارند.

مزلو در خصوص
نیاز به احترام و تعلق که حرمت خود بخشی از آن است می گوید: همه افراد جامعه ما
(به جز برخی بیماران) به یک ارزشیابی ثابت و استوار و معمولاً عالی از خودشان و
به احترام به خود و احترام به دیگران، تمایل و نیاز دارند.[۴۳]

در قرآن کریم به
وضوح و صراحت بیان شده که یکی از آثار مهم ازدواج، آرامش و امنیت خاطر است[۴۴].
آرامش گری همسران برای یکدیگر زمانی حاصل می شود که آموزه های مربوط به یکدیگر
و تعهدات اخلاقی نسبت به همدیگر را رعایت کنند. در سایه التزام به مباحث اخلاقی
است که همسران می توانند به عنوان ستون اصلی خیمه خانواده، آرامشگری را در محیط
خانه ایجاد کنند؛ آرامشگری که ارزشمندترین نعمت و کارآمدترین ابزار در خانواده 
است. وقتی همسران التزام جدی به مسائل اخلاقی ای همچون: بدرقه شوهر، استقبال از
شوهر، اظهار محبت، همکاری و همدلی، زینت برای یکدیگر، احترام به بستگان یکدیگر،
دلسوزی و فداکاری برای همدیگر، خوش زبانی و از همه مهم تر آراستگی به عفت و
پاکدامنی و حجاب و رعایت حریم نامحرم، داشته باشند فضای خانه باطراوت و جذاب
شده و روابط از استحکام خوبی برخوردار خواهد شد.

 

تجربیات دوران
نامزدی


پرسش ۳.
                     
  چند ماهی هست که نامزد هستیم و متأسفانه گاهی
روابط ما به هم می خورد، لطفاً توضیح دهید که چه عواملی باعث می شود تا شیرینی
این دوران به تلخی و اختلاف منجر شود؟ چه توصیه هایی برای بهبود روابط با خانمم
را دارید؟


قبل از پاسخگویی
به سؤال مورد نظر شایسته است به این نکته اشاره گردد که منظور ما از «دوران
نامزدی»[۴۵]،
فاصله بین عقد و عروسی است؛ یعنی، عقد صورت گرفته باشد و پسر و دختر به یکدیگر
محرم شده اند. یا اگر طرفین برای عقد دائم آمادگی ندارند و می خواهند در فرصت و
مناسبتی خاص و با برپایی جشن، زندگی مستقل خود را شروع کنند، با خواندن عقد
موقت به یکدیگر محرم می شوند تا زمان مناسب برای عقد دائم فراهم شود.

 باید دانست؛
ازدواج مراحلی دارد که اگر در هر مرحله ای براساس شناخت و آگاهی، سنجیده گام
بردارید به خوبی از آن مرحله عبور کرده و به تدریج آماده زندگی مشترک خواهید
شد.

در مرحله
خواستگاری شما یک شناخت اجمالی نسبت به یکدیگر پیدا کردید و بر اساس آن تصمیم
گرفتید با هم ازدواج کنید، یعنی همدیگر را پسندیدید؛ امّا با توجّه به این که
انسان موجودی پیچیده و دارای ابعاد گوناگونی است و به لحاظ شخصیتی از ویژگی های
خاصی برخوردار است، لازم است در دوران عقد شناخت و آگاهی خود را نسبت به روحیات
یکدیگر کامل تر کنید تا برای زندگی مشترک از آمادگی های لازم برخوردار شوید؛
زیرا شناخت در دوره قبل از عقد برای انتخاب بود و شناخت در دوران عقد به دلیل
عدم وجود محدودیت های دوره قبل برای تفاهم بیشتر زوجین جهت سازگاری افزون تر در
زندگی مشترک است.

اگر در پی آن
هستید که «دوران نامزدی» شما به دور از اختلاف باشد و در آرامش و موفقیت های
زندگی مشترکتان تأثیر عمیقی داشته باشد، به راهکارهای زیر توجه کنید:

۱. ملاقات های
صمیمانه

دختر و پسری که
قصد دیدار یکدیگر در دوران عقد را دارند، با ظاهری آراسته هم دیگر را ملاقات
کنند. یعنی آقایان، اصلاح به موقع موهای سر، شانه زدن موها و مرتب کردن آنها،
تمیز بودن لباس ها، استفاده از عطر مناسب و مورد علاقه همسر و... را از خاطر
نبرده، دختران نیز سعی کنند در موقع ملاقات با همسر به سر و وضع خویش توجه
نموده، علاوه بر استفاده از عطر و آرایش  مناسب برای افزایش زیبایی از لباسی
استفاده کنند که بیشتر برازنده آنهاست تا بر جذابیت خود برای همسر بیفزایند.

همچنین یکی از
موضوعات مهمی که دختر و پسر در ملاقات ها درصدد کشف آن هستند درجه محبّت و
علاقه همسر نسبت به خود می باشد؛ بنابراین، بر زن و شوهر لازم است که مراتب عشق
و علاقه خود را نسبت به همسر ابراز داشته و از گفتن هر کلمه یا انجام هر عمل
دلسردکننده ای که بوی کم محبّتی از آن استشمام می شود، خودداری نمایند.

البتّه رعایت
متانت و وقار در معاشرت ها و پرهیز از شوخی ها و حرکات سبک و زشت نیز از جمله
آدابی است که سزاوار است در این ملاقات ها مورد توجّه همسران قرار گیرد.

۲. بها دادن به
احساسات و عواطف یکدیگر

معمولاً خاطرات
تلخ و شیرین دوران نامزدی، گاهی تا آخر عمر در ذهن طرفین باقی مانده و در زندگی
آینده شان تأثیر می گذارد؛ بنابراین شایسته است که دختر و پسر در دوران نامزدی
مواظب عواطف، احساسات و شخصیت یکدیگر باشند.

هرگونه
سرسنگینی، بی اعتنایی و خدای ناکرده تکبّر در مقابل عواطف و احساسات نامزد ممکن
است باعث جریحه دار شدن عواطف وی گشته، کار را به جایی برساند که وی کینه همسرش
را به دل گرفته و این مسئله لطمه های سنگینی بر زندگی مشترک وارد سازد.

۳. هدیه دادن

هدیه نامزد
نشانه توجّه و محبّت اوست و اثر زیادی بر همسرش خواهد داشت؛ زیرا به طور
ناخودآگاه مهر و محبّت وی را در دل همسرش جای داده  و به عنوان عاملی مهم در
ایجاد ارتباط صحیح باعث همگرایی آنها نسبت به یکدیگر خواهد شد.

پیامبر گرامی
اسلام (صلی الله علیه و آله) در این زمینه می فرماید: «مردی که وارد بازار شود
و هدیه ای برای خانواده اش بخرد، اجر و پاداش او برابر کسی است که نیازهای
نیازمندان را برآورد».[۴۶]

البتّه لازم
نیست که هدیه گران قیمت باشد، بلکه شایسته است هدیه هر چند که اندک است زیبا و
مورد علاقه طرف مقابل باشد و مهم تر آن که با ظرافت داده شود؛ زیرا هدیه دادن
ظرافت و سلیقه خاصی را می طلبد. به عنوان مثال همراه با نگارش جمله «دوستت
دارم» یا جمله ای شبیه آن باشد.

امام صادق (علیه
السلام) می فرماید: «دل به نوشته اعتماد می کند و آرام می گیرد».[۴۷]

برای رسیدن به
شناخت بیشتر در این دوران طلایی می توان با یکدیگر به مسافرت کوتاه رفت؛ زیرا
در مسافرت جنبه های مثبت و منفی اخلاق انسان به‌طور
ناخودآگاه بروز کرده و زمینه شناخت بیشتر فراهم می شود.

 

آسیب‌های
دوران نامزدی

در دوران عقد
آسیب هایی وجود دارد که اگر با آنها مقابله نشود، پایه های زندگی مشترک را سست
خواهد کرد. برخی از این آسیب ها عبارتند از:

۱. مقایسه های
ناشایست

یکی از آفت ها و
عوامل مهم دل سردی و نارضایتی در روابط همسران، مقایسه کردن همسر و نامزد خود
با دختران و پسران دیگر و گاهی خواستگاران  دیگر است. در این مقایسه ها چه بسا
طرفین به این نتیجه می رسند که دیگران از همسرشان بهتر هستند. در حالی که این
برداشت به خاطر ظاهربینی و عدم اطلاع از عیب های دیگران و عدم آشنایی با زیبایی
های اخلاقی، خلقی، جسمانی، اجتماعی و... همسرشان است.

اگر همسران،
خواهان آرامش و رضایت خاطر هستند، باید دست از این مقایسه و مطرح کردن این گونه
مسایل بردارند. این گونه مسایل زیان بار معمولاً به دلیل چشم چرانی مرد یا
حساسیت زن به وجود می آید. فردی که هر روز به صدها دختر و پسر چشم می دوزد و
آنها را با لباس های رنگارنگ و اندام های متفاوت مشاهده می کند. به طور معمول
در ذهنش این مقایسه انجام می شود که همسر من آن شرایط و ویژگی ها را ندارد!! در
آموزه های دینی برای جلوگیری از هوس های شیطانی و آسیب زا، به مردان و زنان
توصیه شده تا چشمان خود را از نامحرم ببندند و به آنها نگاه آلوده نداشته
باشند.

امام صادق (علیه
السلام)، درباره پیامدهای ناپسند و مشکل آفرین نگاه حرام می فرمایند: «نگاه
حرام، تیری مسموم از تیرهای شیطان است و چه بسا یک نگاه، حسرت و اندوهی طولانی
به دنبال داشته باشد».[۴۸]

۲. انتظارات بی
جا

متأسفانه گاهی
مشاهده می شود که دختر و پسر توقعات بیجایی از هم دارند و بارهای سنگینی را بر
هم تحمیل و این دوران شیرین را تلخ می نمایند. این توقعات به طور معمول برخاسته
از نگاه سطحی به زندگی است و هر عقل سلیمی آن را ناپسند می داند و حتماً از آن
باید پرهیز کرد. اگر بزرگ ترها چنین  مسایلی را پیش آورند، دختر و پسر باید
هوای همدیگر را داشته باشند و علاوه بر اینکه نباید وارد این امور واهی شوند،
لازم است از یکدیگر دفاع کنند و هر کدام نگذارند بر دیگری فشار وارد شود.

۳. دخالت های بی
جا

جوانانی را
مشاهده کرده ایم که دوران شیرین نامزدی و کانون باصفای زندگی شان و قلب های پر
از محبتشان، به خاطر دخالت های بی جای اطرافیان، به تلخی و سردی و کدورت کشیده
شده است! زوج های جوان باید همیشه مراقب این افراد باشند و زندگی شیرین خود را
از «نیش زهرآگین» آنان محفوظ و مصون نگه دارند و هوشیار و مواظب باشند که ممکن
است این «افراد» در قیافه «دلسوز و خیرخواه» نیز ظاهر شوند! بهترین راه مقابله
با این گونه افراد آن است که در ظاهر سری تکان داده و بگذریم و سعی شود بدون
ناراحتی آنها صورت مسئله را تغییر دهیم و همچنان به همدلی و صمیمیت یکدیگر
پایبند باشید البته برای موفقیت در این مرحله «هوشیاری دختر و پسر» لازم است.

۴. رعایت نکردن
احترام پدر و مادر

بعضی دختر و
پسرها، پس از اینکه همسر و مونس خود را یافتند، پدر و مادر را فراموش می کنند و
یا به آنان کم توجه می شوند و گاهی نسبت به آنان بی ادبی می کنند. گاهی مادر
پسر، پس از آوردن عروس و حتی به محض نامزدی و عقد، احساس می کند پسرش دیگر آن
علاقه و توجه سابق را به او ندارد! و این برایش بسیار سنگین و سخت است و گاهی
از عهده تحملش خارج می شود. آن گاه است که ناراحتی و دعوا برپا می کند.

همسران جوان
بایستی مراعات حال پدر و مادر دو طرف را بکنند. به طوری که پدر و مادر همسر را
نیز همانند پدر و مادر خود بدانند و توجه  داشته باشند که احترام به پدر و مادر
همسر، محبت و سازگاری بیشتر همسر را به ارمغان می آورد و او نیز به پدر و مادر
شما احترام می گزارد و این گونه دور تصاعدی محبت بالا می گیرد. اما اگر این روش
انتخاب نشود دور نزولی زندگی شروع می شود و با تلخی و نگرانی پسر و دختر همراه
خواهد بود. بنابراین نباید والدین را فدای همسر کرد و یا همسر فدای والدین شود.

اگر عروس و
داماد، به همه جوانب امور توجه داشته باشند و حق هر کس را به جای خود رعایت
کنند، بسیاری از این نزاع ها و کشمکش ها میان والدین و عروس و داماد به وجود
نمی آید. عروس و داماد باید توجه داشته باشند که پدر و مادر، سال ها زحمت کشیده
اند و آنان را با سختی ها و خون دل خوردن ها بزرگ کرده اند، اکنون انصاف نیست
که به آنان بی مهری کنند. ناراحت کردن پدر و مادر، نارضایتی خداوند را به دنبال
دارد و نارضایتی خدا، لطمه های سنگینی به زندگی خانوادگی وارد می کند و موجب
عذاب آخرت نیز می شود. پدران و مادران، مایه برکت زندگی فرزندانند. نباید این
سرمایه ارزنده را از دست داد. پدر و مادرها هرگز بدبختی و ناراحتی عزیزانشان را
نمی خواهند. آنان خواهان سعادت و خوشبختی فرزندانشان هستند.

پسر و دختر خوب
است قدر نعمت پدر و مادر را بدانند. انصاف نیست الان که به هم رسیده اند، آنان
را رنجیده خاطر کنند. جوانان فراوانی را مشاهده کرده ایم که پس از بچه دار شدن
و تحمل مقداری زحمت بچه ها، تازه متوجه ارزش پدر و مادر خود شده و فهمیده اند
که آنان چقدر برایشان زحمت کشیده و رنج برده اند! با اینکه می دانیم امکانات
رفاهی امروز، خیلی بیشتر و بهتر از قبل است و پدران و مادران ما، با سختی های
زیادتری ما را پرورش داده اند. پس حق هر کس را به جای خود ادا کنید. بی توجهی و
اهانت به هیچ کدام روا نیست.  کاری نکنید که به تأسف و پشیمانی در آینده دچار
شوید و آنگاه بیدار شوید که دیگر پدر و مادر خفته اند!! و دیگر کاری از دستتان
برنمی آید.

۵. زیاده روی در
رفت و آمدها

رابطه دختر و
پسر و خانواده هایشان در این دوران، باید گرم و صمیمی باشد؛ اما به افراط و
زیاده روی کشیده نشود. «اعتدال» در هر کاری پسندیده است و «افراط» ناپسند.

اگر رفت و آمدها
و مهمانی ها زیاد شود، دو طرف خسته می شوند و این خستگی به محبت ها لطمه می
زند؛ به خصوص اگر این دوران، طولانی بشود. بسیار پیش می آید که جوانان می
پرسند: «در دوران نامزدی و فاصله بین عقد و عروسی، چقدر باید رفت و آمد کرد؟
چند روز یکبار؟ هر هفته چندبار؟...»

در جواب می
گوییم: اندازه معین و استانداردی ندارد، بلکه باید ببینید زمینه چقدر مهیا است
و پذیرش چه اندازه می باشد. نه آنقدر کم که دل سردی بیاورد و نه آن قدر زیاد که
خستگی آور شود. نه تکبر و سرسنگینی و بی اعتنایی و نه زیاده روی و سبک کردن خود
و به زحمت انداختن دیگران. «اندازه نگه دار که اندازه نکوست».

۶. خاطرات
ناخوشایند

ممکن است در طول
دوران قبل از عقد، کدورت ها و ناراحتی هایی پیش بیاید و خطاهایی از طرفین سر
بزند و یا در هنگام خواستگاری و بله برون و تعیین مهریه و شرایط ازدواج و
مهمانی ها، ممکن است کدورت هایی پیش آمده و مسائلی بین دو خانواده ردّ و بدل
شده باشد و بعضی از بزرگ ترها و اطرافیان و یا خود دختر و پسر، حرف های دل سرد
کننده ای زده باشند. این کدورت ها، نباید به بعد از عقد سرایت کند. با خواندن
عقد، همه این ناراحتی ها  باید برطرف گردد و به دوران پس از عقد کشیده نشود.
اگر به کسی بی احترامی شده و یا خیال می کند به او توهینی شده است، باید به
خاطر خدا ببخشد. اکنون که به سلامتی، این دو جوان زندگی مشترکشان را آغاز کرده
اند، بزرگترها و افراد دو خانواده باید ناراحتی ها را به بزرگی خودشان ببخشند و
فراموش کنند و هرگز در صدد تلافی و تجدید ناراحتی ها بر نیایند. عروس و داماد
نیز هرگز درباره آن دل خوری ها، حرفی نزنند. مطرح کردن خاطرات ناخوشایند، نشانه
عدم رشد و ناپختگی طرفین است و باعث کم شدن محبت میان همسران می شود و گاهی
لطمه های سنگینی بر پیکره زندگی نو پا وارد می کند و صفا و صمیمیت را خدشه دار
می کند.

۷. یادآوری
خاطرخواهان قبلی

بعضی از عروس و
دامادها و بستگانشان برای عزیز کردن خود و یا برای جبران عقده های حقارتشان و
یا به هر انگیزه دیگر، از خواستگاران و خاطرخواهان فراوان سابق خود، نزد یکدیگر
سخن می گویند و معمولاً تعدادشان را چندین برابر واقعی اش افزایش می دهند و
آنان را به رخ همدیگر می کشند! در حالی که مطرح کردن این نوع خاطرات و به رخ
کشیدن ها، بیشتر غرور و یا تحقیر را به دنبال دارد و گاهی به تحریک غیرت مرد و
یا احساسات زن می انجامد و موجب بدبینی و سوء برداشت می شود. به همین جهت این
نوع خاطرات گذشته باید پس از ازدواج از صحنه ذهن پاک کرد و به زبان نیاورد.

۸. طولانی شدن
دوره نامزدی

برخی از مشکلات
ناشی از طولانی شدن بیش از حدّ دوران عقد عبارت است از:

 - فشارهای
روانی که از ناحیه اطرافیان متوجه همسران می شود و درباره تأخیر عروسی و معطّلی
آن به گفت و گو می پردازند.

ـ محدودیت های
تأمین عواطف و احساسات یکدیگر و اختلال در وضعیت جسمی و روانی دوطرف.

- احساس
بلاتکلیفی برای دختران و اینکه با وجود داشتن همسر هنوز در خانه والدین زندگی
می کنند.

- خسته شدن
والدین دختر و پسر از رفت و آمد زیاد و مکرر داماد و مسایلی که پیش می آید.

- بدآموزی های
اخلاقی و تربیتی که گاهی متوجه برادران و خواهران عروس می شود.

گاهی ممکن است
این ارتباط ها فراتر رفته و زمینه اختلافات جدی را به دنبال داشته باشد. لذا
توصیه ما این است که مدت نامزدی در ازدواج فامیلی بین سه تا شش ماه و در ازدواج
با غریبه، تا نه ماه باشد. البته باید توجه داشت برای دانشجویانی که به دلیل
شرایط درسی نمی توانند عروسی کنند، ممکن است دوران عقد مدتی طولانی شود، لکن با
رعایت ادب و تأمین نظر خانواده ها و لحاظ شرایط خاص خود، قدری ارتباط ها متفاوت
باشد.

 

 

 

 

جشن ازدواج





پرسش ۴.                 
    چگونه
می توان عروسی و عقد را شاد و با نشاط و به دور از معصیت الهی برگزار کرد؛ زیرا
متأسفانه در برخی از مراسم ها و جشن های ازدواج خانواده های مذهبی نیز منکرات
بسیاری شایع شده است. چه باید کرد؟ آیا جشن ازدواج برگزار نکنیم و موجبات دل
خوری خانواده ها را فراهم کنیم یا اینکه خدای ناکرده به این منکرات تن بدهیم؟


اسلام، دینی
جامع، پویا، سرزنده و هماهنگ با فطرت انسان ها است. در تعالیم آسمانی اسلام و
آموزه های حیات بخش آن، به تمام نیازهای طبیعی و فطری انسان ها، عنایت و توجه
شده و مسیرهای کمال، سعادت و کامیابی دنیوی و اخروی ترسیم گردیده است.


یکی از آموزه ها
و دستورات اسلامی که البته مربوط به حوزه (ابعاد) روان شناختی انسان ها است،
توصیه به شادی های مثبت، سازنده، نشاط آور و هدفمند است. نیاز به شادی و نشاط
در همه عرصه های زندگی به ویژه در زندگی خانوادگی، ضروری و لازم است.


حضرت علی (علیه
السلام) درباره اهمیت شادی و شادکامی در زندگی می فرمایند: «این دل ها و روان
ها همانند بدن ها خسته و بی نشاط می شوند و نیاز به  استراحت دارند، لذا برای
آنها نکته های زیبا و نشاط انگیز (حکیمانه) فراهم کنید».[۴۹]

و در حدیث دیگری
فرمودند: «برای مؤمن سه ساعت است (شبانه روز را باید سه قسمت کند): ساعتی که در
آن با پروردگارش راز و نیاز نماید و ساعتی که در آن نیازمندی های زندگی و معاش
زندگی را تأمین کند (کار و تلاش) و ساعتی برای لذت ها و خوشی های حلال و نیکو،
قرار دهد».[۵۰]

حضرت علی (علیه
السلام) در این باره می فرمایند: «شادمانی، مایه انبساط روح و مایه وجد و نشاط
می شود».[۵۱]

در آموزه های
دینی علاوه بر توصیه به داشتن شادی های مطلوب و متعادل، شاد کردن مؤمن از
عبادات حساب شده و همچنین نشاط و سرزندگی از صفات مؤمنین قلمداد گردیده است.

امام باقر (علیه
السلام) در این باره می فرمایند: «عبادتی محبوب تر پیش خداوند، از شاد کردن
مؤمنین نیست».[۵۲]

پیامبر گرامی
اسلام (صلی الله علیه و آله) نیز فرمودند: «هر کس مؤمنی را شاد کند مرا شاد
کرده و هر کس مرا شاد و مسرور کند، خدا را مسرور کرده است».[۵۳]

 شب عروسی از
زمان های ویژه و از نقاط عطف در زندگی هر فرد است و از لحظه های بسیار مبارک و
بابرکت به شمار می رود و لذا شایسته و لازم است:

اولاً، همراه با
جشن و شادی باشد؛

ثانیا، باید
مواظب بود از حالت اعتدال و میانه روی خارج نشود و از تشریفات زاید و غیرضروری
اجتناب گردد و عروس و داماد سعی نکنند در اول زندگی، خود را به قرض و گرفتاری
بیندازند؛

ثالثا، مواظب
باشند در مراسم عروسی عمل خلاف شرع انجام نگیرد و زندگی جدید را با کارهای خلاف
شرع و حرام، شروع نکنند.

شعر خواندن، کف
زدن، خندیدن، شوخی کردن و غنا (البته با حفظ شرایط) در شب عروسی برای زنان
مانعی ندارد؛ ولی باید از موسیقی بپرهیزند؛ زن ها در حضور مردها از آواز و غنا
جداً خودداری کنند؛ خانم ها حجاب اسلامی را رعایت نمایند و با سر و صورت آرایش
کرده در معرض نامحرم ها قرار نگیرند. به داماد نیز توصیه می شود به زنان نامحرم
که در مجلس حضور دارند، نگاه نکند و زندگی خود را با حرام الهی، که قطعاً تبعات
بدی خواهد داشت، شروع ننماید.

پیشنهاد می شود
برای سرگرمی و طراوت این مجالس و استفاده بهتر، از مداحانی استفاده شود که می
توانند این مجالس را با ذکر فضایل اهل بیت (علیهم السلام)،  لطیفه های اخلاقی و
سرودهای جذاب اداره کنند.

از جمله کارهای
حرام و ناشایستی که برخی از افراد کم اطلاع یا جاهل در برخی عروسی ها و مجالس
دیگر انجام می دهند، نواختن موسیقی و همین طور غنا (خوانندگی حرام) است.

غنا یعنی
خوانندگی به نحو خاص؛ یعنی کشیدن صدا و آهنگین کردن آن به نحوی که طرب انگیز و
مناسب با مجالس لهو و گناه باشد. این نوع خوانندگی و آوازخوانی، طبق نظر مبارک
همه علما، حرام است و گناه دارد. البته یک نوع خوانندگی و آوازخوانی با حفظ
شرایطی که بیان می شود، در مجلس عروسی جایز است و آن خوانندگی زن در مجلس عروسی
است که این نیز می باید شرایط زیر را داشته باشد:

الف) خواننده زن
باشد؛

ب) حرف های
مستهجن جنسی نگوید؛

ج) همراه آن
موسیقی حرام استفاده نشود؛

د) مردان حضور
نداشته باشند و صدای زن را نشنوند؛

هـ) شب عروسی
باشد نه شب عقد؛

و) همراه
خوانندگی، رقص نباشد.

به طور خلاصه می
توان گفت که اگر نکات زیر رعایت شود ان شاءاللّه  هم رضایت الهی جلب شده و هم
میهمانان راضی خواهند بود و هم گناهی صورت نمی گیرد:

۱. باید ابتدا
عروس و داماد ملزم به رعایت آداب اسلامی باشند و مسائل شرعی  مثل پوشش، آرایش و
سایر مسائل را مراعات کنند و مرتکب خلاف شرع نشوند.

۲. زمان مناسبی
برای مراسم جشن انتخاب شود مانند: اعیاد مذهبی یا شب و روز جمعه.

۳. عروس و داماد
در نحوه برگزاری مجلس جشن با هم مشورت کنند و با خانواده های خود هماهنگ عمل
کنند؛ در این صورت از دخالت افراد خودسر جلوگیری می شود.

۴. از افراد
هنرمندی که می توانند به خواندن اشعار، بیان لطیفه های مناسب مجلس را شاد و گرم
نگه دارند، دعوت به عمل بیاید تا مجلس جشن سوت و کور نباشد و جلوی سوء استفاده
بعضی از افراد که در این موقعیت ها می خواهند اشاعه فحشا کنند و دست به کارهای
خلاف شرع بزنند، گرفته شود.

۵. محیط خانم ها
و آقایان جدا از یکدیگر باشد و از اختلاط زن و مرد جلوگیری شود.

۶. تا جایی که
توان مالی دارید پذیرایی خوبی از میهمانان داشته باشید؛ زیرا یکی از وسایل شادی
بخش همین پذیرایی هاست و می تواند جانشین خوبی برای کارهای حرام باشد.

۷. از افراد
متدین و با شخصیت در مجلس خودتان دعوت کنید؛ زیرا حضور آنها در این گونه مجالس
باعث می شود جلوی برخی از کارهای خلاف گرفته شود.

۸. اگر همه پیش
بینی های گفته شده را به کار بستید ولی هم چنان عدّه ای ابراز نارضایتی کردند
نگران نباشید و هیچ گاه رضایت دیگران را بر رضایت خدا  ترجیح ندهید و همه
تلاشتان این باشد که رضایت خداوند را به دست آورید.

 

مراسم عروسی


پرسش ۵.
                     
    آیا برگزاری مراسم عروسی و ولیمه دادن لازم
و ضروری است یا اینکه می شود عروس و داماد به حج عمره و یا زیارت امام رضا
(علیه السلام) بروند و از این همه خرج دادن ها جلوگیری کرد؟


باید توجّه داشت
که جشن گرفتن برای عقد یا عروسی بسیار مطلوب و مورد سفارش اسلام است که از آن
با عنوان ولیمه عروسی یاد شده است.

پیامبر گرامی
اسلام (صلی الله علیه و آله) در روایتی می فرمایند: «ولیمه در پنج مورد مستحب
است و ثواب دارد: ازدواج، تولد فرزند، ختنه، خرید خانه و بازگشت از مکه».[۵۴]

امام رضا (علیه
السلام) نیز فرمودند: «از سنت های پیامبران، غذا دادن در موقع عروسی است».[۵۵]

بر این اساس
ولیمه دادن در ازدواج به شرط آنکه طرفین امکان مادّی داشته باشند، مستحب بوده و
پیامبر گرامی اسلام (صلی الله علیه و آله) نیز در ازدواج خویش این موضوع را
رعایت نموده و گروهی را اطعام نمودند.

در روایات
اسلامی در مورد دفعات ولیمه دادن نیز بحث شده است به طوری که پیامبر گرامی
اسلام (صلی الله علیه و آله) در این زمینه فرمودند: «دعوت روز اوّل (در عروسی)
به حق است و دعوت روز دوم احسان و نیکی است و دعوت روز  سوم خودنمایی و شهرت
طلبی».[۵۶]

در حقیقت ولیمه
نوعی مشارکت اقوام و آشنایان در شادی و سرور زوجین است و فوایدی دارد که برخی
از آن عبارتند از:

۱. آگاهی و
گواهی مردم به ازدواج زوجین که در شهرت نسل آنان به طهارت و پاکی مؤثر است.

۲. پذیرفتن
زوجین در ورود به جامعه اسلامی و قبول آنها به عنوان اعضای فعّال و اساسی
جامعه.

۳. شرکت دسته
جمعی در مجلس شادی و سرور که بسیار نشاط انگیز است.

۴. حل و رفع
بعضی ناراحتی ها و اختلافات و سهیم شدن آشنایان و نزدیکان در حل مشکلات خانواده
جدید، در حال و آینده.

۵. تشویق جوانان
دیگر به امر مقدّس ازدواج و تشکیل خانواده.

۶. بدرقه زوجین
با دعای خیر و دور نمودن بلا و گرفتاری از زندگی نوپای آنان.

البتّه ناگفته
نماند متأسّفانه امروزه ولیمه دادن ها که به صورت جشن عروسی برگزار می گردد،
مشکلات و آفت هایی را نیز به دنبال می آورد که برخی از آنها عبارتند از:

- تنها افراد
متموّل و متمکن به چنین مجالسی دعوت می شوند و از اطعام به فقرا و مساکین خبری
نیست. پیامبراسلام (صلی الله علیه و آله) در این باره می فرمایند: «بد ولیمه ای
است ولیمه عروسی ای که، در آن ثروتمندان را اطعام می کنند و از مستمندان
جلوگیری می نمایند».[۵۷]

 - آلوده شدن
این مراسم باارزش و شادی آفرین، به اختلاط زن و مرد، ولخرجی، چشم و هم چشمی،
تجمّل پرستی، انواع هوا و هوس، اسراف و تبذیر و...

 

زمان عروسی


پرسش ۶.
                     
   بهترین زمان برای برگزاری عروسی و ولیمه چه
موقعی است؟


عروسی و پذیرایی
از میهمانان را در هر موقعی از سال می توان انجام داد؛ ولی بهتر و پسندیده تر
این است که از برگزاری جشن و سرور در ایام عزاداری و شهادت امامان معصوم (علیهم
السلام)، اجتناب شود و با این کارها حرمت شعایر دینی خدشه دار نگردد و سعی شود
در ایام شادی و سرور مذهبی که ایامی با برکت و پرمیمنت است این مراسم انجام
شود. همچنین توصیه گردیده تا این مراسم عروسی در شب انجام شود به ویژه شب های
جمعه زیرا آرامش و رضایت خاطر در شبانگاهان بیشتر است و عروس و داماد در شرایط
بهتری به سر می برند.

حضرت امام صادق
(علیه السلام)، می فرمایند: «عروس را شب به خانه شوهر ببرید».[۵۸]

 و امام رضا
(علیه السلام)، می فرمایند: «انجام عروسی در شب روش رسول خداست چه اینکه خداوند
شب را مایه آرامش قرار داده و زن هم مایه آرامش خاطر است».[۵۹]

 البته مستحب
است ولیمه را در روز بدهند، در این صورت به نظر می رسد شب زفاف اسباب گرفتاری و
اضطراب کمتری دامن گیر زوجین شده و در نهایت شب خاطره انگیزتر و موفق‌تری
خواهند داشت.

در آموزه های
دینی نیز سفارش شده که میهمانی در روز باشد و زفاف در شب انجام گیرد.

امام صادق (علیه
السلام) می فرمایند: «زفاف را در شب برگزار کنید و غذا و طعام را در روز
بدهید».[۶۰]

 

تأخیر عروسی


پرسش ۷.
                     
 آیا به تأخیر انداختن مراسم عقد یا عروسی به
خاطر فوت بستگان واجب است؟ شما چه توصیه ای در این رابطه دارید؟


تأخیر انداختن
مراسم عروسی به خاطر فوت افراد، وجوب شرعی و حتّی استحباب نیز ندارد و در اسلام
حکم خاصی در این باره وجود ندارد؛ امّا احترام به بعضی آداب و رسوم عرفی و
اجتماعی به دلیل اینکه زندگی اجتماعی دچار مشکل نشود، کاری منطقی و عقلانی است؛
به خصوص در مناطق و قومیت هایی که حساسیت خاصی به این مسایل وجود دارد به طوری
که برگزاری مراسم عروسی را نوعی توهین تلقی می کنند. سزاوار است که آداب و رسوم
اجتماعی را تا حدّ امکان رعایت نمود؛ البته اگر چنانچه در شرایطی قرار داشتیم
که امکان به تأخیر انداختن جشن عروسی نبود، می توان با کسب اجازه از  صاحبان
عزا و ادای احترام به آنها، جشن عروسی را با حفظ احترام به طور مختصر و خصوصی
برگزار کرد.

 

شـب زفـاف




پرسش ۸.
                     
شب زفاف و حجله عروسی چه فرقی می کند؟ روابط زناشویی چگونه انجام شود که
خاطره خوبی در زندگی بماند؟


«شب زفاف» یعنی
شبی که عروس را به خانه داماد می برند (شب عروسی) و اوّلین شبی است که دختر و
پسر، زن و شوهر نامیده شده، در محیطی جدا از خانواده پدری، خانواده جدیدی تشکیل
می دهند.

«حجله» نیز اتاق
مزین و آراسته ای برای عروس و داماد است که شب اوّل را در آن به سر می برند. در
حقیقت حجله، مکان سرآغاز یک زندگی جدید و تحوّل مهم و شگرف در زندگی مشترک است.

انتخاب کلمه
زفاف به معنای «سرعت» برای اوّلین شب تشکیل خانواده و زندگی زناشویی به این
علّت است که عروس و داماد و بستگان آنان همه تمایل به شتاب و سرعت برای این کار
خیر دارند و تمایل دارند هر چه سریع تر کانون گرم زندگی زوجین تشکیل گردد. شب
زفاف، برنامه و زمانی برای سرعت گرفتن است.[۶۱]

شب زفاف از شب
های به یاد ماندنی، با اهمیت و لذّتبخش برای همسران است. در این شب می باید به
نکاتی درباره مسایل روان شناختی، معنوی و  بهداشتی، توجّه داشت.

در این قسمت به
نمونه هایی از این نکات اشاره می شود:

۱. یاد و نام
خدا

استعانت از
خداوند و یاد خالق متعال در هر کاری نیکو و انرژی آفرین است. هنگام همبستر شدن
نیز طلب یاری از خداوند و توکل به او، بسیار زیبا خواهد بود. حضرت علی (علیه
السلام) می فرمایند: «هرگاه کسی از شما خواست با همسرش آمیزش کند، به نام خدا و
به یاری خدا شروع کند و بگوید: خداوندا! شیطان را از من و فرزندانی که به من
عنایت می کنی، دور کن».[۶۲]

امام باقر (علیه
السلام) در بیان آداب حجله می فرماید: «وقتی به حجله وارد شدی و نزد عروس رفتی،
دست بر پیشانی او بگیر و دعا کن و بگو: خدایا! من، این خانم را از تو به امانت
گرفتم و با سخنان تو او را حلال نمودنم. پس، اگر فرزندی از او متولد شد، او را
مبارک و با تقوا و از شیعیان محمد (صلی الله علیه و آله) و آلش قرار ده و در او
برای شیطان نصیبی قرار مده».[۶۳]

۲. با وضو بودن

انسان با وضو
احساس نشاط و آرامش می کند. از امام رضا (علیه السلام) درباره وضو سؤال شد،
حضرت فرمودند: «وضو باعث از بین رفتن کسالت و زدودن خواب آلودگی و پاک ساختن دل
برای حضور در برابر خدای متعال می شود».[۶۴]

امام (علیه
السلام) در این حدیث، به ابعاد جسمی و روحی وضو، یعنی نظافت، پاکی،  آمادگی
روح، کسب نشاط و پدید آوردن زمینه معنوی، اشاره می کند. همه این امور در آمیزش
جنسی مطلوب بوده و رابطه را معنوی، باصفا و نورانی می کند به ویژه در شب زفاف
با وضو بودن به آرامش و نشاط معنوی پسر و دختر بیشتر کمک می کند و اطمینان آنان
را برای شروع زندگی مشترک پاک و با ایمان بیشتر می کند.

۳. شستشوی پای
عروس

پیامبر اکرم
(صلی الله علیه و آله) فرمودند: «یا علی (علیه السلام)، چون عروس وارد خانه تو
شود، پاهای او را بشوی. اگر چنین کنی، خداوند هفتاد هزار نوع فقر را از خانه تو
دور می کند و هفتاد برکت را در آن داخل می کند و هفتاد رحمت بر تو نازل می
کند».[۶۵]
چه بسا چنین رفتار خاطره بسیار خوشایندی از علاقه شوهر به خانمش نشان دهد و
آرامش و نشاط و اعتماد را در او دو چندان کند. بدیهی است رضایت مندی عروس در
شروع زندگی مشترک، آرامش و همراهی او را در تأمین نظر داماد را بیشتر فراهم می
سازد و لذت زندگی به طور تصاعدی اوج می گیرد.

۴. نماز و دعا

از امام باقر
(علیه السلام) فرموده اند: «چون عروس را به نزد تو آوردند، بگو وضو بگیرد و
هرکدام دو رکعت نماز بخوانید و سپس حمد الهی را به جا آورید و بر محمد (صلی
الله علیه و آله) و آل محمد صلوات بفرستید و دعا کنید و حاجات خود را از خدا
بخواهید. همچنین این دعا را بخوانید: خدایا روزی ام کن دوستی و رضای او را و
خشنود دار مرا بدان، کانون خانوادگی و لذّت ما خوش دار؛ زیرا تو حلال را دوست
داری و از حرام ناخشنودی».[۶۶]

 ۵. رو به قبله
و پشت به قبله نبودن

یکی از توصیه
های معنوی در رابطه با آمیزش این است، رو به قبله و پشت به قبله، آمیزش کردن،
مکروه است و ناپسند می باشد. امام صادق (علیه السلام) فرمودند: «پیامبر نهی
فرموده از آمیزش در حالی که زن و شوهر پشت به قبله یا رو به قبله باشند».[۶۷]
(کف پا و فرق سر رو به قبله نباشد).

۶. تمیزی و
خوشبویی

تمیزی و نظافت و
خوشبویی در شب زفاف از اهمیت چند برابر برخوردار است. زیرا عروس و داماد اولین
تجربه جنسی را با همدیگر برقرار می کنند و رضایت مندی آنان خاطره انگیز خواهد
بود.

۷. بغل کردن و
هم آغوشی

وقتی زن و شوهر
همدیگر را بغل کرده و تماس بدنی پیدا می کنند، علاوه بر اینکه احساس الفت و
دوستی بیشتری می نمایند، تحریک جنسی نیز می شوند. این موضوع برای زنان از اهمیت
بیشتری برخوردار است. زیرا خانم ها عاطفی ترند و نیاز به محبوب بودن در آنان
بیشتر است.

۸. ابراز محبت و
علاقه

زن و شوهر باید
در تمام حالات زندگی به همدیگر اظهار علاقه و محبت داشته باشند و این جزء وظایف
اخلاقی آنان است. پیامبر اکرم (صلی الله علیه و آله) فرموده اند: «حق مرد بر
همسرش این است که به خانه اش پایبند باشد، با او مهربانی کند و محبت بورزد و
نسبت به او دل سوز باشد».

 همچنین
فرمودند: «هرکس همسری برگزید، باید احترامش کند»[۶۸].

و نیز فرمودند:
«این گفته مرد به زنش که «دوستت دارم» هرگز از قلب زن بیرون نمی رود».[۶۹]

وقتی زن یا مرد
با جملاتی همچون، دوستت دارم، خوشگل من، عزیز من و... مواجه می شود، علاوه بر
اینکه تحریک جنسی می شود، علاقه اش به همسر زیاد شده و با رضایت کامل پذیرایی
جنسی می نماید. برخی از مردان از اظهار محبت کلامی خودداری می کنند!! و
استدلالشان این است: معلومه که من دوستش دارم! و یا «لوس می شه»! اینها بدانند
اشتباه می کنند. بلکه باید محبت و علاقه را به زبان هم جاری کرد تا خیال زن
آسوده شود و رضایت قلبی پیدا کند.

مردی به امام
باقر (علیه السلام) عرض کرد: من این شخص را دوست دارم. امام فرمود: «پس به او
اعلام کن؛ چراکه این کار، مودّت و دوستی را پایدارتر می کند و برای الفت و
دوستی بهتر است».[۷۰]

۹. شوخی کردن

شوخی ابزاری است
که می توان از آن در راستای رفع تنش و اضطراب بهره جست. همین طور از شوخی می
توان برای ایجاد سرور و شادی استفاده نمود. زن و شوهر وقتی در کنار هم آرمیده
اند می توانند با شوخی های لطیف و تحریک کننده، فضای ارتباطی را تلطیف کنند و
از این طریق به نشاط و شادمانی خود بیفزایند.

 ۱۰. آمادگی
جنسی

به طور معمول
میل جنسی در مرد فعال است و به آسانی واکنش نشان می دهد و به راحتی برانگیخته
می شود. اما زنان نیازمند تحریک طولانی، عاطفی و صمیمی هستند. به طور کلی زنان
مرحله معاشقه و پیشنوازی جنسی را ترجیح می دهند و بعد از فزونی یافتن تحریکات
جنسی و فراهم شدن زمینه هایی، آمادگی آمیزش را اعلام می کنند. لذا مردان می
باید از عشق بازی، نوازش، اظهار علاقه و هر روشی که باعث تحریک زن می شود بهره
برند و هم خودشان لذت برده و هم همسران خود را شادکام نمایند.

پیامبر گرامی
اسلام حضرت محمد (صلی الله علیه و آله) در این باره می فرمایند: «سه چیز از جفا
است: یکی اینکه با فردی همراه شوی و اسم و رسم او را نپرسی؛ دیگر اینکه به
طعامی دعوت شوی و قبول نکنی.... سوم اینکه بدون آماده سازی همسرت با او آمیزش
کنی».[۷۱]

همچنین فرمودند:
«هر بازی و لهوی باطل و بیهوده است مگر در سه چیز که در این سه چیز پسندیده و
حق است؛ تربیت اسب، تیراندازی و ملاعبه و بازی با همسر (در موقع آمیزش)».[۷۲]

نقاط حساس و
تحریک شونده زنان و مردان، متفاوت است؛ در مردان حساس ترین موضع تحریکی، آلت و
سینه ها هستند. همین طور دست کشیدن به پشت مرد یعنی ناحیه ستون فقرات، در تحریک
جنسی مرد مؤثر است.

در زنان، نقاط
تحریکی زیادی وجود دارد و همه بدن زن تحریک پذیر است ولی برخی نقاط مثل سینه،
کلیتوریس (قسمت فوقانی واژن) لب ها، لاله گوش، گردن و... از حساسیت و تحریک
پذیری بیشتری برخوردار است. اگر چنانچه مردان قبل از آمیزش، با لمس کردن و دست
ورزی نقاط حساس، زنان را برای ارتباط جنسی آماده کنند بسیار مطلوب خواهد بود و
کام جویی به اوج خودش می رسد. در آموزه های دینی به تحریک جسمانی توجه شده و به
آن توصیه گردیده است.

امام رضا (علیه
السلام) فرموده اند: «با همسرت آمیزش نکن، مگر اینکه با او زیاد بازی کنی و
سینه هایش را مالش دهی، وقتی این کار را کردی شهوت بر او غالب می شود (تحریک می
شود)... وقتی شهوت غلبه کرد از صورت و چشمانش مشخص می گردد، در این صورت به تو
میل پیدا می کند همان‌طور
که تو میل و رغبت داری».[۷۳]

در این روایت
علاوه بر لزوم تحریک جسمانی زن به زمان غلبه شهوت و آمادگی جنسی، اشاره شده
است.

۱۱. شتاب نکردن

روابط جنسی
بسیار پیچیده و دقیق است و نمی توان آن را فقط محدود به ارضای شهوانی و جسمی
نمود. یکی از مسایلی که در روابط جنسی مهم است آمادگی روانی است. میزان آمادگی
روانی بستگی به تجربیات، اطلاعات، مطالعات و مهارت های ارتباطی دارد. اگر
چنانچه قبل از آمیزش،  آمادگی روانی مهیا نگردد، اثر منفی شدیدی روی همسر خواهد
داشت. لذا در آمیزش نباید شتاب کرد و می باید با حوصله و آرامش، زن را برای
آمیزش جنسی آماده نمود.

خانم ها به
روابط عاطفی بیشتر اهمیت می دهند تا روابط جنسی، علاوه بر این که مدت زمانی که
برای تحریک جنسی آنان لازم است، حداقل ۱۵ تا ۲۰ دقیقه می باشد؛ مردان نباید در
آمیزش عجله داشته باشند و هرگز نباید با این کار، لذت کامیابی و کامجویی را
کاهش دهند.

در شب زفاف اگر
چنانچه آمادگی عاطفی ایجاد نگردد، بهتر است، ارتباط جنسی به شب های بعد موکول
شود. در آموزه های دینی نیز اهمیت زیادی به کیفیت آمیزش با همسر داده شده و به
مردان توصیه گردیده تا از عجله بپرهیزند و با زنان خود ملاعبه و بازی داشته
باشند.

حضرت علی (علیه
السلام) می فرمایند: «هرگاه کسی خواست با همسرش آمیزش کند، نباید عجله داشته
باشد؛ زیرا زنان را قبل از آمیزش، نیازها و کارهایی است!!»[۷۴]

امام صادق (علیه
السلام) نیز فرمودند: «وقتی خواستید با همسرتان آمیزش کنید مانند پرندگان به
صورت عجله ای با آنان درنیامیزید بلکه با حوصله و ملاعبه باشد و با درنگ و
پاییدن انجام شود».[۷۵]

۱۲. پرهیز از
آمیزش عریان

در آموزه های
اخلاقی اسلام از آمیزش کردن در حالی که زن و شوهر هر دو به طور کامل لخت هستند،
نهی شده است. تجربیات افراد خلاف این را ثابت  کرده و اتفاقاً جذابیت حالت
برهنگی بیشتر است استدلال قوی نیست و دلیل آن بر ما پوشیده است.

امام صادق (علیه
السلام) می فرمایند: «وقتی زن و شوهر می‌خواهند
آمیزش جنسی داشته باشند کاملاً لخت نشوند (حداقل لباس جزئی داشته باشند) اگر
این کار را بکنند ملائکه از آنان دور می شود».[۷۶]

۱۳. نگاه نکردن
به آلت جنسی

در رابطه با
نگاه کردن مرد به آلت جنسی زن در حال آمیزش، روایات متعددی وجود دارد. برخی از
آنها به مرد اجازه داده به آلت جنسی زن نگاه کند و برخی نیز نهی نموده است.

در مجموع ممکن
است، نگاه کردن به ظاهر آلت زنان اشکال نداشته باشد اما نگاه کردن به داخل آلت
و فرج زنان نهی شده است. در این نهی شدن نکته تربیتی و روان شناختی وجود دارد و
آن این که داخل فرج زنان جذابیتی نداشته و باعث نفرت مرد از زن می گردد، لذا
برای اینکه علاقه مندی مرد به زنش کم نشود، توصیه شده به داخل فرج زن نگاه
نکند.

حضرت علی (علیه
السلام) در این زمینه می فرمایند: «احدی از شما نبایستی به داخل عورت همسرش
بنگرد؛ چه بسا چیزی ببیند که او را خوشایند نباشد و البتّه موجب کوری فرزند نیز
می شود».[۷۷]

۱۴. گفتگو نکردن
در حال آمیزش

در آموزه های
دینی و اخلاقی توصیه های زیادی به معاشقه و ملاعبه و اظهار محبت به همسر شده که
مردان می باید در قبل از آمیزش آن را  رعایت نمایند تا همسران تحریک شده و
آماده ارتباط جنسی بشوند[۷۸]،
اما از صحبت کردن در موقع مجامعت (آمیزش واقعی) نهی شده و آن را مکروه و ناپسند
دانسته اند؛ به‌طوری
که در برخی روایات به وجود آمدن برخی اختلال ها در کودکان را به این گفتگو نسبت
داده اند.

امام صادق (علیه
السلام) می فرمایند: «بپرهیزید از صحبت کردن با همسر در موقع آمیزش و دخول».[۷۹]

پیامبر گرامی
اسلام (صلی الله علیه و آله) نیز از گفتگوی زیاد در موقع مجامعت نهی فرمودند.[۸۰]

نتیجه اینکه،
گرچه گفتگو و اظهار علاقه و عشق به همسر به صورت کلامی و غیرکلامی، قبل از
آمیزش واقعی، مورد تأکید است ولی از گفتگو در موقع آمیزش نهی شده و ناپسند
شمرده شده است. البته نام خدا و ذکر خدا نهی نشده و توصیه گردیده است.

گرچه حکمت و
فلسفه این نهی ها و توصیه ها برای ما مشخص نیست ولی ممکن است به این دلیل باشد
که زن و شوهر در موقع آمیزش کاملاً آرامش داشته باشند یا گفتگوی زیاد از آرامش
آنان بکاهد و البته ممکن است دلایل دیگری وجود داشته باشد.

۱۵. رها نکردن
همسر بعد از آمیزش

معمولاً پس از
پایان آمیزش تمایل زن نسبت به مرد همچنان ادامه دارد و این به دلیل طولانی بودن
ارگاسم و نیاز شدید به محبت است. در این موقع  مردان باید این نیاز را با ادامه
عشق بازی و اظهار علاقه، تأمین کنند. اگر مردها بعد از آمیزش و ارگاسم، زن را
رها کنند، این تصور برای خانم ها پیش می آید که مردان فقط به فکر خواسته ها و
امیال خود هستند و با چنین پیش فرضی، ناخوشایندی در نوبت های بعدی همراهی لازم
را انجام نخواهند داد. در حالی که اگر شوهر بعد از آمیزش نیز رو به سوی همسر
داشته باشد و به نشانه محبت، او را در آغوش داشته باشد و حتی از او تشکر کند و
بعد از چند دقیقه اگر خواست جهت استراحت حالت خواب خود را تغییر دهد اشکالی
ندارد و خاطره خوش این ابراز محبت برای نوبت های بعدی آمیزش بسیار مؤثر خواهد
بود.

نکته پایانی، در
مورد مسائل جنسی این است که تجربیات ناخوشایند جنسی برخی زن و شوهرها ممکن است
برای جوان ها هراس ایجاد کند و در برخی از موارد تنفّر از مسائل زناشویی را به
دنبال داشته باشد. بنابراین خوب است اطلاعات مناسب و شناخت صحیحی نسبت به آن به
وجود آید.

در اولین تجربه
جنسی به طور معمول نوعی درد ممکن است پیش آید، البته برای تحمل این نوع درد،
بهترین کار آمادگی عاطفی و توجه به شور و نشاط شروع زندگی مشترک است. این عشق و
علاقه سبب می شود تا دختر به مرحله ارگاسم یا نزدیک آن برسد و درد یا خیلی کم
شود یا قابل تحمل گردد.

 

مراقبت شـب
زفـاف



پرسش ۹.
                     
   حد و اندازه آرایش عروس و داماد چه مقدار
باید باشد و آیا این کار ضروری است؟ ضمناً من از شب زفاف هراس دارم برخی از
دوستانم می گویند درد شدیدی را باید تحمل کنی، آیا تصور آنها (دوستانم) صحیح
است لطفاً مرا راهنمایی کنید.


آراسته و معطر
بودن از وظایف متقابل همسران است و زن و مرد می بایست خود را آراسته و مرتب نگه
دارند و این امر در آموزه های دینی نیز مورد تأکید است.

در روایتی که از
محضر پیامبر گرامی اسلام (صلی الله علیه و آله) نقل شده چنین می خوانیم: «وظیفه
زن آن است که خود را با خوش بوترین عطرها معطر سازد؛ بهترین لباس هایش را
بپوشد؛ بهترین زیورآلاتش را دربرکند و هر صبح و شام خود را به شوهرش عرضه
نماید»[۸۱].

در روایت دیگری
امام باقر (علیه السلام) درباره زینت کردن مرد، فرمودند: «زنان دوست دارند شوهر
خود را در همان زینتی ببینند که مردان دوست دارند زنشان را به آن صورت آرایش
کرده مشاهده کنند»[۸۲].

همچنین امام
کاظم (علیه السلام) فرمودند: «همانا آراستگی ظاهر مردان از اموری است که بر عفت
و پاکدامنی زنان می افزاید»[۸۳].

 توجه به
آراستگی در شب عروسی دو چندان بوده و معمولاً عروس و داماد خود را به صورت
مطلوب آرایش می کنند.

اما نکته ای که
قابل توجه جدی است و می بایست همسران جوان عنایت داشته باشند این است که:

ـ از آرایش های
افراطی و غلیظ پرهیز کنند زیرا عروس و داماد به اندازه کافی اضطراب شب عروسی و
زفاف را دارند و آرایش افراطی بر اضطراب آنان خواهد افزود و چه بسا جسارت نزدیک
شدن به همدیگر و انجام عمل زناشویی را از آنان بگیرد

ـ دیگر اینکه زن
و شوهر جوان به اندازه کافی زیبایی و طراوت دارند و نیازی به آرایش های آن
چنانی نیست و می توانند این آرایش ها را در زمان های دیگر انجام دهند و به
وسیله آرایش، جذابیت خود را حفظ کنند و به اصطلاح همه چیز را در شب زفاف خرج
نکنند بلکه برای آینده نیز نگه داری کنند.

ـ نکته دیگر
اینکه آرایش افراطی، آستانه لذت بری و تحریکی زن و مرد را ممکن است تغییر دهد و
طوری شود که بعد از عروسی از همدیگر لذت کافی نبرند.

ترس خیالی زفاف

بایستی گفت: شب
زفاف در خاطره تمامی زوج های جوان یک شب خاطره انگیز است. کسانی که این شب را
تجربه کرده اند، بی شک تا آخر عمر  آن را فراموش نخواهند کرد. منظور ما از
زفاف، شب اول عروسی است. یعنی شبی که زوجین آمیزش جنسی (به طور کامل) را تجربه
می کنند...

دو نوع درد در
هنگام اولین تجربه جنسی قابل تصور است:

۱. درد به علت
پارگی پرده بکارت

این درد (که
البته بسیار ناچیز است) به علت ایجاد یک زخم سطحی در داخل واژن است. که اینگونه
زخم ها معمولاً به سرعت برطرف می شوند. البته برای کنترل یا کاهش درد، بهترین
کار ایجاد معاشقه طولانی است، این کار سبب می شود تا دختر به مرحله ارگاسم یا
نزدیک آن برسد. رسیدن به ارگاسم، آستانه درد را بالا می برد و باعث می شود که
درد یا خیلی کم شود یا قابل تحمل گردد. به عنوان مثال در زمان ارگاسم اگر شخص
گاز گرفته شود درد را احساس نمی کند یا درد بسیار جزئی خواهد بود.

نکته ای که می
باید به آن توجه داشت این است که ضخامت پرده بکارت افراد متفاوت است به طوری که
برخی از دختران در موقع زوال بکارت، کمترین دردی را احساس نمی کنند. اما برخی
دختران احساس مختصری از درد را خواهند داشت اما نباید نگران بود زیرا این درد
جدی و طولانی نیست.

۲. درد به علت
دخول

این درد دقیقاً
به علت کشش دیواره واژن می باشد. شما وقتی بادکنکی را برای اولین بار باد می
کنید، نیروی بیشتری به کار می برید تا بتوانید دیواره های بادکنک را از هم باز
کنید. این حالت دقیقاً در واژن هم ایجاد می شود؛ واژن برای اولین بار می خواهد
باز شود، پس درد مختصری  را حس می کند.

برای کنترل این
درد، باید دقیقاً مثل بالا، معاشقه طولانی داشت تا هم واژن لیز شود و هم آستانه
درد افزایش یابد. برای این منظور می شود از ژل لوبریکانت استفاده نمود.

در مجموع برای
آمیزش بهتر و کم درد، در اولین تجربه باید نکات زیر را توجه نمود:

۱. معاشقه
طولانی تا رسیدن به مرحله ارگاسم؛

۲. استفاده از
ژل لوبریکانت؛

۳. بهتر است
دختر لبه تخت دراز بکشد، جوری که پاهای وی کاملاً روی زمین قرار بگیرد. در این
صورت کمترین درد و فشار به دختر وارد می شود؛

۴. دختر را باید
قبل از نزدیکی از نظر روحی آماده کرد؛

۵. در صورت
داشتن درد شدید از ادامه نزدیکی خودداری کرد.

نکته ای که ذکر
آن بسیار مهم و اساسی است آن است که اگر احیاناً دختری در هنگام زفاف در عادت
ماهیانه (پریود) بود، حتماً باید از آمیزش اجتناب کرد؛ زیرا آمیزش در این هنگام
حرام و گناه است.

 

تغذیه شب زفاف



پرسش ۱۰.
                
در شب زفاف از چه غذاها و میوه هایی استفاده کنیم که در تقویت قوای جنسی مؤثر
باشد؟


عواملی که در
تقویت قوای جنسی مرد و زن، تأثیر فوق العاده ای دارد؛ نخست عوامل عاطفی و روانی
است و سپس تغذیه مناسب می باشد.

درباره عوامل
روانی و عاطفی و نقش آن در تقویت قوای جنسی، تحریک همسران، رضایت جنسی و
استحکام خانواده، در قسمت های بعدی به طور مفصل و جامع گفتگو خواهیم کرد. در
این قسمت فقط به عنصر تغذیه و نقش آن در تقویت قوای جنسی و تمایلات شهوانی می
پردازیم.

