ناامیدی از رحمت خدا ۱۳۹۲/۰۱/۲۸ - ۸۰۷۳ بازدید

ناامیدی از رحمت خدا و زندگی چه زمانی پیش میاید؟

ناامیدی ازخدا ممکن است به یکی از دلایل زیرباشد:1- توقعاتی ازخدا داشته ولی انجام نشده واین را به گونه ای مربوط به بی توجهی خدا به خودش تلقی کند که دراین صورت حتی ممکن است کم کم شیطان (که دشمن دیرینه خدا وبندگانش است ) برافکارشخص غلبه کرده واصل وجود خدا را زیر سؤال ببرد !2- درحالی که انتظار دارد دعاهایش مستجاب شود ، دعاهایش مستجاب نشود!
3- شیطان اینگونه القا می‌ کند که« احساس کنیم رابطه ‌مان با خدا تیره شده و او نیز از ما خسته است»
4- از دست دادن توکل واعتماد به خدا !
5- گاهی آنقدر گناهان خود را بزرگ می دانیم که آنها را قابل بخشش نمی دانیم و از رحمت و بخشش الهی ناامید می شویم. در حالی که رحمت الهی بی نهایت است و جای ناامیدی هرگز نیست.
برای از بین بردن ناامیدی:
اولا باید ظنتان را به خدا درست ومحکم کنید واز اوناامید نشوید وشکستهای ظاهری زندگی را مهم ندانید بلکه آنها را پلی برای پیشرفت وموفقیتهای آینده خود قرار دهید وثانیا از شکست خسته نشوید وتوسلتان را به اهل بیت ادامه دهید وبدانید که اصل پیروزی وموفقیت در دل همین شکستها است!
حقیقت این است که شیطان، هنرمند توانایی است. گاهی آنقدر خوب سفسطه می‌بافد و جای فلسفه به ما قالب می‌کند که خیال می‌کنیم بزرگترین فیلسوف عالم است. گاهی آنقدر عاطفی و دلسوز نشان میدهد که گویا تجلی قلب خدا در زمین است. آنقدر ماهرانه همدلی و همدردی می‌کند که انگار بهترین روان شناس دنیاست. آنقدر عارفانه برخورد می‌کند که گاه او را فرشته یا پیامبری می‌بینیم که ما را به سوی خدا می برد. همۀ اینها برای این است که نقابهای او، خیلی شبیه اصل هستند. تمام تلاش خود را می‌کند که در قدمهای اول، رفتار فرد را به حساب خود واریز کند و سلطه بر ذهن و فکر را هدف اصلی خود قرار می‌دهد. روشهای فراوانی برای نیل به این مقصود دارد. گاهی اشتباهی که انجام داده‌ایم را مکرر به یاد ما می‌آورد تا آیینه دق‌مان شود، گاهی خطای کوچکی را آنقدر بزرگ می‌کند که فکر می‌کنیم راهی جز مرگ، این بی‌آبرویی به درگاه خدا را نخواهد شست! گاه در قدمهای بلندتر، شبهه فکری ایجاد می‌کند، فضا را مه‌آلود می‌کند تا درست و غلط را جای هم ببینیم. کار درستی انجام می‌دهیم، آن را گناه و مستوجب عذاب نشان می‌دهد. راه استدلال را می‌بندد تا در مقابل انحراف دیگران، حرفی برای گفتن نداشته باشیم و ... . خوب ما آدمها هم که یک عاشقی دیرینه از روز الست با خدا داریم، وقتی این اتفاقات که برایمان می‌افتد احساس می‌کنیم خلاف وعده‌ای که به خدا دادیم عمل کرده‌ایم (ألم أعهد ألیکم یا بنی آدم ألّا تعبدوا الشیطان و أن أعبدونی؟) از خودمان بدمان می‌آید.
- شیطان اینگونه القا می‌ کند که« احساس کنیم رابطه ‌مان با خدا تیره شده و او نیز از ما خسته است» اما تا حال درمحبت یک مادر به فرزند, دقت نموده اید؟ مادری که آغوش پر مهرش همیشه بروی فرزند گشوده است و از هیچ کمکی نسبت به او دریغ ندارد. مادر نگران اوست اما کودک غرق بازیهای کودکانه خویش می شود و خانه و مادر را در لذت کوچک خود فراموش می کند. کودکی که دستش به دستان گرم مادر گره نخورده است بارها و بارها زمین می خورد. لباسهایش خاکی و کثیف شده است. غروب شده است اما او هنوز برنگشته است. مادر می داند کودک از تاریکی می ترسد، از تنهایی. مادر می‌داند شیطانهای کوچک و بزرگی هستند که او را سرگرم می کنند. هرچقدر هم اطراف او همهمه باشد، او نیاز به آغوش پرمحبت مادر دارد. وسوسه‌ها، روی بازگشت به خانه را از او می‌گیرند اما مادر آشفته و نگران بدنبال او می آید. محبت مادر قطره ای از دریای محبت خالق مادر هم نیست. خدای مهربان, از روی حب و عشق، انسانها را خلق کرد و از هیچ کمکی برای هدایت آنها دریغ نورزید, فطرتی داد که خداخواه است, عقلی که چراغ راه است, پیامبران و اولیایی که راهبر و راهنما هستند. او لحظات را قطره قطره می شمارد تا ما بسوی او برگردیم و به او نزدیکتر شویم. ما آدما هر کاری دوست داریم می‌کنیم، با اینکه غرق این نعمت بینهایتم. اما او بیخیال اینهمه خاکی رفتنهای ما، منتظر می ماند. شما که خوبید اما امثال من حتی اگر تا آخرین نفسها هم با شیطان همقدم باشیم او ناامید نخواهد شد. غروب عمر که می رسد، می‌بیند ما هنوز برنگشته ایم. دل مهربانش می‌گیرد. چند قطره باران از چشمهای رحمتش می بارد. آرام زمزمه می کند: صبح شد، ظهر شد، غروب شد... نیامدی.
