نجاست سگ در قرآن ۱۳۹۹/۰۴/۳۱ - ۲۱۴۲ بازدید

سوال بنده اینه که چرا نجاست سگ در قران بیان نشده است؟ اگر میفرمایید که خب خیلی چیزها در قران نیست. رکعات نماز نیست و... باید بگویم سه بار نام از سگ در قران امده اما نجاستی از ان بیان نشده است. سه بار نامش امده اما چنین حکمی که دانستن‌اش مهم است نیامده. خب چرا به چه دلیل.

شاید بهتر باشد ابتدا همان سه جایی را که در قرآن به سگ اشاره شده، بررسی شود:۱. ماجرای سگ اصحاب کهف: خداوند در سوره کهف در مورد سگ اصحاب کهف چنین می فرماید: «... وَکَلْبُهُم بَاسِطٌ ذِرَاعَیْهِ بِالْوَصِیدِ ...» «... سگشان بر آستانه ی غار دو دست خود را دراز کرده بود.»(۱) نکات مهم این جمله از آیه:- اصحاب کهف سگ نگهبانی را همراه داشتند.- سگ در دهانه غار، یعنی محلی غیر از محلّ استراحت اصحاب کهف آرمیده بود(بِالْوَصِیدِ).(۲) بنابر این، نکته قابل توجه این است که مساله همراه داشتن سگ است که در میان مردم به عنوان نگهداری سگ نگهبان مطرح بوده است با استناد به روایات تبیین کننده این آیه، حکم به جواز داده شد. یعنی نگهداری سگ نگهبان اشکال ندارد و اشاره خاصی به نجس بودن آن نکرده است زیرا نجسات ذاتی سگ امری پذیرفته شده بوده است و قرآن کریم نیز آن را مفروض عنه گرفته است.۲. ماجرای بلعم باعورا: خداوند در سوره اعراف، بلعم باعورا که عالم بزرگی بود را به سگ تشبیه کرده است و چنین می فرماید: «فَمَثَلُهُ کَمَثَلِ اَلْکَلْبِ إِنْ تَحْمِلْ عَلَیْهِ یَلْهَثْ أَوْ تَتْرُکْهُ یَلْهَثْ».(۳) در این آیه سخن از یک عالم و دانشمند است که ابتدا در مسیر حق بود، وکسى انتظار انحراف او را نداشت. اما دنیاپرستى و پیروى از هواى نفس او را به سقوط کشاند. به نحوى که به سگ تشبیه شده است. اما چرا به سگ تشبیه شده است؟ زیرا او بر اثر شدت هواپرستى و چسبیدن به لذات جهان مادی، یک حالت عطشِ نامحدود به خود گرفته بود که همواره دنبال دنیاپرستى مى رود نه به خاطر نیاز و احتیاج، بلکه به شکل بیمارگونه اى همچون یک «سگ هار» که بر بخاطر هارى، حالت عطش گازگرفتن و عوعو کردن داشته و در هیچ حالی هم سیراب نمى شود.(۴)
در این آیه نیز سخن از طهارت و نجاست سگ نشده است. نکته قابل توجه اینست که: اگر در آیه قبل، نام بردن از سگ اصحاب کهف را نوعی تمجید از این حیوان نجس العین دانسته شود اما این آیه بر وجود نوعی مزمت و پستی در سگ دلالت دارد که سبب شده خداوند حالت یک عالِم هواپرست را به آن تشبیه کند و شاید بتوان از آن بر نجاست و پلشتی سگ هم استناد کرد! ولی حقیقت اینست که هر دوی این نظرات نادرست و باطل هستند.
۳. حکم صید سگ شکارچی:
خداوند در ابتدای سوره مائده می فرماید:
«یَسْأَلُونَکَ مَاذَا أُحِلَّ لَهُمْ قُلْ أُحِلَّ لَکُمُ الطَّیِّبَاتُ وَمَا عَلَّمْتُمْ مِنَ الْجَوَارِحِ مُکَلِّبِینَ تُعَلِّمُونَهُنَّ مِمَّا عَلَّمَکُمُ اللَّهُ فَکُلُوا مِمَّا أَمْسَکْنَ عَلَیْکُمْ وَاذْکُرُوا اسْمَ اللَّهِ عَلَیْهِ ...»(۵) از تو سؤال مى کنند چه چیزهایى براى آنها حلال شده است؟ بگو : آنچه پاکیزه است ، براى شما حلال گردیده ؛ و (همچنین) صید حیوانات شکارى و سگ هاى تربیت یافته ... .