همانطور که
اطلاع دارید حیات و سرزندگی انسان ها به خونی است که در رگ های آنان جاری است.
خون از طریق رگ ها به تمام اعضای بدن منتقل می شود و باعث تغذیه آنان می گردد.
خون نیز به نوبه خود از مواد غذایی که انسان مصرف می نماید، ساخته می شود. اگر
تغذیه سالم، بهداشتی و پرانرژی باشد، به دنبالش خونی سالم و پرانرژی تولید می
گردد. خون علاوه بر اینکه ماده اصلی سازنده منی است، در فعال شدن و استقامت
قوای جنسی و آلت جنسی نقش تعیین کننده و محوری دارد. لذا تغذیه کافی، سالم و
پرانرژی نقش اساسی در تأمین نشاط بدن و تقویت قوای جنسی دارد.

تذکر این نکته
نیز لازم است که مصرف دارو و یا مواد دیگری برای تحریک جنسی پایداری ندارد و
چنین افرادی، به زودی به ناتوانی جنسی مبتلا می شوند و یا انتظاری که دارند
برآورده نمی شود. زیرا آنان بدون تقویت  طبیعی بدن، به تحریک کاذب روی آورده و
در واقع از قوای جنسی خود به صورت غیرطبیعی و از طریق تحریکات دارویی بهره می
برند.

بنابراین مسیر
طبیعی، استفاده از غذاهای شیرین و پروتئین دار چون عسل، خرما، کباب، خامه، شیر،
گوشت می باشد که برای تقویت قوای جنسی توصیه می شود.[۸۴]
همچنین پسته، کاهو، هویج زرد، شلغم پخته، زنجبیل، انجیر، زعفران، پیاز، سیر
(البته کم) و تخم مرغ در تقویت قوای جنسی مؤثر است، برخی به استفاده از گداخته
غذایی که از مغز پسته، بادام، فندق، گردو، شاه دانه، عسل و آرد تهیه می شود
توصیه می کنند. نارگیل و شیر آن، ترنجبین، دارچین، فلفل سیاه، سیب، کاکائو،
کندر، موز نیز در تقویت قوای جنسی مفید است.

 

آداب همبستری



پرسش ۱۱.
                
   در رابطه با آداب همبستر شدن چه مستحبات و مکروهاتی
وجود دارد؟


همان گونه که می
دانید، غریزه جنسی در انسان، همچون دیگر غرایز، یکی از نیازهایی است که خداوند
در وجود انسان به ودیعه گذاشته است. این نیاز نیز بایستی به طور معقول و متعادل
تأمین و ارضا شود. در آموزه های دینی نیز بر اهمیت این موضوع تأکید شده است.

پیامبر اعظم
(صلی الله علیه و آله) فرمودند: «هر مؤمنی که با همسرش آمیزش نماید، هفتاد هزار
فرشته بال هایشان را برای آنها می گسترانند و رحمت خدا بر آنان نازل می گردد».[۸۵]

نیز امام صادق
(علیه السلام) فرمودند: «هیچ مباح و حلالی نزد خداوند، دوست داشتنی تر از آمیزش
با همسر نیست. پس زمانی که مؤمن با همسرش نزدیکی کرده و غسل جنابت می کند،
شیطان به گریه می افتد و می گوید: ای وای! این بنده از پروردگارش اطاعت نموده و
گناهانش بخشیده شده است».[۸۶]

 همان طور که
قبل از این نیز بیان شد نکته ای که غالباً در بین همسران، مورد غفلت قرار می
گیرد این است که در انسان برخلاف سایر جانداران، کیفیت همبستر شدن با همسر و
انجام رفتار جنسی غریزی نیست، بلکه آموختنی است و باید روش صحیح آن را یاد
گرفت، گرچه اصل وجود غریزه جنسی غریزی و فطری است. به همین دلیل، یکی از آموزه
های ضروری برای هر پسر و دختر جوان که تصمیم دارند زندگی مشترک خویش را آغاز
کنند این است که دانستنی های لازم برای این کار را یاد بگیرند. یک سری از این
دانستنی ها به احکام شرعی روابط زناشویی مربوط است که عبارتند از:

الف. آنچه در
آمیزش جنسی مکروه است

ـ  ایستاده
آمیزش کردن.

ـ  آمیزش در
حالی که سر یا کف پا، رو به قبله است.

ـ  آمیزش در
وضعیت کاملاً عریان.

ـ  آمیزش در
حالت جنابت مرد.

ـ  آمیزش با زن
حامله بدون گرفتن وضو.

ـ  آمیزش با شکم
و مثانه پر.

ـ  نگاه کردن به
عورت زن.

ـ  پاک کردن خود
بعد از آمیزش، با دستمال مشترک.

ـ  آمیزش بدون
روانداز.

ب. آنچه در مورد
آمیزش جنسی، حرام است

ـ  آمیزش در
ایام عادت ماهانه زن (پریود)

ـ  آمیزش از
مقعد اگر زن راضی نباشد

 ـ  خوردن منی و
ادرار

 

بهداشت و
همبستری



پرسش ۱۲.
                
   در آداب دینی چه توصیه هایی برای همبستری توصیه شده
است؟


رعایت بهداشت در
تمام عرصه های زندگی، امری مطلوب، مفید و مورد سفارش خردمندان و پزشکان و
بزرگان اخلاقی است. رعایت بهداشت در آمیزش جنسی نیز علاوه بر حفظ سلامتی روحی و
روانی، باعث لذت بیشتر از ارتباط جنسی می گردد. در این قسمت به نمونه هایی از
بهداشت جنسی اشاره می کنیم:

۱. مسواک زدن

مسواک علاوه بر
اینکه لثه ها را قوی و دندان ها را سفید و پاکیزه می کند، باعث خوشبویی و پاکی
دهان می شود. همچنین مسواک زدن پاداش معنوی نیز داشته و ثواب عبادات را افزایش
می دهد. حضرت علی (علیه السلام) می فرمایند: «مسواک باعث پاکی دهان و رضایت
پروردگار می شود».[۸۷]

پیامبر گرامی
اسلام فرمودند: «برای هر چیزی پاک کننده ای است و دهان با مسواک زدن پاک می
شود».[۸۸]

امام صادق (علیه
السلام) فرمودند: «مسواک زدن دوازده فایده دارد؛ از سنّت پیامبران است، باعث
پاکی دهان می شود، چشم را نورانی می کند، باعث رضایت پروردگار است، بلغم را دفع
می کند، حافظه را قوی می نماید، دندان را سفید می کند، ثواب اعمال را زیاد می
کند، پوسیدگی را کم می کند لثه را قوی می نماید، اشتهاء را زیاد می کند و باعث
خشنودی ملائکه می شود».[۸۹]

 امام صادق
(علیه السلام) همچنین فرمودند: «دو رکعت نماز با مسواک، از هفتاد رکعت نماز که
بدون مسواک زدن خوانده شود، برتر است».[۹۰]

وقتی همسران با
دهانی خوشبو، دندانی سفید و حالتی معنوی با همدیگر آمیزش می کنند، جذابیت آنان
بیشتر شده و روابط آنان صمیمی تر، پایدارتر و زیباتر خواهد بود. برعکس اگر این
مسایل بهداشتی رعایت نشود، ممکن است به خاطر کثیفی و بدبویی دهان، از همدیگر
متنفر شوند.

۲. حمام و نظافت

آراستگی و نظافت
از ویژگی هایی است که هر فردی که سالم و بهنجار است آن را دوست دارد. کمتر کسی
پیدا می شود که از زیبایی، تمیزی و ظاهری آراسته و خوشبو لذت نبرد. این امر در
روابط همسران از اهمیتی دوچندان برخوردار است زیرا آنها سالیان زیادی به طور
عمیق و بسیار نزدیک با یکدیگر مواجه هستند. اگرچنانچه از آراستگی و طراوت
برخوردار نباشند کم کم به یکدیگر کم رغبت می شوند؛ لذا توصیه می شود تا همسران
چه مرد و چه زن، خود را آراسته و تمیز نگه دارند. سعی کنند قبل از آمیزش جنسی
به حمام رفته و بدن خود را با صابون و آب نیمه گرم شستشو دهند؛ موهای زاید را
زائل کنند، عرق و بوی نامطبوع را از خود دور نمایند. اگر چنانچه همسری به مسایل
نظافتی اهمیت ندهد به ویژه خانم ها که مسایل حیض، نفاس و استحاضه دارند، این
امر علاوه بر ضررهای جسمانی و بهداشتی، باعث تنفر  همسر شده و میل جنسی و علاقه
مندی روحی، کاهش می یابد.

مرد و زن باید
آلت تناسلی خود را تمیز کنند، صورت و بدن خود را اصلاح نمایند تا جذابیت جنسی
داشته باشند و برای همسر مسرت بخش باشند.

آلت جنسی زن
بسیار حساس است و میکروب های زیادی در آن جمع می شود، لذا شستشو و خوشبو کردن
آن، مطلوب است.

نکته ای که ذکر
آن ضروری است اینکه اگر چه دخول در دُبر (پشت زن) کراهت شدید دارد و کاری
ناپسند و مضر است ولی اگر مردی این کار را کرد، می باید آلت خود را کاملاً
شستشو دهد و بدون تمیز کردن در مهبل (جلوی زن) وارد نکند زیرا مقعد زن، میکروب
های زیادی دارد.

۳. پرهیز از
آمیزش با شکم پُر

یکی دیگر از
دستورات بهداشتی آمیزش جنسی این است که با شکم پر آمیزش نشود. وقتی غذا وارد
معده می شود به فاصله کمی تحت تأثیر دستگاه گوارش قرار گرفته و تغییراتی در آن
صورت می گیرد. در این موقع بیشتر توان مندی های بدن به امر گوارش متمرکز می شود
و بدن یک نوع سستی و رخوت پیدا می کند که آماده انجام فعالیت جنسی نمی باشد.

در آموزه ها و
تعالیم آسمانی نیز از آمیزش کردن در حالی که شکم پر است، نهی شده و توصیه
گردیده در حالی که بدن راحت است و فشار معده وجود ندارد، آمیزش انجام شود.

امام صادق (علیه
السلام) می فرماید: «سه چیز به بدن انسان صدمه و زیان می رساند؛ حمام رفتن در
حال سیری و پر بودن شکم، نزدیکی با همسر با شکم پر و همبستری با پیرزنان فرتوت
و مسن».[۹۱]

 نکته ای که
بیان آن خالی از لطف نیست این است که اغلب زنان اعتقاد دارند هم آغوشی باید شب
هنگام و در تاریکی رخ دهد، البته تا حدی حق با آنهاست چون این تلقی به حیای
ذاتی زنان بر می گردد و در فصل اول همین کتاب به این بحث اشاره گردید.

۴. پرهیز از
آمیزش ایستاده

بعضی از افراد
به ویژه کسانی که رفتار ناهنجار دارند گاهی اوقات به طور ایستاده عمل جماع را
انجام می دهند. این عمل شاید در یکی دو بار اولیه ضرری نداشته باشد ولی وقتی به
طور دایمی باشد، ضررهایی در پی می آورد.

پیامبر گرامی
اسلام در این باره می فرمایند: «ایستاده جماع و آمیزش نکنید. به درستی که این
کار مثل کار الاغ است».[۹۲]

برخی روش های
کام جویی به طور غیرطبیعی انجام می گیرد و پیامدهای ناخوشایند و تنفرآمیز به
دنبال دارد مانند آلوده شدن دهان و بدن زن به منی مرد و یا همبستر شدن با همسر
از پشت و مقعد که آسیب هایی را به دنبال دارد؛ مانند:

الف. مهم ترین
عارضه ای که مجامعت از طریق مقعد برای زن دارد این است که چون لذت حقیقی جنسی
برای زن از طریق مقاربت از فرج و مجرای تناسلی حاصل می شود نه از طریق مقعد،
بنابراین زن دچار سرد مزاجی و بی میلی جنسی شده و در آینده نزدیک خود را موجودی
می یابد که وسیله دفع شهوت شوهرش شده و خودش نباید از این عمل خدادادی لذتی
ببرد.

 ب. از آنجا که
ساختمان مقعد طوری است که ظرفیت پذیرش آلت مرد را ندارد (برخلاف واژن یا فرج که
خاصیت ارتجاعی و لغزنده دارد) و هر لحظه امکان آسیب دیدگی ماهیچه حلقوی
(اسفنگتر) دهانه مقعد و حتی پارگی آن وجود دارد، در نتیجه، زن گرفتار درجاتی از
بی اختیاری مدفوع شده و نیازمند جراحی و عوارض بعدی می شود. چون مرد در حال لذت
جنسی فقط به فکر دفع شهوت خود است و حرکات بدون کنترل او هر لحظه می تواند به
زن آسیب فیزیکی وارد کند.

ج. مقعد محل
ذخیره فضولات دستگاه گوارش (مدفوع) است که حاوی میکروب های فراوانی است. در اثر
مالش و دخول آلت مرد این میکروب ها می توانند وارد دستگاه تناسلی مرد شده او را
به عفونت های خاصی مبتلا سازند. در حالی که مقاربت از راه واژن یا فرج چنین
عوارضی به همراه ندارد.

د. مخاط مقعد
بسیار ظریف و نازک است و احتمال پارگی و انتقال ویروس ایدز از طریق آن به داخل
خون زیاد است و حتی یکی از علل شیوع ایدز در غرب از طریق جنسی، لواط و مقاربت
از طریق مقعد است.

هـ. از آنجا که
دهانه مقعد دارای ماهیچه ای حلقوی است، مانند یک کش محکم دور آلت مرد را گرفته
و در لحظه خروج منی مانند یک سد عمل می کند و در اثر این عمل احتمال پس زدن منی
به عقب و فشار به کیسه های منی و غدّه پروستات و عوارض ناشی از آن زیاد است.
البته اگر کسانی تمایل داشته باشند تا از باسن همسر نیز لذت ببرند می توانند از
عقب به جلو زن دخول کنند.

۵. پرهیز از
آمیزش در دوره قاعدگی (پریود)

در پایان گفتنی
است؛ علاوه بر توصیه های اخلاقی و تبیین احکام شرعی در رساله های مراجع تقلید
که همبستری در دوران قاعدگی را منع کرده اند و حرام  دانسته اند، از نظر روانی
ـ جنسی نیز این امر خطرناک است. زن در این دوران به ویژه در ابتدای آن دچار
تنش، تخریب رحم، خونریزی، ضعف، افسردگی و استعداد عصبانیت و انواع اختلالات
روحی است.[۹۳]

در این دوران،
زن به مراقبت شدیدی نیاز دارد. چنانچه مردان به دلیل فشار غریزه جنسی، زنان خود
را به برقراری رابطه جنسی وادارند علاوه بر این که از نظر شرعی کار حرامی انجام
داده اند و باید کفاره بپردازند. همچنین زمینه پرخاشگری و ناسازگاری زنان را
فراهم و زندگی را با آسیب های جدّی در جهت ناسازگاری نیز مواجه ساخته اند. پس
مناسب است برای تقویت سازگاری از این آسیب ها جلوگیری کنند.[۹۴]

 

تفاوت نیاز جنسی


پرسش ۱۳.
                
   زن و شوهر برای ایجاد روابط جنسی سالم و مطلوب در
روابط خود به چه چیزهایی باید توجّه کنند؟


زنان و مردان
تفاوت های جنسی و شناختی زیادی با یکدیگر دارند که اگر به این تفاوت ها توجه
لازم مبذول نشود، مشکلاتی در روابط جنسی همسران ایجاد می گردد؛ بنابراین در
ادامه به مطالبی اشاره می گردد که در آمادگی روانی آنان جهت برقراری رابطه جنسی
سالم و مطلوب مفید است.

۱. ایجاد رابطه
سالم

به طور کلی
انسان ها در صورتی می توانند با هم ارتباط صمیمی و عمیق  داشته باشند که مسالمت
امیز و با رعایت حساسیت های یکدیگر و توأم با احترام متقابل باشد؛ در غیر این
صورت یا رابطه به تدریج قطع می شود و یا منجر به بروز رفتارهای ناهنجار می
گردد. اگر چنانچه رابطه زن و شوهر بر پایه کنش ها و واکنش های مناسب استوار
گردد، صمیمیت، درستی و علاقه مندی، هر روز بیشتر و پایدارتر می گردد. هرچه قدر
همسران بتوانند با کمال ادب و احترام و با ادبیات گفتاری دل نشین و زیبا، با
همدیگر رفتار کنند، رابطه زناشویی آنان، جذاب تر و لذت بخش تر خواهد بود.

اگر چنانچه برای
همسری این احساس پیش بیاید که همسرش او را فقط برای لذت های جنسی و شهوانی می
خواهد و نه به عنوان انسانی ارزشمند و دارای کرامت، آرام آرام از نظر عاطفی، از
مرد دور شده و روابط آنان به سردی می گراید و اگر چنانچه رابطه جنسی نیز داشته
باشند، واقعی و لذت بخش نخواهد بود. انسان نمی تواند کسی را دوست داشته باشد که
به وی علاقه ندارد و حریمش را حفظ نمی کند، انسان ها دوست دارند محبت را و
مهرورزی را نثار کسی کنند که اگر توان جبران نیز ندارند لااقل ارزش آن را بداند
و زبانی سپاسگزار داشته باشد. زن و مرد هر دو مشتاقند و دوست دارند که طرف
مقابلشان ارزش و جایگاه آنان را درک کند و به زبان آورد.

برای زن بسیار
رنج آور خواهد بود که تصور کند وجود او نزد شوهر ارزشی ندارد و وی را فقط برای
انجام امور خانه، بچه داری و آمیزش می خواهد.

با این اوصاف
چگونه می توان انتظار داشت تا این زن، شب هنگام با آغوش باز مشتاق همبستری
باشد؟ او حتی حاضر نیست چنین مردی را ببیند تا چه رسد به  اینکه خود را در
آغوشش قرار دهد.

پیامبر گرامی
اسلام (صلی الله علیه و آله) در این باره می فرماید: «آیا سزاوار است شما زنان
را در روز کتک می زنید و آنگاه در شب به آغوش می کشید؟!»[۹۵]

حضرت علی (علیه
السلام) نیز فرمودند: «با همسرت در هر حال مدارا کن و با او نیکو سخن بگو تا
زندگیت گوارا و راحت گردد».[۹۶]

از این روایات
به روشنی استفاده می شود که هر چقدر با همسر مهربانی و رعایت ادب و احترام
بشود، زندگی و روابط خانوادگی گواراتر و زیباتر خواهد شد. تأکید اسلام به
بزرگداشت زن، هم برای رعایت حقوق اوست و هم برای اینکه مرد در نزد زن جایگاهی
بلند یابد، زیرا هرگاه مرد به زن ا حترام ننهد و پیش از آنکه بر اثر این بی
احترامی، زن کوچک شود، مرد است که در نظر زن بی شخصیت و بی ارزش می گردد.

اشتباه شماری از
مردان این است که فکر می کنند طبیعت تقاضای هم آغوشی در زن و مرد یکسان است.
مرد ممکن است همسرش را از ده ها جهت نپسندد و اما همین که او را در کام دهی
موفق ببیند وی را برای همبستری و ارضای تمایلاتش بپسندد و به آمیزش با او رغبت
تمام داشته باشد. اما در مورد زن چنین نیست؛ زن دوست دارد مردی او را در آغوش
گیرد که از دیگر صفات انسانی و همسرداری نیز بهره مند باشد؛ تمایل به مردی دارد
که دوستش داشته باشد و به شخصیتش احترام نهد و به خواسته های معقولش حتی اگر در
برآورده ساختن آنها ناتوان باشد توجه کند. از این رو تمایل ندارد  به مردی کام
دهد که محبوب او نیست، لذا اگر زنان احساس کنند که به آنان بی حرمتی می شود با
سردمزاجی و بی علاقه گی به آمیزش جنسی تلافی می کنند. لذا پیشنهاد ما این است
که مردان سعی کنند با تحریک حسّ احترام جویی و محبت، همسر خود را با خویش همراه
سازند. زنان پیش از آنکه با فشار و لج بازی سر به راه شوند، با احترام، محبت و
احساس ارزشمندی، مطیع می گردند.

امام صادق (علیه
السلام) در این باره می فرمایند: «هرچه قدر به زنان محبت داشته باشید، ایمانتان
افزایش پیدا می کند».[۹۷]

زنان نیز نباید
از این مطلب غافل شوند که آنها نیز در مسایل جنسی باید خواهان باشند و نه فقط
خواستنی و می باید خود را بر شوهر عرضه کنند و زمینه های تحریک شوهر را فراهم
سازند و اظهار تمایل داشته باشند.

پیامبر گرامی
اسلام (صلی الله علیه و آله) می فرمایند: «زن باید برای شوهرش با نیکوترین عطری
که دارد خود را معطر سازد و زیباترین جامه اش را بپوشد و به جالب ترین صورت،
خود را آرایش نماید و صبح و شام خویشتن را به شوهر عرضه کند».[۹۸]

برخی زنان تصور
می کنند که بی نیازی از شوهر و اظهار تمایل نکردن، ارزش و کمال است!! در حالی
که این گونه نیست و زن می باید با اظهار علاقه و میل و با ایجاد بسترهای لازم
برای آمیزش از شوهر استقبال کند علاوه بر اینکه  اگر زن به شوهر اظهار تمایل و
محبت نداشته باشد و در مسایل جنسی زمینه های لازم را فراهم نسازد، شوهر آرام
آرام به سردمزاجی و یا انحرافات اخلاقی روی می آورد و در هر دو صورت زن متضرر
می شود.

۲. کنار گذاشتن
کم‌رویی
و حیا

کم رویی و حیا
در مسایل جنسی از عواملی است که روابط جنسی را مختل می کند و روابط جنسی مرد و
زن را دچار مشکل می سازد. پررویی و بی حیایی گرچه در نگاه اخلاقی و ارزشی صفتی
ناپسند است ولی در روابط زناشویی ناپسند نیست. زن و شوهر به ویژه زن در تعاملات
جنسی می باید حیا را کنار بگذارد. اگر چنانچه دختر یا پسری با این فکر و عقیده
پرورش یابد که ارتباط جنسی، عملی حیوانی و باعث پستی منزلت انسان می شود، این
خیال باطل در ذهن او نقش بسته و به مسایل جنسی نگاهی منفی خواهند داشت.

در آموزه های
دینی نه تنها حیا در روابط جنسی پسندیده نیست بلکه کنار گذاشتن حیا، مورد تأکید
است.

پیامبر گرامی
اسلام (صلی الله علیه و آله) فرمودند: «بهترین زنان کسانی هستند که پُرزا (بچّه
بیاورد)، دوست داشتنی و ملیح باشد (پُرمهر)، در خانواده اش عزیز و محترم باشد،
با شوهرش مطیع و فرمانبردار باشد، زیبایی و زینت خود را به شوهر عرضه کند، از
غریبه ها پوشیده باشد، حرف شوهر را بشنود و اطاعت کند، وقتی با شوهرش خلوت کرد
هرچه از او خواست بدهد در اختیارش گذارد»[۹۹].

 همچنین امام
صادق (علیه السلام) نیز در این باره می فرمایند: «بهترین زنان شما زنی است که
وقتی با شوهر خلوت کند، همچنان که از لباس برهنه می شود از حیا نیز برهنه گردد
و چون از خلوت با شوهر بدر آید و لباس برتن کند، جامه پولادین حیا را نیز
بپوشد».[۱۰۰]

در این دو روایت
شریف به یک نکته روان شناختی اشاره دارد و آن اینکه زن می باید شرایط و موقعیت
ها را تفکیک دهد و متوجه باشد که هر رفتاری در چه شرایطی پسندیده و مطلوب است.
به هر اندازه رعایت متانت و حیا در برابر دیگران پسندیده است، اما باید بداند
که در موقع آمیزش جای حیا و پوشیدگی نیست.

۳. توجه به
تفاوت‌ها
و حساسیت‌های
یکدیگر

از جمله عوامل
مشکل آفرین در زندگی زناشویی ناآشنایی هر یک از دو طرف با روحیات و حساسیت های
طرف مقابل است. هرگز نمی توان انتظار داشت که بانویی بدون شناخت روحیه همسر و
ویژگی های او، تقاضای وی را آن طوری که مطلوب است، برآورده سازد. لذا در قدم
اول می باید همسران جوان، روحیات یکدیگر و نقاط قوت و ضعف همدیگر را شناخته و
در تعاملات جنسی و رفتاری، به آن ویژگی ها ارج نهند.

برخی از این
تفاوت های جنسی و عاطفی که در جنس زن و مرد وجود دارد، عبارتند از:

الف. تفاوت در
نوع آمیزش

 مردان برخلاف
زنان تمایل جدّی به آمیزش فیزیکی دارند و بیشتر مقاربت گرا هستند. مردان آمیزش
جنسی را در دخول خلاصه کرده و تمایل زیادی به آن دارند، در حالی که زنان به
نزدیکی های احساسی و عاطفی و معاشقه، بیش از دخول اهمیت می دهند و دوست دارند
از طریق پیشنوازی و هم آغوشی خود را ارضا کنند. زنان مسایل عاطفی و احساسی را
بر مسایل جنسی مقدم می دارند و دوست دارند ارتباط جنسی با نوازش و اظهار علاقه
شروع گردد و در آخر به آمیزش جنسی ختم شود.[۱۰۱]

ب. تفاوت در
عوامل تحریکی

به دلیل تفاوت
های آشکار در قوای بینایی و شنوایی زنان با مردان، زنان بیشتر از طریق شنیده
تحریک می شوند و مردان بیشتر از طریق دیدن. بررسی ها و تحقیقات تجربی نیز نشان
می دهد که مردان بیشتر از زنان تحت تأثیر زیبایی و آراستگی هستند.[۱۰۲]

ج. تفاوت در سبک
های اظهار علاقه

مرد همبستری می
کند تا دوست داشته باشد اما زن نیاز به دوست داشتن دارد تا بتواند با مردان
همبستر شود. مردان برای معذرت خواهی و اظهار علاقه به زنان، تمایل دارند تا
روابط جنسی برقرار کنند و از این طریق به طور غیرمستقیم درصدد اظهار علاقه مندی
و اظهار پشیمانی از رفتار ناشایسته خود هستند، در حالی که این روش برای زنان
چندش آور و نامطلوب است. زیرا خانم ها تا زمانی که احساس مثبت و خوشایندی از
نظر روحی به شوهر نداشته  باشند قادر به پاسخگویی نیازهای جنسی نیستند. زنان
نیاز دارند برای معذرت خواهی و اظهار علاقه، از هم آغوشی و صحبت کردن بهره گیری
شود. لمس کردن و نوازش کردن یکی از نیازهای اساسی زنان است، حلقه کردن دستان به
دور شانه و کمر همسر و فشردن او، برای اظهار صمیمیت و علاقه، لازم است.[۱۰۳]

د. تفاوت در
مواضع تحریک

همان طور که می
دانید زنان با مردان از لحاظ برخی اندام ها و ویژگی های جنسی و فیزیولوژیکی،
تفاوت هایی دارند. نقاط اروتیکی و تحریک زای جنسی در زنان در بخش های وسیعی از
بدنشان پراکنده شده است.

آگاهی از مواضع
تحریک زای زن و مرد، در پایداری و جذابیت روابط جنسی بسیار مؤثر است. تحریک
فیزیکی و لمس قسمت تحتانی و تناسلی زن، تأثیر بسزایی در تحریک جنسی او دارد.
مردان باید سعی کنند با رعایت ظرافت اقدام به نوازش و تحریک کنند. از تحریکات
خشن و زمخت پرهیز گردد.[۱۰۴]

نوازش و مالش
دست ها و پاهای زن (دست ها حتماً با دست و پاها را با دست ها و یا با پا نیز می
توان نوازش کرد)، نوازش پشت زن نیز در تحریک او تأثیر دارد.[۱۰۵]

تحریک مرد از
طرف زن کمتر احتیاج به آگاهی دارد؛ زیرا مردان با فکر کردن و یا در نظر آوردن
نقاط شهوت انگیز و یا عوامل روانی تحریک  می شود. البته تحریک و لمس مواضع حساس
مرد، ستون فقرات و بوسیدن او، در تحریک جنسی، تأثیر زیادی دارد.

نکته ای که حایز
اهمیت است این است که زنان سعی کنند در موقع آمیزش مرد، با ایجاد صدا و اظهار
لذت بردن و ناله های عاشقانه و با فشار دادن عضلات، به پایداری و نشاط جنسی
مرد، کمک کنند.

هـ. معاشرت نیکو
با همسر

یکی از عوامل
تأثیرگذار بر روابط همسران و جذابیت آن، معاشرت نیکو و تناسب در تعامل با زنان
است. توجه به حالات روانی یکدیگر و آمادگی های عاطفی جنسی، نقش بسیاری در روابط
جنسی دارد. اگر چنانچه زنی، آمادگی ارتباط نداشته باشد و به این عمل مجبور شود،
قطعاً آزرده خاطر شده و استقبال لازم و کافی را از شوهر نخواهد داشت. راستی
وقتی قرآن کریم می فرماید:


«وَعَاشِرُوهُنَّ بِالْمَعْرُوفِ»[۱۰۶]؛
«با زنانتان به شیوه ای شایسته رفتار کنید».

قطعاً معاشرت
نیکو تمام حوزه ها و ابعاد ارتباطی را شامل می شود. همان طور که مردان در شدت
بی میلی نمی توانند غذا بخورند، زنان نیز اگر تمایل قلبی و شرایط روحی را
نداشته باشند، قطعاً سرمایه گذاری کافی را برای شوهر نخواهند داشت. لذا به
همسران توصیه می کنیم به شرایط روانی همسر و آمادگی او برای آمیزش توجه نمایند
و سعی کنند با درک موقعیت روان شناختی زن، از او طلب آمیزش داشته باشند.

 به عنوان مثال
گاهی مرد در شرایط ویژه ای مثل میهمانی، حضور بچّه ها، ایام عادت ماهیانه زن
و... تقاضای ارتباط دارد و غافل از این است که در این مواقع، زن آمادگی روحی و
روانی ندارد نمی تواند استقبال خوبی از شوهر داشته باشد.

 

آمادگی روابط
جنسی


پرسش ۱۴.
                
   می خواستم بدانم آیا میل جنسی در زنان و مردان
تفاوت دارد بعضی ها می گویند: همیشه مردان خواهان زنان بوده و از آنان
خواستگاری کرده اند. مردان برای کامیابی از زنان، بخشی از دارایی خود را هزینه
می کنند و بسیاری از جنایت ها به علت هوس رانی مردان انجام می گیرد؟!


خواستگاری مردان
از زنان دلیل بر قوی بودن شهوت نیست بلکه خواستگاری مربوط به جایگاه و روحیه
خاص مردان است؛ به طوری که زن بیشتر دوست دارد معشوق و مطلوب باشد و مرد عاشق و
طالب. می توان گفت: وجود دو ویژگی حیا و صبر به میزان بیشتر در زنان سبب شده
است که زنان در برابر میل جنسی مقاوم باشند.

تحقیق های روان
شناسان نیز ثابت کرده است که زنان، در مقابل غریزه جنسی، بسیار مقاوم هستند. به
عکس مردان که به سرعت و شدت در برابر صحنه های تحریک آمیز، دچار طغیان شهوت می
شوند و صبر و مقاومت خویش را از دست می دهند.

مؤسسه کینزی که
بزرگ ترین نهاد تحقیقاتی در موضوع مسائل جنسی است در تحقیقات خود نشان داده که
تحریک جنسی در مردان در مقایسه با زنان سریع تر، آسان تر و با فراوانی بیشتر
صورت می گیرد[۱۰۷]
و بیشتر از طریق بینایی این تحریک پذیری اتفاق می افتد و لذا تصاویر جنسی و
صحنه های جذاب و زنان زیبا، آنان را بیشتر تحریک می کند. در حالی که زنان
غالباً دیر تحریک می شوند و تحریک پذیری آنان بیشتر از طریق قوه شنوایی و لامسه
است و لذا کلمات محبت آمیز و تحریکات بدنی آنان را بیشتر تحریک می کند.[۱۰۸]

خلاصه اینکه میل
جنسی مردان از نظر کمّی برتر و میل جنسی زنان از نظر کیفی برتر است.

امام صادق (علیه
السلام) فرمودند: «وقتی یکی از شما خواست با همسرش زناشویی داشته باشد، قبلش
ملاعبه و تحریک جنسی داشته باشد، به درستی که این کار نیکو و پسندیده است».[۱۰۹]

این گونه روایات
تحریک پذیری سریع مرد را اشاره دارد و لذا عجله می کند و از طرفی کند بودن
تحریک در زنان را و لذا توصیه به رعایت زمان مناسب برای تحریک جنسی می شود.

روان شناسان
اعتقاد دارند که اگر زن در برقراری روابط جنسی بهره کافی و طبیعی را نگیرد در
برقراری مجدد آن بی رغبت شده و رفتارهای روانی ناهنجار از خود نشان می دهد.
دیگر اینکه زنان نیازمند هستند علاوه بر درک توانایی  مرد برای روابط جنسی،
کلمات محبّت امیز، اطمینان بخش، اظهار عشق و جملات عاطفی بشنوند و نیاز دارند
تا مردان این کلمات را به زبان جاری کنند و علاقه قلبی کافی نیست.[۱۱۰]

شهید مطهری به
این نتیجه تصریح کرده و می گوید: «مرد در مقابل غریزه از زن ناتوان تر است»[۱۱۱].

روان شناسان نیز
معتقدند مردان از نظر کمّی خواستار ارتباط جنسی بیشتر هستند و زنان خواستار
ارتباط جنسی عمیق تر و طولانی تر بوده و ارگاسم آنان نیز طولانی تر است.[۱۱۲]

 

اهمیت روابط
زناشویی


پرسش ۱۵.
                
   چرا در روایات تا این اندازه روی مسائل جنسی بین زن
و شوهر تأکید شده است. لطفاً حکمت این همه تأکید را بیان کنید؟


انسان در صورتی
می تواند مسیر کمال را طی کند که بر اساس آموزه های دینی کلیه نیازهای خود از
جمله غرایز جنسی و عاطفی را در حدّ اعتدال تأمین و ارضا کند؛ زیرا اگر این
غریزه به شکل صحیح ارضا نشود پیامدها و ضررهای زیادی به انسان وارد می شود.
بقاء نسل سالم به مخاطره می افتد، انحرافات اخلاقی شیوع پیدا می کند، کانون
خانواده به عنوان اصیل ترین نهاد اجتماعی آسیب جدی دیده، بیماری های روانی
گسترش پیدا نموده و به طور کلّی آسیب های اساسی بر پیکر فرد و جامعه وارد می
شود.

 امام رضا (علیه
السلام) فرموده اند: «همانا از ویژگی های اخلاقی پیامبران، پاکیزگی و عطر زدن و
خوشبو بودن و زدودن و تراشیدن مو و فراوانی آمیزش بوده است»[۱۱۳].

ارتباط جنسی در
پرتو ازدواج، آثار و برکات زیادی در زندگی مادی، معنوی، تربیتی و روان شناختی
انسان دارد که نمونه هایی از آن عبارت است از:

۱. زمینه ساز
کمالات معنوی

رسول گرامی
اسلام حضرت محمّد (صلی الله علیه و آله) در حدیث دیگری فرمودند: «هرگاه مرد
مؤمنی با همسرش آمیزش می کند، دو فرشته آنها را ملازم و مراقب می شوند و این
مرد مانند مجاهد راه خدا ثواب می برد. وقتی از آمیزش فارغ می شود، گناهانش می
ریزد مانند ریزش برگ درختان در فصل خزان، وقتی غسل می کند از گناهان جدا می
شود». زنی سؤال کرد یا رسول الله پدر و مادرم به فدایت، این پاداش ها مربوط به
مرد بود، ثواب زنان و سهم آنان چیست؟ حضرت فرمود: «وقتی زنان حامله می شوند
پاداش روزه دار و شب زنده دار را می برند و وقتی درد زایمان را تحمل می کنند
پاداش بی نهایتی دارند و وقتی بچه ها را شیر می دهند ثواب زیادی برده و
گناهانشان محو می شود».[۱۱۴]

۲. زمینه عفت و
دوری از گناه

ارضای میل جنسی
در پرتو ازدواج موجب می گردد فرد، تا حدّ زیادی از روابط جنسی نامشروع مصون
مانده و دامن خود را به گناه آلوده نسازد،  به همین دلیل در مسیر کمال و
خودسازی معنوی قدم می گذارد.

حضرت رسول (صلی
الله علیه و آله) در این زمینه می فرماید: «ای گروه جوانان! هر یک از شما که می
تواند ازدواج کند، اقدام نماید؛ زیرا ازدواج موجب می گردد تا چشم و دامن انسان
از گناه باز داشته شود و عفت انسان حفظ گردد».[۱۱۵]

۳. زمینه آرامش
و رضایت خاطر

مهم ترین نیازی
که در پرتو ازدواج و ارتباط جنسی، برآورده و تأمین می گردد، نیاز به آرامش و
امنیت خاطر است. این نیاز، که در سرشت انسان ریشه دارد، چنان قابل توجه است که
خداوند در قرآن کریم، ایجاد آرامش خاطر از طریق ازدواج را یکی از آیات خود
معرفی کرده است.[۱۱۶]

چنانچه نیازهای
جنسی همسران ارضاء نشود و یا به صورت مطلوب برآورده نگردد، اختلاف های زیادی به
وجود می آورد. تحقیقات نشان می دهد که همسرانی که روابط جنسی مطلوبی دارند،
رضایت خاطرشان از زندگی بیشتر است و همچنین اثبات شده که ردّ درخواست های جنسی
مرد از سوی همسر، آشفتگی زیاد مرد را به همراه دارد.[۱۱۷]

همچنین تحقیقات
زیادی اثبات کرده که روابط خوب جنسی یکی از عوامل رضایت از تشکیل خانواده و
رضامندی زناشویی است.

 مطالعات نشان
می دهد که ۴۴درصد از اختلافات خانوادگی و زناشویی ناشی از مشکلات روابط جنسی
بوده و حدود ۲۵درصد نیز به عللی با روابط جنسی ارتباط دارد.[۱۱۸]

در مطالعات طولی
ادوارد وبوث مشخص شد که کاهش رضایت جنسی و ارتباط جنسی با احتمال وقوع طلاق و
اختلافات همبستگی دارد.

همچنین تحقیقات
نشان می دهد که رضایت جنسی در پایداری زناشویی سهیم است.[۱۱۹]

در تحقیقی که
توسط لومن انجام شد این نتیجه به دست آمد که رضایت جنسی با تعداد دفعات فعالیت
جنسی همبستگی دارد و زوجینی که دفعات بیشتری به ارتباط جنسی می پردازند، رضایت
بیشتری دارند.[۱۲۰]

در تحقیق دیگری
که توسط گریلی انجام شد، چنین به دست آمد که نارضایتی جنسی باعث گرایش به فحشا
و بی عفّتی و همچنین سردی روابط می گردد.[۱۲۱]

۴. تأمین
نیازهای عاطفی

روابط جنسی
همسران علاوه بر تأمین نیازهای جنسی و زیستی زوجین، نیازهای عاطفی آنان را نیز
تأمین می کند. زیرا وقتی رابطه جنسی واقعی و عمیق برقرار می شود در ضمن آن،
رابطه عاطفی صمیمی نیز وجود دارد. وقتی  همسران با همدیگر هم آغوش می شوند و
تمایل به برقرای ارتباط جنسی پیدا می کنند، در کنار همدیگر خوابیده و با اظهار
علاقه و محبت، یکدیگر را نوازش نموده و نسبت به همدیگر اظهار عشق و علاقه مندی
می نمایند. این اظهار محبت و علاقه، نقش زیادی در آرامش روانی آنان دارد. به
طوری که عده ای از خانم ها ارتباط عاطفی را به ارتباط جنسی ترجیح می دهند و حتی
ارتباط جنسی را بیشتر به دلیل نیازهای عاطفی می خواهند.[۱۲۲]

داده ها و
تحقیقات حاکی از آن است که افراد متأهل به طور کلی از لحاظ جسمانی و روانی نسبت
به افراد مجرد کارکرد بهتری دارند و این به خاطر حمایت عاطفی و روانی که در
ازدواج و رابطه زناشویی وجود دارد، به وجود آمده. همچنین تحقیقات ثابت کرده،
افرادی که رابطه زناشویی موفق و صحیحی دارند، با نشاط تر و شاداب تر بوده و
رضایت مندی آنان از زندگی بیشتر است و کمتر گرفتار افسردگی و اضطراب می شوند.[۱۲۳]

۵. ایجاد سلامتی
جسمانی

نتایج مطالعات
نشان می دهد، افراد متأهلی که زندگی شان پایدار بوده و رضایت جنسی داشته اند،
عموماً عمر طولانی دارند، از نظر جسمانی سالم تر و کمتر مبتلا به سرطان می
شوند. از سوی دیگر اختلاف زناشویی و عدم رضایت از روابط جنسی، با سطح سلامت
پایین تر و بیماری های جسمانی خاص نظیر  سرطان، بیماری قلبی و درد مزمن، رابطه
دارد.

بررسی های مربوط
به تعامل زناشویی حاکی از احتمال وجود مکانیزم هایی است که نشان می دهند
رفتارهای خصمانه و اختلاف در طول مدت زندگی زناشویی، با کارکردهای ایمنی غدد
درون ریز و قلبی عروقی ارتباط دارد.

(کریگهد و
نمروف)[۱۲۴]،
بلوم، اشر و وایت[۱۲۵]
نیز در بررسی های خود به این نتیجه رسیده اند که میان ناآرامی های زناشویی و
اختلال جسمانی و عاطفی یک رابطه آشکار وجود دارد.[۱۲۶]

۶. باعث شادی و
نشاط

بسیاری از
مطالعات نشان داده که افراد متأهل شادتر از افراد مجرد هستند.

بررسی های
تحلیلی که توسط اینگل هارت[۱۲۷]
بر روی نمونه بزرگی حدود۱۶۳۰۰۰ نفر انجام شد. نشان داده که کسانی که ازدواج
کرده و رضایت از رابطه زناشویی دارند، به طور متوسط شادتر و بانشاط تر از
دیگران هستند.

وود[۱۲۸]
و همکاران در یک مطالعه فراتحلیلی بر روی ۹۳ مطالعه، دریافتند کهازدواج و رضایت
جنسی، مفیدترین شادی و رضایت را برای زنان ایجاد می کند.[۱۲۹]

 ۷. باعث عزت
نفس

فرایندهای
شناختی زیادی وجود دارد که باعث افزایش عزت نفس و احساس ارزشمندی افراد می شود.
محبوب بودن و تمجید شدن از عواملی هستند که عزت نفس را بالا می برند، این دو
ویژگی در همسرانی که رضایت جنسی دارند و رابطه جنسی خوبی برقرار می کنند، به
وفور یافت می شود؛ یعنی، آنان با اظهار علاقه و عشق نسبت به همدیگر و با رعایت
احوال آمیزش، آن را رضایت مند می کنند و در نتیجه یک دیدگاه مطلوب نسبت به خود
و دیگران پیدا می کنند و از تعارض و خودبینی خارج می شوند و به طرف واقعیت ها
میل پیدا می کنند.[۱۳۰]

با توجه به
مطالب ذکر شده مشخص می شود که رابطه زناشویی، سنگ زیربنایی عملکرد خوب خانواده
است که به طور مستقیم یا غیرمستقیم با عملکرد والدین ارتباط دارد. همسرانی که
تحت تأثیر رابطه جنسی موفق از سلامتی عاطفی، جسمانی و روان شناختی، برخوردار
باشند، روابطشان با همدیگر و با فرزندان، رضایت بخش بوده و این خانواده از
استحکام و پویایی برخوردار خواهد بود. علاوه بر اینکه فرزندان این خانواده،
سالم تر، پویاتر، موفق تر و از نظر روحی و جسمانی، بهنجار خواهند بود.

تحقیقات ثابت
کرده که اختلاف و تعارض زناشویی پدر و مادر موجب بزه کاری فرزندان شده است
(کریگهد و نمروف). همچنین اختلاف والدین بر تحصیلات، روابط اجتماعی، همسرداری،
صمیمیت، اظهار محبت، تعارضات زناشویی، فساد و فحشا و... فرزندان تأثیر زیادی
داشته است.[۱۳۱]

 

 

آسیب های روابط
جنسی



پرسش ۱۶.
                
 نمونه هایی از آسیب های ارتباط جنسی را بیان نمایید.
آسیب هایی که روابط جنسی را تحت تأثیر قرار می دهند.


بخشی از شرایط
باید پیش از آمیزش جنسی مورد توجه قرار گیرد تا بستر مناسبی برای رابطه ای دل
خواه باشد. در این میان، گاهی آسیب هایی به وجود می آید که هنگام آمیزش جنسی یا
پس از آن خود را نشان می دهد و زمینه های کامیابی همسران را با خطر روبه رو می
کند. به نمونه هایی از آن آسیب ها که رابطه بیشتری با نارضایتی جنسی همسران
دارد، اشاره می کنیم:

۱. ناهماهنگی
جنسی میان همسران

بعضی از مردان
به شدت نسبت به ارضای جنسی علاقه نشان می دهند و در تمام اوقات آماده رابطه
جنسی اند؛ ولی چون پس از عمل آمیزش با نوعی سستی مواجه می شوند، پس از عمل
زناشویی به طور طبیعی به خواب می روند. گاهی مرد در ابتدا تحریک می شود و پیش
از اینکه همسرش به لذت مطلوب خود برسد، نمی تواند به کار ادامه دهد. دلیل این
امر آن است که برای مردان طغیان شهوت آسان تر انجام می گیرد.

 کسانی که واقع
بین نیستند، انتظار دارند در هر رابطه جنسی ارضای کامل جنسی صورت گیرد؛ ولی
باید گفت: زوج ها غالباً به دلیل تجربه کم، انتظارشان در این جهت برآورده نمی
شود. متأسفانه همسرانی که جوان و کم تجربه اند، ممکن است پس از مدتی موفق نشوند
میل و اشتیاق روزهای اولیه را از خود نشان دهند و به دنبال آن چنین نتیجه
بگیرند که در خود یا همسرشان نقصی وجود دارد. این نکته می تواند نارضایتی میان
همسران را به وجود آورد. برای مقابله با این خطر، همسران باید واکنش های خود را
برای رسیدن به ارگاسم کاملاً مورد توجه قرار دهند تا از این راه بر شهوت و میل
خود بیفزایند. هر زن و شوهری باید برای رسیدن به نقطه مطلوب، به دقت اشتباهات
خود را مورد بررسی قرار دهد و از بروز دوباره آن ها جلوگیری کند تا زمینه چنین
سوء تفاهم هایی پیش نیاید.[۱۳۲]

۲. نگاه یک سویه
به روابط جنسی

پس از آمیزش
جنسی، میل جنسی در مردان به شدت فروکش می کند، در حالی که میان زنان چنین
فرآیندی به شدت ظهور نمی کند و به علاوه، انتظار نوعی عشق بازی و نگاهی فراتر
از رابطه جنسی خالص در آنان وجود دارد؛ چرا که فکر بازیچه بودن زن برای مرد
باید به وسیله عشق بازی پس از آمیزش، پاسخگوی خواسته های همسرش باشد. در مراحل
اولیه ازدواج، عشق بازی پس از نزدیکی، به مراتب بهتر از عشق بازی پیش از آمیزش
است؛ زیرا:

۱. عشق بازی پس
از نزدیکی، محبت دو طرف به یکدیگر را ثابت می کند و نشان می دهد عشق آنها تنها
به منظور ارضای جنسی نیست؛

 ۲. عشق بازی پس
از آمیزش، حسّ مردانگی و زنانگی را در آنها تقویت می کند. هر مردی زمانی احساس
غرور می کند که زن پس از نزدیکی او را ستایش کند و هر زنی مایل است بداند که
صلاحیت جوابگویی به خواسته های شوهرش را دارد؛

۳. عشق بازی پس
از نزدیکی، احساس نگرانی از یک عمل به ظاهر حیوانی را از بین می برد و به عشق و
محبت انسانی می افزاید؛

۴. اگر در رابطه
جنسی، یکی از همسران یا هر دو ارضا نشده باشند، این حقیقت را که به یکدیگر عشق
و علاقه دارند، تأیید می کند و نمی گذارد ارضا نشدن باعث از بین رفتن محبت میان
زن و شوهر شود؛

۵. اظهار عشق پس
از نزدیکی، شروع دوباره خوبی را نوید می دهد.[۱۳۳]

هیچ جمله ای نمی
تواند شور و شوق شما را در زمینه لذت جنسی درست وصف کند. عمدتاً علاقه شما و
نگاهتان به بستر آمیزش معین می سازد چه قدر شما از ارتباط جنسی لذت کسب می
کنید. پس با به کارگیری عشق بازی در هر مرحله، زمینه شور و شوق مراتب بعدی را
بهتر فراهم سازید.

۳. کاهش تمایلات
جنسی

منشأ کاهش تمایل
جنسی را می توان هم در شالوده زیستی و هم در زمینه های روانی جست وجو کرد. به
طور طبیعی بالاتر رفتن سنّ مردان، باعث می شود آن ها دیرتر به انزال برسند و
زمان بیشتری را می طلبند تا آمادگی تجدید رفتار جنسی را پیدا کنند. از طرفی
زنان پس از یائسگی با  کاهش یافتن حالت لزجی مهبل، رابطه جنسی برایشان
ناخوشایند می نماید. عوامل روانی از قبیل فشار کار، نداشتن وقت مناسب برای
ارتباط جنسی، ترس از ناتوانی جنسی، احساس یک نواختی در ارتباط زناشویی، کسالت
در ایجاد ارتباط مناسب و تفاوت های فردی میان همسران نیز، زمینه های کاهش را
فراهم می آورد.

در برخی همسران
با گذر زمان تغییر چشمگیری در کاهش رابطه جنسی دیده نمی شود، در حالی که برخی
در همان سال های اولیه زناشویی فعالیت های جنسی خود را به طور چشمگیری کاهش می
دهند. زن و مرد باید در مرحله اول برای بالابردن درخواست جنسی فضاسازی کنند تا
کاهش طبیعت اولیه را با طبعی جدید جبران نماید، و در مرحله بعدی از تغییرات
آگاهی داشته باشند تا وضعیت پیش آمده غیرمنتظره جلوه نکند و زمینه های
ناسازگاری را فراهم نسازد. در این زمینه زنان می توانند با تصور ذهنی و روانی
ارتباطات جنسی گذشته، به فعالیت جنسی ادامه دهند و مردان نیز با تقویت قوای
جنسی از طریق مواد غذایی قوای جنسی را تقویت کنند.

۴. تحریکات جنسی
ناسالم

رابطه جنسی
سالم، مستلزم تصویر ذهنی سالم در مشارکت جنسی است. زنان و مردان در طول روز و
در محیط کار باید بکوشند که کمتر به چهره دیگران نگاه کنند. ایده آل آن است که
تصویر واضح هر یک از زن و شوهر، فقط به همسر خود اختصاص داشته باشد و زن و مرد
تصویر واضحی از نامحرمان نداشته باشند. دقت در چهره و بدن دیگران، دو حالت
دوستی و نفرت را به دنبال دارد. دوستی با دیگران رابطه فرد با همسر را تضعیف و
زمینه  نارضایتی را تقویت می کند. به همین جهت، سفارش شده است در انتخاب همسر
زیبایی او را مدّ نظر قرار دهید تا دیدن او زمینه دوستی شود. باید کسی را برای
ازدواج و شریک جنسی برگزیند که چهره، حالت ها و رفتارهای او زمینه پذیرش یک عمر
را فراهم سازد.

همان گونه که
زنان بهتر است، جز همسر را نبینند و مردان را به حریم خود راه ندهند، مردان نیز
هرزه گرایی را باید وانهند و صادقانه، پاک و معصوم وار به همسر خود نگاهی
عاطفی، عشقی و شهوانی داشته باشند. آنان نه تنها در زمان انتخاب همسر، بلکه در
زمان آمیزش نیز باید با تصویرسازی سالم و به دور از ذهنیت های ناسالم، روابط
جنسی را برقرار کنند. در روایات معصومان (علیهم السلام) آمده است که ارتباط با
همسر با شهوتی که از طریق تصویر ذهنی زن بیگانه ای حاصل شده است، مطلوب نیست.[۱۳۴]

۵. نداشتن
جذابیت ظاهری

مردان و زنان
برای این که جذّاب جلوه کنند، لازم است لباس های متنوع بپوشند. به طور طبیعی،
تعداد زیادی از زنان و مردان از روش و نوع لباس پوشیدن همسران خود شکایت دارند.
تغییر در لباس، تنها تفریح نیست؛ بلکه تصویر ذهنی دیگران را تغییر می دهد و
آنان فرد را، شخصیتی پاکیزه و انسانی مرتب می بینند.

بی تردید نوع
لباس، ترکیب، تناسب رنگ ها و جلوه های گوناگونی که به همراه دارد، در رضایت
روانی شریک جنسی تأثیر فراوانی می گذارد. لباس های روشن تر برای جوانان، لباس
های میانه رنگ برای میانسالان و لباس های ساده و  متناسب برای بزرگسالان باعث
می شود میل جنسی در اولویت دیده شود. نکته جالب توجه این که برای زن ها آنچه می
شنوند، در رفتار جنسی تأثیر عمیق دارد و برای مردها آنچه می بینند، در روابط
جنسی بسیار مؤثر است؛ البته این بدان معنا نیست که ریزبینی فوق العاده زنان در
دیدنی ها نادیده گرفته شود.

۶. تعیین وقت


هیچ گاه نمی توان برای نزدیکی جنسی زمان تعیین کرد. انسان همانند یک ماشین نیست
که مطابق دستورالعمل خاصی رفتار کند. زمانی که همه چیز از نظر سایکوفیزیولوژی
آماده باشد، انسان آماده آمیزش جنسی است؛ البته عادت همان گونه که در دیگر
موارد نقش چشم گیری دارد، این جا نیز ایفای نقش می کند؛ اما داستان عادت را
جداگانه باید بررسی کرد. در پایان سال اول زندگی جنسی، زن و شوهر باید آموخته
باشند که مطابق خواسته های یکدیگر عمل کنند.

هر زمانی محیط
آرام بود و تمایل به اوج رسید، زمان رابطه جنسی فرارسیده است. هیچ کس نمی تواند
در زمینه مسائل جنسی الگوی شما باشد. به هر کس نگاه کنید و او را ملاک قرار
دهید، شکست خواهید خورد؛ چرا که توانایی ها و گرایش های افراد به تعداد آنها
متفاوت است. زمانی که بیشتر موانع برداشته شد و شرایط از نظر محیطی، تغذیه،
تمایل و... آماده بود، می توان ارتباط جنسی را آغاز کرد. معیار در کامیابی جنسی
مراحل آن نیست؛ بلکه رسیدن هم زمان زن و شوهر و فعالیت هماهنگ آنان برای رسیدن
به ارگاسم ملاک است.[۱۳۵]

 ۷. آمیزش
غیرطبیعی

از نظر شرعی و
فقهی همه مراجع می فرمایند (به جز آیات عظام تبریزی، سیستانی و وحید): آمیزش از
طریق مقعد کراهت شدید دارد.[۱۳۶]

آیات عظام
تبریزی و وحید می فرمایند: بنا بر احتیاط واجب جایز نیست[۱۳۷].

آیت اللّه 
سیستانی می فرمایند: اگر زن راضی باشد، کراهت شدید دارد و اگر راضی نباشد، بنا
بر احتیاط واجب جایز نیست[۱۳۸].

 

زودانزالی



پرسش ۱۷.
                
به انزال زودرس مبتلا هستم، آیا این مشکلی که دارم بیماری به حساب می آید و چه
باید بکنم؟ مخصوصا با توجه به این نکته که همسرم خیلی اعلام نارضایتی می کند و
ارضا نمی شود، راه درمان آن چیست؟


اصطلاح انزال
زودرس وقتی به کار می رود که انزال پیش از دخول یا فوراً پس از آن صورت گیرد به
طوری که لذت جنسی را مختل کند. در این صورت ارضای خانم ها مختل می شود، خسته و
عصبانی می گردند و واکنش های منفی از خود نشان می دهند.

 انزال زودرس می
تواند به صورت اولیه باشد؛ یعنی به دلیل اضطراب و ضعف اعتماد به نفس رخ دهد و
می تواند ثانویه باشد؛ یعنی فشارهای روحی، نگرانی های اقتصادی یا برخی داروها،
عامل انزال زودرس باشد[۱۳۹]؛
از این رو مناسب است روش هایی به کار برده شود که انزال به تأخیر افتد. اینک به
بخشی از این روش ها اشاره می کنیم:

۱. هرگاه برای
مرد احساس اوج لذت جنسی اتفاق افتاد برای چند دقیقه عقب‌نشینی
کند. با تکرار این کار توسط مرد، انزال عقب می افتد و ارگاسم هماهنگ میان زن و
شوهر به وقوع می پیوندد.

۲. در صورتی که
در طول هفته مقاربت ها به حداکثر برسد، انزال زودرس خود به خود رفع می شود؛
بنابراین همسرانی که در هفته یک بار مقاربت دارند، باید دست کم چهار یا پنج بار
مقاربت را در برنامه رفتار جنسی بگنجانند تا از این راه حساسیت زوجین و به خصوص
مرد کمتر شود و بتواند از آمیزش طولانی تر و لذت بخش تر برخوردار شوند.

۳. استفاده از
کاندوم باعث کاهش سطح تماس و فشار می شود و بر همین اساس، انزال دیرتر انجام می
گیرد.[۱۴۰]

۴. نوازش ها و
معاشقه های پیش از آمیزش را خیلی طولانی نکنید و تنها تا آن اندازه که همسرتان
به مرحله آمادگی برسد، ادامه دهید.

۵. به محض احساس
نزدیک شدن به لحظه انزال، عضلات میان دو ران و مقعد خود را سست کنید و در همان
حال با دهان، نفس آرام و عمیق بکشید.[۱۴۱]

 ۶. توصیه می
شود آمیزش در مکانی آرام، بدون تنش و صدا و مقداری تاریک، انجام شود.

۷. در موقع
آمیزش، مرد زیر قرار گرفته و زن روی او قرار بگیرد و از این طریق، تنش های
روانی مرد کاهش پیدا کند؛

۸. از تقویت
جسمانی بدن با غذاهایی همانند عسل، پیاز، کباب برّه، دل و قلوه و... دریغ نشود.

