نام امام علی(علیه السلام) در قرآن ۱۳۹۴/۱۱/۱۹ - ۱۲۲۰ بازدید

اگر نام امام علی(علیه السلام) در قرآن می آمد، امت اسلام دچار اختلاف نمی شد؟ راز نیامدن صریح اسم امام علی(علیه السلام) و اهل بیت ایشان چیست؟

صراحت آیات قرآن، تضمین گر عدم اختلاف امت نیست و تاریخ گواه صادقی بر اختلافات و نافرمانی ها در عصر رسالت نبی اعظم(صلی الله علیه و آله و سلم) است با وجودی که قرآن بر اطاعت محض از پیامبر(صلی الله علیه و آله و سلم) اصرار داشت؛ فرار پس از نبرد احد و حنین، سرپیچی از حضور در سپاه اسامه نمونه ای از تمرّد صحابه تلقی می شود. این اختلاف از انبیاء در امت های پیشین با وجود صراحت پیام های الهی نیز وجود داشت. واکنش امت موسی در غیبت ده روزه پیامبر و گوساله پرستی ایشان و تلاش برای کشتن هارون یک نمونه آشکار از نافرمانی یک امت است.[ اعراف، آیه142؛ بقرة، آیه51؛ اعراف، آیه150.] همچنین قومی از بنی‌إسرائیل از پیامبرشان خواستند تا برای آنان فرمان روایی مبعوث کند و پیامبرشان به آنها گفت: «خداوند طالوت را برای زمام داری شما مبعوث کرده است».[ بقره، آیات 246و247.] ولی قوم او به بهانه فقیر بودنش با او مخالفت کردند.اما در پاسخ به چرایی نیامدن نام امام علی(علیه السلام) در قرآن، چهار نکته محوری ذیل تبیین می گردد:

1. تأکید قرآن بر معرفی شخصیت نه شخص

شیوه قرآن مجید درباره معصومان(علیهم السلام) ذکر اوصاف خاص آنان بوده است بدون آن که از نام آنان یاد می کند به عبارتی، قرآن به جای معرفی شخص، به «شخصیت» ممتاز و برجستگی های آنان می پردازد، مصداق بسیاری از آیات قرآن منحصر در علی(علیه السلام) و اهل بیت(علیهم السلام) است؛ به آیات ذیل بنگرید:
الف. (((إِنَّمَا وَلِیُّکُمُ اللّهُ وَرَسُولُهُ وَالَّذِینَ آمَنُواْ الَّذِینَ یُقِیمُونَ الصَّلاَةَ وَ یُؤْتُونَ الزَّکَاةَ وَهُمْ رَاکِعُونَ)))[ مائده، آیه 55.]؛
شأن نزول این آیه در تمام تفاسیر معتبر شیعه و سنی، اختصاصاً در رابطه با حضرت علی(علیه السلام) می باشد[ طبری، تفسیر الطبری 4/628- 629 ح 12215- 12219، جصاص، أحکام القرآن، 2/625- 626، خطیب بغدادی، المتّفق و المفترق، 1/258 ح 106، واحدی، أسباب النزول، 110- 111، ابن مغازلی، مناقب الإمام علیّ(علیه السلام)، 260- 261 ح 354- 357، حسکانی، شواهد التنزیل 1/161- 184 ح 216- 240، تفسیر البغوی 2/38، زمخشری، الکشّاف 1/624، تفسیر القرطبی 6/143- 144، خوارزمی، مناقب الإمام علیّ(علیه السلام)، 264 ح 246، تفسیر الفخر الرازی 12/28، سیوطی الدرّ المنثور 3/105؛ مجمع البیان فی تفسیر القرآن، ج 3، ص 325؛ المیزان، ج6، ص16.] و متکلمان بزرگ اهل سنت همچون ایجی و تفتازانی، ادعا کرده اند که مفسران بر این شأن نزول اجماع و اتفاق دارند[ تفتازانی، شرح المقاصد 5/270؛ جرجانی، ایجی، شرح المواقف، ج 8، ص360؛ قوشچی، شرح تجرید الاعتقاد، 476.].
ب. (((وَیُطْعِمُونَ الطَّعَامَ عَلَى حُبِّهِ مِسْکِینًا وَیَتِیمًا وَأَسِیرًا)))[ انسان، آیه 9.]؛
مفسران بزرگ شیعه و سنی آورده اند که این آیه در شأن امیرالمؤمنین(علیه السلام) و خانواده ایشان است؛ حضرت علی و فاطمه(علیهما السلام) برای بهبودی حسن و حسین(علیهما السلام) نذر کردند تا سه روز روزه بگیرند، آنان به وقت افطار در سه شب متوالی، افطار خود را به مسکین، یتیم و اسیر دادند. و در شأن آنان سوره «هل اتی» نازل شد.[ تفسیر الحبری: 326 ح 69، العقد الفرید 4/77، تفسیر الثعلبی 10/99- 101، أسباب النزول، 247؛ شواهد التنزیل 2/299- 310 ح 1042- 1061، مناقب الإمام علیّ(علیه السلام)، للخوارزمی، ص267 ح 250، تفسیر الفخر الرازی 30/244- 245، أسد الغابة 6/236- 237 رقم 7202، مطالب السؤول: 127، تذکرة الخواصّ: 281، کفایة الطالب: 345- 348.]
ج. (((إِنَّمَا یُرِیدُ اللَّهُ لِیُذْهِبَ عَنکُمُ الرِّجْسَ أَهْلَ الْبَیْتِ وَیُطَهِّرَکُمْ تَطْهِیرًا)))[ احزاب، آیه 33.]؛
در خصوص این آیه مقالات و کتاب های متعددی نگاشته شده و در اینکه شامل حضرت علی، فاطمه، حسن و حسین(علیهم السلام) است، نزد شیعه و سنی هیچ اختلافی نیست، تنها اختلاف در شمول آن نسبت به همسران پیامبر(صلی الله علیه و آله و سلم) است که با ادله متعددی علمای شیعه شمول آن را نسبت به همسران پیامبر(صلی الله علیه و آله و سلم) رد کرده اند[ ر.ک: مظفر، دلائل الصدق لنهج الحق، ج 4، ص 351.].
با درنگ در سه آیه فوق، شخصیت محور توجه و ترسیم است؛ در آیه اول تلفیق دو عبادت بزرگ با یکدیگر همراه با اوج اخلاص و خدادوستی نمایان شده است. در آیه دوم اوج ایثار در شدت نیاز و در آیه سوم طهارت مطلق از هر کژی و کاستی و عیب و گناه برجسته شده است.
معرفی شخصیت، معرفی الگوها است و در نتیجه جامعه را به جای گرایش های تعصب آمیز جاهلانه و گاه پیروی کورکورانه، به سمت تعقل ژرف اندیشی و توجه به ملاک ها، فضایل و امتیازهای واقعی سوق می دهد. همچنین معرفی شخصیت، زمینه ساز پذیرش معقول است، در حالی که معرفی شخص، در مواردی موجب دافعه می شود. این روش به ویژه در شرایطی که شخص از جهاتی تحت تأثیر تبلیغات سوء قرار گرفته باشد یا جامعه به هر دلیلی آمادگی پذیرش وی را نداشته باشد، بهترین روش است. این مسئله دقیقاً در مورد امیرالمؤمنین(علیه السلام) و اهل بیت(علیهم السلام) وجود داشته است. واقعیت آن است به استثنای اندکی از مؤمنان برجسته، اکثریت جامعه صدر اسلام نسبت به اهل بیت(علیهم السلام) به ویژه امیرالمؤمنین(علیه السلام) پذیرش نداشتند و پیامبر(صلی الله علیه و آله و سلم) نیز در مقاطع مختلف با دشواری های زیادی آن حضرت را مطرح می ساختند و در هر مورد با نوعی واکنش منفی و مقاومت روبه رو می شدند، زیرا بسیاری از آنان کسانی بودند که تا چند صباحی قبل در صف معارضان اسلام قرار داشتند و خود رویارویی با شمشیر علی(علیه السلام) را دیده و از همان جا کینه وی را به دل گرفته بودند. حاکم بودن پاره ای از تفکرات و سنن غلط جاهلی بر اندیشه مردم نیز باید مورد توجه قرار گیرد؛ آن که پذیرش حاکم جوان و یا انتساب خلیفه ای که از خویشاوندان نزدیک پیامبر(صلی الله علیه و آله و سلم) است بهانه ای برای مخالفت می توانست تلقی شود.

2. لزوم تبیین قرآن توسط مقام رسالت

خداوند تفسیر امور دینی و تبیین آموزه های قرآنی را به پیامبر(صلی الله علیه و آله و سلم) واگذار کرده است؛ به برخی از احکام تشریعی پیامبر(صلی الله علیه و آله و سلم) بنگرید؛ آیا اثری از تعداد رکعات نماز در قرآن می یابید و یا اشاره ای درباره تعداد دورهای طواف در آن می یابید بدیهی است خداوند تبیین این نوع احکام را به عهده پیامبر(صلی الله علیه و آله و سلم) سپرده است، قرآن تبیین امر امامت را نیز به پیامبر خویش واگذار کرده است[ مطهری، مجموعه آثار، ج4، ص 904.].
این پاسخ در روایت امام باقر(صلی الله علیه و آله و سلم) درباره علت عدم ذکر نام امیرمؤمنان(علیه السلام) در قرآن اشاره شده است؛ ابوبصیر به امام باقر(علیه السلام) می گوید: مردم می گویند؛ چه چیزی باعث شده تا خدای تعالی اسم علی(علیه السلام) و اهل بیت را صریح و روشن در قرآن بیان نکند.
امام در پاسخ فرمود:
«قُولُوا لَهُمْ: إِنَّ اللَّهَ أَنْزَلَ عَلَی رَسُولِهِ الصَّلَاةَ وَ لَمْ یسَمِّ ثَلَاثاً وَ لَا أَرْبَعاً- حَتَّی کانَ رَسُولُ اللَّهِ هُوَ الَّذِی فَسَّرَ ذَلِک، وَ أَنْزَلَ الْحَجَّ فَلَمْ ینْزِلْ: طُوفُوا سَبْعاً حَتَّی فَسَّرَ ذَلِک لَهُمْ رَسُولُ اللَّه»[ شواهد التنزبل، ج1، ص 191؛ تفسیر العیاشی، ج1، ص 249.]؛ «به مردم بگویید، خدای سبحان امر به نماز فرمود امّا بیان تعداد رکعت ها که سه رکعت باشد یا چهار رکعت به اختیار رسول خدا(صلی الله علیه و آله و سلم) بود. خدای تعالی امر به مناسک حج فرمود، امّا تفسیر و بیان تعداد اشواط به اختیار پیامبر(صلی الله علیه و آله و سلم) گذاشته شد».