در این آیه سخن از حلال بودن گوشت حیوانی است که توسط سگ شکاری صید شده است نه نجاست یا طهارت خود سگ. هرچند دلالت بر قابل استفاده بودن صیدی که توسط سگ شکاری انجام شده دارد و در روایات هم این نکته وارد شده که این صید را می توان پس از شستن و پاک نمودن محل تماس سگ استفاده کرد.
در نتیجه در این سه آیه ای که نام سگ در آیات قرآن به میان آمده است در هیچکدام از آنها اشاره ای به طهارت و نجاست خود سگ نداشته و تمجیدی یا مذمتی هم بر سگ نیست.
بنابراین وقتی چنین است که قرآن دلالتی بر نجاست و طهارت سگ ندارد، آیا می توان نتیجه گرفت که پس سگ نجس نیست؟!
منابع استنباط احکام شرعی عبارتند از قرآن، سنت، اجماع و عقل. به این معنا که اگر حکمی در یکی از این منابع ذکر نشده باشد ولی در منبع دیگر بیان گردیده، منبع دوم، مبنای استنباط و صدور حکم می شود. مثلا اگر حکمی در قرآن، سنت، اجماع وجود نداشته باشد اما عقل برآن دلیل محکم و قابل استنادی داشته باشد، عقل در آن موضوع مبنای صدور و استنباط حکم شرعی می شود. در مسأله نجاست سگ یا سایر احکام فرعی جزیی هم چنین است اگر در قرآن برای فرعیات و جزییات چیزی ذکر نشده باشد یا فقها نتوانند آن را استنباط بکنند به منبع دیگر یعنی سنت مراجعه می شود.
پس صرف نام بردن سگ در قرآن دلیلی بر طهارت و یا نجاست این حیوان نیست. و چون این موضوع، بحثی فقهی جامعی است باید برای استنباط حکم و فروع آن مانند خرید وفروش، نگهداری، انواع سگهای شکاری، نگهبان، گله و ... به منابع دیگر مراجعه نمود و حکم نجاست سگ در روایات به صورت مسلّم و قطعی بیان شده است.
متأسفانه برخی رویکردهای عاطفی و احساسی نادرست نسبت به حیوانات باعث شده تا نگاه نادرست تری به احکام فقهی مربوط به حیوانات ایجاد شود. احکام اسلام بر اساس مصالح و مفاسد است.
مثلا برخی می گویند وفادار بودن سگ برای حکم به طهارتش کافی است، اگر چنین نکته سلیقه ای و احساسی درست باشد پس خون که حیات و مرگ انسان با آن مرتبط است، نباید نجس باشد؟ آیا کسی در فواید و نیاز انسان به خون و در نجس بودن آن شک دارد؟ آیا به بهانه اینکه انسان اشرف مخلوقات هست، می‌توان نجاست خون او را انکار کرد؟ و یا حکم به طهارت و پاک بودن خون او داد و دیگری نیاز به طهارت و شستن لباس یا بدن خونی نباشد؟!
اسلام دین تعادل و میانه روی است. این اعتدال و میانه روی را به وضوح می توان در دستورات اسلامی مشاهده کرد. هرچند در اسلام سگ حیوانی نجس است، امّا این سبب نشده تا حقوق او به عنوان یک حیوان، نقض شود. رعایت حقوق سگ به این نیست که به آن دست بزنی، و او را مونس و هم بازی خود قراردهی! بلکه با رسیدگی به آب و غذایش و آزار نرساندن به او، حقوقش را رعایت کرده ای. همانطور که به رعایت حقوق سایر حیوانات و سیرکردن و رفع تشنگی آن ها در روایات اسلامی تأکید شده است.