چه لطیف فرموده است: «لو عَلِمَ المُدبرون کیف اشتیاقی بِهم لَماتوا شوقاً» اگر کسانی که به من پشت کرده اند بدانند چقدر مشتاق برگشت آنها هستم از شوق جان می‌دهند. دوست عزیز، آیا می توان لحظه ای از این وجود سراسر محبت، ناامید شد؟ آیا لحظه ای می توان دوری از او را تحمل کرد؟ آیا هیچ بنده‌ای برای او غریبه خواهد شد؟ آیا ... ؟ مراقب باشید شیطان با این توجیهات، از حلقه دوستان خدا بیرونتان نکند.
عشق، ز اول سرکش و خونی بود // تا گریزد، هرکه بیرونی بود
- هرگز از رحمت بی کران الهی ناامید نگردید و مطمئن باشید که اگر فردی نتواند از نعمات بی شمار خداوند بهره کامل را ببرد، باید مشکل را در وجود خودش و راه و شیوه ای که در پیش گرفته است جستجو نماید. همه انسانها توسط خداوند و فرستادگان او در لحظه لحظه زندگی یاری می شوند و شما نیز اگر کمی به گذشته خود بیاندیشید، حتما خواهید دید که در هر لحظه ای از زندگی کمک و یاری خداند شامل حالتان بوده است و البته انسان بسیار فراموشکار است. هرگز نباید به این فکر رسید که خداوند رحمن نگاه محبتش را از بنده ای باز خواهد گرفت و او را یاری نخواهد کرد، مگر اینکه آن بنده خودش نخواهد. همچنین گاهی اوقات انسانها از خدای خویش خواسته ای دارند( مانند رسیدن به چیزی و یا کسی و یا ...) که نه تنها به نفعشان نیست بلکه گاهی اوقات سبب گمراهی و نابودیشان می گردد. بنابراین شما نیز قبل از اینکه قضاوتی در باره رابطه خودتان با خداوند بکنید بهتر است یک بازنگری در کارها و امور زندگی تان بنمایید ...
راجع به امید وتوکل واعتماد به خدا:
این دنیا محل کار زار تاریکی و نور است. آدمی هر هنگام که متوجه شد در لشگر تاریکی و شیطنت شمشیر می زند، باید خود را از تحت سربازی شیطان رها، و خود را در دامان گرم الهی بیندازد و خود را تحت سرپرستی خدا قرار دهد« اللَّهُ وَلِیُّ الَّذینَ آمَنُوا یُخْرِجُهُمْ مِنَ الظُّلُماتِ إِلَى النُّور؛ خداوند، ولى و سرپرست کسانى است که ایمان آورده اند آنها را از ظلمتها، به سوى نور بیرون مى برد»(بقره/257)
در این نبرد و کار زار ممکن است آدمی مدتی را در جبهه ی باطل بر ضرر خود فداکاری کند، اما هر هنگام که از این طغیان خسته شد می تواند به جبهه ی حق در آید. خداوند به پیامبر گرامیش واجب کرده به افرادی که در جبهه ی دشمن مدتی را به ضرر خویش کار کرده اند، اعلام کند برای آنها برای ورود به لشگر حق راه باز است« بگو:«اى بندگان من که بر خود اسراف و ستم کرده اید! از رحمت خداوند نومید نشوید که خدا همه گناهان را مى آمرزد، زیرا او بسیار آمرزنده و مهربان است»(زمر/53) پرسشگر گرامی این شما و این اعلام خدای شما به شماست؛ که هر آن چه هستید باز آیید.
من غریبم از بیابان آمدم--- بر امید لطف سلطان آمدم
بوى لطف او بیابانها گرفت--- ذره هاى ریگ هم جانها گرفت
تا بدین جا بهر دینار آمدم--- چون رسیدم مست دیدار آمدم
بهر نان شخصى سوى نانوا دوید--- داد جان چون حسن نانوا را بدید
به راستی می شود خدا از کسی دعوت کند و اعلام کند که از من ناامید نشوید و توبه کنید، اما توبه ی افراد را نپذیرد؟!! برخی از این آیات و روایات که ما را دعوت به توبه کرده و امید را دل انسان روشن می کند را بیان می کنیم:
«اى کسانى که ایمان آورده اید بسوى خدا توبه کنید، توبه اى خالص امید است (با این کار) پروردگارتان گناهانتان را ببخشد و شما را در باغهایى از بهشت که نهرها از زیر درختانش جارى است وارد کند»(تحریم/8). در این آیه نه تنها بخشش گناهان مطرح شده، بلکه صحبت از بهشتی شدن و داخل در رحمت خدا شدن درمیان است.
در آیه ی دیگر بحث محبت خدا نسبت به گناه کاران است«إِنَّ اللَّهَ یُحِبُّ التَّوَّابینَ وَ یُحِبُّ الْمُتَطَهِّرینَ؛ خداوند، توبه کنندگان را دوست دارد، و پاکان را (نیز) دوست دارد»(بقره/222) این روایت مقدار دوست داشتن و شادی خدا را نسبت به بندگان گناه کار به خوبی نشان می دهد. پیامبر خدا - صلی الله علیه و آله و سلم- می فرماید:«هر آینه شادی خداوند از توبه بنده خود بیشتر است تا شادی نازایی که بچّه می آورد وگم کرده ای که گمشده خود را می یابد وتشنه ای که به آب می رسد».( میزان الحکمه/ج 2/ ص120).
خداوند به قدری بندگانش را دوست دارد که منتظر بازگشت آنها به سوی خویش است«یَا عِیسَى کَمْ أُجْمِلُ النَّظَرَ وَ أُحْسِنُ الطَّلَبَ وَ الْقَوْمُ فِی غَفْلَةٍ لَا یَرْجِعُون؛ اى عیسى تا چند خوشبین باشم و خوشجو و این مردم در غفلت بسر برند و به سوی من باز نمی گردند»(امالى شیخ صدوق/ ص 517).
این حدیث بسیار جان کاه است که خدا حتی منتظر بازگشت بندگان گنه کارش است و به آنها توجه دارد، اما آنها توبه نمی کنند و بر نمی گردند.