3. پیشگیری از شکستن حرمت کلام الهی

امیرمؤمنان(علیه السلام) مخالفانی سخت و پر کینه داشت که تمام تلاش خود را برای تصدی خلافت و جلوگیری از عهده دار شدن آن از سوی امیرمؤمنان(علیه السلام) ایفا می کردند و برای دست یابی به قدرت، حتی حاضر به مقابله با پیامبر(صلی الله علیه و آله و سلم) شدند که نمونه صریح آن ماجرای ایستادگی خلیفه دوم برای جلوگیری از نوشتن وصیت پیامبر(صلی الله علیه و آله و سلم) بود به گونه ای که حاضر شد رسول گرامی اسلام(صلی الله علیه و آله و سلم) را به هذیان گویی متهم کند[ صحیح بخاری، کتاب العلم، ص 36، حدیث 114؛ الطبقات الکبری، ج2، ص 187.]. با توجه به چنین جوّ حاکمی در صدر اسلام، احتمال آن بود آنان به توجیه آیه یا آیاتی از قرآن[ استاد علامه مطهری در این بار می نویسد: «پیغمبر اکرم یا خدای تبارک و تعالی نمی خواست در این مسئله ای که بالأخره هوا و هوس ها دخالت می کند، مطلبی به این صورت طرح شود گو این که [صورت طرح شده را هم ] اینها آمدند به صورت توجیه و اجتهاد و این حرفها گفتند که نه، مقصود پیغمبر چنین و چنان بوده است، یعنی اگر آیه ای هم به طور صریح [در این خصوص وجود داشت، باز آن را توجیه می کردند]. پیغمبر(صلی الله علیه و آله و سلم) در گفتار خودش به طور صریح گفت: «هذا علی مولاه». دیگر از این صریح تر چه می خواهید؟!» مجموعه آثار استاد شهید مطهری، ج 4، ص 906.] و حتی حذف آن نیز دست بزنند ازاین رو خداوند برای صیانت قرآن و پیشگیری از شکستن حرمت کلام الهی، به جای ذکر نام علی(علیه السلام) در آن، به اوصاف و شخصیت اشاره می کند.
علامه طباطبایی بر این نظر معتقد بود که اگر خداوند نام علی(علیه السلام) را صریحاً مانند نام محمّد در قرآن می آورد، به آسانی آن را از قرآن برمی داشتند، ازاین رو خداوند «حِفْظاً لِکتابه العظیم؛ برای محافظت از قرآن» نام علی(علیه السلام) را در آنجا ذکر نفرمود[ امام شناسی، علامه حسینی طهرانی، ج13، ص 159.].

4. صیانت از اهل بیت(علیهم السلام)

وجود نام علی(علیه السلام) و ائمه پس از او در قرآن، شدت عمل و افزایش خشونت برای از بین بردن آنان، از سوی جریان قدرت طلب و غاصب خلافت را محتمل می ساخت؛ نکته ای که در نگاه آیت الله سبحانی این گونه بیان شده است:
«چه بسا ذکر نام ائمه سبب می‌شد که آزمندان حکومت و ریاست به نسل‌کشی بپردازند، آنها برای اینکه از تولد آن امامان جلوگیری کنند، هیچ بعید نبود؛ همچنان که درباره حضرت موسی(علیه السلام) رخ داد به نسل کشی اهل بیت دست بزنند. لذا درباره حضرت مهدی(عج) هم که در احادیث تأکید به نسب و خاندان ایشان شده بود، می بینیم حساسیت‌های فراوانی پدید آوردند و خانه حضرت عسکری(علیه السلام) مدت‌ها تحت‌ نظر و مراقبت بود تا فرزندی از او به دنیا نیاید و در صورت تولد، هر چه زودتر به حیات او خاتمه دهند»[ ر.ک: افق حوزه، 3/5/86.].

ممکن است این مطالب هم برای شما مفید باشد:

نظرات

 

در صورتی که قصد ثبت سوال دارید، می توانید از طریق صفحه جستجو اقدام به ثبت سوال نمایید. در غیر اینصورت با استفاده از فرم زیر نظر خود را برای ما ارسال نمایید.