۹. در موقع
ملاعبه، آلت خود را از بدن همسر دور نگه دارد و تصورات خود را به امور
غیرشهوانی معطوف کند.

با این روش ها
می توان از انزال زودرس که خلاف انتظار زن و شوهر است، جلوگیری کرد. اگر چنانچه
با این روش ها مشکل حل نشد به روان شناس مراجعه شود.

 

سردمزاجی




پرسش ۱۸.
                
سرد مزاجی چیست و آیا اگر چنانچه مرد یا زنی سرد مزاج باشد به استحکام خانواده
ضربه می زند؟


سردمزاجی نوعی
اختلال جنسی است که مرد یا زن را به ارتباط جنسی بی رغبت و ناتوان می کند. نوع
اولیه پایین بودن میل جنسی که در زنان سردمزاجی نامیده می شود، نتیجه مشکلات در
رشد روانی جنسی است. نوع دیگر آن که ثانویه نامیده می شود، کاهشی است که شایع
ترین علت آن  مشکلات روزمره در روابط با افراد است.

اغلب زوج ها نمی
دانند که رفتار جنسی آنها، آینه احساسات خوب و بد ناخودآگاهشان است. نیاز ظاهری
یک مرد به محبت زن، دشمنی ها را پنهان می کند. وقتی چنین فردی به طور دایمی نقش
آرام بخش را بازی می کند، از عصبانیتی که در درونش انباشته شده، آگاه نیست؛ اما
تظاهر این عصبانیت می تواند کاهش میل جنسی، انزال زودرس و حتی ناتوانی جنسی
باشد.[۱۴۲]

بی شک سردمزاجی
را نباید عارضه ای ساده پنداشت؛ بلکه باید آن را پدیده ای بسیار پیچیده و مرموز
شمرد که انواع و درجات گوناگونی دارد. برای پی بردن به چگونگی سردمزاجی، باید
علت های آن را بررسی کرد. علت عمده سردمزاجی زن، ناآگاهی مرد و رفتارهای
ناشیانه اوست. غالباً مرد است که نمی داند چگونه باید زن را برای دست یابی به
اوج لذت آماده کند و این ناآگاهی، به خصوص به لحاظ نقاط حساس زن در به اوج
رسیدن جنسی و انزال است. بیشتر مردها اطلاعاتشان از نزدیکی، تنها دخول است.[۱۴۳]

انزال هر زنی
مستلزم شرایط خاصی است. گاهی مستلزم کارهایی است که به ظاهر بی معنا و خنده آور
جلوه می کند؛ اما تا جایی که ممکن است و ممنوعیتی از جهت شرعی و اخلاقی وجود
ندارد، باید در تأمین آنها کوشید و به خواسته های آنان توجه کرد؛ البته توجه
کردن به خواسته های آنان به معنای احتیاط کاری و شرمساری و تعارف نیست که زن و
مرد همانند عبور  از در اتاق یا سالنی به یکدیگر تعارف کنند. رابطه جنسی میان
زن و مرد، باید به گونه ای صریح باشد که آنان بدون تعارف به نهایت لذت جنسی
بیندیشند. اندیشیدن به نهایت لذت جنسی نه تنها خودخواهی نیست، بلکه یک نوع
فداکاری است.

جایی که انسان
در سایه اوج لذت جنسی دیگران، خود نیز به ارگاسم می رسد، به هیچ وجه خودخواهی
تلقی نمی شود؛ بلکه تنها همانند مادری است که با اوج لذت فرزند خود، خود نیز به
اوج لذت می رسد؛ بنابراین برای دور کردن از سرد مزاجی که می تواند آسیب های
فراوانی به زندگی وارد کند، مرد نهایت تلاش خود را باید به کار بندد.

 

 

 

 

 

وظایف مردان


پرسش ۱۹.
                
   مرد چه وظایفی در برابر همسر و خانواده اش دارد؟


همانطور که پیش
از این بیان شد هر یک از زن و مرد برای اداره بهتر زندگی و تأمین آسایش و حفظ
کیان خانواده، متناسب و هماهنگ با ساختار وجودی خود مسئولیت ها و وظایفی بر
عهده دارند که برخی از آنها وظایف حقوقی و برخی دیگر به دلیل ماهیت عاطفی و
رفتاری پیوند زناشویی، وظایف اخلاقی به شمار می آیند. برخی از این وظایف و
مسئولیت ها که از وظایف اختصاصی مرد نسبت به همسر و فرزندانش می باشد، عبارتند
از:

۱. سرپرستی
خانواده

خانواده یک واحد
کوچک اجتماعی است که باید مدیریت و سرپرست واحدی داشته باشد؛ زیرا سرپرست بودن
زن و مرد به طور مشترک، کارساز نخواهد بود، در نتیجه یکی از زن و مرد باید رییس
و سرپرست و دیگری معاون و تحت نظارت او باشد.

قرآن و اسلام بر
اساس آیه «الرِّجالُ قَوّامُونَ عَلَی النِّساءِ بِما فَضَّلَ اللّهُ
بَعْضَهُمْ عَلی بَعْضٍ وَ بِما أنْفَقُوا مِنْ أمْوالِهِمْ»[۱۴۴]؛
«مردان سرپرست زنان هستند به خاطر  مزیت هایی که خداوند برای بعضی نسبت به بعضی
دیگر قرار داده است و به خاطر آنکه از اموال شان برای آنان هزینه می نمایند»،
مردان را به عنوان سرپرست و مدیر خانواده معرّفی می نماید.

موقعیت سرپرستی
مرد بر خانواده، به سبب وجود ویژگی هایی در مرد است؛ مانند برتری دوراندیشی مرد
بر نیروی عاطفه و احساسات در حالی که زن سرشار از عاطفه است و برتری قدرت بدنی
و نیروی جسمی که هم بتواند کارهای سنگین و اجرایی را بیشتر برعهده بگیرد و هم
از حریم خانواده خود دفاع کند.


به علاوه مرد در برابر پرداخت هزینه های زندگی، حق مدیریت نیز به او داده شده
است.[۱۴۵]
امام صادق (علیه السلام) فرمود: «سرپرستی خانواده، از سعادت مرد است».[۱۴۶]

البته باید
دانست؛ مدیریت و سرپرستی مرد در خانواده به معنای مردسالاری و اجبار و تحمیل
نیست، بلکه به گونه ای مسئولیت خود را ایفا کند که به رشد مسائل اخلاقی و معنوی
خانواده کمک کند و از ناهنجاری ها جلوگیری کند.

قرآن کریم می
فرماید:

«یا أیهَا
الَّذینَ آمَنُوا قُوا أنْفُسَکُمْ وَ أهْلیکُمْ ناراً وَ قُودُهَا النّاسُ وَ
الْحِجارَةُ»[۱۴۷]؛
«ای کسانی که ایمان آورده اید! خود و خانواده خویش را  از آتشی که هیزم آن
انسان ها و سنگ هاست، نگه دارید».

۲. تأمین و
توسعه زندگی

بر اساس تعالیم
اسلام مخارج اقتصادی خانواده بر عهده مرد است و زن در امور اقتصادی خانواده
مسئولیتی ندارد، هر چند درآمد زیادی داشته باشد.

مصادیق نفقه نیز
عبارت است از تهیه مسکن، لباس، غذا و امکانات زندگی که به طور متعارف با وضعیت
زن متناسب باشد.[۱۴۸]

همچنین فراهم
نمودن وضع اقتصادی بهتر و شرایط رفاهی بیشتر برای همسر و فرزندان از امور بسیار
نیکو و پسندیده در زندگی خانوادگی است.

امام سجاد (علیه
السلام) نیز فرمودند: «خداوند از کسی بیشتر خشنود است که بر خانواده اش توسعه
دهد».[۱۴۹]

مردی که با
داشتن قدرت مالی، به تهیه امکانات مناسب زندگی و تنوّع و فراخی آن برای همسر و
اهل خانه اقدام نکند، خوشی و آسایش را از خانواده سلب نموده و زمینه بدبینی و
بیزاری از او فراهم می شود.

حضرت رضا (علیه
السلام) در این زمینه فرمود: «شایسته است که مرد بر خانواده اش توسعه دهد، تا
آنان آرزوی مرگ او را نکنند».[۱۵۰]

۳. تأمین امنیت
خانواده

تلاش برای حفظ
امنیت مالی، جانی و ناموسی همسر و فرزندان از وظایف مرد است؛ زیرا خداوند
سرپرستی زن را بر عهده مرد قرار داده و از او خواسته  است تا از وی نگهداری
کند.

پیامبر گرامی
اسلام (صلی الله علیه و آله) فرموده اند: «کسی که در راه دفاع از اهل و عیال
خود کشته شود، شهید است».[۱۵۱]

۴. تأمین
نیازهای عاطفی خانواده

لازمه شادابی و
نشاط روانی زن این است که خود را محبوب همسر یافته و از عشق و علاقه او نسبت به
خود مطمئن باشد؛ همین اعتماد و اطمینان، امنیت خاطر زن را تأمین کرده و به
آرامش درونی او می افزاید؛ زیرا اگر زن در مورد محبت و علاقه همسرش نسبت به خود
تردید کند، احساس درماندگی و ناتوانی عاطفی به او دست داده و از اینکه نتوانسته
عواطف شوهر را به سوی خود جلب کند، احساس شکست می کند.

در این میان
باید توجّه داشت که زن به دلیل ویژگی های خاصی، اغلب نمی تواند به طور مستقیم
از بی مهری یا کم توجّهی شوهر نسبت به خود گلایه کند؛ گویی این کار را یا در
شأن خود نمی داند و یا آن را مایه تحقیر خود و چه بسا مایه تحقیر شوهر می داند؛
بنابراین یکی از مهم ترین وظایف اخلاقی مرد این است که از راه های مختلف نظیر
گفتار، هدیه دادن و... همسر خود را از محبتی که به او دارد، آگاه سازد.

پیامبر گرامی
اسلام حضرت محمد (صلی الله علیه و آله) می فرمایند: «با زنان مهربانی کنید و دل
هایشان را به دست آورید تا با شما همراهی کنند و هرگز آنان را مجبور و خشمگین
نکنید».[۱۵۲]

 ایشان همچنین
فرمودند: «اگر مردی به همسرش بگوید «دوستت دارم» هرگز از قلب او خارج نمی شود».[۱۵۳]

امام علی (علیه
السلام) نیز درباره آثار هدیه می فرمایند: «هدیه دادن باعث جلب دوستی و محبت
بین افراد می شود».[۱۵۴]

۵. مشورت با
همسر

استبداد رأی مرد
به ویژه در مسائل مربوط به زندگی مشترک، او را گرفتار اشتباهات بزرگ می نماید،
از سوی دیگر تصمیم گیری های یک جانبه از طرف مرد، بدون مشورت با همسر به روحیه
همکاری اعضای خانواده آسیب می رساند. البته کشاندن مشکلات و سود و زیان های
بیرون از خانه به داخل خانه لطافت روحی و نشاط عاطفی در میان اعضای خانواده را
تحت الشعاع قرار می دهد و در این گونه موارد مشورت با همسر و فرزندان مناسب
نیست. اما درباره نیازهای خانه و خانواده، مشورت خواهی از همسر جایگاه شخصیت او
را تأیید نموده و به نوعی اعلام می شود: «تو مورد اعتماد من هستی». در این صورت
زن خانواده نیز با شوهر خود احساس همبستگی می نماید و اگر هم تصمیمی اشتباه
گرفته شد هر دو خود را مسئول وضع پیش آمده دانسته و می کوشند آثار منفی آن را
کم کنند.

۶. مدارا، عفو و
گذشت

خانواده کانون
انس و الفت است و بر اساس محبّت و مودّت بنا شده است؛  بنابراین التزام به
مدارا در رابطه با همسر و گذشت از غفلت و خطای وی، یکی از ضروریات زندگی مشترک
است؛ زیرا انسان ها به سبب انسان بودن از خطا و اشتباه مصون نیستند[۱۵۵]
و اگر این دستور اخلاقی رعایت نگردد چه بسا زندگی مشترک با مشکلاتی مواجه گردد.

لقمان حکیم در
فرازی از سخنان خود می فرماید: «سه دسته اند که بایستی با آنان مدارا نمود:
حاکم چیره و مسلط، زن و بیمار».[۱۵۶]

امام علی (علیه
السلام) می فرمایند: «همیشه و در همه حال با همسرت مدارا کن و با او به نیکی
معاشرت نما تا زندگیت باصفا و شادمان گردد»[۱۵۷].

محبت و مدارا با
همسر علاوه بر آنکه باعث استحکام بنیان خانواده می گردد، به فرزندان نیز روش
صحیح زندگی و آداب برخورد با دیگران را می آموزد.

پیامبر گرامی
اسلام (صلی الله علیه و آله) فرمودند: «اگر مردی بر بدخلقی زنش صبر کند خداوند
پاداشی که به حضرت داود (علیه السلام) داد به او می دهد».[۱۵۸]

۷. کمک کردن در
کارهای خانه

برای اینکه
کانون خانواده گرم نگه داشته شود باید در سختی های زندگی همکاری شود. کمک کردن
مرد به همسر در انجام کارهای خانه، نشانه صمیمیت، محبّت و احترام به همسر است،
به طوری که اسلام برای کار کردن  مرد در خانه پاداش فراوانی قائل است.

پیامبر گرامی
اسلام (صلی الله علیه و آله) فرمودند: «لاَ یخْدُمُ الْعِیالَ إِلاَّ صِدِّیقٌ
أوْ شَهِیدٌ أوْ رَجُلٌ یرِیدُ اللَّهُ بِهِ خَیرَ الدُّنْیا وَ الآْخِرَةِ»[۱۵۹]؛
«به همسر و خانواده خدمت نمی کند، مگر شخص صدیق و درستکار و یا شهید و یا مردی
که خداوند متعال خیر دنیا و آخرت را برایش خواسته باشد».

 

ابراز محبت شوهر


پرسش ۲۰.
                
من به تازگی ازدواج نموده ام، نمی دانم چگونه و به چه
اندازه به خانمم محبّت کنم که مشکل آفرین نگردد، لطفاً علاوه بر بیان راهکارها
به حدّ و حدود آن نیز اشاره نمایید؟


بدیهی است؛ اساس
و شالوده زندگی خانوادگی بر محبت استوار است، بر همین اساس می توان ادعا کرد که
نیرومندترین عامل دوام و رشد خانواده، عاطفه و محبت همسران به یکدیگر است. در
این میان به دلیل احساسات و عواطف بیشتر زن ها، لازم است آقایان به ویژه در
اوقاتی که همسرشان دچار فشار جسمی یا روحی (زمان بیماری، دوره عادت ماهانه،
دوران بارداری، دوره پس از زایمان و زمان از دست دادن یک عزیز) است، تلاش
بیشتری در این زمینه از خود نشان دهند.

در حقیقت لازمه
شادابی و نشاط زن این است که خود را محبوب همسر دیده و از عشق و علاقه او نسبت
به خود مطمئن باشد؛ زیرا از این طریق امنیت خاطر وی تأمین شده و به آرامش روانی
می رسد.

حمایت و مهربانی
قلبی مرد، آن قدر برای زن ارزش دارد که زندگی زناشویی بدون آن برای زن قابل
تحمل نبوده و هرگز احساس خوشبختی نمی کند[۱۶۰].
از این رو در آموزه های دینی نیز به اظهار محبت و مهربانی به همسران بسیار
سفارش گردیده است، به گونه ای که پیامبر گرامی اسلام حضرت محمد (صلی الله علیه
و آله) می فرماید: «با زنان مهربانی کنید و دل هایشان را به دست آورید تا با
شما همراهی کنند و هرگز آنان را مجبور و خشمگین نکنید».[۱۶۱]

در روایت دیگری
نیز فرمودند: «اگر مردی به همسرش بگوید «دوستت دارم» هرگز از قلب او خارج نمی
شود»[۱۶۲].

برخی از توصیه
های عملی ابراز محبت مردان به همسر خود عبارتند از:

۱. توجّه به
همسر

یکی از رایج
ترین اشتباهاتی که مردان مرتکب می شوند آن است که وقتی همسرشان با آنان کاری
دارد یا با او حرف می زند و به هر دلیل دیگری به توجّه او نیاز دارد، آقا خودش
را مشغول کار دیگری مانند: تماشای تلویزیون، خواندن روزنامه، مجلّه و کتاب می
کند!! در حالی که آقایان حداقل در چند دقیقه اول لازم است؛ تمامی توجه خود را
فقط متوجه همسرشان کنند و حتّی این فرصت را باید مغتنم شمرد. به طوری که اگر در
این گونه موقعیت ها به همسر توجه شود او نیز تمام همت و توان خود را برای جلب
رضایت شوهرش و سازگاری در زندگی و تأمین نیازهای عاطفی او به کار می گیرد.

البته باید توجه
داشت محور این رابطه دو طرفه سودجویی و منفعت طلبی شخصی نباشد، بلکه به طور
واقعی و به عنوان یک انسان و یک همسر شایسته به او احترام گزارد و در این رابطه
عاطفی و صمیمی رضایت خداوند و پاداش او انگیزه اصلی هر دو را شکل بدهد.

۲. ابراز محبّت
جسمانی

اغلب زن ها،
بیشتر تشنه محبت جسمانی، اما غیرجنسی از جانب شوهر خود هستند. آنان دوست دارند
ناز و نوازش شده و در آغوش گرفته شوند؛ بدون اینکه آمیزش جنسی در کار باشد.
محبت جسمانی شوهر به همسر یعنی هر روز از طریق گرفتن دست و نزدیک کردن او به
خود وی را مورد محبت و نوازش، قرار دهد.

۳. ابراز تشکر
زبانی

زن ها به شدّت
نیازمند آنند که شوهرشان از آنها تشکر کنند. ممکن است مرد سعی کند با انجام کار
زیاد یا انجام وظایف خود در خانه قدردانی خود را به همسرش نشان دهد،. اما آنچه
قلب زن ها به راستی به آن نیاز دارد، شنیدن تشکر و قدردانی در قالب الفاظ و
عبارات است.

در حقیقت ابراز
کلمات محبت آمیز و نیز تعریف و تحسین گفتاری مانند جواهر برای زنان ارزشمندند؛
زیرا موجب احساس ارزشمندی، خوشبختی و رضایت آنان است. بسیاری از مردها، جمله
کوتاه «دوستت دارم» را خیلی کم به همسرشان می گویند یا اصلاً بر زبان نمی
آورند؛ چون تصور می کنند «او که می داند من دوستش دارم، پس چرا باید بگویم»، در
حالی که هر زنی نیاز دارد جمله «دوستت دارم» را هر روز به دفعات بشنود. او از
شنیدن این جمله هرگز خسته نمی شود.

۴. تعریف از
همسر

ستایش از
زیبایی، سلیقه، توانایی در اداره خانه، دست پخت و مراقبت از فرزندان اعتماد به
نفس همسر را بالا برده و به او احساس ارزشمند بودن می دهد.

۵. هدیه دادن

هدیه دادن به
همسر، نشانه حس قدردانی و علاقه به اوست. این کار به او می فهماند که برای
همسرش ارزشمند است. به همین دلیل است که پیامبر خدا (صلی الله علیه و آله) می
فرمایند: «هر کس وارد بازار شود و هدیه ای بخرد و آن را برای خانواده خود ببرد،
همانند کسی است که برای گروهی نیازمند صدقه ای بَرَد»[۱۶۳].

۶. کامرواسازی و
ارضای جنسی همسر

ارضای جنسی تنها
یک موضوع جسمی و بدنی نیست، بلکه لذّت آنان سکوی پرشی است برای دل بستگی و
وابستگی هرچه بیشتر نسبت به یکدیگر و زمینه سازگاری و تحمل سختی های زندگی
بیشتر فراهم می شود تا آنجا که به  رشد معنوی و شکرگزاری به درگاه خداوند می
انجامد.

۷. صحبت و گفت
وگو با همسر در مورد اتفاقات زندگی.

۸. همگامی و
همراهی در برنامه های تفریحی و پرکردن اوقات فراغت.

۹. صداقت با
همسر.

۱۰. حمایت مالی
و عاطفی از همسر و بستگان ایشان.

گفتنی است اگرچه
دوستی و محبّت میان زن و شوهر امری طبیعی است امّا باید توجّه داشت این نعمت
نیز مانند همه نعمت های خداوند حدّ و مرزی دارد که نباید از آن تجاوز کرد.

در حقیقت
بالاترین رابطه انسان متوجه خداست؛ بنابراین شایسته است محبت خدا در دل انسان
بر همه محبت ها و دل بستگی ها غلبه پیدا نموده و مانع انجام وظایف شرعی از سوی
هیچ کدام نگردد. به همین دلیل قرآن کریم می فرماید:

«قُلْ إِن کَانَ
آبَاؤکُمْ وَ أبْنَاؤکُمْ وَ إِخْوَانُکُمْ وَأزْوَاجُکُمْ وَعَشِیرَتُکُمْ
وَأمْوَالٌ اقْتَرَفْتُمُوهَا وَ تِجَارَةٌ تَخْشَوْنَ کَسَادَهَا وَمَسَاکِنُ
تَرْضَوْنَهَا أحَبَّ إِلَیکُم مِّنَ اللّهِ وَ رَسُولِهِ وَ جِهَادٍ فِی
سَبِیلِهِ فَتَرَبَّصُواْ حَتَّی یأْتِی اللّهُ بِأمْرِهِ وَ اللّهُ لاَ یهْدِی
الْقَوْمَ الْفَاسِقِینَ»[۱۶۴].

در این آیات،
کسانی را که روابط عاطفیشان با همسران، فرزندان، پدران، افراد خانواده، فامیل و
دل بستگی آنان به متعلقات زندگی دنیا چنان مستحکم می شود که مصالح مهم دیگر را
تحت الشعاع قرار داده و به فراموشی  می سپارند، مورد نکوهش قرار می دهد.

 

وظایف خانم ها


پرسش ۲۱.
                
  می خواستم بدانم که وظایف خانم ها نسبت به همسرشان
چیست؟ در ضمن این سؤال همیشه ذهنم را مشغول کرده که چرا همیشه به خانم ها توصیه
می شود که در برابر آقایون کوتاه بیایند و نظر شوهرشان را تأمین کنند؟


در ابتدا گفتنی
است؛ تجربه ثابت کرده اگر در ابتدا نظر مرد تأمین و نیاز عاطفی شوهر ارضا شود
پس از آن شوهر سعی می کند حاصل تمامی تلاش های روزانه خود را برای خانواده
بیاورد و تمامی محبت ها و عاطفه خود را به کانون خانواده متمرکز کند و هر دو
اتفاق برای خانم ها بسیار خوشایند است. در غیر این صورت ممکن است توجه آقایان
به دیگران جلب شود و یا درآمدشان را در مسیرهای دیگر هزینه کنند که هر دو اتفاق
برای خانم ها بسیار آزاردهنده و شکننده است. در نتیجه اگر چه در ابتدا به تأمین
نظر آقایان توصیه شده اما در اصل به تأمین نظر خانم ها توجه شده و در مجموع
استحکام بنیان خانواده و مصونیت از ناهنجاری های اجتماعی و خانوادگی مورد نظر
است. با درک این واقعیت به خوبی آشکار می شود توصیه های روایات مطابق با شناخت
صحیح روحیات زن و مرد و به نفع همگان است.

اینک به برخی از
وظایف و مسئولیت های حقوقی و اخلاقی زناشویی اشاره می شود:

۱. تمکین

یکی از مهم ترین
اهداف ازدواج، ارضای نیازهای جنسی از طریق مشروع می باشد، زن و شوهر در این
زمینه حقوق و مسئولیت های اساسی دارند.

 زن ها در این
زمینه نقش بیشتری بر عهده دارند و آمادگی بدون قید و شرط آنان در امور جنسی و
زناشویی به گرمی کانون خانواده و جذب علاقه و محبت همسر بسیار کمک می کند.

پذیرش سرپرستی و
مدیریت شوهر در مسائل خانواده و امور فرزندان به همراه قبول حق نظارت شوهر بر
اعمال و معاشرت های زن تا آن حدّ که به شئون زندگی زناشویی و مصالح خانواده
مربوط است، از مصادیق تمکین عام می باشند.

۲. خوش اخلاقی

معاشرت نیکو و
تعامل پسندیده از وظایف دوطرفه همسران با یکدیگر است و هیچ کدام حق آزار و اذیت
یکدیگر را ندارند. زن می باید از هرگونه عملی که رنجش خاطر شوهر را فراهم می
کند، پرهیز نموده، سعی کند از هر کاری، حرکتی و حرفی که باعث ناراحتی شوهر می
گردد، اجتناب نماید.

پیامبر گرامی
اسلام (صلی الله علیه و آله) می فرمایند: «زنی که با زبان، شوهر را بیازارد،
خداوند هیچ عمل خوب و هیچ حسنه و نماز و روزه ای را از او قبول نمی کند، هرچند
همواره روزها در روزه باشد و شب ها در حال نماز؛ مگر آنکه همسرش از او راضی
گردد».[۱۶۵]

۳. لزوم اجازه
شوهر

یکی از مسئولیت
های مهم همسر، امانتداری است؛ زیرا مرد، زن را امین خود در خانه می داند و او
باید تمام توان و کوشش خود را برای حفظ اموال شوهر به کار ببرد.

 امام صادق
(علیه السلام) درباره لزوم اجازه زن در رابطه با تصرف در اموال شوهر می
فرمایند: «خانم چیزی به کسی ندهد مگر به اجازه همسر و اگر بدون اجازه تصرف کند،
گناهکار است».[۱۶۶]

پیامبر گرامی
اسلام (صلی الله علیه و آله) نیز می فرمایند: «زن از خانه شوهر صدقه ندهد مگر
به اجازه همسر».[۱۶۷]

۴. اجازه روزه
مستحبی

زن نباید کاری
کند که امکان بهره جنسی از او ممکن نشود؛ در حالی که وقتی روزه می گیرد امکان
ارتباط جنسی نیست.

پیامبر (صلی
الله علیه و آله) فرموده اند: «زن بدون اجازه شوهر روزه مستحبی نگیرد».[۱۶۸]

البته روزه واجب
را هیچ کس نمی تواند مانع آن بشود؛ زیرا انسان، مکلّف به انجام آن است.

۵. پاکدامنی و
عفت

گرچه حفظ کیان
خانواده و صیانت از شخصیت اجتماعی و آبروی خانواده بر عهده هر یک از اعضای
خانواده است، اما زن به عنوان ناموس مرد در حفظ حریم و ارزش های خانواده،
مسئولیت بیشتری دارد؛ زیرا عفّت، اساس خوشبختی در زندگی است و چه بسا سهل
انگاری در آن، کانون گرم خانواده را متلاشی کند.[۱۶۹]

در علم اخلاق،
عفّت را یکی از فضایل شمرده اند[۱۷۰]
که آدمی به مدد آن  می تواند بر بسیاری از ناپاکی ها چیره گردد و دامنش را از
فساد و تباهی حفظ کند. از این رو، عفّت به معنای پاک بودن از کلیه آلودگی های
جنسی و مسائل شهوانی است.

امیرمؤمنان
(علیه السلام) فرمود: «خویشتن داری در مقابل شهوت، عفّت است».[۱۷۱]

۶. کاستن از
توقّعات و کم خرج بودن

یکی از عوامل
مهمی که در استحکام و روابط صمیمانه زندگی نقش دارد، کاستن از توقعات و پرهیز
از خواسته های بی مورد و بی جا است، به همین دلیل از وظائف مهم زن، تعدیل
خواسته های خویش نسبت به درآمد زندگی می باشد.

شایسته نیست زن
تنها به خواسته های خود و یا فرزندان نظر کند و امکانات شوهر را نادیده گرفته و
با ناراحتی، خشم و بهانه گیری زندگی را تلخ و سخت نماید.

پیامبر اکرم
(صلی الله علیه و آله) فرمودند: «همسر شایسته یکی از دو کاسب است».[۱۷۲]

طبق این حدیث
شریف، هرگاه زن با عقل و سلیقه خود خوشبختی خانواده را تأمین کند، اثر کار او
کمتر از کسب و کار شوهر نیست؛ زیرا حفظ درآمد همانند تلاش برای درآمد دارای
ارزش است.

۷. پرهیز از قهر
کردن با شوهر

 قهر کردن صفت
ناپسندی است که آثار شومی بر روابط خانوادگی می گذارد؛ زیرا آغازی بر شکاف در
زندگی زناشویی است و باعث بروز ناراحتی ها و اختلاف گردیده، اطمینان زن و شوهر
را نسبت به یکدیگر سلب می نماید.

پیامبر گرامی
اسلام (صلی الله علیه و آله) می فرمایند: «هر زنی که با شوهرش قهر کند در حالی
که خودش مقصر بوده است، در روز قیامت با فرعون، هامان و قارون در پایین ترین
جایگاه آتش محشور می شود، مگر اینکه توبه کند و (نزد شوهرش) برگردد».[۱۷۳]

۸. پرهیز از
منّت گذاری

کار خوب و
ارزشمندی که بر زیبایی های زندگی افزوده و باعث استحکام زندگی زناشویی می گردد،
آن است که بدون منّت انجام گیرد؛ بنابراین شایسته نیست زن در مقابل کارهای نیک
و وظیفه اخلاقی خود در حق همسر، منّت بگذارد؛ زیرا در اثر منّت گذاری ارزش کار
خود را از بین می برد.

پیامبر اسلام
(صلی الله علیه و آله) فرمودند: «اگر زنی تمام طلاها و نقره ها را به خانه شوهر
ببرد آن گاه روزی به سرش منّت بگذارد و بگوید، تو از مال من می خوری، در این
صورت ارزش زحمات او از بین می رود؛ اگر چه از عابدترین مردم باشد؛ مگر اینکه از
شوهر خود عذر بخواهد».[۱۷۴]

 

 ابراز
محبت زن


پرسش ۲۲.
                
  چگونه باید محبت خود را نسبت به شوهرم ابراز کنم و
به او نشان دهم دوستش دارم؟ اصلاً آیا مردان نیز مانند زنان به ابراز محبّت از
سوی همسرشان نیاز دارند؟


برخی از روان
شناسان نظیر آبرهام مزلو و کویینگ نیاز به محبّت و تعلّق پذیری را از نیازهای
اساسی و از نیازهای روانشناختی تلقی کرده و اعتقاد دارند که ارضای این نیازها
در آرامش روانی و سلامت روانی افراد تأثیر اساسی دارد.[۱۷۵]

به همین دلیل زن
نیز باید به شوهر خود عشق ورزیده، از اظهار محبت به او دریغ نکرده و علاقه خود
را به گونه های گوناگون بیان نماید؛ زیرا این ابراز علاقه علاوه بر جلب رضایت و
عواطف شوهر، باعث افزایش انگیزه وی جهت تلاش و تأمین آسایش خانواده می گردد.

امام صادق (علیه
السلام) نیز در این باره می فرمایند: «زن باید با اظهار علاقه و با دل ربایی و
آرایش در برابر شوهر به گونه ای عمل کند که رضایت و خشنودی شوهر جلب شود».[۱۷۶]

با توجّه به
نکات فوق روشن می گردد که زن ها باید متوجه باشند که شوهران آنها نیز مانند
خودشان انسانند و به شدت نیازمند محبت و دوستی اند. در حقیقت، نیاز انسان به
محبت از مهم ترین کشاننده های روان شناختی و اجتماعی در تمام مراحل رشد وی است
که این نیاز پس از ازدواج در مردان، به ویژه  از طریق همسر برآورده می شود.
مردی که همسرش به او عشق می ورزد، از روحیه ای شاد و با نشاط برخوردار می گردد
که این مسئله انگیزه او را در جهت تلاش برای تأمین نیازهای خانواده و همسر
افزایش می دهد.

برخی از شیوه
های ابراز محبت به شوهر، عبارتند از:

۱. سازگاری با
شوهر

۲. احترام به
شوهر

احترام گذاشتن
به شوهر یکی از مهم ترین راه های ابراز محبت به او از سوی همسرش می باشد.
استقبال از شوهر و خوش آمدگویی به وی با لب خندان و چهره ای گشاده هنگام ورود
به منزل از جمله این راهکارها است.

۳. توجّه به
شوهر

در این زمینه
باید توجّه داشت که مردها دوست دارند، اولویت اوّل همسرشان در مقایسه با دیگران
حتّی فرزندان خود باشند؛ بنابراین توجّه به خواسته های وی و سعی در برطرف نمودن
آنها یکی از راه های عملی ابراز محبّت به اوست.

۴. عدم مقایسه
شوهر با مردان دیگر

همسر خوب و
شایسته کسی است که مردهای دیگر به ویژه پدر و برادر خود را به رخ شوهر نکشد؛
زیرا هر شوهری دوست دارد بابت توانایی ها و محاسنش از سوی همسر خود مورد تحسین
قرار گیرد، در حالی که مقایسه او با دیگران از سوی همسر به او احساس ناشایستگی
داده و اعتماد به نفس وی را تضعیف می کند.

۵. تحسین شوهر

 همه مردها صفات
قابل تحسینی دارند که دوست دارند از سوی همسرشان مورد توجّه و تحسین قرار گیرد
تا احساس شخصیت کنند. در این زمینه باید توجّه داشت که همه افراد، تفاوت میان
تحسین و تملّق را درک می کنند؛ بنابراین شایسته نیست در این زمینه به دروغ و
نیرنگ متوسل شد، بلکه همسر خوب و کاردان کسی است که از طریق شناسایی نقاط قوّت
شوهر در صدد تحسین واقعی وی باشد.

۶. آراستن خود
برای شوهر

یکی از نیازهای
اساسی شوهر این است که همسرش از نظر جسمانی و ظاهری برای او جذاب باشد؛
بنابراین آراستن خود برای شوهر یکی از راه های ابراز محبّت به اوست؛ زیرا چنین
نیازی را در وی برآورده می سازد.

۷. پاسخ به
تمایلات جنسی شوهر

تحقیقات نشانگر
آن است که مردان، لذّت بخش ترین زمان خود را در مصاحبت با همسر زمانی می دانند
که با وی آمیزش داشته اند؛ زیرا آمیزش با همسر این اطمینان را به شوهر می دهد
که با همسرش رابطه ای نزدیک دارد و همسرش وی را دوست دارد. به همین دلیل یکی از
راه های ابراز محبت به شوهر این است که نیازهای جنسی وی از روی رغبت برآورده
گردد.

۸. آماده سازی
خانه

خوش اخلاقی با
شوهر، فراهم نمودن اسباب استراحت و آسایش وی در منزل و تمیز و مرتّب نمودن منزل
از جمله مواردی است که هر زنی می تواند به عنوان وسیله ای جهت ابراز محبّت به
شوهر از آن بهره گیرد.

خانه داری و
خدمت به همسر و فرزندان، علاوه بر اینکه باعث استحکام  خانواده و ارزشمندی و
محبوبیت همسر می شود، باعث جلب رضایت الهی و پاداش معنوی نیز می گردد. در این
قسمت به نمونه ای از این روایات اشاره می شود:

امام رضا (علیه
السلام) درباره فواید همسر شایسته می فرماید: «هیچ منفعتی بهتر از همسر شایسته
نیست؛ همسری که وقتی انسان او را می بیند شادمانش گرداند و در موقع نبودن او،
نگهدار ناموس و مالش باشد»[۱۷۷]؛
یعنی، در حضور او، به نوعی او را شادمان می کند و در غیبت او هم کاری می کند که
اگر شوهر متوجه عمل او گردد شادمان شود.

نبی مکرم اسلام
حضرت محمد (صلی الله علیه و آله) نیز فرمودند: «خداوند متعال می فرماید وقتی
اراده کردم تا به بنده ام خیر دنیا و آخرت را عطا کنم، برای بنده ام زبانی
ذکرگو (ذکر خدا)، قلبی خاشع، بدنی صبرکننده در بلاها و همسری (زنی) مؤمن که
وقتی به او نگاه می کند شادمان می شود و در موقع غیبت شوهر حافظ ناموس و اموال
شوهر است».[۱۷۸]

جابربن
عبداللّه  انصاری می گوید: شنیدم شخصی می گوید: در محضر پیامبر گرامی اسلام
(صلی الله علیه و آله) بودیم که ایشان فرمود: «بهترین زنان شما زنی است که
زاینده، مهربان و پاکدامن باشد؛ در میان خاندان خود بزرگوار و گرامی و با شوهرش
فروتن، آراسته به نزد شوهر و پوشیده از دیگران؛ زنی که حرف همسر خود را می شنود
و فرمان او را می برد؛ هنگامی که با شوهر خود خلوت کند به  خواهش های او تن در
دهد (با عشوه و ناز) نه با دست و دل بازی مردانه».[۱۷۹]

امام صادق (علیه
السلام) می فرماید: «هر زنی که با جرعه ای آب، شوهر خویش را سیراب نماید، عملش
ارزشمندتر از عبادت یک سال است که روزهای آن را روزه بدارد و شب ها به نماز
مشغول باشد و خداوند به ازای هر جرعه ای که به همسرش داده است، یک شهر در بهشت
برایش هدیه می کند و شصت خطا را از او می بخشد».[۱۸۰]

در روایت دیگری
آمده است: «هر زنی که به مدت یک هفته خدمتی را برای همسرش انجام دهد خداوند هفت
باب جهنم را بر وی می بندد و هشت باب بهشت را بر او می گشاید که از هر کدام که
خواست به بهشت وارد شود».[۱۸۱]

در روایات
اسلامی حتی به کوچک ترین کار و عملی که زن در رابطه با خانه داری انجام می
دهند، مزد و پاداش قرار داده شده و به این نحو آنان را به خانه داری تشویق
نموده اند.

حضرت پیامبر
(صلی الله علیه و آله) در روایتی می فرمایند: «هر زنی در رابطه با خانه داری،
کاری انجام دهد و چیزی را به جای خودش بگذارد و خانه را منظم کند، خداوند به او
نظر کرده و عذابش نمی کند».[۱۸۲]

 

 راهکارهای
احترام زن و شوهر



پرسش ۲۳.
                
احترام در روابط زن و مرد به چه چیزهایی است، نمونه هایی را بیان کنید تا ما در
رابطه خود آنها را انجام دهیم.


 

 

احترام متقابل
میان زن و شوهر به صورت ها و گونه های مختلفی در ارتباط همسران نمود می یابد.
برخی از آنها عبارتند از:

۱. سلام به
همدیگر

سلام نوعی اعلام
محبت، دوستی و اظهار محبت در آغاز گفت و گو و هنگام داخل شدن به منزل است. سلام
همچنین نوعی اظهار ادب و احترام است.

پیامبر (صلی
الله علیه و آله) می فرماید: «وارد بهشت نمی شوید مگر آن که ایمان بیاورید و
ایمان نخواهید آورد مگر آنکه یکدیگر را دوست بدارید. آیا شما را به چیزی
راهنمایی بکنم که اگر انجامش دهید محبوب یکدیگر خواهید شد؟ سلام کردن میان
خودتان را آشکار کنید».[۱۸۳]

امام علی (علیه
السلام) درباره جایگاه سلام در روابط اجتماعی و خانوادگی می فرمایند: «زبانت را
به نرم و لطیف گویی و سلام کردن عادت بده تا دوست دارانت زیاد و دشمنانت اندک
گردند».[۱۸۴]

همچنین هر قدر
که سلام رساتر و خالصانه تر و نیز سرشار از احترام و تکریم باشد، اثرش در جذب
دیگران به ویژه همسر، قوی تر و پایدارتر خواهد بود.

 ۲. رعایت ادب و
استقبال از همسر

رعایت ادب در
ارتباط با همسر نیکوترین هدیه و آشکارترین نشانه احترام و او است.

امام علی (علیه
السلام) می فرماید: «ادب نیکو بهترین کمک کار و برترین همراه است».[۱۸۵]

همچنین حضرت
فرمودند: «ادب نیکو سبب تزکیه و پاکسازی اخلاق است».[۱۸۶]

در حالی که به
کارگیری الفاظ نامناسب و رعایت نکردن عفت کلام، علاوه بر اینکه از مراتب معنوی
انسان می کاهد، باعث از بین رفتن صمیمیت و محبت در میان همسران می گردد و آنان
را نسبت به همدیگر جسور و بی پروا می کند.

استقبال از همسر
به هنگام وارد شدن به منزل یا بدرقه او به هنگام بیرون رفتن، نشانه علاقه مندی
و صمیمیت میان اعضای خانواده است. این خانم با این کار نشان می دهد که از نبود
شوهر دلتنگ می شود و از آمدنش خوشحال می گردد؛ و باعث مجذوب شدن مرد به خانه و
مصون ماندن او از وقت گذرانی خارج از خانه می شود.

پیامبر (صلی
الله علیه و آله) فرموده اند: «حق مرد بر زن آن است که چراغ خانه را روشن کند
غذا را آماده کند و هنگام ورود مرد به خانه، تا جلوی در به استقبال او برود و
به او خوش آمد بگوید».[۱۸۷]

 شخصی خدمت
پیامبر گرامی اسلام شرفیاب شد و عرض کرد: «همسری دارم که وقتی به خانه می آیم
به استقبالم می آید و مرا در بر می گیرد و چون از خانه بیرون می روم مرا بدرقه
می کند و هرگاه مرا غصه دار می بیند، می گوید: چرا غصه می خوری؟ اگر برای رزق و
روزی غصه می خوری، خداوند ضامن رزق و روزی است؛ و اگر برای آخرت غصه می خوری،
خداوند زیادش کند! پیامبر (صلی الله علیه و آله) به او فرمود: «خداوند در زمین
کارگزارانی دارد که این زن تو یکی از آنها است و خداوند نصف اجر شهید را به او
می دهد»[۱۸۸].

توجه و اهمیت
دادن به حضور همسر در منزل و اظهار خوشحالی در موقع ورود شوهر به خانه و اهمیت
دادن به شخصیت و جایگاه او به ویژه در حضور فرزندان و میهمانان، باعث به وجود
آمدن این تصور در شوهر می شود که در خانه و میان اهل خانه عزیز و محبوب است و
لذا وقتی در کنار افراد خانواده است احساس رضایت خاطر درونی می کند و خستگی کار
و تلاش از او مرتفع می شود و روز بعد با انرژی و امید فراوان به کار و تلاش خود
ادامه می دهد، اما اگر خانواده به ویژه زن، بی اعتنایی کند مرد سرخورده شده و
انگیزه حضور در خانه را از دست می دهد و آرام آرام نه تنها به خانواده توجهی
نمی کند بلکه خلأ عاطفی را از راه دیگری تأمین می کند!!

بر اساس تحقیقات
نیز ثابت شده که تماس مکرر به واکنش عاطفی مثبت می انجامد و باعث نزدیکی بیشتر
می گردد.[۱۸۹]
البته باید توجه داشت که این رفتار  هرگز نباید در حضور بچه ها باشد زیرا باعث
تحریکات جنسی آنان می گردد و آسیب های اخلاقی به دنبال خواهد داشت.

۳. قدردانی از
همسر

سپاسگزاری
بازتاب عاطفی محبت و خوش اخلاقی در روابط انسانی است. هر انسانی به طور طبیعی
دوست دارد از نیکی و محبت و فداکاری دیگران قدردانی کند و همچنین دوست دارد از
او قدردانی شود.

امام رضا (علیه
السلام) می فرماید: «مَنْ لَمْ یشکرِ المُنْعِمْ مِنَ المَخلوقینَ لم یشکرِ
الله عَزَّوجَلَّ»[۱۹۰]؛
«هر کسی از فردی که به او خوبی کرده تشکر نکند، شکر خدای عزّوجل را به جای
نیاورده است».

امام صادق (علیه
السلام) می فرمایند: «خیرُ نِسائِکم الّتی إنْ أعْطِیتْ شَکرتْ وَ إنْ مُنِعَتْ
رَضِیتْ»[۱۹۱]؛
«بهترین زنان شما آن بانویی است که اگر به او چیزی دهند (و یا خدمتی کنند)
سپاسگزاری می کند و چنانچه از او باز گیرند راضی باشد».

این یک اصل روان
شناختی است که می گوید اگر به دنبال انجام کاری، تقویت و تشویق بیابد، احتمال
تکرار آن کار بیشتر می گردد[۱۹۲].

از این رو
قدردانی از زحمات همسر در قبال خدمات و زحماتی که می کشد (چه وظایف الزامی و چه
وظایف غیر الزامی) یک عامل قوی در راستای پیوند عاطفی بیشتر همسران و یک عامل
تعیین کننده در ایجاد دل بستگی و علاقه مندی میان آنان است.

 بر اساس تحقیقی
که در این زمینه انجام گرفته، ۸۷درصد همسران اعلام کرده اند که توقع دارند در
مقابل زحمات آنان (مثل آشپزی، بچه داری، تدریس، تحصیل، کارمندی، خرید منزل،
مسافرت بردن و...) قدردانی شود.[۱۹۳]

کارل راجرز[۱۹۴]
که یکی از روان شناسان غربی است در این باره می گوید:انسان نیاز دارد به اینکه
دیگران برای او قدر و منزلتی قایل باشند و قدرش را نیز بدانند. اهمیتی که شخص
به این موضوع می دهد در کنش های درونی و جنبه های تحریکی ارگانیسم و در رفتار
او اثر فراوان می گذارد. از سوی دیگر نیاز به قدردانی دیگران و ارزشمند دانستن
خویشتن در رفتار و کردار آدمی مؤثر است.[۱۹۵]

جان گری درباره
قدردانی زن از مرد می گوید: هر وقت زن به خاطر کاری که مرد کرده از او قدردانی
و تشکر می کند، مرد بابت آن قدردانی به زن امتیاز می دهد، چون حس می کند زن
دوستش دارد. مردان برای امتیاز دادن به زن لزوماً نمی خواهند زن برای آنها کاری
انجام دهد و فقط می خواهند زن دوستشان بدارد و قدردان باشد. لذا لازم است خانم
ها از مردان قدردانی کنند، در غیر این صورت مردان نسبت به خانواده بی اهمیت می
شوند.[۱۹۶]
در نتیجه هر دو ضرر می کنند و خانواده به سردی می گراید.

وقتی همسران
التزام جدی به مسائل اخلاقی ای همچون: بدرقه شوهر، استقبال از شوهر، اظهار
محبت، همکاری و همدلی، تهیه هدیه، زینت برای یکدیگر، احترام به بستگان یکدیگر،
دل سوزی و فداکاری برای همدیگر و...،  داشته باشند فضای خانه باطراوت و جذاب
شده و روابط از استحکام خوبی برخوردار خواهد شد. در چنین فضایی همسران اختلاف
قابل توجهی نخواهند داشت و نسبت به یکدیگر وفادار بوده و حقوق یکدیگر را مراعات
خواهند کرد. در این خانواده بهترین فضای عاطفی، امنیتی و اخلاقی ایجاد شده و
نیازهای دوطرف برآورده خواهد شد. در این شرایط خانواده به استحکام و ثبات کافی
نیل پیدا می کند و همسران بهترین لحظات زندگی را در خانواده خواهند داشت. زمینه
گرایش به رفیق بازی، اعتیاد، انحرافات اخلاقی و... رخ نخواهد داد. در این
آشیانه باصفا، فرزندان نیز به طرف بالندگی و پیشرفت سوق پیدا کرده و آینده ای
درخشان و مطمئن خواهند داشت. ان شاءاللّه .

 

حیا و عفت در
خانواده


پرسش ۲۴.
                
  چرا در رابطه با «عفّت» به خانم ها بیشتر سفارش شده،
درحالی که مردها بیشتر چشم چرانی و هوس رانی دارند؟


هر یک از زن و
مرد برای اداره بهتر زندگی و تأمین آسایش و حفظ کیان خانواده، نسبت به یکدیگر
مسئولیت ها و وظایفی برعهده دارند که گرچه این وظایف متفاوتند؛ ولی متناسب و
هماهنگ با ساختار وجودی آنها بوده و مایه تحکیم و حفظ خانواده می گردد؛ بدین
ترتیب می توان گفت که هر کدام در انجام وظیفه خود کوشاتر باشند، نقش بیشتری در
تحکیم خانواده خواهند داشت.

در این میان
گرچه رعایت پاکدامنی و عفّت در زندگی زناشویی از سوی زنان مهم تر و تأثیرگذارتر
است؛ اما حقیقت آن است که برخورداری از این  صفت ارزشمند جزء وظایف متقابل
همسران بوده و آراستگی هر یک از آنان به ملکه عفّت، نتایج گران بهایی در تأمین
سعادت خانوادگی آنان ایفا می نماید. برخی از این آثار و نتایج که انگیزه تأکید
فراوان بر این صفت اخلاقی است، عبارتند از:

۱. جلب اعتماد
همسر

اعتماد به همسر
یکی از ضروریات زندگی خانوادگی و مایه استحکام و سعادت زندگی زناشویی است تا
جایی که می توان گفت بدون آن نمی توان زندگی خوش و باصفایی داشت؛ زیرا انسان
غیرعفیف، همواره نگرانی و بی اعتمادی همسرش را به دنبال دارد که این موضوع عامل
بسیاری از ناراحتی ها، مشکلات روحی و به دنبال آن اختلافات خانوادگی است.

عفّت انسان موجب
می شود که همسر به پاکی و سلامت اخلاقی او اطمینان پیدا نموده، با دلی خوش و
خاطری آسوده به انجام وظایف خانوادگی بپردازد؛ زیرا می داند که عفّت همسرش مانع
آلودگی او به زشتی هاست. حضرت علی (علیه السلام) فرمودند: «عفت، انسان را حفظ
می کند و او را از پستی ها نگه می دارد».[۱۹۷]

۲. پاکدامنی
همسر

یکی از آثار حفظ
عفّت در محیط خانوادگی، پاکدامنی همسر است؛ زیرا اگر شوهر عفیف باشد، پاکدامنی
او در اخلاق و رفتار همسرش نیز تأثیر داشته، او را به سوی خوبی ها سوق می دهد.
امام صادق (علیه السلام) فرمودند: «از زنان مردم  چشم بپوشید تا همسرانتان عفیف
بمانند».[۱۹۸]

۳. تحکیم پیوند
خانوادگی

خویشتن داری و
عفاف محیط خانواده را از فساد اخلاقی و اختلافات ویرانگر در امان می دارد؛ زیرا
عفّت، بزرگترین عامل حفظ انسان از غلتیدن به ورطه فساد و تباهی است.
امیرالمؤمنین علی (علیه السلام) فرمود: «نتیجه پاکدامنی، مصون ماندن است».[۱۹۹]

انسان عفیف، بیش
از حدّ لازم طلب نمی کند و در زندگی زناشویی به همسر خود قانع بوده، در پی
هوسرانی نمی رود.

حضرت علی (علیه
السلام) فرمود: «هر کس آنچه را نمی یابد بخواهد، به [زینت ]عفت آراسته نیست».[۲۰۰]

در مورد راه های
دست یابی به عفّت و پاکدامنی در زندگی زناشویی نیز گفتنی است که دست یابی به
چنین ملکه ای از طریق شناخت، به کارگیری و تقویت عواملی امکان پذیر است که برخی
از این آنها عبارتند از:

۱. غیرت

غیرت، نفرت
طبیعی انسان از مشارکت دیگران در چیزی است که محبوب اوست.[۲۰۱]
وجود این صفت در فرد باعث می شود که وی از آنچه دوست دارد و یا وظیفه محافظت از
آن بدو سپرده شده است، نگاهبانی نماید.

در روایات
اسلامی آمده است که خدای تعالی دارای صفت غیرت است و  انسان های غیور را دوست
دارد و به دلیل وجود همین صفت بود که کارهای زشت را حرام نموده است.[۲۰۲]

غیرت، عاملی است
که انسان را از ارتکاب فساد و تباهی حفظ کرده، موجب پاکی او می گردد. این امر
نشانگر رابطه مستقیم صفت غیرت و مردانگی با پاکدامنی است، به همین دلیل است که
هر کس به قدر بهره مندی از مردانگی، از پاکدامنی نیز برخوردار خواهد بود.

حضرت علی (علیه
السلام) در این زمینه فرمودند: «ارزش مرد به اندازه همت او... و عفتش به اندازه
غیرت اوست».[۲۰۳]

زن و شوهر
غیرتمند نه خود را به هوسرانی های زودگذر سرگرم می کنند، نه زمینه فساد را برای
دیگران آماده می کنند و نه نسبت به بی عفّتی اعضای خانواده بی اعتنا هستند؛
بنابراین همان گونه که وظیفه دارند با دیگر مردان و زنان نامحرم رابطه برقرار
نساخته و از چشم چرانی، هوسرانی و پیروی از خواهش های نفسانی خودداری نمایند،
شایسته است همسر و فرزندان خود را از انجام کارهایی که موجب لکّه دار شدن عفّت
خانواده می گردد، بازداشته، گفتگوها، حجاب و پوشش، رفت و آمد، معاشرت و مهمانی
ها را کنترل کنند تا با مراقبت صحیح نه افراطی از خطرات احتمالی جلوگیری
نمایند.

۲. تأمین
نیازهای جنسی

ارتباط صمیمی
بین زن و شوهر، بقای کانون گرم و پر نشاط خانواده را تأمین می نماید که جز با
محدود کردن بهره وری های مشروع در خانواده و منع لذّت جویی های غیرمشروع در
محیط اجتماع حاصل نمی شود.

 در حقیقت کسی
که نیازهای غریزی اش در محیط خانواده، از طریق صحیح و مشروع تأمین می گردد، به
راحتی می تواند در محیط بیرون و در برخورد با زمینه های فساد جنسی، خود را
کنترل نماید.

در این میان
گرچه تأمین نیازهای جنسی همسر از وظایف مشترک زن و مرد در زندگی زناشویی است؛
ولی این وظیفه بیشتر بر دوش زن قرار دارد؛ زیرا شوهر به علّت حضور بیشتر در
جامعه و خصلت تهاجمی بودن غریزه اش بیشتر در معرض خطر قرار دارد و اگر از طرف
همسرش به درستی ارضا نشود، امکان خطر انحراف و آلودگی او را تهدید خواهد کرد.

۳. آراستگی همسر

زیبادوستی و
زیباطلبی از امور فطری انسان هاست، به همین دلیل هر انسانی از زیبایی و آراستگی
لذّت برده و از ژولیدگی و زشتی دوری می جوید؛ بنابراین یکی از راه های عفیف
ماندن زن و مرد آن است که هر یک خود را برای همسر بیاراید تا زیبایی و نشاط
محیط خانواده دوچندان گردد.

امام صادق (علیه
السلام) در این زمینه فرمودند: «شایسته نیست زن، خود را [بدون زینت] رها کند،
گر چه با آویزان کردن گردنبندی باشد و سزاوار نیست دستش را بدون رنگ بگذارد،
اگر چه با کمی حنا باشد، هر چند آن زن سالخورده باشد».[۲۰۴]

البتّه نباید از
نظر دور داشت که زن نیز از شوهرش انتظار دارد به وضع ظاهری خود رسیدگی کرده،
لباس پاکیزه بپوشد، بوی خوش استعمال کرده و همواره آراسته و زیبا باشد؛ زیرا
این آراستگی نقش بسزایی در پاکدامنی زن  خانواده خواهد داشت.

امام رضا (علیه
السلام) در این زمینه می فرماید: «آمادگی (آراستگی مرد) بر عفت و پاکدامنی زن
می افزاید و گروهی از زنان، عفت خود را ترک کردند؛ زیرا شوهرانشان خود را برای
نیازهای آنها آماده نکردند».[۲۰۵]

۴. حیا

اکثر مواقع واژه
عفّت و حیا در کنار هم به کار می روند و در انجام یک عمل پسندیده و یا ترک یک
کار نادرست، لازم و ملزوم یکدیگرند.

حیا، حالت
شرمساری و خجلت در ارتکاب اعمال ناپسند است. این صفت مایه دوری از کارهای زشت
بوده[۲۰۶]،
صفا، پاکی و عفّت را در محیط زندگی خانوادگی به ارمغان می آورد، در حالی که
پرهیز نکردن از کارهایی نظیر شوخی های زننده، سخنان زشت و ناروا، توصیف مفاسد
اخلاقی دیگران و... که شرم و حیا را در انسان ضعیف و کمرنگ می کند منجر به خدشه
دار شدن عفّت انسان و محیط خانوادگی می گردد.

بنابراین، انسان
هر اندازه به حیای خود و همسرش اهمیت دهد، بر عفّت و پاکدامنی اعضای خانواده اش
افزوده و موجب استحکام روابط جمعی و خانوادگی خواهد شد.

حضرت علی (علیه
السلام) فرمودند: «عفت به اندازه حیا[ی انسان] است».[۲۰۷]

ویژگی عفت و
حیا، عاملی بسیار مؤثر در حفظ و ارتقای موقعیت و شخصیت زن و نیز گرایش مرد به
سوی زن است. ناگفته نماند که حیای زن  در برابر مردان بیگانه ارزشمند است؛ و از
آن به «حیای عاقلانه» یاد می شود و باعث ارتقاء سطح سازگاری همسران می شود. اما
در مقابل «حیای احمقانه»! در ارتباط میان زن و شوهر زمینه ناسازگاری آنان می
شود.[۲۰۸]
حیایی برخاسته از دانایی، نه حیایی که پیامد نادانی است.

امام صادق (علیه
السلام) می فرمایند: «خیر نساءکُم التی أذا خلت مع زوجها، خلعت له درع الحیاء و
اذا لبست، لبست معه درع الحیاء»[۲۰۹]؛
«بهترین زنان شما کسی است که چون با همسرش خلوت کند، جامه حیا از تن به در کند
و چون بپوشد و همراه او شود، زره حیا را بر تن کند».

