نابودی زمین قبل ظهور ۱۳۹۸/۱۲/۱۴ - ۵۷۶۲ بازدید

سلام اینکه ناسا میگه قراره اردیبهشت ۹۹ یه شهاب سنگ بزرگ بخوره به زمین و نسل بشر رو نابود کنه درسته؟با این وضع ظهور امام زمان چی میشه؟

از سال ۲۰۱۲ تاکنون توجیهات علمی می تراشند و سال ۲۰۱۲ یا سالهای مختلفی را پایان عمر زمین در اثر تأثیرات و اقدامات سیاره ای خیالی به نام ایکس (نییرو) بر می شمارند .عده ای نظیر فرانسیس فوکویاما در کتاب پایان تاریخ خویش سال ۲۰۱۲ ر ا سال غلبۀ شیطان بر سرتاسر زمین معرفی می کنند و عده ای هم در مورد مسائل اجتماعی و برخی نیز درباره نفوذ فضائیان در این سال به زمین سخن می رانند. و لکن باید توجه داشت که تمامی این نظریات از کانون دنیای غرب برخاسته است که در طول تاریخ به تجربه ثابت شده است همواره به دنبال انحراف اذهان عمومی و پیشبرد اهداف غیر انسانی خود هستند و در این راستا از تمام ابزار تبلیغاتی خویش بهره می برند، لذا به شما توصیه می نماییم که به این گونه مطالب توجهی نکنید و در مقابل به قرآن و احادیث اهل بیت رو آورید که از منبعی خطاناپذیر صادر شده اند. طبق فرموده شیخ صدوق در کتاب من لا یحضره الفقیه روایتی با سند بسیار متقن و محکم در دست است که می فرماید: رسول گرامی اسلام به امیر المومنین وصیت کرد و ایشان به امام حسن مجتبی (ع) و ایشان به امام حسین (ع) ...تا امام حسن عسکری (ع) به حضرت حجت (عج) وصیت نمود که اگر تنها یک روز از عمر این دنیا باقی باشد خداوند آن قدر آن روز را طولانی می کند تا امام زمان (عج) ظهور کرده و دنیا را پر از عدل و قسط نماید همان گونه که از ظلم و جور پر شده است. ( من لا یحضره الفقیه ،ج۴،ص۱۷۷ ) این روایت به همراه روایاتی دیگر مبنی بر طولانی بودن عمر حکومت امام زمان (عج) دروغ بودن مطالبی که درباره اتفاقات سال ۲۰۱۲ گفته می شود را به روشنی اثبات می نماید. برای مطالعۀ بیشتر می توانید به کتاب عصر ظهور شیخ علی کورانی مراجعه نمایید .البته در دنیای امروزی به دلیل وسعت ارتباطات و سرعت انتشار اخبار و مطالب این دست شایعات طبیعی هستند و چه بسا در بسیاری از فرهیختگان نیز تأثیر گذار باشند اما رجوع به عقل و در ادامه آن به کتاب الهی و منابع موثق دینی که با پشتوانه ای عقلی اثبات گشته اند ما را از این گونه مطالب بی نیاز می کنند.پاسخ تفصیلی این است که : از اواخر دهه ۸۰ و اوایل دهه ۹۰ میلادی بود که این زمان را در پایان هزاره دوم و شروع هزاره سوم معرفی نمودند. از آنجا که یکی از اساسی ترین اعتقادات این فرقه ، هزاره گرایی ( به معنای باور به وقایع و اتفاقات مهمی که در آغاز و پایان هر هزاره روی می دهد مانند ظهور عیسی مسیح یا سقوط ضد مسیح به قعر جهنم ) است و به طور مشخص ، گروه قابل توجهی ازآنها به هزاره گرایان مشهورند،همواره در محصولات مختلف فرهنگی و هنری شان ،اشاره به پایان یا آغاز هزاره نقش مهمی داشته است. (از پایه ای ترین باورهای این گروه ، هزاره خوشبختی یا هزار سال حکومت حضرت مسیح (ع) و پیروانش است که پس از وقوع جنگ آرماگدون و کشتار عظیم صدها میلیونی محقق می شود). از همین رو ، در بخشی از کتاب و فیلم رمز داوینچی( دن براون/آکیوا گلدزمن/ران هاوارد) پروفسور سر لی تیبینگ(که سالها به دنبال یافتن جام مقدس و راز آن بوده) ، در حالی که رابرت لنگدون و سوفی را در کلیسای وست مینستر لندن به گروگان گرفته تا با باز کردن رمز یک کریپتکس ، مکان راز خانقاه صهیون یا همان جام مقدس ( یعنی محل دفن مریم مجدلیه و اسناد مربوط به وی ) را بیابد ، می گوید که با پایان هزاره دوم و گذر از برج حمل به برج حوت ، قرار بوده که این راز از سوی خانقاه صهیون افشاء شود و دلیل همه جریاناتی که اتفاق افتاده را وابسته به همین موضوع و گذر مابین دو هزاره می داند. پیش از آغاز سال ۲۰۰۰ و در آستانه قرن ۲۱ یا همان شروع هزاره سوم ، چه تبلیغات وسیعی صورت گرفت ( و متاسفانه از طریق رسانه های داخلی نیز دامن زده شد) که وقتی لحظه تحویل سال ۲۰۰۰ فرا برسد به یک دلیل ساده تکنولوژیک ( صفر شدن همه زمان ها برروی دستگاهها و سیستم های الکترونیک که هدایت بسیاری از فرآیندهای صنعتی و مکانیکی بشر امروز را در دست دارند) همه امور از کار افتاده و خواهد ایستاد. آنچه که پیش از آن در برخی فیلم های آخرالزمانی ، رویت شده بود. (مثلا فیلمروزی که زمین از حرکت ایستا ساخته رابرت وایز در سال ۱۹۵۷) .پس از سال ۲۰۰۰ هم به دفعات ، تاریخ و زمان پایان تمدن امروز بشری ، به خصوص از سوی اوانجلیست ها اعلام گردید و در رسانه هاشان ، توی بوق قرار گرفت.