موضع امام علی (ع) و یارانش و جنگ ایران ۱۳۹۷/۰۳/۲۸ - ۱۰۹۸ بازدید

فتوحاتی که در زمان خلفا شکل گرفت طبق نظریه ی شیعه نامشروع بوده چرا که فرمان معصوم در کار نبوده و حتی حضرت امیر (علیه السلام) در جنگ شرکت نکرده حال چند سوال ذهنم را مشغول کرده:
۱.چرا حضرت جلوی جنگ را نگرفت؟
۲.چرا سلمان و مالک و...در جنگ شرکت کردند؟
۳.بعد از فتوحاتی که شکل گرفت و حضرت امیر(علیه السلام) بعد از خلفا به خلافت رسید و همان سرزمین هایی که خلفا فتح کردن به زیر دست حضرت افتاد با توجه به نامشروع بودن جنگ چرا حضرت سرزمین های آنها را پس نداد؟

در هیچ یک از منابعِ‌ کهن و معتبر تاریخی حضور امیرمؤمنان حتی در یکی از جنگ‌های زمان خلفا ثبت نشده است (و تنها نبردی که حضرت سلاح بدست گرفت زمانی بود که لشکر مرتدین به دروازه‌های مدینه نزدیک می‌شد. بسیاری از مسلمانان بدلیل عدم بیعت امام با ابوبکر و همچنین عدم حضور حضرت در این جنگ حاضر به همکاری و حضور در میان مدافعان شهر مدینه نبودند. امام بنا به مصلحت و برای حفظ اسلام تنها شمشیر به دست گرفته و در میان مدافعان حضور یافت و در همان حال نیز هرگز با شمشیر نجنگید.) در نتیجه می‌توان گفت که در زمان خلفا، حضرت هرگز با هیچ گروهی نجنگید.عدم شرکت حضرت در فتوحات و انزوای ایشان این سوال را در اذهان مسلمانان بر انگیخت که چرا علی‌بن‌ابی‌طالب با آن همه سابقه درخشان در نبردهای گذشته، اکنون که زمان انتشار اسلام در سرزمینهای کفر و شرک رسیده است در جنگها شرکت نمی کند؟ به طور قطع بسیاری – اگر نگوییم همه – می‌دانستند که او به خاطر ترس از مرگ یا سستی از جهاد نبوده که در جنگها شرکت نمی کردند همانطور که خود حضرت نیز در این زمینه می‌فرمایند: «والله لو تظاهرت العرب علی قتالی لما ولیت عنها؛ به خدا سوگند اگر تمام عرب در کارزار با من روبرو شوند به آنان پشت نمی‌کنم». (نهج البلاغه، نامه 25). از این رو خلیفه و یارانش می‌کوشیدند با شرکت دادن علی (ع) در فتوحات:- از یک طرف زمینه طرح چنین پرسش و ابهامی را از بین ببرند و با ورود او به عرصه فتوحات، اعتبار و مشروعیت چنین اقدامی را در اذهان بسیاری از هواخوان ایشان به ویژه بنی هاشم مستحکم سازند.- و از سوی دیگر از مهارت‌ها و تجارب جنگی آن حضرت در فتح شهرها استفاده کنند.اما امام علی(ع) با عدم حضور و شرکت مستقیم در فتوحات هرگز مُهر تایید بر سیاست‌های خلفا در این زمینه نزد و در یک کلام، موید خلفا نبود.(جهت کسب اطلاعات بیشتر در این زمینه می‌توانید به مجله «تاریخ در آیینه پژوهش، پیش شماره دوم، بهار 1382، مقاله: مواضع امام علی(ع) در برابر فتوحات خلفا» ، مراجعه فرمایید). متاسفانه حس ایران دوستی و ایران پرستی گاهی اوقات انسان را آنچنان افراطی می کند که چشم به روی تمامی واقعیات بسته و تنها به این فکر می کند که چرا باید به ایران حمله می شد. نمونه آن همین مطالب است که ذکر کردید که سلمان تا چه اندازه در پیروزی مسلمانان نقش داشته است.اگر خوب دقت کنیم می بینیم که افرادی چون سلمان فارسی با حضورشان در این فتوحات عملا باعث شدند که بسیاری از کارشکنیها و اعمال خلاف انسانیت و مسلمانیت از بین برود چراکه اگر سلمان چنین اقدامی را نمی کرد و کار به دست عناصر تندروی دستگاه حاکم می افتاد معلوم نبود چه بلایی سر ایرانیان می آمد. علاوه بر اینکه حضور برخی خواص و شیعیان در راس قدرت می توانست تا حدی به اعتلا و زنده نگه داشتن آرمانهای ائمه اطهار و پیامبر اکرم(ص) کمک کند چنانچه نقل شده سلمان فارسی با الهام از شیوۀ پیامبر(ص) مسجد را مرکز تعلیم، تربیت، تزکیه، هدایت و پایگاه فعالیت های اجتماعی ساخته بود و خود در مسجد برای مردم سورۀیوسف را تفسیر می کرد تا در سایۀ آن، مردم با درسهای عفت، صداقت و شیوۀ درست حکومت آشنا شوند.( ابن سعد، طبقات الکبری،ج 4 / 79 – 80)