حضرت بهترین زن
را کسی می داند که چون جامه بپوشد و از خانه بیرون رود، لباسی از حیا و عفت بر
تن کند که مانند سپر و زره حافظ او باشد؛ یعنی با چنان وقار و سنگینی راه برود
که تیرهای نظر جوانان هرزه اجازه ورود به شخصیت او را نداشته باشد؛ ولی در خلوت
با شوهر، هرگونه ظرافت کاری، طنّازی و عشوه گری برای زن نه تنها جایز، بلکه
بهتر است. بهترین زن مسلمان، زنی است که در زمان خلوت با شوهرش، خوش زبان و
شیرین حرکات باشد. چیزی که زن را در ردیف بهترین زنان مسلمان قرار می دهد، همین
است که بتواند این دو حالت به ظاهر متناقض را در وجود خود حفظ کند. خلاصه آن که
زن باید با لباس رزم و بزم خود را بشناسد و هر یک در جای خود بپوشد.[۲۱۰]

 برخی ممکن است
کمرویی را مترادف با حیا و عفت بگیرند. به خصوص اگر این پدیده درباره دختران
مطرح شود آن را تایید و تمجید هم می کنند. اما باید به این موضوع توجه داشت که
حیاء و کم رویی دو امر متفاوت هستند. حیاء و عفت یک امر ارادی است ولی کمرویی
یک امر غیرارادی می باشد. حیاء شاخص ایمان و بیانگر رشد مطلوب شخصیت است. ممکن
است در هر دو یک نوع کناره گیری وجود داشته باشد ولی در کمرویی به علت عدم
توانایی در ابراز وجود است ولی در حیا به خاطر امر مطلوب تر است.

حیاء یکی از
ارزش های اخلاقی است که فرد را از ارتکاب کارهایی که از نظر اجتماعی و اخلاقی
ناپسند است باز می دارد. فردی که دارای حیاء است نسبت به دیگران فرصت انتخاب
صحیح بیشتری دارد. زیرا فرصتی را پیدا می کند که بتواند کنار بایستد و با تفکر
موقعیت را بنگرد و سپس آگاهانه و با اندیشه عمل نماید. از این رو در آیات و
روایات حیاء و شرم مورد تمجید قرار گرفته اما کمرویی نکوهش شده است.

حضرت محمد (صلی
الله علیه و آله) فرمود: «الحیاء لایاتی الا بخیر»[۲۱۱]؛
«حیاء جز خوبی به بار نمی آورد».

حضرت علی (علیه
السلام) فرمود: «الحیاء سبب الی کل جمیل»[۲۱۲]؛
«شرم و حیاء وسیله رسیدن به هر زیبایی و نیکی است».

امام صادق (علیه
السلام) در نکوهش کم رویی و آثار نامطلوبی که به دنبال دارد می فرماید: «من رق
وجهه رق علمه»[۲۱۳]؛
«هر کس که کمرو باشد کم دانش شود».

 برخی روایات
کمرویی و خجالتی بودن را عامل محرومیت معرفی می کند.[۲۱۴]
همان طور که افراد کم رو در کسب دانش، تحصیل موقعیت های اجتماعی بالا و دفاع از
حقوق خود دچار مشکل می شوند، در پیشرفت و تعالی نیز با موانعی رو به رو می
شوند. بنابراین درباره فرق حیاء و کم رویی می توان گفت: حیاء یک فضیلت است و
باعث ترقی، کمال و مسئولیت پذیری اجتماعی می شود و مورد ستایش افراد جامعه است
اما کم رویی سبب محرومیت از رسیدن به تعالی روحی، شکوفایی استعدادها و خلاقیت
فرد و گریز از مسئولیت پذیری می شود و قابل پذیرش برای جامعه نمی باشد، در حالی
که حیا قدرت نه گفتن و شجاعت را افزایش می دهد افراد کمرو از نه گفتن به دیگران
می هراسند از این رو چه بسا دچار برخی بزه ها و انحرافات می شوند.

در نتیجه می
توان گفت که حیا و عفت برای زنان و مردان لازم و پسندیده است و البته در روابط
زناشویی می باید به گونه ای عمل کرد که رضایت هر دو یعنی زن و شوهر حاصل گردد.

 

زندگی معنوی




پرسش ۲۵.
                
چگونه می توانم با همسر خود زندگی معنوی و الهی داشته باشم تا زندگی زناشویی ما
مورد رضایت پرودگار باشد؟


معنویت، نوعی
ارتباط با خداوند متعال، از راه ایمان به خدا، عواطف و انگیزه های الهی و نیز
یاری جویی از امدادهای الهی بر اثر قرب به پروردگار  است که آثار عملی آن در
جهت بخشی به زندگی و در قالب اخلاق فردی و اجتماعی بروز و ظهور می یابد.

منظور از کسب
معنویت در زندگی مشترک نیز اقدام هر یک از زن و شوهر در مسیر توجه به خدا است
که در پرتو اطاعت زن و شوهر از دستورهای الهی و در سایه دین داری آنها به دست
می آید.

در پژوهشی این
نتیجه به دست آمد که هر مقدار نگرش دینی افراد قوی تر باشد، رضایت از زندگی
آنان افزایش می یابد و هر چقدر اعتقاد به خداوند و دستورات او محکم تر باشد،
زندگی زناشویی از ثبات بیشتری برخوردار بوده و آرامش بیشتری در خانواده حاکم
خواهد بود.[۲۱۵]

هانت[۲۱۶]
نیز پس از بررسی سازگاری زناشویی زوج ها اعلام کرد، مذهب وباورهای مذهبی، با
سازگاری زناشویی و سازگاری و رضامندی از زندگی ارتباط دارد و این افراد سازگاری
و رضایت بیشتری از زندگی دارند.[۲۱۷]

معنویت، مصادیق
و نمودهایی دارد که نمونه هایی از آنها عبارتند از:

۱. اعتقاد به
خداوند

توحید و
خداپرستی موجب می شود نگرش فرد به همه هستی و زندگی انسان، هدف دار و معنادار
باشد و در رفتارها با انسجام،[۲۱۸]
وحدت رویه و آرامش عمل کند.[۲۱۹]

باور به خدا،
همه رفتارها و زندگی خانوادگی را به سوی کسب رضایت  خداوند، سوق می دهد[۲۲۰]؛
زیرا فردی که خدا را ناظر و همراه خود[۲۲۱]
می بیند، تلاش می کند در برخورد با اعضای خانواده و انجام وظایف خانوادگی،
رضایت او را جلب نماید.

توجه به عدالت
خداوند و اینکه هیچ گونه ظلمی را روا نمی دارد[۲۲۲]
و حق هیچ موجودی را ضایع نمی کند،[۲۲۳]
زمینه شناختی دیگری برای مهار رفتاری اعضای خانواده است، به گونه ای که هرچه
این حالت قوی تر باشد، مشکلات فرد کمتر خواهد بود و چنین فردی به ناظر و داور
بیرونی برای حل مشکلات خود نیاز نخواهد داشت.

گاهی سستی
اراده، ترس، غم، اضطراب موجب می شود اعضای خانواده نتوانند برای حل مشکل اقدام
مناسب انجام دهند. توکل اعضای خانواده بر خدا باعث تقویت اراده آنها و کوشش
برای حل مسائل زندگی و رسیدن به تعادل و سازگاری می شود.[۲۲۴]

در تحقیقی که
درباره رابطه توکل انجام گرفت، این نتیجه حاصل شده که کسانی که بر خداوند توکل
دارند، از عزت نفس بالایی برخوردار بوده و در زندگی احساس نیرومندی و کارآمدی
می کنند. اینها در مشکلات زندگی مقاوم بوده و با اراده ای قوی که در سایه
اعتماد به خداوند به دست آورده اند، بر مشکلات غلبه می کنند.[۲۲۵]

 ۲. اعتقاد به
نبوت و امامت

راه منحصر به
فرد شناخت تعالیم دین، پس از کلام خداوند، سخنان پیامبر (صلی الله علیه و آله)
و جانشینان ایشان است، به گونه ای که حتی استفاده صحیح از کلام خداوند نیز
مبتنی بر شناخت و درک سخنان اولیای دین است.

دومین نقش
پیامبر (صلی الله علیه و آله) و امامان (علیهم السلام) جنبه «الگودهی» آنان
است؛ زیرا پیروی و همانندی با انسان هایی که تعالیم دین به طور کامل در آنها
تجلّی یافته در چگونگی روابط اعضای خانواده و نوع رفتار آنان، بسیار مؤثر است.

۳. اعتقاد به
معاد

امروزه علیرغم
پیشرفت های علمی و کاهش مشکلات زندگی، اضطراب ها و نگرانی ها که بخشی از آن بر
اثر احساس بی هدفی و پوچی در زندگی است، رو به فزونی است.[۲۲۶]

اثر اول اعتقاد
به زندگی پس از مرگ این است که، خانواده را متوجه اهداف پایداری می کند که موجب
پیوند بیشتر اعضای خانواده می شود؛[۲۲۷]
از این رو، در خانواده های برخوردار از این باور، اعضای خانواده سال های طولانی
خود را با حمایت عاطفی و احساس رضایت بخش از زندگی ادامه می دهند. اینها به
پاداش الهی، باور و اعتقاد قلبی دارند و زندگی را منحصر در این دنیا نمی بینند.

 اثر دوم باور
به معاد، ایجاد انگیزه ای است که اعتقاد به پاداش ها و نعمت های اخروی در برابر
انجام وظایف خانوادگی به فرد داده می شود.

در این باره
خداوند می فرماید: «شما و همسرانتان در نهایت شادمانی وارد بهشت شوید. سینی
هایی از طلا و جام هایی در برابر آنها می گردانند و در آنجا آنچه دل ها بخواهد
و چشم ها از آن لذت ببرد، موجود است و شما در آن جاودانید، و این همان بهشتی
است که به خاطر اعمالی که انجام می دادید، وارث آن شده اید».[۲۲۸]

اثر سوم باور به
معاد، نقش آن در مقابله مناسب اعضای خانواده با مشکلاتی نظیر فقدان عزیزان، یا
مشکلات بسیار شدید اقتصادی است. برخی مشکلات جبران ناپذیر است و افراد تنها با
توجه به پاداش های زندگی اخروی می توانند خود را آرامش بخشند.

اثر چهارم باور
به معاد، نقش مهارکننده و بازدارنده آن است. بسیاری از مشکلات خانواده ها به
عدم رعایت حقوق یکدیگر، تحمیل خواسته ها و پرخاشگری ها مربوط می شود. باور به
معاد و یادآوری عواقب تجاوز به حقوق دیگران و عدم انجام مسئولیت ها، افراد را
از رفتارهای نامناسب بازمی دارد.

قال الصادق
(علیه السلام) : «ملعونةٌ ملعونةٌ إمرأةٌ تؤی زوجها و تغمّه، و سعید إمرأةٌ
تکرم زوجها ولا توْذیه»[۲۲۹]؛
«از رحمت خدا به دور است زنی که شوهر خود را اذیت کند و ناراحتش نماید؛ و سعادت
مند است زنی که شوهر خود را اکرام کند و او را اذیت نکند».

 و قال رسول
اللّه  (صلی الله علیه و آله) : «من ضرب امرأة بغیر حقٍّ فأنا خصمه یوم
القیامة»[۲۳۰]؛
«کسی که همسرش را بدون دلیل بزند، در روز قیامت من دشمن او خواهم بود».

نقش اعمال عبادی
مانند: نماز، دعا، روزه در تحکیم خانواده، علاوه بر دوری از تکبر و غفلت، باعث
آرامش دل و صفای درون اعضای خانواده می شود.

تحقیقات نیز
نشانگر آن است که نیایش و ارتباط با خدا یا به صورت مستقیم در رضامندی زناشویی
و استحکام خانواده دخالت داشته و یا از طریق به وجود آوردن ویژگی و صفاتی در
افراد که آن ویژگی ها در ثبات زندگی سهیم هستند. به عنوان مثال جریگان[۲۳۱]
و ناک[۲۳۲]
بعد از بررسی تحقیقات خود بهاین نتیجه رسیده اند که انجام رفتارهای مذهبی، مهم
ترین عامل ثبات و پایداری ازدواج است.

در حقیقت افرادی
که التزام به فعالیت های مذهبی دارند، در مقایسه با دیگران، گرایش بیشتری به
ازدواج پایدار دارند. بیشتر این افراد مشکلات ارتباطی، عدم توافق، عدم صداقت و
مصرف مواد کمتری دارند.[۲۳۳]

کوینگ و لارسون
نیز در تحقیقات خود نتیجه می گیرند که افراد مؤمن و ملتزم به دستورات دینی،
کمتر دچار بی بندوباری جنسی، همسرآزاری و الکل هستند.[۲۳۴]

توجه به این
تحقیقات بیانگر آن است که اعتقادات و باورهای مذهبی و  انجام اعمال عبادی، نقش
زیادی در استحکام و ثبات خانواده دارد که شرح نحوه تأثیرگذاری آن عبارت است از:


الف. تأثیر نماز
بر استحکام خانواده

در خانه ای که
تشکر و سپاسگزاری از یکدیگر وجود داشته باشد، دل سردی ها و ناپایداری ها راه
نمی یابد. وجود دل های پرمحبّت و باصفا، کانون خانواده را گرم و روابط عاطفی را
در آن مستحکم می سازد؛ زیرا آدمی در برخورد با افراد صمیمی و مهربان، احساس
آزردگی و سرخوردگی کمتری می کند و خود را در محیطی آرام و سرشار از روابط گرم
می یابد.[۲۳۵]

در این میان
نماز، گرچه بندگی در برابر خداوند است؛ اما دل آدمی را رقّت بخشیده و به سوی
محبّت به مخلوق سمت و سو داده و جمعی صمیمی را در محیط خانواده به وجود می
آورد.

در حقیقت نماز
برترین جلوه های عشق را به نمایش می گذارد و می تواند عاملی اساسی در ایجاد
علاقه بین زن و شوهر و سایر اعضای خانواده باشد؛ زیرا آنان که عاشق خدایند،
جلوه های دیگر خالق (همسر و فرزندان) را نیز دوست داشته و به آنان همچون نشانه
های خالق می نگرند. به همین دلیل است که وقتی به شکرگزاری معبود خود می
پردازند، نمی توانند نسبت به مخلوق خدا شاکر نباشند؛ زیرا حضرت امام رضا (علیه
السلام) در روایتی می فرمایند: «هر کسی از فردی که به او خوبی کرده تشکر نکند،
شکر خدای عزّوجل را به جای نیاورده است».[۲۳۶]

 از سوی دیگر
نماز عاملی مهم برای دست یابی به آرامش روانی است؛ بنابراین اگر همه اعضای
خانواده و به ویژه زن و شوهر نمازگزار باشند، آرامش روانی را برای خانواده به
ارمغان آورده و در پناه آن با موفقیت و رضایت کامل زندگی می کنند؛ زیرا احساس
گناه، اضطراب و افسردگی در آنان کاهش پیدا نموده و در پی آن اعتماد به نفس و
امید به آینده در چنین خانوادهای افزایش می یابد.

ب. تأثیر دعا بر
استحکام خانواده

التزام افراد
خانواده به ویژه همسران به دعا، علاوه بر جنبه های معنوی خود در آرامش و
استحکام خانواده نیز نقش زیادی دارد، به گونه ای که تحقیقات پژوهشگران، اثربخشی
استفاده از دعا را در درمان افسردگی، مشکلات زناشویی و... سودمند گزارش نموده
اند.

میلر[۲۳۷]
بر این باور است که دعا به فرد کمک می کند تا از موقعیت های دشوارزندگی به
آسانی بگذرد.

مالتبی[۲۳۸]
نیز مطرح می کند که دعا با بهداشت روانی افراد ارتباط زیادی داشته و عامل مهمی[۲۳۹]
در استحکام و بنیاد خانواده ایجاد می نماید. به همین دلیل است که در روایات
معصومین (علیهم السلام) به دعا و مناجات در مراحل مختلف شکل گیری خانواده از
جمله انتخاب همسر شایسته، شب زفاف و عروسی و... اشاره شده است.

ج. تأثیر روزه
داری در استحکام خانواده

 خانواده ای که
از سلامت روان و مهارگری خوبی برخوردار باشند در زندگی خود آرامش و موفقیت
بیشتری خواهند داشت.

در پژوهشی که
درباره تأثیر روزه بر سلامت روانی انجام شد مشاهده شد که تفاوت معناداری بین
افرادی که التزام به روزه داری داشته اند با افرادی که التزام نداشته اند، وجود
دارد و سلامت روانی افراد روزه دار بیشتر از دیگران بوده است. همچنین سلامت
روانی افراد قبل از ماه رمضان در مقایسه با بعد از ماه رمضان، متفاوت بوده و
بعد از ماه رمضان از سلامت روانی بهتری برخوردار بوده اند.[۲۴۰]

از فایده های
بزرگ روزه، تربیت روح، تقویت اراده و تعدیل غرایز انسانی است؛ زیرا روزه دار با
وجود گرسنگی، تشنگی و خودداری از لذّت های دیگری که باید از آن چشم بپوشد، روح
و اراده خویشتن را تقویت می کند. همچنین روزه واقعی زمینه ارتکاب گناهان مربوط
به چشم، گوش، دست و پا را از بین می برد؛ زیرا روزه دار می داند که نباید چشم
به حرام باز کند و نباید حرامی بشنود.

امام صادق (علیه
السلام) در این باره می فرماید: «بدانید که روزه، تنها پرهیز از خوردن و
آشامیدن نیست...؛ پس هنگامی که روزه هستید، زبان خود را از دروغ حفظ کنید، چشم
های خود را از حرام بپوشانید؛ با یکدیگر دعوا نکنید، به همدیگر حسد نورزید،
غیبت یکدیگر را نکنید، با هم بحث و جدل ننمایید، دروغ نگویید، با یکدیگر مخالفت
نکنید، بر هم خشم نگیرید، به یکدیگر ناسزا نگویید، همدیگر را آزار و اذیت
نکنید، به دیگران ستم ننمایید، یکدیگر  را به ستوه نیاورید و از یاد خدا و نماز
غافل نشوید».[۲۴۱]

رعایت توصیه ها
و آموزه های این حدیث شریف در خانواده و در برخورد با همسر، کانون خانواده را
سرشار از انس و الفت نموده، زن و شوهر را به هم نزدیک ساخته و دل های آنان را
به همدیگر پیوند می دهد که این مسئله خود به خود استحکام بنیان خانواده را چند
برابر می سازد.

 

 

 

 

کنترل بـارداری



پرسش ۲۶.
                
 بهترین روش برای کنترل بارداری در شب زفاف چیست؟


به نظر می آید
بهترین روش برای کنترل بارداری در شب زفاف، استفاده از قرص یا کاندوم است؛
البته به صورت موقت و محدود؛ برای روزهای بعد از زفاف می توان از قرص، کاندوم
و... استفاده نمود. توصیه می شود جوانان عزیز بارداری را خیلی زیاد به تأخیر
نیندازند.

 

راه های تنظیم
خانواده



پرسش ۲۷.
                
چه روش هایی برای تنظیم خانواده وجود دارد لطفاً بیان کنید.


در جهت تنظیم
خانواده و جلوگیری از حاملگی راه های متعددی از زمان های گذشته تا به حال وجود
داشته است. البته برخی از آنها مناسب تر بوده و آسیب کمتری دارد و برخی نیز از
نظر فقهی و شرعی جایز نمی باشد که در ادامه به آنها اشاره می گردد. برخی از روش
هایی که در حال حاضر برای جلوگیری از بارداری وجود دارند، عبارتند از: ۱. روش
های هورمونی؛ ۲. روش های مکانیکی؛ ۳. روش های سدی و فیزیکی؛ ۴. روش های
شیمیایی؛ ۵. روش های فیزیولوژیک؛ ۶. بستن مجاری منی برای مردان (وازکتومی)؛ ۷.
بستن لوله های رحمی در زنان (سترون سازی).

هر کدام از روش
های ذکر شده فواید و آسیب هایی نیز دارند. البته این روش ها ممکن است برای
همگان توصیه نشود و هر فردی متناسب با شرایط  جسمی، روانی و فرهنگی می تواند از
آنها استفاده کند. در ضمن استفاده از این روش ها می باید با دقت کافی و با
مشورت پزشک انجام گیرد و در برخی نیز بایستی جواز و عدم جواز شرعی لحاظ گردد.

اینک نمونه هایی
از آنها که کاربرد شایع تر و بیشتری دارد اشاره نموده و به فواید و معایب آن
نیز خواهیم پرداخت:

۱. قرص‌های
خوراکی ترکیبی برای پیشگیری از بارداری با دوز کم[۲۴۲]

این روش همانطور
که از نامش پیداست (قرص ترکیبی) دارای دو نوع هورمون از نوع استروژن و
پروژسترون است که مشابه هورمون های طبیعی بدن هستند. به قرص های ترکیبی که
دارای مقادیر کم هورمون هستند
LD  گفته
می شود. قرص های دارای مقادیر زیاد هورمون  (High
Dose)
HDنامیده
می شود که فقط در موارد خاص از آنها استفاده می شود.

مزیت این روش

- این روش مانع
تخمک گذاری در هر قاعدگی می شود و لذا احتمال حاملگی بسیار نادر است؛

- علیرغم مهار
تخمک گذاری یک روش برگشت پذیر بوده در صورت قطع استفاده، امکان باردار شدن با
قدرت قبل از استفاده موجود است؛

- در شرایط
متداول استفاده، روش مؤثری است؛

- قرص 
LDبه
عنوان یک روش سالم و ایمن برای بیشتر زنان قابل استفاده است؛

- عوارض خطرناک
و جدی این روش نادر است؛

- این قرص ها
نمی توانند باعث سقط در حاملگی شوند؛

 - از قرص های
ترکیبی خوراکی به عنوان روش اضطراری پیشگیری از بارداری نیز استفاده می شود.

- اگر به طور
صحیح استفاده شود روش بسیار مؤثری است. (یک حاملگی در ۱۰۰۰ زن در سال اول
استفاده)

- دوره های
قاعدگی را منظم کرده مقدار و مدت خونریزی و دردهای دوره قاعدگی را کاهش می دهد؛

- با توجه به
ایمن و کم خطر بودن این روش برای اکثر زنان، استفاده از این روش می تواند بدون
قطع و نیاز به دوره استراحت تا زمانی که زن تصمیم به باردار شدن نگرفته ادامه
یابد؛

- در همه دوره
های سنی از نوجوانی تا یائسگی قابل استفاده است؛

- این روش برای
زنان دارای سابقه بارداری یا بدون سابقه بارداری قابل استفاده است.

- استفاده از آن
در هر زمان می تواند قطع شود؛

- بلافاصله پس
از قطع مصرف، بازگشت باروری و باردار شدن امکان پذیر است.

عیب ها

- ۲۱ روز باید
استفاده شود. به خاطر سپردن و به یاد داشتن استفاده روزانه برای بعضی از زنان
دشوار است.

- همه جا و در
هر روز باید در کنار و در دسترس مصرف کننده باشد.

- در صورت
استفاده غلط چندان مؤثر نیست.

- در موارد
بسیار نادر باعث ایجاد لخته در خون و حملات قلبی و مغزی می شود.

- معمولاً در سه
ماهه اول مصرف، حالت تهوع، سردرد خفیف، دردناک و حساس شدن پستان ها، افزایش
اندک وزن و لکه بینی دیده می شود.

 طرز مصرف قرص
های ترکیبی LD

اولین بسته باید
از روز پنجم قاعدگی شروع شود، و روزانه یک قرص در مدت ۲۱ روز (تا انتهای بسته)
مصرف گردد. سپس یک هفته قرص قطع گردد. آنگاه مصرف بسته دوم، از روز هشتم قطع
قرص، شروع گردد. توصیه می شود که قرص ها در شب و هنگام خوابیدن مصرف شود. بعضی
از کارخانه جات برای جلوگیری از اشتباه کردن در تاریخ مصرف قرص، هفت عدد قرص
تقویتی و آهن به جعبه قرص ضدبارداری اضافه کرده اند، لذا لازم نیست که خانم ها
قرص خود را قطع کنند و می باید بسته دوم را بلافاصله بعد از بسته اول مصرف
نمایند.[۲۴۳]

۲. قرص‌های
خوراکی غیرترکیبی (حاوی پروژسترون)

مزیت ها

ـ این روش
برخلاف قرص های ترکیبی فقط دارای یک نوع هورمون از نوع پروژسترون آن هم به
میزان کم است. از این رو به این قرص ها «مینیپیل» نیز گفته می شود.

ـ این روش فقط
در نیمی از دوره های قاعدگی زن از تخمک گذاری جلوگیری می کند.

ـ برگشت پذیری
این روش مشابه قرص های ترکیبی خوراکی است.

ـ اگر در دوران
شیردهی مصرف شود یک روش بسیار مؤثر است، به شرط آنکه هر شب در ساعت معینی خورده
شود.

 ـ مادران در
دوران شیردهی از هفته ششم بعد از زایمان می توانند مصرف این قرص ها را شروع
کنند.

ـ این قرص ها
هیچ نوع تأثیری بر کمیت و کیفیت تولید و جریان شیر مادر ندارند.

ـ عارضه های
جانبی این قرصها کمتر از قرص های ترکیبی است زیرا فقط حاوی یک نوع هورمون
هستند.

ـ مصرف این قرص
ها ساده تر از قرص های ترکیبی است زیرا هر شب بدون وقفه یک قرص میل می شود (۲۸
تایی است) در حالی که قرص های ترکیبی ۲۱ شب خورده می شود و ۷ شب مصرف آن قطع می
گردد.

ـ به عنوان روش
اورژانس پیشگیری از بارداری نیز قابل استفاده است.

عیب ها

در زنانی که در
دوران شیردهی نیستند و از این روش استفاده می کنند عارضه های زیر دیده می شود:


ـ تغییر در
خونریزی قاعدگی؛

ـ لکه بینی؛

۳. آمپول تزریقی
پیشگیری از بارداری (دپو مدروکسی پروژسترون استات)

مزیت ها

ـ مرسوم ترین
نوع آمپول تزریقی برای پیشگیری از بارداری 
DMPAاست.
این آمپول هر سه ماه یکبار تزریق می شود.

ـ این آمپول فقط
دارای یک هورمون از نوع پروژسترون است که مشابه پروژسترونی است که در بدن زن
ساخته می شود.

ـ نقش اصلی این
روش، پیشگیری از تخمک گذاری است.

 ـ در پیشگیری
از بارداری بسیار مؤثر است.

ـ استفاده از
این روش تقریباً هیچ عارضه خطرناکی به دنبال ندارد.

ـ پس از قطع
استفاده به طور معمول بازگشت باروری طولانی تر از سایر روش هاست.

ـ استفاده از
این روش در دوره شیردهی بی خطر است.

عیب ها

ـ تغییرات در
دوره قاعدگی به صورت لکه بینی، و خونریزی و قطع قاعدگی؛

ـ افزایش وزن.

ـ نیاز به تزریق
در هر فصل.

۴. روش کاشتنی
(نورپلنت)

رایج ترین روش
کاشتنی پیشگیری از بارداری، نورپلنت است.

بسته نورپلنت
شامل ۶ کپسول کوچک پلاستیکی است. هر کپسول به اندازه یک چوب کبریت است که به
راحتی در زیر پوست و در قسمت بالای بازوی زن کار گذاشته می شود.

ـ روش بسیار
مؤثری در پیشگیری از بارداری است (یک حاملگی در ۱۰۰۰ زن استفاده کننده در سال
اول).

ـ به عمل جراحی
سرپایی و کوچکی جهت کارگذاری و خروج کپسول های نورپلنت نیاز است.

ـ اغلب زنان چند
ساعت تا یک یا چند روز بعد از گذاشتن نورپلنت، احساس درد و ناراحتی در محل کاشت
می کنند.

 ـ بیرون آوردن
نورپلنت در برخی اوقات دردناک و اغلب مشکل تر از کارگذاری آن است.

ـ نورپلنت از
انتقال بیماری های مقاربتی و ایدز پیشگیری نمی کند.

۵. آی یو دی (I.U.D)

آی یو دی یک
ابزار داخل رحمی کوچک از جنس پلاستیک است که قابلیت ارتجاعی دارد. این ابزار
داخل رحمی در اغلب موارد دارای سیم یا پوشش مسی است.

عمل اصلی آی یو
دی جلوگیری از رسیدن اسپرم به تخمک است.

۶. کاندوم

کاندوم از
ابزارهای تنظیم خانواده است که مزیت ها و عوارضی نیز دارد که به برخی از آنها
اشاره می شود:

مزیت ها

ـ اگر به طور
صحیح استفاده شود از انتقال بیماری های مقاربتی از جمله ایدز پیشگیری می کند.

ـ باعث محافظت
در مقابل عوارض بیماری های مقاربتی از قبیل نازایی در زن و مرد، و بیماری های
التهابی لگن و سرطان دهانه رحم در زن می شود.

ـ تا حدودی از
انزال سریع جلوگیری می کند.

ـ بلافاصله پس
از زایمان می تواند مورد استفاده قرار گیرد.

ـ بی ضرر بوده و
عارضه های جانبی هورمون ها را ندارد.

ـ هر زمان
استفاده از کاندوم را می توان متوقف کرد.

ـ در هر گروه
سنی قابل استفاده است.

 ـ استفاده از
آن نیاز به معاینات و آزمایشان خاصی ندارد.

در صورت مواجهه
با شکست کاندوم می توان بلافاصله از روش های اورژانس پیشگیری از بارداری
استفاده کرد.

عیب ها

ـ کاندوم های
لاتکس در تعداد کمی از افراد که حساسیت به لاتکس دارند باعث ایجاد خارش و
ناراحتی می شود.

ـ کاندوم اگر به
مدت طولانی نگهداری شود یا در معرض گرما، نور خورشید یا رطوبت قرار گیرد کارآیی
خود را از دست می دهد.

ـ احتمال پاره
شدن و سوراخ بودن آن هست.

ـ ممکن است لذت
جنسی را کاهش دهد.

۷. جلوگیری سنتی

از قدیمی ترین
روش های جلوگیری از حاملگی آن است که مرد قبل از انزال از ادامه آمیزش دوری
کند. در این متد علاوه بر اینکه شریک جنسی مذکر نیاز به کنترل دقیق خود دارد،
خروج مایع منی قبل از انزال، و در اکثر موارد خروج غیرقابل اجتناب مایع منی در
نزدیکی مدخل واژن، این روش را به روشی غیرمؤثر تبدیل می سازد. گرچه روش ساده ای
است و هزینه ای برنمی دارد اما از نظر روانی و میزان موفقیت، این روش چندان
مطلوب نبوده و معمولاً تا ۲۰درصد موارد با عدم موفقیت همراه است. زیرا حتی اگر
پیش از انزال نزدیکی قطع شود امکان ریزش اسپرم در واژن و فراهم شدن شرایط
حاملگی وجود دارد.

 

 روش
تقویمی جلوگیری



پرسش ۲۸.
                
آیا روش تقویمی برای تنظیم خانواده قابل اطمینان است و آیا عوارضی دارد یا خیر؟


یکی دیگر از روش
های جلوگیری از بارداری روش تقویمی است. این روش به دلیل ویژگی هایی که دارد به
توضیح مفصلی نیاز دارد که در اینجا به آن پرداخته می شود.

زنان در شرایط
طبیعی ازسنین بلوغ تا پنجاه سالگی و حتی شصت سالگی (در زنان سیده) توانایی بچه
دار شدن را دارند. سال های تولید مثل طبیعی زن به وسیله تغییر ریتمیک (سیکل های
منظم) ماهانه در میزان ترشح هورمون های زنانه و تغییراتی که در اندام های جنسی
و ترشحات آنها اتفاق می افتد، مشخص می شود.

طرح ریتمیک زن
به دوره یا سیکل جنسی(female
sexual
cycle)
یا سیکل قاعدگی (پریود) معروف است.

مدت هر دوره یا
سیکل به طور متوسط ۲۸ روز است اما می تواند حتّی در زنان کاملاً طبیعی به
کوتاهی ۲۰ روز یا به بلندی ۴۵ روز باشد.

هر زن در هر
دوره جنسی طبیعی، یک تخمک آزاد می کند و اگر شرایط مساعد وجود داشته باشد، این
تخمک به جنین تبدیل می شود[۲۴۴].

تخمک گذاری در
زنی که دارای یک دوره جنسی طبیعی ۲۸ روزه است، ۱۴ روز بعد از شروع قاعدگی انجام
می شود تخمک آزاد شده حدود  ۱۲-۲۴ساعت زندگی فعال دارد و می تواند توسط نطفه
مرد بارور شود. اسپرم مرد هم بعد از انزال می تواند تا ۷ روز در بدن زنده بماند
ولی بیش از ۲۴-۴۸ ساعت قدرت بارورسازی تخمک را ندارد والبته احتمال دارد تا
۷۲ساعت نیز قدرت باروری داشته باشد.

اگر چنانچه
۲۴-۷۲ ساعت قبل از آزاد شدن تخمک و ۲۴ ساعت بعد از آزاد شدن تخمک، آمیزش صورت
گیرد، احتمال بارداری بسیار کاهش پیدا می کند چون در فاصله زمانی که تخمک آزاد
می شود، (۷۲ ساعت قبل و ۲۴ ساعت بعد از تخمک) بهترین زمان برای لقاح و انعقاد
نطفه است. لذا در زنانی که دوره ماهانه آنان ۲۸ روزه است، به طور طبیعی تخمک در
روز چهاردهم از ابتدای شروع قاعدگی آزاد می شود و لذا می باید از روز یازدهم تا
شانزدهم از آمیزش خودداری نمود.

در زنانی که
دوره قاعدگی آنها ۲۸ روزه نیست و در طول سال تغییر می کند و یا بیشتر و کمتر از
۲۸ روز است، می باید از روش محاسبه استفاده نمود، لذا برای مطالعه کافی در این
باره می توانید به کتاب های مربوطه مراجعه فرمایید.

البته لازم به
ذکر است که این روش (تقویمی) گرچه بی ضرر بوده و امکانات خاصی نمی خواهد ولی
احتمال بارداری در این روش زیاد است و اطمینان کمتری دارد.

 

بارداری
ناخواسته


پرسش ۲۹.
                
   اگر به صورت اتفاقی کاندوم مرد در هنگام آمیزش جنسی
پاره شود، برای جلوگیری از حاملگی چه اقدامی می توان انجام داد؟


هر زمان که
احتمال بارداری ناخواسته پس از تماس جنسی وجود داشته باشد، نظیر اینکه مقاربت
بدون استفاده از یکی از روش های مطمئن پیشگیری انجام شده و یا کاندوم پاره شده
باشد، می توان از روش اورژانسی پیشگیری برای جلوگیری از بارداری استفاده کرد.

در این روش هر
۱۲ ساعت چهار عدد قرص «ال دی»(LD)
به صورت یک جا و جمعاً هشت قرص یا هر ۱۲ ساعت دو قرص «اچ دی»(HD)
به صورت یک جا و جمعاً چهار قرص مصرف می گردد که اگر بعد از آمیزش هر چه زودتر
قرص های مذکور خورده شود، مؤثرتر می باشد.[۲۴۵]

بعضی از خانم ها
پس از خوردن این قرص ها دچار حالت تهوّع و استفراغ می گردند که چنین حالتی
موقّتی است و به زودی از بین می رود؛ امّا اگر در طول دو ساعت پس از مصرف قرص
ها در نوبت اول یا نوبت دوم استفراغ اتفاق افتد، باید در اولین فرصت استعمال
قرص ها را تجدید کرد؛ ولی اگر استفراغ بیش از دو ساعت بعد از مصرف قرص ها رخ
دهد، اهمیتی ندارد؛ زیرا دارو جذب شده است.

اگر استفراغ بعد
از خوردن قرص ها در نوبت اول رخ دهد، قرص های نوبت  دوم کماکان باید ۱۲ساعت بعد
از نوبت اول مصرف شوند. تزریق یک آمپول ب ۶ به صورت عضلانی می تواند در کاهش
تهوع مؤثر باشد.

چند روز پس از
مصرف این قرص ها، خونریزی مانند عادت ماهانه اتفاق می افتد که علامت مؤثر بودن
آن می باشد.

هشدار

۱. این روش فقط
برای موارد اضطراری به کار می رود و نباید از آن بطور مداوم به عنوان روش
پیشگیری استفاده نمود، بلکه پس از استفاده از این روش بایستی به پزشک یا مراکز
بهداشتی - درمانی مراجعه و پس از مشاوره یکی از روش ها به صورت دائمی انتخاب
گردد.

۲. اگر بعد از
مصرف این قرص ها، دوباره مقاربتی انجام شود که احتمال بارداری در آن وجود داشته
باشد، این قرص ها از بارداری مجدد جلوگیری نمی کنند.

 

 

 

فرزندداری



 


پرسش ۳۰.
                
هدف از بچه دار شدن چیست؟ چه لزومی دارد که بچه ای به دنیا بیاوریم و برای
تربیت آن مشکلات زیادی را تحمل کنیم؟


بهره مندی از
فرزند صالح، شیرینی و جذابیتی دارد که کمتر کسی پیدا می شود که مایل باشد از
این نعمت عظیم خداوند محروم شود. با نگاهی گذرا به آیات و روایاتی که در مورد
فرزند وارد شده است، می توان به نگرش اسلام به فرزند و اهمیت آن واقف شد. از
مجموع آموزه های دینی در رابطه با فرزند، چنین استفاده می شود که فرزندان نعمت
های الهی نزد والدین اند و همانند سایر نعمت های الهی، هم می توان با بهره گیری
صحیح از آن ها در مسیر تکامل و هدایت، گام برداشت.

در اینجا به
نمونه هایی از فرمایشات قرآن کریم و روایات و تعابیر آنها درباره فرزند اشاره
می کنیم.

۱. گلی از گل
های بهشت

پیامبر گرامی
اسلام در روایتی زیبا و ارزشمند و تعبیری جذّاب می فرمایند: «فرزند صالح گلی از
گل های بهشت است»[۲۴۶]
یعنی همان طور که گل های بهشتی باعث وجد و سرور اهل بهشت می شود، فرزند صالح
نیز باعث شادمانی و  سرور والدین می گردد.

۲. خیر و برکت

در روایات
متعددی از فرزند به عنوان خیر و برکت و همچنین نعمت ارزشمند، یاد شده است.

پیامبر بزرگوار
اسلام حضرت محمد (صلی الله علیه و آله) نیز به ابن عباس فرمودند: «خانه ای که
در آن کودک نباشد، خیر و برکت ندارد».[۲۴۷]

امام زین
العابدین (علیه السلام) می فرمایند: «فرزند، بهترین نعمت است؛ اگر زنده باشد،
دعاکننده ای نقد است و اگر چنانچه بمیرد، شفاعت کننده ای است که انسان او را
پیشاپیش می فرستد».[۲۴۸]

 

اهمیت فرزند


پرسش ۳۱.
                
  لطفاً به نمونه هایی از فواید و برکات فرزندآوری
اشاره فرمایید.


اندیشه
فرزندآوری و داشتن فرزند آثار و برکات زیادی در حوزه خانواده و به ویژه در
رابطه با والدین دارد. در این بحث به نمونه های از این آثار از منظر دینی و
روان شناسی می پردازیم:

۱. اندیشه
فرزندآوری و سلامت روانی خانواده

در این قلمرو
پژوهش هایی وجود دارند که اندیشه فرزندآوری را به عنوان یکی از فرآیندهای
زیربنایی در نظر گرفته اند.

ماکسول و مونت
گمری در بررسی های خود نشان دادند که اندیشه  فرزندآوری در ایجاد آرامش و تحکیم
و کارآمدی خانواده مؤثر است.[۲۴۹]

۲. کسب آمادگی
برای ایفای نقش پدر و مادری

بسیاری از پژوهش
هایی که به بررسی نقش فرزند در تحکیم و بهداشت روانی خانواده پرداخته اند،
افکار، هیجانات و روابط عاطفی با جنین در طول دوره بارداری را به عنوان یکی از
عوامل مهم در نظر گرفته اند. نتایج پژوهش های متعدد نشان می دهد که ابراز هیجان
والدین[۲۵۰]
در دوران بارداری به عنوان یکی از متغیرهای مهم، با بهداشت روانی و کیفیت روابط
همسران ارتباط دارد؛ برای نمونه، یافته های پژوهشی برخی روان شناسان حاکی از آن
است که چنانچه والدین در دوران بارداری نگرش و هیجانات مثبت در تعامل با جنین
داشته باشند، میزان رضامندی زناشویی، صلاحیت اجتماعی و دل بستگی به کودک در
آنها افزایش یافته، مشکلات عاطفی رفتاری بعد از تولد در آنها کاهش می یابد.[۲۵۱]

۳. باعث شادی و
لذت والدین

از نظر زیست
شناسی، زندگی از هنگام انعقاد نطفه و بارداری شروع می شود. تولد را در واقع می
توان به عنوان یک مرحله از رشد دانست که کودک از رحم مادر به محیط بازتر (دنیای
خارج) قدم می نهد. از زمان تولد، کودکان منبع لذت و شادی در خانواده هستند.
بنابراین، فرزندان نه تنها شالوده زندگی زناشویی را استحکام می بخشند، بلکه
عامل مؤثری در لذت بردن پدر و مادر  بوده و با افزایش این لذت ها، سلامت و
بهداشت روانی همسران نیز تأمین می شود.

مایکل آرگیل
کودکان را منبع فواید زیادی برای خانواده دانسته و می گوید: با وجود فرزند، لذت
زیادی در خانواده وجود دارد. بیشتر، والدین محرک و شادی را به عنوان یک مزیت از
کودکان شان دریافت می کنند.[۲۵۲]

فرزند، صفا و
صمیمیت خاصی به خانواده می بخشد و چون محبوب پدر و مادر است، هر دو به او دل
بسته می شوند. سیره عملی و فرمایشات و احادیث پیشوایان معصوم (علیهم السلام)
نیز حاکی از اهمیت هم بازی شدن با کودک و شور و نشاط حاصل از آن است. پیامبر
(صلی الله علیه و آله)، فرزندش ابراهیم، حسن، حسین و فاطمه (علیهماالسلام) را
در کودکی بر دامان خود می نشاند، به سینه خود می چسباند و می بوسید.[۲۵۳]
حضرت علی (علیه السلام) نیز دل بستگی خاصی به فرزندان خود داشت.[۲۵۴]
حضرت فاطمه (علیهاالسلام) با خواندن شعر برای فرزندان خود، به آنان اظهار علاقه
می کرد.[۲۵۵]
سیره عملی دیگر معصومان نیز نشان دهنده الگوهایی از دل بستگی سالم به فرزندان
است.[۲۵۶]

۴. باعث تداوم
حیات خانواده

وقتی که به
بررسی علل طلاق ها می پردازیم، یکی از علل بارز آن را نداشتن فرزند می یابیم،
هرچند که ممکن است زوجین، خود تصمیم به نداشتن فرزند گرفته باشند، و یا به دلیل
وجود مشکلات ژنیتیکی و یا  بیماری هایی که منجر به عدم باروری شده است، توان
تولید نسل را نداشته باشند. به هر حال یافته های تحقیقاتی و مشاهدات بالینی
حکایت از آن دارد که عدم حضور فرزند در محیط خانواده، یکی از عوامل ناپایداری
در زندگی مشترک است.[۲۵۷]

فرزند، مخصوصاً
فرزند خردسال به منزله پیوندی است بین مادر و پدر و از این رو بی فرزندی و حتی
کم فرزندی باعث تزلزل خانواده می شود. در سال های ۱۹۵۱و ۱۹۵۲ نیمی از خانواده
هایی که در ایالت آیووا در ایالات متحده امریکا قربانی طلاق شدند، کسانی بودند
که فرزند کوچک نداشتند.[۲۵۸]

بی فرزندی در
خانواده ها یک فضای خالی را به وجود می آورد و باعث تضاد و بی علاقگی به زندگی
مشترک می شود. تحقیقات انجام شده در ایران نیز نشان می هد که خانواده های بی
فرزند بیش از هر نوع خانواده دیگر در معرض گسست قرار دارند.[۲۵۹]

در آموزه های
دینی، از فرزند با تعابیری مثل جگرگوشه والدین،[۲۶۰]
گل خوشبوی بهشتی[۲۶۱]
و... یاد شد. حتی در روایات شریف، بوسیدن و نوازش فرزند باعث پاداش و اجر بزرگ
تلقی شده.[۲۶۲]
وقتی والدین با چنین نگاهی به فرزند بنگرند و حتی فرزندان، این جایگاه را به
خود اختصاص بدهند، قطعاً در تحکیم روابط خانوادگی و همسری، تأثیر مثبت خواهند
داشت، و کدام پدر یا مادری حاضر می شود به راحتی این دل بند و جگرگوشه خود را
با اختلاف یا طلاق، آزرده سازد.

۵. عامل حرمت
خود و ارزشمندی والدین

در نظام آفرینش
و به ویژه در دنیایی که ما زیست می کنیم یک سلسله قوانین و تدابیری وجود دارد.
از جمله این قوانین، زایندگی و تکثیر نسل است. این پدیده در گیاهان، درختان،
حیوانات و انسان ها، اتفاق می افتد.

زن و مرد نیز
انتظار دارند که پس از ازدواج صاحب فرزند شوند، و این امر در موارد قابل ملاحظه
ای، خود می تواند عاملی برای گام برداشتن به سوی ازدواج باشد. پدر و مادر عروس
و داماد و خویشان و آشنایان نیز به گونه ای عمل می کنند که بیان گر چنین
انتظاری است و وجود انتظاراتی از این دست، در صورتی که به موقع رفع نشود، موجب
ارزش یابی منفی دیگران و در نتیجه خود پنداره[۲۶۳]
منفی و حرمت خود پایین[۲۶۴]
در زوجین می شود. در این صورت،تصویری که آنها از خویشتن دارند، به طور ضمنی در
همه واکنش های ارزشی آنان تجلی می کند. درصد افرادی که در جهان از نداشتن فرزند
رنج می برند، قابل توجه است. اینها کسانی هستند که تحمل تنهایی را ندارند،
دائماً احساس یک نیاز توأم با فشار برای داشتن فرزند را دارند، و اعتماد به نفس
خود را در مقابل این وسوسه ذهنی که «دیگران درباره آنها چه فکر می کنند» از دست
می دهند. گاه و بی گاه احساس غم و اندوه و ناکامی و حیرت می کنند که دلیل 
محرومیت آنان از لذت داشتن فرزند چیست؟

برای آن که
زوجین انتظارات خود و دیگران را برآورده کنند و به ارزش ها و هدف هایی که لازمه
زندگی سعادت مند است نایل آیند، نیاز به تلاش برای داشتن فرزند دارند. یکی از
نقش های مثبت فرزند در خانواده، برآورده ساختن انتظارات والدین و دیگران و
ایجاد و تقویت حرمت خود آنهاست.

۶. حس مفید بودن


تولد فرزندان در
محیط خانه احساس مفید و نتیجه داشتن را برای والدین در پی دارد. مردان و زنان
قاطع و هدف مند با توجه به توانایی هایی که دارند، برای خود هدف هایی در نظر می
گیرند و برای دست یابی به آن تلاش می کنند. هدف از تشکیل خانواده، آرامش روانی
و تولید نسل است. این هدف است که ما را به جلو می برد و به ما انرژی می دهد.
زندگی هدف مند مستلزم پربار بودن است. باید شایستگی خود را ثابت کنیم. داشتن
فرزند با احساس شایستگی و مثمر ثمر بودن در ارتباط است. به همین دلیل است که
داشتن فرزند در روایات به ثمره وجود والدین تعبیر شده است.[۲۶۵]

امام سجاد (علیه
السلام) می فرماید: «باید بدانی که او از تو و ثمره وجود توست».[۲۶۶]

به راستی که
تشبیه زیبای پیامبر شنیدنی است، آن جاکه می فرماید: «فرزند صالح، گلی از گل های
بهشت است».[۲۶۷]
در این تعبیر نمادین، خانواده به گلستان و فرزندان به گل های زیبای آن تشبیه
شده است.

بدیهی است که
داشتن ثمرات نیکو، عامل دل گرمی والدین و تداوم حیات مشترک آنها بوده و احساس
مثمر ثمر بودن و اعتماد به نفس را در آنان به وجود می آورد.

۷. باعث پیوند
اجتماعی

منظور از پیوند
اجتماعی یا جامعه پذیری[۲۶۸]
فرآیندی است که طی آن فرد بهتدریج به شخصی خودآگاه، دانا و باتجربه در شیوه های
فرهنگی تبدیل می شود. اجتماعی شدن، نسل های مختلف را به هم پیوند می دهد. تولد
یک فرزند، زندگی والدین را که مسئول پرورش او هستند تغییر می دهد و زمینه کسب
تجربیات جدید را ایجاد می کند.

هافمن تحقیقی
روی خانواده های دارای فرزند انجام داد. وی نتیجه گرفت که فرزند بر فرآیند
اجتماعی شدن و جامعه پذیری والدین تأثیر می گذارد. وی موارد زیر را جهت اتخاذ
برای فرزنددار شدن پیشنهاد کرده است:

ـ کودکان با
حضور خود، وضعیت بزرگ سالان به خصوص زنان را تأیید نموده و به آنها هویت
اجتماعی می دهند.

ـ کودکان از
طریق فعالیت های خود در مدرسه و مراکز تفریحات سالم و محیط همسایگی، والدین خود
را با جامعه پیوند می دهند.

ـ فرزندان بر
اساس شعایر مذهبی والدین شان رشد می کنند، زیرا والدین آنها براساس آن مفاهیم،
رفاه و آسایش دیگران را مقدم داشته و به اجتماعی شدن گروه تداوم می بخشند.

ـ کودکان به
آنها اعتبار بخشیده و آنان را از تنهایی نجات می دهند.

ـ کودکان به
زندگی خانوادگی نشاط و سرور بخشیده و آن را لذت بخش  می کنند.

ـ کودکان با
توجه به اصول اجتماعی شدن، شایستگی و صلاحیت والدین را رشد داده و حتی آنان را
به مرز خودکفایی می رسانند.

چون والدین بیش
از افراد بی فرزند از تأیید اجتماعی بهره مندند، کودکان علاوه بر کسب شخصیت بر
اعمال نفوذ والدین نیز می افزایند.[۲۶۹]
این یک جنبهکلیدی اجتماعی شدن برای اکثریت مردم در هر فرهنگی است؛ اگر چه ماهیت
دقیق و نتایج آن از نظر فرهنگی فرق می کنند.

۸. زمینه ساز
رشد توانمندی های والدین

دانش، تجربه،
گذر زمان و حتی عقد و پیمان ازدواج و شروع زندگی مشترک، وضعیت ها و نقش های
بزرگ سالی را به وجود نمی آورند، بلکه دوره پدر و مادری است که نقش های بزرگ
سالی را مشخص می سازد.

هن،[۲۷۰]
میلیسپ[۲۷۱]
و هارتکا[۲۷۲]
از مطالعات شخصیت خود به این نتیجه رسیدندکه سازمان روانی انسان با پذیرفتن نقش
پدر و مادری به کمال می رسد. آنها در این باره می گویند: «معمولاً این گونه
تصور می شود که تغییرات عمده سازمان شخصیت در طول نوجوانی روی می دهد، اما این
یافته ها نشان می دهند که تغییرات بسیار مشخص نه در طول نوجوانی بلکه در انتهای
آن رخ می دهد؛ یعنی زمانی که اکثر مردم در نهایت، دچار تغییرات نقش ژرفی می
شوند و به اشتغال تمام وقت و ایفای نقش والدینی مشغول می شوند».[۲۷۳]

 بنابراین به
نظر می رسد که تجربه پدر و مادری در فراهم کردن امکانات به سوی تعالی و رشد
شخصیت افراد دارای اهمیت ویژه باشد. وجود همین تجربه ها مجموعه کاملی از ارزش
ها را به ساختار شخصیت والدین می افزاید. شاید از این رو والدین در آموزه های
دینی با قرار گرفتن در کنار اطاعت از خدا تقدیس شده اند.[۲۷۴]
اینها همگی از کمال انسانی، سلامت روانی و شکوفایی فطرت انسانی به شمار می رود.
والدین بدون هیچ استثنایی سرگرم آرمانی هستند که خارج از وجود خودشان و در چیزی
بیرون از آنها وجود دارد. آنها شیفته اند؛ شیفته چیزی که برایشان بسیار گران
قدر است (فرزند). آنها به کاری مشغول اند که آن را تا حدودی تقدیر برایشان مقدر
کرده و کاری که ضمن انجامش، به آن عشق می ورزند (تربیت فرزند).

ازدواج و
فرزندآوری زمینه بروز خلاقیت ها و موفقیت ها را در همسران افزایش داده، همچنین
موجب می شود تا فضایل اخلاقی و انسانی در آنان به فعلیت برسد. وقتی از مرد
خانواده انتظار می رود تا هنگام ضرورت برای حمایت از خانواده خویش، ایستادگی
کند؛ این انتظار روحیه دفاع و جوان مردی را در او تقویت خواهد کرد. همچنین به
وجود آمدن شرایط مادری برای زنان، موجب می شود تا با تحمل مشکلات فرزندپروری و
شوهرداری، به کمال روحی بیشتری برسند و روح خود را در اثر شکیبایی و ایثار
بالنده کنند و از طریق مسئولیتی که در خانه و خانواده دارند،  به تلاش بیشتر
روی آورند و استعدادهای خود را برای اداره مناسب خانواده به کار گیرند و در
نتیجه، به موفقیت بیشتری نایل آیند. به عبارت لطیف تر می توان گفت: فرزنددار
شدن، سرآغاز لطیف ترین و گرمابخش ترین رابطه ها و به فعلیت رساندن همه
استعدادها و قابلیت ها و بهره مندی از عالی ترین تکریم ها و ایثارگری هاست.

۹. عامل نشاط
والدین

داشتن فرزند و
نگاه به او می تواند موجب نشاط والدین و سلامت روانی آنها شود.

پژوهش ها نشان
داده است که یکی از بزرگ ترین عوامل شادی آفرین برای والدین، اولین ملاقات آنها
با فرزندان سالم خویش پس از تولد بوده است. هم زمان با تولد فرزند، به زن و
شوهری که صاحب فرزند شده اند، پدر و مادر خطاب می شود و لذا آنها زندگی خود را
معنادارتر از گذشته می یابند و بعدها نیز شنیدن الفاظ «مامان» و «بابا» از کودک
برای آنها لذت بخش است.

تولد فرزندان،
هم فی نفسه موجب نشاط والدین می شود و هم زوجین از دیدن فعالیت های شیرین و دل
انگیز آنها و نگاه به چهره های بشّاش و تبسم آفرین فرزندان احساس شادمانی می
کنند.

بنابراین، همان
گونه که تولد فرزندان می تواند موجب نشاط و سلامت روانی والدین شود، نگاه به
چهره فرزند نیز می تواند نشاطی وصف ناشدنی برای آنان به ارمغان آورد و موجب
سلامت روانی شان شود.[۲۷۵]
لذا وقتی که از امام صادق (علیه السلام) سؤال می کنند که: از بهترین چیزها برای
آدمی چیست؟ می فرماید:  «داشتن فرزند جوان، وقتی سؤال می شود بدترین و تلخ ترین
حالت برای انسان چیست؟ می فرماید: از دست دادن فرزند».[۲۷۶]

۱۰. توسعه
اقتصادی و برکت در خانواده


وضعیت معیشتی و رفاه اقتصادی در خانواده نقش مهمی دارد. تأمین مخارج زندگی
مشترک و هزینه فرزندان از قبیل خوراک، پوشاک و مسکن موجب شده است که عده ای زیر
بار مسئولیت زندگی زناشویی و والدینی در سنین جوانی نروند.

اسلام و قرآن
تشکیل خانواده و فرزندآوری را نه تنها باعث مشکلات معیشتی در خانواده نمی داند،
بلکه توسعه معیشتی را پس از ازدواج و صاحب فرزند شدن به واسطه تلاش و برکت
همراه آن را، تضمین کرده است. براساس آموزه های دینی، فقر و بی چیزی مانعی در
جهت تشکیل خانواده و اندیشه فرزندآوری نیست؛ زیرا خداوند در پرتو ازدواج و
فرزند، برکت و بی نیازی را به انسان عطا می کند.[۲۷۷]

یکی از آموزه
هایی که در روایات بر آن تأکید شده، این است که فرزند موجب برکت در خانواده
است.[۲۷۸]
برکت عبارت است از فراوانی، رونق، فزونی،  سعادت و نیک بختی.[۲۷۹]
در این تعریف، برکت شامل مجموعه ای از هیجان ها، اندیشه ها، رفتارها و احساس
هایی است که به طور وسیع با سلامت و بهداشت روانی خانواده در ارتباط هستند. لذا
هرچقدر فرزندان بیشتر باشند، خیر و برکت نیز افزایش پیدا می کند.

 

سن بچه داری


پرسش ۳۲.
                
   بهترین سن برای بچه دار شدن چیست؟


به دلیل اینکه
به طور معمول جوان ها در سنین مختلفی ازدواج می کنند و همین طور شرایط کاری،
خانوادگی، روحی و جسمی متفاوتی دارند، شاید نتوان قانون یگانه ای برای زمان
فرزندآوری همگی آنها تعیین کرد؛ لذا می باید معیارها و شرایطی را بیان کرد که
هر فردی خودش را با آن معیارها و شرایط مقایسه کند و اگر دارای شرایط مزبور
بود، به فرزندآوری اقدام نماید.

۱. آمادگی
جسمانی

یکی از عوامل
مهمی که در رشد طبیعی جنین دخالت دارد، سنِ پدر و مادر به ویژه مادر است. سنین
مناسب آبستنی را برخی ۱۸ تا ۳۵ سالگی بیان کرده اند. درصد احتمال خطر در
مادرانی که در سنین کمتر از ۱۸ سال یا بیشتر از ۳۵سالگی، حامله می شوند، بیشتر
است.[۲۸۰]
البته خانم ها می توانند تا قبل از یائسگی و تا حدود ۵۰ ـ ۶۰ سالگی حامله
بشوند. بدیهی است باید نکات ایمنی و بهداشتی را بیشتر مراعات نمایند.

