مهمترین ویژگی عالم عامل از نگاه قرآن ۱۳۹۲/۰۵/۳۰ - ۴۸۹۱ بازدید

مهمترین ویژگی عالم عامل از نگاه قرآن در چه موضوعاتی مقید است و مورد نظر می باشد؟

درجواب سوال پرسشگرمحترم باید عرض کرد.آنچه مقام انسان را نزد خدا بالا می برد و موجب رستگاری او می گردد،علم و ایمان است و هریک از آنها بدون دیگری چندان فایده ای ندارد.درآیین حیات بخش اسلام ،مقام و عالم و دانشمند آن قدرعظیم و والاست که تنها انبیا و اوصیا از نظر رتبه برآنها برتری دارند .در فرهنگ قرآن منظور از عالم و دانشمند ،افراد باسوادی نیستند که ذهن خود را از معلومات و محفوظات بسیار انباشته باشند ،بلکه کسانی هستند که به مرتبه بالایی از فهم و بصیرت و خودشناسی رسیده باشند و اندیشه و عمل آنها براساس حق و حقیقت باشد.اینان پیوسته درآیات الهی و آفاق و انفس تفکر و تعمق می کنند و برایمان و یقین خود می افزایند .به خدا وروز جزا ایمان کامل دارند و آیات الهی و کتاب های آسمانی پیشین را تصدیق و تأیید می کنند .با خواندن آیات قرآن به سجده و گریه می افتند وبرخشوع و خضوع آنها افزوده می شود.اهل نماز و زکات و ذکرو مناجاتند و از عذاب خدا هراسان و به لطف و رحمت او امیدوارند.قلبشان گنجینه آیات الهی است و خداوند آیات خود را برای آنها شرح و تبیین می نماید .درقیامت نیز جزو سخن گویان محضرخداوند واز گواهان روز جزا هستند و نزد خدا مقام ودرجه ای والا واجر و پاداشی عظیم دارند.
دراسلام ،عالم و دانشمند حقیقی جایگاه بسیاروالا و عظیمی دارد.مقام آنان در پیشگاه خداوند درمرتبه بعد از انبیاست و در قیامت همچون انبیا مقام شفاعت دارند.مرکب آنان برخون شهید برتری دارد.آنان وارثان پیامبرانند ونگریستن به چهره آنها عبادت است .امام باقر(ع)فرموده اند «عالمی که ازعلمش بهره گیرد ،برتر از هفتاد هزارعابد است
دراین باره علاوه بر قرآن کریم ،در روایات نیز مطالب فراوانی آمده است .امام علی (ع)فرموده اند :«عالم را سه نشانه است :دانش و بردباری و خاموشی.لقمان در اندرز به فرزندش فرمود :«عالم را سه نشانه است :شناخت خدا و شناخت آنچه او دوست دارد و آنچه دوست ندارد .درویژگی های عالم از امام علی (ع)روایت شده است که :«عالم کسی است که قدر ومنزلت خود را بشناسد و آدمی را همین نادانی بس که منزلتش را نشناسد .نیز:«عالم کسی است که از دانش سیرنشود و وانمود از سیر شدن از آن نیزنکند
  در قرآن کریم نیز ویژگی ها و نشانه های بسیاری برای عالمان ذکر شده است که به برخی ازآنها اشاره می کنیم:
1.اهل توحید و هم ردیف فرشتگانند :
«شهد الله أنه لا إله الا هو و الملائکة واولو العلم قائما بالقسط لا إله إلا هو العزیز الحکیم »؛(آل عمران ،18)خدا که همواره به عدل ،قیام دارد ،گواهی می دهد که جز او هیچ معبودی نیست و فرشتگان [نیز گواهی می دهند که :]جزاو ،که توانا و حکیم است ،هیچ معبودی نیست.
«دراین آیه ،دانشمندان واقعی هم ردیف فرشتگان قرار گرفته اند و این خود امتیاز دانشمندان را بر دیگران اعلام می کند .همچنین از این آیه استفاده می شود که امتیازدانشمندان از این نظر است که در پرتو علم خود به حقایق اطلاع یافته اند و به یگانگی خدا که بزرگترین حقیقت است معترفند ».(نمونه،ج2،ص468)
ازامام باقر (ع)روایت شده که مراد از اولوا العلم در این آیه ،انبیا و اوصیا هستند و برخی مفسران نیز آن را به ائمه اطهار تفسیرکرده اند که مظهر اتم و اکمل اولو العلم هستند.(نمونه،ج2ص468)
2.آیات و نشانه های الهی را در جهان هستی می بینند و درس خداشناسی می گیرند
خداوند درپایان بسیاری از آیات قرآن کریم ،پس از برشمردن آیات و نشانه های الهی درآفاق و انفس ،می فرماید :در این امور نشانه هایی برای عالمان ،خردمندان ،متفکران یا گروهی که می اندیشند وجود دارد.
