نبوت خاصه ۱۳۹۹/۰۲/۰۷ - ۱۳۶ بازدید

چگونه می توان ثابت کرد که محمد پیامبر خدا و خاتم الانبیا بوده است؟؟؟؟؟؟

الف) مفهوم نبوت
نبوت از ریشه نبأ وبه معنای آگاه کردن وخبردادن است(فرهنگ بزرگ جامع نوین-ترجمه المنجد- -مترجم احمد سیاح-ج۲-ص۱۹۷۱).
نبی اسم فاعل آن و به معنای خبر آورنده و آگاه کننده است۰قطعا نبی حامل خبر و پیامی است و قصد آگاه کردن دارد۰از آنجا که پیامبران از طرف خداوند حامل پیامی هستند تا به مردم ابلاغ کنند به آنها پیامبر می گویند۰پس کلمه نبوت به معنای پیامبری است۰اما پیام پیامبران با پیام دیگران این تفاوت عمده را دارد که که پیامشان را از خداوند و فرستادگان خدا در یافت کرده اندو جنبه قدسی والهی دارد۰
با توجه به این می توان نبوت را به شرح زیر تعریف کرد:
نبوت عبارت از اینکه خداوند از میان مردم شخصی را با ویژگی های خاصی بر گزیده و به او علم و حکمت بیاموزد واو را برای هدایت مردم به سوی انها بفرستد تابا درک وفهم و اجرای تعالیم الهی راه سعادت را بپیمایند۰قران کریم در این زمینه می فرماید: « لقد انزلنا رسلنا بالبینات وانزل معهم الکتاب و المیزان لیقوم الناس بالقسط »(حدید/ ۲۵) و نیز می فرماید «هو الذی ارسل رسوله بالهدی ودین الحق و انزل معهم الکتاب والحکمه»(توبه/ ۳۳) با توجه به تعاریف بالا درمسئله نبوت موارد زیر به چشم می خورد:
۱-برگزیده شده از طرف خداوند(آل عمران/ ۳۳) ۲-ازمیان مردم بودن (اعراف/ ۶۳ و ۶۹) ۳-ویژگی های خاص داشتن (ص/ ۴۶ و ۴۷) ۴-علم وحکمت از خدا آموختن (آل عمران/ ۴۸) ۵-برای هدایت بشر آمدن (نحل/ ۸۹) ۶-مأموریت داشتن برای تعلیم وتزکیه مردم (بقره/ ۱۵۱) ۷-تلاش جهت رساندن مردم به سعادت (ت.به/ ۱۲۸)
ب) ضرورت نبوت
ـــ دلیل بر وجوب بعثت نبی
- شکی نیست که انسان دارای دو جنبه ی فردی و اجتماعی است ، و از هر دو جهت نیازهایی دارد ؛ از جهت فردی محتاج دستور العملهایی است تا بتواند در سایه ی آنها به رشد جسمی و روحی (مادّی و معنوی ) لازم برسد؛ و از جهت اجتماعی نیازمند قانون کاملی است تا بتواند نیازهای اجتماعی جامعه ی بشری را تأمین نماید و به ویژه عدالت را در اجتماع برقرار نماید.
- کسی که می خواهد برای رفع نیازهای فردی و اجتماعی و مادّی و معنوی انسان دستور العمل تجویز کند ،به حکم عقل ،باید دارای شرائط زیر باشد:
۱ـ علم کامل به تمام نیازهای روحی ، جسمی و اجتماعی بشر داشته باشد؛ تا بتواند قانون و دستور العملی جامع و بی عیب و نقص وضع کند.
۲ـ خودش از قانونی که وضع می کند و دستورالعملی که می دهد نفعی نبرد. چون در غیر این صورت ، قانون را به نفع خود وضع می کند.
- تنها کسی که دارای این شرائط است خداوند متعال است و بس ؛ چون او خالق بشر ، و خالق نیازهای او بوده از تمام نیازهای بشر مطلع است ؛ و هیچ نفعی هم از دستورات و قوانین نمی برد چرا که او بی نیاز محض و کمال مطلق است .
- خداوند متعال ، حکیم است ؛ و محال است حکیم موجودی را بیافریند،و در او نیازی قرار دهد ، ولی راهِ بر آوردن آن نیاز را بر روی آن موجود ببندد ؛چون این کار ، کاری عبث و لغو است ؛ و حکیم کار عبث و لغو نمی کند ؛ پس محال است خدا نیاز افراد انسانی و جامعه ی انسانی به دستور العمل زندگی مادّی و معنوی و قانون اجتماعی را بی پاسخ بگذارد.