بنده ی خطا کار می تواند با توبه رحمت الهی راه که نمی توان حد آن را فهم کرد را متوجه ی خود می کند. امام علی - علیه السلام- می فرماید: «توبه، رحمت را فرود می آورد».
یا رب این بخشش نه حد کار ماست --- لطف تو لطف خفى را خود سزاست
دست گیر از دست ما ما را بخر--- پرده را بردار و پرده ى ما مدر
پس کافی است توبه کنید و به بدی ها پشت کنید و به خوبی ها روی آورید آنوقت خواهید دید که خدا چه قدر مهربان و دوست دار بندگانش است«وَ اسْتَغْفِرُوا رَبَّکُمْ ثُمَّ تُوبُوا إِلَیْهِ إِنَّ رَبِّی رَحیمٌ وَدُودٌ؛ از پروردگار خود، آمرزش بطلبید و به سوى او بازگردید که پروردگارم مهربان و دوستدار (بندگان توبه کار) است!»(هود/90).
آیا این آیات و روایان کافی و وافی نیست برای این که نشان دهد خدا شما را می خواهد؟! آیا ذکر این مطالب نشان از نمی دهد اکنون در رحمت و بخشایش خدا غوطه ور هستید؟!! چه توجهی از آن بالاتر که او شما را اکنون دوست دارد و منتظر بازگشت شما بوده است!!
یک داستان در اعتماد به خدا :
تنها بازمانده ی یک کشتی شکسته به جزیره ی کوچک خالی از سکنه ای افتاد. او با دلی لرزان دعا کرد که خدا نجاتش دهد. اگر چه روزها افق را به دنبال یاری رسانی از نظر می گذراند کسی نمی آمد. سر انجام خسته و از پا افتاده موفق شد از تخته پاره ها کلبه ای بسازد تا خود را از عوامل زیان بار محافظت کند و دارا یی های اندکش را در آن نگه دارد.
اما روزی که برای جستجوی غذا بیرون رفته بود’ به هنگام برگشتن دید که کلبه اش در حال سوختن است و دودی از آن به سوی آسمان میرود. متاَسفانه بدترین اتفاق مممکن افتاده و همه چیز از دست رفته بود.
از شدت خشم و اندوه در جا خشکش زد.فریاد زد: “خدایا تو چطور راضی شدی با من چنین کاری بکنی؟”
صبح روز بعد با بوق کشتی ای که به ساحل نزدیک می شد از خواب پرید. کشتی ای آمده بود تا نجاتش دهد. مرد خسته ‘ از نجات دهندگانش پرسید: “شما ها از کجا فهمیدید من در اینجا هستم؟”
آنها جواب دادند: ” ما متوجه علایمی که با دود می دادی شدیم.” !
وقتی اوضاع خراب می شود’ نا امید شدن آسان است. ولی ما نباید دلمان را ببازیم ‘ چون حتی در میان درد و رنج ‘ دست خدا در کار زندگی مان است. پس به یاد داشته باش : دفعه ی دیگر اگر کلبه ات سوخت و خاکستر شد ‘ ممکن است دود های برخاسته از آن علایمی باشد که عظمت و بزرگی خدا را به کمک می خواند.

نظرات

میهمان
با سلام -آنچه که دل ما میخواست نشد -آنچه خدا خواست همان شد .ولی باز هم مشکلات و سختی ها هست من که واقا از بچگی سختی کشیدم نبود پدر و برادر بزرگتر و خیلی مشکلات دیگر در نتیجه مشکلاتم بیشتر از حد توان من است وکشش ندارم هرچه هم صبر میکنم درست نمیشود بدتر هم میشود -چرا من با ید بار این همه مشکلات را بکشم- خیلی خسته ام خیلی خسته ام فقط آرزوی مرگ دارم ..
پرسمان
سلام علیکم، از این که سوال خود را با ما در میان گذاشته اید از شما متشکریم. <<تفکر>>
مشکلاتی که ما در زندگی پیدا می کنیم از سه حالت خارج نیست. یا در اثر قصور و تقصیر خود ما است و خودمان به خودمان ظلم کرده ایم. یا در اثر قصور و تقصیر دیگران است و ناشی از ظلم ایشان است. یا در حالت سوم مشکلی است که خداوند ما را در آن انداخته است. حالت اول و دوم که ربطی به خدا ندارد و باید خودمان برای رفع آن تلاش کنیم و البته از خدا هم کمک بگیریم ولی بالاخره خداوند در آن مقصر نیست. در مورد حالت سوم گفتنی است به دلیل اینکه خدای متعال خیر مطلق است و هرگز برای بنده اش شر نمی خواهد، به این نتیجه می رسیم که مشکلات ناشی از اراده خدا تماما خیر است، یعنی یا برای امتحان انسان است که باعث رشد او می شود و یا باعث می شود گناهان شخص کم شود و یا باعث ترفیع درجات مومن است در صورتی که گناه کار نباشد. درهر صورت ما یقین داریم که آنچه از ناحیه خداوند به ما می رسد خیر و باعث شکوفایی ما است و حتی اگر ظاهرش مورد پسند ما نباشد باطنش خیر و به صلاح ما است.
روی این حساب دلیلی ندارد که اصرار کنیم که خدای متعال این مشکلات را رفع کند. انسان دعا می کند و اصرار در دعا کردن هم خوب است ولی اینکه توقع داشته باشیم که نتیجه حتما عوض شود توقع به جایی نیست زیرا چه بسا خیر ما در آن است و اصولا نتیجه ها دست خدا است و انسان مومن با توکل به خداوند نتیجه را به خداوند واگذار می کند و به خاطر همین هم آرام است. یعنی در اوج مشکلات چون به خدا ایمان دارد و به او توکل می کند و معتقد است که خداوند جز خیر برای بنده اش نمی خواهد، آرامش دارد و جزع و فزع نمی کند و صبور است و اجازه نمی دهد مشکلات دنیوی بر قدرت ایمان و اراده او فایق شود.