« إن فی ذلک لایت لقوم یتفکرون »(روم ،21) «إن الله فی ذلک لایت للعلمین »(روم ،22)؛«لایت لقوم یعقلون »(بقره 164)؛ «و النهارلایت لاولی الالباب »(آل عمران ،190)؛«إن فی ذلک لایت لاولی النهی ».(طه ،54)
«إن فی خلق السموات و الارض و اختلف الیل و النهار و الفلک التی تجری فی البحر بما ینفع الناس و ما انزل الله من السماء من مإ فأحیا به الارض بعد موتها و بث فیها من کل دابة و تصریف الریاح و السحاب المسخربین السماء والارض لایت لقوم یعقلون »؛(بقره ،164)
راستی که درآفرینش آسمان ها و زمین ودر پی یکدیگر آمدن شب وروز،و کشتی هایی که در دریا روانند با آنچه به مردم سود می رساند ،و [همچنین ]آبی که خدا از آسمان فرو فرستاده و با آن ،زمین را پس از مردنش زنده گردانیده و درآن هرگونه جنبنده ای پراکنده کرده ،و [نیز در]گردانیدن بادها و ابری که میان آسمان و زمین آرمیده است ،برای گروهی که می اندیشند ،واقعاً نشانه هایی [گویا] وجود دارد .
»و من ءَایته خلق السموات والارض و اختلف ألسنتکم و آلوانکم إن فی ذلک لایت للعالمین »؛(روم ،22)واز نشانه های [قدرت ]او آفرینش آسمان ها و زمین و اختلاف زبان های شما و رنگ های شماست .قطعاً دراین امر [امر نیز ]برای دانشوران نشانه هایی است.
درتفسیرنمونه در توضیح و تفسیر اینگونه آیات آمده است :«در هرحال روی سخن قرآن همه جا با اندیشمندان و متفکران و صاحبان مغز وعقل است و با توجه با اینکه قرآن از محیطی برخاسته که در آنجا جز جهل حکومت نمی کرد ،عظمت این تعبیر آشکارتر می شود و هم پاسخی است دندان شکن به آنها که به خاطر بعضی از مذاهب خرافی ،خط قرمز روی همه مذاهب راستین کشیده اند و می گویند مذهب ،وسیله تخدیر و ازکارانداختن اندیشه هاست و ایمان به خدا مولود جهل آدمی است.اینگونه آیات قرآن که تقریباً درهمه سوره ها گسترده است ،به وضوح می گوید مذهب راستین ،زاییده اندیشه وتفکر وتعقل است و اسلام در همه جا سرو کار با متفکران و اندیشمندان و اولوا الباب دارد نه با جاهلان و خرافاتیان یا روشنفکرنمایان بی منطق » (نمونه ،ج11،ص178)
3-به قرآن وکتاب های آسمانی پیشین ایمان واعتقاد دارند ،نماز به پا می دارند،زکات می دهند وبه خدا وروز جزا ایمان دارند
«لکن الراسخون فی العلم منهم و المومنون بما انزل الیک و ما انزل من قبلک والقیمین الصلوه و الموتون الزکوه و المومنون بالله والیوم الاخر اولئک سنوتیهم اجرا عظیما »(نساء ،162)
لیکن راسخان آنان در دانش مومنان،به ناچار برتو نازل شده است وبه آنچه پیش از تو نازل گردیده ایمان دارند و خوشا بر نماز گزاران و زکات دهندگان و ایمان آورندگان به خدا وروز باز پسین که به زودی به آنان پاداشی بزرگ خواهیم داد .
4-اهل عبادت و ذکر ودعا ومناجاتند ،در خلقت آسمان و زمین تفکر می کنند ،از رسوایی درپیشگاه حق وحشت دارند ،ایمان آورندگان به رسولان الهی و منادیان ایمان هستند ودعایشان مستجاب است .
