نجاست سگ در قرآن ۱۳۹۹/۰۴/۳۱ - ۱۵۲۰ بازدید

سوال بنده اینه که چرا نجاست سگ در قران بیان نشده است؟ اگر میفرمایید که خب خیلی چیزها در قران نیست. رکعات نماز نیست و... باید بگویم سه بار نام از سگ در قران امده اما نجاستی از ان بیان نشده است. سه بار نامش امده اما چنین حکمی که دانستن‌اش مهم است نیامده. خب چرا به چه دلیل.

شاید بهتر باشد ابتدا همان سه جایی را که در قرآن به سگ اشاره شده، بررسی شود:۱. ماجرای سگ اصحاب کهف: خداوند در سوره کهف در مورد سگ اصحاب کهف چنین می فرماید: «... وَکَلْبُهُم بَاسِطٌ ذِرَاعَیْهِ بِالْوَصِیدِ ...» «... سگشان بر آستانه ی غار دو دست خود را دراز کرده بود.»(۱) نکات مهم این جمله از آیه:- اصحاب کهف سگ نگهبانی را همراه داشتند.- سگ در دهانه غار، یعنی محلی غیر از محلّ استراحت اصحاب کهف آرمیده بود(بِالْوَصِیدِ).(۲) بنابر این، نکته قابل توجه این است که مساله همراه داشتن سگ است که در میان مردم به عنوان نگهداری سگ نگهبان مطرح بوده است با استناد به روایات تبیین کننده این آیه، حکم به جواز داده شد. یعنی نگهداری سگ نگهبان اشکال ندارد و اشاره خاصی به نجس بودن آن نکرده است زیرا نجسات ذاتی سگ امری پذیرفته شده بوده است و قرآن کریم نیز آن را مفروض عنه گرفته است.۲. ماجرای بلعم باعورا: خداوند در سوره اعراف، بلعم باعورا که عالم بزرگی بود را به سگ تشبیه کرده است و چنین می فرماید: «فَمَثَلُهُ کَمَثَلِ اَلْکَلْبِ إِنْ تَحْمِلْ عَلَیْهِ یَلْهَثْ أَوْ تَتْرُکْهُ یَلْهَثْ».(۳)
در این آیه سخن از یک عالم و دانشمند است که ابتدا در مسیر حق بود، وکسى انتظار انحراف او را نداشت. اما دنیاپرستى و پیروى از هواى نفس او را به سقوط کشاند. به نحوى که به سگ تشبیه شده است.
اما چرا به سگ تشبیه شده است؟ زیرا او بر اثر شدت هواپرستى و چسبیدن به لذات جهان مادی، یک حالت عطشِ نامحدود به خود گرفته بود که همواره دنبال دنیاپرستى مى رود نه به خاطر نیاز و احتیاج، بلکه به شکل بیمارگونه اى همچون یک «سگ هار» که بر بخاطر هارى، حالت عطش گازگرفتن و عوعو کردن داشته و در هیچ حالی هم سیراب نمى شود.(۴)
در این آیه نیز سخن از طهارت و نجاست سگ نشده است. نکته قابل توجه اینست که: اگر در آیه قبل، نام بردن از سگ اصحاب کهف را نوعی تمجید از این حیوان نجس العین دانسته شود اما این آیه بر وجود نوعی مزمت و پستی در سگ دلالت دارد که سبب شده خداوند حالت یک عالِم هواپرست را به آن تشبیه کند و شاید بتوان از آن بر نجاست و پلشتی سگ هم استناد کرد! ولی حقیقت اینست که هر دوی این نظرات نادرست و باطل هستند.
۳. حکم صید سگ شکارچی:
خداوند در ابتدای سوره مائده می فرماید:
«یَسْأَلُونَکَ مَاذَا أُحِلَّ لَهُمْ قُلْ أُحِلَّ لَکُمُ الطَّیِّبَاتُ وَمَا عَلَّمْتُمْ مِنَ الْجَوَارِحِ مُکَلِّبِینَ تُعَلِّمُونَهُنَّ مِمَّا عَلَّمَکُمُ اللَّهُ فَکُلُوا مِمَّا أَمْسَکْنَ عَلَیْکُمْ وَاذْکُرُوا اسْمَ اللَّهِ عَلَیْهِ ...»(۵) از تو سؤال مى کنند چه چیزهایى براى آنها حلال شده است؟ بگو : آنچه پاکیزه است ، براى شما حلال گردیده ؛ و (همچنین) صید حیوانات شکارى و سگ هاى تربیت یافته ... .