 ۲. آمادگی
عاطفی و تربیتی

پدر و مادر به
ویژه مادر، می باید آمادگی روحی برای فرزندآوری داشته باشند. والدین می باید از
لحاظ عاطفی، تمایل جدی به فرزنددار شدن داشته باشند وگرنه سرمایه گذاری عاطفی و
احساسی لازم را بر فرزندان نخواهند داشت و این مسئله در رشد روانی و عاطفی
نوزاد، آثار منفی خواهد داشت. همچنین حالات هیجانی مادر از قبیل پرخاش گری،
ترس، اضطراب و... نیز بر نوزادان تأثیر جدی دارد. هرگونه فشاری که مادر تحمل می
کند و از جمله نگرش منفی او نسبت به آبستنی و فرزند، می تواند چنین حالتی را
ایجاد کند. پرتحرکی (فزون کنشی)، تولد زودرس، کم وزنی و تحریک پذیر و... از
جمله آثار شرایط نامطلوب روانی است. در یک تحقیق که در سال ۱۹۷۳ انجام شد، مشخص
گردید که فشارهای مداوم و پیوسته ای که مادر متحمل می شود، با افزایش بیماری
های کودک به ویژه کارکرد ناقص عصب شناختی و آشفتگی رفتاری همبستگی دارد.[۲۸۱]

۳. آمادگی محیطی
و شغلی

کودکان و
فرزندان علاوه بر نیازهای فیزیولوژیکی (مثل غذا، آب و...) نیازهای اساسی دیگری
همچون نیاز به محبت و امنیت، کسب تجارب جدید، تحسین و قدردانی و ارتباطات عاطفی
قوی و واقعی، دارند.[۲۸۲]
اگر چنانچه شرایط محیطی و عاطفی به دلیل اشتغال مادر، فراهم نشود، کودکان از
رشد مطلوب جسمی و روانی و ذهنی، محروم می شوند. فرزندی که به طور مرتب یا به 
مهدکودک یا اقوام و خویشان یا همسایگان سپرده می شود، نمی تواند فرزند رشد
یافته و هنجاری باشد. زیرا کودکان به حضور واقعی و ارتباط واقعی والدین به ویژه
مادر، در جهت رشد عاطفی و دل بستگی های روانی، ذهنی، محتاج هستند[۲۸۳]،
لذا مادرانی که تمام وقت شاغل هستند، می باید برای بچه دار شدن، از ساعات کاری
خود بکاهند و ساعات زیادی را به تربیت کودک اختصاص دهند.

اشتغال مادر به
خصوص در دوره خردسالی کودک، ممکن است آثار زیان باری بر کودک داشته باشد که به
برخی اشاره می شود:

الف. عدم تأمین
نیازهای عاطفی

تحقیقات نشان
داده است که «در بسیاری از موارد مادر غیرشاغل بهتر می تواند به نیازهای عاطفی،
اجتماعی، و شخصیتی کودک خود پاسخ مثبت دهد و در حین رسیدگی، با وی تعامل عاطفی
برقرار ساخته، او را از عواطف محبت آمیز خود بهره مند گرداند...»[۲۸۴].

مادری که با
فراغت کامل، در انجام دادن وظیفه خانه داری و مادری موفق باشد و محیط خانه را
محل امنیت و آرامش خاطر خود، فرزندان و همسرش قرار دهد، بهتر می تواند بین خود
و سایر اعضای خانواده، روابط عاطفی و انسانی ایجاد کند و از این طریق، الگوهای
صحیح تربیتی را به فرزندان منتقل سازد. به عکس مادری که به دنبال چندین ساعت
کار و تلاش خارج از منزل، با حالتی خسته به خانه برمی گردد، نمی تواند برای
انجام دادن این مهم آن طور که شایسته است، اقدام کند. در چنین مواردی، کودکان
در انتظار اشتیاق دیدن  مادر، لحظه شماری می کنند، اما معمولاً خستگی و احیاناً
بی حوصلگی مادر، مانع از ایجاد ارتباط عاطفی بین آنان و مادر می شود، به ویژه
اینکه رسیدگی به امور منزل را نیز غالباً مادر به عهده دارد.

واضح است که
اشتغال مادر آن هم تمام وقت، اگر همکاری شوهر نیز در خانه ضعیف باشد، چه
مشکلاتی را می تواند برای خانواده خصوصاً فرزندان خردسال به وجود آورد و چه
آثار مطلوبی بر جای می گذارد و در نتیجه فرآیند رشد کودکان را در ابعاد گوناگون
مختل می سازد.[۲۸۵]
(البته تحقیقات تجربی نشان داده است که اگر مادران شاغل بتوانند در زمان هایی
که در منزل حضور دارند، تعامل عاطفی قوی و ارتباط نشاط انگیزی با فرزندان داشته
باشند، می توانند کمبودهای به وجود آمده در زمان غیبتشان را جبران کنند و در
نتیجه از آسیب دیدن فرزندان جلوگیری کنند).

اگر زنان به
صورت پاره وقت شاغل باشند و شوهر آنها شغل آزاد داشته باشد و در کارهای منزل به
ویژه ارتباط عاطفی با فرزندان همکاری لازم را داشته باشد، قطعاً آثار نامطلوب
اشتغال زوجین به حداقل می رسد و چه بسا نتایج مثبتی نیز برای فرزندان در پی
داشته باشد.

ب. عدم تأمین
نیازهای روان شناختی

اگر چنانچه
مادر، حضور کافی و بانشاطی در کنار فرزندان نداشته باشد، اعتماد به نفس، مشارکت
اجتماعی و دلبستگی به دیگران، در فرزندان دچار مشکلات جدی می گردد.

به طور معمول؛
خانه یک زن شاغلِ متأهل، مانند زن خانه دار تمیز و مرتب  نیست. در آن مواد
غذایی تازه کمتر مصرف می شود. برخی از فعالیت ها مانند آماده کردن غذا یکباره
صورت می گیرد و احتمالاً شلوغی بیشتری در خانه حاکم است. زنان شاغلِ متأهل
مجبورند که بیشتر کار کنند و استراحت کم تری داشته باشند و طبعاً ساعاتی را که
برای فرزندان خود اختصاص می دهند ولو اینکه از نظر کمّی در حد لازم باشد اما به
دلیل برخوردار نبودن از نشاط کافی حضور آنها در کنار فرزندانشان از کیفیت
مناسبی برخوردار نیست و فرزندان نمی توانند از این مادر خسته انرژی عاطفی لازم
را دریافت کنند. «با توجه به اینکه دوران کودکی مهم ترین زمان پرورش عاطفی
فرزند است و عدم حضور مادر به ویژه در سه سال اول، حیات فرزند را با مشکلات
عاطفی مواجه می سازد و سپردن فرزند به مهدکودک نیز به دلیل آنکه فعالیت های
پرورشی مربیان با انگیزه های اقتصادی انجام می شود، نمی تواند جایگزین مناسبی
برای مادر باشد. این مشکلات با اشتغال والدین به طور همزمان، مضاعف خواهد شد.

تحقیقات انجام
شده، نشان می دهد که این صورت از اشتغال زوجین مضرترین صورت اشتغال زوجین است،
زیرا بیش ترین آسیب به خانواده مخصوصاً فرزندان وارد می شود.

اگر زن و مرد به
صورت تمام وقت هر دو شاغل باشند کم ترین ارتباط عاطفی بین فرزندان و والدین
برقرار می شود، حتی خود زوجین نیز به دلیل خستگی مفرط حوصله تعامل با یکدیگر را
ندارند، زیرا انرژی های جسمانی و روانی آنها در خارج از خانه و محیط کار هزینه
شده است و زوجین بیشتر برای استراحت به خانه می آیند و گاهی اوقات به جای ابراز
محبت به فرزندانی که  ساعات زیادی در انتظار والدین بودند، با پرخاش گری و
خشونت با آنها برخورد می شود. در چنین خانواده هایی مسئولیت زنان مضاعف می شود
و مجموع ساعات کار آنها در خارج و داخل خانه به شدت افزایش پیدا می کند در
نتیجه به شدت تحت فشار کاری قرار می گیرند و به دنبال آن، فرزندان که نیاز
بیشتری به مادر دارند، در ابعاد گوناگون آسیب های جدی می بینند.[۲۸۶]

ج. عدم شکل گیری
دلبستگی ایمن[۲۸۷]

به اعتقاد روان
شناسان از جمله بالبی،[۲۸۸]
نیاز به دلبستگی از جمله نیازهاینخستین (همانند نیاز به تغذیه) است. ایشان
اعتقاد دارد که نیاز به دلبستگی از هیچ نیازی مشتق نشده و نیازی اساسی در تحول
شخصیت کودک است. این نیاز که به طور عمده از ابتدای کودکی تا سه سالگی مطرح
است، اگر چنانچه به صورت منطقی ارضاء نشود، باعث می گردد تا کودک به ناایمنی
روانی مبتلا شود.

بالبی می گوید
این دلبستگی و نیاز عاطفی به طور معمول متوجه مادر است و اگر چنانچه مادر، حضور
لازم و ضروری در کنار کودک نداشته باشد و یا اینکه حضور فیزیکی داشته باشد و به
نیازهای کودک توجه نکند، باعث ناایمنی روانی، ترس، افسردگی و عدم اطمینان می
گردد.

 به عبارت دیگر
کودکان به طور طبیعی نیاز دارند تا مادرشان نیازهای عاطفی، روانی، جسمانی و
غیره آنها را برآورده کند و در هر لحظه ای که نیاز داشته باشند، در کنارشان
باشد و در سایه این تعامل، به آرامش و اطمینان روانی برسند. اگر چنانچه این
احساس برای کودک پیش بیاید که مادرش در دسترس نیست و یا اینکه توجهی به او (به
کودک) ندارد و یا اینکه نمی تواند پناهگاه مطمئنی برایش باشد، دچار ناایمنی شده
و احساس تنهایی و بی پناهی و انزوا می کند. این کودک در بزرگسالی نیز شخصیت
هنجار و متعادل نخواهد داشت و ممکن است بدبینی، افسرده و بی عاطفه باشد.

علاوه بر این
اگر چنانچه دلبستگی کودک به طور طبیعی ارضاء نشود، استقلال و ظرفیت های سازشی و
اجتماعی او نیز با مشکل مواجه می گردد.[۲۸۹]

تحقیقاتی که
اخیراً توسط محققان در این زمینه انجام گرفته مؤید این مدعاست. در اینجا به
نتایج یکی از تحقیقات انجام شده اشاره می کنیم.

در دانشگاه «کون
کوردیا» در مونترال گروهی از محققان، مطالعه ای کامل و جامع درباره تأثیر
اشتغال مادر در کودکانی که در سه سطح سنی، ۴، ۱۰، ۱۵ بودند به اجرا درآورند.
این تحقیق درباره تعداد زیادی از پسرها و دخترها انجام گرفت. برای هر گروه سنی
مفاهیم نقش جنسی، سازگاری اجتماعی و عمل کردن شناختی مورد اندازه گیری قرار
گرفت، نتایج این تحقیقات نشان داد که از نظر سازگاری کودکان ۱۰ ساله نمره پایین
تری نسبت به کودکان پیش دبستانی از مادران غیر شاغل آوردند. البته از سایر جنبه
ها فرق چشم گیری بین فرزندان مادران شاغل و غیرشاغل دیده نشد.[۲۹۰]
یعنی اینکه اشتغال مادران  باعث کاهش میزان سازگاری و تعامل کودکان شده بود.

همچنین اشتغال
مادر به ویژه در شیفت شبانه، باعث محروم شدن کودکان از آغوش گرم مادر شده و در
نتیجه ممکن است به انواع اختلال ها از قبیل اختلال خواب[۲۹۱]،
اضطراب[۲۹۲]
و ترس های مرضی (فوبیا)[۲۹۳]
مبتلا شوند.[۲۹۴]
لذا مادرانی کهساعات زیادی در محل کار هستند و حضور کافی را در منزل ندارند و
یا اینکه رابطه فعال و مفید و پرانرژی با فرزندان ندارند، فرزندان آنها با
ناایمنی روانی مواجه می گردند مگر اینکه پدر خانواده خلأ وجودی مادر را جبران
کند و یا اینکه مادران تلاش کنند فرزندان را نیز به محل کار ببرند و یا طوری
برنامه ریزی کنند که حداقل دو ساعت یکبار آنان را ببینند.

د. ایجاد اختلال
در شکل گیری اعتماد کودکان

عدم حضور زوجین
به ویژه مادر به طور هم زمان باعث می شود که برخی از نیازهای ضروری کودکان
خصوصاً کودکان خردسال که به شدت به حضور مادر نیاز دارند، تأمین نشود و کودکان
برای ساعاتی از حضور مادر محروم بمانند و سپردن آنها نیز به کودکستان ها به
دلیل اینکه افرادی که در آن مراکز کار می کنند بر اساس وظیفه شغلی این کار را
انجام می دهند، هرگز نمی توانند آن رابطه عاطفی لازم را با کودک برقرار کنند.
حداقل ضرری که ممکن است به کودکان زیر دو سال وارد شود این است که احساس اعتماد
در آنها به خوبی شکل نمی گیرد، بلکه به دنیای بیرونی احساس بی اعتمادی  می کنند
و این حالت می تواند فرآیند رشد آنها را در مراحل بعدی با مشکل مواجه کند.

روان شناسانی
مانند اریکسون[۲۹۵]
که در زمینه رشد روانی اجتماعی تحقیقاتیرا انجام داده اند، بر این باورند که
احساس اعتماد در مقابل بی اعتمادی در دو سال اول زندگی کودک به وجود می آید[۲۹۶]
و لازمه اینکه کودک این مرحله را به خوبی طی کند، این است که حداقل نیازهای او
تأمین شود و برای تأمین نیازهای او دو نکته باید رعایت شود:

۱. این نیازها
به شیوه ثابتی تأمین شود،

۲. از نظر
زمانی، در دوره های زمانی معینی انجام گیرد.

در این صورت
کودک می تواند به محیطی که نیازهای او را تأمین می کند، اعتماد کند؛ در غیر این
صورت کودک نمی تواند به محیط اعتماد کند. اشتغال زوجین ولو به صورت نیمه وقت،
البته همزمان ممکن است باعث شود که نتوانند نیازهای کودک را به موقع و به شیوه
ثابتی تأمین کنند و این باعث می شود که کودک به دنیای خود اعتماد نکند و در
نتیجه دنیای خود را به خوبی نشناسد  و نتواند با آن تعامل برقرار کند و این عدم
تعامل مشکلاتی را به صورت دائمی و در فرآیند رشد ایجاد کند.

هـ. اختلال در
تحول اجتماعی عاطفی کودک

تحول اجتماعی و
تحول در دوران شیرخوارگی چنان با یکدیگر پیوند خورده اند که به اعتقاد
اسروف(۱۹۹۷)[۲۹۷]
می توان واژه مرکب اجتماعی عاطفی[۲۹۸]را
برای هر دوی آنها به کار گرفت. در خانواده هایی که مادر شاغل است، متن زندگی و
نوع تعامل به ویژه از نظر رشد روانی اجتماعی فرزندان، قابل تأمل است. در برابر
منابع مادی که از طریق اشتغال مادران نصیب خانواده می شود، شواهد علمی نشان می
دهد اگرچه مادران شاغل وقتی با فرزندان خود هستند رابطه قابل قبولی با آنها
دارند، با این حال وقت کمتری را با فرزندان صرف می کنند. نتایج تحقیقات علمی
نشان می دهد که احساس رضایت و ویژگی های روانی اجتماعی افراد در بزرگسالی، با
رابطه اولیه آنها با والدینشان و در دسترس بودن آنها همبستگی دارد؛ به طوری که،
فرزندانی که کمترین میزان دسترسی را به والدین داشتند، بیشترین میزان احساس
تنهایی، افسردگی و کمترین میزان عزت نفس و سلامت روانی را داشته اند.[۲۹۹]

 

عوامل سلامتی
جنین



پرسش ۳۳.
                
ما بعد از دو سالی که از ازدواجمان می گذرد تصمیم گرفته ایم  بچه دار شویم،
لطفاً عوامل مؤثر در رشد بهینه جنین را بیان نمایید.


عوامل مؤثر در
سلامتی کودک بسیار است که به عوامل مهم آن اشاره می گردد.

۱. تغذیه مادر

مادری که در
انتظار تولد فرزندی سالم، زیبا و باهوش است باید رژیم غذایی مناسب داشته باشد.
زنانی که از رژیم غذایی خوبی برخوردارند، هم خودشان و هم نوزادشان سالم ترند.
این افراد به طور معمول از بیماری هایی مثل کم خونی، مسمومیت حاملگی، جنین
افکنی (سقط جنین) و داشتن کودکان نارس، در امان هستند.[۳۰۰]

تحقیق مهمی نشان
داده که بین مصرف برخی ویتامین ها و رشد دوران جنینی رابطه ای هست و برخی
ترکیبات غذایی مادر، می تواند جلوی برخی ناهنجاری ها را بگیرد.[۳۰۱]
پیامبر گرامی اسلام (صلی الله علیه و آله) می فرمایند: «وقتی جنین در شکم مادر
قرار گرفت... جنین مانند اسیری است که به وسیله رشته ای از ناف خود به ناف
مادرش مربوط است و به این وسیله از خوردنی ها و آشامیدنی های مادر استفاده می
کند».[۳۰۲]

با توجه به
تأثیر تغذیه بر جنین و رشد آن، شایسته است تا از غذاهای مناسب استفاده گردد. در
اینجا به نمونه هایی از غذاهای مناسب اشاره می شود.

 غذاهای مناسب
برای دوره بارداری

جنین فقط یک
منبع غذا دارد و آن مادر است. در دوران بارداری بیش از هر زمان دیگری لازم است
تا رژیم غذایی مناسبی وجود داشته باشد. لازم نیست مادران به اندازه دو نفر غذا
بخورند بلکه لازم است غذاهای متنوع، تازه، خانگی و ساده بخورند.

غذاهای زیر برای
دوران حاملگی توصیه می شود:

- غذاهای کلیسم
دار مثل پنیر، شیر تازه، ماست، سبزیجات برگ دار، ماهی، آجیل (بادام، پسته،
فندق) و نان سفید؛

- غذاهای
پروتئین دار مثل گوشت طیور (مرغ، پرنده، بوقلمون و...)، تخم مرغ، ماهی، ماست،
عدس، گوشت قرمز کم چربی، پنیر و کره).

- غذاهای دارای
ویتامین ث مثل سیب زمینی، میوه های تازه، سبزیجات تازه، گوجه فرنگی، پرتقال،
گریپ فروت، توت فرنگی، کلم، فلفل دلمه ای و گل کلم.

- غذاهای الیاف
دار (فیبر) مثل نان کامل (ترجیحاً سبوس دار) برنج سبوس دار، ماکارونی تهیه شده
از گندم کامل، نخود سبز، تره، کشمش، تمشک و آجیل زرد آلوخشک.

- غذاهای دارای
اسید فولیک؛ اسید فولیک از ویتامین های گروه ب است که برای تشکیل دستگاه عصبی
مرکزی کودک خصوصاً در چند هفته نخست، لازم است. این غذاها عبارتند از: نان سبوس
دار، لوبیا چشم بلبلی، کلم دلمه ای، عصاره گوشت گوساله، ماءالشعیر، قلوه پخته،
کلم برگ، اسفناج، سبزیجات تازه، حبوبات سبز، فندق و بادام.

- غذاهای دارای
آهن مثل گوشت قرمز کم چربی، ماهی های روغنی مانند: ساردین، لوبیای پخته،
اسفناج، لوبیا چشم بلبلی، نان، غلات، حبوبات و  زردآلوی خشک.

خوردن نمک،
نوشابه، غذاهای منجمد، غذاهای کهنه، غذاهای چرب، غذای بیرون، غذاهای قنددار
مصنوعی مثل کیک، بیسکویت، چربی زیاد و...، غذاهای مضری هستند و می باید در حدّ
امکان از آنها اجتناب نمود. بهترین مایع برای اداره بارداری آب است و بهترین
میوه ها، میوه های تازه به ویژه، انگور، به، سیب شیرین، هندوانه، موز، پرتقال،
لیموشیرین و...[۳۰۳].

در دستورات
بهداشتی اسلام و آموزه های دینی نیز به خوردن برخی میوه ها و غذاها، سفارش شده
است که این غذاها در زیبایی، سخاوت، سلامتی، رشد ذهنی و... تأثیر دارند.

پیامبر گرامی
اسلام (صلی الله علیه و آله) می فرمایند: «زنان آبستن در آخرین ماه های بارداری
خرما بخورند تا فرزندانشان خوش اخلاق و بردبار شوند».[۳۰۴]

همچنین در توصیه
های دینی سفارش شده که به زنان باردار میوه به بخورانید زیرا میوه به باعث
زیبایی چهره، افزایش عقل و هوش و همچنین باعث خوش اخلاقی فرزندان می شود.[۳۰۵]
همچنین در روایتی دیگر فرمودند: «اگر زنان حامله خربزه بخورند، فرزندانشان زیبا
و خوش خُلق می شوند».[۳۰۶]

در فرمایش های
معصومین (علیهم السلام) همچنین به خوردن کندُر، شیر، سبزیجات  تازه و عسل اشاره
گردیده و بیان شده که کندُر باعث تقویت هوش و حافظه، شیر برای استحکام استخوان
ها و قدرت بدنی و قوت جنسی و سبزی برای تأمین ویتامین های مربوطه، مفید و لازم
است.[۳۰۷]

در برخی آموزه
های دینی به خوردن شنبلیله خام برای تقویت موی نوزاد، روغن زیتون و روغن ماهی
برای سلامتی معده و کاهو، خیار، زرشک، بیدمشک، هندوانه شیرین و سیب شیرین برای
تأمین ویتامین های مربوطه، سفارش شده است.

۲. ورزش و
فعالیت‌های
مادر

انجام ورزش در
ایام بارداری نه تنها ضرری ندارد بلکه لازم و مفید است. بارداری به طور معمول
فشار زیادی به بدن وارد می کند. بنابراین مادران هر قدر از نظر جسمانی قوی تر و
آماده تر باشند، آسیب کمتری دیده و بازگشت بدنشان به حالت عادی (بعد از زایمان)
راحت تر و کامل تر خواهد بود. تمرین های ورزشی به ویژه تمرین های آرامش بخش، به
مادران کمک می کند تا آمادگی روحی و جسمانی بهتری برای حاملگی و وضع حمل داشته
باشند. تمرین های ورزشی به زنان کمک می کند تا با اضطراب، افسردگی، کم خونی و
بی نشاطی، مبارزه کنند.

 ورزش هایی که
برای دوران بارداری سفارش می شود ورزش های لطیف و سبک هستند و هرگز نباید به
ورزش های سنگین پرداخت. ورزش هایی مثل قدم زدن، شنا در آب سرد، نرمش بدن و
تقویت برخی از اندام ها، از ورزش های مفید برای زمان بارداری است.[۳۰۸]

۳. حالات روانی
مادر

با وجود اینکه
بین دستگاه عصبی و روانی جنین و مادر هیچ گونه ارتباط مستقیمی وجود ندارد، اما
حالات روانی مادر و واکنش های عاطفی او، در رشد جنین و حتی روحیات او تأثیرگذار
است. به عنوان مثال حالاتی مثل نفرت، ترس و اضطراب مادر، در دستگاه عصبی او
تأثیر گذاشته و باعث آزاد شدن بعضی از مواد شیمیایی (مثل استیل کولین[۳۰۹]
و اپی نفرین[۳۱۰])
و واردشدن آنبه جریان خون می شود. علاوه بر این، تحت چنین شرایطی غده های
داخلی، به خصوص غدد فوق کلیه انواع و مقادیر مختلفی هورمون ترشح می کنند. این
ترشحات از طریق جفت وارد خون جنین شده و تغییراتی را ایجاد می کنند. تحقیقات
نشان می دهد که مشکلات عاطفی مادر و ناراحتی روانی او باعث می شود تا نوزاد این
مادران، پیش از موعد به دنیا آید، کم وزن باشد و بیش فعالی داشته باشد. حتّی
احتمال بدغذایی و نیاز شدید به آغوش مادر در آنها وجود داشته باشد.[۳۱۱]

همچنین تحقیقات
ثابت کرده است که مادرانی که دچار استرس،  ترس، ناراحتی عاطفی، درگیری خانوادگی
و ناآرامی محیطی هستند، ممکن است کودکان آنها در معرض سقط، کم وزنی، بیماری
تنفسی، کام شکافته و تنگی باب المعده،[۳۱۲]
قرار گیرند.[۳۱۳]
کج خلقی، حساسیت، اختلال خواب و تغذیه کودکان نیز ممکن است در اثر حالات آشفته
روانی مادر در دوران بارداری باشد.[۳۱۴]

۴. پاکیزگی محیط
زندگی مادر

پاکیزگی محیط و
سلامت آن، تأثیر قابل توجهی در سلامتی مادر و جنین دارد. محیطی که از عناصر
شیمیایی و تشعشعات رادیواکتیو در امان باشد، برای سلامتی جنین و مادرش مفید
بوده و رشد بهنجاری خواهد داشت. مادرانی که در دوران حاملگی در معرض دود سیگار
و سایر دخانیات قرار دارند و یا خودشان به استعمال دخانیات می پردازند، ضربات
زیادی به جنین وارد می کنند.

مادرانی که
سیگاری هستند یا مواد مخدر مصرف می کنند و یا در معرض آلودگی ناشی از سیگار و
سایر مخدرها قرار دارند، بیشتر در معرض آسیب های جسمی و تنفسی هستند. بر اساس
تحقیقات انجام شده، سقط جنین، تنفس ناقص، کم وزنی زمان تولد، سرطان ریه، تنش
عضلانی، فزون کنشی (بیش فعالی) و بیماری های تنفسی در نوزادان مادران سیگاری و
معتاد، بیشتر  است. مادرانی که در فضاهای طبیعی و به دور از دود و آلودگی زندگی
می کنند، معمولاً کودکانی سالم تر، زیباتر و شاداب تر دارند.[۳۱۵]

قرار گرفتن در
معرض تشعشعات نیز تأثیرات مخربی بر جنین دارد و باعث ایجاد نابهنجاری رفتاری و
اختلال در توانایی پردازش اطلاعات (مثل اختلال در تمیز دادن بصری) می شود. لذا
توصیه می شود مادران باردار از فعالیت در مراکز رادیولوژی (عکس برداری) و حتی
از عکس گرفتن غیرضروری، اجتناب کنند.[۳۱۶]

۵. داروهای
غیرمجاز

مصرف داروهای
غیرمجاز و دارای کوکائین و قرص های روان گردان و حتی داروهای معمولی که
خودسرانه و بدون تجویز پزشک، مصرف می شود، عواقب خطرناکی از جنین و نوزاد می
گذارد. فرزندان چنین مادرانی در معرض بیماری هایی همچون، تنگی رگ های خونی،
سقط، اختلال عصبی، عقب ماندگی ذهنی، استرس، کم وزنی، بی قراری (گریه زیاد)،
کمبود وزن، نارس بودن و مشکلات تنفسی، قرار دارند.[۳۱۷]

 

فاصله بچه داری



پرسش ۳۴.
                
فاصله زمانی بین فرزندان چند سال باشد، بهتر است؟


 یکی از سؤالات
تقریباً همگانی و جدی همسران جوان این است که بین دو فرزند چند سال فاصله لازم
و مطلوب است.

توجّه به این
نکته لازم است که وقتی کودک دوم یا سوّم به خانواده ای اضافه می گردد، تغییر
قابل توجهی در ساختار خانواده به وجود می آید که سلامت کودکان خانواده به فراهم
بودن زمینه رفع نیازهای مختلف آنان نظیر تغذیه کافی، بهداشت، ورزش و تفریح،
تعلیم و تربیت و حتّی فراهم شدن امکانات ازدواج آنها در آینده بستگی دارد؛
بنابراین شایسته است هر پدر و مادری با توجّه به امکانات خود برای داشتن فرزند
دیگر تصمیم بگیرند.[۳۱۸]

به هر حال برای
تصمیم گیری مناسب در مورد چنین مسئله ای توجّه به چند نکته، ضروری است.

۱. اهمیت شیر
مادر

یکی از نیازهای
اساسی و سرنوشت ساز برای کودکان، تغذیه کافی و مناسب و مورد نیاز است. تغذیه با
شیر مادر برای طفل و مادرش فواید زیادی دارد. بنابراین فاصله تولد فرزندان باید
به گونه ای باشد که به تغذیه بچه از شیر مادر آسیب نرساند.

۲. شکل گیری دل
بستگی در کودک

به اعتقاد روان
شناسان، دل بستگی به مادر از دو یا سه ماهگی شروع می شود ولی دل بستگی واقعی در
طول ۷ تا ۲۴ ماهگی اتفاق می افتد و کودک به صورت عمیق به مادرش دل بسته شده و
ارتباط عاطفی قوی با او پیدا می کند.[۳۱۹]
لذا دو سال  اول زندگی کودک و نوع رابطه ای که با مادر دارد، بسیار با اهمیت و
تعیین کننده است و اگر سرمایه گذاری عاطفی لازم صورت نگیرد، ممکن است مشکلات
جدی در فرایند شکل گیری شخصیت کودک و فرایندهای روانی او ایجاد بشود. از این رو
سزاوار است حداقل فاصله میان دو فرزند حدود سه سال باشد.

۳. شکل گیری حس
اعتماد در کودکان

اریکسون، یکی از
روان شناسان مشهور غربی، اعتقاد دارد که مراحل رشد روانی انسان ها به هشت مرحله
تقسیم می شود. یکی از پایه ای ترین و مهم ترین مراحل رشد روانی، مرحله اول یعنی
مرحله «اعتماد اساسی در برابر بی اعتمادی» است که در دو سال اول زندگی به وجود
می آید.

مراد او از
اعتماد این است که کودک از طریق وسایل، ابزار، امکانات و شرایط عاطفی روانی که
برایش ایجاد می شود، این مرحله را با موفقیت طی می کند. در این صورت، کودک به
طور عمده و دایم در جست و جوی آرامش است. اگر چنانچه نیازهای جسمانی، روانی،
عاطفی او ارضا شود و مورد نوازش و محبت اطرافیان به ویژه مادر قرار بگیرد، به
این نتیجه می رسد که دنیا محل امن و قابل اعتماد است. اگر چنانچه در محیطی
نامناسب قرار گیرد، رشد هیجانی و عاطفی او تهدید شود و یا با او بدرفتاری شده و
ترس و وحشت بر او حاکم گردد، احساس بی اعتمادی و ناایمنی روانی در او پدید می
آید. مانع رشد بهنجار کودک می شود.[۳۲۰]
از این رو اگر فرزند بعدی با فاصله کمتر از دو سال به  دنیا آید حسّ رقابت،
احساس ناایمنی و... به کودک آسیب می رساند.

۴. تحولات اساسی
تولد تا دو سالگی

دو سال اول
زندگی به دلیل تحولات سریع و رشد ابعاد مختلف در انسان، دارای اهمیتی مضاعف
است. در این دوره از زندگی، رشد جسمانی، عصبی، ذهنی، شناختی و... سرعت بیشتر
نسبت به سایر دوره ها دارد.

ـ وزن کودک در
دو سال اول زندگی حدود چهار برابر افزایش پیدا می کند و قد او نیز دو برابر می
شود.

ـ رشد دندان ها
در این دو سال اتفاق می افتد و کمبود تغذیه کودک به ویژه کمبود شیر، موجب
ناهنجاری هایی در تشکیل و رشد مینا و نسوج دندان می شود و رشد آنها را با مشکل
رو به رو می کند.

ـ رشد مهارت های
حرکتی مثل نشستن، خزیدن، ایستادن و راه رفتن در این دوره است.

ـ ادراکات حسی و
شناختی مثل حس بویایی، شنوایی و لامسه، در این دوره رشد چشم گیری دارند.

ـ رشد مغز و
سلول های عصبی در دوره نوباوگی و نوپایی با سرعت حیرت انگیزی رخ می دهد.

ـ توان مندی
ذهنی و عصبی کودک، افزایش پیدا می کند.

علاوه بر سرعت
رشد ذهنی و جسمانی کودک در دو سال اول زندگی، رشد عاطفی و اجتماعی او نیز در
این دوره، قابل توجه است.[۳۲۱]
از این رو رعایت حداقل ۲ تا ۴ سال فاصله سنی میان بچه ها این شرایط را بهتر
فراهم  می آورد.

نکته ای که لازم
است در اینجا به آن پرداخته شود این است که اگر فاصله بین دو فرزند، از سه سال
بیشتر شود، چه اتفاقی می افتد؟ در جواب باید گفت اگر فاصله فرزندان زیاد باشد،
احتمال انس و الفت و دوستی فرزندان با یکدیگر به دلیل فاصله زیاد، مشکل خواهد
بود.

علاوه بر این،
به دلیل محدود بودن زمان بهینه بارداری (۱۸ تا ۳۵سالگی) ممکن است زمینه تولد
فرزندان بیشتر، از بین برود و خانواده با کم فرزندی مواجه شود. بنابراین پدر و
مادر با توجه به تصمیمی که در خصوص تعداد فرزندان دارند خوب است برنامه ریزی را
طوری انجام دهند که تا قبل از سن ۳۵ سالگی به تعداد دل خواه خود صاحب فرزند
شوند.

 

نشاط خانوادگی



پرسش ۳۵.
                
من و همسرم در زندگی خود، گذشته خوبی را با یکدیگر تجربه نکردیم، حال می خواهیم
جبران کنیم. از چه راهکارهایی می توانیم برای ایجاد شادی و نشاط در روابط خود
استفاده کنیم و خانواده شادی داشته باشیم؟


برای آنکه فضای
خانه و خانواده خود را لبریز از نشاط و شادکامی سازید، ضروری است ابتدا فاصله
ها را کم کنید و آینده را فدای گذشته نسازید، بلکه با بهتر زیستن و برخورد مثبت
و عاطفی به تدریج از رنج ها و ناخشنودی ها بکاهید و با التزام عملی به
راهکارهایی که در ادامه بدان اشاره خواهد شد، زندگی شاد و پرنشاطی برای خود و
همسرتان رقم زنید؛ زیرا پیامبر گرامی اسلام (صلی الله علیه و آله) فرمودند: «هر
کس مؤمنی را شاد کند مرا شاد کرده و هر کس مرا شاد و مسرور کند، خدا را مسرور
کرده است».[۳۲۲]

مهم ترین
راهکارها عبارتند از:

۱. گفت و گوی
محترمانه و محبت آمیز

گفت و گو نقش
عمده ای در ایجاد فضای نشاط انگیز و فرح بخش در محیط خانواده دارد.

 در آموزه های
اسلامی توصیه شده جویای احوال اعضای خانواده شده و در راستای ایجاد نشاط،
شادمانی و صمیمیت در بین اعضای خانواده تلاش شود.

توصیه به گفت
وگوی محترمانه و همراه با محبت و با صدای ملایم[۳۲۳]
و دل نواز، صدا زدن همدیگر با زیباترین نام،[۳۲۴]
سپاسگزاری همسران از یکدیگر، پرهیز از تمسخر همدیگر[۳۲۵]
و توصیه به پرهیز از کلمات رکیک و زشت[۳۲۶]
همگی در راستای ایجاد محبت و نشاط در محیط خانواده است.

هم چنین درباره
ارتباط با چهره گشاده و روی باز با افراد خانواده توصیه شده؛ زیرا روی خوش باعث
جذب دل ها و فزونی محبت شده،[۳۲۷]
شادی و نشاط می آورد. نگاه مهربانانه زن و شوهر به یکدیگر نیز موجب نشاط آنان
می گردد.[۳۲۸]

همسران می
توانند با ایجاد جاذبه های میان فردی در ایجاد نشاط و طراوت  در روابط خود، نقش
ارزنده ای داشته باشند. منظور از جاذبه های میان فردی نیز کارهایی است که اگر
زن و شوهر آنها را انجام دهند، در روابط خانوادگی شان تأثیر زیادی خواهد داشت.

۲. تبسم و خنده

خنده و گشاده
رویی، عامل دوستی[۳۲۹]
و موجب انس و الفت با دیگران است.[۳۳۰]
لبخند زدن به همسر نیز این مطلب را وانمود می کند که دوستت دارم و از دیدار تو
خرسندم، به همین دلیل نه تنها کینه ها زایل می گردد، بلکه دل ها به همدیگر
پیوند خورده و انبساط و نشاط درونی برای طرفین به وجود می آید.

۳. هدیه دادن

اگر همسران در
مناسبت های مختلف نظیر اعیاد اسلامی مثل عید غدیر، نیمه شعبان و سالگرد ازدواج،
روز تولّد، روز مادر، روز پدر و به بهانه های مختلف هدیه ای کوچک به همسر خود
تقدیم کنند، باعث علاقه مندی و نشاط بیشتر وی شده، طراوت و شادابی را به زندگی
خود ارمغان می دهند.

پیامبر گرامی
اسلام (صلی الله علیه و آله) در این باره فرمودند: «هدیه دادن، دوستی ایجاد می
کند و روابط را تازه می سازد و کینه را می زداید».[۳۳۱]

۴. آراستگی و
نظافت

 آراستگی و
نظافت ظاهری از ویژگی هایی است که در ایجاد رغبت، علاقه مندی و شادابی نقش
زیادی دارد. علیرغم اینکه در تعالیم و آموزه های بیشتر فرهنگ ها، بر خصایص و
زیبایی های درونی و معنوی تأکید شده؛ ولی نباید از این نکته نیز غافل بود که
تأثیر زیبایی ظاهری افراد در ایجاد واکنش های عاطفی و علاقه مندی، بسیار مؤثر
است.

۵. خوش بینی

خوش بینی از
صفات اخلاقی مؤثر در خانواده است؛ زیرا یکی از مشکلات روابط بین فردی، عدم درک
انگیزه ها و مقاصد طرف مقابل است. در این حالت، گاه افراد تفسیر و برداشتی
نادرست از یک رفتار دارند، در حالی که بر اساس اصول اسلامی باید یک رفتار را به
بهترین وجه تفسیر کرد. بدیهی است تلاش اعضای خانواده برای کاهش برداشت های منفی
از رفتارهای یکدیگر، زمینه ای مناسب برای درک روابط بهتر فراهم خواهد نمود. این
خوش بینی و مثبت اندیشی، همسران را به تلاش برای طراحی نقشه هایی برای حل
مشکلات احتمالی در روابط خود سوق می دهد.

۶. توجه به رغبت
ها

توجه به سلایق و
علایق افراد خانواده به ویژه همسر باعث می شود که آنها احساس هویت مثبت و مستقل
داشته باشند که این امر به شکوفایی استعدادهای آنها کمک می کند. این مسئله موجب
رضایت خاطر همسران نیز گشته و بر شادکامی زندگی آنها می افزاید.

۷. تشویق و
تحسین همسر

تشویق و تحسین
همسر، باعث رشد اعتماد به نفس، رشد علاقه مندی، رضایت خاطر و دل بستگی به همسر
می گردد.

 خانم مارژوری
هلمنر می نویسد: کمتر مردی وجود دارد که تعریف و تمجید زن، او را به وجد و شوق
نیاورد. وقتی به مردی گفته شود: «تو نظیر نداری! تو مردی ممتاز هستی!» همین
تعریف و تمجید و تعریف مختصر روحیه او را تقویت می کند تا واقعاً همان شخصیت
عالی و ممتاز را داشته باشد.[۳۳۲]
البته تشویق زن از سوی مرد نیز، همین تأثیر را دارد و باعث می شود که زن اعتماد
به نفس لازم را به دست آورده و در جهت رسیدن به اهداف عالی حرکت کند.

۸. خوش اخلاقی

خوش خلقی، تحمل
اخلاق همسر و بهره گیری از واژه های زیبا در تعاملات همسران، باعث ایجاد محبت[۳۳۳]
بیشتر بین آنها و تقویت و تثبیت علاقه مندی آنها می گردد.

۹. فروتنی و
تواضع

فروتنی و تواضع
همسران نسبت به یکدیگر باعث استمرار روابط عاطفی آنها و افزایش محبت نسبت به
یکدیگر می گردد. حضرت علی (علیه السلام) می فرمایند: «دوستی و محبت ثمره تواضع
و فروتنی است».[۳۳۴]

۱۰. تفریح و
مسافرت

در آموزه های
اسلامی به تفریح[۳۳۵]
و مسافرت توجّه خاصی گردیده است؛  زیرا تفریح و گردش در طبیعت زیبا و مناظر سبز
آن باعث نشاط و تجدید قوای روانی و ذهنی است و انسان را برای فعالیت های فیزیکی
و ذهنی آماده و بانشاط می سازد.

کروکف دانشمند
روسی در سال ۱۹۴۰ ادعا کرد که رنگ قرمز سلسله اعصاب سمپاتیک را و رنگ آبی سلسله
اعصاب پاراسمپاتیک را تحریک می کند. همچنین ثابت شده که رنگ قرمز سبب تحریک
پذیری و اضطراب و رنگ آبی مایه آرامش و تسکین آشفتگی ها است. نور زرد و نارنجی،
فشار خون و سرعت ضربان نبض را افزایش می دهد. تجربه نشان می دهد که رشد گیاهان
با نور قرمز سریع می شود و با نور سبز، رشدشان آرام و با نور آبی، رشدشان کندتر
می گردد.[۳۳۶]

همه این نکات
نشان می دهد که تفریح و گردشگری در طبیعت زیبا و سرسبز و خرم با انواع رنگ های
طبیعی و جذاب، می تواند در ایجاد تحولات روانی و نشاط درونی مؤثر باشد.

۱۱. ورزش

ورزش باعث نشاط
و شادابی بدن بوده و انسان را از نظر روحی و روانی سرزنده و شاداب نموده و باعث
تقویت اراده و پویایی او می گردد.

امام صادق (علیه
السلام) نیز در روایتی می فرمایند: «نشاط و شادابی در اثر ده چیز حاصل می گردد:
پیاده روی، سوارکاری، شنا در آب،...».[۳۳۷]

 نتیجه اینکه
همسران نه تنها می توانند از ظرفیت های ورزش به عنوان ابزار مفیدی جهت سلامتی
تن خود بهره گیرند، بلکه می توانند از طریق ورزش، نشاط و شادابی را به زندگی
خود هدیه دهند.

۱۲. صله رحم و
دید و بازدید

توصیه اکید به
ارتباط خویشاوندی و دوری گزیدن از قطع ارتباط، یکی از راهبردهای اخلاقی،
بهداشتی، روانشناختی و حقوقی اسلام در ایجاد همبستگی و تحکیم پیوندهای اجتماعی
و تأمین شادکامی افراد به ویژه همسران است. این دید و بازدیدهای خویشاوندی
زمینه ارتباطات عاطفی و انسانی را توسعه داده و همسران را در شبکه ای از روابط
منطقی قرار می دهد. وقتی همسران در جمعی صمیمی حضور پیدا می کنند و داد و ستد
عاطفی برقرار می کنند، نیازهای روانی و عاطفی آنان ارضا شده و احساس محبوبیت و
زندگی می کنند. این احساسات مثبت و انرژی روانی حاصل از آن، باعث نشاط درونی و
پالایش روح و رفع اندوه می گردد.

امام صادق (علیه
السلام) می فرمایند: «صله رحم، خلق و خو را نیکو و دست را با سخاوت و دل را
پاکیزه می گرداند».[۳۳۸]

امام علی (علیه
السلام) نیز فرمودند: «قطع رحم و قطع رابطه با خویشان، حزن و اندوه را به دنبال
دارد».[۳۳۹]

۱۳. مزاح و شوخی

شوخی و مزاح یکی
از عوامل شادی بخش و سرورآفرین است؛ زیرا  شوخی باعث انبساط خاطر و ایجاد انرژی
مثبت بوده و این دو در شادابی و نشاط روانی افراد، لازم و مفید هستند. مطالعاتی
که درباره شوخی و مزاح انجام گرفته، بیان کننده رابطه روشنی بین شوخی و شادی
است.

در مطالعه ای که
توسط راچ[۳۴۰]
و کارل[۳۴۱]
بر روی ۲۶۳ نفر آمریکایی و۱۵۱ نفر آلمانی انجام شد و پرسش نامه شادی و مقیاس
احساس شوخی در بین آنان اجرا گردید، همبستگی بسیار بالایی بین شوخی و شادی به
دست آمد.[۳۴۲]

همچنین تحقیقات
ثابت کرده که افراد برون گرا و کسانی که مهارت های اجتماعی مطلوبی دارند، شادتر
بوده و نشاط بیشتری دارند.[۳۴۳]

در آموزه ها و
تعالیم دینی نیز شوخی، مزاح و زنده دلی از ویژگی ها و صفات افراد مؤمن به حساب
آمده است. امام صادق (علیه السلام) می فرمایند: «هیچ مؤمنی نیست مگر اینکه
دعابه دارد». راوی سؤال می کند که دعابه چیست؟ حضرت می فرماید: «مقصود، مزاح و
شوخی است».[۳۴۴]

البتّه ناگفته
نماند که گرچه مزاح و شوخی در جای خود مطلوب، پسندیده و لازم است؛ اما شرایط و
آدابی دارد؛ بنابراین اگر از حدّ اعتدال خارج شود و شرایط آن در نظر گرفته
نشود، ممکن است احترام و جایگاه فرد را متزلزل کرده و از ارزش او بکاهد.

 پیامبر گرامی
اسلام (صلی الله علیه و آله) نیز فرمودند: «شش چیز نشانه مروت و جوانمردی
است...، خوش اخلاقی و شوخی بدون گناه».[۳۴۵]

۱۴. لباس های
شاد و خوش رنگ

با بهره گیری از
قرآن کریم، روایات معصومین و تحقیقات روان شناسان می توان نتیجه گرفت که لباس
های شاد نظیر سبز، زرد، سفید و آبی در ایجاد نشاط و شادابی مؤثرند؛[۳۴۶]
بنابراین توصیه می شود همسران برای پوشش خود در منزل از این لباس ها بهره
گیرند.

۱۵. نیایش با
خدا و حضور در اماکن مذهبی

بر اساس تحقیقات
میدانی و تجربی محققان ثابت شده که ارتباط با خدا، نیایش و همین طور مذهبی
بودن، با رضایت از زندگی و شادکامی ارتباط زیادی دارد. پولنر دریافت که نزدیکی
با خداوند و ارتباط با او همبستگی زیادی با شادی و رضایت از زندگی دارد. الیسون
و همکاران دریافتند که باورها و اعتقادات مذهبی مهم ترین منبع شادی هستند، حضور
در مکان های مذهبی و نیایش با خداوند، از طریق تأثیر بر باورها، باعث ایجاد
نشاط و خوش بینی می شود.[۳۴۷]

همچنین براساس
تحقیقی که توسط حمیدطاهر نشاط دوست و همکاران  انجام شد، مسافرت، برگزاری
میهمانی، فعالیت هنری، شادکامی همسر و... در شادکامی همسران و نشاط آنان تأثیر
زیادی دارد.[۳۴۸]

 

خانواده موفق



پرسش ۳۶.
                
دوست دارم خانواده موفّقی داشته باشم، لطفاً راهنماییم کنید که چه نکاتی را
باید در زندگی مشترک با همسرم در نظر بگیرم؟


قبل از هر چیز
شایسته است به این نکته اشاره گردد که برای تشکیل خانواده موفّق علاوه بر لزوم
وجود معیارهای صحیح و منطقی در انتخاب همسر و تشکیل خانواده که در حفظ و
استمرار موفقیت آن سهم بسزایی دارد، نمی توان انتظار داشت که صرفاً با انتخاب
درست همسر، خوشبختی تا آخر عمر در قلب زوجین احساس گردد، بلکه یک رابطه مهم و
حساس مانند رابطه زناشویی نیاز به مراقبت و توجّه زیادی از سوی همسران دارد؛
بنابراین می توان گفت که برای داشتن خانواده ای موفّق ویژگی های زیر ضروری است.

۱. رعایت اصول و
ارزش ها در انتخاب همسر

در هر جامعه ای
متأثّر از شرایط مذهبی، اجتماعی، اقتصادی و آداب و سنن آن جامعه معیارهای
گوناگونی برای انتخاب همسر وجود دارد که رعایت تناسب سنّی، ظاهری و هوشی؛ سلامت
جسمانی، روانی و عقلی؛ انتخابی بودن همسر و... در موفقیت ازدواج سهم عمده ای
ایفا می کند.

 ۲. تعهّد و
مسئولیت پذیری

در دوره های
مختلف زندگی، مشکلات زیادی گریبان گیر خانواده می شود که همبستگی و تعهّد اعضای
خانواده به ویژه زن و شوهر نسبت به یکدیگر مانند دلسوزی و مراقبت، حمایت
متقابل، تقسیم قدرت و مسئولیت به شکلی مناسب در موفّقیت آنان مؤثر است.

۳. تأمین آرامش

از نگاه قرآن
هدف از زندگی مشترک رسیدن به آرامش است.[۳۴۹]
بنابراین در خانواده های موفّق جایی برای دلهره، تشویش، اضطراب و بی اعتمادی
وجود ندارد، بلکه فضای یک خانواده موفّق مملو از امنیت، آرامش و مهر و محبّت
است.

۴. رعایت احترام
متقابل

خانواده مهم
ترین کانون رشد و تعالی فردی و اجتماعی است؛ بنابراین خانواده ای موفّق است که
بر محوریت رفتار اخلاقی، حسن سلوک و احترام متقابل بین فردی پایه ریزی گردد تا
زمینه رشد فضائل و کمالات انسانی اعضای خود را فراهم نماید.

۵. وجود روابط
عاشقانه و محبّت آمیز

خانواده ای
موفّق است که روابط اعضای آن بر پایه عشق و محبّت استوار باشد. این روابط شامل
روابط عاشقانه همسران، روابط عاشقانه و محبّت آمیز پدر و مادر با فرزندان و
بالعکس و حتّی روابط محبّت آمیز بین فرزندان است.

 ۶. آزادی عمل

ذات ازدواج
محدودیت هایی را برای هر یک از همسران به نبال می آورد که ممکن است آزادی عمل
هر یک از آنها را به طور محسوس کاهش دهد. نوع نگرش هر یک از همسران به مفهوم
آزادی و مرزبندی های منطقی در بهره برداری از آن و شیوه تعامل آنها در برخورد
با محدودیت های زندگی زناشویی از جمله مواردی است که موفقیت یک خانواده را رقم
خواهد زد. در این میان خانواده ای موفّق است که در تبیین حدود و تعریف آزادی
اعضای خود مبانی اعتقادی و سنّت های پذیرفته شده دینی و اجتماعی را معیار قرار
دهد.

۷. امنیت
اقتصادی

ایجاد منابع
کافی مالی از طریق کار و تلاش، علاوه بر ثبات حیات اقتصادی خانواده سبب رعایت
بهداشت، پیشگیری و تغذیه مطلوب افراد خانواده می شود که در نجات آنان از
افسردگی، ارتقای اعتماد به نفس و شادی و نشاط تأثیرگذار است. در یک خانواده
موفّق شوهر خانواده تأمین هزینه های اقتصادی خانواده را به عنوان یک وظیفه به
عهده گرفته و دیگران نیز از طریق صرفه جویی و رعایت اعتدال به او یاری می
رسانند.

۸. برنامه ریزی
مناسب

زندگی فرصتی است
که تنها یک بار به هر کسی داده می شود و خیلی زود تمام می شود. در این میان
تنها کسی پیروز خواهد شد که از این فرصت، نهایت استفاده را کرده باشد.[۳۵۰]
با توجّه به این حقیقت یکی از اصول  اساسی برای موفقیت در زندگی مشترک و
استفاده بهینه از عمر، برنامه ریزی است.

۹. شاکر بودن

بدون شک زندگی
«داشته ها» و «نداشته های» فراوانی دارد. اگر انسان به داشته های خود توجه کند
و از آنها لذّت ببرد، راحت تر می تواند، نداشته ها را نیز تحمّل کند، اما اگر
کسی داشته های خود را نبیند، زندگی را یکسره محرومیت دانسته و در آن، هیچ نقطه
امیدی نمی یابد. خانواده ای موفّق خواهند بود که اعضای آن از سویی از آنچه
دارند، آگاه بوده، نسبت به آن شاکر باشند و از سوی دیگر، نسبت به سختی ها
بردبار بوده، از بیتابی کردن و مقایسه خود با دیگران بپرهیزند. کسی که شاکر
نیست، از آنچه دارد، بی خبر است و یا آنچه را دارد، نعمت نمی داند و از آن لذّت
نمی برد.

انسان بایستی در
مسایل معنوی به بالاتر از خودش توجه کند تا رشد و ترقّی نماید و در مسایل
اقتصادی به پایین تر از خودش نگاه کند تا حسرت نخورد.

 

عصبانیت همسر


پرسش ۳۷.
                
  شوهرم خیلی اخلاق تندی دارد و زود عصبانی می شود،
لذا محبتم نسبت به ایشان هر روز کمتر می شود. لطفاً کمکم کنید تا بتوانم  چاره
ای بکنم آخه زندگیم را خیلی دوست دارم و نمی خام اینجوری ادامه پیدا کنه.


قبل از هر چیز
شایسته است به این نکته اشاره نماییم که هیچ یک از رفتارهای انسان بدون علّت
نیست و تنها با شناخت صحیح دلایل هر رفتار است که می توان از بروز و ظهور آن با
خبر شده و با بررسی علل آن برای حلّش اقدام کرد.

چه بسا تجارب
همسرتان از دوران قبل از ازدواج در منزل پدری، مشاهداتی که از نحوه برخورد پدر
و مادر خود داشته و نوع رابطه والدینش با خودش و بقیه فرزندان، کمبودها و
تنگناهایی که وجود داشته و یا دارد و... در شخصیت وی تأثیر گذاشته باشد که در
هر صورت رابطه شما و وی، دارای ظرفیتی است که می توان امیدوار بود از طریق
راهکارهایی که در ادامه بدان اشاره خواهد شد، بتوانید در بهتر شدن اخلاق وی
اقدامات مؤثری انجام دهید. سعی نمایید:

۱. با صبر و
تحمّل و به کار گرفتن روش های مناسب سعی در اصلاح وضعیت موجود داشته باشید. سه
گروه از زنانند که خداوند عذاب قبر را از آنان برطرف کرده و با فاطمه زهرا
(علیهاالسلام) در قیامت محشور خواهند شد؛ یکی از آن سه گروه زنانی هستند که بر
بداخلاقی همسرشان صبر می کنند.[۳۵۱]

۲. با شناخت
بیشتر از روحیات، احساس ها، ویژگی ها، توانایی ها، عدم توانایی ها، نقاط مثبت و
نقاط منفی همسر خود بزرگترین گام را به سوی  روابطی بهتر و صمیمانه تر با او
بردارید.

۳. خوبی های
همسرتان را برای خود برجسته نمایید؛ زیرا از این طریق انگیزه شما برای تحمّل
بدخلقی های او بیشتر خواهد شد. در حقیقت با تفکّر روی خوبی های وی آستانه
تحمّلتان در برابر رفتار ناصحیح وی بالا می رود.

۴. از طرح
موضوعاتی که باعث عصبانیت وی می شود، اجتناب نموده و در عوض سعی کنید راه هایی
برای درک و حمایت او بیابید.

۵. در هنگام
عصبانیت به او تذکّر ندهید؛ زیرا وی در هنگام عصبانیت نمی تواند منطقی فکر کرده
و تذکّر شما را تحلیل نمایید.

    
امیرالمؤمنین علی (علیه السلام) در این زمینه می فرمایند: «شدّت خشم، نحوه سخن
گفتن را تغییر داده، ریشه برهان و دلیل را قطع نموده و فهم را از هم می گسلد».[۳۵۲]

۶. آرامش خود را
حفظ نموده و از مقابله به مثل بپرهیزید؛ زیرا انسان عصبانی آتشدانی برافروخته
است که عصبانیت شما می تواند آتش غضب وی را فروزانتر سازد؛ بنابراین شجاعت خود
را با خویشتن داری از خشم ثابت نمایید.[۳۵۳]

۷. شنونده خوبی
برای همسرتان باشید. علّت عصبانیت بسیاری از افراد عموماً آن است که احساس می
کنند اطرافیان، احساسات و صحبت های آنها را درک نمی کنند و یا جدی نمی گیرند؛
بنابراین نشان دهید که شنونده خوبی برای صحبت های همسرتان هستید. به عنوان
نمونه در هنگام گفت و گو با  وی تماس چشمی برقرار کرده و به چشم های او نگاه
کنید. با تکان دادن سر نشان دهید که متوجه گفتار او هستید و حتّی بعضی کلمات او
را تکرار کنید تا متوجه شود که به او توجّه دارید.

۸. به او محبّت
کنید؛ زیرا برقراری رابطه محبّت آمیز با چنین همسرانی تا حدّ زیادی از عصبانیت
آنان پیشگیری می کند.

۹. عزّت نفس خود
را حفظ کنید. زندگی با همسری که همیشه عصبانی است، با فریاد شما را صدا می زند،
زود تحریک می شود و... ممکن است خود کارآمدی شما را زیر سؤال ببرد؛ بنابراین
لازم است تکنیک های حفظ آرامش و استرس را بیاموزید.

۱۰. عصبانیت
تنها یک مشکل اخلاقی نیست؛ زیرا گاهی یک بیماری جسمانی مثل پرکاری یا کمکاری
تیروئید یا کمبود برخی ویتامین ها عامل عصبانیت فرد است که با درمان جسمانی،
درمان روحی نیز حاصل می شود.

۱۱. عصبانیت یک
احساس پیچیده است؛ بنابراین در مواردی که عصبانیت های مکرر موجب اذیت و آزار
اطرافیان می شود و نمی توان علّت واقعی آن را بررسی کرد و یا اینکه علّت
عصبانیت از حادثه ای است که مدت ها قبل اتفاق افتاده صحبت با یک مشاور مفید
است؛ زیرا انسان را سریع تر به نتیجه نزدیک می سازد.

 

نقش پدر و مادر



پرسش ۳۸.
                
   در نظام خانواده پدر و مادر چه نقشی می تواند داشته
باشد و چه انتظاری از پدر خانواده باید داشت؟


در نظام
خانواده، مسئولیت پدری، مهم ترین رکن به شمار می رود. با تولد اولین فرزند،
تحولی اساسی در مسئولیت زن و شوهر پدید می آید. آنان در روابط و مسائل خصوصی
خود باید حضور فرد دیگری را در نظر بگیرند. چگونگی روابط آنها الگویی برای
کودکان خواهد بود.

وظیفه والدین،
پرورش کودک و اجتماعی کردن او طی مراحل مختلف است. در نوزادی و کودکی، تغذیه و
حفاظت، غالب وظایف والدین را تشکیل می دهد. در سنین کودکی، کنترل و راهنمایی
اهمیت بیشتری دارد و در نوجوانی، فراهم آوردن زمینه استقلال آنان از نکات مهم
است.

در توصیه های
دینی در رابطه با نقش پدری به نکاتی از زمان انعقاد نطفه تا بزرگسالی اشاره شده
است که همگی اینها از ملزومات نقش پدری است.