«ان فی خلق السوات والارض واختلف اللیل و النهار لایات لاولی الالبب * الذین یذکرون الله قیاما وعلی جنوبهم و یتفکرون فی خلق السموات و الارض ربنا ما خلقت هذا باطلا سبحانک فقنا عذاب النار * ربنا انک من تدخل النار فقد اخزیته وما للظلمین من انصار*ربنا اننا سمعنا منادیا ینادی للایمن ان امنوا بربکم فامنا ربنا فغفرلنا ذنوبنا وکفرعنا سیئاتنا وتوفنا مع الابرار *ربناواتنا ما وعدتنا علی رسلک ولا تخزنا یوم القیمه انک لا تخلف المیعاد*فاستجاب لهم ربهم انی لا اضیع عمل عامل منکم من ذکر او انثی بعضکم من بعض »؛(آل عمران 190تا 195)
مسلما درآفرینش آسمان وزمین ودر پی یکدیگرآمدن شب وروز ،برای خردمندان نشانه هایی قانع کننده است همانا که خدا را در همه احوال ایستاده ونشسته وبه پهلو آرمیده یاد می کنند ودر آفرینش آسمان وزمین می اندیشند [که:]پروردگارا هر که تو را در آتش آوردی یقیناً رسوایش کردی وبرای ستمکاران یاورانی نیست .پروردگارا ما شنیدیم که دعوتگری به ایمان فرا می خواند که:«به پروردگار خود ایمان آورید »پس ایمان آوردیم . پروردگارا گناهانمان را بیامرز وبدی های ما را بزدای وما را در زمره نیکان بمیران . پروردگارا آنچه را به وسیله فرستادگانت به ما وعده دادی به ما عطا کن وما را روز رستاخیز رسوا مگردان ،زیرا تو وعده ات را خلاف نمی کنی پس پروردگارشان دعای آنان را اجابت کرد [وفرمود که ] من عمل هیچ صاحب عملی از شما را از مرد یا زن که همه از یکدیگرند ،تباه نمی کنم .
5-دربرابر آیات الهی به خاک می افتند و گریه می کنند وتلاوت آیات قرآن بر خشوع آنان می افزاید .
«قل آمنوا به او لا تومنوا ان الذین اوتو العلم من قبله اذا یتلی علیهم یحزون للاذقان سجدا *ویقولون سبحان ربنا ان کان وعد ربنا لمفعولا *وتحزون للاذقان یبکون ویزیدهم خشوعا .(اسراء107تا109)
بگو :[چه]به آن ایمان بیاورید یا نیاورید ،بی گمان کسانی پیش از [نزول ]آن دانش یافته اند ،چون این کتاب برآنان خوانده شود سجده کنان به روی در می افتند و می گویند :منزه است پروردگار ما که وعده پروردگار ما که وعده پروردگار ما قطعاً انجام شدنی است و بر روی زمین در می افتد و می گریند و بر فروتنی آنها می افزاید .
دراین آیات منظور از «الذین اوتوا العلم من قبله »جمعی از دانشمندان یهود و نصاراست که پس از شنیدن آیات قرآن و مشاهده نشانه هایی که در تورات و انجیل خوانده بودند ،ایمان آوردند و در صف مؤمنان راستین قرار گرفنتد و جزءدانشمندان اسلام شدند .(نمونه،ج12،ص319)
این آیات بیانگر رابطه عمیق علم و ایمان است .عالمان بیداردل نه تنها به آیات الهی ایمان می آورند بلکه آنچنان عشق به الله در وجودشان شعله می کشد که بی اختیار در برابر آن به سجده می افتند و سیلاب اشک بر رخسارشان جاری می شود و هر زمان خشوع و خضوعاشان بیشتر می گردد .تنها فرومایگان جاهل هستند که در برخورد با حقایق ،گاه با بی اعتنایی و گاهی با سخریه و استهزاء از کنار آن می گذرند .قرآن تأکید می کند که علم و ایمان همه جا با هم هستند ،ایمان عمیق و پابرجا ،جز در سایه علم ممکن نیست و علم نیز در مراحل عالی تر و بالاتر ،از ایمان کمک می گیرد.(نمونه ج12،ص323)
6.تنها عالمان به مقام خشیت الهی می رسند.
«و من الناس و الدواب و الأنعم مختلف الونه, کذلک إنما یخشی الله من عباده العلموا إن الله عزیز غفور»؛(فاطر،28)
و از مردمان و جانوران و دام ها که رنگ هایشان همان گونه مختلف است [پدید آوردیم ]. از بندگان خدا تنها دانایند که از او می ترسند ،آری ،خدا ارجمند آمرزنده است.
