میزان در قیامت ۱۳۹۲/۴/۱۵ - ۱۲ بازدید

در عالم حشر پس از قرار گرفتن انسان در برابر نامه عمل خود، نظمى پیش مى آید که این نظم روشن کننده این حقیقت است که مجموعه این عالم؛ یعنى، عالمى که انسان خود براى خود ساخته است آیا گرایشش به سوى خداست یا به سوى غیرخدا؛ یعنى، مجموعه آن عالم ساخته من که به اصطلاح مجموعه زندگى من بوده و نسخه اى بوده از آنچه من اینجا داشته ام، وزن مى شود. به عبارت دیگر در عالم حشر نظامى داریم که کل صحیفه عمل من به وزن گذاشته مى شود که آیا حقیقت روش و حرکت من و ما حصل زندگى من از لحاظ ظاهر و باطن در مجموع سنگینى به سوى ذات مقدس حق دارد یا به سوى غیر حق؟
در عالم حشر پس از قرار گرفتن انسان در برابر نامه عمل خود، نظمى پیش مى آید که این نظم روشن کننده این حقیقت است که مجموعه این عالم؛ یعنى، عالمى که انسان خود براى خود ساخته است آیا گرایشش به سوى خداست یا به سوى غیرخدا؛ یعنى، مجموعه آن عالم ساخته من که به اصطلاح مجموعه زندگى من بوده و نسخه اى بوده از آنچه من اینجا داشته ام، وزن مى شود. به عبارت دیگر در عالم حشر نظامى داریم که کل صحیفه عمل من به وزن گذاشته مى شود که آیا حقیقت روش و حرکت من و ما حصل زندگى من از لحاظ ظاهر و باطن در مجموع سنگینى به سوى ذات مقدس حق دارد یا به سوى غیر حق؟ این نظام، همان میزان است که روشن مى کند کل و مجموعه صحیفه من حکایت از گرایش من به سوى خدا دارد یا به سوى غیر خدا. البته این مسأله مربوط به متوسطین است؛ یعنى، کسانى که اعتقاد داشته اند ولى گناه و تعلقاتى هم داشته اند نه براى اولیاء و انبیاء. این نظام، یک نظام تکوینى و حقیقى است نه قراردادى و اعتبارى. اگر بخواهید ماهیت نظام و موقف میزان را خوب دریافته و بفهمید به این دو مثال دقت کنید: الف) ذره خاکى که در سیر خود و حرکتش از مراحلى مى گذرد، در مرحله اى سنجیده مى شود که آیا مى تواند وارد مرحله دیگر شده و به سیر تکاملى خود ادامه دهد یا خیر و از حرکت تکاملى آن جلوگیرى شده و پس زده مى شود. خاکى که از مجراى خاصى حرکت مى کندتا بشود گل در مراحلى به میزان گذاشته مى شود که کدام قطعه و جزء آن صلاحیت گل شدن را دارد، آن قطعه که صلاحیتش را داشته باشد، به حرکت خود ادامه داده و گل مى شود اما جزءهایى که این صلاحیت را ندارند پس زده مى شوند و از ادامه حرکت تکاملى باز مى مانند. پس اینچنین نیست که خاک از هر مجرایى که حرکت کند همه مراحل را بدون میزان و سنجش پشت سربگذارد. ب ) خاکى که مى خواهد از مجراى معینى حرکت کرده وبه عالم انسانیت وارد شود، اینطور نیست که همه ذرات و قطعاتش به آستانه انسانیت برسند بلکه یک سلسله اجزاء در موقف هایى با سنجش کنار زده مى شوند و آنهایى که در مجموع صلاحیتشان با میزان براى ورود به مراحل بالاتر احراز مى شود، به مراتب کامل تر ارتقاء مى یابند. عالم و نظام میزان در عالم حشر هم یک نظامى است که وجود انسان، عالم انسان، صحیفه انسان سنجش مى شود و تشخیص داده مى شود که مجموع وجود انسان به کدام سمت مى چربد؟ آیا به سوى خداست تا وارد موقف دیگر شود یا به سوى غیرخداست تا پس زده شده و از ادامه حرکت بازماند؟ اگر روشن شد که مجموع به سوى خداوند است، مسأله موقف حساب پیش خواهد آمد چرا که عالم حساب براى پاکسازى ناپاکى ها و آلودگى ها و رها ساختن آدمى از تعلق هاست تا قابلیت و صلاحیت جوار قرب حق را پیدا نماید، پس افرادى وارد این موقف براى پالایش و پیرایش مى شوند که صحیفه اعمال، افعال، عقاید، اوصاف و اخلاقشان، در مجموع به سوى خداوند باشد نه غیر خدا. افرادى که مجموع وجودشان به سوى فرار از خداست تسویه و حسابرسى ندارند. با این تحلیل روشن شد که اولین چیزى که پس از قرار گرفتن در مقابل صحیفه عمل پیش مى آید، نظام میزان و موقف سنجش است. با توجه به ماهیت و حقیقت نظام میزان که تکلیف انسان را در ادامه حرکت تکامل یا باز ماندن و فرو رفتن در دورى از خدا مشخص مى کند، این موقف، از مواقف خطرناک بوده و وحشت غیرقابل توصیفى پیش مى آورد. علاوه بر آن که روشن شد که اگر مجموع عالم و صحیفه انسان سنجش شود قهراً ذره اى از اعمال، افکار، عقاید، اوصاف، روش ها، خصلت ها و اخلاق در این سنجش مؤثر و تعیین کننده است. یک کلمه، یک قدم، یک فکر، یک تمایل، یک خطور و... در سیر تکاملى یا قهقرایى آدمى نقش دارد. به همین جهت است که در آیات میزان گفته مى شود که کوچکترین ذره در سنگینى مجموع صحیفه عمل به سوى حق و یا غیرحق تأثیر دارد. این مسأله ناظر به کمیت عمل نیست بلکه به کیفیت عمل توجه دارد. هندوان را اصطلاح هند موج      سندیان را اصطلاح سند موج من نگردم پاک از تسبیحشان      پاک هم ایشان شوند و درفشان ما زبان را ننگریم و قال را     ما روان را بنگریم و حال را ناظر قلبیم اگر خاشع بود     گرچه گفت لفظ ناخاضع رود مثنوى/ ۲/۱۷۵۷ - ۱۷۶۰. موقف میزان در آیات و روایات: آیات قرآن با لحن هاى گوناگون و تعبیرات مختلف، ابعاد گوناگون این نظام را تشریح کرده اند که براى اهلش اشارات و نکات خاصى دارد. در اینجا به ذکر چند نمونه از آیات قرآنى اکتفا و به تدبر و تأمل در آنها توصیه مى کنیم. ۱. «و الوزن یومئذ الحق فمن ثقلت موازینه فأولئک هم المفلحون * و من خفت موازینه فأولئک الذین خسروا أنفسهم بما کانوا بآیاتنا یظلمون»؛ «و در آن روز [قیامت ] سنجش [اعمال از آن حق و از جانب ]حق است پس هر کس میزان هاى [عمل ] او سنگین باشد، آنان خود رستگارانند و هر کس میزان هاى [عمل ] او سبک باشد، پس آنانند که به خود زیان زده اند، چرا که به آیات ما ستم کرده اند». اعراف / ۸ و ۹. این آیات با تعبیر جالبى این حقیقت را بازگو مى کند که وزن و میزان از آن خدا بوده و از جانب اوست، هر چقدر نامه عمل انسان با حق تطابق داشته باشد و هر مقدار که حق سنگینى کرده و بر اعمال انسان حاکم باشد، آدمى رستگار خواهد بود و در مقابل، هر اندازه که صحیفه عمل از حق دور بوده و با آن مطابقت نداشته باشد، آدمى زیانبار و ستمکار به نفس خود خواهد