البته سلمان نقش بسیار زیادی در بعضی از فتوحات مسلمانان داشته است تا جایی که نقل می کنند در ماجرای فتح مدائن، سعد وقاص، فرمانده سپاه اسلام بود، او فرمان داد تا سپاه از رود دجله عبور کنند. در آن وضع دلهره آمیز و نگران کننده که حتی فرمانده در اضطراب بود،سلمان در کنار فرمانده لشکر بود و او را با این سخنان دلداری می داد: مردم تازه مسلمان شده اند و به گناه آلوده نیستند. از این رو آب و دریا همچون خشکی برایشان رام شده است. سوگند به خدایی که جان سلمان در دست اوست، همه دسته دسته از این رودخواهند گذشت...(تاریخ طبری، ج ۴، ص ۱۲؛ ترجمه اخبار الطوال، ص ۱۶۰ - ۱۶۱ )نیز نقل شده خود سلمان پیشاپیش گروههایی بود که با اسب از رودخانه گذشتند و به کنار حصار مدائن رسیدند. سخنان سلمان در مدائن سبب شد تا دو شهر از شهرهای مدائن و ایوان و کاخ مدائن، از جمله تیسفون که سالها پایتخت ساسانیان بود، بدون درگیری به دعوت وی تسلیم لشکر اسلام شود، وحدود چهار هزار نفر از سپاه ویژه و گارد ایران که تحت فرماندهی «رستم فرخ زاد» بودند، ازسپاه او جدا شده، به سپاه مسلمانان بپیوندند. دعوت سلمان برای اسلام آوردن ایرانیان در مدائن بدین صورت بود: «همانا اصل و نسب من از شما ایرانیان می باشد و من در سه چیز خیرخواه شما هستم، و صلاح شما در آنها است: الف. اگر اسلام بیاورید، برادر ما هستید و در اموال ما شریک بوده و بر شما است همان تکلیفی که بر ما است. ب. تسلیم شوید و به مسلمانان جزیه بدهید. ج. در غیر این دو صورت، با شما می جنگیم، همانا خدا، خائنان را دوست ندارد( تاریخ طبری ج ۴ ص ۱۴ ) و...
به هر حال اگر کمی به تاریخ ایران در دوران پایانی سلطنت ساسانی ها دقت کنیم علت این عملکرد سلمان فارسی و حتی شکستهای مکرر و پی در پی ایرانیان ساسانی به روشنی معلوم خواهد شد. ظلمها و ستمها و فساد شدید دستگاه حکومت ساسانی و سختگیری شدید به قاطبه مردم که در حکم نوکران حکومت به حساب می آمدند و نیز قرار داشتن ثروت و کسب علم و همه امتیازات مادی و حتی معنوی به طبقه حاکم و ثروتمند ساسانی یکی از عمده دلایل این شکستها و حمایتهای خود مردم از مسلمانان و نیز عملکرد سلمان فارسی می باشد.
این واقعیت تا جایی نمود پیدا می کند که نقل میکنند اهل مدائن تیسفون، نان و خرما به دست در کوچه ها به پیشواز اعرابی ایستاده بودند که به غارت کاخ شاهی و فرش بهارستان می رفتند.(تاریخ خلفا، ج 2، ص 126)
واقعیت آن است که اسلام یک دین جهانی بوده و هست و نمی توانست هدایت خود را در مهد اسلام و شهر مکه و یا نهایتا جزیره العرب محصور کند، هرچند لشکر کشی های انجام شده در عهد خلفای نخست کاستی ها بسیاری را در پی داشت. آثار این ضعف هم در کشورهای مفتوحه و هم در مرکز و گستره دولت اسلامی آشکار بود البته در هر یک به نوعی باید این کاستی ها مورد مطالعه و دقت قرار گیرد. اما در دراز مدت، به دلیل آشنایی ملل و کشورهایی که اسلام به آنجا راه یافته بود با حقیقت و روح دین اسلام، کم کم مردم خود به اسلام روی آوردند.
البته ما معتقدیم اگر حرکتی که از سوی رسول خدا(ص)شروع شد، پس از فوت ایشان ادامه می یافت و زمام امامت و خلافت به دست وصی ایشان امیرمؤمنان(ع) می افتاد، بی شک دعوت اسلامی پیامبر(ص) به میدان وسیع تری گسترش می یافت و همسایگان دولت اسلامی و سایر ملل خود به پذیرش این دین الهی پیشقدم می شدند و فتوحات خونین و لشکرکشی های دوران خلفا، به گونه ای دیگر رقم می خورد، اما متاسفانه با غصب خلافت توسط خلفای غاصب این امر محقق نشد.
4- برخی کتبی که در این زمینه می تواند شما را کمک کند به شرح ذیل می باشد:
-تاریخ سیاسی اسلام ؛ رسول جعفریان
- تاریخ خلفا، رسول جعفریان، قم، انصاریان، 1380ش.
- تاریخ سیاسی اسلام، دکتر سید جعفر شهیدی، مرکز نشر دانشگاهی، این کتاب به بررسی تاریخ صدر اسلام تا پایان امویان پرداخته است .

ممکن است این مطالب هم برای شما مفید باشد:

نظرات

 

در صورتی که قصد ثبت سوال دارید، می توانید از طریق صفحه جستجو اقدام به ثبت سوال نمایید. در غیر اینصورت با استفاده از فرم زیر نظر خود را برای ما ارسال نمایید.