خداوند پس از بیان یک سری نشانه های توحیدی ،ازآنجا که بهره گیری از این آیات بزرگ آفرینش ،بیش از همه برای بندگان خردمند و دانشمند است ،در ادامه آیه می فرماید :تنها بندگان عالم و دانشمندند که از خدا می ترسند .آری از میان تمام بندگان ،دانشمندان هستند که یه مقام عالی خشیت ،یعنی ترس از مسئولیت توأم با درک عظمت مقام پروردگار ،نائل می گردند .این خشیت مولود سیر درآیات آفاقی و انفسی وآگاهی از علم و قدرت پروردگار و هدف آفرینش است .ازاین جمله ضمناًاین نتیجه به خوبی گرفته می شود که عالمان واقعی آنها هستند که در برابر وظایف خود احساس مسئولیت شدید دارند و به تعبیر دیگر اهل علم اند نه سخن .همین حقیقت در حدیثی از امام زین العابدین (ع)آمده است که فرمودند :علم وعمل دو دوست صمیمی اند ،کسانی که خدا را بشناسند ،از او می ترسند و همین ترس او را وادار به عمل و اطاعت فرمان خدا می کند .کوتاه سخن اینکه عالمان در منطق قرآنی کسانی نیستند که مغزشان صندوقچه آراءو افکار این و آن و انباشته از قوانین و فرمول های علمی جهان و زبانشان گویای این مسائل و محل زندگیشان مدارس و دانشگاه ها و کتابخانه هاست ،بلکه علما آن گروه از صاحب نظران و دانشمندان هستند که نورعلم و دانش تمام وجودشان را به نور خدا و ایمان و تقوا روشن ساخته و نسبت به وظایفشان سخت احساس مسئولیت می کنند و از همه پای بند ترند .(نمونه،ج18،ص248و249)
این آیه روشن می سازد که خشیت به معنی حقیقی کلمه ،تنها درعلما یافت می شود و مراد از علما ،علمای بالله است یعنی کسانی که خدای سبحان را به اسماءو صفات و افعالش می شناسد .مراد از خشیت در چنین زمینه ای ،همان خشیت حقیقی است که دنبالش خشوع باطنی و خضوع در ظاهر پیدا می شود .(المیزان،ج17،ص59)
7. توجه آنها در زندگی به خدا و کارهای خدا پسندیده و اجر و پاداش اخروی است و زرق و برق های دلشان را خیره نمی کند و دچار حسرت نمی سازد.
«و قال الذین اوتوا العلم ویلکم ثواب الله خیر لمن ءَامن و عمل صالحاً ولا یلقها الا الصبرون »؛(قصص،80)
و کسانی که دانش [واقعی ]یافته بودند ،[خطاب به کسانی که حسرت ثروت قارون را می خورند ]گفتند :وای بر شما !برای کسی که گرویده و کار شایسته کرده پاداش خدا بهتراست و جز شکیبایان آن را نیابند .
تعبیر «الذین اوتوا العلم »دراین آیه ،پاسخ کوبنده است به قارون که خود را عالم می دانست .«قال انما أوتیته علی علم عندی »؛(قصص ،78)قرآن می گوید :عالم اینها هستند که افق فکرشان این چنین بلند است نه تو خیره سر و مغرور .به این ترتیب باز می بینیم که ریشه همه برکات و خیرات به علم و دانش حقیقی باز می گردد.(نمونه،ج16،ص166)
8.قدرت تشخیص حق از باطل را دارند و به حقانیت قرآن و هدایتگری آن آگاهی و ایمان دارند و علمشان مایه خضوع قلبی آنان می شود.
«و لیعلم الذین اوتوا العلم انه الحق من ربک فیؤمنوا به فتحت له قلوبهم و إن الله نهاد الذین ءَامنوا الی صراط مستقیم »؛(حج ،54)و تا آنان که دانش یافته اند بدانند که این [قرآن] حق است [و ]از جانب پروردگار توست بدان ایمان آورند و دل هایشان برای او خاضع گردد و به راستی خداوند کسانی را که ایمان آورده اند ،به سوی راهی راست راهبر است.