دین در این زمینه ها همین اثر را دارد یعنی با تبیین ایمان به خدا و روش توکل و توصیه به صبر به انسان آرامش می دهد. آرامشی که از این طریق عاید انسان می شود، البته آرامش واقعی است، زیرا اصولا دنیا دار محنت و سختی است و اگر انسان بخواهد دنیا را که اخلاقش اینطوری است تغییر بدهد کار عبثی انجام داده است و نتیجه اش جز ناامیدی و ضعف ایمان نیست. حد اکثر کاری که ما می توانیم انجام دهیم این است که خود را با دنیا و مشکلات آن تطبیق دهیم و با ایمان به خدا و توکل به او به آرامش دست یابیم و جاهلانه اصرار نکنیم تا خداوند دنیا را برای ما رام و آرام کند و سنت های خود را تغییر دهد. «تضاد»
گاهی با خودم که فکر می کنم درمی یابم که من خدا را مثل برخی از افرادی می پندارم که هیچ توجهی به وقایعی که ما با آنها دست به گریبان هستیم ندارد.
برخی مواقع خیال می کنم ما را رها کرده است و توجهی و حتی گوشه ی چشمی ندارد.
این فکرها که از ذهنم شروع می کند به رژشه رفتن، به یاد دوران داخل رحم مادر می افتم. می بینیم خدا مرا که در رحم مادر قرار داد، روزی ام را به طریق خاصی تهیه دیده بود، رحم مادر را نیز طوری طراحی کرده بود که من در داخل آن از ضربه ها و صدمه ها ایمن باشم.
بعد که به دنیا پا گذاشتم چون می دانست من دندان ندارم و برایم غذا خوردن مثل دیگران امکان ندارد، از سینه ی مادر غذای برای من ایجاد کرد. تازه این غذا خوردن چون همراه با آغوش گرفتن دل آرام مادر بود، احساس آرامش و امنیت می کردم.
حالا در تضادی قرار گرفته ام و آن اینکه چطور خدای که در کودکی دست من را می گرفت، و مرا مورد توجه قرار داده بود الان در بزرگسالی من را فراموش کرده! مشکلات اطراف من، هر از چندی مانور می دهد اما او دست گیری نمی کند. پرسشگر گرامی اگر مشکل شما مثل ما است، با ما همراه شوید مقداری درباره خدا، دنیا، دعا سر صحبت را باز کنیم. «خدا»
فکر می کنید برای چه ما را به این دنیا آورده است، خدا؟ وقتی دست به خلقت ما زد فرشتگان گفتند، چرا انسان را خلق می کنی؟! پروردگار فرمود«قالَ إِنِّی أَعْلَمُ ما لا تَعْلَمُون؛ من حقایقى را مى دانم که شما نمى دانید» (بقره/۳۰).
تا به حال به این مطلب فکر کرده اید، این چه بود که خدا به آن علم داشت اما ملائکه نه؟
اگر ما نیز نمی دانیم برای چه خداوند ما را خلق کرده است، نتیجه ی آن چنین می شود که هدف صحیح و کارآمدی در زندگی خود نداریم. به همین جهت نیز سایه ی ناامیدی، خوردن غم، کُنجی نشستن را برای خود در ابتدائی ترین فراز و نشیب در زندگی برای خود بر می گزینیم.
همه ی مشکلات ما از این ناآگاهی شروع می شود و کلید می خورد. به خاطر این ناآگاهی است که از دنیا توقع بهشت بودن و فراهم شدن امکانات بهشتی را داریم.
حال این که ساختار دنیا با بهشت بودن سازگار نیست! تجربه به ما نشان داده است که مشکل اصلی در غم و اندوه ریشه در این ناآگاهی و نگرش نادرست ریشه گرفت است، و محصول این درختی(توقع دنیای بدون مشکلات) که ریشه ی آن در زمین قرار ندارد، تجربه ها و احساسات نامطلوب و رکود برانگیز است.
چرا که ما هنگامی متوجه نبودیم در این دنیا برای چه آمده ایم، چه باید بکنیم، برگشت مان به کجاست؛ همواره احساسات نامطلوب مانند ناامیدی را تجربه می کنیم. چرا که ندانستن آنها توقع و انتظارات نابجا تولید می کند، و ما را به خود فراموشی می کشاند و بنابراین توصیه می شود در مرحله ی اول نگاه تان را به خود و دنیا مورد بازیابی مجدد قرار دهید.
البته خاطر نشان کنیم، اگر چه دنیا بهشت نیست، اما این گونه هم نیست که مشکلات آن دائمی و پایدار باشد، همان گونه که دنیا خود محدود است. توجه به این مطلب که دنیا و مشکلات آن گذرا است توان انسان را در مشکلات بالا می برد و انسان بهتر می تواند در سختی ها چگونه وارد میدان شود.
خداوند در سوره ی الشرح آیه پنج می فرماید«فَإِنَّ مَعَ الْعُسْرِ یُسْراً؛به یقین با (هر) سختى آسانى است» و در آیه بعدی این حقیقت را دوبار گوش زد می کند«إِنَّ مَعَ الْعُسْرِ یُسْر؛ (آرى) مسلّماً با (هر) سختى آسانى است» توجه به این دو آیه در مشکلات می تواند، امید را در فرد ایجاد و غم را از فرد بزداید و به سوی فردای موفق در حرکت باشد. «دعا»
کر حق را کان دعا مردود شد --- من زیان پنداشتم آن سود شد
بس دعاها کان زیان است و هلاک --- وز کرم مى نشنود یزدان پاک
خداوند به انسانها روزی می دهد، نعمت ها بی شماری ارزانی می کند، از همه اساسی تر اصل خلقت ما انسانها از اوست.
خدا بقدری بندگانش را دوست دارد که به خاطر هدایت انسان پیامبران بی شماری را فرستاده است، آن هم با سختی ها، مشقات و تلاشهای طاقت فرسا که آن بزرگواران آن را به جان خریده اند.
با توجه به این مطالب به نظر شما چنین خدای می شود و امکان دارد انسان را در این دنیا رها کند و گوشه چشمی به او نکند؟!!
