نحوه تعامل آیت الله بروجردی با رژیم پهلوی و نظر او در باره دخالت در سیاست ۱۳۹۰/۸/۱۳ - ۱۸۸ بازدید

تشکیل حکومت اسلامی در عصر غیبت با محوریت ولی فقیه جامع الشرایط ، هر چند از نظر سیاسی در جهان معاصر دیدگاهی جدید است اما از منظر فقهی و اندیشه اسلامی ، از سابقه طولانی در آموزه های اصیل دینی و دیدگاههای اندیشمندان اسلامی برخوردار می باشد . فقهای بزرگی همچون صاحب جواهر ره , محقق کرکی ومرحوم نراقی و مرحوم امام و بسیاری دیگر ازفقها در آثار خویش با استناد به ادله عقلی و نقلی ، به اثبات و ضرورت ولایت فقیه پرداخته اند .
تشکیل حکومت اسلامی در عصر غیبت با محوریت ولی فقیه جامع الشرایط ، هر چند از نظر سیاسی در جهان معاصر دیدگاهی جدید است اما از منظر فقهی و اندیشه اسلامی ، از سابقه طولانی در آموزه های اصیل دینی و دیدگاههای اندیشمندان اسلامی برخوردار می باشد . فقهای بزرگی همچون صاحب جواهر ره , محقق کرکی ومرحوم نراقی و مرحوم امام و بسیاری دیگر ازفقها در آثار خویش با استناد به ادله عقلی و نقلی ، به اثبات و ضرورت ولایت فقیه پرداخته اند . به عنوان نمونه حضرت آیت الله بروجردی ره در مورد ولایت فقیه با استناد به ادله عقلی ضرورت حکومت و ولایه فقیه را به اثبات رسانده و معتقدند :اگر حتی دلالت روایات بر ولایت فقیه را ناتمام بدانیم , از طریق استدلال عقلی نیز می توان آن را اثبات نمود . ایشان این گونه استدلال نموده اند که اولا, انسان نیازهای اجتماعی دارد ثانیا, دین اسلام به این نیازها اهمیت داده و بسیاری از احکام آن در مورد اجتماع و سیاست است که اجرای آن احتیاج به رهبری دارد و اجرای ان را به مسلمان تفویض نموده است ثالثا, امامان معصوم که شیعیان خویش را از رجوع به طاغوتها و قضات جور بر حذر داشته اند , به یقین فردی را به عنوان مرجع برگزیده اند , آن هم برای رفع خصومتها , تصرف در اموال غایبان و قاصران , دفاع از حوزه اسلام و دیگر امور مهمی که شارع راضی به ترک و اهمال آنها نیست . رابعا , تعیین و نصب مرجع از سوی آنان منحصر در فقیه جامع الشرایط است زیرا هیچ کس قائل به نصب غیر فقیه نشده است . بنابر این امر دائر بین عدم نصب و نصب فقیه عادل است و چون بطلان فرض اول روشن است از این رو نصب فقیه قطعی است و مقبوله عمربن حنظله نیز در شمار شواهد و مویدات خواهد بود .( سید محمد حسین طباطبایی بروجردی ,البدر الزاهر , تقریرات مباحث آیت الله بروجردی ,قم: دفتر تبلیغات اسلامی حوزه علمیه , ص ۵۲ )

آیت الله بروجردى(ره) و رژیم پهلوی :
در مورد آیت الله بروجردى(ره) و نحوه برخورد ایشان با رژیم شاه گفتنى است که یکى از مهمترین مؤلّفه هایى که در تصمیم گیرى یک مرجع مذهبى براى برخورد با مفاسد و مظالم دستگاه حکومتى بسیار مؤثر است، مناسبت بودن شرایط محیطى و اوضاع اجتماعى و فرهنگى جامعه است. شواهد و قرائنى بسیار زیادى حاکى از آن است که چنین آمادگى در زمان ایشان براى برپایى قیام همه جانبه علیه رژیم وجود نداشت. به علاوه انحرافات رژیم در آن زمان به اندازه زمان قیام امام(ره) نبود و هر چه زمان مى گذشت، انحرافات