۲۰۰۱ ، ۲۰۰۳ ، ۲۰۰۶ و ۲۰۰۸ همگی زمان هایی بود که برای جنگ نهایی آرماگدون یا حاکمیت ضد مسیح و یا پایان جهان اعلام شد. بسیاری از ناظران آگاه به مسائل سیاسی و مقولات آخرالزمانی ، پس از واقعه ۱۱ سپتامبر ۲۰۰۱ و اسناد و شواهدی که در این ارتباط بدست آمده و افشاء گردید ، به این تئوری معتقد شدند که چنان فاجعه ای ، منجر به انهدام دو برج عظیم سازمان تجارت جهانی ، نمی تواند کار چند افغانی پاپتی کوههای هندوکش با نام طالبان یا مانند آن باشد و قطعا از یک طرح و نقشه دقیق برمی آید که سالها برروی آن کار شده و تعداد کثیری از سازمان های اطلاعلاتی و نظامی عمده جهان در آن سهیم هستند.( خصوصا که برخی از فیلم های تولید شده هالیوود مانند جاده آرلینگتون ، یکی دو سال پیش از وقوع حادثه ۱۱ سپتامبر ، زمینه سازی تصویری آن را در ذهن مخاطبان جهانی انجام داده بودند). جریانات نظامی که به بهانه قضیه ۱۱ سپتامبر از سوی آمریکا به دنیا تحمیل شد( مانند اشغال افغانستان و عراق) فرضیه فوق را تقریبا قطعیت بخشید. چراکه حملات مذکور در طول مدت بسیار کوتاهی انجام گرفت ، در حالی که بنا به اظهار نظر متخصصان نظامی ، چنین عملیات اشغالگرانه ای ، حداقل چندین ماه یا نزدیک به یکسال تدارکات و برنامه ریزی نیاز داشت . حتی امروز برخی از کارشناسان براین باورند که جنگ ۳۳ روزه علیه مردم لبنان در تابستان سال ۲۰۰۶ میلادی با تکیه برهمین باور آرماگدونی و آخرالزمانی صورت گرفت تا یکی از تاریخ های اعلام شده از سوی اوانجلیست ها ، صورت حقیقت به خود بگیرد.و دقیقا پس از شکست اسراییل در جنگ ۳۳ روزه بود که نخستین نشانه های تاریخ ۲۰۱۲ به عنوان پایان دنیا ، ابتدا در برخی از رسانه های وابسته به اوانجلیست ها نمایان شد. ابتدا کسی این مقوله را جدی نگرفت ، چون هنوز زمان ۲۰۰۸ ( یکی دیگر از تواریخ اعلام شده برای آخرالزمان) فرانرسیده بود. لازم به یادآوری است ، ۲۰۰۸ همان سالی است که در پایانش ، جنگ خونین رژیم اسراییل علیه مردم غزه صورت گرفت. اما گویا خود اوانجلیست ها هم چندان به سال ۲۰۰۸ و قتل عام غزه امیدی نداشتند که پیش از آن ، تاریخ ۲۰۱۲ را برای آخرالزمان اعلام کردند.به هر صورت از همان زمان ، سال ۲۰۱۲ به عنوان پایان جهان و به صورتی آرام و بطئی در بوق رسانه ها قرار گرفت. ابتدا برایش وجهه ای تقویمی تراشیدند ؛ اینکه پس از گذشت ۲۶۰۰۰ سال ، تقویم قوم مایا ( مردمی که قرن های قبل از ظهور مسیحیت در آمریکای مرکزی و جنوبی زندگی می کردند ) به آخر خود رسیده و به اصطلاح صفر می شود و همین موضوع باعث رخداد فجایعی در کره زمین خواهد شد. پس از آن گفته شد که پیش بینی های علمی نشان می دهد ، در سال ۲۰۱۲ ، خورشید منظومه شمسی در مرکز کهشان راه شیری قرار گرفته و همین باعث تاثیرات شدید اقلیمی برروی کره زمین شده که زندگی در آن را به نابودی خواهد کشاند. بعد از این فرضیه در بعضی از رسانه ها و این بار از قول برخی پیشگویان نقل شد که در سال ۲۰۱۲ ، کره زمین تحت تاثیر نیروهایی ( شاید همان قرار گرفتن خورشید در مرکز کهکشان) ، ناگهان حرکتی برعکس جهتی که اکنون در حال چرخیدن به دور خود است را آغاز خواهد کرد و همین موضوع این کره و زندگی انسانی برروی آن را زیر رو رو می نماید. اما از آنجا که چنین تغییر جهتی با هیچ عقل سالمی جور در نمی آمد ، به سرعت گفته شد که در تاریخ یاد شده ، کره زمین ناگهان از حرکت باز خواهد ایستاد!!سرانجام از قول نوسترآداموس (پیشگوی معروف) نیز بر ۲۰۱۲ به عنوان پایان تاریخ ، صحه گذاردند و فیلم مستندی تحت عنوان نوسترآداموس : ۲۰۱۲ نیز همزمان با نمایش فیلم سینمایی۲۰۱۲ به نمایش گذاردند. اما از آنجا که نوسترآداموس در هیچ کجای نوشته ها و مکتوباتش به چنین تاریخی ، صریحا اشاره نکرده است ، به نقاشی های وی رجوع کرده و با تفسیر و توجیه یکی از آن نقاشی ها ، این نتیجه را القاء کردند که نوسترآداموس در یکی از پیش گویی های پنهانش ، سال ۲۰۱۲ را آخرالزمان دانسته است. ( نکته جالب اینکه در همین فیلم مستند نوسترآداموس :۲۰۱۲ ، یک خاخام یهودی ضمن اشاره به شرایط امروز جهان وجود دارد که با شرایط آخرالزمان سازگار است ، می گوید ، در سال ۲۰۱۲ براساس یک روایتی ، تاریخ عبری یا یهودی نیز پس از طی ۷۰۰۰ سال به آخر خود می رسد!) از آنجا که همواره هالیوود ، تئوری ها و فرضیه های جعلی - خرافی حاکمان سیاسی و ایدئولوژیک خود را به تصویر کشیده ، این بار نیز دست به کار شد تا تازه ترین دست پخت تئوریک این حضرات را برپرده سینماها ببرد