نبش قبر شیخ صدوق ۱۳۸۶/۸/۵ - ۴۲ بازدید

به طور دقیق و مستند ماجرای نبش قبر «شیخ صدوق» و سالم بودن جسد پاک ایشان را بعد از ۱۰۰۰ سال بنویسید.
در اثر ارتباط روح با بدن و تأثیر طهارت روح و درجه تقوی در بدنی که حکم لباس برای روح دارد بعضی از بدن هایی که در میان قبر است، تر و تازه می مانند. نپوسیدن بدن پیامبران و ائمه طاهرین(ع) و اولیای خدا و بعضی از اخیار و ابرار در قبر در اثر همین ارتباط موضوعی است که در بعضی از روایات به آن اشاره شده است.
در بعضی از مقابری که به صورت سرداب حفر شده و جنازه ها را در آن سرداب پهلوی یکدیگر قرار می دهند دیده شده است که جنازه بعضی از علما پس از گذشت نیم قرن تازه است.مانند جنازه شیخ صدوق محمدبن علی بن حسین بن موسی بن بابویه قمی، که از اعاظم علمای اسلام و کم نظیر و شاید در فنون خود بی نظیر باشد و بسیاری از علماء او را بر شیخ کلینی از نقطه نظر احاطه و دقت مقدم می دارند؛ از فحول علماء و صاحب کتاب «من لایحضره الفقیه» یکی از کتب اربعه شیعه و قریب به سیصد جلد کتاب دیگر است.
در سنه ۳۸۱ هجریه قمریه رحلت می کند و در ری مدفون می گردد.
این مرد مقداری از عمر خود را در زمان غیبت صغری گذرانیده است و به دعای امام زمان(عج) به دنیا آمده است؛ چون پدرش فرزند نداشت تقاضای فرزند کرد و حضرت امام زمان(عج) به او وعده دو پسر دادند یکی محمد که بزرگتر بود و دیگری حسین، و هر دوی آنها از علماء و اخیار و ابرار بودند بالأخص محمد که امتیاز داشت.
این عالم جلیل همین ابن بابویه ای است که در جنوب طهران در راه حضرت عبدالعظیم حسنی(ع) مدفون است و پس از حضرت عبدالعظیم و امامزاده حمزه، طهرانی ها در پناه او به سر می برند.
سابقا یک بقعه مختصر و متروکی داشته است، و در زمان فتحعلی شاه قاجار که باران شدت پیدا می کند در قبر ایشان شکافی پدیدار می شود و افرادی که برای تعمیر می روند، می بینند که یک سردابی است و و یک آدم خوابیده است و بدن سالم به تمام معنی.
خبر را به تهران می آورند و به گوش فتحعلی شاه می رسد و او با جماعتی از علماء و اعیان حرکت می کند به سمت ابن بابویه، و شاه می خواهد خودش برود داخل سرداب و جنازه صدوق را ببیند بزرگان مانع می شوند و می گویند: شما نروید دیگران بروند و برای شما خبر بیاورند.
فتحعلی شاه خودش وارد نمی شود، یکی پس از دیگری علماء و اعیان داخل می شوند و خبر می آورند و اخبار همه متفقا این بود که یک آقایی خوابیده است، کفن شده بوده است ولی کفنش ریخته و بدنش عریان عریان، فقط در روی عورت او به شکل ساتری عنکبوت تار تنیده است. و روی کفن ریخته شده و پودر شده، یک چیزی است مثل طناب پیچیده دور بدنش و گویا از همان ریسمان هایی است که دور کفن روی بدن می پیچیده اند.
این بدن بلند قامت و بسیار خوش هیکل و زیباست، محاسنش حنایی است و دستهایش حنایی و کف پایش حنایی است و به ناخنش زردی رنگ حنا موجود است.
این واقعه در سنه ۲۳۸ هجری قمری اتفاق افتاده است یعنی ۱۱۵۸ سال قبل، چون اکنون در ماه رمضان سنه ۱۳۹۶ هجری میباشیم. فتحعلی شاه دستور می دهد آن سوراخ را بگیرند، و این قبه و بارگاه فعلی را بر مزار او بنا می کند.
این مطلب را ما در اینجا از «روضات الجنات» خوانساری و «تنقیح المقال» مامقانی و «قصص العلمآء» تنکابنی و «فؤاید الرضویه» قمی نقل کردیم.
آقا سید محمد باقر خونساری در «روضات» می نویسد: بعضی از افرادی که خودشان در معیت فتحلی شاه رفته بودند، به اصفهان آمده و برای بعضی از اساتید ما قضیه را شرح دادند. و شیخ عبدالله مامقانی در «تنقیح» می نویسد: مرحوم آقا سید ابراهیم لواسانی که ساکن طهران بود و خودش داستان را عیانا مشاهده نموده بود، در چهل سال پیش برای من نقل کرد که من خودم دیده ام. و مامقانی می گوید: این قضیه در نزد من جای تردید نیست.
از زمان شیخ صدوق تا حال ۱۰۱۵ سال است و تا زمان کشف این واقعه ۸۵۷ سال می گذرد.

ممکن است این مطالب هم برای شما مفید باشد:

نظرات

 

در صورتی که قصد ثبت سوال دارید، می توانید از طریق این صفحه اقدام به ثبت سوال نمایید. در غیر اینصورت با استفاده از فرم زیر نظر خود را برای ما ارسال نمایید.