«و یری الذین اوتوا العلم الذی انزل إلیک من ربک هو الحق و یهدی الی صراط العزیز الحمید »؛(سبأ،6)و کسانی که از دانش بهره یافته اند ،می دانند که آنچه از جانب پروردگارت به سوی تو نازل شده ،حق است و به راه آن عزیز ستوده [صفات ]راهبری می کند.
9.خداوند ،حقایق آیات قرآن را برای آنها شرح می دهد و آشکار می سازد ؛زیرا چهره حقیقت را می بیند و آمادگی پذیرش حق را دارند.
«ضرب لکم مثلاًفیه من انفسکم هل لکم من ما ملکت ایمنکم من شرکاءفی ما رزقنکم فأنتم فیه سواء تخافونهم کخیفتکم أنفسکم کذلک نفصل الایات لقوم یعقلون »؛(روم 28)[خداوند ] برای شما از خودتان مَثَلی زده است :آیا در آنچه به شما روزی داده ایم شریکانی از بردگانتان دارید که در آن [مال به هم ]مساوی باشید و همان گونه که شما از یکدیگر بیم دارید از آنها بیم داشته باشید ؟اینگونه ،آیات خود را برای مردمی که می اندیشند ،به تفصیل بیان می کنیم .
«و کذلک نصرف الایت و لیقولوا درست و لنبینه,لقوم یعلمون »؛(انعام ،105)و اینگونه آیات [خود ]را گوناگون بیان می کنیم ،تا مبادا بگویند تو درس خوانده ای و تا اینکه آن را برای گروهی که می دانند روشن سازیم .
10.اهل تعقل و تفکرند و دقایق و ریزه کاری های مثال های قرآنی را درک می کنند.
«وتلک الامثل نضربها للناس و ما یعقلها إلا العالمون »؛)عنکبوت ،43)و این مثل ها را برای مردم می زنیم و [لی ]جز دانشوران آنها را درنیابند.
اینکه خداوند فرمود «ما یعقلها »دلیل بر آن است که منظور درک حقیقت و مغز آن مثل هاست و گرنه بسیاری از غیر دانایان هستند که به ظواهرآن مثل ها ایمان دارند .پس درک مثل هایی که در کلام خدا زده شده ،نسبت به فهم و شعور مردم مختلف است .بعضی از شنوندگان هستند که به جز شنیدن الفاظ آن و تصور معانی ساده اش بهره ای از آن نمی برند ،زیرا در آن تعمق نمی کنند .بعضی دیگرهستند که علاوه بر آنچه که دسته اول می شنوند و می فهمند ،در مقاصد آن تعمق هم می کنند و حقایق باریک و دقیقش را درک می نمایند .(المیزان ج16،ص196)
11.آیات الهی بر دل آنها می نشیند و دلشان مخزن آیات الهی است.
«بل هو ءَایت بینت فی صدورالذین اوتوا العلم وما یجحد بایتنا إلا الظلمون »؛(عنکبوت ،49)بلکه [قرآن ]آیاتی روشن در سینه های کسانی است که علم [الهی ]را یافته اند ،وجزستمگران ،منکرآیات ما نمی شوند.
12.اهل پند پذیری و عبرت اند .
«یوتی الحکمة من یشاءُو من یؤت الحکمة فقد أوتی خیراً کثیراًو ما یذکر إلا اولوا الالباب»؛(بقره ،269)[خدا ]به هر کسی که بخواهد حکمت می بخشد و به هرکس حکمت داده شود ،به یقین ،خیری فراوان داده شده است و جزخردمندان ،کسی پند نمی گیرد.
«افمن یعلم أنما أنزل إلیک من ربک الحق کمن هو اعمی إنما یتذکر اولوا الباب »؛(رعد ،19)پس ،آیا کسی می داند آنچه از جانب پروردگارت به تو نازل شده ،حقیقت دارد ،مانند کسی که کوردل است ؟تنها خردمندانند که عبرت می گیرند .
«ذکری لاولی البب »(ص،43؛زمر،21؛غافر،54)،«إن فی ذلک لعبرة لاولی الابصر ».(آل عمران ،13؛نور ،44)
13.خداوند به برخی از آنان قدرت خارق العاده ای داده که می توانند بر طبیعت و قوانین آن چیره شوند.