در این آیه سخن از حلال بودن گوشت حیوانی است که توسط سگ شکاری صید شده است نه نجاست یا طهارت خود سگ. هرچند دلالت بر قابل استفاده بودن صیدی که توسط سگ شکاری انجام شده دارد و در روایات هم این نکته وارد شده که این صید را می توان پس از شستن و پاک نمودن محل تماس سگ استفاده کرد.
در نتیجه در این سه آیه ای که نام سگ در آیات قرآن به میان آمده است در هیچکدام از آنها اشاره ای به طهارت و نجاست خود سگ نداشته و تمجیدی یا مذمتی هم بر سگ نیست.
بنابراین وقتی چنین است که قرآن دلالتی بر نجاست و طهارت سگ ندارد، آیا می توان نتیجه گرفت که پس سگ نجس نیست؟!
منابع استنباط احکام شرعی عبارتند از قرآن، سنت، اجماع و عقل. به این معنا که اگر حکمی در یکی از این منابع ذکر نشده باشد ولی در منبع دیگر بیان گردیده، منبع دوم، مبنای استنباط و صدور حکم می شود. مثلا اگر حکمی در قرآن، سنت، اجماع وجود نداشته باشد اما عقل برآن دلیل محکم و قابل استنادی داشته باشد، عقل در آن موضوع مبنای صدور و استنباط حکم شرعی می شود. در مسأله نجاست سگ یا سایر احکام فرعی جزیی هم چنین است اگر در قرآن برای فرعیات و جزییات چیزی ذکر نشده باشد یا فقها نتوانند آن را استنباط بکنند به منبع دیگر یعنی سنت مراجعه می شود.
پس صرف نام بردن سگ در قرآن دلیلی بر طهارت و یا نجاست این حیوان نیست. و چون این موضوع، بحثی فقهی جامعی است باید برای استنباط حکم و فروع آن مانند خرید وفروش، نگهداری، انواع سگهای شکاری، نگهبان، گله و ... به منابع دیگر مراجعه نمود و حکم نجاست سگ در روایات به صورت مسلّم و قطعی بیان شده است.
متأسفانه برخی رویکردهای عاطفی و احساسی نادرست نسبت به حیوانات باعث شده تا نگاه نادرست تری به احکام فقهی مربوط به حیوانات ایجاد شود. احکام اسلام بر اساس مصالح و مفاسد است.
مثلا برخی می گویند وفادار بودن سگ برای حکم به طهارتش کافی است، اگر چنین نکته سلیقه ای و احساسی درست باشد پس خون که حیات و مرگ انسان با آن مرتبط است، نباید نجس باشد؟ آیا کسی در فواید و نیاز انسان به خون و در نجس بودن آن شک دارد؟ آیا به بهانه اینکه انسان اشرف مخلوقات هست، می‌توان نجاست خون او را انکار کرد؟ و یا حکم به طهارت و پاک بودن خون او داد و دیگری نیاز به طهارت و شستن لباس یا بدن خونی نباشد؟!
اسلام دین تعادل و میانه روی است. این اعتدال و میانه روی را به وضوح می توان در دستورات اسلامی مشاهده کرد. هرچند در اسلام سگ حیوانی نجس است، امّا این سبب نشده تا حقوق او به عنوان یک حیوان، نقض شود. رعایت حقوق سگ به این نیست که به آن دست بزنی، و او را مونس و هم بازی خود قراردهی! بلکه با رسیدگی به آب و غذایش و آزار نرساندن به او، حقوقش را رعایت کرده ای. همانطور که به رعایت حقوق سایر حیوانات و سیرکردن و رفع تشنگی آن ها در روایات اسلامی تأکید شده است.
