موارد جواز غیبت ۱۳۹۰/۰۸/۲۲ - ۱۵۳۵ بازدید

عالمان اخلاقی در تعریف غیبت گفته اند: غیبت عبارت است از: بدگویى و پرده درى نسبت به حیثیت و آبروى افراد، یعنی در غیاب شخصى کارهاى بد و ناپسند شخصی و یا عیوب و نقائص جسمى و اخلاقى او را به گونه اى براى

عالمان اخلاقی در تعریف غیبت گفته اند: غیبت عبارت است از: بدگویى و پرده درى نسبت به حیثیت و آبروى افراد، یعنی در غیاب شخصى کارهاى بد و ناپسند شخصی و یا عیوب و نقائص جسمى و اخلاقى او را به گونه اى براى کسانی که او را می شناسند, بازگو کنند که اگر به گوشش برسد، ناراحت شود.
امام خمینی ( رضوان الله تعالی علیه ) فرموده است: غیبت عبارت است از: ذکر کردن انسان را در حال غایب بودنش به چیزى که خوش آیند نیست نسبت دادن آن را به سوى او، از چیزهایى که پیش عرف مردم نقصان است، به قصد انتقاص و مذمت او. ( چهل حدیث ص : ۳۰۱ )

در رابطه با غیبت توجه به اموری لازم است:
- غیبت آن است که پشت سر برادر یا خواهر مسلمان سخنى گفته شود که اگر به گوش او برسد ناراحت شود و کشف آن در جامعه باعث رفتن آبروی مومن باشد.
- غیبت یعنی چیزی که پشت سر افراد گفته می شود, راست باشد نه دروغ؛ یعنی اگر عیب یا نقصی که به فرد غائب, نسبت می دهیم راست باشد و حقیقتا در او وجود داشته باشد, این غیبت محسوب می شود و الا اگر دروغ باشد تهمت است نه غیبت.
- شنونده ی غیبت نیز در گناه غیبت کننده شریک است. حضرت رسول ( صلی الله علیه و اله ) می فرمایند : سامع الغیبه شریک المغتاب شنونده ی غیبت با غیبت کننده در گناه شریک است .
- غیبت, با انتقاد از افراد سرشناس جامعه تفاوت دارد و از آن جا که شخصیت های اجتماعی و مسئول مانند مدیران , هنرمندان و دولتمردان درقبال مردم و جامعه باید پاسخ گو باشند، انتقاد از آنان اشکالى ندارد ( به شرطی که انتقاد, صادقانه و منصفانه باشد ) اما انتقاد از افرادی که با آنها زندگی می کنیم و در دسترس ما هستند ( مانند: دوست, فامیل, برادر و...) اگر در غیاب آنها باشد, غیبت محسوب می شود.
بنابراین در رابطه با شخصیت حقیقی افراد ( خصوصیات شخصی آنها ) نمی شود غیبت کرد و گناه محسوب می شود, ولی بررسى و سنجش کارکرد اجتماعى آنان ( شخصیت حقوقی آنها ) و نقد دقیق آن، بدون تکیه بر ظنیّات و افراط و تفریط ها و با هدف اصلاح امور جامعه اشکالى ندارد ؛ زیرا اموری که مربوط به شخصیت حقوقی افراد است چون جنبه ی اجتماعی دارد و از جمله امور پنهان محسوب نمی شود, اصطلاحا به آن غیبت گفته نمی شود.

غیبت در موارد خاصى جایز شمرده شده است از جمله:
الف) در مقام مشورت در امور خطیری نظیر ازدواج، که اگر انسان عیبی بزرگی سراغ دارد باید بگوید.
ب ) طرف متجاهر به فسق باشد؛ یعنى، هیچ گونه پروایى نداشته باشد که علناً به گناه و معصیتى دست بزند؛ در این صورت در خصوص گناه علنى او غیبت جایز است.
ج) ممکن است فردى را براى سمتى نظیر نمایندگى یا ریاست قسمتى خاص، نامزد نموده و مورد بحث قرار دهند. در اینجا انسان مى تواند اگر نقطه ضعفى را اطلاع دارد که خداى ناخواسته با داشتن آن سمت، به اسلام و انقلاب ضربه مى زند، به مسؤولین گوشزد کند.
د) فرض بفرمایید بیمارى است که نمى خواهد بعضى از اسرارش نزد طبیب فاش شود و از طرفى چاره اى نیست و طبیب براى معالجه باید بداند. در اینجا نیز مى توان على رغم خواست بیمار، پزشک معالج او را در جریان امر قرار داد.
ه) اگر در مورد خاصى احتمال منحرف شدن شخصى در اثر هم نشینى با یک فرد فاسد و عدم اطلاع از مفاسد وى وجود دارد، مى توانیم شخص مورد نظر را از معاشرت با آن گنه کار منع کنیم. در این راستا باید کمال احتیاط را رعایت نمود؛ یعنى، در مرحله اول تنها مى توانیم بگوییم که «این معاشرت به صلاح شما نیست» و حق بازگو کردن معایب و گناهان آن شخص را نداریم، پس باید این کار را مرحله به مرحله و به صورت تدریجى انجام دهیم.
همانگونه که اشاره شد غیبت در صورتی حرام است که شخصیت غیبت شونده برای شنونده آن، شناخته شده باشد، بنابراین سخن گفتن از رفتار فردی که ناشناخته است، غیبت محسوب نمی شود و اگر اشاعه فحشا نباشد، حرام نیست.
برای اطلاع بیشتر به کتاب «معراج السعاده» مرحوم احمد نراقی و نیز حاج آقا مجتبی تهرانی «اخلاق الهی» نشر پژوهشگاه فرهنگ و اندیشه اسلامی مراجعه نمائید.

