ناسخ و منسوخ در قران ۱۳۹۱/۸/۷ - ۱۶ بازدید

اولا ; آنچه را خداوند بزرگ خلق یا تشریع مى کند داراى مصلحت و کمال است . ثـانـیا ; جهان مادى به دلیل محدودیت آن , که از مادى بودنش حاصل شده , قابلیت دریافت همه کـمـالات و مـصالح را به صورت یک جا و در یک زمان واحد ندارد بلکه پیدایش مصالح و کمالات گوناگون نیازمند اسباب و شرایط گوناگون است . با توجه به این دو نکته باید گفت که خداوند منان با علم و حکمت مطلق خود موجوداتى را خلق یا احکامى را تشریع مى کند که با توجه به زمان و مکان آنها داراى مصلحت و کمال مناسب اند اما گاه بـه دلـیل همان محدودیت و قابلیت کم , مدت و زمانى که براى آنهادر نظر گرفته شده از همان ابتدا محدود و مقید به شرایط خاص بوده است .
اولا ; آنچه را خداوند بزرگ خلق یا تشریع مى کند داراى مصلحت و کمال است . ثـانـیا ; جهان مادى به دلیل محدودیت آن , که از مادى بودنش حاصل شده , قابلیت دریافت همه کـمـالات و مـصالح را به صورت یک جا و در یک زمان واحد ندارد بلکه پیدایش مصالح و کمالات گوناگون نیازمند اسباب و شرایط گوناگون است . با توجه به این دو نکته باید گفت که خداوند منان با علم و حکمت مطلق خود موجوداتى را خلق یا احکامى را تشریع مى کند که با توجه به زمان و مکان آنها داراى مصلحت و کمال مناسب اند اما گاه بـه دلـیل همان محدودیت و قابلیت کم , مدت و زمانى که براى آنهادر نظر گرفته شده از همان ابتدا محدود و مقید به شرایط خاص بوده است . پـس از آن زمـان بـا پـیـدایـش شرایط جدید زمینه براى خلق یا جعل احکام جدید مساعد گشته ,خداوند بزرگ اشیاء یا احکام جدیدى را خلق یا جعل مى فرماید . الـبـتـه ایـن اشیا یااحکام جدید نیز داراى همه مصالح و کمالات اشیاء یا احکام منسوخ ‌اند و چیزى از آنها کم ندارند . تفسیر المیزان ج ۱، طباطبائى - سید محمد حسین
مـى دانـیـم نـیـازهاى انسان گاه با تغییر زمان و شرایط محیط دگرگون مى شود و گاه ثابت و بـرقـرار است یک روز برنامه اى ضامن سعادت اوست ولى روز دیگر ممکن است بر اثردگرگونى شـرائط هـمـان برنامه سنگ راه او باشد البته نباید فراموش کرد که اصول احکام الهى که پایه هاى اسـاسـى را تـشکیل مى هد در همه جا یکسان است هرگز اصل توحیدیا عدالت اجتماعى و صدها حکم مانند آن دگرگون نمى شود , تغییر در مسائل کوچکترو دست دوم است . تفسیر نمونه ج ۱ ص ۳۹۰، مکارم شیرازى - ناصر و دیگران
J}در اینکه آیا اصلاً در قران نسخ وجود دارد یا نه تردیدهایى وجود دارد. برخى از مفسران، اصولیون و دانشمندان علوم قرآنى، آنچه را که به عنوان نسخ در قرآن خوانده شده گونه هایى از تخصیص مى دانند. لیکن با فرض وجود نسخ، فلسفه هایى براى آن نقل شده است، از جمله مسأله اختیار و آزمایش. البته باید در نظر داشت که آزمایش و امتحان الهى به معناى روشن شدن چیزى براى خداوند نیست، بلکه آزمایشات الهى در مواردى خود نقش سازنده و تربیتى دارند، و در مواردى نیز ماهیت و ویژگى هاى اشخاص را بر خودشان و یا بر دیگران روشن مى سازند. به عنوان نمونهآیه مربوط به پرداخت صدقه براى نجوى کردن با پیامبر است. چنانچه در تاریخ ذکر شده، پس از نزول این آیه تا نسخ آن، هیچکس جز حضرت على(ع) به پرداخت صدقه اقدام نکرد. به طورى که مشاهده مى شود این آیه کمال ایمان حضرت على(ع)، و نقص ایمان دیگران را برملا مى کند و افضلیت آن حضرت بر دیگران را نمایان مى سازد. براى آگاهى بیشتر ر . ک: بیان، آیت اللّه سید ابوالقاسم خویى.{J
آیا مى شود آیه اى آیه دیگر را نسخ کند یا خیر؟ بلى، مى شود آیه اى حکم آیه دیگر را نسخ کند. در آیه ۱۰۶ سوره «بقره» خداوند مى فرماید: هر آیه اى را که ما نسخ کنیم یا آن را به تأخیر اندازیم، بهتر از آن یا همانند آن را مى آوریم. آیه یاد شده دلالت بر امکان وقوع نسخ در آیات الهى دارد. مرحوم علامه طباطبایى در تفسیر این آیه مى فرماید: روایات فراوان از شیعه و سنى داریم که بعضى از آیات قرآن ناسخ اند و بعضى منسوخ. براى آگاهى بیشتر ر.ک: اصول کافى، تفسیر برهان، نورالثقلین، در ذیل آیه ۷ سوره آل عمران. از نظر عقلى هم مانعى ندارد که حکمى نازل شود و بعد بنا به مصالحى آن حکم عوض گردد. از باب نمونه آیات نجوا (آیات ۱۲ و ۱۳، سوره مجادله) که خداوند نهى مى کند مسلمانان را از این که در گوشى با پیامبر(ص) صحبت کنند؛ مگر این که قبل از آن صدقه بدهند، هیچ کس به این آیه عمل نمى کند مگر امیرالمؤمنین(ع). بعد آیه نازل مى شود که مى توانید با پیامبر(ص) نجوا کنید و نیازى به دادن صدقه نیست. بیشتر مفسران آیه اول را منسوخ مى دانندو آیه دوم را ناسخ آن. مواردى هم هست که دستور پیامبر(ص) به وسیله آیه قرآن نسخ شده است؛ مثلاً آن حضرت و مسلمانان مأمور به نماز خواندن به طرف بیت المقدس بودند. مدتى بعد آیه نازل شد که به طرف بیت المقدس نماز نخوانید و به سوى کعبه رو کنید. براى آگاهى بیشتر ر.ک: آیات ۱۴۲ تا ۱۴۵ سوره بقره. خلاصه در اصل نسخ شدن احکام خداوند بنا به مصلحت زمان و اشخاص و یا مصالح دیگر، جاى سخن و تردید نیست. چیزى که هست این که بسیارى از آیات هستند که عده اى مدعى نسخ آن شده اند؛ در حالى که این چنین نیست و هر آیه حکم خاصى را بیان مى کند و مدعیان نسخ چون نتوانسته اند هر آیه را در جایگاه خودش معنا کنند، بین دو آیه تنافى دیده و حکم به نسخ کرده اند.
اولا درمورد نسخ ، به تعبیر علامه طباطبایى نسخ ؛ یعنى: «آشکار ساختن انتهاى مدت و زمان حکم و پایان عمل به آن».