در متون روایی ما، روایات فراوانی هستند که توجه به حقوق سگ را به عنوان یک حیوان تأیید می کنند. در بعضی از روایات از اذیت و آزار سگ منع شده، در دسته ای دیگر به اطعام و سیراب‌کردن سگ توجه شده است.علاوه بر این روایاتی هستند که قاتل سگ را ملزم به پرداخت دیه می‌کند. همچنین فقها و بزرگان دینی با اینکه عقیده به نجاست سگ دارند، امّا ظلم به این حیوان را روا ندانسته، حق و حقوقی برای آن قائل شده اند.
خلاصه اینکه مسئله نجاست سگ، یکی از مسائل قطعی فقهی اسلام است. با اینکه در قرآن اشاره ای به این مسئله همانند بسیاری از مسائل دیگر نشده است اما این حکم در روایات معتبر صریحاً بیان شده است. در عین حال نجاست سگ سبب نشده معامله آن حرام باشد، چرا که نجاست هیچ مدخلیّتی در حرمت معامله نداشته، و حرمت خرید و فروش، دایر مدار این است که مبیع دارای منفعت عقلایی باشد یا نباشد. پس تنها معامله سگهایی که فاقد منفعت عقلایی می باشند، جایز نیست. امّا در مورد فلسفه نجاست سگ روایات معصومین(علیهم السلام) مطلق بوده و فلسفه حقیقی این حکم بر ما پوشیده است و فلسفه نداشتن یک حکم، غیر از ندانستن فلسفه آن است.
پی نوشت ها:
(۱) کهف/۱۸.
(۲) «وَصِیْد» بنابر نظر صاحب کتاب مفردات قرآن، «راغب» در اصل به معنى اطاق و انبارى است که در کوهستان براى ذخیره اموال ایجاد مى کنند، و در اینجا به معنى دهانه غار است. و احتمالا اصحاف کهف چون در حال فرار بودند؛ برای دیده نشدن سگ توسط مأموران، اطاقک یا لانه ای مخصوص سگ درست کرده تا هم سگ دیده نشود و هم بتواند به خوبی نگهبانی بدهد.
(۳) اعراف/ ۱۰۶.
(۴) تفسیر نمونه، ج ۷، ص ۲۵.
(۵) مائده/۴.

ممکن است این مطالب هم برای شما مفید باشد:

نظرات

میهمان
سگ نیز مانند انسان موجودی زنده هست ک اگر غذای تمیز مصرف کنند و نظافتش رعایت شود کاملن پاکیزه میشود . چنین سگی براحتی صورت صاحبش را لیس میزند و اعلام دوستی میکند! و باعث انتقال امراض و این چیزها نمباشد حال سوال !! اگر یک سگ آموزش دیده شمارا از خطر خفه شدن در آب برهاند و نجات دهد بازهم بهش نجس میگویی!؟
پرسمان
سلام علیکم، نجاست سگ و خوك براي ما انسانهاست، نه آنكه خودشان هم خباثت ذاتي داشته باشند. سگ نجس است اگر چه سگ اصحاب كهف باشد كه مورد عنايت خدا قرار گرفته است. امام صادق (ع) مي فرمايند«فَإِنَّ اللَّهَ تَبَارَكَ وَ تَعَالَى لَمْ يَخْلُقْ خَلْقاً أَنْجَسَ مِنَ الْكَلْب خداي متعال هيچ خلقي، نجس تر از سگ نيافريده است!»( بحار الأنوار ج‏73 ص 72)احكام فقهي براي درست زندگي كردن بشر در دنيا از جانب خداوند نازل شده است .البته احكام سگ به نجاست محدود نمي شود و مثلا بعضي از انواع آن كه فايده عقلائي داشته باشند (مثل سگ شكار و سگ نگهبان) خريد و فروش آن صحيح است. يا در بعضي موارد كسي كه سگي را كشته بايد، خسارت بپردازد. و سگي كه براي نگهداري در منزل استفاده مي شود و جايگزين خانواده انسان مي شود، خريد و فروشش حرام است. نگهداريش ناپسند است.