نبوت حضرت عیسی علیه السلام و طفولیت ۱۳۸۶/۱۲/۱۷ - ۱۰۰۶ بازدید

در مورد حضرت عیسی(ع) چه شایستگی را نشان داده بودند که در بدو تولد نبوت به ایشان واگذار شد؟

در این باره توجه به چند نکته لازم است:1. منظور از این که حضرت عیسی(ع) چه شایستگی را نشان داده بود، چیست؟ به نظر می رسد در این سوال چند پیش فرض وجود دارد که هر یک جداگانه شایان بررس است. این پیش فرض ها عبارتند از:1-1 حضرت عیسی(ع) در بدو تولد پیامبر شد.1-2 پیامبری وابسته به شایستگی های شخصی پیامبر است.
1-3 شایستگی های پیامبری باید قبل از نبوت بالفعل تحقق یافته باشد.
1-4 تحقق بالفعل شایستگی ها وابسته به کنش اختیاری شخص است.
1-5 کنش های اختیاری صلاحیت آفرین برای نبوت در طول زمان و همراه با رشد تدریجی و احیانا بلوغ جسمی، روانی، فکری و شخصیتی فرد به طور طبیعی فعلیت می یابد.
بنابراین اگر بندهای 1-2 و 1-5 مطلقا صادق باشند بند 1-1 ناراست می نماید و اگر بند 1-1 راست آید پس باید حداقل در یکی از بندهای بعدی تردیدد کرد.
بررسی 1. در مورد بند اول باید گفت با صراحت آیه قرآن در مورد عیسی(ع) و نیز در مورد یحیی(و اتیناه الحکم صبیا) مسأله صدق قطعی و تردیدناپذیر دارد.2. بند دوم نیز صادق است اگر چه تمام حقیقت نیست. به عبارت دیگر صلاحیت های شخص پیامبر امر قطعی است و حکمت خداوند منصب نبوت، رسالت و یا امامت را هرگز برای افراد غیر ذی صلاح برنمی تابد؛ لیکن صلاحیت های شخصی یک طرف قضیه است و جانب دیگر آن عنایتها و الطاف ویژه ای است که البته همه آنها بر اساس حکمت و در نهایت دقت و اتقان و استحکام عطا می شود.3. بند سوم کلیت ندارد و محل تفصیل است. به عبارت دیگر شایستگی های پیامبری دو دسته اند:3-1. شایستگی هایی که از بدو نبوت باید محقق باشند هر چند به نحو غیراختیاری مانند پیراستگی از هر گونه گناه و آلودگی، پیش از پیدایش زمینه های اختیاری آن و یا طهارت مولد و ... .3-1. شایستگی هایی که همواره باید با نبوت حفظ شوند همچون پیراستگی اختیاری و از گناه و پلیدی ها.4. از آنچه در بند 3 گذشت روشن می شود که بند 4 هم کلیت ندارد و پاره ای از شایستگی های نبوت اختیاری و برخی غیراختیاری است.5. بند پنجم نیز کلیت ندارد و تنها موارد عادی و جاری طبیعی را شامل می شود و شامل معجزه و خوارق عادات نمی شود.از آنچه گذشت نتیجه می گیریم که لازم نیست حضرت عیسی(ع) در بدو تولد دارای شایستگی های بالفعل مسبوق به کنش اختیاری و قابل درک ما باشد. بلکه طهارت لازم و علم خدا به پاکی مطلق او در آینده و فیض و عنایت حکیمانه الهی برای اعطای نبوت و کتاب به او کافی است.
از طرف دیگر قرآن کریم تکلم حضرت عیسى(ع) در گهواره را نشانه و معجزه مى خواند؛ معجزه اى که ضمن اثبات نبوت حضرت عیسى(ع) بر پاکى مادرش حضرت مریم و برائت وى از تهمت هاى نارواى بنى اسرائیل دلالت دارد.1 بر اساس روایات اهل بیت(ع)، این معجزه و تکلم در همان روزهاى نخستین تولد - هنگامى که حضرت مریم با نوزادش میان قوم خود بازگشت - تحقق یافت و پس از آن، حضرت عیسى دیگر سخن نگفت تا زمانى که سایر نوزادان به سخن مى آیند. مرحوم طبرسى، در تفسیر مجمع البیان ذیل آیات مربوط به تکلم حضرت عیسى در گهواره، مى گوید: «و لمّا کلمهم عیسى بهذا علموا براءة مریم ثم سکت عیسى(ع) فلم یتکلم بعد ذلک حتى بلغ المدة التى یتکلّم فیها الصبیان؛ و چون حضرت عیسى با این کلمات در گهواره سخن گفت، بنى اسرائیل به برائت و پاکى حضرت مریم پى بردند. پس از آن حضرت عیسى دیگر سخن نگفت تا به دورانى رسید که نوع کودکان در آن دوران سخن مى گویند2.» در روایتى از امام باقر(ع) آمده است: «.. پس از این معجزه، حضرت عیسى سخن نگفت تا دو سال شد و در مدت این دو سال حضرت زکریّا حجّت خداوند بر مردم بود3». پى نوشت: 1. مریم(19): 23 - 27. 2. مجمع البیان، ج 6، ص 973. 3. بحارالانوار، ج 14، ص 255، ح 51.

ممکن است این مطالب هم برای شما مفید باشد:

نظرات

 

در صورتی که قصد ثبت سوال دارید، می توانید از طریق صفحه جستجو اقدام به ثبت سوال نمایید. در غیر اینصورت با استفاده از فرم زیر نظر خود را برای ما ارسال نمایید.