شاه نیز بیش تر مى شد. به همین جهت مى بینیم امام(ره) تا سال ۱۳۴۲ رسماً و به صورت علنى در مقابل رژیم شاه، قیام نکردند و بیشتر با نصیحت اصلاح شاه نوشتند و وقتى که انحرافات و استبداد شاه، فزونى گرفت، مبارزه جدى را در پیش گرفتند. البته مطلب یاد شده به این معنا است که آیت الله بروجردى هیچ اقدامى علیه رژیم انجام ندادند؛ بلکه بر عکس یکى از عوامل تعیین کننده پیروزى انقلاب اسلامى به رهبرى امام خمینى را فراهم آوردند و آن تثبیت و گسترش نقش محورى، مرجعیت در جامعه اسلامى بود. علاوه بر این آیت الله بروجردى در واقعه مشروطه از نزدیکان مرحوم آیت الله خراسانى بود و به خوبى مى داشت که پس از رخنه ایادى بیگانه در امر مشروطیت و شهادت شیخ فضل الله نورى، مرحوم آخوند چگونه از اقدامات خود پشیمان شده و از دخالت در امور سیاسى هراس داشت. آیت الله بروجردى(ره) در این باره مى فرماید: «از آن موقع که دیدم مرحوم استاد آخوند و مرحوم نائینى که آن هم زحمت در تأسیس و تداوم کار مشروطه محتمل شده بودند... حالت وسوسه اى براى من پیدا شده است که تا یک واقعه سیاسى پیش مى آید، از اقدام فورى حتى الامکان پرهیز مى کنم. مبادا کارى به زیان مسلمین انجام گیرد. خیلى ها به این وسوسه و اضطراب من در امر سیاست ایراد مى گیرند؛ ولى من هم نمى توانم جز این رفتارى داشته باشم». با وجود عوامل یاد شده، آیت الله بروجردى هرگاه احساس مى کرد خطر جدّى، اسلام و مسلمین را تهدید مى کند، موضعى تند مى گرفت و اقدامات لازم را انجام مى داد که در ذیل به بعضى از آنها اشاره مى شود: ۱. هرگاه به ایشان خبر مى رسید که رژیم شاه در صدد است با تحریک بیگانگان، به اقداماتى مخالف مصالح اسلام و مسلمانان است بزند، چند بار هشدار مى داد؛ مبنى بر این که اگر کارهاى پشت پرده عملى شود، من از کشور خارج خواهم شد. رژیم شاه نیز از بیم عکس العمل مردم، دست نگاه مى داشت تا پس از رحلت آن مرحوم نیات شوم خود را عملى سازد. بعد از رحلت ایشان در سال ۱۳۴۰ ش، رژیم در سال ۱۳۴۱ در لایحه انجمن هاى ایالتى و ولایتى، قید قسم به قرآن و شرط اسلام و ذکوریت را برداشت و... . ۲. اقدامات فرهنگى ایشان در جهت مبارزه با مفاسد رژیم شاه عبارت بود از: الف) الزامى کردن درس تعلیمات دینى در برنامه هاى درسى دانش آموزان؛ ب) مبارزه با مظاهر آتش پرستى؛ ج) مباره علیه بهایى ها؛ د) تأسیس مدارس دینى و احداث مساجد و... . ۳. ایشان در مقابل وضعیت فرهنگى و اجتماعى مسلمانان جهان نیز بسیار حسّاس بود و اقدامات اساسى انجام دادند؛ مانند: الف) تلاش و کوشش رسمى براى وحدت مسلمانان با تأسیس و توسعه دار التقریب مصر؛ ب) پس از تشکیل دولت اسرائیل در دى ماه ۱۳۲۶ ه.ش و آغاز نخستین جنگ اعراب و اسرائیل، طى تلگرافى (به زبان عربى) ضمن محکوم کردن اقدامات صهیونیست ها، براى پیروزى اعراب مسلمان در جنگ، دعا نمودند. ج) تأسیس مسجد هامبورگ در آلمان و...( براى اطلاع بیشتر ر.ک: ۱. على دوانى، نهضت روحانیون ایران، ص ۲۵، و ۵۶۲ ۲. حجةالاسلام فلسفى، خاطرات و مبارزات، ص ۱۸۰ ۳. جمعى از پژوهشگران، گلشن ابرار، ج ۲، ص ۷۸.)