این توصیه ها از
تأمین نیازهای مادی گرفته تا نیازهای روان شناختی، عاطفی و... را دربرمی گیرد
سفارش شده طعام کودک از حلال تهیه شود زیرا لقمه حرام در کودک آثار سویی دارد.[۳۵۴]

علاقه مندی به
فرزند دختر و صبر بر مشکلات ناشی از تحمل هزینه های دختران،[۳۵۵]
ملاطفت بیشتر با فرزند دختر،[۳۵۶]
نام گذاری فرزند با نام های نیکو،[۳۵۷]
آموزش قرآن معارف و احکام اسلامی، ادب آموزی[۳۵۸]
و مهارت آموزی، متمایل ساختن فرزند به انجام کارهای خیر[۳۵۹]
با رفتارهای سهل گیرانه، از جمله رفتارهای مورد انتظار از پدران است.

۱. نقش اقتصادی


از جمله وظایف و
تعهدات مرد که بعد از عروسی و ازدواج به عهده اش می آید نفقه و تأمین نیازهای
اقتصادی خانواده است. نفقه از وظایف ویژه مرد بوده و از حقوق قطعی زن و اعضای
خانواده می باشد. نفقه از چیزهایی است که علاوه بر وجوب شرعی و الزام دینی، از
نظر قانونی نیز بر مرد لازم و واجب است تا آن را بپردازد؛ یعنی نفقه علاوه بر
پشتوانه شرعی از پشتوانه حکومتی و قضایی نیز برخوردار بوده و چنانچه مردی نفقه
واجب همسر خود را نپردازد، قانون او را ملزم به این کار خواهد کرد. البته در
آموزه های دینی توصیه شده زن نیز در تأمین مخارج زندگی با مرد، همکاری داشته
باشد و سعی کند فشار اقتصادی خانواده را با صرفه جویی و تدبّر، کاهش دهد.

 ۲. نقش حمایتی


در آموزه های
دینی در خصوص نقش حمایتی پدر و همچنین نقش تأمین امنیت خانواده به ویژه
فرزندان، توصیه های وجوبی و استحبابی وجود دارد که به نوعی در راستای تأمین
امنیت روانی و جسمانی اعضای خانواده بوده و همین طور در جهت حمایت اجتماعی آنان
است. دستوراتی مثل استحباب عقیقه کردن گوسفند برای نوزادان در روز هفتم.

قال الصادق
(علیه السلام) : «الْغُلاَمُ رَهْنٌ بِسَابِعِهِ بِکَبْشٍ یسَمَّی فِیهِ وَ
یعَقُّ عَنهُ»[۳۶۰]؛
«سلامتی و تندرستی هر نوزادی در گرو قربانی کردن گوسفندی است که برای او معین
شود و از طرفش در روز هفتم تولدش عقیقه گردد».

واجب بودن نفقه
و مخارج زندگی فرزندان بر پدر[۳۶۱]
(تا سنین خاص)، تأمین مسکن همسر و فرزندان[۳۶۲].

 ۳. نقش ولایتی


یکی دیگر از نقش
ها که پدر در خانواده دارد، نقش ولایت است. ولایت در مفهوم وسیع آن به نوعی
اختیار در تصرف در اموال یا شئونات شخص دیگر اشاره دارد و مراتب آن نیز از نظر
شدت و ضعف متفاوت است. ولایت بر تزویج و حق حضانت و نگهداری و حق کنترل و تأدیب
کودک است.

۴. نقش آموزشی و
تربیتی

در رابطه با نقش
تربیتی و آموزشی والدین به خصوص پدران، دستورات زیادی هم در آموزه های دینی و
هم در آموزه های روانشناختی، بیان شده است که نشان می دهد نقش آموزشی و تربیتی
والدین به عنوان نقشه ای مهم و قابل توجه از زمان تولد فرزندان و حتی قبل از آن
آغاز می گردد.

قال رسول اللّه 
(صلی الله علیه و آله) : «رَحِمَ اللَّهُ وَالِداً أعَانَ وَلَدَهُ عَلَی
البِرّ»[۳۶۳]؛
«خدا رحمت کند پدری را که به نیکی و صلاح فرزند خویش کمک کند».

همچنین فرمودند:
«رَحِمَ اللَّهُ عَبْداً أعَانَ وَلَدَهُ عَلَی بِرِّهِ بِالاْءِحْسَانِ
إِلَیهِ وَ التَّألُّفِ لَهُ وَ تَعْلِیمِهِ وَ تَأْدِیبِه»[۳۶۴]؛
«رحمت خداوند بر پدری باد که به سبب احسان به فرزندش به نیکوکاری فرزندش کمک
کند و با او انس و الفت داشته باشد و علم و ادبش آموزد».

تفکیک نقش هر یک
از والدین از دیگری در ایفای نقش آموزشی و تربیتی بسی مشکل است، گرچه می توان
در مواردی آن را تفکیک کرد. برخی از این نقش ها عبارتند از: گفتن اذان و اقامه
در گوش فرزند، برداشتن کام کودک با تربت  امام حسین (علیه السلام) یا خرما و
همین طور ختنه کردن نوزاد در روز هفتم بعد از تولد، انتخاب نام نیک، ادب آموزی،
آموزش خواندن و نوشتن، آموزش نظامی، آموزش آداب غذاخوردن، مسلح کردن فرزند در
برابر افکار انحرافی و آشنایی با معارف توحیدی، آموزش نماز، آموزش قرآن و آموزش
اجتماعی شدن.

۵. نقش عاطفی


در باب روابط
عاطفی والدین با فرزندان نیز به گفتگوی مهربانانه و دل سوزانه با فرزندان؛[۳۶۵]
نگاه مهربانانه به آنها[۳۶۶]،
دست کشیدن بر سرشان،[۳۶۷]
بوسیدن و در آغوش کشیدن فرزند، بازی با کودکان،[۳۶۸]
برخورد صمیمانه و در سطح درک کودکان[۳۶۹]
با آنها، دوری از ابراز خشم و عواطف نامناسب نسبت به آنها[۳۷۰]
احترام به کودک با نیکو صدا زدن، گفت وگوی محترمانه[۳۷۱]
و... توصیه شده است.

۶. نقش مادری

منظور از نقش
مادری در اینجا فراتر از مسئله زایش و به دنیا آوردن کودک است. منظور از نقش
مادری، ارتباط خاص با فرزندان از زمان انعقاد نطفه تا تولد و از آن زمان تا
بزرگسالی است. درباره نقش مادری به تمام ابعاد آن یعنی؛ عناصر عاطفی، بهداشتی،
تغذیه ای و مراقبتی توجه می گردد.

ایفای نقش مادری
از زمان انعقاد نطفه شروع می شود و مادر با مراقبت های مختلفی که می کند، زمینه
لازم را برای سلامتی روحی و روانی و جسمی  کودک، فراهم می سازد.

امام سجاد (علیه
السلام) در رساله الحقوق ضمن توجه به فرایند مراقبت های مادر از فرزند، به
جایگاه و نقش مادر در قبال فرزندان اشاره کرده و می فرماید: «مادر تو را (فرزند
را) به طوری حمل و نگهداری کرده (در درون خود و جای امن) که هیچ کس این گونه
دیگری را حمل و مواظبت نمی کند و از شیره جانش به فرزند داده که هیچ کس این کار
را درباره دیگری روا نمی دارد، با تمام وجود یعنی به وسیله چشم، گوش، دست و
پاها و حتی پوست و مویش، از تو مواظبت کرده این مواظبت ها را با شادی، خنده و
نشاط انجام داده، سختی های این کار و درد و رنج های آن را تحمل نموده تا اینکه
با قدرت الهی تو را بزاید و به دنیا بیاورد بعد از تولد نیز راضی شده فرزندش
سیر باشد در حالی که خودش گرسنه بوده، تو را پوشانده در حالی که خودش پوششی
نداشته (کنایه از توجه به فرزند) تشنه بوده و تو را سیراب کرده، برای شما
سایبان فراهم کرده در حالی که خودش در آفتاب بوده، با سختی فرزندش را نگهداری
کرده و زمینه خواب و استراحت او را فراهم ساخته و سینه اش و بغلش، منزل و مأوای
فرزند بوده و سینه اش سیراب کننده او بوده و همین طور با تمام وجود محافظ فرزند
بوده و از سردی و گرمی دنیا، او را محافظت کرده».[۳۷۲]

در این روایت
شریف، امام سجاد (علیه السلام) به صورت ضمنی بسیاری از  نقش های مادرانه بیان
فرموده است.

 

نامگذاری فرزند



پرسش ۳۹.
                
در برخی از کتاب ها مطالعه کردم که نامگذاری فرزند در شخصیت او تأثیر دارد؟ شما
چه اسم هایی را پیشنهاد می کنید؟


نخستین نیکی
انسان به فرزندش، نام زیبایی است که برای او انتخاب می کند.[۳۷۳]
در حقیقت یکی از حقوق مسلم کودک بر والدین، انتخاب نام نیک و شایسته برای اوست.[۳۷۴]
اهمیت این موضوع به قدری است که در متون اسلامی فصل جداگانه ای به نام «باب
الاسماء و الکنی؛ باب اسم ها و کنیه ها»، «باب التسمیه؛ باب نامگذاری» وجود
دارد.

نام و لقب از
مظاهر تجلی شخصیت آدمی است؛ بنابراین بهترین نام ها نیز آن است که نشانه بندگی
و عبودیت پروردگار و یادآور فضایل و مکارم اخلاقی باشد، بدین منظور نام های
انبیا، صلحا، نیکان و همچنین نام های امامان معصوم (علیهم السلام) و فاطمه زهرا
(علیهاالسلام) که احیاء گوشه هایی از فرهنگ و شعائراسلامی است، مناسبت بسیار
دارد؛ زیرا نام نیک از چند جهت در انسان تأثیر دارد:

۱. تأثیر در
رفتار دیگران

نام نیک علاوه
بر آنکه گونه ای احترام به شخصیت انسان است، احترام دیگران را نیز برمی انگیزد؛
زیرا نام هر فرد نمادی از او و بیان گر هویت و شخصیت او برای دیگران است. در
حقیقت نام هر فرد معانی و مفهوم خاصّی دارد که با انتقال آن به ذهن مخاطب باعث
می شود مخاطب فرد را به آن معنا  شناخته و بر طبق آن با وی رفتار کند.

۲. اثر تلقینی

نام هر فرد
برچسبی است که از آغاز تا پایان عمر و حتّی قیامت[۳۷۵]
همراه وی بوده و بر او اثر تلقینی دارد؛ زیرا وقتی نام انسان به عنوان مثال
عبدالرحمان باشد و دیگران وی را به این نام بخوانند علاوه بر اینکه دیگران از
وی توقّع دارند که مطابق نام خویش عمل کند، با تلقین فضیلت و بندگی خدا به فرد
باعث می گردند که وی سعی می کند این صفت را در خود نهادینه سازد.

۳. اثر انگیزشی

انسان به طور
ناخودآگاه می خواهد خود را مشابه بزرگانی سازد که نام او از آنها گرفته شده
است؛ بنابراین نام نهادن کودک به اسم بزرگان دینی انگیزه بیشتری را در این
راستا برای آنان ایجاد خواهد نمود.

البتّه جای
تردید نیست که الفاظ و اسامی هرچند نیکو و پسندیده باشد، نمی تواند به تنهایی
آدمی را سعادتمند گرداند، بلکه نام های نیکو زمینه روانی و تلقینات روحی و
اجتماعی مثبتی فراهم می کنند که اگر شخص صاحب نام در افق آن قرار گیرد و به
اخلاق والای پیامبر اکرم (صلی الله علیه و آله) و سیره اهل بیت (علیهم السلام)
آراسته گردد، به حقیقت پیوسته و راه بهشت را به روی خود می گشاید.

۴. جلوگیری از
آسیب های فردی نام های بد

نام نامناسب دست
آویزی برای دیگران به ویژه کودکان و نوجوانان در تمسخر، تحقیر و ضربه زدن به
شخصیت فرد است.

۵. جلوگیری از
آسیب های اجتماعی نام های بد

 نام های بد و
نامناسب بخشی از زمینه گناهانی همچون: تحقیر، تمسخر، سرزنش، فحش و بدگویی را در
جامعه فراهم می سازد که روابط افراد را تیره نموده و برادری، همدلی و وحدت آنان
را مخدوش می سازد.

خلاصه آنکه نام
نیک بر تربیت فرزند تأثیرگذار است و نمی توان حتّی اگر هم تأثیر کمی داشته
باشد، از آن چشم پوشی کرد؛ زیرا موفقیت والدین در تربیت فرزند در پی توجّه به
نکات کوچک قابل تحقق است.

 

 

 

 

 

شخصیت فرزند



پرسش ۴۰.
                
در تربیت و شکل گیری شخصیت سالم در فرزندان چه عواملی تأثیر دارند؟


در شکل گیری و
تکون شخصیت و ویژگی های اخلاقی و رفتاری فرزندان، دو عامل عمده دخیل هستند که
اولی وراثت (مسائل ارثی) و دومی محیط است. عوامل محیطی، مصادیق و نمودهای
متعددی دارد که هر کدام از آنها سهمی در تربیت و شکل گیری شخصیت سالم در
فرزندان دارند. عوامل ارثی یعنی ویژگی هایی که از والدین به فرزندان منتقل می
شود. در آموزه های دینی توصیه شده همسری شایسته انتخاب کنید تا فرزندانی شایسته
داشته باشید.

پیامبر گرامی
اسلام حضرت محمد (صلی الله علیه و آله) درباره اهمیت همسر و خانواده او در
تربیت می فرماید: «از خانواده و دامن شایسته، همسر انتخاب کنید؛ زیرا عِرقْ
(نطفه و ژن ها) تأثیرگذار هستند».[۳۷۶]

 در روایت دیگر
فرمود: «نیک بنگر که می خواهی فرزندت را در دامن چه کسی قرار دهی (چه کسی را
برای مادری انتخاب کنی)؛ زیرا عِرق و خصوصیات ارثی، به صورت ناخواسته و بدون
اختیار منتقل می شود و تأثیر می گذارد»[۳۷۷].

همچنین فرمود:
«ای مردم! برحذر باشید و بپرهیزید از سبزه زاری که برفراز مزبله و منجلاب
روییده باشد!» سؤال شد: ای پیامبر خدا! منظورت چیست؟ فرمود: «بپرهیزید از دختر
یا زن زیبایی که در خانواده غیراصیل و پلید رشد کرده باشد»[۳۷۸].
البته پسر نیز چنین است و باید از خانواد اصیل باشد.

خانواده مانند
زمینی است که اگر پاک و مساعد باشد، گیاهان و درختان مفید می رویاند؛ ولی اگر
شوره زار و نامساعد باشد، جز خاروخس نصیب انسان نمی شود.

قرآن کریم در
تشبیهی زیبا می فرماید:

«وَالْبَلَدُ
الطَّیبُ یخْرُجُ نَباتُهُ بِإِذْنِ رَبِّهِ وَالَّذِی خَبُثَ لا یخْرُجُ إِلاّ
نَکداً»[۳۷۹]؛
«زمین پاک، گیاهش به اذن پروردگار بیرون می آید و گیاهان ارزشمندی می رویاند و
از زمین ناپاک و آلوده جز گیاه اندک و بی فایده بیرون نمی آید».

حضرت علی (علیه
السلام) درباره ازدواج با افراد احمق (فاقد عقل و شعور کافی) می فرماید: «از
ازدواج با افراد احمق و نادان بپرهیزید؛ زیرا هم نشینی با آنان  بلاست و
فرزندان تباه می شوند».[۳۸۰]

عوامل محیطی
شامل دوستان، همسالان، مدرسه، رسانه های نوشتاری و صوتی و تصویری، محل و منطقه
زندگی و خانواده. البته تأثیرگذارترین عامل و عمومی ترین عامل، خانواده است. در
میان عوامل خانوادگی، محوری ترین عامل، والدین هستند.

 
width=۱۴۴ height=۲۶ src="new_page_۱۸_files/image۰۰۱.gif" v:shapes="Straight_x۰۰۲۰_Connector_x۰۰۲۰_۲">width=۱۹۲ height=۲۶ src="new_page_۱۸_files/image۰۰۲.gif" v:shapes="Straight_x۰۰۲۰_Connector_x۰۰۲۰_۱">عوامل
مؤثر در شخصیت و رفتارها

width=۴۸ height=۲۰ src="new_page_۱۸_files/image۰۰۳.gif" v:shapes="Straight_x۰۰۲۰_Connector_x۰۰۲۰_۳">width=۳۲ height=۱۹ src="new_page_۱۸_files/image۰۰۴.gif" v:shapes="Straight_x۰۰۲۰_Connector_x۰۰۲۰_۴">محیط                                                                   
وراثت (ژنتیک)
width=۴۸ height=۵۴ src="new_page_۱۸_files/image۰۰۵.gif" v:shapes="Straight_x۰۰۲۰_Connector_x۰۰۲۰_۶">width=۴۸ height=۲۴ src="new_page_۱۸_files/image۰۰۶.gif" v:shapes="Straight_x۰۰۲۰_Connector_x۰۰۲۰_۷">width=۴۸ height=۸۴ src="new_page_۱۸_files/image۰۰۷.gif" v:shapes="Straight_x۰۰۲۰_Connector_x۰۰۲۰_۵"> محیط
اجتماعی                    محیط جغرافیایی

همسالان
width=۴۸ height=۲۸ src="new_page_۱۸_files/image۰۰۸.gif" v:shapes="Straight_x۰۰۲۰_Connector_x۰۰۲۰_۸">مدرسه              
برادران و خواهران
width=۳۲ height=۲۸ src="new_page_۱۸_files/image۰۰۹.gif" v:shapes="Straight_x۰۰۲۰_Connector_x۰۰۲۰_۹">width=۳۲ height=۲ src="new_page_۱۸_files/image۰۱۰.gif" v:shapes="Straight_x۰۰۲۰_Connector_x۰۰۲۰_۱۰">خانواده              
سایر بستگان

پدر و مادر

 

 تربیت
فرزند



پرسش ۴۱.
                
من در خانواده ای بزرگ شدم که هیچ آزادی عملی نداشتم و پدر سخت گیری داشتم؛
بنابراین نمی دانم در تربیت فرزند آینده خود چه روش تربیتی را در پیش بگیرم،
لطفاً در این زمینه راهنماییم کنید؟


به نکته بسیار
مهمّی اشاره نمودید؛ زیرا مسئولیت والدین در تربیت فرزند و انتخاب شیوه تربیتی
مناسب، بسیار سرنوشت ساز است تا جایی که روش ها و الگوهای تربیتی آنها به طور
مستقیم با ویژگی هایی که مایلند در فرزندشان وجود داشته باشد، رابطه دارد؛
بنابراین چگونگی روابط میان اعضاء خانواده و طرز ارتباط والدین با فرزندان در
شکل گیری شخصیت آنها اهمیت زیادی دارد.

در این میان
اکثر صاحب نظران روانشناسی معتقدند که بهترین جو عاطفی بین اعضاء یک خانواده،
فضایی است که نه نظیر خانواده های سخت گیر و مستبد، فرزندان در آن دچار محدودیت
مطلق از طرف پدر و مادر شوند و نه از آزادی بیش از حد نظیر خانواده های سهل گیر
برخوردار باشند، بلکه شایسته است تمام اعضای خانواده با یک انضباط هدایت شده و
آزادی مشروط در رشد و تعالی یکدیگر و ایجاد آرامش و آسایش در خانواده مؤثر واقع
شوند، زیرا وظیفه مهم خانواده تأمین آرامش و امنیت اعضای آن و تعلیم و تربیت
فرزندان است.

از نگاه آموزهای
دینی، بهترین مدل، مدل تربیتی خانواده های مقتدر است.

حضرت علی (علیه
السلام) در این زمینه می فرماید: «فرزندانتان را گرامی بدارید و برخورد خود را
با آنان نیکو کنید...».[۳۸۱]

این بیان گواهی
بر لزوم شخصیت دادن به فرزندان است؛ زیرا در عین حال  که امام (علیه السلام)
احترام به فرزندان را ضروری دانسته، بر الگودهی شایسته به آنان و طرز رفتار
درست با آنها نیز تأکید می ورزد.

بنابر مضمون
روایتی از امام صادق (علیه السلام) به نقل از رسول گرامی اسلام (صلی الله علیه
و آله) نیز آمده است که: «بسیار شایسته است والدین هرچه را فرزندشان به اندازه
توانایی خویش انجام می دهد، بپذیرند و آنچه را انجام دادنش بر وی سنگین و
غیرقابل تحمل است، از او نخواهند و او را به گناه و گردن کشی وادار نکنند و به
او خشونت نورزند و با این شیوه درست تربیتی، کودکان خود را بر تربیت نیکو و
انجام دادن کارهای ارزشمند و نیک یاری رسانند تا مورد لطف و رحمت حق تعالی قرار
گیرند».[۳۸۲]

منظور از
خانواده مقتدر نیز خانواده ای است که کودک را به شیوه ای اطمینان بخش و قاطع
آزاد می گذارد. در چنین خانواده ای فرزند به استقلال و آزادی فکری تشویق می
شود؛ در حالی که نوعی محدودیت و کنترل از طرف والدین بر او اعمال می شود. در
این خانواده اظهار نظر و ارتباط کلامی وسیعی در تبادل کودک و والدین وجود دارد
و گرمی، صمیمیت و محبّت به کودک در سطح بالایی است.

از ویژگی های
این خانواده، انضباط همراه رفتار خودمختارانه است. والدین هرگاه کودک را از
چیزی منع کنند و یا از وی انتظاری خاص داشته باشند، برای او مسئله را خوب تبیین
کرده، دلیل آن را ارائه می دهند. در چنین خانواده ای تقسیم کار وجود دارد، به
طوری که هر یک از اعضا مسئولیتی را به عهده می گیرد و در تصمیم گیری ها و تقسیم
درآمدها، رفت وآمدها، روش زندگی و دیگر مسائل، بر اساس مشورت و پیروی از مبنای
عقلی و مصلحت اندیشی رفتار می کنند.[۳۸۳]

 اساس کار این
نوع از خانواده ها آن است که همه افراد خانواده قابل احترامند و صلاحیت اظهار
نظر درباره مسائل و مشکلات مربوط به خود را دارند؛ بنابراین در تصمیماتی که
درباره آنها گرفته می شود یا کاری که به آنها مربوط است، حق دخالت دارند و در
تصمیم گیری ها عاقلانه وظیفه خود را انجام می دهند. نوعی روش عقلایی در کلیه
شئون زندگی این خانواده دیده می شود و اساس این نوع زندگی، بر همکاری و همیاری
است و گرچه بین اعضای خانواده مشورت وجود دارد؛ ولی تصمیم نهایی را پدر می گیرد
و برای تصمیمات خود، دلیل قانع کننده ای دارد. پیامدهای چنین روش تربیتی آن است
که:

۱. به دلیل
احترامی که والدین مقتدر به کودک خود می گذارند، روحیه استقلال و اعتماد به نفس
را در او تقویت و به رشد سالم شخصیت وی کمک می کنند. این امر محبوبیت کودک را
در میان همسالان خود به دنبال دارد و به تدریج استعداد او را در پذیرش و ایفای
نقش رهبری و مدیریت شکوفا خواهد ساخت.

۲. براساس بررسی
های روان شناسان اجتماعی، افرادی که در دوران کودکی آزادی معتدلی داشته اند و
به آنها احترام گذاشته شده است، در بزرگسالی دشمن ظلم و ظالم و مخالف ناروایی
ها بوده اند و به اصلاحات بزرگ اجتماعی توفیق یافته اند.

۳. فرزندان این
خانواده ها می توانند با دوستان و همسالان خود همکاری و همفکری داشته باشند، به
آنها احترام بگذارند و اختلاف عقایدشان را به راحتی بپذیرند و به هیچ وجه درصدد
تجاوز و حمله به حریم دیگران نباشند.

۴. خودداری بچه
های والدین مقتدر از اعمال ناشایست، به سبب ترس از والدین یا ترس از تنبیه و
سرزنش نیست؛ بلکه سبب اساسی آن، رعایت قوانین و مقررات اجتماعی و اخلاقی و
احترام به دیگران و التزام عملی به هنجارهای اجتماعی و خانوادگی است.

 ۵. چنین
فرزندانی از نظر عاطفی نیز متعادل و بدون افراط و تفریط اند و به موقع از محبت
والدین بهره می جویند. این فرزندان با نظارت و راهنمایی مدیر خانه، از قوانین و
مقررات اجتماعی و خانوادگی اطاعت می کنند و پیروی از قوانین، جزو ساخت های
شناختی آنها شده و به تبع همین ساخت ها رفتار می کنند. این کودکان هنگام
اشتباه، دچار ناامنی روانی نمی شوند؛ زیرا مطمئن هستند که راهنمایی و هدایت
والدین مقتدر به یاریشان می شتابد و برای رفع اشتباه به آنها کمک می کند که بار
دیگر مرتکب این خطاها نشوند.

 

 

 

 

عوامل تربیت



پرسش ۴۲.
                
لطفاً مصادیق عوامل تأثیرگذار در شخصیت فرزندان را تبیین کرده و مصداق اصلی و
مهم آن را نیز مشخص کنید و اگر امکان دارد از فرمایشات معصومین نیز استفاده
نمایید.


همان‌طور
که اشاره شد عوامل متعددی در تربیت و شکل گیری شخصیت کودکان دخالت دارد که در
سؤال قبلی به عامل وراثت اشاره گردید و در این قسمت به مهمترین عوامل محیطی می
پردازیم:

الف. والدین

اثرگذاری والدین
به دلیل جایگاه ممتاز، تعامل بیشتر و نخستین مربی مرتبط با کودک، بیشتر از سایر
عوامل اجتماعی است. اندیشمندان و کارشناسان علوم تربیتی و روان شناسی، با عبارت
مختلف و در جاهای مختلف به نقش اساسی والدین و فضایی که در خانواده ایجاد می
شود، در رشد اخلاقی و شخصیتی کودکان اشاره نموده اند.

کارل یونگ[۳۸۴]
یکی از روان شناسان غربی معتقد است: در مرحله کودکی،آنچه ممکن است شخصیت کودک
خوانده شود چیزی نیست مگر انعکاس  شخصیت و رفتارهای والدین او. پرواضح است که
پس از آن، والدین نفوذ و تأثیر زیادتری بر شکل گیری شخصیت کودک اعمال می کنند؛
آنها می توانند با شیوه های رفتاری خود، نسبت به کودک، به رشد شخصیت او کمک
کنند یا مانع آن بشوند.[۳۸۵]
یعنی والدین در شکل گیری رفتارها و منش کودک دخالت زیادی دارند.

هورنای یکی دیگر
از روان شناسان، رابطه اجتماعی موجود بین کودک و والدین را عامل اصلی رشد شخصیت
کودک می داند و از نیاز کودک به ایمنی (نیاز به امنیت و رهایی او از ترس) و نقش
آن در تعیین بهنجار بودن رشد شخصیت، سخن به میان آورده و معتقد است: امنیت
روانی کودک کاملاً بستگی دارد به اینکه چگونه والدین با او برخورد کرده اند.
اظهار نکردن محبت به کودک و فقدان فضای عاطفی، شیوه عمده ای است که والدین به
وسیله آن، امنیت را تضعیف نموده و یا از آن جلوگیری می کنند.[۳۸۶]

کوپر اسمیت[۳۸۷]
می گوید: در نتیجه تحقیقات به این نکته رسیدم که پسرانیکه از عزت نفس[۳۸۸]
بالایی برخوردارند معمولاً دارای والدینی هستند کهاعتماد به نفس و کرامت نفس،
ثبات هیجانی و اتکای به خود از ویژگی های شخصیتی آنان به شمار می رود و در
مسائل پرورش و تربیت فرزندان، بین آنان و فرزندانشان توافق کاملی مشاهده می
شود.[۳۸۹]

مطالعات کال
دُوِل[۳۹۰]
و همکارانش نیز درباره شکل گیری هوش در جریان تأثیر محیط خانواده نشان داده که
کودکان باهوش تر معمولاً کسانی هستند که در خانواده های صمیمی رشد کرده و از
امکانات فرهنگی و تربیتی بیشتری برخوردارند.[۳۹۱]

بسیاری از
اندیشمندان روان شناسی به ویژه آقای آلبرت بندورا[۳۹۲]
اعتقاددارند بیشترین یادگیری ها و تأثیرپذیری های افراد انسانی، از طریق
یادگیری مشاهده ای و دیدن الگوهای ارائه شده است. بر اساس نظریه ایشان هر چقدر
الگوها از محبوبیت و جایگاه ارزشی ویژه ای برخوردار باشند، تأثیرگذاری بیشتری
بر الگوگیرنده ها دارند. ایشان همچنین اعتقاد دارد والدین (پدر و مادر) به
عنوان اولین الگو، بر شخصیت کودکان، اجتماعی شدن آنها، روش های تعامل با
دیگران، نحوه برخورد با مشکلات زندگی و مسائل اخلاقی کودکان تأثیر جدی و اساسی
دارند.[۳۹۳]

لذا وقتی پدر و
مادر به آموزه های اخلاقی و دینی التزام جدی داشته باشند و با فرزندان روابط
عاطفی و اخلاقی محبت آمیز و مؤدبانه، دلسوزانه و دینمدارانه داشته باشند، بر
فرزندان خود نیز اثر گذاشته و آنان را به سوی مسائل تربیتی سوق خواهند داد.
علاوه بر اینها وقتی محیط خانواده، دوستانه، صادقانه، محبت آمیز و همراه با حس
وظیفه شناسی و احترام بود، فضایی آرام و معنوی به وجود خواهد آمد و این فضا در
آرامش روانی، شکوفایی استعدادها و همچنین خلاقیت فرزندان مؤثر خواهد بود. زیرا
یکی از شرایط عمده برای رشد عاطفی، ذهنی، فکری و روانی کودکان، محیط مناسب
خانواده است که این فضا در خانواده هایی که ملتزم به حقوق متقابل و ارزش های
اخلاقی و دینی  هستند، به وجود می آید. این گونه خانواده ها بیشترین شباهت را
به خانواده ای که در روان شناسی به خانواده مقتدر معروف است، دارد. خانواده
مقتدر بهترین نوع خانواده ها و بهترین نوع تربیتی است.[۳۹۴]

التزام همسران
به وظایف اخلاقی متقابل علاوه بر تأثیرات ذکر شده درباره  فرزندان، در ترقی
معنوی و رشد معنوی و تربیتی یکدیگر نیز تأثیرگذار است. وقتی همسران در محیطی
عاطفی، دوستانه و مملو از ارزش های اخلاقی، گذران عمر می کنند، آرام آرام و به
صورت ناهوشیار بر کمالات و زیبایی های اخلاقی آنان افزوده خواهد شد. زیرا محیط
سالم و پاکیزه (از نظر اخلاقی) در شخصیت و نوع کارکردهای افراد تأثیر می گذارد
و همین طور افراد سالم و بهنجار متقابلاً در محیط و بهتر شدن آن اثر می گذارند
و همین طور این سیر ترقی ادامه دارد.

آلبرت بندورا،
یکی از روان شناسان بزرگ غربی اعتقاد دارد که تعامل شخص، محیط و رفتار، جبر
متقابل به وجود می آورد؛ یعنی وقتی فردی در محیطی زندگی می کند و رفتار خاصی
انجام می دهد (خوب یا بد) آن رفتار در محیط تأثیر گذاشته و محیط را تغییر می
دهد و محیط تغییر یافته، دوباره بر فرد اثر گذاشته و رفتار او را به نوعی دیگر
رقم می زند؛ حال اگر رفتار فرد مطلوب و صحیح باشد، محیط به طرف اصلاح و پاکیزه
تر شدن متمایل شده و محیط پاکیزه دوباره بر فرد اثر گذاشته و رفتار او بهتر از
گذشته خواهد شد. این فرایند در رفتارهای ناهنجار نیز وجود دارد.

به عنوان مثال
وقتی افراد سالم و مؤمن و بهنجاری در محله ای زندگی بکنند، آن محله تحت تأثیر
این افراد قرار گرفته و فضای معنوی و خوبی پیدا خواهد کرد و این فضای معنوی در
خود افراد نیز اثر گذاشته و رفتارشان از مرحله قبل بهتر خواهد شد.

رفتار
width=۴۲ height=۵۳ src="new_page_۱۸_files/image۰۱۱.gif" v:shapes="Straight_x۰۰۲۰_Arrow_x۰۰۲۰_Connector_x۰۰۲۰_۱۳">width=۴۲ height=۵۷ src="new_page_۱۸_files/image۰۱۲.gif" v:shapes="Straight_x۰۰۲۰_Arrow_x۰۰۲۰_Connector_x۰۰۲۰_۱۲">B

 
width=۶۳ height=۱۶ src="new_page_۱۸_files/image۰۱۳.gif" v:shapes="Straight_x۰۰۲۰_Arrow_x۰۰۲۰_Connector_x۰۰۲۰_۱۴">محیط
E                   

شخص

 (B)یعنی
رفتار (behavior)

 (P)یعنی
شخص (person)

 (E)یعنی
محیط(Environ
Ment)
.[۳۹۵]

 

والدین، همچنین
با کیفیت ارتباط و تعاملی که با مسایل عاطفی، پرخاشگری و استقلال فرزندان دارند
می توانند در تقویت و تثبیت رشد جنسیتی و اخلاقی تأثیرگذار باشند. مثلاً در
راستای رشد عاطفی دختران، ارتباط عاطفی بیشتری با آنها برقرار می کنند و یا نقش
مردانه پسران را موجه دانسته و بعضاً تقویت می کنند. همچنین بستر و زمینه
بیشتری برای استقلال پسران ایجاد می کنند[۳۹۶].

ب. همتایان

همتایان، یکی از
منابع تأثیرگذار در شکل گیری شخصیت هستند. تحقیقات نشان داده اند، تأثیر
همتایان در زمینه تأکید بر رفتار تربیتی، می تواند بسیار بیشتر از تأثیر والدین
باشد. افراد همسن به دلیل تناسب سنی و فکری و روان شناختی، تأثیرات زیادی بر
همتایان خود دارند و لذا باید تلاش کرد تا فرزندان با  همتایانی رابطه داشته
باشند که مشکل اخلاقی و تربیتی ندارند.[۳۹۷]

ج. مدرسه

ساعاتی که
معمولاً کودکان در مدارس می گذارنند، بیشتر از اوقاتی است که با اعضای خانواده
می گذرانند. در نتیجه، معلمان و مدارس، فرصت زیادی برای تأثیر گذاشتن بر
فرزندان دارند. معلمان و سایر نیروهای آموزشی و خدماتی، در تحول ویژگی دانش
آموزان دخیل هستند و هر کدام از آنها متناسب با کمیت و کیفیت ارتباطی که با
دانش آموزان دارند، در آنها تأثیرگذارند.

برخی از محققان
ادعا کرده اند که پسران در مقایسه با دختران، بازخورد مثبت تری از معلمان می
گیرند و خلاقیت بیشتری از خودشان بروز می دهند.[۳۹۸]

د. دوستان

انسان، موجودی
اجتماعی است که عشق و علاقه به زندگی همراه با رفاقت و دوستی و انس با دیگران،
یکی از نیازها و بایدهای شخصیت اوست. دوست شایسته، زمینه ساز پیشرفت و موفقیت
است و از طریق مباحثه علمی و تبادل افکار و اندیشه ها، باعث بالندگی و پویایی
انسان می گردد.

به‌دلیل
جایگاه مهم و تأثیرگذار دوست در زندگی و شخصیت انسان و به دلیل اینکه صفات دوست
به صورت ناخودآگاه به دوست و هم نشین سرایت می کند، باید با کسانی دوست شویم که
از بیشترین خصوصیات مثبت برخوردار هستند.

حضرت علی (علیه
السلام) در روایتی می فرمایند: «با انسان شرور و پست رفاقت نکن؛ زیرا شخصیت و
طبع تو از شرارت های او الگوگیری می کند، بدون آنکه خودت بفهمی».[۳۹۹]
همان طور که صفات زشت و ناپسند در اثر هم نشینی به  دیگران منتقل می شود، صفات
پسندیده و زیبا نیز در اثر هم نشینی با دیگران، به فرد سرایت می کند.

سقراط، اندیشمند
کم نظیر، می گوید: مردم هر کدام آرزویی دارند؛ یکی مال و ثروت می خواهد و دیگری
افتخار مقام، ولی به عقیده من، یک دوست خوب از تمام این ها بهتر است.

دوست شایسته یکی
از سرمایه های بزرگ زندگی و از عوامل خوش بختی و سعادت انسان محسوب می شود. ما
نمی توانیم فرزندان را از داشتن دوست محروم کنیم بلکه باید زمینه ای ایجاد کنیم
که با افراد صالح و مؤمن دوست شوند. زیرا دوست نقش زیادی در تحول سرنوشت انسان
دارد.


گلی خوش بوی در حمّام روزی


 رسید از دست محبوبی به دستم


بدو گفتم که مشکی یا عبیری


 که از بوی دلاویز تو مستم؟


بگفتا: من گِلی ناچیز بودم


 و لیکن مدتی با گُل نشستم

ما نمی توانیم
فرزندانمان را از داشتن دوست محروم کنیم بلکه باید تلاش کنیم تا زمینه را برای
برخورداری از دوستان خوب، برایشان مهیا نماییم[۴۰۰].

هـ. رسانه ها

رسانه های جمعی
از قبیل نرم افزارهای رایانه ای، کتاب ها و مجلات، تلویزیون و... تأثیرات جدی و
قابل توجهی در شکل گیری ویژگی های اخلاقی  و تربیتی فرزندان دارند و لذا باید
در این زمینه نظارت جدی و برنامه ریزی اساسی داشت تا فرزندان دچار آسیب نشوند.

 

 

تأثیرات رسانه


پرسش ۴۳.
                
 لطفاً درباره تأثیرات منفی رسانه ها به
خصوص
تلویزیون بیشتر توضیح دهید و تأثیرات منفی آنها را در سلامت و بهداشت روانی
فرزندان را بیان نمایید.


رسانه های جمعی
مصادیق مختلفی دارد که مهمترین آنها و تأثیرگذارترین آنها تلویزیون و سینما و
اینترنت است. لذا در این قسمت به تفصیل درباره فواید و ضررهای هر کدام بحث می
کنیم.

الف. تلویزیون و
فواید آن

تلویزیون مهم
ترین وسیله ارتباط جمعی است که می تواند در جهت پیشرفت و رشد بهنجار افراد و
جوامع کاربرد داشته باشد.

تلویزیون به
عنوان یکی از قوی ترین و تأثیرگذارترین رسانه در شکل گیری رفتارها، عقاید،
عواطف و روابط فردی و اجتماعی ما نقش عمده ای بازی می کند.

تلویزیون می
تواند برای کودکان و حتی بزرگسالان به منزله عوامل مهم اجتماعی شدن عمل کند.
اجتماعی شدن اشاره به فرآیندی دارد که مردم از طریق آن عناصر اساسی فرهنگ خویش
را می آموزند و از آن راه نسبت به ماهیت جامعه ای که باید به آن مرتبط باشند و
در آن به گونه شایسته ای  عمل کنند و از ماهیت قواعد و هنجارهایی که چنین
عملکردی را رهبری می کند، شناخت پیدا می کنند.[۴۰۱]

تلویزیون سهم
مهمی در این زمینه می تواند داشته باشد. گرچه والدین، همسالان، مدارس و نهادهای
دینی تأثیر قابل توجهی بر اکثر رفتارها و هنجارها اعمال می کنند، اما در جامعه،
تکنولوژی نیز در حال رشد و توسعه است که والدین سر و کاری با آنها نمی توانند
داشته باشند. هنجارهای متناسب با این ابعاد از جهان غالباً در سطح نظام اجتماعی
از راه تلویزیون و دیگر رسانه های جمعی انتقال می یابند. آنان درباره روابط
اجتماعی از تلویزیون آگاهی هایی به دست می آورند.

برای مثال، یاد
می گیرند که دیگران در جشن عروسی، در قرار ملاقات و در موقعیت های دیگر چگونه
عمل می کنند. کودکان قالب های اجتماعی درباره زنان، مردان، اقلیت ها، سالمندان
و بسیاری از گروه های دیگر و خودشان را از تلویزیون می آموزند. آسایش خاطر و
راحتی ناشی از تماشای تلویزیون از فواید دیگر تلویزیون است.

در اوایل دهه
۱۹۶۰ ویلبر شرام و همکارانش سه نوع استفاده اصلی از تلویزیون را شرح دادند:

ـ نخستین مورد؛
به لذت مثبتی اشاره می کند که در نتیجه سرگرمی ایجاد می شود. تلویزیون دنیای
خیالی ایجاد می کند که فرد می تواند از مشکلات و خستگی های زندگی واقعی رهایی
یابد. شرام مشاهده کرد که افراد هنگام  تماشای برنامه های مورد علاقه خود با
چهره های مجذوب می نشینند.

ـ دومین
استفاده؛ استفاده اطلاعاتی بود. برای مثال، درباره چگونگی پوشش، رفتار و...

ـ سوم اینکه؛ او
سودمندی اجتماعی را به عنوان یکی از نقش های مثبت تلویزیون معرفی کرد. وی
استدلال کرد که تماشای تلویزیون همراه دیگران این فرصت را برای افراد خانواده
ایجاد می کند که کنار یکدیگر بنشینند و اغلب موضوعی برای گفتگو داشته باشند.[۴۰۲]

تلویزیون شکل
های مختلفی سرگرمی ها را ارائه می کند، نمایشنامه ها، داستان های علمی تخیلی،
سریال های رمانتیک و نمایش های متنوع همراه با مسابقه و سرگرمی همه می توانند
به عنوان منبعی برای تهییج و سرگرمی و بهبود حالات روحی کاربرد داشته باشند.

ب. آسیب‌های
تلویزیون

ترویج خشونت یکی
از اولین موضوعاتی است که در تلویزیون و در فیلم های آن ترویج می شود.

وقتی پژوهشگران
کودکانی را که تلویزیون تماشا می کردند، با کودکان مشابهی که تلویزیون تماشا
نمی کردند، مقایسه کردند به این نتیجه رسیدند که کودکانی که تلویزیون تماشا می
کنند بیشتر از همسالان خود خشونت رفتاری نشان می دهند. پژوهشگران به این نتیجه
رسیدند که تلویزیون باعث افزایش خشونت در کودکان می شود.

در پژوهش های
انجام شده توسط محققان ثابت شده که بدون هیچ  تردیدی، رابطه ای بین نمایش خشونت
در برنامه های تلویزیونی و افزایش گرایش به سوی پرخاشگری، خشونت و ناسازگاری
بین تماشاگران این گونه برنامه ها وجود دارد. تلویزیون به چند شکل، موجب
پرخاشگری کودکان می شود. البته بعضی کودکان به طور مستقیم تقلید می کنند؛ یعنی
هر آنچه را که در تلویزیون می بینند تکرار می کنند.

دوم اینکه،
خشونت تلویزیونی، مهار پرخاشگری را از بین می برد. مردم خشونت خود را مهار می
کنند ولی با دیدن پرخاشگری، خودداری خویش را از دست می دهند.

سوم اینکه،
خشونت در تلویزیون زمینه ساز نگرش های ضداجتماعی می شود و کودکان را تشویق می
کند خشونت را به عنوان راهی برای رفع مشکلات مورد استفاده قرار دهند.

برخی پژوهش های
اخیر نشان می دهد که تماشای برنامه های خشن علاوه بر اینکه احتمال رفتار
پرخاشگرانه را می افزاید، احتمال رفتارهای اجتماع پسند و مطلوب را نیز کم می
کند.[۴۰۳]

ارون و هوسمن در
مطالعات خود آثار بلندمدت خشونت تلویزیونی را مورد بررسی قرار دادند. آنها یک
نمونه چهارصدنفری از کودکان هشت ساله را انتخاب کرده و رفتارهای پرخاشگرانه و
تماشای برنامه های خشونت آمیز آنها را در ۸ و ۱۹ و ۳۰سالگی اندازه گیری کردند.
نتایج نشان داد کودکان هشت ساله ای که برنامه های خشونت آمیز تلویزیونی را
ترجیح می دادند، بیشتر  از دیگران پرخاشگر بودند.[۴۰۴]

گین در آزمایشی،
فیلمی را در معرض تماشای کودکان قرار داد که حاوی صحنه های خشونت بود و به
دنبال آن مشاهداتی پیرامون تمایل آنها به ابراز خشونت در برابر دیگران صورت
گرفت. نتایج نشان داد که حتی کودکان خیلی کوچک می توانند راه های جدید پرخاشگری
را از طریق مواجهه با خشونت تلویزیونی بیاموزند و قرار گرفتن در معرض این
برنامه ها تمایل به ابراز رفتارهای پرخاشگرانه را افزایش می دهد.[۴۰۵]

مشغول کردن
افراد به خصوص کودکان و نوجوانان به تلف کردن وقت و بی برنامگی و همچنین ترویج
مصرف گرایی در قالب تبلیغات تلویزیونی یکی دیگر از آسیب های جدی تلویزیون است.

آگهی ها، الگوی
مصرف جامعه را دگرگون می سازند و مصرف گرایی را دامن می زند که نتیجه آن از دست
رفتن امکان پس انداز و بی توجهی آینده نگری است.

همچنین آگهی های
بازرگانی با دامن زدن به مادیات و چشم و هم چشمی در خانواده ها بر بهداشت روانی
تأثیر منفی می گذارد.

تبلیغات
بازرگانی برای کودکان مخصوصاً در تلویزیون نگرانی هایی را به دنبال داشت و موجب
پژوهش هایی در این زمینه شده است. کودکان به طور متوسط سالانه بیش از ۲۰ هزار
آگهی تبلیغاتی تماشا می کنند. یافته ها نشان می دهند که آگهی ها یکی از مهم
ترین منابع اطلاعات درباره کالاهای مصرفی  کودکان است.[۴۰۶]

این بررسی ها به
شرح یک رشته مطالعات پرداخته اند که در آنها روابط مثبتی بین تماشای آگهی های
تلویزیونی و نگرش هایی نسبت محصولات تبلیغ شده، افزایش درخواست محصولات، پذیرش
ادعاهای آگهی ها، و اعتقاد به درستی آگهی های تبلیغاتی به طور کل ذکر شده است.
با توجه به اینکه کودکان به اندازه بزرگسالان مهارت های شناختی و تجارب زندگی
کافی برای ارزیابی پیام های بازرگانی و آگهی های تبلیغاتی ندارند، بسیار آسیب
پذیرترند.

یافته ها حاکی
از آن است که این گونه آگهی ها ممکن است نیازهایی را خلق کنند که برآورده نشود
و باعث شود کودکان از والدین خود بخواهند کالاهایی را برایشان تهیه کنند و آنها
نتوانند. بنابراین آگهی های مربوط به کودکان تنش ها و برخوردهای زیادی را در
خانواده ها ایجاد می کند.

گذشته از
تأثیرات عمومی نشر آگهی، محتوای اغلب آگهی ها به دلیل ادعاهای اغراق آمیز و
پرداختن به مسائل غیراخلاقی و استفاده از زنان به عنوان اهداف تبلیغاتی در آگهی
ها، تأثیرات منفی بر فرزندان و افراد جامعه دارد.

ج. سینما، فواید
و آسیب‌ها

سینما از مهم
ترین رسانه های جمعی است که از آن در رشد افکار عمومی و بالا بردن سطح اطلاعات
یک جامعه می توان بهره برداری کرد. فیلم های سینمایی محتواهای گوناگونی دارند و
متناسب با هر محتوایی تأثیر خاصی بر بهداشت روانی می گذارند.

فیلم ممکن است
وسیله ای برای تشویق و اشاعه ارزش های زیبایی شناختی  و هنری باشد و به منظور
سرگرمی و تفریح بینندگانش ساخته شده باشد و از طریق گرد آوردن مطالبی متنوع و
شادی آفرین راه فراری برای رهایی از کار روزانه و آموزش مسائل اخلاقی باشد.
چنانچه ممکن است از نظر اخلاقی منحرف کننده باشد.

فیلم ها مسائلی
را مطرح می کنند که نشان دهنده نفوذ آن بر اخلاقیات، خلق و خوی، اعتقادات و
رفتار افراد جامعه است. تأثیر فیلم های سینمایی بر بهداشت روانی در بسیاری از
مطالعات بررسی شده است.

یکی از جامع
ترین تحقیقات از سوی جامعه شناس معروف هربرت بلومر انجام شد. بلومر خواست
تصویری کلی از مشاهده فیلم های سینمایی و تأثیر آن بر رفتارهای جوانان نظیر
لباس پوشیدن، سبک و شیوه خلق و خوی آنها، انگیزه ها، طرز عقایدشان نسبت به
ادبیات و داستان های عاشقانه، جاه طلبی ها و اغوا و وسوسه نفس آنان و نقشه های
آنها برای آینده زندگی شان را به دست دهد.

روش او در این
تحقیق ساده بود؛ او افراد بزرگسال و بزرگسالان جوان را انتخاب کرد و از آنها
خواست در قالب داستان زندگی خودشان، از دوران نوجوانی تأثیراتی را که در آن
دوران از دیدن فیلم ها، پذیرفته اند، بیان کنند. سرانجام بلومر اطلاعات لازم را
از ۱۲۰۰ نفر جمع آوری و تحلیل کرد.

نتایج این پژوهش
نشان داد زندگی روزانه همه این افراد از تماشای حوادث و داستان فیلم ها متأثر
شده بود. مطابق نتیجه گیری های بلومر، فیلم های سینمایی، تأثیرات عمیقی بر
رفتارهای کودکان و نوجوانان داشتند.

فیلم و عواطف
مطالعات بلومر جنبه دیگری از تأثیرات فیلم ها را نیز برملا ساخت. تماشای فیلم
های سینمایی معمولا باعث بروز هیجانات عاطفی شدید  در افراد می شد. آزمودنی ها
اقرار کردند که هنگام تماشای فیلم ها کاملا اسیر احساسات و عواطف خود بودند. به
تدریج که موقع تماشای فیلم می شد، آنها احساسات شدیدی از وحشت، تأسف، غم و
اندوه، تپش قلب، و یا احساسات عاشقانه پیدا می کردند.[۴۰۷]

در همه سریال ها
و فیلم های سینمایی سطح دیگری وجود دارد که می توان آن را محتوای غیرعمدی
نامید. منظره اتومبیل ها، صحنه های خیابانی، معماری، دکوراسیون، مد لباس و...
همه محتوای پنهان و غیرعمدی فیلم های هستند که مانند محتوای آشکار، به شکل گیری
نگرش و رفتار در مخاطبان می انجامد. برعکس محتوای عمدی، جزئیات محتوای غیرعمدی،
بارها و بارها تصویر کاملاً درست از واقعیت های روزمره ارائه می دهند.[۴۰۸]

رفیع پور در
تحقیقی که می تواند بیانگر تأکید وی بر نقش یادگیری پنهان در بهداشت روانی
باشد، به بررسی چند فیلم سینمایی و تعدادی از سریال های تلویزیونی پرداخته است.
وی با تعریف پاره ای از ارزش ها و جستجو به دنبال آنها در برنامه ها، تلاش کرده
است تا آثار آنچه را که فیلم (خواسته یا ناخواسته) بر افراد القا کرده است،
شناسایی کند. ارزش های مورد نظر در این تحقیق عبارت بود از:

۱. میزان
مشروعیت بخشیدن به ثروت و تبیین آن به مثابه یک ارزش مثبت؛

۲. میزان تأکید
و مشروع ساختن نابرابری های اجتماعی یا کاهش آنها؛

۳. گسترش ارزش
مادی گرایی و سودجویی یا کاهش آنها؛

 ۴. گسترش ارزش
و روحیه مصرف رگرایی یا کاهش آنها؛

۵. گسترش یا
تضعیف ارزش های مذهبی.

وی به همین
منظور از معرف هایی مانند نوع منزل، دکوراسیون، لباس هنرپیشه ها و زیورآلات و
آرایش آنها، وضعیت حجاب، وسایل نقلیه مورد استفاده، رفتارها و عمل های مذهبی،
برای بررسی میزان ارزش های پیش تر اشاره شده بهره گرفته است.

وی از میان
برنامه های متنوع تلویزیونی، سایه همسایه (۱۳۶۵)، مهمان (۱۳۷۰) و باغ گیلاس
(۱۳۷۲) را که در زمان خود از پربیننده ترین سریال های تلویزیونی بوده اند، برای
بررسی انتخاب کرده است. بررسی نتایج به دست آمده و تطبیق آن با مباحث مربوط به
رسانه و بهداشت روانی گویای بسیاری از نکات است.

یافته های این
پژوهش نشان داد با گذر زمان به سوی سال های ۱۳۷۰ و بعد، سریال های تلویزیونی در
جهت کاهش ارزش های انقلابی، دینی و ارزش های مشابه قدم برداشته اند و در مقابل،
ارزش های مادی و نابرابری را ترویج کرده اند. جالب اینجاست که تأکید ظاهری صدا
و سیما در طول دوره یاد شده درست برخلاف جهتی است که صدا و سیما ناخواسته از
طریق آموزش پنهان به بینندگان خود القا کرده است.

به سخن دیگر، در
حالی که لایه های ظاهری برنامه های تلویزیون در حرکت به سوی تأکید بیشتر بر
ارزش های دینی بوده است، آموزه های پنهانی که از طریق همین رسانه به مخاطبان
منتقل شده است، دقیقاً مسیری برخلاف اهداف یادشده پیموده است.

وی همچنین چهار
فیلم سینمایی برزخی ها(۱۳۶۰)، بایکوت (۱۳۶۲)،  عروس (۱۳۷۰) و هنرپیشه (۱۳۷۲) را
نیز برای پژوهش خود تحلیل کرده است.

به طور کلی
نتایج این پژوهش نشان داد تغییرات ارزشی در برنامه های رادیو و تلویزیون پس از
سال ۱۳۶۸ در جهت منفی گرایش داشته و آموزه های پنهان رسانه ها در راستای ارزش
های مادی توسعه یافته است.[۴۰۹]

در تبیین آثار
یادگیری پنهان اشاره به این نکته ضروری است که آموخته های پنهان نیز مانند
آموخته های آشکار به شکل گیری نگرش و رفتار در مخاطبان می انجامد.

د. تأثیر تهیه‌کنندگان
و هنرپیشه‌ها
بر تربیت و بهداشت روانی افراد

گذشته از محتوای
فیلم ها، تهیه کنندگان و هنرپیشه ها نیز بر بهداشت روانی و تربیت کودکان و
نوجوانان تأثیر می گذارند. یافته ها نشان می دهد هنرپیشگان و بازیگران سینما با
خلق آثار هنری و ترسیم صحنه های آموزنده از رویدادهای تاریخی، حماسی علاوه بر
ایجاد لذت های سمعی و بصری در بیننده، قادرند آموزه های اخلاقی و تربیتی یا
مسائل عاطفی روانی نظیر عشق، دوستی، روابط جنسی و... را به آنها بیاموزند.

یافته ها نشان
می دهد کودکان و نوجوانان بسیاری از خلق و خوی هنرپیشه ها و بازیگران، روش های
سخن گفتن آنها و خلاصه شیوه های کلی رفتاریشان را عیناً کپی برداری می کنند.
حتی در موارد جزئی نظیر لبخند زدن، نشستن، راه رفتن و صحبت کردن از آنها تقلید
می کنند. بنابراین، یکی از کارکردهای منفی رسانه ها در بهداشت روانی ارائه
الگوهای ناسالم در رسانه هاست. به ویژه صدا و سیما که حضور نقش، تصویر و حرکت
در آن باعث الگوپذیری بیشتری  می شود، ممکن است خواسته یا ناخواسته در بهداشت
روانی تأثیر منفی بگذارند.

برای مثال، اگر
یک هنرپیشه بدقیافه، چادر به سر کند و یک هنرپیشه زیبا و مقبول جوانان بی حجاب
یا کم حجاب باشد، هر دو در بهداشت روانی بینندگان اثر منفی می گذارند. هنرپیشه
بدقیافه، با حجاب و هویت دینی تداعی و متقارن می شود و به حجاب که نماد هویت
دینی و عامل سلامت روانی در جامعه است، بار ارزشی منفی می دهد و هنرپیشه زیبا و
مقبول، به کم حجابی خود، بار ارزشی مثبت می بخشد و لذا در بینندگان این نوع
پوشش را یک پوشش خوب و مجاز یا مشروع جلوه می دهد و در پی همانندسازی و تقلید
بینندگان از هنرپیشه ها، این نوع پوشش در جامعه رواج می یابد[۴۱۰]،
لذا توصیه مربیان تربیتی این است که والدین اجازه ندهند فرزندانشان هر فیلمی را
مشاهده کنند و همچنین از حضور افراطی آنان در سینما و پای تلویزیون، جلوگیری
کنند و ضمناً تلاش کنند تا فرزندان به ضررها و مفاسد این رسانه ها آگاهی بیشتری
یابند.

 

رسانه و خانواده




پرسش ۴۴.
                
فرزندانم ساعات زیادی را برای اینترنت و بازی های رایانه ای صرف می کنند. من
احساس می کنم روحیات و رفتارشان تغییر کرده است و مخصوصا به مسایل اخلاقی و
مذهبی بی رغبت شده اند. چگونه می توانم جلوی این آسیب را بگیرم؟


در قرن بیستم،
حوزه ارتباطات و وسایل ارتباط جمعی، دستخوش تغییر و  تحولات گسترده ای شد. در
این قرن، بشر شاهد پیدایش نظام هایی از ارتباطات بود که توزیع و انتقال سریع و
گسترده پیام ها را از یک نقطه از جهان، به نقاط دیگر امکان پذیر ساخته است. یکی
از نمونه های بارز آن اینترنت است.

در دو دهه اخیر
اینترنت رشد سریعی داشته و در همه کشورها در حال تبدیل شدن به جزئی از زندگی
مردم است. براساس یک تحقیق، شمار برآورد شده کامپیوترهای شخصی متصل به اینترنت
در سراسر جهان از سال ۱۹۹۶ سه برابر شده است. اثر اینترنت بر تمام جنبه های
زندگی مبهوت کننده است.