خدا به کسانی که نسبت به او کافر می ورزند عنایت می کند و از رزق و روزی آنها را برخوردار می سازد، تا چه برسد به بندگانش چون شما؟ پس حقیقت مطلب چیست؟
ناامیدى را خدا گردن زده است --- چون گنه مانند طاعت آمده ست
چون مبدل مى کند او سیئات --- طاعتى اش مى کند رغم وشات
دوباره به ذهن می رسد که اطلاع و آگاهی ما از ذکر و دعا دچار نقصان است.
به راستی شما چه اطلاعاتی درباره ی دعا دارید؟ نگاه تان به دعا و خواسته ایتان از آن چیست؟
آری ما گمان می کنیم تا دست به نیایش برداشتیم باید بلافاصله همه چیز حل و فصل بشود. حال که نشد، پس نتیجه ی آن می شود ناامیدی، ناشکری و پشت کردن به خدا!
خدای که خود در قرآن در مورد دعا مطلب بسیار دقیق و لطیفی را بیان داشته است«و هنگامى که بندگان من، از تو در باره من سؤال کنند، (بگو:) من نزدیکم! دعاى دعا کننده را، به هنگامى که مرا مى خواند، پاسخ مى گویم! پس باید دعوت مرا بپذیرند، و به من ایمان بیاورند، تا راه یابند (و به مقصد برسند)»(بقره/۱۸۶). همین دعوت به دعا نشان از آن دارد که خدا هرگز بندگانش را فراموش نمی کند و نکرده است. اگر در زندگی خود تأملی کنیم یاری خدا و الطافش را می توانیم ببینم.
در مورد دعا باید خاطر نشان شویم که برخی مواقع ما باید از فکر و از راهی که خداوند برای ما قرار داده به سمت بدست آوردن خواسته ی خود برسیم. اما به خاطر کسالت و تنبلی آن را رها می کنیم، و تنها رو به دعا می آوریم. باید بدانیم این دعا هرگز روی اجابت را به خود نخواهد دید. باید با دست به دعا روی آورد و با پا برای حل مشکل تلاش کرد.
گاهی نیز به خاطر رفتارهای نادرست خودمان با همسرمان و یا با اقوام دچار چالش می شویم، و دست به دعا برمی داریم. در این مورد باید بدانیم هم از خدا باید الفت قلب ها را در خواست کرد و هم هنر خود را در برخورد با دیگران افزایش داد و راهی مناسب برای حل مسئله انتخاب کنیم. «صبر»
همان طور که ما مأمور به دعا شده ایم به صبر، بردباری و استقامت نیز دعوت گشته ایم. از اینجا معلوم می شود که لازم است در مشکلات صبر را در پیش بگیریم و خود به دنبال صبر راه بی افتیم و برویم و از دعا یاری خدا را برای موفقیت در زندگی بدرقه ی راه خود کنیم.
اگر قرار بود دعا در هر موردی سریعاً مورد اجابت قرار بگیرد، صبر چه معنی دیگر داشت؟ رشد و شکوفائی ما چگونه حاصل می شود؟ آزمایشات زندگی و بندگی چه معنای داشت؟
همین مشکلات است که نقاط قوت و ضعف، رشد و سقوط را نشان و رقم می زند. به طور نمونه همین مسائلی پیش آمده ظرفیت، طاقت و ایمان تان را به نمایش گذاشته است. چرا که در مشکلات انسان خود را بهتر می شناسد و قوت و ضعف او بیشتر نمایان می شود.
از این رو این مشکلات می تواند عاملی برای رشد دهندگی باشد. «چگونه صبور بشوم»
برای که در فراز و نشیب زندگی دارای آرامش همراه با تلاش باشیم و درون مان دائماً آماج طوفان ها نگردد، امور زیر بسیار لازم و توجه به آنان ضروری است:
واقع گرایی: یکی از عوامل مهم در افزایش توان بردباری و یکی از مهارتهای لازم برای مقابله با فشارهای روانی، شناخت واقعیت های موجود درباره ی سختی های زندگی در دنیا است. از این رو باید بپذیریم که دنیا محل مشکلات و حوادث است. این پذیرش و این دید به دنیا انتظارات ما را تنظیم می کند. چرا که اگر دنیا را محلی برای رسیدن به خواسته هایمان بپنداریم، در صورت نرسیدن به آن کنترل خود را از دست می دهیم و به عصبانیت و خشم خود را پیوند می زنیم.
بنابراین در ابتدا لازم است که شکل واقعی دنیا را بپذیریم. یکی از کلیدهای اصلی رضایت از زندگی و توان افزائی و صبر در این نگرش نهفته است. بنابراین توجه به این که دنیا خواستگاه مشکلات است، انسان را از جهت روانی آماده و صبر را در آدمی نهادینه می سازد.
فکر آن باشد که بگشاید رهى--- راه آن باشد که پیش آید شهى
بدانید که زندگی شما به عنوان یک واقعیت خارجی، آن قدر تلخ و گزنده نیست؛ آنچه آن را تحمل ناپذیر و بسیار تلخ جلوه می دهد، تصورات و انتظاراتی است که از دنیا و زندگی داریم و اکنون آنها را بر آورده شده نمی بینید و به همین جهت ناراضی و کم صبر می شویم.
به این مثال دقت کنید: اگر در یک میهمانی یک لیوان چای داغ برای ما بیاورند، ما از این نوشیدنی انتظار یک نوشیدنی خُنک را نداریم و از این رو از داغ بودن آن، نالان و ناراحت نمی شویم؛ بلکه اگر آن را سرد بیابیم، معترض می شویم؛ چون انتظاری که از چای داریم، بر آورده نشده است. روایات فراوانی این مطلب را به ما گوش زد می کنند و این دید و بینش را می خواهند در ما نهادینه سازند، که انتظارات خود را نسبت به دنیا تغییر و واقعی کنید. «ایمان»
تلاش کنید ایمان و اعتقاد خود را با تلاوت قرآن و توجه به نماز اول وقت تقویت نمائید.
