نحوه برخورد با استاد لائیک ۱۳۹۱/۶/۲۷ - ۲۴ بازدید

ادْعُ إِلَى سَبِیلِ رَبِّکَ بِالْحِکْمَةِ وَالْمَوْعِظَةِ الْحَسَنَةِ وَجَادِلْهُمْ بِالَّتِی هِیَ أَحْسَنُ إِنَّ رَبَّکَ هُوَ أَعْلَمُ بِمَنْ ضَلَّ عَنْ سَبِیلِهِ وَهُوَ أَعْلَمُ بِالْمُهْتَدِینَ.
ادْعُ إِلَى سَبِیلِ رَبِّکَ بِالْحِکْمَةِ وَالْمَوْعِظَةِ الْحَسَنَةِ وَجَادِلْهُمْ بِالَّتِی هِیَ أَحْسَنُ إِنَّ رَبَّکَ هُوَ أَعْلَمُ بِمَنْ ضَلَّ عَنْ سَبِیلِهِ وَهُوَ أَعْلَمُ بِالْمُهْتَدِینَ. [النحل:۱۲۵].
جادلوا بالباطل لیدحضوا به الحق.

فرهیخته عزیز دغدغه دینی و الهیتان ستودنی است، از روش هایی که در تبلیغ و دفاع از دین در مراحل اول بکارگرفته می شود روش های دعوت برهانی و حکیمانه به همراه استدلالهای مختلف و گاه همراه با پند و اندرز، تلنگرها و موعظه حسنه است، که مورد توجه و تأکید قرآن قرار گرفته است. در مرحله بعد دعوت قرآن به جدال است. پس بهره‌گیری از منطق و استدلال و موعظه و در مواردی جدال نیکو در این موارد طبق فرمایش قرآن لازمه مواجه با این افراد است.

گفتمان جدلی امری فطری
به نظر قرآن گفتمان جدلی، امری فطری دربشر است و انسان نه تنها با دیگران بلکه حتی با خود به مجادله برمی خیزد تا خود را قانع سازد و امری را که بر خود مشتبه شده را به یقین اقناعی تبدیل کند قرآن بیان می کند که نفس انسانی گرایش به این دارد که از خود دفاع کند. از این رو می کوشد به هرشکل ممکن نه تنها از جان بلکه از خواسته و رفتار و منش و عقاید خود که شاکله و شخصیت وجودی او را شکل می دهد، دفاع و از آن در برابر هر بیگانه و حتی خود، دفاع کند قرآن بیان می دارد که روزی می رسد که انسان با خودش به مجادله برمی خیزد و می کوشد تا خود را برای خود مقبول قرار دهد و عقاید و رفتارش را درپیش وجدانش توجیه نماید: «یوم تاتی کل نفس تجادل عن نفسها»؛ روزی می رسد که هر نفس با خودش به مجادله برمی خیزد. (سوره نحل آیه ۱۱۱)

گرایش فطری بشر به جدال و مجادله به اندازه ای شدید است که قرآن درتوصیف انسان می فرماید: «وکان الانسان اکثر شی جدلاً»(سوره کهف آیه ۵۴)؛ انسان درمیان موجودات هستی از همه بیشتر به سوی جدال گرایش دارد و اهل مجادله است. بنابر این می توان مجادله گری را از خصوصیات و ویژگی ها بشر و انسان دانست. البته گفتمان جدلی خاص انسان نیست چنان که قرآن بدان اشاره و تصریح کرده است، ولی در میان موجودات این انسان است که گرایش شدیدی به مجادله دارد. از دیگر موجوداتی که قرآن گزارشی صریح و روشن از جدل ایشان می دهد مجادله فرشتگان درملا اعلی با خداوند است که در آیات ۳۰ تا ۳۵ سوره بقره بیان شده است.
در میان مردم برای مجادله وجدل و یا جدال، واژگان دیگری نیز رایج است که از آن میان می توان به مناظره، محاوره، مناقشه و مباحثه اشاره کرد.

اقسام و احکام جدال
قرآن جدال را به چند گونه دسته بندی کرده است به نظر می رسد که نمی توان همه گونه های جدال را به عنوان روش درست گفت وگو پذیرفت. گونه هایی که قرآن برای جدال ذکر می کند می توان به جدال احسن، جدال باطل، جدال جاهلانه و جدال عالمانه اشاره کرد.