چند نکته دیگر درباره غیبت:
- کسی که مورد ظلم و اذیت قرار گرفته حق دارد در نزد قاضی از ظلم ظالم سخن بگوید و چنین کاری غیبت محسوب نمی شود؛ اما اگر به بهانه ی مورد اذیت و آزار قرار گرفتن, نزد هر کسی از آزار ظالم بگوید, این غیبت محسوب می شود و تغییر نام ( درد دل و...) نفس غیبت را تغییر نمی دهد.
- سخن گفتن در باره ی معایب فرد غیر مسلمان, غیبت محسوب نمی شود.
- اگر در تعریف غیبت دقت کرده باشید بیان خوبی های افراد غیبت نیست بلکه کاری مطلوب و شایسته است؛ البته در صورتی که زیاده روی نشود و موجب عجب و غرور آن فرد نگردد . در بیان خوبیها و محاسن افراد, فرقی در زمان حیات و ممات آنها نیست.
- سخن گفتن, در مقابل کسی که حضور دارد, به گونه ای که موجبات ناراحتی شخص, فراهم شود, به مباحث دیگر اخلاقی مربوط است و این کار, همچنانکه در تعریف غیبت ملاحظه می کنید, غیبت نیست؛ چرا که خود فرد حضور دارد.
- ذکر معایب فیزیکی مانند: کوتاهی قد, لاغری, چاقی و... با شرائطی که در تعریف غیبت بیان شد, غیبت محسوب می شود. روزی یکی از همسران رسول خدا( صلی الله علیه و اله) با دیدن زنی کوتاه قد, به گونه ای که آن زن متوجه نشود و به حالت مسخره دست خود را پایین آورد و به آن زن اشاره کرد؛ پیامبر خدا( صلی الله علیه و اله ) فرمودند : غیبت کردی .

از جمله موارد دیگری که داخل در جواز غیبت است موارد زیر می باشد:
ا- در مورد بدعت گذاران و توطئه گران و کسانی که بر ضد مصالح مسلمین نقشه می کشند که اگر کار آنها برملا و آشکار گردد مردم به پا می خیزند و جلوگیری کامل یا نسبی می کنند، غیبت این گونه افراد نیز جایز بلکه واجب است.
۲- در مورد مسلمانی که جان یا مال یا ناموسش از سوی دیگری در خطر قرار گرفته و او آگاه نیست، افشای این خطر نیز جایز بلکه گاهی واجب است.
۳- در مورد شهادت دادن در جایی که از انسان تقاضای شهادت کنند، نیز غیبت کردن جایز است چون مصلحت شهادت, قوی تر است.
۴- کسی که ادعای منصبی را داشته باشد که صلاحیت آنرا ندارد؛ مثلا شخص بی لیاقتی ادعای فقاهت می کند و متصدی اموری می شود که اهلیت و صلاحیت آنرا ندارد می توان مردم را به نواقص او توجه داد.
نتیجه اینکه : اگر در غیاب یک مسلمان, معایب و نواقصی که در او وجود دارد بیان شود, این کار بدلیل اینکه آبروی او در نزد دیگران برده شده و عیب پنهان او فاش گردیده, غیبت می باشد؛ و توجیهاتی از قبیل : بعدا به خودش می گویم یا راست می گویم و... مجوزی برای غیبت نیست.
پیروز باشید.

ذکر منابعی جهت مطالعه:
- چهل حدیث حضرت امام خمینی ( رحمة الله علیه ) بحث غیبت
- اخلاق اسلامی , ملا مهدی نراقی ( رحمة الله علیه ), بحث غیبت
- مصباح الشریعه

ممکن است این مطالب هم برای شما مفید باشد:

نظرات

میهمان
سلام.اگر کسی که اشکارا سیگار میکشد یعنی همه میدانند که او سیگار می کشد وچیز پنهانی نیست که کشف عیب باشد(فقط این فرد به جهت این که دیگران اذیت نشوند مثلا برای سیگار کشیدن بیرون میرود تا سیگار بکشد.)اگر کسی پشت سرش بگوید عین این حرف:دیروز که آمده بود خیلی بوی سیگار از رویش میامد.این حرف غیبت است یا خیر؟تهمت هم نباشد یعنی واقعا هم بو بدهد.این یه سوال من.به اینم جواب بدین لطفا.وقتی کسی پشت کسی حرف میزند من که شنونده ی حرف او هستم در صورتی که یقین صد در صد ندارم فردی که حرف میزند حرفش غیبت است یا نه اولا باید او را از این کار هم نهی کنم؟دوما:برای من که شنونده ی ای نحرف هستند گناه نوشته میشود.باور کنید تشخیص غیبت در مواردی واقعا سخته تا بیای فکر کنی که این حرفش غیبت بود یا نه ونیز اگر غیبت بود چه جور ازش دفاع کنی دیگه حالت گفتگو شادی به هم میخوره ویا اگر مثلا از فردی دفاع کنی فرد غیبت کننده بیشتر میگه یعنی برای این که ثابت کنه فردی کار بدی کرده هر سندی میاره که دیگه دهن آدم بسته میشه برای دفاع.دعام کنید به غیبت نیفتم.یه سوال در همی نمورد از سایتون میپرسم.ممنون

 

در صورتی که قصد ثبت سوال دارید، می توانید از طریق صفحه جستجو اقدام به ثبت سوال نمایید. در غیر اینصورت با استفاده از فرم زیر نظر خود را برای ما ارسال نمایید.