- دو راه برای بر آوردن نیاز به دستور العمل فردی و قانون اجتماعی از جانب خدا وجود دارد ؛ ۱. اینکه خدا آن دستور العمل و قانون را در ذات خود انسان قرار دهد ؛ مثل غریزه ی موجود در مورچه ها و زنبورها و ... ۲. اینکه خدا آن دستور العمل و قانون را از طریقی دیگر که خارج از ذات انسان است ،در اختیار انسان قرار دهد. ما به علم حضوری می یابیم که خداوند متعال ، دستور العمل و قانون مورد نیاز بشر را در ذات او قرار نداده است ؛ گرچه ما در درون خود یک نوع آگاهی فطری داریم ؛ ولی می یابیم که این آگاهی فطری برای برآوردن این نیازها کافی نیست ؛ این آگاهی فطری صرفا ما را بر می انگیزد که دنبال به دست دستور العملهای تکامل فردی و قوانین اجتماعی باشیم ؛ بنا بر این ، خداوند متعال باید آن دستور العملها و قوانین را از طریقی به انسان برساند ؛ که برای آن راههای متعددی قابل تصور است. مثلا ممکن است از راه ملائک آن را به تک تک افراد بشر برساند یا از راهِ انداختن یک کتاب از آسمان یا از راه تماس مستقیم خدا با همه ی انسانها یا ... یا از راه تماس خدا یا ملائک با یکی از انسانها و واسطه قرار دادن او ،پیام خود را به انسانها تعلیم دهد. همه ی این راهها ذاتاً ممکن است اما هیچکدام از این مفروضات ، به جز مورد آخر تا به حال رخ نداده است ؛ و عملا در طول تاریخ فقط همین قسم آخر رخ داده است ؛ و افرادی ادعا کرده اند که از جانب خدا برای بشر دستور العمل و قانون الهی آورده اند.
- بنا بر این ، عقل سلیم حکم می کند که سخن این مدعیان را مورد بررسی قرار دهیم ؛ چون شک نداریم که خدا باید از طریقی بشر را مورد هدایت قرار دهد. پس اجمالا باید برخی از مدّعیان نبوت در ادعای خود صادق باشند؛ و الّا لازم می آید که خدا نیاز انسان را بی پاسخ بگذارد ؛ و این خلاف حکمت خداست.
تا اینجا معلوم شد که برخی از مدعیان نبوت به یقین در ادعای خود صادقند ؛ و واقعا از جانب خدا آمده اند ؛ اما تشخیص مصداق واقعی نبی از بین مدعیان نبوّت خود راهی دیگر می طلبد. و اساسی ترین راه شناخت نبی معجزه است . مدّعی نبوت ادعا می کند که با خدا در ارتباط است ؛ و از جانب او پیام آورده است ؛ و عقل حکم می کند که خدا باید پیام رسان خود را به ما بشناساند تا ما بتوانیم مدعی واقعی را از مدعیان دروغین تشخیص دهیم ؛ و راه شناساندن او این است که نبی نشان دهد که واقعا به یک منبع علم و قدرت مطلق متصل است ؛ لذا او باید آثاری منحصر به فرد از خود نمایان سازد که حکایتگر اتصال او به منبع علم و قدرت مطلق باشد ؛ به عبارت دیگر او باید امضای خدا را به همراه خود داشته باشد ، امضایی که به هیچ وجه قابل جعل نیست. و آن اثر منحصر به فرد یا امضای الهی همان معجزه است که مدعیان دروغین نبوت از انجام آن ناتوانند. و معجزه بر سه قسم است ؛ معجزه فعلی ، معجزه صفاتی و معجزه ی قولی . یعنی معجزه نبی یا باید از سنخ عمل بیرونی باشد مثل زنده کردن مردگان یا اژدها نمودن عصا و... یا باید از سنخ صفات درونی باشد مثلا نبی باید خلقیّاتی خارق العاده داشته باشد که بروز آن از افراد عادی ، عادتا محال باشد ؛ یا باید از سنخ کلام و سخن باشد ؛ یعنی نبی سخنانی بگوید که گفتن آنها برای افراد عادی غیر ممکن باشد.
نکته
همانطور که میدانیم هدف نهایى همه پیامبران ، راهنمایى بشر جهت شناخت خدا ، قرب به حضرت حق ، توحید و کمال انسان بود . این هدف ، همان هدف آفرینش انسان است . هدف هاى دیگر ، هدف هاى میانى و براى تحقق این هدف نهایى است .