و در این میان چه فیلمسازی بهتر از رولند امریش که پیش از این ، آثار آخرالزمانی همچون روز استقلال ، روز بعد از فردا ، گودزیلا و ۱۰ هزار سال پیش از میلاد را جلوی دوربین برده بود و از قضا این دفعه خودش نیز به طور مستقیم در نوشتن فیلمنامه با هارولد کلوسر مشارکت جست. در فیلم ۲۰۱۲ مجموعه ای از پیش بینی های ایدئولوژیک را با پدیده های طبیعی و کهکشانی و البته عناصر اسطوره ای در هم آمیخته تا این بار ، باورهای اوانجلیستی را در شکل و شمایلی تازه به خورد مخاطبان جهانی می دهد و ... . یکی از موضوعاتی که از دیرباز ذهن آدمیان را درگیر خود کرده و علی رغم تلاش های نوع بشر در طول قرون و اعصار هنوز در هاله ی از ابهام است بحث از آینده جهان و به عبارتی عام این است که: آخر دنیا چه می شود ؟ این سؤال همانند پرسش از پیشینه جهان است که آن هم دقیقا روشن نشده و در حد فرضیاتی از دانشمندان تجربی مانده است .بسیاری از دانشمندان با توجه به شرایط کنونی زمین و بحرانهای موجود بسیار نگران حیات بشر بوده و به مطالعه بر روی حقایقی می پردازند که می تواند روزی منجر به اتمام حیات بر روی سیاره آبی شود.بر اساس شواهد علمی موجود و مدارک تاریخی قدیمی نظریه هایی که به احتمال نابودی جهان تا سال ۲۰۱۲ پرداخته است مورد بررسی قرار گرفته است.اینکه شواهد و قراین نشان دهنده این است که جهان ما رو به نابودی می رود که شکی در آن نیست، و در همه ادیان الهی یا غیر الهی مباحثی در این زمینه مطرح شده است در قرآن کریم به این موضوع به طور مشروح پرداخته شده است و آن زمان را هولناک و عظیم شمرده است و از در هم پیچیدن آسمان و زمین و متلاشی شدن کوهها و دریاها صحبت کرده است .در نزدیکی ظهور علائمی غیر عادی در آسمان مشاهده می شوند از جمله : ظهور ستاره سرخ رنگ که نشانه ای برای آغاز جنگ و خونریزیهای بسیار است ، ایستایی خورشید در آسمان از زوال تا غروب ، طلوع خورشید از مغرب آن ، ظهور دنباله داری که مدار آن بطور متناوب تکرار می شود و در دوره های مختلف حیات بر روزی زمین دیده شده و موجب تغییرات شدید جوی و آب و هوایی در زمین می شوددر متون زرتشتیان آمده است:... در آسمان نشانه گوناگون پیدا باشد...( زند بهمن‌یسن، ص ۱۱، ف ۶ ، بند ۴ )در کتاب مقدّس می خوانیم :و در آفتاب و ماه و ستارگان علامات خواهد بود...* و آن گاه پسر انسان( عیسی مسیح) را خواهند دید که بر ابری سوار شده، با قوّت و جلالِ عظیم می آید. (کتاب مقدّس، عهد جدید، ص ۱۳۳، انجیل لوقا، ب ۲۱ ، بند ۲۵ و ۲۷)بررسی روایات نشان می دهد که طلوع ستاره ای سرخ رنگ و سقوط شهاب سنگ یا ستاره دنباله دار که موجب خسف در زمین نیز می گردد، از علائمی است که به نزدیکی ظهور دلالت دارد.طبق روایات اسلامی، در ماه رمضان سال ظهور امام مهدی (علیه‌ السلام) حوادث بسیار عجیبی در جهان رخ می دهند که از زمان فرود آمدن آدم (علیه ‌السلام) تا آن زمان بی سابقه می باشند.برخورد شهاب سنگی بزرگ به زمین در روایات آخرالزمان ادیان دیگر هم آمده و این فرضیه به حدی قوی است که بر اساس آن فیلمهای متعددی هم ساخته اند و آن را نشانه پایان حیات کنونی بر روی زمین و شروع عصری جدید می دانند و زمان آن را سال ۲۰۱۲ اعلام کرده اند.در روایات اسلامی و قرآن کریم نیز به صراحت از آخر الزمان و برخورد ستارگان با یکدیگر و تیره شدن خورشید و به هم خوردن نظم سیارات و زلزله های شدید و آتشفشان به عنوان دلایلی برای نزدیکی قیامت یاد شده است. اما بر اساس روایات در هنگام ظهور و قبل از آن نیز از برخورد دنباله داری به زمین یاد شده که موجب کشته شدن عده زیادی می گردد ولی پایان جهان نیست و ضمن اینکه تاریخی برای آن تعیین نشده است. بطور خلاصه می توان گفت در نزدیکی ظهور علائمی غیر عادی در آسمان مشاهده می شوند از جمله : ظهور ستاره سرخ رنگ که نشانه ای برای آغاز جنگ و خونریزی های بسیار است ، ایستایی خورشید در آسمان از زوال تا غروب ، طلوع خورشید از مغرب آن ، ظهور دنباله داری که مدار آن بطور متناوب تکرار می شود و در دوره های مختلف حیات بر روزی زمین دیده شده و موجب تغییرات شدید جوی و آب و هوایی در زمین می شود . قرآن و روایات نیز زوال و نیستی جهان کنونی را مترادف با نیستی محض آن نمی داند بلکه آن را در بخشی از یک فرآیند قرارداده که به مفهومی پایانی برای آن متصور نیست. به این معنا که نیستی و زوال دنیا و جهان مادی کنونی برای تبدیل شدن به جهانی نو با شکل و شمایل و ماهیتی دیگر می باشد. تبدیل جهان مادی به جهانی دیگر نیازمند فروپاشی این دنیای مادی است که قرآن از آن به «یوم تبدل الارض غیرالارض والسموت» تعبیر می کند. آن چه از آیات قرآن - و حتی بعضی از سوره های اختصاصی که به مسأله پرداخته است- برمی آید، جهان هنگام تبدل از صورتی به صورت دیگر و ایجاد «طرحی نو» دچار حوادث و رخدادهایی می گردد که در قرآن از آن به «اشراط الساعه » تعبیر شده است.