«قال الذی عنده ،علم من الکتب أنا ءَالکتب أناءَاتیک به قبل أن یرتد ألیک طرفک فلما رءَاه مستقراً عنده قال هذا من فضل ربی لیبلونی ءَأشکرام أکفر و من شکر فإنما یشکر لنفسه و من کفرفإن ربی غنی کریم »؛(نمل ،40)کسی که نزد او دانشی از کتاب [الهی ]بود ،گفت :من آن را پیش از آنکه چشم خود را برهم زنی برایت می آورم .پس چون [سلیمان ]آن [تخت ]را نزد خود مستقردید ،گفت :«این از فضل پرودگار من است ،تا مرا بیازماید که آیا سپاسگزارم یا ناسپاسی می کنم و هرکسی سپاس گزارد ،تنها به سود خویش سپاس می گزارد و هر کس ناسپاسی کند ،بی گمان پروردگارم بی نیاز و کریم است.
کسی که مقداری از علم کتاب را می دانست ،آصف بن برخیا ،وزیر حضرت سلیمان و خواهر زاده او بود ،چنانچه از امام هادی (ع)نیزنقل شده است .امام باقر (ع)نیز فرموده اند :«اسم اعظم الهی هفتاد و سه حرف است که آصف بن برخیا تنها با دانستن یک حرف چنین قدرت نمایی کرد ».(قرائتی ،1383،ج8،ص423)در اینکه منظور از علم کتاب چیست ؟گفته اند :مراد ازآن ،یا آگاهی ازکتب آسمانی یا لوح محفوظ ویا اسم اعظم است .(نورج8،ص424)
14.درجات والایی نزد خداوند دارند.
«یا ایها الذین ءَامنوا إذا قیل لکم تفسحوا فی المجلس فافسحوا الله لکم و اذا قیل انشزوا یرفع الله الذین ءَامنوا منکم و الذین اوتوا العلم درجت و الله بما تعملون خبیر »؛(مجادله ،11) ای کسانی که ایمان آورده اید ،چون به شما گفته شود :«درمجالس جای بازکنید »،پس جای باز کنید تا خدا برای شما گشایش حاصل کند و چون گفته شود :«برخیزید »،پس برخیزید .تا خدا [رتبه ]کسانی از شما را که گرویده و کسانی را که دانشمندند [برحسب ]درجات ،بلند گرداند و خدا به آنچه می کنید آگاه است.
آنچه مقام آدمی را نزد خدا بالا می برد دو چیز است :1.ایمان 2.علم
می دانیم مقام شهید در اسلام والاترین مقام است.درعین حال در حدیثی از پیامبر (ص)می خوانیم :عالم یک درجه از شهید بالاتر است و شهید یک درجه از عابد ...و برتری عالم بر سایر مردم مانند برتری من بر کوچکترین آنهاست .در حدیث دیگری از امیرالمؤمنین علی (ع)می خوانیم :کسی که مرگ او فرا رسد درحالی که در طلب علم است میان او و پیامبران یک درجه فاصله است.درحدیثی دیگر از پیامبر (ص)آمده است :برتری عالم برعابد همچون برتری ماه در شب بدر بر سایر فرشتگان است.
جالب اینکه عابد عبادتی را انجام می دهد که هدف آفرینش انسان است ولی از آنجا که روح عبادت معرفت است ،عالم بر او برتری فوق العاده دارد.
درحدیث دیگری از پیامبر (ص)آمده است :سه گروه در قیامت شفاعت می کنند :پیامبران ،علما و شهیدان .در حقیقت موفقیت در طریق تکامل و جلب خشنودی خدا و قرب او مرهون دو عامل است »ایمان و علم یا آگاهی و تقوی که هیچکدام بدون دیگری برای هدایت و پیروزی کافی نیست.(نمونه،ج23،ص443و444)
15.درعالم برزخ نیز از حیات آگاهانه ای برخوردارند .
«ویوم تقوم الساعةیقسم المجرمون ما لبثوا غیرساعة کذلک کانوا یؤفکون (55)و قال الذین اوتوا العلم و الایمن لقد لبثتم فی کتب الله الی یوم البعث فهذا یوم البعث و لکنکم کنتم لا تعلمون »؛(روم ،55و56)و روزی که رستاخیز برپا شود ،مجرمان سوگند یاد می کنند که جز ساعتی [بیش ]درنگ نکرده اند ؛[دردنیا هم ]این گونه به دروغ کشانیده می شدند .و [لی]کسانی که دانش و ایمان یافته اند ،می گویند :«قطعاً شما [به موجب آنچه ]درکتاب خدا [است ] تا روز رستاخیز مانده اید و این ،روز رستاخیز است ولی شما خودتان نمی دانستید.