گر ترا اشکال آید در نظر--- پس تو شک دارى در انْشَقَّ القمر
تازه کن ایمان نه از گفت زبان--- اى هوا را تازه کرده در نهان
اگر ما همین مطلب را از قرآن در مشکلات آویزان گوش خود کنیم که« یا أَیُّهَا الَّذینَ آمَنُوا اسْتَعینُوا بِالصَّبْرِ وَ الصَّلاةِ إِنَّ اللَّهَ مَعَ الصَّابِرین؛ اى کسانى که ایمان آورده اید، از شکیبایى و نماز مدد جویید که خدا با شکیبایان است»(بقره/۱۶۰)
ما اگر در زندگی این باور و این احساس دلپذیر و دل آرام کننده را در خود ایجاد کنیم که خدا با ما است، در مشکلات، در راحتی، در بیماری، در دارا بودن و ندار بودن مسئله حل می شود و چون کوه استوار و چون رود جاری خواهیم شد.
این قرآن تلاوت و تأمل در آیاتش جای برای غم و ناامیدی باقی نمی گذارد« فَمَنْ تَبِعَ هُدایَ فَلا خَوْفٌ عَلَیْهِمْ وَ لا هُمْ یَحْزَنُون؛ بر آنها که از راهنمایى من پیروى کنند بیمى نخواهد بود و خود اندوهناک نمى شوند»(بقره/۳۸) همین آیات بود که افرادی را تربیت کرد چون کوه در مقابل سختی ایستادگی می کردند.
هر که صبر آورد گردون بر رود--- هر که حلوا خورد واپس تر رود «بی تابی»
به راستی بی تابی، ناامیدی و دل نگران شدن کاری برای ما انجام می دهد؟ آیا مشکلات ما را رفع می کند؟ یا این که بر مسائل ما می افزاید و نمی گذارد از دعا، عقل و مشورت بهره برد؟ اگر اثر گذار است، آن را بکارگیرید! بر روی این مطلب فکر کنید؛ اگر قرار باشد کارهای شما سامان یابد صبر و مدیریت شما باید چاشنی کار باشد و هر کجا خداوند تلاش شما را دید و مصلحت باشد، بدانید شما را یاری خواهد کرد، اگر چه ما همواره تحت رحمت خدا هستیم. «اما در خواست...»
از مجموع رهنمودها و دعاهای اولیای الهی استفاده می شود که درخواست عمر طولانی با هدف عبادت و بندگی بیشتر خدا و رسیدن به کمالات والاتر امری مطلوب و پسندیده است. در بعضى روایات به ما دستور داده اند که هیچ گاه از خدا طلب مرگ نکنید، بلکه همیشه طلب عمر طولانى که در طاعت و بندگى خدا باشد نمایید. ۲- درخواست مرگ از خداوند تعالى دو گونه است: الف- مذموم(ناپسند) ب- ممدوح(نیکو).
در اینجا فقط به قسم اوّل اشاره می کنیم.
انسان هنگامی که نسبت به سختى هاى دنیا شکوه کند و از این رو آرزومند مرگ باشد این می شود دعای مذموم. این نوع در خواست خود حاکى از ضعف یقین، ایمان، ناراضى بودن نسبت به آنچه خداوند تعالى برایش مقدّر ساخته و عدم تلاش لازم در رسیدن به موفقیت و سعادت است می باشد.
آدمی گاهى در اثر احساس ضعف و ناتوانى و عدم قدرت مقابله با سختى ها، مشکلات و ناملایمات زندگى مى باشد. این نوع آرزوى مردن مربوط به انسان هاى است که توان مقابله با فراز و نشیب ها را ندارند، که به جاى بسیج نیروهاى خداداد و استفاده از تفکر و اندیشه براى حل مشکلات و به جاى پناه بردن به خداوند و استمداد از نیروى او به فکر خودکشى مى افتند و به جاى حل مسأله به دنبال پاک کردن صورت مسأله مى باشند.
این گونه انسان قطعاً انسانى پر توانی نیست، از این رو نه تنها آرزوى مرگ برایش مطلوب و ممدوح نیست، بلکه بر عکس باید از خداوند بزرگ طول عمر و ادامه حیات را بخواهد تا خود را تکمیل کند و به سعادت و کمال بار یابد و ره توشه نجات بخشِ از خطرات و سکرات موت، برزخ، حشر و صراط را بر گیرد.
این چنین درخواستى باید، دعاى اولیه او باشد و در مرحله دوّم از خداوند تعالى مضمون زیر را بطلبد: «لا یتمنى احدکم الموت لضرّ نزل به وَلْیقل: اللّهم! اَحْینى ما کانت الحیاة خیراً لى، و توفّنى اذا کانت الوفاة خیراً لى ؛ رسول اکرم(ص) فرمود: هیچ یک از شماها به خاطر گرفتارى و تنگنایى که بر او نازل گشته، مرگ را آرزو نکند (بلکه) باید چنین بگوید: خداوندا! مادامى که زندگى برایم خیر است مرا حیات بخش و هرگاه وفات برایم خیر است جانم را بستان». (وسائل الشیعة، ج ۲، ص ۶۵۹.)
در پایان اگر نوع مسئله تان را با ما در میان بگذارید بهتر می توانیم راه کارهای مناسب ارائه دهیم. حدیث پایانی:
امام صادق -علیه السلام- می فرماید:« از دو خصلت بپرهیز: بیتابی و تنبلی؛ زیرا اگر بیتاب و کم حوصله باشی، بر حقّ شکیبایی نکنی و اگر سست و تنبل باشی، حقّی را نپردازى». (میزان الحکمه/ ج۳ /ص ۴۸۶)
کتاب جهت مطالعه بیشتر؛
رضایت از زندگی/ عباس پسندیده/ دارالحدیث.
میهمان
سلام من هرچه دعامیکنم بی فایده وبی اثراست نمیدانم چونکه(جیبم خالیه)خدابهم توجه نمیکنه یا(قوم وخیش)بزرگی ندارم ویا(به آغازاده ها)وصل نیستم ولی بخدا(۱-بی پولم۲-گرسنه محبت زنم هستم)چونکه زنم یکساله منوترک کرده
پرسمان
سلام علیکم، پرسشگر گرامی ، با توجه به مشکلات اقتصادی چنین مشکلاتی در خانواده ها وجود دارد ، مهم آن است که امید خود را از دست ندهیم و دست از کار و کوشش بر نداریم .