۱- جدال احسن: برخی بهره گیری از خود قرآن و برخی از آیات را همان جدال احسن بر شمرده اند. به این معنا که قرآن دربرخی از آیات خود به مجادله رو آورده و با مشرکان به زبان جدل سخن می گوید و آنان را به اسلام دعوت می کند. بنابراین استفاده از این آیات قرآن در حقیقت، همان دستوری است که قرآن در بخش سوم اقسام دعوت بدان اشاره می کند و به جدال احسن از آن یاد می کند. از این رو می توان بهره گیری از آیات جدلی قرآن را در دعوت به عنوان جدل احسن یاد کرد. ولی آنچه به نظر می رسد این است که اگر این قول را بپذیریم و آن را درست بشماریم باید آن را حمل به مصداق کنیم و بگوییم که یکی یا بهترین مصداق از مصادیق جدل احسن، استفاده از آیات جدلی قرآن در دعوت و تبلیغ دین است. به این معنا که اگر پیامبر(ص) به مجادله احسن با مشرکان مأمور شده است به این معناست که یکی از بهترین روش های این گونه دعوت، استفاده از خود آیات جدلی قرآن می باشد. (نحل آیه ۱۲۵) سخن دیگران که قرآن پیامبرش را درمجادله با اهل کتاب به مجادله احسن دعوت می کند تا با تکیه بر اصول و اعتقادات پذیرفته شده و باور همگانی در دو طرف مجادله آنان را به حق بخواند. آنچه در این دستور مورد اهتمام است، تأکید بر اصول پذیرفته شده دوطرف است که به نظر می رسد به مولفه اصلی در مجادله اشاره دارد. به این معنا که در مجادله احسن آنچه مولفه اساسی و اصلی را شکل می بخشد، اهتمام و توجه به اصول مشترک و باورهای دوسوی مجادله است (عنکبوت آیه ۲۶) این نکته را می توان با اشاره و تأکید دیگر قرآن در همین آیه تقویت کرد؛ زیرا به مسلمانان دستور می دهد که با ظالمان و ستمگران اهل کتاب به مجادله برنخیزند؛ (همان) چون ستمگران دراین آیه کسانی هستند که حق را نادیده گرفته و با علم به آن، کتمان حق کرده و به مجادله با اهل حق می پردازند. چنین افرادی به اصول و باورهای مشترک خود پای بند نیستند و آن را به ستم نادیده می گیرند، درمقامی قرار می گیرند که امکان جدال احسن با ایشان وجود نخواهد داشت. بنابراین جدال احسن و تکیه و تأکید بر اصول و باورهای مشترک، امری لغو و بیهوده خواهدشد در زمانی که سویه دیگر مجادله آن را کتمان کرده و به ظلم آن را نادیده می گیرد.

۲- جدال باطل: در تعبیر قرآنی، جدالی است که در آن یک سوی مجادله به استهزاء و تمسخر روی می آورد و هدف از آن کوبیدن حق است به این معنا که یک سوی استهزاء هم در روش و آداب مجادله، رعایت ادب را نمی کند و به حیله تمسخر و استهزاء روی می آورد تا طرف مقابله را از نظر شخصی و شخصیت خرد و کوچک نماید و هم با علم به حق بودن آن را نادیده گرفته و بکوشد تا آن را بکوبد و یا نابود سازد. این روش در بیشتر مواردی که در قرآن از آن یاد شده، مواردی است که ازسوی مشرکان و کافران مورد بهره برداری قرارگرفته است و به عنوان روش اصلی مخالفان پیامبران به کار رفته است. (کهف آیه ۵۶ و غافر آیه ۵)

۳-جدال جاهلانه:
این روش از سوی کسانی به کار می رود که از اهل کتاب و علم و دانش نیستند و در حقیقت توده مردمی هستند که بدون هیچ علم و دانشی تنها برپایه تقلید کورکورانه از نیاکان به چیزی باور داشته و از آن حمایت می کنند. قرآن درباره این گونه از جدال ها بیان می کند که اهل مجادله باطل، بدون داشتن هیچ دانشی نظری و یا هدایت و کتاب آسمانی و دلیل وحیانی و یا شهودی تنها برپایه پیروی از شیطان و یا نیاکان خود به مجادله با اهل حق و خود حق می پردازند. هدف مجادله گران جاهل نیز بقا در گمراهی خود و گمراه سازی دیگران است؛ زیرا بدون آن که حق را بشناسند و تنها برپایه باورهای خرافی و غلط می کوشند آن را حفظ و یا ترویج کنند. (حج آیات ۸و ۹ و نیز لقمان آیه ۲۰)

۴-جدال عالمانه: مجادله ای است که با توجه به داده های علمی، دلیل معتبر عقلی و یا نقلی و یا شهود معتبر و مانند آن انجام می گیرد. این روش مورد توجه و تایید قرآن است. روشی است که از سوی خردمندان و پیامبران مورد استفاده بوده و هست. (اعراف آیه ۷۱ حج آیه ۸ و لقمان آیه ۲۰و غافر آیات ۳۵و ۵۶)
قرآن برای هر دسته از این اقسام، احکام خاصی را بیان می کند. با توجه به نوع رویکرد قرآن به هر یک از انواع و اقسام مجادله می توان احکام آنان را به دست آورد. بی گمان مجادله عالمانه امری مباح است اگر حکم به پسندیدگی (استحباب) و یا وجوب آن نشود؛ چنان که جدال احسن نیز به حکم پسندیدگی به طور طبیعی امری مستحب است ولی به حکم و دستور خاص الهی امری واجب و لازم شده است. (نحل آیه ۱۲۵) اما وجوب و لزوم آن مشروط است که در آغاز از روش های دیگری بهره گرفته شود؛ از این روست که قرآن آن را در مرحله سوم پس از دعوت برهانی و پند و اندرز ذکر کرده است و پیامبر را بدان فرمان داده است. نکته دیگر آن که این وجوب در مجادله با اهل حق نیست بلکه خاص کسانی است که از دیدن اسلام و یا حق بیرون می باشند. بنابراین مجادله به هر شکل با اهل ایمان و حق به نظر امری نادرست است و برای تفهیم و دعوت آنان به حق باید از روش های دیگری بهره جست. بنابراین مبلغان در حوزه مناطق اسلامی یا نباید و یا در حد ضرورت باید از این روش بهره برداری نمایند. چنان که جدال غیراحسن با اهل کتاب نیز امری است که قرآن آن را نهی کرده و مومنان را از به کارگیری آن باز داشته است. (عنکبوت آیه ۴۶) جدال باطل و جاهلانه نیز امری حرام است و نباید از این روش بهره جست.

آداب جدال
قرآن آداب و شرایط خاصی را برای مجادله و گفت وگوی جدلی بیان کرده است که می بایست از سوی مومنان مراعات گردد تا اهداف مجادله به دست آید.
از جمله آدابی که قرآن برای مجادله کنندگان بیان داشته است، برخورد منطقی و استوار بر علم و دانش است. (اعراف آیه ۷۱ و حج آیه ۳و ۸ و لقمان آیه ۲۰ و غافر آیه ۳۵ و ۵۶)
از دیگر آداب مجادله برخورد نیکو و حسن معاشرت در بیان و رفتار است. به طوری که آن سوی مجادله از رفتار و نحوه بیان مومن دلخور نگردد. (نحل آیه ۱۲۵ و عنکبوت آیه ۴۶)
سومین سفارش قرآن به اهل مجادله آن است که رفق و مدارا را در هنگام مجادله با مخالفان مراعات کنند. طبرسی در مجمع البیان ج ۵و ۶ ص ۶۰۵ مراد از مجادله احسن را مجادله همراه با رفق و مدارا است.
پس براین اساس شما می توانیدبا تشخیص هریک از موارد کارویژه خاصی از مجادله و مناظره با این اساتید داشته باشید

ممکن است این مطالب هم برای شما مفید باشد:

نظرات

 

در صورتی که قصد ثبت سوال دارید، می توانید از طریق این صفحه اقدام به ثبت سوال نمایید. در غیر اینصورت با استفاده از فرم زیر نظر خود را برای ما ارسال نمایید.