مجرمان و گناهکاران نادان همان گونه که در دنیا از درک حقیقت عاجز بودند در قیامت نیز محرومند و سوگند یاد می کنند که فقط ساعتی درعالم برزخ توقف داشتند .اما اهل علم وایمان نه تنها در دنیا در برزخ نیز حیات آگاهانه ای دارند و حقایق را درک می کنند .در این آیه ،مقدم داشتن علم بر ایمان به خاطر آن است که علم پایه ایمان است (نمونه ،ج16،ص485)
16.سخن گویان قیامت هستند.
«ثم یوم القیمة یخزیهم و یقول این شرکاءِی الذین کنتم تشاقون فیهم قال الذین اوتوا العلم
ان الخزی الیوم و السوءَ عای الکافرین »؛(نحل ،27)سپس روز قیامت آنان را رسوا می کند و می گوید :کجایند آن شریکان من که درباره آنها [با پیامبران ]مخالفت می کردند ؟کسانی که به آنان علم داده شده است می گویند :درحقیقت ،امروز رسوایی و خواری بر کافران است.
از این آیه روشن می شود که سخن گویان در قیامت ،عالمان و دانشمندان خواهند بود ،زیرا درآن محضر بزرگ باید سخنی گفت که خلافی درآن نباشد و این از کسی جز عالمان با ایمان ساخته نیست که مصداق اتم و اکمل آن امامان معصوم اند .(نمونه،ج11،ص204)
17.از گواهان روز قیامتند و شهادت آنان در کنارشهادت خداوند قرار می گیرد.
«ویقول الذین کفروا لست مرسلاًقل کفی بالله شهیدابینی وبینکم و من عنده علم الکتب »؛(رعد ،43)و کسانی که کافر شدند می گویند :تو فرستاده نیستی .بگو :کافی است خدا و آن کس که نزد او علم کتاب است ،میان من وشما گواه باشد.
در کتاب های تفسیر «من عنده علم الکتاب »به افراد زیر اطلاق شده است:
1.آگاهان از محتوای قرآن مجید یا کتب آسمانی
2.دانشمندان اهل کتاب که نشانه های پیامبر (ص)را در کتاب های آسمانی خود خوانده بودند و از روی علاقه و آگاهی به او ایمان آوردند.
3.علی بن ابی طالب و ائمه هدی (ع)که مصداق تام و کامل این موضوع هستند.
مطابق روایات ،مراد از کسی که علم همه کتاب را دارد ،حضرت علی (ع)و اهل بیت پیامبر (ص) می باشد.
 

ممکن است این مطالب هم برای شما مفید باشد:

نظرات

میهمان
با سلام و احترام با توجه به اینکه در کشور ما تقریبا همه تحصیلات دانشگاهی دارند باید به رشته تحصیلی افراد نگاه کرد مثلا دیپلم و پیشدانشگاهی ریاضی با توجه به سختی ریاضیات (معادلات دیفرانسیل ریاضیات گسسته و ....) نیاز به ریاضت شرعی دارد و به اندازه یک فوق لیسانس رشته های فقط خواندنی و حفظ کردنی انرژی میبرد
لیسانس فیزیک خیلی بیشتر از دکترای مهندسی ریاضت لازم دارد
روزی یکی از نوابق فیزیک میگفتند دلشان به حال افرادی که دروس حفظ کردنی میخوانند می سوزد چون با ریاضیات که تار و پود جهان هستی است آشنایی ندارند و زیبایی های خلقط خداوند را نمی بینند چون برخی از زیبایی ها و عظمت خداوند فقط در فورمولهای ریاضی قابل مشاهده است
خود بنده هم به افرادی که رشته تحصیلی سخت تری دارند احترام بیشتری قاعل می شوم تا افرادی که فقط حفظ میکنند
آیا این کار من شرعی است یا نه؟
پرسمان
سلام علیکم، دوست گرامی. معیار ارزش علوم تاثیرگذاری مثبت و نافع بودن به حال خود و جامعه است و نه صرفا سخت بود چون ممکن است علمی سخت و دشوار باشد اما فایده ای به حال ملت نداشته باشد. موفق باشید.

 

در صورتی که قصد ثبت سوال دارید، می توانید از طریق صفحه جستجو اقدام به ثبت سوال نمایید. در غیر اینصورت با استفاده از فرم زیر نظر خود را برای ما ارسال نمایید.