از شرائط مهم استجابت دعا توام گشتن آن با عمل و تلاش و کوشش است در کلمات قصار امیر مؤ منان على (علیه السلام ) مى خوانیم : الداعى بلا عمل کالرامى بلاوتر! (نهج البلاغه حکمت ۳۳۷): دعا کننده بدون عمل و تلاش مانند تیرانداز بدون زه است !. (اصول کافی، ج ۴، ص ۲۱۳)
بنابراین برای موفقیت و رسیدن به خواسته های مشروع خود باید برنامه ریزی و تلاش پی گیر داشت. همانطوری که اگر شخصی بیمار شود باید در کنار دعا و استمداد از خداوند متعال، حتما به دکتر مراجعه کند، چرا که مراجعه به پزشک و قرار گرفتن در مسیر درمان، خود نیز سببی از جانب خداوند متعال است. و خواستن شفاء و سلامتی بدون مراجعه به پزشک، در همه موارد، راه گشا نخواهد بود .
در نتیجه؛ قرار گرفتن در مسیر هایی که خداوند متعال در پیش رویمان گذاشته، ما را در گرفتن نتیجه ی بهتر یاری می کند. همچنین انسان برای دست یابی به خواسته های خود باید تمام امکانات مادی و معنوی خود را بسیج کند و به نتیجه ی کار امیدوار باشد. نیز در کنار تلاش و کوشش انسان باید به ریسمان الهی چنگ بزند و همه چیز را از جانب خدا بداند و هر آنچه را که نیاز دارد از او بخواهد و دست نیاز به درگاهش دراز کند.
*** چند نکته در رابطه با دعا
۱ . برخی افراد که فکر می کنند دعایشان مستجاب نمی شود و از این موضوع گله دارند و حتی گاهی تا مرز ناامیدی و بی ایمانی و ترک نماز و مانند آن پیش می روند و سوالات فراوانی هم در این زمینه مطرح می کنند، نگرانی و مشکلاتی که برای ایشان در این زمینه وجود دارد، بیشتر ناشی از نگرش ناصحیح آنها به موضوع دعا و اجابت است. بنابراین در صورتی که این نگرش اصلاح شود بسیاری از مشکلاتی که در این رابطه برای آنان پیش می آید حل خواهد شد.
۲ . اجابت حتمی دعا
از جهتی دعا عین اجابت است، زیرا نوعی عبادت و پرستش است و هر عبادتی با قصد قربت انجام می شود؛ در هنگام موجب قرابت حتمی است، عبادت کننده تصمیم دارد که به خدای خود نزدیک شود و به کمالات ذات اقدس الهی آراسته گردد و در حقیقت از دعا چیزی جز خود خدای متعال و قرب او را نمی خواهد. این خواسته چون با خلوص نیت و شرایط لازم انجام شود، در همان لحظه به اجابت می رسد و اثر معنوی خود را بر روح و جان انسان می گذارد. با استمرار این حالت آدمی به تدریج مظهر نورانیت و اسماء و صفات کمالیه حق تعالی می شود و به سعادت شایسته خود خواهد رسید.
این نیاز،‌ یعنی نیاز به حضور خدای متعال با صفات کمالیه اش در انسان، یک نیاز پیوسته است. البته یک نیاز متعالی و خاص اهل کمال است و اغلب مردم عادی از ان غفلت دارند، ولی موضوعی است که دعا برای تحقق آن در اصل توصیه شده است. امام صادق(ع)فرمود: ((علیکم بالدعاء فانکم لا تقربون بمثله)); شما را به دعا سفارش مى کنم. زیرا با هیچ عمل دیگرى همچون دعا، به خدا نزدیک نمى شوید. پـس دعا، درمان عطش قلب و تسکین سوزش جان و عروج به عالم بالاست.
امام سجاد(علیه السلام) فرمودند: «دعای مؤمن از سه حال خارج نیست؛ یا برایش ذخیره می گردد یا در دنیا برآورده می شود یا بلایی را که می خواهد به او برسد دفع می کند.»(میزان الحکمه ، ج ۴ ،ح ۵۷۲۳)
امام صادق(علیه السلام) می‌فرماید: «روز قیامت خداوند متعال می‌فرماید: ای بندة من!‌ تو مرا خواندی و من اجابتت را به تأخیر انداختم. اکنون ثواب و پاداش تو چنین و چنان است. پس مؤمن آرزو می‌کند که کاش هیچ دعایی از او در دنیا اجابت نمی‌شد، برای آن ثواب و پاداش نیک که می‌بیند».(اصول کافی، ج ۴، ص ۲۴۵.)بنابراین با توجه به حدیث بالا خداوند متعال اجابت دعا در آخرت به این معنا نیست که عین آن چیز یا چیزی از همان جنس و بالاتر به او داده می شود ، بلکه پاداشهای آخرت قابل مقایسه با این دنیا نیست ، به طوری که مومن آرزو می کند که کاش هیچ دعایی از او در دنیا اجابت نمی‌شد. ۳ . دعای رفع مشکلات :
یا من تحلّ بأسمائه عقد المکاره ، ویا من یُفلّ بذکره حدّ الشدائد ، ویا من یُدعی بأسمائه العظام من ضیق المخرج إلی محلّ الفرج ، ذلّت بقدرتک الصعاب، وتسبّبت بلطفک الأسباب ، وجری بطاعتک القضاء ، ومضت علی ذکرک الأشیاء، فهی بمشیّتک دون قولک مؤتمرة ، وبإرادتک دون وحیک منزجرة .
وأنت المرجوّ للمهمّات ، وأنت المفزع للملمّات ، لایندفع منها إلّا ما دفعت ولاینکشف منها إلّا ما کشفت ، وقد نزل بی من الأمر ما قد فدحنی ثقله ، وحلّ بی منه ما بهضنی حمله ، وبقدرتک أوردت علیّ ذلک ، وبسلطانک وجّهته إلیّ ، فلا مُصدر لما أوردت ، ولا میسّر لما عسّرت ، ولا صارف لما وجّهت ، ولا فاتح لما أغلقت ، ولا مغلق لما فتحت ، ولا ناصر لمن خذلت إلّا أنت ، صلّ علی محمّد وآل محمّد . وافتح لی باب الفرج بطَوْلک .