مفسران، برخی از تحولات اجتماعی و هم چنین فروپاشی نظام طبیعت و در هم پیچیده شدن و تبدیل آسمان و زمین پیش از ظهور قیامت را که در آیات گوناگونی به آنها اشاره شده، از نشانه های قیامت دانسته اند. در روایات نیز بر تحولات اجتماعی و دگرگونی های کیهانی که پیش از قیامت واقع می شود عنوان اشراط الساعه و نشانه های رستاخیز اطلاق شده است.در قرآن کریم به بسیاری از دگرگونی های طبیعی که در آن زمان رخ خواهد داد اشاره شده است مثل : -ظهور دود (گاز) در آسمان -دمیده شدن صور - تاریک شدن خورشید، ماه و ستارگان -شکافتن کرات - زلزله شدید - فروپاشی کوه ها و ....کسانی که دعاوی شبیه این دعاوی را دارند که کمتر از یک دهه به ظهور مانده است؛ یا پیرمردان ظهور را خواهند دید و یا ... آنان نیز به «توقیت ظهور» رو آورده‌اند و مشمول روایات نهی از توقیت خواهند بود مم کن است سوال شود : چرا زمان قیامت مشخص نشده است؟نامعلوم بودن زمان و کیفیت وقوع قیامت، داراى اثر تربیتى است زیرا در صورت معلوم بودن آن چنانچه زمانش دور باشد، غفلت همگان را فرا مى گیرد و اگر نزدیک باشد، پرهیز از بدیها به شکل اضطرار و دور از آزادى و اختیار در مى آید.با وجود نامشخص بودن زمان وقوع قیامت، تعابیر قرآن حاکى از آن است که عمر کوتاه دنیا و همچنین دوران برزخ به قدرى سریع طى مى شود که به هنگام وقوع قیامت، انسان ها فکر مى کنند تمام این دوران چند ساعتى بیش نبود.«وَ یَقُولُونَ مَتَى هَـذَا الْوَعْدُ إِن کُنتُمْ صَادِقِینَ ، قُلْ إِنَّمَا الْعِلْمُ عِندَ اللَّهِ وَإِنَّمَا أَنَا نَذِیرٌ مُّبِینٌ ، فَلَمَّا رَأَوْهُ زُلْفَةً سِیئَتْ وُجُوهُ الَّذِینَ کَفَرُوا وَقِیلَ هَذَا الَّذِی کُنتُم بِهِ تَدَّعُونَ »( سوره ملک ،آیه ۲۵-۲۷) ؛ «و می گویند: اگر راست می گویید، این وعده کی خواهد بود؟» بگو! «علم [آن] فقط پیش خداست و من صرفا هشدار دهنده ای آشکارم.» و آن گاه که آن[لحظه موعود] را نزدیک بینید، چهره های کسانی که کافر شده اند در هم رود، و گفته شود؛ «این است، همان چیزی که آن را فرا می خواندید!»« یَسْأَلُکَ النَّاسُ عَنِ السَّاعَةِ قُلْ إِنَّمَا عِلْمُهَا عِندَ اللَّهِ وَمَا یُدْرِیکَ لَعَلَّ السَّاعَةَ تَکُونُ قَرِیبًا »( سوره احزاب ، آیه ۶۳) ؛ «مردم از تو درباره رستاخیز می پرسند، بگو «علم آن فقط نزد خداست» و چه می دانی؟ شاید رستاخیز نزدیک باشد».خداوند بلند مرتبه به پیامبر عظیم الشأنش که علم نبوی دارد دستور می دهد به مردم بگو من زمان وقوع قیامت را نمی دانم و علم آن نزد خداست و بس که در چنین روزهایی هر کسی به خود جرأت ندهد که وقتی برای قیامت تعیین کند ، چرا که حکمت خداوند متعال ایجاب می کند که زمان قیامت پنهان باشد تا هر کس ظرقیت وجودی خود را نشان دهد اگر بنا بر دانستن زمان قیامت و مشخص بودن آن بود خداوند متعال خود به آن اشاره می کرد .«قُل لَّا یَعْلَمُ مَن فِی السَّمَاوَاتِ وَالْأَرْضِ الْغَیْبَ إِلَّا اللَّهُ وَمَا یَشْعُرُونَ أَیَّانَ یُبْعَثُونَ بَلِ ادَّارَکَ عِلْمُهُمْ فِی الْآخِرَةِ بَلْ هُمْ فِی شَکٍّ مِّنْهَا بَلْ هُم مِّنْهَا عَمِونَ ».( سوره نمل آیاتت۶۵و ۶۶)«بگو: «هر که در آسمان ها و زمین است، جز خدا غیب را نمی شناسند و نمی دانند کی برانگیخته خواهند شد؟» [نه] بلکه علم آنان درباره آخرت نارساست؛ [نه] بلکه ایشان درباره آن، تردید دارند ، [نه] بلکه آنان در مورد آن کور دل اند.»گفتیم که خداوند متعال وقت قیامت را بنا بر مصالحی بیان نداشه است و تأکید دارد که علم به آن هم نزد خداست و بس . در مورد علائم قیامت و ظهور روایات بسیاری به ما رسیده است اما در تعیین وقت آن نه و اگر هم چنین روایتی وارد شده باشد عیب آن از همین جا که معارض با نص صریح قرآن است مشخص می شود .علاوه بر آن امامان عظیم الشأن ما از توقیت و تعیین وقت برای ظهور و به تبع آن قیامت به شدت بر حذر داشته اند.در بین روایات غیبت، یکی از مضامین مکرر و موکد، روایات نهی از توقیت (تعیین زمان برای ظهور) است. این روایت از پیامبر اسلام تا امام زمان (علیه السلام) نقل شده است و با تعبیراتی سخت و غلیظ بیان شده است. وقت ظهور سرّ الهی تلقی شده و بیان وقت، کذب و دروغ بر خداوند به شمار آمده است: کذب الوقاتون.