نتيجتا حكم فقهي ،حكم ذاتي نيست ، اگر در فقه حكم به نجاست اشيايي شده است ، اين بدان معنا نيست كه آن ها مطلقا بي فايده بوده و به هيچ عنوان منفعت و سود و اثر مثبتي نداشته اند. زيرا آنچه كه مسلم است خداوند حكيم ،اراده اش بر خير و مصلحت تعلق گرفته و خلق كرده است و اگر چيزي فاقد خير و فايده بوده يا اينكه خير و فايده اش كمتر از شرو ضررش باشد هرگز متعلق اراده خداوند قرار نميگيرد.همين سگ و يا خوك در نگاه كلي به عالم، داراي فوايد فراواني هستند كه خلقت آنها براي آن بوده است .و يقينا خوردن سگ و يا خوك يا استفاده تزييني از آنها از جمله آن فوايد نيست .فقه در مقام بيان اين است كه انسان در دنيا چگونه با موجودات ديگر ارتباط برقرار كند و نحوه صحيح برخورداري از نعم الهي چگونه است . نجس بودن يك حيوان، حكمي است كه منافاتي با خلقت نيكوي او ندارد. آيا زيبا بودن مار، دليل اين است كه سم او كشنده نيست؟مناسب ميبينيم در اينجا روايتي را تقديم كنيم:«عَنْ أَحْمَدَ بْنِ مُحَمَّدِ بْنِ عِيسَى الْعَلَوِيِّ عَنْ مُحَمَّدِ بْنِ إِبْرَاهِيمَ بْنِ أَسْبَاطٍ عَنْ أَحْمَدَ بْنِ مُحَمَّدِ بْنِ زِيَادٍ الْقَطَّانِ عَنْ أَبِي الطَّيِّبِ أَحْمَدَ بْنِ مُحَمَّدِ بْنِ عَبْدِ اللَّهِ عَنْ عِيسَى بْنِ جَعْفَرٍ الْعَلَوِيِّ الْعُمَرِيِّ عَنْ آبَائِهِ عَنْ عُمَرَ بْنِ عَلِيٍّ عَنْ أَبِيهِ عَلِيِّ بْنِ أَبِي طَالِبٍ ع أَنَّ النَّبِيَّ ص سُئِلَ مِمَّا خَلَقَ اللَّهُ عَزَّ وَ جَلَّ الْكَلْبَ قَالَ خَلَقَهُ مِنْ بُزَاقِ إِبْلِيسَ قِيلَ وَ كَيْفَ ذَلِكَ يَا رَسُولَ اللَّهِ قَالَ لَمَّا أَهْبَطَ اللَّهُ عَزَّ وَ جَلَّ آدَمَ وَ حَوَّاءَ إِلَى الْأَرْضِ أَهْبَطَهُمَا كَالْفَرْخَيْنِ الْمُرْتَعِشَيْنِ فَعَدَا إِبْلِيسُ الْمَلْعُونُ إِلَى السِّبَاعِ وَ كَانُوا قَبْلَ آدَمَ فِي الْأَرْضِ فَقَالَ لَهُمْ إِنَّ طَيْرَيْنِ قَدْ وَقَعَا مِنَ السَّمَاءِ لَمْ يَرَ الرَّاءُونَ أَعْظَمَ مِنْهُمَا تَعَالَوْا فَكُلُوهُمَاتَعَاوَتِ السِّبَاعُ مَعَهُ وَ جَعَلَ إِبْلِيسُ يَحُثُّهُمْ وَ يَصِيحُ وَ يَعِدُهُمْ بِقُرْبِ الْمَسَافَةِ فَوَقَعَ مِنْ فِيهِ مِنْ عَجَلَةِ كَلَامِهِ بُزَاقٌ فَخَلَقَ اللَّهُ عَزَّ وَ جَلَّ مِنْ ذَلِكَ الْبُزَاقِ كَلْبَيْنِ أَحَدُهُمَا ذَكَرٌ وَ الْآخَرُ أُنْثَى فَقَامَا حَوْلَ آدَمَ وَ حَوَّاءَ الْكَلْبَةُ بِجُدَّةَ وَ الْكَلْبُ بِالْهِنْدِ فَلَمْ يَتْرُكُوا السِّبَاعَ أَنْ يَقْرَبُوهُمَا وَ مِنْ ذَلِكَ الْيَوْمِ الْكَلْبُ عَدُوُّ السَّبُعِ وَ السَّبُعُ عَدُوُّ الْكَلْبِ`پيامبر فرمود : زماني كه حضرت آدم وحوا روي زمين آمدند همانند دوجوجه مي لرزيدند ابليس كه دشمن آنها بود به سراغ درندگاني كه قبل از آنها روي زمين خلق شده بودند آمد وبه آنها گفت همانا دوپرنده از آسمان به روي زمين آمده اند كه بزرگتر از آنها را كسي نديده بياييد آنها را بخوريد وشيطان مدام آنها را تحريك مي كرد وفرياد مي زد كه در همين حال از شدت عجله كردن او در صحبت كردن آب دهانش بيرون پريد كه از آن در همان آن خداوند يك جفت سگ نر وماده خلق كرد تا نگهبان آدم وحوا گردد واز آن روز سگ دشمن درندگان ودرندگان دشمن سگ شدند.»