واصرف عنّی سلطان الهمّ بحولک ، وأنلنی حسن النظر فیما شکوت ، وارزقنی حلاوة الصنع فیما سألتک ، وهب لی من لدنک فرجاً وَحِیّاً ، واجعل لی من عندک مخرجاً هنیئاً ، ولا تشغلنی بالإهتمام عن تعاهد فرائضک ، واستعمال سنّتک ، فقد ضقت بما نزل بی ذرعاً ، وامتلأت بحمل ما حدث علیّ جزعاً ، وأنت القادر علی کشف ما بُلیت به ، ودفع ما وقعت فیه ، فافعل ذلک بی ، وإن کنت غیر مستوجبه منک ، یا ذاالعرش العظیم ، وذا المنّ الکریم ، فأنت قادر یا أرحم الراحمین ، آمین یا ربّ العالمین . [ مهج الدعوات، ۳۲۶ - ۳۲۴ ، بحار الأنوار، ج۵۰ٰ صفحه ۲۲۴"]
ترجمه :
یسع بن حمزة القمی می‌گوید: عمرو بن مسعده، وزیر معتصم عباسی به من گفت: پرونده سختی درمورد توست.آنگاه آنان مرا دستگیر و زندانی کرده و با غل و زنجیر بستند، من برجان خود بیمناک شده و ترسیدم کشته شده و اموالم را مصادره نمایند و فرزندان و بازماندگانم پس از من فقیر شوند. به همین جهت، طی نامه ای این جریان را به آقایم امام هادی علیه السلام نوشته و به آن حضرت شکوه کردم. و از حضرتش خواستم که مشکل مرا حل نمایند.
دعایی که مولایم امام هادی علیه السلام نوشته بود که بخوانم، چنین است:
ای خدایی که گره ناگواری‌ها با نامهای او گشایش می‌یابد، و ای آن که با یاد او سختیها از بین می ‌رود، ای آن که نامهای بزرگش برای خروج از شدّت به سوی گشایش خوانده می ‌شود.
سختیها به نیروی تو رام و اسباب به لطف تو سبب ساز می‌گردند، و قضا به قدرت تو جاری گردد، و چیزها به یاد تو امضا می ‌گردد، پس هر چه بخواهی به مجرّد خواست تو بدون فرمانت انجام پذیرد و به مجرّد اراده ات بدون وحی تو باز ایستد.
تو اُمید برای مهمّات جهان و پناهگاه برای پریشانی‌ها هستی، هیچ درد و رنجی از بین نمی ‌رود جز آن که تو دفع کنی و هیچ مصیبتی بر طرف نمی‌ شود جز آن که تو برطرف نمایی، به راستی که برای من حادثه ای رخ داده که سنگینی آن قابل تحمّل نیست و چنان بر من پیش آمد نموده که حملش بر من سنگین آمده و این را تو به قدرت خودت بر من وارد آورده ای و با سلطان تو بر من رو آورده، پس آنچه تو وارد آورده باشی کسی نمی ‌تواند آن را از میان بردارد، و آنچه را که تو مشکل کنی کسی نمی تواند آن را آسان نماید، و آنچه را تو گسیل داری برگرداننده ای نیست و آنچه را که تو ببندی، گشاینده ای برای آن نیست و آنچه را تو باز کن ، کسی را یارای بستن آن نیست و کسی را که تو خوار نمایی یاوری جز تو نیست.
بر محمّد و آل محمّد درود فرست، و از فضلت درِ گشایش را برای من بگشا، و بانیروی خود تسلّط اندوه را از من برگردان، و برای من در آنچه به سوی تو شکوه نمودم خوش بینی مرحمت فرما، و شیرینی عمل در آنچه از درگاه تو خواستم برای من روزی کن و از پیشگاه خود برای من گشایشی فوری عنایت کن و از پیشگاه خود برای من چاره ای گوارا قرار بده ، و مرا با گرفتاری، از انجام واجبات تو و بکارگیری مستحبّات تو مشغولم مکن، چرا که از آنچه به من رسیده - پروردگارم - در تنگنا هستم و دلم از اندوه بار سنگینی که برای من پیش آمده، پر شده و تنها تو قادری آنچه را که باعث گرفتاری من شده برطرف کنی و آنچه مرا در خود فرو برده از بین ببری.
این کار را برای من انجام بده، گرچه سزاوار چنین امری از جانب تو نیستم. ای دارای عرش بزرگ و عطای کریم، پس تو توانایی ای مهربانترین مهربانان، اجابت فرما ای پروردگار جهانیان.
میهمان
خیلی خیلی عالی بسیار خوب بود واقعا من که با خواندن این متن زیبا بسیار لذت بردم وبا توکل به خدای عزیز روزگارمو میگذرونم واقعا که در درگاه خدا هیچ وقت جای ناامیدی نیست.دوستان در پناه حق سربلند باشید .ممنون از نویسنده محترم
میهمان
خیلی خیلی عالی بسیار خوب بود واقعا من که با خواندن این متن زیبا بسیار لذت بردم وبا توکل به خدای عزیز روزگارمو میگذرونم واقعا که در درگاه خدا هیچ وقت جای ناامیدی نیست.دوستان در پناه حق سربلند باشید .ممنون از نویسنده محترم
میهمان
سلام. ممنون از متن خوبتون. واسه خیلی وقت پیشه این متن، ولی خیلی امیدوارم کرد نسبت به زندگی..تو یه گرفتاری بزرگی افتادم. نمیدونم چطوری میشه باهاتون حرف زد
به کمک نیاز دارم خیلی لطفا کمک کنین جون یه نفر در خطره..
پرسمان
سلام علیکم، دوست گرامی. از همین طریق توضیح بدهید اگر خصوصی باشد نمایش داده نمی شود.

 

در صورتی که قصد ثبت سوال دارید، می توانید از طریق صفحه جستجو اقدام به ثبت سوال نمایید. در غیر اینصورت با استفاده از فرم زیر نظر خود را برای ما ارسال نمایید.