(ر.ک. به کتاب‌های: الغیبه (شیخ طوسی) اکمال الدین و اتمام النعمه (شیخ صدوق) کتاب الغیبه (نعمانی) اصول کافی(کلینی) و منابع دیگر.)مسلمانی که به دین و قرآن خود باور دارد شایسته نیست که چنین القائات کذبی را بپذیرد و در امور خود هم ترتیب اثر دهد، بلکه شایسته است همواره در فکر هولناکی قیامت باشد و بر اعمال خود مواظبت کند چرا که در آن زمان مفر و پناهی جز خداوند متعال ندارد و البته مؤمنان رستگرانند و در پناه خدای خود از هر گزندی در امان خواهند ماند . این گونه روایات، که اگر متواتر نباشند، مستفیض می‌نمایند، تأمل برانگیز و مسئولیت سازند. همان گونه که تعیین دقیق زمانی، توقیت است؛ بیان حدود گونه زمانی نیز توقیت است. به عنوان نمونه، کسی که می‌گوید: ساعت ۱۰ به ملاقات‌تان خواهم آمد؛ برای دیدارش وقت‌گذاری کرده است. همین گونه کسی که می‌گوید حدوداً ساعت ۱۰، یا بین ۱۰ و ۱۱ به دیدارتان خواهم آمد، نیز «توقیت» دیدار کرده است و لذا اگر در آن محدوده زمانی دیدار رخ ندهد، متهم به خلف وعده خواهد شد. و خلف وعده هم البته که از گناهان کبیره است.از این رو، کسانی که دعاوی شبیه این دعاوی را دارند که کمتر از یک دهه به ظهور مانده است؛ یا پیرمردان ظهور را خواهند دید و یا ... آنان نیز به «توقیت ظهور» رو آورده‌اند و مشمول روایات نهی از توقیت خواهند بود.حالا عده ای می خواهند بر پایه باورهای خود که مشخص نیست چه هدفی را دنبال می کنند این تنش را در جهان ایجاد کنند که فلان زمان ، زمان پایان دنیا و بروز و ظهور قیامت است و در این راه از ابزرهای پر قدرت رسانه و سینما استفاده می کنند که افکار پلید خود را در ذهن مخاطب نهادینه کنند تا به آن هدف ناپیدای خود برسند .مسلمانی که به دین و قرآن خود باور دارد شایسته نیست که چنین القائات کذبی را بپذیرد و در امور خود هم ترتیب اثر دهد، بلکه شایسته است همواره در فکر هولناکی قیامت باشد و بر اعمال خود مواظبت کند چرا که در آن زمان مفر و پناهی جز خداوند متعال ندارد و البته مؤمنان رستگرانند و در پناه خدای خود از هر گزندی در امان خواهند ماند.حالا بگذارید کسانی که برای دنیا و آخرت مردم تعیین تکلیف می کنند پناهگاه بسازند و خود را نجات یافته و وارثان دنیای جدید بدانند، ولی بدانند که: «یَدُ اللَّهِ فَوْقَ أَیْدِیهِمْ » (سوره فتح آیه ۱۰)حاشا که از آنچه در انتظارشان هست و خداوند متعال وعده فرموده مفری بیابند.

ممکن است این مطالب هم برای شما مفید باشد:

نظرات

میهمان
به نام خداوند بخشندۀ بخشایشگراَللّٰهُمَّ صَلِّ عَلی مُحَمَّدٍ وَ آلِ مُحَمَّد وَ عَجِّل فَرَجَهُم وَ اَهْلِکْ أَعْدَائَهُمْ اَجْمَعِینْ
از مطلب مفیدتون بسیار سپاس گذارم. خداوند یکتا به شما خیر و برکت بدهد.
میهمان
این پایان دنیا میاد اما زمین نابود نمیشه روز قیامت هم پایان دنیا نیست چرا که میبینی کوه ها مانند پنبه و ابر در هوا بهم مقلتند و دریا ها به خشم در آیند آسمان تکه تکه گردد و صور دمیده شود و ارواح تازه که مردند وارد دنیا برزخی شدن در یک جا جمع می شوند و در آن موقع قیامت روحانی است سپس زمین در قبر ها شکافته و مردگان زنده خواهند گردید و اگر نابود شود دنیا بدان که هیچکسی زنده نخواهد شد و قبل ظهور امتحان الهی می آید با عنوان پایان دنیا انقدر به نامیدی میروند همه حتی مسلمانان تا اینکه نامیدی بساط خدایی دجال را پهن میکند و اگر نامیدی نباشد دجال خروج نمیکند در حالیکه خروج دجال حتمی است به مسلمانان بگویید خودشان را برای امتحان سخت و خطرناک و گمراه گر آماده کنند من بنده صغیر و حقیر ضد شیطان بنده خدا هستم و میخواهم به همه بگویید که منتظر امتحان باشند
پرسمان
مطالبی که متذکر شدید ، مربوط به قبل از ظهور است نه قیامت و ظهور امام زمان خود از نشانه های قیامت می باشد ؛ هر چند ممکن است فاصله زیادی بین آنها باشد. با توجه به آیات قرآن کریم، روشن می شود که از نشانه های برپایی قیامت، مرگ این جهان است و به عمر این جهان (اعم از زمین و آسمان و...)، به اذن الهی، پایان داده می شود: «يَوْمَ تُبَدَّلُ اَلْأَرْضُ غَيْرَ اَلْأَرْضِ وَ اَلسَّمٰاوٰاتُ وَ بَرَزُوا لِلّٰهِ اَلْوٰاحِدِ اَلْقَهّٰارِ» در آن روز که این زمین به زمین دیگر، و آسمان ها (به آسمان های دیگری) مبدل می ‌شود، و آنان در پیشگاه خداوند واحد قهار ظاهر می ‌گردند.﴿ابراهيم: 14/ 48﴾از تعابیر آیات، این گونه به دست می آید که کل این جهان، نابود و به عمر آن پایان داده می شود. «كُلُّ شَيْ‏ءٍ هالِكٌ إِلَّا وَجْهَهُ‏»همه چيز جز ذات (پاك) او فانى مى‏ شود.