( علل‏الشرائع،شيخ صدوق ج : 2 ص : 497)اما اينكه چرا در فقه سگ را نجس بيان نموده اند و از معاشرت با آن انسان را نهي كرده اند:عرض ميكيني گرچه فلسفه واقعي خيلي از احكام براي ما روشن نيست ; ولي در اين زمينه مي توان گفت كه سگ حيواني است كه بدن او محل پرورش خيلي از ميكروب ها و باكتري ها است . سگ عامل يكي از خطرناك ترين بيماري ها به نام هاري است و علاوه بر اين حيواني است كه زود با انسان مانوس مي شود و انس و مجالست با حيوانات (مخصوصا بعضي از آنها مثل سگ ) روح حيواني را در انسان تقويت مي كند.با صرف نظر از جهات بهداشت جسم توجه به دو نكته ذيل از جهت بهداشت رواني متعاقب اين حكم سودمند است:فلسفه جعل برخي از احكام ، پرهيز از موضوع آن و فاصله گرفتن از آن به عنوان يك خطر جدي است، مثلا گاهي بيان مي كنند به سيم لخت دست نزنيد تا دچار برق گرفتگي نشويد، و معمول خطرات اين گونه است همان طوري كه در مورد نوع گناهان اين است كه فلان كار را انجام ندهيد اما در كنار ترانس هاي قوي يا دكل هاي فشار قوي برق نه تنها نبايد با آنها تماس حاصل كرد بلكه نبايد به آنها نزديك شد و گرنه در فاصله كم، تأثير زيان بار خواهد داشت «سگ بازي» و نيز استفاده از «گوشت خوك» با توجه به تأثير رواني آنها بسيار مضر است كه خيلي ها به آن مبتلا هستند خصوصا با توجه به اقليت هاي ديني كه مثلا استفاده از گوشت خوك را جايز دانسته يا سگ بازي در عرف فرهنگي بيگانگان امري پسنديده بود. كما اينكه از جمله تفريحات درباريان و اشراف همين امر بود و حتما توجه داريد كه خوك مظهر شهوت و بي غيرتي است و بر اساس علوم پزشكي و روان پزشكي ثابت شده است كه صفات گوشت حيوانات به خورنده آنها سرايت مي كند.از اين رو حكم شرعي مبني بر نجاست اين دو حيوان، مقدمه اي براي فاصله گرفتن از اين حيوانات و استفاده هايي است كه بيگانگان اقليت ها و يا افراد لاابالي و بي اعتنايي به مسايل شرعي مي نمايند.ناگفته نماند معمولا هر حيواني يك يا چند خصلت خوب دارند بايد از آنها در همان جهت بهره برد.سگ به عنوان يك حيوان بافوا، در برخي كارها از جمله در محافظت از گله هاي گوسفند و يا شكار برخي حيوانات مورد استفاده است و نهي در اين مورد نيست بلكه «كلب معلم» يعني سگي كه براي شكار تعليم داده شده، احكام خاصي دارد كه مي تواند بيشتر اين حيوان را در خدمت انسان قرار دهد. ولي اين مسأله باعث نمي شود كه زندگي و رابطه انسان را به سگ بازي يا آميختگي و انس با سگ كنيم به ويژه با در نظر گرفتن آثار زيان بار روحي و جسمي زيانباري كه در اين حد از ارتباط وجود دارد.

 

در صورتی که قصد ثبت سوال دارید، می توانید از طریق صفحه جستجو اقدام به ثبت سوال نمایید. در غیر اینصورت با استفاده از فرم زیر نظر خود را برای ما ارسال نمایید.