در متون روایی ما، روایات فراوانی هستند که توجه به حقوق سگ را به عنوان یک حیوان تأیید می کنند. در بعضی از روایات از اذیت و آزار سگ منع شده، در دسته ای دیگر به اطعام و سیراب‌کردن سگ توجه شده است.علاوه بر این روایاتی هستند که قاتل سگ را ملزم به پرداخت دیه می‌کند. همچنین فقها و بزرگان دینی با اینکه عقیده به نجاست سگ دارند، امّا ظلم به این حیوان را روا ندانسته، حق و حقوقی برای آن قائل شده اند.
خلاصه اینکه مسئله نجاست سگ، یکی از مسائل قطعی فقهی اسلام است. با اینکه در قرآن اشاره ای به این مسئله همانند بسیاری از مسائل دیگر نشده است اما این حکم در روایات معتبر صریحاً بیان شده است. در عین حال نجاست سگ سبب نشده معامله آن حرام باشد، چرا که نجاست هیچ مدخلیّتی در حرمت معامله نداشته، و حرمت خرید و فروش، دایر مدار این است که مبیع دارای منفعت عقلایی باشد یا نباشد. پس تنها معامله سگهایی که فاقد منفعت عقلایی می باشند، جایز نیست. امّا در مورد فلسفه نجاست سگ روایات معصومین(علیهم السلام) مطلق بوده و فلسفه حقیقی این حکم بر ما پوشیده است و فلسفه نداشتن یک حکم، غیر از ندانستن فلسفه آن است.
پی نوشت ها:
(۱) کهف/۱۸.
(۲) «وَصِیْد» بنابر نظر صاحب کتاب مفردات قرآن، «راغب» در اصل به معنى اطاق و انبارى است که در کوهستان براى ذخیره اموال ایجاد مى کنند، و در اینجا به معنى دهانه غار است. و احتمالا اصحاف کهف چون در حال فرار بودند؛ برای دیده نشدن سگ توسط مأموران، اطاقک یا لانه ای مخصوص سگ درست کرده تا هم سگ دیده نشود و هم بتواند به خوبی نگهبانی بدهد.
(۳) اعراف/ ۱۰۶.
(۴) تفسیر نمونه، ج ۷، ص ۲۵.
(۵) مائده/۴.

ممکن است این مطالب هم برای شما مفید باشد:

نظرات

میهمان
سگ نیز مانند انسان موجودی زنده هست ک اگر غذای تمیز مصرف کنند و نظافتش رعایت شود کاملن پاکیزه میشود . چنین سگی براحتی صورت صاحبش را لیس میزند و اعلام دوستی میکند! و باعث انتقال امراض و این چیزها نمباشد حال سوال !! اگر یک سگ آموزش دیده شمارا از خطر خفه شدن در آب برهاند و نجات دهد بازهم بهش نجس میگویی!؟
پرسمان
سلام علیکم، نجاست سگ و خوک برای ما انسانهاست، نه آنکه خودشان هم خباثت ذاتی داشته باشند. سگ نجس است اگر چه سگ اصحاب کهف باشد که مورد عنایت خدا قرار گرفته است. امام صادق (ع) می فرمایند«فَإِنَّ اللَّهَ تَبَارَکَ وَ تَعَالَى لَمْ یَخْلُقْ خَلْقاً أَنْجَسَ مِنَ الْکَلْب خدای متعال هیچ خلقی، نجس تر از سگ نیافریده است!»( بحار الأنوار ج ۷۳ ص ۷۲)احکام فقهی برای درست زندگی کردن بشر در دنیا از جانب خداوند نازل شده است .البته احکام سگ به نجاست محدود نمی شود و مثلا بعضی از انواع آن که فایده عقلائی داشته باشند (مثل سگ شکار و سگ نگهبان) خرید و فروش آن صحیح است. یا در بعضی موارد کسی که سگی را کشته باید، خسارت بپردازد. و سگی که برای نگهداری در منزل استفاده می شود و جایگزین خانواده انسان می شود، خرید و فروشش حرام است. نگهداریش ناپسند است.