بود. این آیه به خوبى مى رساند که عالم انسان با حق سنجیده مى شود اگر چرخش به سوى حق بود رستگارى است و الا به سوى هلاکت و فلاکت. ۲. «و نضع الموازین القسط لیوم القیامة فلا تظلم نفس شیئا و إن کان مث قال حبة من خردل أتینا بها و کفى بنا حاسبین»؛ «میزان هاى داد را در روز رستاخیز مى نهیم، پس هیچ کس [در ]چیزى ستم نمى بیند، و اگر [عمل ]هموزن دانه خردلى باشد آن را مى آوریم و کافى است که ما حسابرس باشیم». انبیاء / ۴۷. این آیه مى گوید میزان قسط، حق و عدل است و به حدى میزان دقیق است که یک ذره ولو به اندازه خردل را نادیده نمى گیرد، چرا که این ذره هم در آن مجموع که به سوى خداست یا غیر خدا، بى اثر نیست. امام صادق(ع) موازین ذکر شده در این آیه را انبیاء و اوصیاء دانسته است، بحارالانوار، ج ۷، ص ۲۴۹، روایت ۶. که شرحش در این مجال ممکن نیست ولى با توجه به آیه قبل و این روایت مى توان چنین استنباط کرد، آنچه صحیفه اعمال ما با آنها سنجیده مى شود هم حق است و هم انبیاء(ع) و هم اولیاء، چرا که تحقق عینى حق در پیامبران، امامان و اوصیاء(ع) است. ۳. «فإذا نفخ فى الصور فلا أنساب بینهم یومئذ و لا یتساءلون فمن ثقلت موازینه فأولئک هم المفلحون * و من خفت موازینه فأولئک الذین خسروا أنفسهم فى جهنم خالدون»؛ «پس آن گاه که در صور دمیده شود [دیگر ]آن روز میانشان نسبت خویشاوندى وجود ندارد و از [حال ]یکدیگر نمى پرسند. پس کسانى که کفه میزان [اعمال، افکار، عقاید، اوصاف و اخلاق ]آنان سنگین باشد، ایشان رستگارانند و کسانى که کفه میزان [اعمال، اوصاف، عقاید و اخلاق ]آنان سبک باشد، آنان به خویشتن زیان زده [و ]همیشه در جهنم مى مانند» مؤمنون / ۱۰۱ - ۱۰۳. این آیات نیز به روشنى مى گویند اگر مجموع نامه عمل و عالمى که آدمى براى خود ساخته است به سوى حق سنگینى کرد نجات مى یابد و آنان که در مجموع گرایش وجودشان به سوى خداوند سبک باشد ولو اعمال خوبى هم داشته باشند، جهنمى مى شوند. ۴ - «قل هل ننب ئکم بالأخسرین أعمالا * الذین ضل سعیهم فى الحیاة الدنیا و هم یحسبون أنهم یحسنون صنعا * أولئک الذین کفروا بآیات ربهم و لقائه فحبطت أعمالهم فلا نقیم لهم یوم القیامة وزنا * ذلک جزاؤهم جهنم بما کفروا و اتخذوا آیاتى و رسلى هزوا»؛ «بگو: آیا شما را از زیانکارترین مردم آگاه گردانیم؟ [آنان ]کسانى اند که کوششان در زندگى دنیا به هدر رفته و خود مى پندارند که کار خوب انجام مى دهند [آرى ]آنان کسانى اند که آیات پروردگارشان و لقاى او را انکار کردند، در نتیجه اعمالشان تباه گردید و روز قیامت براى آنها وزنه [و میزانى ]نخواهیم نهاد. این جهنم سزاى آنان است، چرا که کافر شدند و آیات من و پیامبرانم را به ریشخند گرفتند». کهف / ۱۰۳ - ۱۰۶. این آیه حکایتگر این حقیقت است که هر قدر موازین عالم انسان با حق تطبیق نکند و کشش به سوى غیرحق شدید باشد، اصلاً وزنه و میزانى براى او در کار نخواهد بود. انسان هایى که انجذاب به سوى خدا نداشتند و اعمال، افکار، کردار، اوصاف