کیسلر، کرات،
کامینگز و هگسون در پژوهش های متعدد توسعه اینترنت و تأثیرات اجتماعی آن را
بررسی نموده و در جنبه های مثبت به این نتیجه دست یافتند که اینترنت می تواند
در معنادار کردن زندگی و تسهیل روابط اجتماعی افراد تأثیر بگذارد.

همچنین همسبرگر
در پژوهشی نشان داد تکنولوژی اینترنت به افراد کمک می کند از محدودیت های
جغرافیایی رها شده، از زمان و مکان فراتر روند و در دنیای شبکه ای به خلاقیت و
ارتباط با دیگران بپردازد.

از سوی دیگر،
تحقیقات نشان می دهد به رغم اینکه اینترنت به عنوان یک فناوری جدید از چنین
جایگاهی در میان مردم برخوردار شده و عامل رشد و پیشرفت به حساب می آید، بر
سلامت روانی افراد آثار منفی دارد.

جی منو در
پژوهشی که با عنوان «بررسی تأثیر اینترنت در برخی موضوعات روش شناختی و ادراکی»
انجام داد به این نتیجه رسید که نفوذ و گسترش اینترنت در چارچوب های بیرون از
نهادهای علمی و پژوهشی از مهم ترین عوامل تهدیدکننده بهداشت روانی به شمار می
رود.

 گریفیتز (۱۹۹۸)
در پژوهشی به منظور «بررسی نقش اینترنت در حالات روانی افراد» نشان داد اینترنت
یکی از راه های مهم کسب دانش، آگاهی، دوستی و برقراری ارتباط با دیگران است.
اما چون اینترنت دریایی از اطلاعات مثبت و منفی را ارائه می کند، خطرهای بالقوه
آن خاصه برای نسل جوان، بسیار نگران کننده است. اخیراً تأثیر سوءاستفاده از
اینترنت در تحقیقات بسیاری بررسی شده و یافته ها حاکی از آن است که اینترنت از
جنبه های مختلف می تواند بر بهداشت روانی وتربیت تأثیر منفی داشته باشد[۴۱۱].

مهم ترین آثار
منفی اینترنت و افراط در بازی رایانه ای عبارت است از:

الف. افسردگی و
انزوای اجتماعی

گرچه روش های
تعامل و ارتباط ما با دیگران به واسطه اینترنت افزایش یافته است. پست
الکترونیک، پیام های کوتاه، چت روم ها، وب سایت ها و بازی های تعاملی آن لاین،
به مکان هایی برای گسترش و حفظ روابط اجتماعی بدل شده اند. تخمین زده می شود که
روزانه حدود ۴۰۰ میلیون نفر در سراسر دنیا از اینترنت استفاده می کنند و یکی از
کاربردهای اصلی اینترنت، برای برقراری ارتباط اجتماعی است. اما هر روز با
تعدادی گزارش های بیشتری مواجه می شویم که نشان می دهند اشکال گوناگون ارتباط
از طریق اینترنت در پایین ترین سطح قرار می گیرند. شاید نقص اصلی ارتباط از
طریق اینترنت آن است که ارتباط در فضای مجازی اصولاً مبتنی بر متن بوده و
بنابراین فاقد نشانه های بصری و شنیداری در تعامل های رو در روی است.

کیسلر و همکاران
معتقدند این موضوع که آیا اینترنت تأثیر اجتماعی مثبت  یا منفی دارد، ممکن است
به کیفیت بهره گیری از اینترنت و آنچه را که افراد از دست می دهند تا وقت خود
را به استفاده از اینترنت صرف کنند، بستگی دارد. از این رو بسیاری از مؤلفان
این نگرانی را داشته اند که سهولت ارتباطات اینترنتی ممکن است افراد را ترغیب
کند زمان بیشتری را به تنهایی بگذرانند، به صورت آنلاین با غریبه ها صحبت کنند
و ارتباط سطحی برقرار نمایند و این کار را به قیمت از دست دادن صحبت های رو در
رو و ارتباط با فامیل و دوستان انجام دهند.

بعضی از تحقیقات
پیمایشی بیان می دارد ارتباطات اجتماعی از طریق اینترنت، ضعیف تر از ارتباطات
واقعی بوده و در درازمدت باعث انزوای اجتماعی می شود.

«کرات و
همکاران» (۱۹۹۸) با انجام یک پژوهش دوساله با عنوان «اینترنت و روابط خانوادگی»
روی افرادی که از اینترنت استفاده می کردند، به این نتیجه دست یافتند که
استفاده فزآینده از اینترنت با کاهش ارتباط خانوادگی و شرکت در محافل اجتماعی
محلی همراه است. علاوه بر این، شرکت کنندگان در این تحقیق به انزوای اجتماعی و
افسردگی دچار شده بودند.[۴۱۲]

ب. هرزه‌نگاری[۴۱۳]
در اینترنت

لاسر معتقد است
که در حال حاضر، اینترنت به واسطه داشتن سه ویژگی، مهم ترین منبع اشاعه هرزه
نگاری است. این سه مشخصه عبارت است از:

 ۱. قابلیت
دسترسی آسان به آن؛

۲. استطاعت
داشتن همگان در پرداخت بهای آن؛

۳. ناشناس ماندن
مصرف کنندگان آن.

برخی از سایت
های اینترنت امور و صحنه های جنسی را در عریان ترین، صریح ترین و غیراخلاقی
ترین وجه ممکن مورد تماشای همگان قرار می دهند. در گذشته، برای دست یابی به
مجلات هرزه نگاری و یافتن چیزهایی که با مسائل سکسی ارتباط داشت، فرد باید به
خیلی از اماکن کثیف و کاملاً نکبت بار مراجعه می نمود، اما امروزه با وجود
اینترنت، دسترسی به این موارد بسیار سهل و آسان شده است. هرساله شاهد آن هستیم
که بر حجم مطالب این چنینی افزوده می شود.

«لاسر» با اشاره
به تأثیرات منفی هرزه نگاری اینترنتی بر بهداشت روانی می گوید: این امکان وجود
دارد که کودکان به واسطه دیدن مطالب و تصاویر مستهجن، رفتارهای سکسی از خود
بروز دهند. در مورد بزرگسالان نیز هرزه نگاری اینترنتی می تواند به بروز
رفتارهای جنسی نامعقول و یا گاهی اعتیاد جنسی منجر شود.

مطالعات متعدد
صورت گرفته، حاکی از استفاده روزافزون از سایت های اینترنتی مختص به سکس است.

در سال ۱۹۹۸
دکتر کوپر از طریق معالجه صدها کاربر متصل به طور همزمان، پی برد که ۱۵درصد از
آنان به یکی از سایت های مربوط به سکس متصل بودند.

مطالعه ای که به
دنبال آن در سال۱۹۹۹ صورت پذیرفت، نشان داد که ۳۱درصد از کاربران متصل به
اینترنت در یک زمان، به سایت هایی اتصال  داشتند که مختص به سکس بوده است.

پژوهشی که زیر
نظر مؤسسه بازپروری معتادان به سکس لوس آنجلس انجام شد، حاکی از آن است که هر
هفته ۲۵ میلیون نفر آمریکایی به سایت اینترنتی مختص سکس متصل می شوند. و نیز
اینکه اصولاً ۶۰درصد از بازدیدکنندگان هرگونه سایت اینترنتی، به دنبال مطالب
مربوط به سکس هستند.[۴۱۴]

به اعتقاد برخی،
اینترنت این قدرت را دارد تا به نحوی بنیادین اعمال، آداب و فرهنگ جنسی افراد
را تغییر داده و تعریف ما از رفتار جنسی را متحول سازد. در سایه تحولات شگفت
آور تکنولوژی، امروزه شاهد شکل گیری نوعی روابط جنسی در فضای اینترنت هستیم که
از آن به «سکس مجازی» یا «عشق شبکه» تعبیر می شود.

با وجود چنین
شواهدی است که می توان اینترنت را به عنوان عامل تهدیدکننده تربیت اخلاقی و
استحکام خانواده به حساب آورد.

ج. اعتیاد به
اینترنت و بازی رایانه‌ای

اعتیاد به
اینترنت و بازی رایانه ای از اختلال هایی است که امروزه در خانواده ها و در بین
فرزندان شاهد هستیم. تشخیص صحیح این نوع اعتیاد، بسیار دشوار و پیچیده است ولی
آسیب ها و علل گرایش به آن قابل تبیین است. اندیشمندان بر این باورند که اعتیاد
به اینترنت نوعی از اختلال است که فرد صفحه رایانه را جذاب تر از واقعیت زندگی
روزمره می بیند.

به نظر متخصصان
هرکس رایانه دارد، در معرض اعتیاد است، اما افراد  خجالتی، تنها و بی حوصله
آسیب پذیری بیشتری دارند.

نبود روابط
پایدار و صمیمی با دیگران، اعتماد به نفس نداشتن و به طور کلی شکست در عرصه های
گوناگونی زندگی، زمینه را برای اعتیاد افراد به اینترنت فراهم می کند. نتایج
تحقیقی در این زمینه نشان می دهد یکی از دلایل مهم اعتیاد به اینترنت در افرادی
که روابط بین رفردی کمی دارند، کسب حمایت اجتماعی است.[۴۱۵]

برخی از متخصصان
نشانه هایی را برای اعتیاد به اینترنت معرفی کرده است که عبارت است از:

۱. تغییرات شدید
در سبک زندگی به منظور گذراندن زمان بیشتری در شبکه؛

۲. کاهش کلی
فعالیت های بدنی؛

۳. بی توجهی به
سلامت فردی و در نتیجه پرداختن به اشتغالات اینترنتی؛

۴. اجتناب از
فعالیت های مهم زندگی؛

۵. کمبود خواب و
یا تغییر الگوهای خواب برای صرف زمان بیشتری در شبکه؛

۶. کاهش معاشرت
و در نتیجه از دست دادن دوستان؛

۷. غفلت از
خانواده؛

۸. بی توجهی به
مسئولیت های شغلی و شخصی محوله.

د. افسردگی و
پرخاشگری در کودکان

کودکانی و
نوجوانانی که ساعات زیادی را به بازی رایانه ای و مشابه آن اختصاص می دهند به
اختلال افسردگی و بی نشاطی مبتلا شده و انگیزه تلاش در  آنان کاهش می یابد.
همچنین آمادگی لازم را برای مطالعه و فعالیت های دیگر نخواهند داشت. اینها
پرخاش گر شده و آستانه تحمل آنها کاهش می یابد و با کوچک ترین مشکلی مستأصل می
شوند.

راه‌های
غلبه بر اعتیاد اینترنت و بازی‌های
رایانه‌ای

۱. لحظه ای با
خود فکر کنید آیا صرف مدت زمان طولانی پای اینترنت یا بازی رایانه ای به نفع
شماست یا به ضررتان؟ و آیا هزینه آن مقرون به صرفه است؟ آیا می شود این فرصت
های هدر شما و گرفتاری های اخلاقی و دینی را جبران کرد؟

۲. به جسم و
روان تان استراحت بدهید. استفاده زیاد از رایانه چشمان شما را ضعیف، ناراحتی در
قسمت های مچ دست، انگشتان، ستون فقرات و گردن و پاها را بیشتر می کند و رفتاری
یک بُعدی و گوشه گیر به شما می دهد و حتی اعتماد به نفس شما در زندگی اجتماعی
را نیز دستخوش تغییر قرار می دهد. پس از هر ۳۰ دقیقه کار با رایانه برخیزید و
کمی راه بروید. برای استراحت دادن به چشمان تان، در محیطی روشن کار کنید و
هنگام کار با رایانه هر ۱۰دقیقه به محلی خیره شوید، کمی پلک بزنید و بعد شروع
به کار کنید.

۳. برای اوقات
فراغت خود برنامه ریزی کنید و سعی کنید در این برنامه ریزی زمان استفاده از
اینترنت را در اولویت های پایین تر قرار دهید.

۴. با دوستان
خود قرار ملاقات بگذارید و به تفریح های دسته جمعی روی بیاورید. تفریح های دسته
جمعی باعث می شود تا شما رفتار اجتماعی صحیح را جایگزین رفتار گوشه گیری ناشی
از حضور طولانی مدت در اینترنت کنید.

۵. از اماکن
دیدنی و تفریحی محل زندگی خود استفاده کنید، اما نه از روی گوگل ارث!

 ۶. شب ها زود
بخوابید. وقت خودتان را صرف دانلود رایگان نکنید تا صبح بتوانید با نشاط کامل
به برنامه های اوقات فراغت خود برسید. اگر شاغل هستید شغل خود را به خاطر شب
زنده داری اینترنتی به خطر نیندازی.

۷. ورزش کنید.
به باشگاه های ورزشی مراجعه و در یک رشته مورد علاقه ثبت نام کنید. اگر نمی
خواهید هزینه ای پرداخت کنید کمی نرمش و پیاده روی کنید.

۸. مطالعه کنید.
جدیدترین کتاب های مورد علاقه خود را از کتاب خانه ها و کتاب فروشی ها تهیه
کرده و بخوانید. اما سعی کنید پیرامون کامپیوتر و اینترنت نباشند!

۹. والدین نیز
سعی کنند اوقات فراغت بچه ها را با دوچرخه سواری و بازی های سنتی و بازی با
کودکان پر کنند و برای راحتی خودشان آنها را سراغ رایانه نفرستند.

۱۰. زن و شوهر
شاغل سعی کنند یا کودکان را همراه خود ببرند و یا یکی از آنان کنار بچه ها
باشند و الا در نهایت ممکن است وضع اقتصادی خوبی داشته باشند ولی مهم ترین ثروت
زندگی که فرزندان هستند از دست خواهند داد.

۱۱. جوانان و
نوجوانان را با مساجد و بسیج و مراکز مذهبی دیگر آشنا کنید تا وقتشان را پر
کند.

۱۲. ارتباطات
خانوادگی و فامیلی و دوستانه را افزایش دهید و فرزندان را نیز همراه خودتان
ببرید.

 

 

 

 

 

 

پدر و مادر همسر



پرسش ۴۵.
                
 چگونه روابط خودم را با پدر خانم و مادر خانمم بهتر و
صمیمی تر کنم؟


بهترین روش
رفتار با دیگران و جلب محبت را می توان از کلام رسول اکرم (صلی الله علیه و
آله) آموخت که فرمود: «هیچ یک از شما مؤمن نیست مگر اینکه برای دیگری آن را
بخواهد که برای خود می خواهد» و یا در جای دیگر فرمود: «دست خود را بر سر هر کس
که می خواهی بگذار و برای او، آن بخواه که برای خود می خواهی».[۴۱۶]

زیرا انسان جز
انتظار خوش رفتاری از مردم ندارد، کمترین اهانتی را از سوی آنان نمی پذیرد راضی
نیست که کسی به او تهمت زند، و نمی پسندد که کسی از معایب او پیش دیگران سخن
بگوید هر چند آن عیوب را داشته باشد.

- اگر خواستید
بزرگترها به ویژه پدر و مادر خود و همسر را نسبت به موضوعی متقاعد سازید سعی
کنید پیرامون آنچه شما می خواهید با آنها به جرّ و بحث نپردازید بلکه اول از
خواسته خود کوتاه بیایید و خواسته او را در نظر بگیرید آنگاه نظر خودتان را
مطرح کنید.

- در گفت و گو
با بزرگترها سعی کنید از انتقاد، سرزنش و گلایه خودداری کنید.

 - سعی کنید
نکات مثبت در رفتار و شخصیت اطرافیان به ویژه پدر و مادرها را شناسایی کرده و
آنها را به خاطر آن ویژگی ها و رفتارها، تحسین صادقانه داشته باشید.

- سعی کنید
شنونده خوبی برای حرف بزرگترها باشید.

- در برخورد با
بزرگترها به ویژه فامیل خود و همسر با چهره ای گشاده و لبخند سخن را آغاز کنید.

- اگر اطرافیان
و پدر و مادرها کاری برای شما انجام دادند، از آنها تشکر و قدردانی کنید و
روحیه طلبکارانه نداشته باشید.

در پایان به دو
نکته اساسی در رابطه با نحوه معاشرت با خانواده همسرتان اشاره می کنیم:

۱. چون در سال
های اول شروع زندگی با خانواده جدید به سر می برید و هنوز به زوایای ریز و جزئی
زندگی آنها آشنایی کامل ندارید، سعی کنید در رفت و آمدتان با آنها رعایت احتیاط
را بکنید و تا زمانی که اصرار بر حضور در خانه شان نکرده اند، رفت و آمدتان را
محدود کنید.

البته آنها چه
بسا بگویند و از شما دعوت بکنند ولی تا زمانی که دعوتشان جدی تر نشده و یا
اصرار نکرده اند دعوتشان را پاسخ ندهید.

۲. سعی کنید از
طریق همسرتان، ویژگی های اخلاقی، اجتماعی، خانوادگی و شخصیتی والدین همسرتان را
شناسایی کنید. مثلاً روی چه اموری حساسیت بیشتری دارند و از چه اموری چندان دل
خوشی ندارند و با آگاهی از این نقاط ضعف و قوت، بر نکات قوت آنها تأکید ورزید و
درباره آنچه به گمان شما صحیح نیست تأکید نورزید و یا چشم پوشی کنید و در حضور
دیگران از آنها تعریف و تمجید کنید و نسبت به آنها متواضعانه برخورد کنید زیرا
آنها نیز در حکم پدر و مادر شما محسوب می شوند و  تواضع و فروتنی نسبت به آنها
پسندیده است.

توجه داشته
باشید برای ایجاد رابطه صمیمانه با افرادی که فاصله سنی شان حداقل با شما ۲۰
سال است زمان نیاز است و باید به تدریج این کار انجام گیرد و انتظار نداشته
باشید در طی مدت کوتاه این رابطه صمیمانه ایجاد شود.

 

اولویت پدر و
مادر


پرسش ۴۶.
                
   ما اول زندگیمان است، پدر و مادر همسرم اصرار دارند
در خانه آنها زندگی کنیم، اما برایم سخت است. همسرم هم بین من و پدر و مادرش
سرگردان شده، چه کار کنیم؟


بدیهی است شروع
زندگی مشترک چه بسا با فراز و نشیب هایی همراه باشد. اما با تصمیم خوب و مدیریت
انعطاف پذیر، می توان روز به روز از تنش ها کم کرد و به آسایش ها اضافه کرد در
حالی که عدم انعطاف و لجاجت ورزی کدورت ها و مشکلات را به طور تصاعدی بالا می
برد و شیرینی زندگی را به تلخی و محبت ها را به کینه تبدیل می کند.

باید دانست؛
برای بزرگترها بیش از هر چیز احترام و اطمینان مهم است. بنابراین اگر در قدم
های اول و شروع زندگی، احترام بزرگترها رعایت شود و پسر و دخترها درباره
مسئولیت زندگی به آنها اطمینان بدهند، رفته رفته حساسیت آنها کم می شود و در
سال های بعد می توان به طور مستقل و به دل خواه خود زندگی را با آرامش و خوشی
ادامه داد. بنا بر آنچه گفته شد تأمین نظر پدر و مادر پسر و دختر به ویژه در
سال های اول زندگی از خط قرمزهای زندگی است که نباید از آن گذشت. البته خیر و
برکت فراوانی را برای زندگی  به دنبال خواهد داشت. به طوری که از پشتیبانی های
مادّی و عاطفی آنها برخوردار خواهید شد و کمک ها و پاداش های الهی به سوی شما
سرازیر خواهد شد.

از سوی دیگر
گرفتاری ها و چالش های زندگی بسیار کم خواهد شد و هر کدام از پسرها و دخترها
علاوه بر اینکه خوب است احترام پدر و مادر خود را نگه دارند بسیار خوب خواهد
بود که احترام پدر و مادر همسر خود را نیز رعایت کنند و همدیگر را تشویق کنند
که هر چه بیشتر نظر پدر و مادرها را تأمین کنند، زیرا خیر و برکت آن به زندگی
خودشان بیشتر می رسد. بنابراین اگر والدین اصرار می کنند که با آنها زندگی کنید
و به هیچ وجه نمی توان رضایت آنها را مبنی بر زندگی مستقل و جدای از آنها را به
دست آورید؛ در این صورت خوب است تحمل برخی گفت و شنودها را داشته باشید و
انعطاف بیشتری در برابر هر دو طرف به خرج دهید و از برخی خواسته های شخصی خود
گذشت نمایید که مطمئناً خداوند جبران خواهد کرد. البته در صورتی که بتوان در یک
ساختمان دوطبقه جداگانه زندگی کرد و یا با اندک تغییری در ساختمان محل سکونت یا
تغییر منزل و تهیه منزلی دو طبقه جداگانه امکان زندگی مشترک را فراهم کرد، بهتر
خواهد بود و موجب آسایش و رفاه پدر و مادر نیز خواهد بود و اگر بتوان در منزلی
نزدیک به منزل والدین منزلی تهیه نمود تا هم نظر آنها تأمین شود و هم از برخی
مشکلات و برخوردهای ناخواسته جلوگیری کرد، مطلوب تر است.

در هر صورت،
رابطه گرم، عاطفی، صمیمانه و صادقانه زن و شوهر در رسیدن به رضایت همسر و کسب
رضایت والدین و مراقبت از آنها نقش حساس و مهمی دارد که باید هر دو طرف (دختر و
پسر) از برخی نفع های  شخصی برای مصلحتی بالاتر بگذرند و شیرینی آن را نیز هر
دو خواهند چشید.


 

 

 

 

کتابنامه


 

قرآن کریم،
ترجمه: مکارم شیرازی.

۱. محمدحسین
فرجاد، آسیب شناسی اجتماعی ستیزه های خانواده و طلاق، تهران: منصوری، ۱۳۷۲.

۲. محمدمهدی
اصفهانی، آیین تندرستی، اصفهان، اداره ارتباطات و آموزش سلامت معاونت سلامت
وزارت بهداشت، درمان و آموزش پزشکی، ۱۳۸۴.

۳. دوروتی
کارنگی، آیین همسرداری، ترجمه: مهستی شهلایی، تهران: نقش و نگار، ۱۳۷۶.

۴. ابی
محمدالحسن دیلمی، ارشاد القلوب، قم: شریف رضی، ۱۴۱۲ هـ.ق.

۵. محسن
ملااحمدی، ازدواج و تربیت انسان قبل از تولد، قم: وحدت بخش، ۱۳۸۴.

۶. لینکلن
رزماری، از ناتوانی جنسی تا لذت جنسی، ترجمه: فرشاد نجفی پور، تهران: نسل
نواندیش، ۱۳۸۱.

۷. حسین بستان،
اسلام و جامعه شناسی خانواده، قم: پژوهشگاه حوزه و دانشگاه، ۱۳۸۳.

۸. مرتضی فرید
تنکابنی، الحدیث، تهران: دفتر نشر فرهنگ اسلامی، ۱۳۷۱.

۹. ابی جعفر
محمدبن یعقوب کلینی، الفروع من الکافی، تهران: دارالکتب الاسلامیه، تهران:
۱۳۵۰.

۱۰. جوزف براگا
و لوری براگا، با کودکان خود رشد کنید، ترجمه: پروین قاسم زاده، تهران: آسیا،
۱۳۶۸.

۱۱. محمدباقر
مجلسی، بحارالانوار، بیروت، دار احیاء التراث العربی، ۱۴۰۳ق.

۱۲. جعفر جدیری،
بررسی رابطه رضامندی زناشویی براساس معیارهای دینی با ثبات هیجانی (پایان نامه
کارشناسی ارشد)، قم: مؤسسه آموزشی و پژوهشی امام خمینی)، ۱۳۸۷.

۱۳. سالاری فر و
همکاران، بهداشت روانی با نگرش به منابع اسلامی، قم: پژوهشگاه حوزه و  دانشگاه،
۱۳۸۹.

۱۴. سید جواد
مصطفوی، بهشت خانواده، قم: دارالفکر، بی تا.

۱۵. یوسف غلامی،
بی میلی جنسی در بانوان، تهران: نشر راضیه، ۱۳۷۸.

۱۶. مطهری،
مرتضی، تعلیم و تربیت در اسلام، قم: نشر صدرا، ۱۳۷۲.

۱۷. جین ریدلی،
تفاوت های جنسی زن و مرد، ترجمه: بهزاد رحمتی، تهران: توانا، ۱۳۸۵.

۱۸. ناصر مکارم
شیرازی و همکاران، تفسیر نمونه، تهران: دارالکتب الاسلامیه، ۱۳۷۷.

۱۹. گروهی از
محققان، تقویت نظام خانواده و آسیب شناسی آن، قم: مؤسسه آموزشی و پژوهشی امام
خمینی، ۱۳۸۶.

۲۰. شرام،
ویلبر، تلویزیون در زندگی کودکان ما، ترجمه: محمود حقیقت کاشانی، تهران: مرکز
تحقیقات و مطالعات سنجش صدا و سیما، ۱۳۷۷.

۲۱. سید محمدحسن
بنی هاشمی خمینی، توضیح المسائل مراجع، قم: دفتر انتشارات اسلامی، ۱۳۷۷.

۲۲. تافلر،
الوین، جابه جایی قدرت، ثروت و خشونت در آستانه قرن بیست و یکم، ترجمه: شهین
دخت خوارزمی، تهران: نشر مترجم، ۱۳۷۱.

۲۳. حسن ملکی،
چگونه با تفاهم زندگی کنیم، زنجان، نیکان کتاب، ۱۳۸۵.

۲۴. سیدمصطفی
محقق داماد، حقوق خانواده، تهران: نشر علوم اسلامی، ۱۳۷۴.

۲۵. محمدرضا
تقدمی، خستگی جنسی، تهران: مؤسسه انتشارات کتاب درمانی، ۱۳۷۹.

۲۶. جعفریه
صادقی، دانستنی های لازم جنسی و زناشویی برای مرد و زن جوان، تهران: دانش،
۱۳۸۰.

۲۷. حسین
محمودیان، دانش خانواده، تهران: سمت، ۱۳۸۳.

۲۸. علی اسلامی
نسب، درمان های جنسی، تهران: نسل نواندیش، ۱۳۸۱.

۲۹. مجتبی
حیدری، دینداری و رضامندی خانوادگی، قم: مؤسسه آموزشی و پژوهشی امام خمینی،
۱۳۸۵.

۳۰. شجاعی،
محمدصادق، راهی به سوی حرمت خود و سلامت روان، قم: مؤسسه آموزشی پژوهشی امام
خمینی، ۱۳۸۳.

۳۱. پاول هنری
ماسن، رشد و شخصیت کودک، ترجمه: مهشید یاسایی، تهران: مرکز، ۱۳۸۰.

۳۲. ابراهام
اسپرلینک، روان شناسی، ترجمه: محیی الدین بناب، نشر روز، ۱۳۷۲.

۳۳. لوک، بدار،
ژوزه دزیل و لوک لامارش، روان شناسی اجتماعی، ترجمه: حمزه گنجی،  تهران:
ساوالان، ۱۳۸۱.

۳۴. مسعود
آذربایجانی و همکاران، روان شناسی اجتماعی با نگرش به منابع اسلامی، قم: مؤسسه
پژوهشی حوزه و دانشگاه، ۱۳۸۲.

۳۵. رضا نوری،
روان شناسی تربیتی، بی جا، ۱۳۷۶.

۳۶. ابوالقاسمی،
عباس، روان شناسی در اجتماع، اردبیل: رهرو دانش، ۱۳۸۴.

۳۷. دیوید
فونتانا، روان شناسی دین و معنویت، ترجمه: ساوار، تهران: نشر ادیان، ۱۳۸۵.

۳۸. پاول اس
کاپلان، روان شناسی رشد (سفر پرماجرای کودک)، ترجمه: مهرداد فیروزبخت، تهران:
رسا، ۱۳۸۲.

۳۹. لورا ای
بِرک، روان شناسی رشد، ترجمه یحیی سیدمحمدی، تهران: ارسباران، ۱۳۸۱.

۴۰. جیمز وَندِر
زَندِن، روان شناسی رشد، ترجمه: حمزه گنجی، تهران: ساوالان، ۱۳۸۶.

۴۱. سوسن سیف و
همکاران (کدیور، کرمی و لطف آبادی)، روان شناسی رشد ۱، تهران: سمت، ۱۳۸۱.

۴۲. ناصر بی ریا
و همکاران، روان شناسی رشد با نگرش به منابع اسلامی، تهران: سمت، ۱۳۷۵.

۴۳. مریم معین
الاسلام، روان شناسی زن در نهج البلاغه، تهران: تربیت، ۱۳۸۰.

۴۴. منصور،
محمود و پریرخ دادستان، روان شناسی ژنتیک ۲، تهران: رشد، ۱۳۷۴.

۴۵. مایکل
آرگایل، روان شناسی شادی، ترجمه: مسعود گوهری انارکی و همکاران، اصفهان: جهاد
دانشگاهی، ۱۳۸۳.

۴۶. لپ ایگیناس،
روان شناسی عشق ورزیدن، ترجمه کاظم سامی و محمود ریاضی، تهران: چاپخش، ۱۳۶۹.

۴۷. مسعود
آذربایجانی و همکاران، روان شناسی عمومی، قم: پژوهشکده تحقیقات اسلامی، ۱۳۸۵.

۴۸. پریرخ
دادستان، روانشناسی مرضی ـ تحولی، تهران: سمت ۱۳۷۸.

۴۹. کارل گوستاو
یونگ، روان شناسی و دین، ترجمه: فؤاد روحانی، تهران: شرکت نشر کتاب های جیبی،
۱۳۷۰.

۵۰. نسرین تک
زارع و همکاران، روش های جلوگیری از بارداری، تهران: شقایق، ۱۳۸۱.

۵۱. بورنستین،
ف. چ، روش های درمان مشکلات زناشویی، ترجمه: حسن توزنده جانی و نسرین کمال پور،
مشهد، نشر مرندیز، ۱۳۸۰.

۵۲. جمال الدین
محمد خوانساری، شرح غررالحکم و دررالکلم، (تألیف تمیمی آمدی)، تهران:  دانشگاه
تهران، ۱۳۷۳.

۵۳. ابن ابی
الحدید، شرح نهج البلاغه، قم: مکتبة آیت اللّه العظمی المرعشی النجفی، ۱۴۰۴ق.

۵۴. دنیس،
ملوین، شناخت ارتباطات جمعی، ترجمه: سیروس مدادی دانشکده صدا و سیمای جمهوری
اسلامی ایران، ۱۳۸۳.

۵۵. صحیفه کامله
سجادیه، ترجمه: حسین استادولی، قم: الهادی، ۱۳۸۴ ش.

۵۶. باقر
ساروخانی، طلاق، پژوهشی در شناخت واقعیت و عوامل آن، تهران: مؤسسه انتشارات و
چاپ، ۱۳۷۲.

۵۷. عبدالواحد
الآمدی التمیمی، غررالحکم و دررالکلم، مؤسسه الاعلمی للمطبوعات، بیروت، ۱۴۰۷
هـ.ق.

۵۸. محمد معین،
فرهنگ فارسی، تهران: امیرکبیر، ۱۳۶۰.

۵۹. احمد
دانشگر، فرهنگ فارسی نوین.

۶۰. آرتور
گایتون، فیزیولوژی پزشکی، ترجمه: فرخ شادان، تهران: نشر مهر، ۱۳۷۵.

۶۱. محمدبن
یعقوب کلینی، کافی، دارالکتب الاسلامیه، تهران، ۱۳۶۵.

۶۲. علاءالدین
علی متقی هندی، کنزالعمال فی سنن الاقوال والافعال، بیروت: مؤسسه الرساله،
۱۴۰۵ق.

۶۳. نانسی مایر
رابینسون، کودک عقب مانده ذهنی، ترجمه: فرهاد ماهر، مشهد، آستان قدس رضوی،
۱۳۶۸.

۶۴. فخرالدین
طریحی، لغت نامه مجمع البحرین، تهران: مرتضوی، ۱۳۶۵.

۶۵. هاپ واکر،
ل، «دین به زندگی معنا می بخشد»، ترجمه: اعظم پویا، مجله نقد و نظر، سال هشتم،
شماره ۱و۲، ۱۳۸۲.

۶۶. فضل بن حسن
الطبرسی، مجمع البیان فی تفسیر القرآن، بیروت، دارالمعرفه، ۱۴۰۸ق.

۶۷. جان گری،
مردان مریخی، زنان ونوسی، تهران: همشهری، ۱۳۷۶.

۶۸. انصاری،
باقر و همکاران، مسئولیت مدنی رسانه های همگانی، تهران: معاونت پژوهشی، تدوین و
تنقیح قوانین و مقررات، ۱۳۸۱.

۶۹. میرزا حسین
نوری طبرسی، مستدرک الوسائل، قم: مؤسسه آل البیت لاحیاء التراث، ۱۴۰۸ هـ.

۷۰. سیدمصطفی
حسینی دشتی، معارف و معاریف، قم: دانش، ۱۳۷۶.

۷۱. هرگنهان،
بی. آر، مقدمه ای بر نظریه های یادگیری، ترجمه: علی اکبر سیف، تهران: نشر 
دوران، ۱۳۷۷.

۷۲. رضی الدین
ابی نصر الحسن بن الفضل طبرسی، مکارم الاخلاق، تهران: دارالکتب الاسلامی،
۱۳۷۶ق.

۷۳. محمدبن علی
ابن بابویه، من لایحضره الفقیه، تهران: دارالکتب الاسلامیه، ۱۳۹۰ق.

۷۴. جواد فیض،
من و کودک من (راهنمای مادران از نظر بهداشت و سلامت خود، تغذیه، رشد و پرورش
کودک).

۷۵. سعید آزرمی
سه ساری، میثاق مقدس (بلوغ، ازدواج و تشکیل خانواده)، تهران: اسپیند، ۱۳۷۹.

۷۶. محمد محمدی
ری شهری، میزان الحکمه، قم: مکتب الاعلام الاسلامی، ۱۳۷۱.

۷۷. مرتضی
مطهری، نظام حقوق زن در اسلام، تهران: صدرا، ۱۳۶۹.

۷۸. شولتز،
دوان، نظریه های شخصیت، ترجمة یحیی سید محمدی، تهران: مؤسسه نشر، ۱۳۸۴.

۷۹. نهاد
نمایندگی مقام معظم رهبری در دانشگاه ها، نقش دین در بهداشت روان، تهران: دفتر
نشر معارف، ۱۳۸۲.

۸۰. محسن
ماجراجو، نیازها و روابط جنسی و زناشویی، قم: عطر یاس، ۱۳۸۵.

۸۱. میاکلم،
پاول، پرینگل، نیازهای کودکان، ترجمه: نیره ایجادی و جواد شافعی مقدم، تهران:
رشد، ۱۳۸۰.

۸۲. محمدبن حسن
حرّ العاملی، وسائل الشیعه، قم: مؤسسه آل البیت لإحیاء التراث، ۱۴۱۴.

۸۳. رفیع پور،
فرامرز، وسایل ارتباط جمعی و تغییر ارزش های اجتماعی، تهران: کتاب فردا، ۱۳۷۸.

۸۴. الیزابت
فنویک، همه مادران سالم اند اگر...، (راهنمای کامل مراقبت های دوران بارداری و
نگهداری از نوزادان) ترجمه: امیر صادقی بابلان، تهران: نشر دانش، ۱۳۸۵.

مجلات

۱. پناهی، علی
احمد، مجله معرفت، شماره ۱۰۴.

۲. شجاعیان، رضا
و همکاران، «ارتباط دعا با سلامت روانی»، فصلنامه اندیشه و رفتار، شماره ۳۰،
۱۳۸۱.

 ۳. نشاط دوست،
حمیدطاهر، (تعیین عوامل مؤثر در شادکامی همسران کارکنان شرکت فولاد مبارکه)،
فصلنامه خانواده پژوهی، شماره ۱۱، ۱۳۸۶.

۴. حسین محبوبی
منش، کتاب زنان، مقاله تغییرات اجتماعی ازدواج، شماره ۲۶، ۱۳۸۳.

۵. علیزاده،
حمید، پژوهش های روان شناسی، تعامل والدین فرزند: تحول و آسیب شناسی، شماره ۱۲،
زمستان ۱۳۸۰.، شماره ۱۲.

۶.
Koenig,
H
(۱۹۹۸). Hand
Book
of
Religion
and
mentall
health,
Academic
Press.

۷.
Hafman,
L.
the
value
of
childrent
to
parent,
S.
New
York:
Bacic
Books,
۱۹۷۳.

۸.
Mccrae,
R
and
Costa,
P.
Peysonality
in
Adulthood.
Guilford,
new
york,
۲۰۰۳.

۹.
Argyle,
m.
the
psychology
of
Happiness,
Routledge
taylor
and
Francis
Group,
۲۰۰۱.

۱۰.
Monahan.
Is
child
Lessness
Related
to
Family
stability.
American
sociolo
gical
reviw
Angust
۱۹۵۵.

۱۱.
Maxwell,
J.
W
and
Montgomery,
J.
E.
social
pressure
tward
early
parenthood.
Family
cooy
dinator,
۱۹۶۹.

۱۲.
Matlin
Margaret 
W.(۲۰۰۸)The
Psychology
of
women.
Belmont,
CA:
Wadsworth/Thomson.
Learning,PP۸۹-۹۰


 





[۱]
.
روم ۳۰، آیه۲۱.




[۲]
.
«ما بُنِی بناءٌ فِی الاسلام اَحَبُّ إلی الله تعالی مِنَ التَّزوج»،
مجلسی، بحارالأنوار، ج۱۰۰، ص۲۲۲.




[۳]
.
«ما مِنْ شابٍّ تَزَوّجَ فی حداثة سنّه، إلّا عجَّ شیطانه و یقول: یا ویلاه
عصم هذا منّی ثلث دینه، و لیتّق الله فی الثّلث الباقی»، نوری، مستدرک
الوسایل، ج۱۴، ص۱۵۰.




[۴]
.
مطهری، مرتضی، تعلیم و تربیت در اسلام، ص ۳۸۹.




[۵]
.
قال رسول الله (صلی الله علیه و آله) : «الکادّ علی عیاله کالمجاهد فی سبیل
الله»؛ «تلاش در راه تأمین نیازهای خانواده مانند جهاد در راه خداست»،
مجلسی، بحارالأنوار، ج۹۳، ص۳۲۴.




[۶]
.
بورنستین، ف. چ، روش های درمان مشکلات زناشویی، ترجمه: حسن توزنده جانی و
نسرین کمال پور، ص۱۲ و ۱۳.




[۷]
.
سعید آزرمی سه ساری، میثاق مقدس بلوغ، ازدواج و تشکیل خانواده، ص ۷.




[۸]
.
قال رسول اللّه (صلی الله علیه و آله) : «من تزوج احرز نصف دینه»، الحر
العاملی، وسایل الشیعه، ج ۲۰، ص ۱۷.




[۹]
.
«من احب ان یلقی اللّه طاهرا مطهّرا فلیتعففّ بزوجة»؛ میرزا حسین نوری
طبرسی، مستدرک الوسایل، ج ۱۴، ص ۱۵۰.




[۱۰]
.
«المتزوّج النّائمُ اَفضَلُ عندالله مِنَ الصّائم القائِم العَزَب»؛ مستدرک
الوسایل، ج ۱۴، ص ۱۵۵.




[۱۱]
.
«یا معشر الشباب من استطاع منکم الباه فلیتزوج فانّه اغضّ للبصر و احصن
للفرج»؛ همان، ص۱۵۳.




[۱۲]
.
«ان الابکار بمنزلة الثمر علی الشجر، اذا ادرک ثمارها فلم تجتن افسدته
الشمس و کذلک الابکار اذا ادرکن ما یدرکن النساء، فلیس لهنّ دواء الاّ
البعولة و الاّ لم یؤن علیهن الفساد لانهنّ بشر»؛ الحر العاملی، وسایل
الشیعه، ج ۲۰، ص ۶۱.




[۱۳]
.
«وَأنکحُوا الْأیامَی مِنکمْ وَالصَّالِحِینَ مِنْ عِبَادِکمْ وَإِمَائِکمْ
إِن یکونُوا فُقَرَاء یغْنِهِمُ اللَّهُ مِن فَضْلِهِ وَاللَّهُ وَاسِعٌ
عَلِیمٌ»؛ «مردان و زنان بی همسر خود را همسر دهید، همچنین غلامان و کنیزان
صالح و درستکارتان را؛ اگر فقیر و تنگدست باشند، خداوند از فضل خود، آنان
را بی نیاز می سازد بدرستی که خداوند گشایش دهنده و آگاه است». نور، آیه
۳۲.




[۱۴]
.
«الرزق مع النساء و العیال»؛ (الحر العاملی، وسایل الشیعه، ج ۲۰، ص ۴۴).




[۱۵]
.
«یفتح أبواب السماء «بالرحمة» فی أربع مواضع: عند نزول المطر، و عند نظر
الولد فی وجه الوالد و عند فتح باب الکعبة و عند النکاح»؛ مستدرک الوسایل،
ج ۱۴، ص ۱۵۲.




[۱۶]
.
«تزوّج والاّ فأنت مِن إخوان الشیاطین»؛ همان، ص ۱۵۵.




[۱۷]
.
روم ۳۰، آیه ۲۱.




[۱۸]
.
«ما افاد عبد فائدة خیرا من زوجة صالحه اذا رأها سرّته و اذا غاب عنها
حفظته فی نفسها و ماله»؛ الحر العاملی، وسایل الشیعه، ج ۲۰، ص ۳۹.




[۱۹]
.
یقول الله تبارک و تعالی: «إذا أردت أن أعطی عبدی خیر الدنیا و الآخرة،
جعلت له لساناً ذکراً، و قلباً خاشعاً، و جسداً علی البلاء صابراً، و زوجة
مؤمنة تسره إذا نظر إلیها، و تحفظه إذا غاب عنها فی نفسها و ماله»؛ مستدرک
الوسایل، ج ۱۴، ص ۱۶۹.




[۲۰]
.
«تناکحوا تناسلوا، انّی أباهی بکم الامم فی یوم القیامة»؛ مستدرک الوسایل،
ج ۱۴، ص ۱۵۳.




[۲۱]
.
حسین محبوبی منش، کتاب زنان، ص ۱۸۳.




[۲۲]
.
«اکثر اهل النّار العزّاب»؛ (الحر العاملی، وسایل الشیعه، ج ۲۰، ص ۲۰).




[۲۳]
. Will
Durant.




[۲۴]
.
علی احمد پناهی، مجله معرفت، شماره ۱۰۴، ص ۳۸.




[۲۵]
.
«زَوِّجُوا اَیاماکُمْ فَان الله یحسِنُ لَهُم فی اخلاقِهِم ویوَسّعُ لهم
فی ارزاقهم ویزیدُهُم فی مرواتِهِم»؛ مجلسی، بحارالانوار، ج ۱۰۰، ص ۲۲۲.




[۲۶]
.
«وَأنکحُوا الْأیامَی مِنکمْ وَالصَّالِحِینَ مِنْ عِبَادِکمْ وَإِمَائِکمْ
إِن یکونُوا فُقَرَاء یغْنِهِمُ اللَّهُ مِن فَضْلِهِ وَاللَّهُ وَاسِعٌ
عَلِیمٌ»، نور ۲۴، آیه ۳۲.




[۲۷]
.
«الرزق مع النساء و العیال»؛ (الحر العاملی، وسایل الشیعه، ج ۲۰، ص ۴۴).




[۲۸]
.
«زوّجوا اَیامکم فإَّن الله یحسِنُ لَهم فی اَخلاقِهم و یوسِّعُ لَهم فی
اَرزاقِهم و یزیدُهم فی مُّروّاتِهِم»؛مجلسی، بحارالانوار، ج ۱۰۰، ص ۲۲۲.




[۲۹]
.
تنیدگی؛ یعنی، اضطراب، گرفتاری، تنش های روانی و روحی و ناراحتی شدید.




[۳۰]
.
ر.ک: دیماتئو، ام، روانشناسی سلامت، ج۲، ص ۵۳۴-۵۲۵.




[۳۱]
.
«وَ مِنْ آیاتِهِ أنْ خَلَقَ لَکُمْ مِنْ أنفُسِکُمْ أزْوَاجًا
لِتَسْکُنُوا إِلَیهَا وَجَعَلَ بَینَکُمْ مَوَدَّةً وَ رَحْمَةً»؛ روم ۳۰،
آیه۲۱.




[۳۲]
.
«هُوَ الَّذِی خَلَقَکُمْ مِنْ نَفْسٍ واحِدَةٍ وَ جَعَلَ مِنْها زَوْجَها
لِیسْکُنَ إِلَیها»؛ اعراف ۷، آیه ۱۸۹.




[۳۳]
.
«الزوجة الموافقة إحدی الراحتین»؛ غررالحکم، ۹۲۸۲.




[۳۴]
.
«وَ آتُوا النِّساءَ صَدُقاتِهِنَّ نِحْلَةً»؛ «و مهر زنان را به طور کامل
به عنوان یک عطا و پیشکش (یا یک عطیه) به آنها بپردازید». نساء (۴)، آیه ۴.




[۳۵]
.
«تیاسَرُوا فی الصَّداقِ فإنَّ الرَجُلَ لَیعطِی المَرأة حَتَّی یبقی ذلک
فی نفسه عَلیها حَسبکةُ»؛ کنزالعمّال، ۴۴۷۳۱.




[۳۶]
.
«إنّ مِن یمنِ المرأة تیسیرُ خِطبَتِها و تَیسیر صِداقِها و تَیسیر
رَحِمِها»؛ میزان، ۷۸۴۵؛ کنزالعمّال، ۴۴۷۲۱




[۳۷]
.
مائده ۵، آیه ۵.




[۳۸]
.
نساء ۴، آیه ۲۵.




[۳۹]
.
ر.ک: زیمون، مفاهیم و تئوری کلیدی در خانواده درمانی، ص ۳۷ و ۲۸۹.




[۴۰]
.
برای مطالعه بیشتر در این زمینه ر.ک: حسین زاده، علی، همسران سازگار، قم:
مؤسسه آموزشی پژوهشی امام خمینی، ۱۳۸۸.




[۴۱]
.
هرگنهان، بی. آر، مقدمه ای بر نظریه های یادگیری، ترجمه: علی اکبر سیف، ص
۳۸۵.




[۴۲]
.
Abraham Moslow.




[۴۳]
.
شجاعی، محمدصادق، راهی به سوی حرمت خود و سلامت روان، ص ۱۱۱.




[۴۴]
.
«وَ مِنْ آیاتِهِ أنْ خَلَقَ لَکُم مِّنْ أنفُسِکُمْ أزْوَاجًا
لِّتَسْکُنُوا إِلَیهَا وَجَعَلَ بَینَکُم مَّوَدَّةً وَ رَحْمَةً»؛ «از
نشانه های خداوند این است که همسرانی از جنس خودتان برای شما آفرید تا در
کنار آنان آرامش یابید و میان شما مودت و رحمت قرار داد»، روم (۳۰، آیه
۲۱).




[۴۵]
.
عامّه مردم تعبیر دوران نامزدی را برای فاصله زمانی عقد دائم تا عروسی به
کار می برند؛ در حالی که در حقوق مدنی ایران، نامزدی زمانی است که مرد از
زنی خواستگاری می کند تا بعد با او ازدواج کند و زن موافقت می کند.




[۴۶]
.
شیخ حر عاملی، وسائل الشیعه، ج۲۱، ص ۵۱۵.




[۴۷]
.
کلینی، کافی، ج۱، ص ۵۲.




[۴۸]
.
الحر العاملی، وسایل الشیعه، ج ۲۰، ص ۱۹۱.




[۴۹]
.
«اِنّ هذه القلوب تملُّ کما تَملُّ الأبدان فابتغوا لها طرائفَ الحکمة»؛
نهج البلاغه، ترجمه فیض الاسلام، ص ۱۱۷۶، قصار ۱۸۸.




[۵۰]
.
«للمؤمنِ ثلاثُ ساعاتٍ: فساعةٌ یناجی فیها ربّه، وساعةٌ یرمُّ معاشهُ
وساعةٌ یخلّی بین نفْسه وبین لذّتها فیما یحلّ ویجّمُلُ»، همان، ص ۱۲۷۱،
قصار ۳۸۲.




[۵۱]
.
«السّرورُ یبْسط النفس و یثیرُ النّشاط»؛ (محمد محمدی ری شهری، میزان
الحکمة، ج ۴، ص ۴۳۶).




[۵۲]
.
«ما عُبِدَ الله بشی ءٍ أحبُّ إلی الله من إدخال السرور علی المؤمن»؛ الحر
العاملی، وسایل الشیعة، ج۱۶، ص ۳۴۹.




[۵۳]
.
«من سَرّ مؤمناً فقد سرَّنی و من سرنی فقد سرّ الله»؛ همان.




[۵۴]
.
مجلسی، بحارالانوار، ج ۱۰۰، ص ۲۷۵.




[۵۵]
.
«انَّ مِن سنن المرسلین الاطعام عند التزویج»؛ همان، ص ۲۷۷.




[۵۶]
.
ترجمه میزان الحکمه، ج ۵، ص ۲۲۷۳، ح ۷۹۲۱؛ کافی، ج ۵، ص ۳۶۸، ح ۴.




[۵۷]
.
ترجمه میزان الحکمه، ج ۵، ص ۲۲۷۲، ح ۷۹۱۹.




[۵۸]
.
«زفّوا عرائِسَکم لیلاً»؛ مستدرک الوسایل، ج ۱۴، ص ۱۹۵.




[۵۹]
.
«مِنَ السنة التزویج باللیل لانّ الله جعل اللیل سکناً و النساء انّما
هُنَّ سَکنٌ»؛ همان، ص ۱۹۶.




[۶۰]
.
«زفّوا عرائسکم لیلاً و أطعموا ضحی»؛ الحر العاملی، وسایل الشیعه، ج۲۰،
ص۹۱.




[۶۱]
.
محسن ماجراجو، نیازها و روابط جنسی و زناشویی، ص ۱۷۷.




[۶۲]
.
«اذا جامع احدکم فلیقل بسم الله و بالله اللهم جنبی الشیطان و جنب الشیطان
ما رزقتنی»؛ کلینی، کافی، ج ۵، ص ۵۰۳.




[۶۳]
.
«اللَّهُمَّ بَاَمانَتِکَ اَخَذْتُها وَ بِکَلِماتِکَ اسْتَحْلَلْتُها
فَاِنْ قَضَیتَ لِی مِنْها وَلَداً فَاجْعَلْهُ مُبارَکاً تَقِیاً مِنْ
شیعَةِ آلِ مُحَمّدٍ وَ لا تَجْعَلْ لِلشَّیطانِ فِیهِ شِرْکَاً وَ لا
نَصِیباً»؛ (کلینی، کافی، ج۵، ص ۵۰۰.




[۶۴]
.
محمد ری شهری، میزان الحکمه، ج۱۴، ح۲۱۹۱۲.




[۶۵]
.
محمدباقر مجلسی، بحارالانوار، ج۱۰، ص۲۸۰.




[۶۶]
.
«اللَّهُمَّ ارْزُقْنِی إِلْفَهَا وَ وُدَّهَا وَ رِضَاهَا وَ أرْضِنِی
بِهَا وَ اجْمَعْ بَینَنَا بِأحْسَنِ اجْتِمَاعٍ وَ آنَسِ...»؛الحرالعاملی،
وسایل الشیعه، ج ۷، باب ۸۱.




[۶۷]
.
الحر العاملی، وسائل الشیعه، ج۲۰، ص۱۳۸.




[۶۸]
.
«من اتخذ زوجاً فلیکرمها»؛ مستدرک الوسایل، ج۱۴، ص۲۴۴.




[۶۹]
.
«قول الرجل للمرأة انّی احبک لا یذهب من قلبها ابداً»؛ کلینی، کافی، ج۵،
ص۵۶۹.




[۷۰]
.
«فاعلمه فانّه ابقی للمودّة و خیرٌ فی الاُلفة؛ الحر العاملی، وسایل
الشیعه، ج۱۲، ص۵۴.




[۷۱]
.
همان، ص۱۱۹.




[۷۲]
.
«کل لهو المؤمن باطل الاّ فی ثلاث: فی تأدیبه الفرس، و رمیة عن القوس و
ملاعبة امرأته فانّهنّ حقّ»؛ همان.




[۷۳]
.
مستدرک الوسائل، ج۱۴، ص۲۲۱.




[۷۴]
.
«إذا اراد أحدکُمْ أنْ یأتی زوجته فلا یعجلها فإنَّ للنساءِ حوائج»؛ همان،
ص۱۱۸.




[۷۵]
.
الحر العاملی، وسایل الشیعه، ج۲۰، ص۱۱۷.




[۷۶]
.
الحر العاملی، وسائل الشیعه، ج۲۰، ص۱۲۰.




[۷۷]
.
الحر العاملی، وسائل الشیعه، ج ۲۰، ص ۱۲۴.




[۷۸]
.
همان، ص۱۱۸.




[۷۹]
.
«اتّقوا الکلام عند ملتقی الختانین فانّه یورث الخرس»؛ همان، ص۱۲۳.




[۸۰]
.
قال الصادق (علیه السلام) : «نهی رسول الله (صلی الله علیه و آله) أن یکثر
الکلام عند المجامعة»؛ همان.




[۸۱]
.
وَ عَلَیها أن تَطیبَ بأطیبْ طیبِها و تَلبَسَ أحسَنِ ثیابها و تَزَینَ
بأحسن زینتَها و تُعرض نَفَسَها علیه غُدوَةً وَ عشیةً؛ کلینی، کافی، ج۵،
ص۵۰۸.




[۸۲]
.
النساء یحبِبْن أن یرینَ الرّجال فی مِثل ما یحِبُّ الرِّجالُ ان یری فیه
النّساء مِنَ الزّینَةِ؛ (مجلسی، بحارالانوار، ج۷۳، ص۱۰۱).




[۸۳]
.
انَّ التهیئةً ممّا یزیدُ فی عِفّةِ النساء؛ همان، ص۱۰۰.




[۸۴]
.
یوسف غلامی، بی میلی جنسی در بانوان، ص۶۹؛ جعفریه صادقی، دانستنی های لازم
جنسی و زناشویی، ص۸۰.




[۸۵]
.
وسائل الشیعه، ج۲، ص ۱۷۹.




[۸۶]
.
مستدرک الوسائل، ج ۱۴، ص ۱۵۴.




[۸۷]
.
«السّواک مطهّرة للفم و مرضاة للرّب»؛ کلینی، کافی، ج۶، ص۴۹۵.




[۸۸]
.
«لکلّ شی ء طهور و طهور الفم السّواک»؛ مجلسی، بحارالانوار، ج۷۳، ص۱۴۰.




[۸۹]
.
«فی السّواک اثْنتا عشرة خصلةً هو من السّنة و مطهرة للفم و مجلاة للبصر و
یرضی الربّ و یذهبُبالبلغم و یزید فی الحفظ و یبیض الاسنان و یضاعف الحسنات
و یذهب بِالحَفْرِ و یشدّ اللثّة و یشهّی الطّعام و تفرح به الملائکة»؛
کلینی، کافی، ج۶، ص۴۹۵.




[۹۰]
.
«صلاة رکعتین بسواک افضل من سبعین رکعة بغیر سواک»؛ الحر العاملی، وسایل
الشیعه، ج۲، ص۱۹.




[۹۱]
.
«ثلاثة یهد من البدن: دخول الحمام علی البطنة و الغشیان علی الإمتلاء و
نکاح العجانیز»؛ الحر العاملی، وسایل الشیعه، ج۲۰، ص۲۵۵.




[۹۲]
.
«لاتجامع امرأتک من قیام فانّ ذلک من فعل الحمیر»؛ الحرالعاملی، وسایل
الشیعه، ج۲، ص۲۵۳.




[۹۳]
.
علی اسلامی نسب، درمان های جنسی، ص۱۴۱.




[۹۴]
.
علی حسین زاده، همسران سازگار، ص۳۲۵.




[۹۵]
.
«أیضرب احدکم المرأة ثمّ یظلّ معانقها»؛ الحرالعاملی، وسایل الشیعه، ج۲۰،
ص۱۶۷.




[۹۶]
.
«فدارها علی کل حال و أحسن الصحبة لها لیصفوا عیشک»؛ همان، ص۱۶۹.




[۹۷]
.
«العبد کلّما ازداد النساء حبّاً ازداد فی الایمان فضلاً»؛ همان، ص۲۴.




[۹۸]
.
«علیها ان تطیب باطیب طیبها و تلبس احسن ثیابها و تزین باحسن زینتها و تعرض
نفسها علیه غدوة و عشیة»؛ کلینی، فروع کافی، ج۵، ص۵۰۸.




[۹۹]
.
«انّ خیر نسائکم الولود الودود العفیفة العزیزة فی اهلها الذّلیلة مع بعلها
المتبرجة مع زوجها الحصان علی غیره التی تسمع قوله و تطیع أمراه و اذا خلا
بها بذلت له ما یرید منها»؛ همان.




[۱۰۰]
.
الحر العاملی، وسایل الشیعه، ج۲۰، ص۲۹.




[۱۰۱]
.
جین ریدلی، تفاوت های جنسی زن و مرد، ص۲۴۲۵.




[۱۰۲]
.
مسعود آذربایجانی و همکاران، روان شناسی اجتماعی، ص۲۵۰.




[۱۰۳]
.
محسن ماجراجو، نیازها و روابط جنسی و زناشویی، ص۱۵۴ـ۱۵۳.




[۱۰۴]
.
محسن ملااحمدی، ازدواج و تربیت انسان قبل از تولد، ص۹۶ـ۹۴.




[۱۰۵]
.
همان.




[۱۰۶]
.
نساء ۴، آیه ۱۹.




[۱۰۷]
.
Sabini J Social Psychology p. ۵۹۳.




[۱۰۸]
.
آستانه تحریک مردان پایین تر است و همچنین قدرت بینایی مردان بهتر است و در
مقابل قوه شنوایی زنان قوی تر و به محرک های شنوایی و لمسی حساس ترند. ناصر
بی ریا، روان شناسی رشد با نگرش به منابع اسلامی، ج۲، ص۱۰۲۹.




[۱۰۹]
.
«فإذا أتی احدکم أهله فلیکن بینهما ملاعبة فانّه اطیب لأمر»؛ همان و روایت
دیگری در همین باب وجود دارد که مضمون همین روایات را دارد.




[۱۱۰]
.
مریم معین الاسلام، روان شناسی زن، ص۷۶.