نتیجتا حکم فقهی ،حکم ذاتی نیست ، اگر در فقه حکم به نجاست اشیایی شده است ، این بدان معنا نیست که آن ها مطلقا بی فایده بوده و به هیچ عنوان منفعت و سود و اثر مثبتی نداشته اند. زیرا آنچه که مسلم است خداوند حکیم ،اراده اش بر خیر و مصلحت تعلق گرفته و خلق کرده است و اگر چیزی فاقد خیر و فایده بوده یا اینکه خیر و فایده اش کمتر از شرو ضررش باشد هرگز متعلق اراده خداوند قرار نمیگیرد.همین سگ و یا خوک در نگاه کلی به عالم، دارای فواید فراوانی هستند که خلقت آنها برای آن بوده است .و یقینا خوردن سگ و یا خوک یا استفاده تزیینی از آنها از جمله آن فواید نیست .فقه در مقام بیان این است که انسان در دنیا چگونه با موجودات دیگر ارتباط برقرار کند و نحوه صحیح برخورداری از نعم الهی چگونه است . نجس بودن یک حیوان، حکمی است که منافاتی با خلقت نیکوی او ندارد. آیا زیبا بودن مار، دلیل این است که سم او کشنده نیست؟مناسب میبینیم در اینجا روایتی را تقدیم کنیم:«عَنْ أَحْمَدَ بْنِ مُحَمَّدِ بْنِ عِیسَى الْعَلَوِیِّ عَنْ مُحَمَّدِ بْنِ إِبْرَاهِیمَ بْنِ أَسْبَاطٍ عَنْ أَحْمَدَ بْنِ مُحَمَّدِ بْنِ زِیَادٍ الْقَطَّانِ عَنْ أَبِی الطَّیِّبِ أَحْمَدَ بْنِ مُحَمَّدِ بْنِ عَبْدِ اللَّهِ عَنْ عِیسَى بْنِ جَعْفَرٍ الْعَلَوِیِّ الْعُمَرِیِّ عَنْ آبَائِهِ عَنْ عُمَرَ بْنِ عَلِیٍّ عَنْ أَبِیهِ عَلِیِّ بْنِ أَبِی طَالِبٍ ع أَنَّ النَّبِیَّ ص سُئِلَ مِمَّا خَلَقَ اللَّهُ عَزَّ وَ جَلَّ الْکَلْبَ قَالَ خَلَقَهُ مِنْ بُزَاقِ إِبْلِیسَ قِیلَ وَ کَیْفَ ذَلِکَ یَا رَسُولَ اللَّهِ قَالَ لَمَّا أَهْبَطَ اللَّهُ عَزَّ وَ جَلَّ آدَمَ وَ حَوَّاءَ إِلَى الْأَرْضِ أَهْبَطَهُمَا کَالْفَرْخَیْنِ الْمُرْتَعِشَیْنِ فَعَدَا إِبْلِیسُ الْمَلْعُونُ إِلَى السِّبَاعِ وَ کَانُوا قَبْلَ آدَمَ فِی الْأَرْضِ فَقَالَ لَهُمْ إِنَّ طَیْرَیْنِ قَدْ وَقَعَا مِنَ السَّمَاءِ لَمْ یَرَ الرَّاءُونَ أَعْظَمَ مِنْهُمَا تَعَالَوْا فَکُلُوهُمَاتَعَاوَتِ السِّبَاعُ مَعَهُ وَ جَعَلَ إِبْلِیسُ یَحُثُّهُمْ وَ یَصِیحُ وَ یَعِدُهُمْ بِقُرْبِ الْمَسَافَةِ فَوَقَعَ مِنْ فِیهِ مِنْ عَجَلَةِ کَلَامِهِ بُزَاقٌ فَخَلَقَ اللَّهُ عَزَّ وَ جَلَّ مِنْ ذَلِکَ الْبُزَاقِ کَلْبَیْنِ أَحَدُهُمَا ذَکَرٌ وَ الْآخَرُ أُنْثَى فَقَامَا حَوْلَ آدَمَ وَ حَوَّاءَ الْکَلْبَةُ بِجُدَّةَ وَ الْکَلْبُ بِالْهِنْدِ فَلَمْ یَتْرُکُوا السِّبَاعَ أَنْ یَقْرَبُوهُمَا وَ مِنْ ذَلِکَ الْیَوْمِ الْکَلْبُ عَدُوُّ السَّبُعِ وَ السَّبُعُ عَدُوُّ الْکَلْبِ`پیامبر فرمود : زمانی که حضرت آدم وحوا روی زمین آمدند همانند دوجوجه می لرزیدند ابلیس که دشمن آنها بود به سراغ درندگانی که قبل از آنها روی زمین خلق شده بودند آمد وبه آنها گفت همانا دوپرنده از آسمان به روی زمین آمده اند که بزرگتر از آنها را کسی ندیده بیایید آنها را بخورید وشیطان مدام آنها را تحریک می کرد وفریاد می زد که در همین حال از شدت عجله کردن او در صحبت کردن آب دهانش بیرون پرید که از آن در همان آن خداوند یک جفت سگ نر وماده خلق کرد تا نگهبان آدم وحوا گردد واز آن روز سگ دشمن درندگان ودرندگان دشمن سگ شدند.»