در این به نظر می رسد توجه به حکمت، مسئله مورد نظر شما را روشن کند:

حکمت نسخ، به شیوه وضع احکام و نزول قرآن بر مى گردد. حکمت اساسى تدریج در تشریع و نزول آیات، تعلیم و تربیت مخاطبان بوده است. خداى متعال براى تثبیت معارف و نظام هاى ارزشى جاودانه اسلام، شرایط عینى و واقعیت هاى خارجى معرفتى و توان علمى و عملى مخاطبان را در نظر گرفته است. بنابر مصالح مورد نظر، احکام الهى همه یکسان و یکنواخت نیست. برخى احکام به حسب شرایط و موقعیت اجتماعى عصر نزول، داراى مصلحت موقت بوده و در نتیجه حکم خاص آن موارد از همان آغاز نیز در نزد خداوند، قلمروى محدود داشت؛ ولى بنا بر حکمت هایى از مردم پوشیده داشته شده است محمد باقر سعیدى روشن، علوم قرآن، ص ۳۰۴..

تعداد آیات نسخ

برخى در این باره نظر افراطى داشته و آیات زیادى را منسوخ دانسته اند: اما با ضابطه مند شدن تعریف نسخ و شرایط آن از سوى قرآن شناسان، دایره نسخ محدود گردیده است و تعداد آن از نظر بیشتر محققان از ده آیه تجاوز نمى کند. آیاتى که تقریباً بر نسخ آنها اتفاق شده عبارت است از: آیه نجوا، آیه جزاى فاحشه، آیه توارث از طریق ایمان (انفال ۸ آیه ۷۲) و...حسین جوان آراسته، درسنامه علوم قرآنى، ص ۴۲۹. .
J} اما در اینکه آیا اصلاً در قران نسخ وجود دارد یا نه تردیدهایى وجود دارد. برخى از مفسران، اصولیون و دانشمندان علوم قرآنى، آنچه را که به عنوان نسخ در قرآن خوانده شده گونه هایى از تخصیص مى دانند. لیکن با فرض وجود نسخ،فلسفه هایى براى آن نقل شده است، از جمله مسأله اختیار و آزمایش. البته باید در نظر داشت که آزمایش و امتحان الهى به معناى روشن شدن چیزى براى خداوند نیست، بلکه آزمایشات الهى در مواردى خود نقش سازنده و تربیتى دارند، و در مواردى نیز ماهیت و ویژگى هاى اشخاص را بر خودشان و یا بر دیگران روشن مى سازند. به عنوان نمونه آیه مربوط به پرداخت صدقه براى نجوى کردن با پیامبر است. چنانچه در تاریخ ذکر شده، پس از نزول این آیه تا نسخ آن، هیچکس جز حضرت على(ع) به پرداخت صدقه اقدام نکرد. به طورى که مشاهده مى شود این آیه کمال ایمان حضرت على(ع)، و نقص ایمان دیگران را برملا مى کند و افضلیت آن حضرت بر دیگران را نمایان مى سازد. براى آگاهى بیشتر ر . ک: بیان، آیت اللّه سید ابوالقاسم خویى.{J (لوح فشرده پرسمان، اداره مشاوره نهاد نمایندگی مقام معظم رهبری در دانشگاه ها، کد: ۱/۱۰۰۱۰۹۰۱۵)

ممکن است این مطالب هم برای شما مفید باشد:

نظرات

 

در صورتی که قصد ثبت سوال دارید، می توانید از طریق این صفحه اقدام به ثبت سوال نمایید. در غیر اینصورت با استفاده از فرم زیر نظر خود را برای ما ارسال نمایید.