و اخلاقشان بر اساس عشق به حق نبود، اصلاً میزانى براى آنان نخواهد بود و مستقیم به سوى جهنم و جهنم ها فرو رفته و سیر قهقرایى خواهند داشت. روایات نیز بیان هاى دقیق و عمیق و ظریفى در باب میزان دارند که فرصت طرح آن نیست و در این جا تنها به ذکر یک روایت که حقیقت میزان را بیان مى کند، اکتفا مى کنیم. «هشام بن حکم روایت مى کند که زندیقى [که از مخالفان امام صادق(ع) بود] از حضرت پرسید که: آیا چنین نیست که اعمال وزن مى شوند؟ [امام صادق(ع) در مقام پاسخ ] فرمود: نه، حقیقت آن است که اعمال جسم نیستند [تا وزن شوند]، بلکه موازنه [در چگونگى و در کیفیت ]آنچه که عمل مى کنند، است، کسى احتیاج به وزن کردن اشیاء دارد [که ] عدد اشیاء و سنگینى و سبکى آنها را نداند و هیچ چیزى بر خداوند پوشیده نیست [زندیق ]گفت: پس معناى «میزان» چیست؟ [امام صادق(ع) در پاسخ ]فرمود: یعنى عدل [زندیق ] گفت: معناى این آیه در قرآن که [مى فرماید]: «پس کسى که موازینش سنگین باشد» چیست؟ [حضرت در پاسخ ]فرمود: کسى که عملش راجح باشد». بحارالانوار، ج ۷، صص ۲۴۸ - ۲۴۹، روایت ۳. این روایت، نکات قابل تأملى را بیان مى کند: اول این که میزان، نظامى است که چگونگى عمل را مى سنجد و به کیفیت نظر دارد نه به کمیت، دوم این که میزان بر اساس عدل خواهد بود یعنى آن عالم و موقف به اندازه اى دقیق است که هیچ عمل، صفت، خلق و عقیده اى را ولو کوچک و جزئى در هنگام سنجش فروگذار نخواهند کردو از نظر دور نخواهند داشت، سوم این که میزان یعنى رجحان عمل انسان به سوى حق. به هر روى در موقف و عالم میزان صفت عمل، حقیقت انسان و روح را مى سنجند که آیا خواست خدا، محبت خدا در آن سنگینى مى کندیا خیر؟ باید توجه داشت که مسأله ولایت و ارتباط با اولیاء الهى در آن نظام بسیار سودمند و مددکار است، فردى که به على(ع) محبت دارد و اطاعت ها دارد اما لغزش هایى نیز دارد، براساس این ارتباط تکوینى که با اولیاء الهى و از جمله حضرت على دارد، چون على با حق است و مظهر حق، وجود انسان با ضمیمه این اتحاد روحى با امیرالمؤمنین(ع) در عالم میزان به سوى حق سنگینى خواهد کرد و آدمى از فروغلطیدن در جهنم و جهنم ها و دورى از خداوند سبحان نجات مى یابد. مواقف حشر، استاد محمد شجاعى، مبحث «میزان». شرط من جا بالحسن نه کردنست      این حسن را سوى حضرت بودنست جوهرى دارى زانسان یا خرى      این عرضها که فنا شد چون برى این عرضهاى نماز و روزه را     چونکه لایبقى زمانین انتفى نقل نتوان کردم اعراض را     لیک از جوهر برند امراض را مثنوى / ۲/۹۴۴ - ۹۴۷. پس از آن که مجموعه عالم انسان به سوى حق غالب آمد باید مواقف و منازلى را طى کند تا از گناهان و آلودگى ها و تعلقات، پاک و پیراسته شود.

ممکن است این مطالب هم برای شما مفید باشد:

نظرات

 

در صورتی که قصد ثبت سوال دارید، می توانید از طریق این صفحه اقدام به ثبت سوال نمایید. در غیر اینصورت با استفاده از فرم زیر نظر خود را برای ما ارسال نمایید.