[۱۱۱]
.
مرتضی مطهری، نظام حقوق زن در اسلام، ص۲۲۳.




[۱۱۲]
.
ابراهام اسپرلینک، روان شناسی، ص۸۹.




[۱۱۳]
.
«ان من اخلاق الانبیاء التنظف والتطیب و حلق الشعر و کثرة الطروقه»؛ کافی،
ج ۵، ص ۵۶۷؛ وسایل الشیعه، ج ۲۰، ص ۲۴۳.




[۱۱۴]
.
همان، ص ۱۵۵.




[۱۱۵]
.
«یامعشر الشباب من استطاع منکم الباه فلیتزوج فانّه اغضّ للبصر و احصن
للفرج»؛ همان، ص۱۵۳.




[۱۱۶]
.
«وَ مِنْ آیاتِهِ أنْ خَلَقَ لَکمْ مِنْ أنْفُسِکمْ أزْواجاً لِتَسْکنُوا
إِلَیها وَ جَعَلَ بَینَکمْ مَوَدَّةً وَ رَحْمَةً»؛ «از آیات و نشانه های
خداوندی این است که برای شما از جنس خودتان جفتی بیافرید، که در کنار او
آرامش یابید، و میان شما عشق و محبت و مهربانی قرار داد». روم (۳۰، آیه
۲۱).




[۱۱۷]
.
حسین بستان، اسلام و جامعه شناسی خانواده، ص۱۸۲.




[۱۱۸]
.
جعفر جدیدی، بررسی رابطه رضامندی زناشویی براساس معیارهای دینی با ثبات
هیجانی، پایان نامه کارشناسی ارشد، ص۷۲.




[۱۱۹]
.
همان.




[۱۲۰]
.
همان، ص۷۴.




[۱۲۱]
.
همان، ص۷۷.




[۱۲۲]
.
مسعود آذربایجانی و همکاران، روان شناسی عمومی، ص۲۲۲.




[۱۲۳]
.
جعفر جدیدی، بررسی رابطه رضامندی زناشویی براساس معیارهای دینی با ثبات
هیجانی، پایان نامه کارشناسی ارشد، ص ۱۲۱۳.




[۱۲۴]
.
همان، ص ۱۳.




[۱۲۵]
. Bloom
Asher and White.




[۱۲۶]
.
همان.




[۱۲۷]
. Ingle
hart.




[۱۲۸]
. Wood.




[۱۲۹]
.
مایکل آرگایل، روان شناسی شادی، ترجمه مسعود گوهری انارکی و همکاران، ص
۱۲۹.




[۱۳۰]
.
همان، ص۱۲۸.




[۱۳۱]
.
همان، ص۱۵۱۶.




[۱۳۲]
.
همسران سازگار، ص۳۱۶.




[۱۳۳]
.
همان، ص۳۱۷.




[۱۳۴]
.
«لاتُجامعْ اِمَراَتَکَ بشَهوَةِ اِمراَةِ غیرکَ»؛ الحرالعاملی، وسایل
الشیعه، ج۲۰، ص۲۵۲.




[۱۳۵]
.
همسران سازگار، ص۳۲۰.




[۱۳۶]
.
امام خمینی، آیت اللّه نوری و آیت اللّه فاضل، تعلیقات علی العروة، ج دوم،
النکاح، الفصل الاول، م ۱؛ آیت اللّه صافی، توضیح المسائل مراجع، م ۴۵۰:
آیت اللّه خامنه ای، استفتاء، س۴۱۹؛ آیت اللّه مکارم، تعلیقات علی العروة،
احکام الحیض، السابع و دفتر معظم له.




[۱۳۷]
.
استفتاءات، س ۱۴۶۳؛ منهاج الصالحین، ج ۱، م ۲۲۸؛ آیت اللّه وحید، منهاج
الصالحین، ج ۲، م ۸۲۲.




[۱۳۸]
.
توضیح المسائل مراجع، ج ۱، م ۴۵۰.




[۱۳۹]
.
لینکن رزماری، از ناتوانی تا لذت جنسی، ترجمه فرشاد نجفی پور، ص۶۴.




[۱۴۰]
.
علی اسلامی نسب، درمان های جنسی، ص۶۶.




[۱۴۱]
.
محمدرضا تقدمی، خستگی جنسی، ص۱۳۱.




[۱۴۲]
.
لینکلن رزماری، از ناتوانی جنسی تا لذت جنسی، ترجمه فرشاد نجفی پور، ص۱۴۵.




[۱۴۳]
.
محمدرضا تقدمی، خستگی جنسی، ص۱۲۰.




[۱۴۴]
.
نساء ۴، آیه ۳۴.




[۱۴۵]
.
تفسیر نمونه، ج ۳، ص ۳۶۹ به بعد.




[۱۴۶]
.
وسائل الشیعه، ج ۱۵، ص ۲۵۱.




[۱۴۷]
.
تحریم ۶۶، آیه ۶.




[۱۴۸]
.
سیدمصطفی محقق داماد، حقوق خانواده، ص۲۹۰.




[۱۴۹]
.
همان.




[۱۵۰]
.
وسائل الشیعه، ج ۱۵، ص ۲۴۹.




[۱۵۱]
.
«من قتل دون عیاله فهو شهید»؛ وسائل الشیعه، ج ۱۵، ص ۱۲۰.




[۱۵۲]
.
مستدرک الوسایل، ج ۱۴، ص ۲۵۲.




[۱۵۳]
.
الحرالعاملی، وسایل الشیعه، ج ۲۰، ص ۲۳.




[۱۵۴]
.
مستدرک الوسایل، ج ۱۳، ص ۲۰۷.




[۱۵۵]
.
البته حضرات معصومین (علیهم السلام) استثناء هستند.




[۱۵۶]
.
سیدمصطفی حسینی دشتی، معارف و معاریف، ج ۹، ص ۲۳۷.




[۱۵۷]
.
«فدارها عَلی کلّ حالٍ وَ أحسِنِ الصُّحَبةَ لها فیصْفُوَ عَیشک»؛ وسایل
الشیعه، ج ۲۰، ص ۱۶۹.




[۱۵۸]
.
مجلسی، بحارالانوار، ج ۱۰۳، ص ۲۴۷.




[۱۵۹]
.
بحارالانوار، ج ۱۰۱، ص ۱۳۲.




[۱۶۰]
.
مجتبی حیدری، دینداری و رضامندی خانوادگی، ص ۱۰۳.




[۱۶۱]
.
مستدرک الوسایل، ج ۱۴، ص ۲۵۲.




[۱۶۲]
.
«قَولُ الرَجُلْ لِلْمَرْأةِ إنّی أُحِبُّک لا یذْهَبُ مِنْ قَلْبِها
أبَداً»؛ الحرالعاملی، وسایل الشیعه، ج ۲۰، ص ۲۳.




[۱۶۳]
.
میزان الحکمه ج ۵، ص ۱۰۵، ح ۸۱۰۸.




[۱۶۴]
.
توبه ۹، آیه ۲۴.




[۱۶۵]
.
مجلسی، بحارالانوار، ج۱۰۰، ص۲۴۴.




[۱۶۶]
.
«ولا تعطی شیئاً إلا باذنه فإن فَعَلت فعلیها الوزر»؛ الحر العاملی، همان،
ج۲۰، ص۱۵۹.




[۱۶۷]
.
«و لا تصدق مِن بیتهِ اِلا باذنه»؛ همان، ص۱۵۸.




[۱۶۸]
.
«و لاتصوم تطوعاً اِلا بإذنِهِ»؛ همان.




[۱۶۹]
.
مجمع البحرین، ج ۳، ص ۱۰۲.




[۱۷۰]
.
ر.ک: چهل حدیث، امام خمینیره، ص ۵۱۱ـ۵۱۰، مؤسسه تنظیم و نشر آثار حضرت
امام، ۱۳۷۱؛ لغت نامه دهخدا، ماده عفت.




[۱۷۱]
.
«الصَّبرُ عَلَی الشهوة عفّةٌ»؛ جمال الدین محمد خوانساری، شرح غررالحکم و
دررالکلم، ج۲، ص۸۲، ح۱۹۲۷.




[۱۷۲]
.
«المراة الصالحة احد الکاسبین»؛ بحارالانوار، ج ۱۰۰، ص ۲۳۸.




[۱۷۳]
.
«اَیما امْرَأةٍ هَجَرَتْ زَوجَها وَهِی ظالِمَةٌ حُشِرَتْ یوْمَ القیامَةِ
مَعَ فِرْعَوْنَ وهامانَ وَ قارُونَ فی الدّرکِ الأسْفَلِ مِنَ النّارِ
اِلاّ أنْ تَتُوبَ و تَرْجِعَ» رضی الدین طبرسی، مکارم الاخلاق، ص ۲۰۲.




[۱۷۴]
.
همان، ص ۲۰۲.




[۱۷۵]
.
Koenig Hand Book of Religion and mental health pp. ۴۹۲ - ۳۸۲.




[۱۷۶]
.
مجلسی، بحارالانوار، ج ۷۵، ص ۲۳۷.




[۱۷۷]
.
«مَا أفَادَ عَبْدٌ فَائِدَةً خَیراً مِنْ زَوْجَةٍ صَالِحَةٍ إِذَا رَآهَا
سَرَّتْهُ وَ إِذَا غَابَ عَنْهَا حَفِظَتْهُ فِی نَفْسِهَا وَ مَالِهِ»؛
الحر العاملی، وسایل الشیعه، ج۲۰، ص۳۹.




[۱۷۸]
.
«یقُولُ اللَّهُ تَبَارَکَ وَتَعَالَی: إِذَا أَرَدْتُ أَنْ أُعْطِی
عَبْدِی خَیرَ الدُّنْیا وَالآخِرَةِ جَعَلْتُ لَهُ لِسَاناً ذَاکِراً
وَقَلْباً خَاشِعاً وَجَسَداً عَلَی الْبَلاءِ صَابِراً وَزَوْجَةً
مُؤمِنَةً تَسُرُّهُ إِذَا نَظَرَ إِلَیهَا وَتَحْفَظُهُ إِذَا غَابَ
عَنْهَا فِی نَفْسِهَا وَمَالِهِ»؛ نوری، مستدرک الوسایل، ج۱۴، ص۱۶۹.




[۱۷۹]
.
الحر العاملی، وسائل الشیعه، ج۲۰، ص۲۹.




[۱۸۰]
.
«مَا مِنِ امْرَأَةٍ تَسْقِی زَوْجَهَا شَرْبَةً مِنْ مَاءٍ إِلَّا کَانَ
خَیراً لَهَا مِنْ عِبَادَةِ سَنَةٍ صِیامِ نَهَارِهَا وَ قِیامِ لَیلِهَا
وَ یبْنِی اللَّهُ لَهَا بِکُلِّ شَرْبَةٍ تَسْقِی زَوْجَهَا مَدِینَةً فِی
الْجَنَّةِ وَ غَفَرَ لَهَا سِتِّینَ خَطِیئَة»، الحر العاملی، وسایل
الشیعه، ج۲۰، ص۱۷۲.




[۱۸۱]
.
«أَیمَا امْرَأَةٍ خَدَمَتْ زَوْجَهَا سَبْعَةَ أَیامٍ أَغْلَقَ اللَّهُ
عَنْهَا سَبْعَةَ أَبْوَابِ النَّارِ وَ فَتَحَ لَهَا ثَمَانِیةَ أَبْوَابِ
الْجَنَّةِ تَدْخُلُ مِنْ أَیهَا شَاءَتْ»؛ همان.




[۱۸۲]
.
«أَیمَا امْرَأَةٍ رَفَعَتْ مِنْ بَیتِ زَوْجِهَا شَیئاً مِنْ مَوْضِعٍ
إِلَی مَوْضِعٍ تُرِیدُ بِهِ صَلَاحاً نَظَرَ اللَّهُ إِلَیهَا وَمَنْ
نَظَرَ اللَّهُ إِلَیهِ لَمْ یعَذِّبْه»؛ الحر العاملی، وسایل الشیعه، ج۲۱،
ص۴۵۱.




[۱۸۳]
.
«والذی نفسُ محمد بیده، لا تدخلوا الجنّة حتی تؤنوا، ولا تؤنوا حتی تحابوا،
أو لا أُنبئکم بشی ءٍ إِذا فعلتموه تحاببتم؟ أفشوا السلام بینکم»،
کنزالعمال، ج ۳، ص ۴۶۲.




[۱۸۴]
.
جمال الدین محمد خوانساری، شرح غررالحکم، ج ۴، ص ۳۲۹، ح۶۲۳۱.




[۱۸۵]
.
جمال الدین محمد خوانساری، شرح غررالحکم و دررالکلم، ج ۳، ص ۳۸۴، ح ۴۸۱۵.




[۱۸۶]
.
همان، ج ۴، ص ۱۲۱، ح ۵۵۲۰.




[۱۸۷]
.
«حَقُّ الرَّجُلِ عَلَی المَرْأةِ اِنارَةُ السِّراج وَ إصْلاحُ الطَّعام
وَ أنْ تَسْتَقْبِلَهُ عِندَ بابِ بَیتِها فَتُرَحِّبَ...»، مستدرک
الوسایل، ج ۱۴، ص ۲۵۴.




[۱۸۸]
.
«جاء رجل إلی رسول اللَّه صلّی اللّه علیه و آله فقال إنّ لی زوجةً إذا
دخلت تلقّتنی، وإذا خرجت شیعتنی، وإذا رأتنی مهموماً قالت ما یهمّک؟ إن کنت
تهتمّ لرزقک فقد تکفّل لک به غیرک، وإن کنت تهتمّ بأمر آخرتک فزادک اللَّه
همّاً، فقال رسول اللَّه صلّی اللّه علیه و آله إنّ لله عمّالاً وهذه من
عمّاله لها نصف أجر الشهید»، (جامع احادیث الشیعه، للبروجردی، ج۲۵، ص۱۴۰).




[۱۸۹]
.
مسعود آذربایجانی و همکاران، روان شناسی اجتماعی با نگرش به منابع اسلامی،
ص ۲۴۰.




[۱۹۰]
.
مجلسی، بحارالانوار، ج ۶۸، ص ۴۴.




[۱۹۱]
.
همان، ج ۱۰۰، ص ۲۳۹.




[۱۹۲]
.
قانون تقویت در شرطی سازی کنشگر.




[۱۹۳]
.
حسن ملکی، چگونه با تفاهم زندگی کنیم، ص ۲۶.




[۱۹۴]
. Carl
Rogers.




[۱۹۵]
.
حسن ملکی، چگونه با تفاهم زندگی کنیم، ص ۲۶.




[۱۹۶]
.
جان گری، مردان مریخی، زنان ونوسی، ص ۱۷۹.




[۱۹۷]
.
«اَلْعَفافُ یصُونُ النَّفْسَ وَ ینَزِّهُها عَنِ الدَّنایا»؛ شرح
غررالحکم، ج ۲، ص ۱۰۶.




[۱۹۸]
.
«عَفُّوا عَنْ نِساءِ النّاسِ تَعُفَّ نِساؤکُمْ»؛ بحارالانوار، ج ۷۱، ص
۲۷۰.




[۱۹۹]
.
«ثَمَرَةُ الْعِفَّةِ الصِّیانَةُ»؛ شرح غررالحکم، ج ۳، ص ۳۲۳.




[۲۰۰]
.
«لَمْ یتَحَلَّ بِالْعِفَّةِ مَنِ اشْتَهی ما لا یجِدُ»؛ همان، ج ۵، ص ۹۸.




[۲۰۱]
.
مجمع البیان، واژه غیرت.




[۲۰۲]
.
میزان الحکمه، ح ۱۵۲۶۳.




[۲۰۳]
.
«قَدْرُ الرَّجُلِ عَلی قَدْرِ هِمَّتِهِ... وَ عِفَّتُهُ عَلی قَدْرِ
غَیرَتِهِ»؛ (نهج البلاغه، حکمت ۴۴، ص ۱۱۱۰).




[۲۰۴]
.
وسائل الشیعه، ج ۱۴، ص ۱۱۸.




[۲۰۵]
.
وسائل الشیعه، ج ۱۴، ص ۱۸۳.




[۲۰۶]
.
شرح غررالحکم، ج ۱، ص ۳۶۶.




[۲۰۷]
.
شرح غررالحکم، ج ۴، ص ۳۱۲.




[۲۰۸]
.
قال رسول الله (صلی الله علیه و آله) : «الحیاء حیاءان، حیاء عقل و حیاء
حمق»؛ «حیا دو قسم است: یکی عاقلانه و دیگری احمقانه». محمد باقر مجلسی،
بحار الأنوار، ج۷۴، ص۱۵۶.




[۲۰۹]
.
همان.




[۲۱۰]
.
سید جواد مصطفوی، بهشت خانواده، ج۱، ص۶۰.




[۲۱۱]
.
همان، ص۱۳۵۶.




[۲۱۲]
.
محمد، محمدی ری شهری، ترجمه میزان الحکمة، ج۳، ص۱۳۵۲.




[۲۱۳]
.
همان، ص۱۳۵۶.




[۲۱۴]
.
همان، ص۱۳۵۶.




[۲۱۵]
.
مجتبی حیدری، دینداری و رضامندی خانوادگی، ص۱۹۲و۲۰۲.




[۲۱۶]
. Hunt.




[۲۱۷]
.
همان، ص۳۴.




[۲۱۸]
.
بقره ۲، آیه ۱۵۶.




[۲۱۹]
.
فتح ۴۸، آیه ۴.




[۲۲۰]
.
انعام ۶، آیه ۱۶۲.




[۲۲۱]
.
حدید ۵۷، آیه ۴.




[۲۲۲]
.
نساء، آیه ۴۰؛ یونس، آیه ۴۴؛ توبه، آیه ۷۰ و آیات بسیار دیگر.




[۲۲۳]
.
کهف ۱۸، آیه ۳۰.




[۲۲۴]
.
دیمائتو، روان شناسی سلامت، ج۲، ص۷۵۷.




[۲۲۵]
.
همان، ص۲۲۵.




[۲۲۶]
.
کارل گوستاو یونگ، روان شناسی و دین، صص ۱۷۴و ۸۵،۱۳،۱۲.




[۲۲۷]
.
واکر هاپ، «دین به زندگی معنا می بخشد»، ترجمه اعظم پویا، مجله نقد و نظر،
سال هشتم، ش۱و۲، ص ۱۴۱.




[۲۲۸]
.
زخرف ۴۳، آیه ۷۰ـ۷۲.




[۲۲۹]
.
بحارالانوار، ج۱۰۰، ص۲۵۳.




[۲۳۰]
.
دیلمی، ارشاد القلوب، ج۱، ص۱۷۵.




[۲۳۱]
.
Jerrigan.




[۲۳۲]
. Nack.




[۲۳۳]
.
دیوید فونتانا، روان شناسی دین و معنویت، ص۳۵۶.




[۲۳۴]
.
همان، ص۳۴۳.




[۲۳۵]
.
جمعی از نویسندگان، خانواده و نماز، ص ۵۰و ۵۱.




[۲۳۶]
.
مجلسی، بحارالانوار، ج ۶۸، ص ۴۴.




[۲۳۷]
.
Miller.




[۲۳۸]
.
Maltby.




[۲۳۹]
.
رضا شجاعیان و همکاران، ارتباط دعا با سلامت روانی...، مجله اندیشه و
رفتار، شماره ۳۰، ص۳۴.




[۲۴۰]
.
نقش دین در بهداشت روانی، ج۱، ص۲۴۹ـ۲۵۱.




[۲۴۱]
.
مجلسی، بحارالانوار، ج ۹۳، ص ۲۹۲.




[۲۴۲]
. (Low
Dose) LD.




[۲۴۳]
.
نسرین تک زارع و همکاران، روش های جلوگیری از بارداری، ص۱۲۹-۱۲۵ ؛ حسین
محمودیان، دانش خانواده، ص۱۷۲-۱۶۸.




[۲۴۴]
.
آرتورگایتون، فیزیولوژی پزشکی، ج۲، ص۱۵۱۴.




[۲۴۵]
.
جواد فیض، من و کودک من (راهنمای مادران از نظر بهداشت و سلامت خود، تغذیه،
رشد و پرورش کودک)، ص ۱۷۸.




[۲۴۶]
.
«الولد الصالح ریحانة من ریحان الجنّه»؛ مستدرک الوسایل، ج۱۵، ص۱۱۳.




[۲۴۷]
.
«یا ابن عباس بیتٌ لاصبیان فیه لابرکة فیه»؛ کنزالعمال، ج۱۶، ص۲۸۱.




[۲۴۸]
.
«نعم الشی ء الولد، ان عاش فدعاء حاضر، و إن مات فشفیع سابق»؛ همان، ص۱۱۲.




[۲۴۹]
.
Maxwell J. W and Montgomery J. E. Social Pressure tward early
parenthood. Family Coordinator۱۹۶۹ Vol;۱۸ ;p;۳۴۰-۳۴۴.




[۲۵۰]
.
parents emotional expressivity.




[۲۵۱]
.
لپ، ایگنیاس، روان شناسی عشق ورزیدن، ترجمه کاظم سامی و محمود ریاضی،
ص۱۷۴-۱۶۹.




[۲۵۲]
.
Argyle M. The Psychology of Happiness Routledge Taylor and Francis Group
۲۰۰۱ P:۲۸.




[۲۵۳]
.
مجلسی، بحارالانوار، ج۴۳، ص۵؛ ج ۳۶، ص ۲۵۵.




[۲۵۴]
.
طبرسی، مستدرک الوسایل، ج ۱۵، ص ۱۷۱.




[۲۵۵]
.
مجلسی، بحارالانوار، ج ۴۲، ص ۲۸۵.




[۲۵۶]
.
الحر العاملی، وسایل الشیعه، ج۲۱، ص۴۸۳.




[۲۵۷]
.
محمدحسین فرجاد، آسیب شناسی اجتماعی ستیزه های خانواده و طلاق، ص۱۴۳.




[۲۵۸]
.
Monahan. Is childlessness Related to Family Stability. American
Sociological Review August ۱۹۵۵ p;۶۵۴-۶۴۴.




[۲۵۹]
.
باقر ساروخانی، طلاق، پژوهشی در شناخت واقعیت و عوامل آن، ص ۶۷-۷۱.




[۲۶۰]
.
«الولد کبد المؤمن»؛ مستدرک الوسایل، ج۱۵، ص۱۱۲.




[۲۶۱]
.
«الولد الصالح ریحانة من ریحان الجنة»؛ همان، ص۱۱۳.




[۲۶۲]
.
«قبّلوا اَولادکُمْ فانّ لکُم بکلّ قبلَةٍ دَرَجَةً فِی الجنة»؛ طبرسی،
مکارم الاخلاق، ص۲۲۰.




[۲۶۳]
. self
concept.




[۲۶۴]
. law
self
esteem.




[۲۶۵]
.
قال رسول اللّه: «ان لکل شجرة ثمرة وثمره القلب الولد»؛ کنزالعمال، ج۱۶،
ص۴۵۷.




[۲۶۶]
.
«فتعلم انَّه منک و مضاف الیک»؛ صحیفه سجادیه، دعای ۲۵.




[۲۶۷]
.
«الولد الصالح ریحان من ریاحین الجنه»؛ مجلسی، بحارالانوار، ج ۱۰، ص ۳۶۸.




[۲۶۸]
.
socialization.




[۲۶۹]
.
Hafman L. The value of children to parent s. New York : Basic Books ۱۹۷۳
P:۱۹-۷۶.




[۲۷۰]
. Haan.




[۲۷۱]
.
Millsap.




[۲۷۲]

. Hartka




[۲۷۳]
.
McCrae R and Costa P. Personanity in Adulthood. Guilford New York ۲۰۰۰۳
P:۱۰.




[۲۷۴]
.
«وَقَضی رَبُّکَ أَلاّ تَعْبُدُوا إِلاّ إِیاهُ وَبِالْوالِدَینِ
إِحْساناً»؛ «خداوند لازم کرده تا فقط او را اطاعت کنید و به والدین نیکی
نمایید»، اسراء (۱۷، آیه ۲۳)؛


قال رسول اللّه: «رضی الله فی رضی الوالدین و سخطه فی سخطهما»؛ «رضایت
خداوند در رضایت والدین است و غضب خداوند در غضب آنها»، (مستدرک الوسایل،
ج۲، ص۶۲۷).




[۲۷۵]
.
براگا، جوزف، براگا، لوری، با کودکان خود رشد کنید، ص ۱۶-۲۵.




[۲۷۶]
.
قال ابن ابی لیلی للصّادق: «أی شی ء أحلی ممّا خلق الله عزّ و جلّ فقال
الولد الشباب فقال ای شیء امّر مِمّا خلق الله عزوجلّ قال فَقْدُهُ»، ابن
بابویه، من لا یحضره الفقیه، ج ۱، ص ۱۸۸.




[۲۷۷]
.
در آیات و روایات، ازدواج و فرزندآوری عامل و زمینه بی نیازی و برکت در
خانواده معرفی شده است: قال رسول الله: «اتخذوا الاهل فانه ارزق لکم»؛
«خانواده دار شوید که باعث رزق و روزی شما می شود»، وسایل الشیعه، ج ۲۰، ص
۴۳؛ «الرزق مع النساء والعیال»؛ «رزق و روزی به خاطر خانواده و فرزندان
است»، (همان، ص ۴۴). در این روایت واژگان «اهل» و «عیال» شامل فرزندان نیز
می شود.




[۲۷۸]
.
قال رسول اللّه: «بیت لا صبیان لا برکة فیه»؛ «خانه ای که بچه ندارد، برکت
ندارد»؛ کنزالعمال، ج۱۶، ص۲۷۴.




[۲۷۹]
.
احمد دانشگر، فرهنگ فارسی نوین، ص ۱۲۶؛ معین، فرهنگ فارسی، ذیل واژه برکت.




[۲۸۰]
.
علی مصباح و همکاران، روانشناسی رشد با نگرش به منابع اسلامی، ج۱، ص۲۹۸.




[۲۸۱]
.
رابینسون، کودک عقب مانده، ص۱۹۰.




[۲۸۲]
.
میاکلم پرینگل، نیازهای کودکان، ص۲۵۱-۲۵۰.




[۲۸۳]
.
پاول هنری ماسن و همکاران، رشد و شخصیت کودک، ص۱۸۰-۱۷۵.




[۲۸۴]
.
ناصر بی ریا و همکاران، روان شناسی رشد با نگرش به منابع اسلامی، ج۲، ص۸۶۲.




[۲۸۵]
.
همان، ص۸۶۲ و ۸۶۳.




[۲۸۶]
.
گروهی از محققان، تقویت نظام خانواده و آسیب شناسی آن، ص۱۰۳.




[۲۸۷]
.
به اعتقاد روانشناسان به ویژه بالبی
bowlby
فرزندان در زمان کودکی به ویژه تا دو سالگی، نیاز شدیدی به حضور مادر و یا
جایگزین مادر دارند و اگر مادرشان حضور واقعی و عاطفی داشته باشد به او
دلبسته شده و به گونه ای خواهد شد که در غیبت مادر؛ احساس رهاشدگی و تنهایی
نخواهد کرد و می داند که مادرش به نیازهای او توجه جدی و واقعی دارد. اگر
چنانچه مادری، در اختیار فرزند نباشد و او را به مهد کودک یا جای دیگر
بسپارد و یا اینکه حضور واقعی و عاطفی در کنار کودک نداشته باشد، دلبستگی
ناایمن در کودک شکل گرفته و در او رفتارهایی همچون خشم کاذب، اضطراب،
چسبیدن به مادر، ناآرامی روانی و وحشت زدگی، مشاهده می شود و در بزرگسالی
نیز مشکلاتی خواهد داشت. پریرخ دادستان، روانشناسی مرضی، ج۱، ص۷۴




[۲۸۸]
.
Bowlby.j.




[۲۸۹]
.
منصور، محمود و پریرخ دادستان، روان شناسی ژنتیک ۲، ص۱۵۰ و ۱۵۱.




[۲۹۰]
.
ناصر بی ریا و همکاران، روان شناسی رشد با نگرش به منابع اسلامی، ج۲،
ص۸۶۰-۸۶۲.




[۲۹۱]
. Sleep
disorder.




[۲۹۲]

.Anxiety.




[۲۹۳]

. Phobia.




[۲۹۴]
.
ناصر بی ریا و همکاران، روان شناسی رشد با نگرش به منابع اسلامی، ج۲، ص۸۶۰.




[۲۹۵]
.
Erikson.




[۲۹۶]
.
اریکسون، یکی از روان شناسان مشهور اروپایی، اعتقاد دارد که مراحل رشد
انسان ها به هشت مرحله تقسیم می شود؛ مرحله اول آن «اعتماد اساسی در برابر
عدم اعتماد» است. مراد او از اعتماد این است که کودک از طریق وسایل، ابزار
و امکانات مادی در دسترس، بتواند نیازهای شخصی خود را برآورده سازد. به نظر
اریکسون، اعتماد و خوش بینی نسبت به دیگران در برابر بی اعتمادی با گذر از
ایام شیرخوارگی و تحت حمایت مادر فراگرفته می شود. در این دوره، کودک به
طور دایم در جست وجوی آرامش است. اگر چنانچه در محیطی نامناسب قرار گیرد،
رشد هیجانی عاطفی او تهدید شود، با او بدرفتاری شود، ترس و وحشت وجود داشته
باشد و مادرش حضور جدی و اطمینان بخش در کنارش نداشته باشد، احساس بی
اعتمادی و ناایمنی روانی، در او پدید می آید. در مقابل اگر چنانچه در محیطی
سالم و با سلامت جسمی، تغذیه ای، آرامش روانی و محبت، روبرو باشد، در کودک
احساس امنیت و اعتماد به وجود می آید. ناصر بی ریا و همکاران، روان شناسی
رشد با نگرش به منابع اسلامی، ج۲، ص۷۸۰۷۷۹.




[۲۹۷]
.
Srouf.




[۲۹۸]

. Socioemotional.




[۲۹۹]
.
علیزاده، حمید، پژوهش های روان شناسی، تعامل والدین فرزند: تحول و آسیب
شناسی، شماره۱۲، ص۹۱.




[۳۰۰]
.
پاول هنری ماسن، رشد و شخصیت کودک، ص۷۴.




[۳۰۱]
.
پاول اس، کاپلان، روان شناسی رشد سفر پرماجرای کودک، ص۲۳۱ـ۲۳۲.




[۳۰۲]
.
«إِذَا وَقَعَ الْوَلَدُ فِی جَوْفِ أُمِّهِ صَارَ وَجْهُهُ قِبَلَ ظَهْرِ
أُمِّه... و یدَاهُ عَلَی وَجْنَتَیهِ وَ ذَقَنُهُ عَلَی رُکْبَتَیهِ
کَهَیئَةِ الْحَزِینِ الْمَهْمُومِ فَهُوَ کَالْمَصْرُور... یغْتَذِی مِنْ
طَعَامِ أُمِّهِ وَشَرَابِهَا»، مجلسی، بحارالانوار، ج۵۷، ص۳۵۲.




[۳۰۳]
.
الیزابت فنویک، همه مادران سالمند اگر...، ص۴۶ـ۵۰.




[۳۰۴]
.
«أَطْعِمُوا الْمَرْأَةَ فِی شَهْرِهَا الَّذِی تَلِدُ فِیهِ التَّمْرَ
فَإِنَّ وَلَدَهَا یکُونُ حَلِیماً نَقِیاً»، مستدرک الوسایل، ج۱۶، ص۳۸۴.




[۳۰۵]
.
قال رسول الله (صلی الله علیه و آله) : «کُلُوا السَّفَرْجَل... فانّه
یحَسِّنُ أولادکم... وَفِی رِوَایةٍ قال یحَسِّنُ أَخْلاقَ أَوْلادِکُمْ»
مستدرک الوسایل، ج۱۶، ص۴۰۱.


قال الرضا (علیه السلام) : «عَلَیکُمْ بِالسَّفَرْجَلِ فَإِنَّهُ یزِیدُ
فِی الْعَقْلِ» (همان، ص۴۰۲).




[۳۰۶]
.
«مَا مِنِ امْرَأَةٍ حَامِلَةٍ أَکَلَتْ الْبِطِّیخَ لا یکُونُ
مَوْلُودُهَا إِلا حَسَنَ الْوَجْهِ وَالْخُلُقِ» همان، ج۱۵، ص۲۱۴.




[۳۰۷]
.
قال الصادق (علیه السلام) : «لِکُلِّ شَی ءٍ حِلْیةٌ وَ حِلْیةُ الْخِوَانِ
الْبَقْل» مستدرک الوسایل، ج۱۶، ص۴۱۴.قال الصادق (علیه السلام) :
«اللَّبَنُ مِنْ طَعَامِ الْمُرْسَلِینَ» (مجلسی، بحارالانوار، ج۶۳، ص۱۰۱).


قال الصادق (علیه السلام) : «تکثیر الصلوات علی النبی والسواک وشرب العسل
واکل الکندر مع السکر... یورث الحفظ ویشغی من کثیر الأمراض»، (همان، ج۷۳،
ص۳۲۰).


قال رسول الله (صلی الله علیه و آله) : «أَطْعِمُوا حَبَالاَکُمُ
اللُّبَانَ فَإِنَّ الصَّبِی إِذَا غُذِّی فِی بَطْنِ أُمِّهِ بِاللُّبَانِ
اشْتَدَّ قَلْبُهُ وَ زِیدَ فِی عَقْلِهِ فَإِنْ یکُ ذَکَراً کَانَ
شُجَاعاً وَ إِنْ وُلِدَتْ أُنْثَی عَظُمَتْ عَجِیزَتُهَا فَتَحْظَی
بِذَلِکَ عِنْدَ زَوْجِهَا»، (کلینی، کافی، ج۶، ص۲۳).




[۳۰۸]
.
برای آگاهی و مطالعه بیشتر ر.ک: همه مادران سالم اند اگر... راهنمای کامل
مراقبت های دوران بارداری و نگهداری نوزاد، الیزابت فنویک، ترجمه امیر
صادقی، تهران نشر دانش، ۱۳۸۵.




[۳۰۹]
.
Acetyl choline.




[۳۱۰]
.
Epinephrine.




[۳۱۱]
.
پاول هنری ماسن، رشد و شخصیت کودک، ص۸۱ـ۸۲.




[۳۱۲]
.
کام شکافته یعنی شکافتگی مادرزادی در سقف دهان و تنگی باب المعده یعنی تنگ
شدن خروجی معده نوزاد.




[۳۱۳]
.
لورا ای، برک، روان شناسی رشد، ج۱، ص۱۳۷ـ۱۳۸.




[۳۱۴]
.
رضا نوری، روان شناسی تربیتی، ص۷۱.




[۳۱۵]
.
لورا ای، برک، روان شناسی رشد، ص۱۳۰ـ۱۳۱.




[۳۱۶]
.
پاول اس، کاپلان، روان شناسی رشد، ص۲۲۴.




[۳۱۷]
.
همان، ص۲۲۱.




[۳۱۸]
.
جواد فیض، من و کودک من (راهنمای مادران از نظر بهداشت و سلامت خود، تغذیه،
رشد و پرورش کودک)، ص ۸.




[۳۱۹]
.
جیمز ویلفرید، روان شناسی رشد، ترجمه حمزه گنجی، ص۱۳۳.




[۳۲۰]
.
همان، ص۱۲۸؛ ناصر بی ریا و همکاران، روان شناسی رشد با نگرش به منابع
اسلامی، ج۲، ص۷۷۹ـ۷۸۰).




[۳۲۱]
.
سوسن سیف و همکاران، روان شناسی رشد۱، ص۱۹۳ـ۱۹۴.




[۳۲۲]
.
«من سَرّ مؤمناً فقد سرَّنی و من سرنی فقد سرّ الله»؛ وسایل الشیعة، ج ۱۶،
ص ۳۴۹.




[۳۲۳]
.
لقمان ۳۱، آیه ۱۹.




[۳۲۴]
.
قال رسول الله (صلی الله علیه و آله) : «ثلاث یصفین ودّ المرء لأخیه
المسلم: یلقاهُ بالبشر إذا لقیه ویوسّع له فی المجلس إذا جلس إلیه ویدعوه
بأحبّ الاسماء الیه»؛ «سه چیز باعث دوستی بیشتر و خالص تر می گردد: خوش
رویی در برخوردها، جا دادن در مجلس و به زیباترین نام، او را صدا زدن».
کلینی، اصول کافی، ج۲، ص۶۴۳.




[۳۲۵]
.
«لاَ یسْخَرْ قَومٌ مِّن قَوْمٍ عَسَی أَن یکُونُوا خَیرًا مِّنْهُمْ وَ
لاَ نِسَاء مِّن نِّسَاء»؛ «هیچ فردی نباید دیگری را استهزا کند، چه بسا
ممکن است مسخره شونده بهتر از مسخره کننده باشد و نباید هیچ زنی، زنِ دیگر
را مسخره نماید». حجرات(۴۹، آیه ۱۱).




[۳۲۶]
.
«وَالَّذِینَ هُمْ عَنِ اللَّغْوِ مُعْرِضُونَ»؛ «کسانی که از حرف های باطل
و زشت پرهیز می کنند»؛ مؤمنون(۲۳، آیه ۳).




[۳۲۷]
.
قال علی (علیه السلام) : «ألمودّةُ تُعاطفُ القلوبَ فی إئتلاف الارواح»؛
«محبت و خوشرویی باعث پیوند دل ها شده و انسان ها را به همدیگر متمایل و
علاقه مند می کند». آمدی، غررالحکم، ص ۹۲.




[۳۲۸]
.
قال رسول الله (صلی الله علیه و آله) : «یقول الله تبارک و تعالی: إذا
أردْت أن أُعطی عبدی خیر الدنیا والآخرة،... جعلتُ له زوجة مؤمنة تسره إذا
نظر الیها»؛ «وقتی خداوند بخواهد به کسی خیر دنیا و آخرت دهد، همسری به او
عطا می کند که وقتی نگاهش می کند شادمان شود». مستدرک، ج ۱۴، ص ۱۶۹.




[۳۲۹]
.
قال علی (علیه السلام) : «البشاشة حبالة المودّة»؛ «گشاده رویی و خنده باعث
دوستی می گردد»، علامه مجلسی، بحارالانوار، ج ۷۴، ص ۱۶۷.




[۳۳۰]
.
«البشر یونس الرفاق»؛ «خنده و گشاده رویی باعث انس و الفت است»؛ آمدی، شرح
غررالحکم، ج ۱، ص ۱۹۱.




[۳۳۱]
.
«الهدیة تورث المودّة وتجدد الاخوّه وتذهب الضغینه»؛ علامه مجلسی،
بحارالانوار، ج ۷۷، ص۱۶۶.




[۳۳۲]
.
دوروتی کارنگی، آیین همسرداری، ص ۵۵.




[۳۳۳]
.
قال علی (علیه السلام) : «حسن الخلق یورث المحبة ویؤد المودة»؛ «حسن خلق
باعث محبت و مودت می گردد» (آمدی، غررالحکم، ص ۲۵۴).




[۳۳۴]
.
«ثمرة التواضع المحبة»؛ (خوانساری، شرح غرر الحکم، ج ۵، ص ۲۸۵).




[۳۳۵]
.
تفریح، شامل آن دسته از فعالیت هایی است که افراد در وقت آزاد انجام می
دهند و بیشتر به جهت ایجاد نشاط، رفع خستگی، تجدید قوا و سرگرمی انجام می
شود.




[۳۳۶]
.
محمدمهدی اصفهانی، آیین تندرستی، ص ۱۴۱.




[۳۳۷]
.
«النشرة فی عشرة أشیاء، المشی، والرکوب والارتماس فی الماء...»، الحر
العاملی، وسایل الشیعه، ج۲، ص۱۱، ح ۲۴.




[۳۳۸]
.
کلینی، کافی، ج ۲، ص ۱۵۱.




[۳۳۹]
.
«قطیعة الرحم تورث الهمّ»؛ (مجلسی، بحارالانوار، ج ۵۱، ص ۲۶۳، باب اخبار
المعمرین).




[۳۴۰]
. Ruch.




[۳۴۱]

. Carrell.




[۳۴۲]
.
مایکل آرگایل، روان شناسی شادی، ص ۹۴.




[۳۴۳]
.
همان.




[۳۴۴]
.
«ما من مؤمن إلا وفیه دعابةٌ قلتُ وما الدعابة؟ قال المزاح»؛ علامه مجلسی،
بحارالانوار، ج ۷۳، ص ۶۰.




[۳۴۵]
.
قال رسول الله (صلی الله علیه و آله) : «ستة من المروة... حُسن الخلق
والمزاح فی غیرالمعاصی»؛ همان، ج ۷۱، ص ۲۷۵.




[۳۴۶]
.
برای مطالعه بیشتر درباره رنگ ها ر.ک: آیین بهزیستی در اسلام، رنگ پوشاک
ج۲، ص۴۰ به بعد، احمد صبوری اردوبادی، قم: دفتر نشر فرهنگ اسلام، ۱۳۶۷؛
روان شناسی رنگ ها، ماکس لوشر، انتشارات درسا، ۱۳۷۴.




[۳۴۷]
.
مایکل آرگایل، روان شناسی شادی، ص ۲۵۸ به بعد.




[۳۴۸]
.
حمیدطاهر نشاط دوست و همکاران، تعیین عوامل مؤثر در شادکامی همسران کارکنان
شرکت فولاد مبارکه، فصلنامه خانواده پژوهی، شماره ۱۱، ص ۶۷۰ به بعد.




[۳۴۹]
.
روم ۳۰، آیه ۲۱.




[۳۵۰]
.
نهج البلاغه، قصار۲۱.




[۳۵۱]
.
«ثَلَاثٌ مِنَ النِّسَاءِ یرْفَعُ اللَّهُ عَنْهُنَّ عَذَابَ الْقَبْرِ وَ
یکُونُ مَحْشَرُهُنَّ مَعَ فَاطِمَةَ بِنْتِ مُحَمَّدٍ (صلی الله علیه و
آله) امْرَأَةٌ صَبَرَتْ عَلَی غَیرَةِ زَوْجِهَا وَ امْرَأَةٌ صَبَرَتْ
عَلَی سُوءِ خُلُقِ زَوْجِهَا؛ وسائل الشیعه، ج ۲۱، ص ۲۸۵.




[۳۵۲]
.
«شِدَّةُ الْغَضَبِ تُغَیرُ الْمَنْطِقَ وَ تَقْطَعُ مَادَّةَ الْحُجَّةِ
وَ تُفَرِّقُ الْفَهْمَ؛ بحارالأنوار، ج ۶۸، ص ۴۲۸.




[۳۵۳]
.
الإمامُ عَلِی (علیه السلام) : الصَّبرُ عَنِ الشَّهوَةِ عِفَّةٌ، و عَنِ
الغَضَبِ نَجدَةٌ؛ میزان الحکمه، ص ۴۴۴.




[۳۵۴]
.
وسایل الشیعه، ج۶، ص۳۸۰ـ۳۸۵؛ بحارالانوار، ج۱۰۳، باب کسب حلال.




[۳۵۵]
.
همان، ص۳۶۳ـ۳۶۱، باب استحباب طلب البنات واکرامهنّ (در گذشته، به دلیل آنکه
فرزندان پسر پشتوانه اقتصادی خانواده و اقتدار پدران به حساب می آمدند،
تمایل به فرزند پسر بیشتر بود؛ از این رو توصیه های اسلام برای ایجاد
انگیزه نگه داری دختران و مقابله با رسم جاهلی دخترکشی بیشتر دیده می شود).




[۳۵۶]
.
همان، ص۳۶۷ـ۳۶۸، باب زیادة الرقّة علی البنات.




[۳۵۷]
.
همان، ص۳۸۸ـ۳۹۰، باب استحباب تسمیه الولد باسم حسن.




[۳۵۸]
.
همان، ص۴۷۴ـ۴۷۸، باب استحباب تعلیم الصبی الکتابه والقرآن... و باب استحباب
تعلیم الاولاد فی صغرهم الحدیث...




[۳۵۹]
.
همان، ص۴۸۱، ح۲۷۶۴۴ و ۲۷۶۴۵.




[۳۶۰]
.
بحارالانوار، ج۴۳، ص۲۵۶؛ مستدرک الوسایل، ج۱۵، ص۱۴۳.


قال رسول الله (صلی الله علیه و آله) : «إِذَا کَانَ یوْمُ سَابِعِهِ
فَاذْبَحْ مِنْهُ کَبْشا»؛ «در روز هفتم برای نوزاد گوسفندی قوچی ذبح کن».




[۳۶۱]
.
وسایل الشیعه، ج۱۵، ص۲۳۷، باب ۱۱، ح۱، عن محمدبن مسلم عن ابی عبدالله قال:
«قُلت له: من یلزم الرَّجُلَ مِنْ قَرَابَتِهِ مِمَّنْ ینْفِقُ عَلَیهِ
قَالَ الْوَالِدَانِ وَ الْوَلَدُ وَ الزَّوْجَة»؛ «محمدبن مسلم می گوید:
از امام صادق پرسیدم واجب النفقه مرد چه کسانی هستند، فرمود: والدین،
فرزندان و همسر» همان.




[۳۶۲]
.
از منظر شرعی و قانونی بر مرد لازم و واجب است تا برای همسر خود مسکن و محل
زندگی چه به صورت ملکی و چه به صورت اجاره ای تهیه نماید. اختیار تعیین
مسکن و محل آن با شوهر است و او موظف است و اختیار دارد در هر محلی که
مناسب بداند، برای همسرش مسکن و خانه ای فراهم کند. زن موظف است در هر
منزلی که شوهر انتخاب کرد، زندگی کند و سکنی گزیند مگر اینکه زن در هنگام
عقد شرط کرده باشد که اختیار تعیین محل زندگی با او باشد که در این صورت زن
اختیار دارد در محلی که تشخیص می دهد زندگی کند و خانه ای تهیه شود. البته
می باید مسکنی مناسب باشد و امنیت داشته باشد. در ماده ۱۱۱۴ قانون مدنی که
برگرفته از فقه اسلامی است به این امر اشاره شده و چنین آمده: «زن باید در
منزلی که شوهر تعیین می کند زندگی کند مگر آنکه اختیار تعیین منزل به زن
داده شده باشد».




[۳۶۳]
.
مستدرک الوسایل، ج۱۵، ص۱۶۸.




[۳۶۴]
.
محمدتقی فلسفی، الحدیث فلسفی، ج۳، ص۹۲.




[۳۶۵]
.
حر عاملی، وسائل الشیعه، ج۱۵، ص۱۹۵.




[۳۶۶]
.
مرتضی فرید تنکابنی، الحدیث، ج۳، ص۲۹۶.




[۳۶۷]
.
همان، ص۵۹.




[۳۶۸]
.
همان، ص۲۰۳، ۲۹۵.




[۳۶۹]
.
همان.




[۳۷۰]
.
همان، ص۱۹۹.




[۳۷۱]
.
«اکرموا اولادکم واحسنوا آدابهم یغفر لکم»؛ مجلسی، بحارالانوار، ج۱۰۱، ص۹۵.




[۳۷۲]
.
«فَحَقُّ أُمِّکَ أَنْ تَعْلَمَ أَنَّهَا حَمَلَتْکَ حَیثُ لا یحْمِلُ
أَحَدٌ أَحَداً وَأَطْعَمَتْکَ مِنْ ثَمَرَةِ قَلْبِهَا مَا لا یطْعِمُ
أَحَدٌ أَحَداً وَأَنَّهَا وَقَتْکَ بِسَمْعِهَا وَبَصَرِهَا وَیدِهَا
وَرِجْلِهَا وَشَعْرِهَا وَبَشَرِهَا وَجَمِیعِ جَوَارِحِهَا
مُسْتَبْشِرَةً بِذَلِکَ فَرِحَةً مُؤمِّلَةً مُحْتَمِلَةً لِمَا فِیهِ
مَکْرُوهُهَا وَأَلَمُهَا وَثِقْلُهَا وَغَمُّهَا حَتَّی دَفَعَتْهَا
عَنْکَ یدُ الْقُدْرَةِ وَأُخْرِجْتَ إِلَی الأَرْضِ فَرَضِیتْ أَنْ
تَشْبَعَ وَتَجُوعَ هِی وَتَکْسُوَکَ وَتَعْرَی وَتُرْوِیکَ وَتَظْمَأَ
وَتُظِلَّکَ وَتَضْحَی وَتُنَعِّمَکَ بِبُؤسِهَا وَتُلَذِّذَکَ بِالنَّوْمِ
بِأَرَقِهَا وَکَانَ بَطْنُهَا لَکَ وِعَاءً وَحُجْرُهَا لَکَ حِوَاءً
وَثَدْیهَا لَکَ سِقَاءً وَنَفْسُهَا لَکَ وِقَاءً تُبَاشِرُ حَرَّ
الدُّنْیا وَبَرْدَهَا لَکَ وَدُونَک»؛ مستدرک الوسایل، ج۱۱، ص۱۶۰، باب ۳.




[۳۷۳]
.
کلینی، کافی، ج۶، ص ۱۸.




[۳۷۴]
.
همان، ص ۴۸.




[۳۷۵]
.
همان، ص ۱۹.




[۳۷۶]
.
تَزَوَّجوا فی الحِجز الصالح، فانَّ العِرْقَ دسّاسٌ رضی الدین حسن بن فضل
طبرسی، مکارم الاخلاق، ص۱۹۷. الحجز به معنای عفیف، طاهر و خانواده دار آمده
است و در لسان العرب به معنای اصل و ریشه.




[۳۷۷]
.
«اُنْظُر فی ای نصابٍ تَضَعُ وَلَدک، فإنَّ العِرقَ دسّاسٌ»، ابن ابی
الحدید، شرح نهج البلاغه، ج۱۲، ص۱۱۷.




[۳۷۸]
.
«ایها النّاس! ایاکم وخضراءَ الدِّمن، قیل: یا رسول اللّه! وما خضراءُ
الدِّمن؟ قال: المَرءَةُ الحسناءُ فی منبَتِ السّوء»، الحرالعاملی، وسائل
الشیعه، ج۲۰، ص۴۸.




[۳۷۹]
.
اعراف، آیه۵۸.




[۳۸۰]
.
«إیاکمْ وتزویج الحمقاء، فانَّ صحبتها بلاء وولدها ضیاع»، الحرالعاملی،
وسائل الشیعه، ج۲۰، ص۸۴.




[۳۸۱]
.
«اکرموا اولادکم و احسنوا آدابهم یغفر لکم»، وسایل الشیعه، ج۲۱، ص ۴۷۱.




[۳۸۲]
.
قال رسول الله (صلی الله علیه و آله) : «رحم الله من اعان ولده علی بِرِّه.
قال: قلت: کیف یعینه علی بِرِّه؟ قال: یقبل میسوره و یتجاوز عن معسوره و لا
یرهِقُهُ و لا یخْرقُ به»، الحر العاملی، وسایل الشیعه، ج۲۱، ص۴۸۱.




[۳۸۳]
.
جمعی از محققان، روانشناسی رشد با نگرش به منابع اسلامی، ج ۲، ص۸۷۴-۸۷۰.




[۳۸۴]
. Karl
Gung.




[۳۸۵]
.
دوان شولتز، نظریه های شخصیت، ترجمه یحیی سیدمحمدی، ص ۱۱۹.




[۳۸۶]
.
همان، ص ۱۷۰.




[۳۸۷]
.
Cooper smith.




[۳۸۸]
. Self
_ steem.




[۳۸۹]
.
علی مصباح و همکاران، روان شناسی رشد با نگرش به منابع اسلامی، ج ۲، ص ۸۵۵.




[۳۹۰]
. Cal
dwell.




[۳۹۱]
.
علی مصباح و همکاران، پیشین.




[۳۹۲]
.
Albert Bandura.




[۳۹۳]
.
علی مصباح و همکاران، روان شناسی رشد، ج۲، ص ۴۶۰.




[۳۹۴]
.
منظور از خانواده مقتدر، خانواده ای است که کودکان را به شیوه ای که قاطع و
اطمینان بخش است تربیت می کنند؛ یعنی در این خانواده روابط والدین صمیمی
بوده و هر فردی در جایگاه متناسب خود قرار دارد. در چنین خانواده ای فرزند
به استقلال و آزادی فکری تشویق می شود در عین حال که نوعی محدودیت و کنترل
نیز از سوی والدین، بر او اعمال می گردد. در این خانواده اظهارنظر، صحبت با
کودک و ارتباط کلامی وسیعی در تعاملات کودک با والدین و بین پدر و مادر
وجود دارد. گرمی و صمیمیت، اساس برقراری ارتباط است و هر کدام از افراد
خانواده به شیوه ای منطقی و عقلانی و در چارچوب اختیاراتشان اظهارنظر می
کنند.


از ویژگی های این خانواده و این شیوه تربیتی این است که هر یک از اعضای
خانواده به تناسب امکان و توان خود، در تعیین و انتخاب اهداف شرکت دارند.
اعضای خانواده مقتدر با همدیگر همکاری صمیمانه و جدی دارند. یکی دیگر از
ویژگی های این خانواده، انظباط همراه با رفتار خودمختارانه است. والدین
هرگاه کودک را از چیزی منع کنند یا از وی خواسته ای ویژه داشته باشند،
مسئله را برای او به خوبی تبیین کرده و دلیل آن را نیز ارائه می دهند. در
این حال، اگر فرزندان در کارهای خود کوتاهی کنند یا برخلاف آنچه وظیفه
بوده، انجام دهند، مجازات می شوند. از ویژگی های دیگر این خانواده این است
که خانواده بر اساس مشورت و همفکری و پیروی از عقل و مصلحت اندیشی اداره می
شود البته تصمیم نهایی را والدین می گیرند. یعنی بین والدین و فرزندان
آزادی نسبی حاکم است و در محدوده ای از کارها به فرزندان اختیارات داده شده
ولی تصمیم نهایی با والدین به ویژه پدر است. در این خانواده فرزندان به
راحتی اظهار عقیده می کنند و هنرها و مهارت های خود را بروز داده و از
امنیت روانی برخوردارند.


به طور خلاصه می توان گفت:


الف. تمام افراد خانواده محترم هستند و در نقش مناسب خود قرار دارند؛


ب. اعضای خانواده صلاحیت و اجازه اظهارنظر درباره مسائل و مشکلات مربوط به
خود را دارند؛


ج. روش عقلانی و عاطفی در تمام جنبه ها حاکم است؛


د. اساس زندگی بر همکاری و همدلی است؛


هـ. پدر به عنوان ناظر و تصمیم گیرنده نهایی است؛


و. والدین برای تصمیمات خود با فرزندان مشورت کرده و آنان را توجیه می
کنند؛


جهت مطالعه بیشتر رجوع شود به: روان شناسی رشد با نگرش به منابع اسلامی،
تألیف دفتر همکاری حوزه و دانشگاه، تهران: سمت، ۱۳۷۵، ج ۲، ص ۸۷۰ - ۸۸۰.




[۳۹۵]
.
بی آر، هِرِگِنهان، مقدمه ای بر نظریه های یادگیری، ترجمه علی اکبر سیف، ص
۳۸۵.




[۳۹۶]
.
Matlin Margaret W.(۲۰۰۸)The Psychology of women. Belmont, CA:
Wadsworth/Thomson. Learning,PP۸۹-۹۰.




[۳۹۷]
.
همان، ص۹۴.




[۳۹۸]
.
همان، ص ۹۷.




[۳۹۹]
.
«لا تصحب الشَّریرَ، فانَّ طبعَکَ یسْرُقُ مِنْ طَبْعِهِ شَرّاً واَنتَ لا
تَعْلَم»، ابن ابی الحدید، شرح نهج البلاغه، ج۲۰، ص۲۷۲.




[۴۰۰]
.
برای تفصیل بیشتر ر.ک: علی احمد پناهی، جوانی فصل شکفتن، قم: مؤسسه آموزشی
پژوهشی امام خمینی، ۱۳۸۸.




[۴۰۱]
.
سالاری فر و همکاران، بهداشت روانی با نگرش به منابع اسلامی، ص۵۲۱.




[۴۰۲]
.
شرام و همکاران، تلویزیون در زندگی کودکان ما، ص۱۱۸ ـ۱۵۳.




[۴۰۳]
.
سالاری فر و همکاران، بهداشت روانی با نگرش به منابع اسلامی، ص۵۲۴-۵۲۳.




[۴۰۴]
.
لوک بدار و همکاران، روان شناسی اجتماعی، ص۲۳۸.




[۴۰۵]
.
ابوالقاسمی و همکاران، روان شناسی در اجتماع، ص۲۵۵ و ۲۵۶.




[۴۰۶]
.
انصاری و همکاران، مسئولیت مدنی رسانه های همگانی، ص۶۹.




[۴۰۷]
.
دنیس، شناخت ارتباطات جمعی، ص۵۸۷ ـ۵۸۹.




[۴۰۸]
.
تافلر، جابه جایی قدرت، دانایی و ثروت و خشونت در آستانه قرن بیست و یکم،
ص۵۷۲ و ۵۷۳.




[۴۰۹]
.
رفیع پور، وسایل ارتباط جمعی و تغییر ارزش های اجتماعی.




[۴۱۰]
.
سالاری فر و همکاران، بهداشت روانی با نگرش به منابع اسلامی، ص۵۳۲.




[۴۱۱]
.
سالاری فر و همکاران، بهداشت روانی با نگرش به منابع اسلامی، ص۵۳۴.




[۴۱۲]
.
همان، ص۵۳۶.




[۴۱۳]
.
pornography.


هر چیزی که محتوای جنسی داشته باشد. صرف نظر از وسیله مورد استفاده آن عکس،
فیلم، گزارش و... هرزه نگاری نامیده می شود.




[۴۱۴]
.
همان، ص۵۳۶.




[۴۱۵]
.
سالاری فر و همکاران، بهداشت روانی با نگرش به منابع اسلامی، ص۵۳۹.




[۴۱۶]
.
بحارالانوار، ج ۷۱، ص ۴۳۲.


ممکن است این مطالب هم برای شما مفید باشد:

نظرات

 

در صورتی که قصد ثبت سوال دارید، می توانید از طریق این صفحه اقدام به ثبت سوال نمایید. در غیر اینصورت با استفاده از فرم زیر نظر خود را برای ما ارسال نمایید.