( علل الشرائع،شیخ صدوق ج : ۲ ص : ۴۹۷)اما اینکه چرا در فقه سگ را نجس بیان نموده اند و از معاشرت با آن انسان را نهی کرده اند:عرض میکینی گرچه فلسفه واقعی خیلی از احکام برای ما روشن نیست ; ولی در این زمینه می توان گفت که سگ حیوانی است که بدن او محل پرورش خیلی از میکروب ها و باکتری ها است . سگ عامل یکی از خطرناک ترین بیماری ها به نام هاری است و علاوه بر این حیوانی است که زود با انسان مانوس می شود و انس و مجالست با حیوانات (مخصوصا بعضی از آنها مثل سگ ) روح حیوانی را در انسان تقویت می کند.با صرف نظر از جهات بهداشت جسم توجه به دو نکته ذیل از جهت بهداشت روانی متعاقب این حکم سودمند است:فلسفه جعل برخی از احکام ، پرهیز از موضوع آن و فاصله گرفتن از آن به عنوان یک خطر جدی است، مثلا گاهی بیان می کنند به سیم لخت دست نزنید تا دچار برق گرفتگی نشوید، و معمول خطرات این گونه است همان طوری که در مورد نوع گناهان این است که فلان کار را انجام ندهید اما در کنار ترانس های قوی یا دکل های فشار قوی برق نه تنها نباید با آنها تماس حاصل کرد بلکه نباید به آنها نزدیک شد و گرنه در فاصله کم، تأثیر زیان بار خواهد داشت «سگ بازی» و نیز استفاده از «گوشت خوک» با توجه به تأثیر روانی آنها بسیار مضر است که خیلی ها به آن مبتلا هستند خصوصا با توجه به اقلیت های دینی که مثلا استفاده از گوشت خوک را جایز دانسته یا سگ بازی در عرف فرهنگی بیگانگان امری پسندیده بود. کما اینکه از جمله تفریحات درباریان و اشراف همین امر بود و حتما توجه دارید که خوک مظهر شهوت و بی غیرتی است و بر اساس علوم پزشکی و روان پزشکی ثابت شده است که صفات گوشت حیوانات به خورنده آنها سرایت می کند.از این رو حکم شرعی مبنی بر نجاست این دو حیوان، مقدمه ای برای فاصله گرفتن از این حیوانات و استفاده هایی است که بیگانگان اقلیت ها و یا افراد لاابالی و بی اعتنایی به مسایل شرعی می نمایند.ناگفته نماند معمولا هر حیوانی یک یا چند خصلت خوب دارند باید از آنها در همان جهت بهره برد.سگ به عنوان یک حیوان بافوا، در برخی کارها از جمله در محافظت از گله های گوسفند و یا شکار برخی حیوانات مورد استفاده است و نهی در این مورد نیست بلکه «کلب معلم» یعنی سگی که برای شکار تعلیم داده شده، احکام خاصی دارد که می تواند بیشتر این حیوان را در خدمت انسان قرار دهد. ولی این مسأله باعث نمی شود که زندگی و رابطه انسان را به سگ بازی یا آمیختگی و انس با سگ کنیم به ویژه با در نظر گرفتن آثار زیان بار روحی و جسمی زیانباری که در این حد از ارتباط وجود دارد.

 

در صورتی که قصد ثبت سوال دارید، می توانید از طریق صفحه جستجو اقدام به ثبت سوال نمایید. در غیر اینصورت با استفاده از فرم زیر نظر خود را برای ما ارسال نمایید.