(قصص: 28/ 88) این تعابیر، انس و جن، موجودات زمین و بلکه تمام اهل آسمان ها و همه موجودات را در بر می گیرد. حوادثی که در آستانه پایان جهان پدیدار می شود: 1- کوه ها بعد از مقدماتی متلاشی می شود. کوه ها در ابتدا به لرزه در می آیند. [مزمل، 14- ) بعد از جا کنده می شوند. [حاقه، 14] سپس به حرکت درمی آیند. [طور، 10و در هم کوبیده می شوند. [ حاقه، 14- ] آن گاه به صورت توده ای از شن های متراکم درمی آیند. [ مزمل، 14- ] بعد به صورت گرد و غبار پراکنده می شوند. [ واقعه، 6 و 5- 2- دریاها برافروخته و منفجر می شوند: "آن زمان که دریاها منفجر گردد. " [10] انفطار، 3- "در آن هنگام که دریاها برافروخته شود". [ تکویر، 6- 3- زلزله های عظیم و ویران گر: زلزله های بی سابقه و عظیمی تمام کره خاکی را به لرزه درمی آورد، همه چیز در هم ریخته و از بین می رود و تمام انسان ها در لحظه ای کوتاه مدفون می شوند: "ای مردم! از پروردگارتان بترسید و پرهیزگاری پیشه کنید که زلزله رستاخیر مسئله مهمی است". [حج، 1- 4- تاریک شدن خورشید و ماه و ستارگان: "در آن هنگام که خورشید در هم پیچیده شود و در آن هنگام که ستارگان بی فروغ شوند". [ تکویر، 2 و 1- 5- شکافته شدن آسمان و کرات: "در آن هنگام که آسمان شکافته شود". [انشقاق، 1- ] ج. حوادثی که در آغاز رستاخیر و بازگشت به حیات مجدد ایجاد می شود: مرحله آخر در قیامت، حوادثی است که بعد از اتمام دو مرحله قبل پدید می آید: "وعده ااهی در آن روز تحقق می یابد که این زمین به زمین دیگر و آسمان ها (به آسمان های دیگر) مبدّل می شود و انسان ها در پیشگاه خدا ظاهر می گردند". (ابراهیم، 48- ] از مجموع این موارد می توان چنین نتیجه گرفت که قیامت ادامه دنیا نیست، بلکه این جهان به کلی در هم کوبیده می شود؛ زیرا انفجارهای عظیم و زلزله های هولناک همه چیز را در هم می ریزد و در هم می پیچد. سپس طرح تازه ای ریخته می شود و جهان نوینی بر ویرانه های این جهان برپا می شود و رستاخیز انسان ها در آن عالم جدید است. [ مکارم شیرازی، ناصر، پیام قرآن، ج 6، ص 40. ] . شواهد دیگری نیز در قرآن وجود دارد که موقت بودن عمر این جهان را اثبات می کند. برای مثال در قرآن کریم چنین آمده است: "ما آسمان ها و زمین را نیافریدیم؛ مگر بر اساس حق، آن هم برای مدتی معین". این مدت معین همان روز قیامت است. در آن روز بساط آسمان و زمین در هم پیچیده می شود و در زمین تغییرات اساسی داده می شود. نه تنها زمین، بلکه خورشید، ماه و سایر کرات هم برای همیشه در این نظام نیستند و حرکت و نظام آنها موقت و تا مدت معین است که بعد از پایان مدت معین بساط آنها نیز برچیده می شود. ( قرائتی، محسن، معاد، ص 200، دفتر انتشارات اسلامی جامعه مدرسین حوزه علمیه قم، چاپ سوم، ] پیش بینی های علمی نیز که برای آینده جهان و نظام موجود شده است، تا مقدار زیادی در شعاع نظریه وحی حرکت می کند. گرچه هرگاه نظریه ای خلاف وحی باشد، از نظر ما بیش از حدسی نیست که دیر یا زود توسط دیگر دانشمندان تکمیل و به حقایق قرآن نزدیک می شود. [ قرائتی، محسن، معاد، ص 201 دفتر انتشارات اسلامی جامعه مدرسین حوزه علمیه قم، چاپ سوم، البته این که آیا پس از برپایی قیامت و استقرار بهشتیان در بهشت و جهنمیان در جهنم آیا خداوند باز هم خلقتی جدید با خصوصیاتی جدید خواهد داشت یا نه، سؤالی است که در برخی از روایات به آن اشاره شده است. . از دیدگاه اکثر فلاسفه و عرفای اسلامی، تک تک موجودات زمانی، آغاز زمانی دارند؛ همچنین عالم فعلی ما آغاز زمانی دارد؛ ولی اصل عالم مادّه همواره بوده و خواهد بود. چرا که خداوند متعال دائم الفیض است و خدای بدون فیض معنی ندارد. این مطلب در روایات معصومین (علیهم السلام) نیز مورد اشاره واقع شده است. چنان که در روایتی « عَنْ جَابِرِ بْنِ یَزِیدَ قَالَ سَأَلْتُ أَبَا جَعْفَرٍ علیه االسلام عَنْ قَوْلِ اللَّهِ عَزَّ وَ جَلَّ: « أَ فَعَیِینا بِالْخَلْقِ الْأَوَّلِ بَلْ هُمْ فِی لَبْسٍ مِنْ خَلْقٍ جَدِیدٍ. » فَقَالَ یَا جَابِرُ تَأْوِیلُ ذَلِکَ أَنَّ اللَّهَ عَزَّ وَ جَلَّ إِذَا أَفْنَی هَذَا الْخَلْقَ وَ هَذَا الْعَالَمَ وَ أَسْکَنَ أَهْلَ الْجَنَّةِ الْجَنَّةَ وَ أَهْلَ النَّارِ النَّارَ جَدَّدَ اللَّهُ عَزَّ وَ جَلَّ عَالَماً غَیْرَ هَذَا الْعَالَمِ وَ جَدَّدَ عَالَماً مِنْ غَیْرِ فُحُولَةٍ وَ لَا إِنَاثٍ یَعْبُدُونَهُ وَ یُوَحِّدُونَهُ وَ خَلَقَ لَهُمْ أَرْضاً غَیْرَ هَذِهِ الْأَرْضِ تَحْمِلُهُمْ وَ سَمَاءً غَیْرَ هَذِهِ السَّمَاءِ تُظِلُّهُمْ لَعَلَّکَ تَرَی أَنَّ اللَّهَ عَزَّ وَ جَلَّ إِنَّمَا خَلَقَ هَذَا الْعَالَمَ الْوَاحِدَ وَ تَرَی أَنَّ اللَّهَ عَزَّ وَ جَلَّ لَمْ یَخْلُقْ بَشَراً غَیْرَکُمْ بَلْ وَ اللَّهِ لَقَدْ خَلَقَ اللَّهُ تَبَارَکَ وَ تَعَالَی أَلْفَ أَلْفِ عَالَمٍ وَ أَلْفَ أَلْفِ آدَمٍ أَنْتَ فِی آخِرِ تِلْکَ الْعَوَالِمِ وَ أُولَئِکَ الْآدَمِیِّین. ( بحار الانوار، ج۸، ص ۳۷۵ ) جابر بن یزید گوید: از امام باقر (ع) در باره آیه «آیا ما از آفرینش نخست ناتوان شدیم؟ بلکه آنان در آفرینش جدیدی هستند. » پرسیدم، حضرت فرمود: ای جابر! تأویل آیه، این است که خداوند متعال آنگاه که این آفریدگان و این جهان را نابود ساخته و بهشتیان را در بهشت و دوزخیان را در دوزخ جای دهد، جهان دیگری غیر از این جهان را از نو پدید می آورد، بدون نر و ماده، تا او را پرستیده و یگانه دانند و برای آنان زمینی غیر از این زمین می آفریند که در آن استقرار یافته و آسمان دیگری که بر آنان سایه افکند. شاید تو بر این پنداری که خداوند تنها این جهان را آفریده و به جز شما بشری را نیافریده است؟ آری به خدا سوگند! به طور حتم خداوند متعال هزار هزار جهان و هزار هزار آدم آفریده که تو در پایان این جهان ها و آن آدمیان هستی. »(الخصال؛ ج ۲؛ ص۶۵۲ ) پس بعد از قیامت نیز دوباره عالمی نو به پا می شود. بعد از آن عالم نیز عالمی دیگر و این سلسله تا بی نهایت ادامه خواهد یافت. همچنین، قبل از این عالم نیز عالمی دیگر بوده است؛ و قبل از آن نیز عالمی دیگر تا بی نهایت. امام باقر (علیه السلام) در تفسیر آیه: "أَ فَعَیِینا بِالْخَلْقِ الْأَوَّلِ بَلْ هُمْ فِی لَبْسٍ مِنْ خَلْقٍ جَدِیدٍ"، [20] به جابر بن یزید (یکی از اصحاب) چنین می گویند: "تأویل این آیه چنین است که وقتی این عالم و این خلقت فانی شود و اهل بهشت در بهشت و اهل آتش در آتش جای گیرند، خدای تعالی دست به خلقت عالمی غیر این عالم می زند و خلقتی جدید می آفریند، بدون این که مرد و زنی داشته باشند و تنها کارشان عبادت و توحید خدا است و برایشان سرزمینی خلق می کند، غیر از این زمین تا آن خلایق را بر دوش خود بکشد و آسمانی برایشان خلق می کند، غیر از این آسمان تا بر آنان سایه بگستراند. شاید تو خیال می کردی خدا تنها همین یک عالم را خلق کرده، و یا می پنداشتی که غیر از شما دیگر هیچ بشری نیافریده. به خدا سوگند هزار هزار عالم، و هزار هزار آدم آفریده که تو فعلاً در آخرین آن عوالم هستی و در دودمان آخرین آن آدم ها قرار داری". [فیض کاشانی، تفسیر الصافی، ج 5، ص 60، تهران، صدر، 1415ق. ). البته علامه طباطبائی (ره) پس از آن که این مطلب را نقل می کند این معنا را یکی از معانی ممکن برای این آیه عنوان می کند، نه این که تنها معنای آیه این باشد. [طباطبائی، محمد حسین، ترجمه، محمد باقر موسوی همدانی، ج 18، ص 534، انتشارات جامعه مدرسین، قم، 1374- ] « عَنْ أَبِی حَمْزَهَ الثُّمَالِیِّ قَالَ سَمِعْتُ عَلِیَّ بْنَ الْحُسَیْنِ علیهما السلام یَقُولُ: « إِنَّ اللَّهَ خَلَقَ مُحَمَّداً وَ عَلِیّاً وَ الطَّیِّبِینَ مِنْ نُورِ عَظَمَتِهِ وَ أَقَامَهُمْ أَشْبَاحاً قَبْلَ الْمَخْلُوقَاتِ ثُمَّ قَالَ أَ تَظُنُّ أَنَّ اللَّهَ لَمْ یَخْلُقْ خَلْقاً سِوَاکُمْ بَلَی وَ اللَّهِ لَقَدْ خَلَقَ اللَّهُ أَلْفَ أَلْفِ آدَمَ وَ أَلْفَ أَلْفِ عَالَمٍ وَ أَنْتَ وَ اللَّهِ فِی آخِرِ تِلْکَ الْعَوَالِمِ ( بحارالانوار، ج ۲۵، ص ۲۵ ) ابو حمزه ثمالی می گوید از عَلِیَّ بْنَ الْحُسَیْنِ - علیهما السّلام شنیدم که فرمود: «همانا خدا محمّد و علی و فرزندان پاکشان را از نور عظمت خود آفرید و آنان را پیش از مخلوقات، چون اشباحی قائم نمود؛ سپس فرمود: تو گمان داری خدا خلقی جز شما نیافریده؛ آری سوگند به خدا البته خدا هزار هزار آدم و هزار هزار عالم آفریده، و تو به خدا سوگند دنبال و آخر همۀاین عالمهایی. » امام صادق (علیه السلام) فرمودند: « لَقَدْ خَلَقَ اللَّهُ عَزَّ وَ جَلَّ فِی الْأَرْضِ مُنْذُ خَلَقَهَا سَبْعَهَ عَالَمِینَ لَیْسَ هُمْ مِنْ وُلْدِ آدَمَ خَلَقَهُمْ مِنْ أَدِیمِ الْأَرْضِ فَأَسْکَنَهُمْ فِیهَا وَاحِداً بَعْدَ وَاحِدٍ مَعَ عَالَمِهِ ثُمَّ خَلَقَ اللَّهُ عَزَّ وَ جَلَّ آدَمَ أَبَا الْبَشَرِ وَ خَلَقَ ذُرِّیَّتَهُ مِنْهُ وَ لَا وَ اللَّهِ مَا خَلَتِ الْجَنَّهُ مِنْ أَرْوَاحِ الْمُؤْمِنِینَ مُنْذُ خَلَقَهَا وَ لَا خَلَتِ النَّارُ مِنْ أَرْوَاحِ الْکُفَّارِ وَ الْعُصَاهِ مُنْذُ خَلَقَهَا عَزَّ وَ جَلَّ لَعَلَّکُمْ تَرَوْنَ أَنَّهُ إِذَا کَانَ یَوْمُ الْقِیَامَهِ وَ صَیَّرَ اللَّهُ أَبْدَانَ أَهْلِ الْجَنَّهِ مَعَ أَرْوَاحِهِمْ فِی الْجَنَّهِ وَ صَیَّرَ أَبْدَانَ أَهْلِ النَّارِ مَعَ أَرْوَاحِهِمْ فِی النَّارِ إِنَّ اللَّهَ تَبَارَکَ وَ تَعَالَی لَا یُعْبَدُ فِی بِلَادِهِ وَ لَا یَخْلُقُ خَلْقاً یَعْبُدُونَهُ وَ یُوَحِّدُونَهُ بَلَی وَ اللَّهِ لَیَخْلُقَنَّ اللَّهُ خَلْقاً مِنْ غَیْرِ فُحُولَهٍ وَ لَا إِنَاثٍ یَعْبُدُونَهُ وَ یُوَحِّدُونَهُ وَ یُعَظِّمُونَهُ وَ یَخْلُقُ لَهُمْ أَرْضاً تَحْمِلُهُمْ وَ سَمَاءً تُظِلُّهُمْ أَ لَیْسَ اللَّهُ عَزَّ وَ جَلَّ یَقُولُ یَوْمَ تُبَدَّلُ الْأَرْضُ غَیْرَ الْأَرْضِ وَ السَّماواتُ وَ قَالَ اللَّهُ عَزَّ وَ جَلَّ أَ فَعَیِینا بِالْخَلْقِ الْأَوَّلِ بَلْ هُمْ فِی لَبْسٍ مِنْ خَلْقٍ جَدِیدٍ ( بحار الانوار، ج ۵۴، ص ۳۱۹ و ۳۲۰ ) البته که خدای عز و جل از آنگاه که زمین را آفریده هفت عالمیان آفریده که از فرزندان آدم نیستند، آنان را از خاک روی زمین آفریده و در آن یکی را پس از دیگری در جهان خود جا داده، سپس خدای عز و جل آدم ابو البشر را آفرید و فرزندانش را از او آفرید. سوگند به خدا از روزی که خدا بهشت را آفریده از ارواح مؤمنان تهی نبوده، و دوزخ از آن زمان که آفریده شده از ارواح کفّار و گنهکاران خالی نبوده است. شاید شما در نظر آرید که چون روز رستاخیز شود، و خدا بدنهای بهشتیان را با ارواح آنها در بهشت درآورد، و بدنهای کافران را با ارواحشان در دوزخ، خدا تبارک و تعالی در بلادش پرستیده نشود، و خلقی نیافریند که او را بپرستند و یگانه اش دانند، و بزرگش شمارند؟ آری سوگند به خدا که البته خلقی آفریند بی نر و ماده که او را بپرستند و یگانه شناسند و بزرگ دارند، و بیافریند برایشان زمینی در زیر پا و آسمانی بالای سر. آیا نیست که خدا عز و جل می فرماید: «روزی که به جای زمین زمین دیگر آید و به جای آسمانها آسمانهای دیگر» (آیه ۴۸ ابراهیم) و خدای عزّ و جلّ فرموده: «آیا درماندیم در آفرینش نخست بلکه آنها هر روزه در پوششی از آفرینشی تازه اند»( آیه۱۵ق). » از این قبیل روایات که تنها چند مورد آن ذکر شد استفاده می شود که: ۱ عوالم فراوان و موجودات عاقل فراوانی قبل از عالم فعلی و بنی آدم وجود داشته اند. ۲ عوالم فراوان و موجودات عاقل فراوانی نیز بعد از بنی آدم خلق خواهند شد. ۳ موجودات قبل از آدم مثل انسان اهل عبادت بوده اند؛ موجودات بعدی نیزچنین خواهند بود. ۴ موجودات قبل از آدم قیامت و بهشت و جهنم داشته اند موجوداتی بعدی نیز چنین خواهند بود. ۵ قبل از آدم بر روی همین زمین فعلی هفت گونه موجود خداشناس و عاقل زندگی کرده و منقرض شده اند. لذا هزاران هزار موجود عاقل دیگر یا در کرات دیگر بوده اند یا در عوالمی قبل از عالم فعلی. ۶ حقیقت چهارده معصوم علیهم السلام عالم لاهوتی شان نه وجود جسمانی آنها نسبت به همۀموجودات، تقدم در خلقت داشته و اشرف از همه هستند ( در کتاب سرچشمه حیات و سایر نوشته ها و کتا بهایم مشروحا در این مورد بحث کرده ام ). از برخی روایات دیگر استفاده می شود که همۀانبیا و اوصیا ظهورات مختلف حقیقت انسان کاملند و در عالم ما چهارده معصوم علیهم السلام کاملترین ظهور آن حقیقتند. ( چون اینها اول ما خلق الله هستند). لذا این احتمال وجود دارد که آن حقیقت - نوری در عالمها و آدمهای سابق و لاحق نیز ظهور داشته باشد. عرفا نیز بر این عقیده اند که واقع امر چنین است و حقیقت محمدیّه در هر عصر و دوره ای ظهور داشته و دارد و خواهد داشت و هیچگاه عالم خالی از انسان کامل نیست. بنابراین، این جهان با تمام آسمان و زمینش پس از قیامت برچیده می شود و جهانی نیز دوباره آفریده می شود که، خصوصیات دیگری خواهد داشت و تصور آن برای ما غیر ممکن است. البته در این روایات احتمالاً تعبیر الف الف(هزار هزار) به عنوان یک عدد مشخص نیست بلکه کنایه از کثرت است، کما اینکه در زبان فارسی نیز هزاران هزار به معنی خیلی خیلی زیاد به کار می رود. همچنین از ظاهر این روایات چنین به نظر می رسد که این عوالم در عرض هم نبوده بلکه یکی بعد از قیامت دیگری خلق شده اند. به عبارتی هر عالمی از مادّه عالم قبل از حود پدید آمده است.

 

در صورتی که قصد ثبت سوال دارید، می توانید از طریق صفحه جستجو اقدام به ثبت سوال نمایید. در غیر اینصورت با استفاده از فرم زیر نظر خود را برای ما ارسال نمایید.