روایتى از امام صادق علیه السلام در زمینه فلسفه بعثت پیامبران نقل میکنیم . ایشان در روایتى مى‌فرمایند : ما به وجود خداى حکیم عقیده داریم ، خداوند جسم نیست تا انسان ها با مشاهده اوبا او گفتگو کنند و راه هدایت را از او فراگیرند ، و نیز همه انسان ها این شایستگى را ندارند که از طریق وحى با خداوند ارتباط برقرار کنند بدین جهت باید خداوند سفیرانى داشته باشد که آن چه خیر و صلاح بشر را برآورده مى کند ، به آنان بیاموزند و آنان پیامبران الهى اند . ( . ک : اصول کافى ، ج ۱ ، کتاب الحجه ، باب اول ، روایت اول )
اما در مورد منبعی که پیامبری حضرت محمد صلی الله علیه و آله و سلم را اثبات کند بهترین کتاب که هم کتاب باشد وهم معجزه آن حضرت قرآن است کتابی که به تعبیر آیه ۲۴ سوره بقره مانندش نخواهد آمد وما بعد ۱۴۰۰ سال عجز تمام دشمنان از آوردن حتی یک سوره مثل آن را به نظاره ایستاده ایم در اینجا بعض آیات نبوت ورسالت رسول اعظم؛را یادآوری می کنیم: « وَ ما اَرسَلناکَ الا رحمه للعالمین»۱. خداوند رب العالمین، رسول اعظم را به عنوان رحمه للعالمین مبعوث کرد . همانطوری که رحمانیت خداوند صفت عامه اوست و همه انسانها اعم از مؤمن و کافر را شامل می شود، پیامبر اعظم هم برای همه انسانها درهمه اعصار و تمامی مکان‌ها تا پایان جهان رحمت است نه تنها برای پیروان و دوستان بلکه همه اهل عالم ، گویا خوب و بد و دوست و دشمن باید این مهربانی و رحمت را از پیامبر احساس کنند . دنیای امروز که فساد و تباهی و ظلم و بیداد گری از در و دیوار آن می بارد و آتش جنگها از هر سو شعله ور است وچنگال زورمندان ، حلقوم مستضعفان را می فشارد، در دنیایی که جهل و فساد و جنایت و ظلم و استبداد و تبعیض وجود دارد، در این زمان مفهوم رحمه للعالمین از هر وقت دیگر آشکار تر است. چه رحمتی از این بالاتر که برنامه و آئینی آورده که همه این ظلمها و بدبختی‌ها و سیه روزی ها پایانی است و تداوم این رحمت ، سرانجامش حکومت صالحان است که سیاق آیات به آن اشاره دارد، چونکه ابتدا فرمود : « و لقد کتبنا فی الزبور من بعد الذکر ان الارض یرثها عبادی الصالحون »۲. ما بعد ازتورات در زبور داود نوشتیم که بندگان نیکوکار من وارثان زمین می شوند . سپس فرمود : « وَ ما اَرسَلناکَ الا رحمه للعالمین »۳ ما تو را جز برای رحمت جهانیان نفرستادیم . تعبیر به عالمین و استثناء در جمله منفی و نکره آمدن رحمت آنچنان مفهوم وسیعی دارد که تمام موجودات عالم در تمام اعصار و قرون و حتی تمام ملائکه الهی را شامل می شود . هنگامی که این آیه نازل شد پیامبر از جبرییل پرسید : « هل اصابک من هذه الرحمه شیئی . قال : نعم ، انّی کنتُ اخشی عاقبه الامر فامنت بک ». آیـا چیـزی از ایـن رحمـت عائـد تو شـد؟ جبرئیل گفت: بله من از پایان کار خویش بیمناک بودم، اما بخاطر شما که رحمت برای جهانیان هستی از وضع خود مطمئن شدم. ۴ خود پیامبر اعظم فرمود : «انّما بعثت رحمه »؛ همانا من رحمتی برانگیخته شده ام .
در آغاز سوره طه فرمود : « طه ما انزلنا علیک القرآن لتشقی »۴ ما قرآن را بر تو نازل نکردیم که خودت را به زحمت بیفکنی . بخاطر شدت علاقه ای که به هدایت مردم داشت بقدری دلسوزی داشت ، که این آیه نازل شد: ما تورا نفرستادیم که خودت را به درد سر بیاندازی .
از کتب دیگر هم کتاب خاتمیت یا ختم نبوت شهید مطهری(ره) مناسب است
پاورقی ۱-انبیاء ۱۰۷ ۲- انبیاء ۱۰۵ و ۱۰۶ ۳- انبیاء ۱۰۷ ۴ - طه۲ ۳۲

ممکن است این مطالب هم برای شما مفید باشد:

نظرات

 

در صورتی که قصد ثبت سوال دارید، می توانید از طریق صفحه جستجو اقدام به ثبت سوال نمایید. در غیر اینصورت با استفاده از فرم زیر نظر خود را برای ما ارسال نمایید.