در یک جمع بندی پاسخ این قسمت از سوال در چند بخش قابل بررسى است:
الف) دلایل عدم قیام آیت الله بروجردى(ره) در مقابل رژیم شاه:
براى برپایى و ایجاد قیام و انقلاب، عواملى از قبیل آمادگى مردم براى همکارى و مشارکت گسترده، وجود انگیزه اى قوى در آنان براى تحمّل مشقّات و... لازم است؛ ولى در زمان حیات ایشان، مجموعه این زمینه ها آماده و مهیّا نبودند. آیت الله بروجردى در کنار کمک به انقلابیون مؤمن، سیاستى بسیار دقیق داشت. وى مى دانست که مردم براى تحمّل دشوارى ها آمادگى ندارند و اگر با فشار نیروهاى دولتى رو به رو شدند، مرجعیت را تنها مى گذارند. بنابراین زمان را براى رویارویى مستقیم با دربار مناسب نمى دید. از سوى دیگر رها کردن شاه و راندن کامل وى را، موجب فرو غلتیدن فزون تر او در دامان بیگانگان مى دانست. پس گاه با وى مدارا مى کرد تا آن جوان مغرور، جاى پاى خود را سست نبیند و براى حفظ خویش به بیگانگان پناه نبرد. البته در برخى مواقع به شدیدترین صورت ممکن، در برابر نقشه هاى او مى ایستاد، (ر.ک: مجله حوزه، سال هشتم، شماره ۱ و ۲، ص ۱۱۵ و ص ۱۱۶). نکته دیگر این که عوامل و ایادى استعمار، با گذاشتن عناصر سرسپرده خود در اطراف آن مرحوم، از رسیدن هر گونه خبر و گزارش و اطلاعى به ایشان در مورد اوضاع اسف بار ایران و ملّت اسلام به شدت جلوگیرى مى کردند عده اى نیز، شیادانه موضع ایشان را به نفع رژیم جلوه مى دادند و در میان مردم ایشان را یاور و پشتیبان شاه وانمود مى کردند البته حضرت امام(ره) با جدیت تمام این توطئه را خنثى کرده و نقش مشاورى کاردان براى آیت الله بروجردى را ایفا مى کردند، (ر.ک: نهضت امام خمینى، ج ۱، ص ۹۷).
ب) بررسى اقدامات آیت الله بروجردى براى دفاع از دین و خدمت به اسلام و مردم: مرحوم بروجردى تا پایان زندگى خویش، پیوسته مراقب اوضاع و احوال کشور بود و در قبال تجاوز رژیم به حریم قرآن و منافع مردم، تا آن جا که آگاهى و توان داشت، ساکت و بى تفاوت نمى نشست. ازاین رو از بسیارى نقشه ها و برنامه هاى ضد اسلامى رژیم، جلوگیرى به عمل مى آورد. برخى از اقدامات ایشان عبارت بود از: ۱. تلاش براى ایجاد وحدت بین مسلمانان و تأسیس و توسعه دار التقریب؛ ۲. مبارزه علیه رضاخان و حرکت از بروجرد به منظور اسقاط حکومت پلیسى و نامشروع پهلوى؛ ۳. الزامى کردن درس تعلیمات دینى در برنامه آموزشى سراسر کشور؛ ۴. مبارزه با مظاهر آتش پرستى و انحرافات اسلام زدایانه رژیم شاه؛ ۵. مبارزه علیه بهائیت که این نیز توطئه اى استعمارى در سطح کلان و گسترده بود؛ ۶. تأسیس مدارس دینى و احداث مساجد در کرمانشاه، قم، هامبورگ و...؛ ۷. برخورد ایشان با مسؤولان مملکتى. در این گونه موارد دولت کسى را براى جلب رضایت خاطر ایشان به قم مى فرستاد؛ ولى ایشان نمى پذیرفتند و همین برخورد موجب مى شد که دولت در کار خود تجدید نظر کند و موجبات رضایت خاطر ایشان را فراهم آورد و آیت الله بروجردى به مرحوم امام(ره) اعتماد و اطمینان ویژه اى داشت و در مواقع حساس با ایشان تماس گرفته و مشورت مى کرد، (ر.ک: خاطرات و مبارزات حجةالاسلام فلسفى، ص ۲۰۵ - ۱۷۱).

ج . مقایسه عملکرد حضرت امام با آیت الله بروجردی :
درموردچگونگی عملکرد آیت ا... بروجردی ( ره) و امام(ره) باید به عنصر زمان و نیز عملکرد طاغوت و همچنین برداشت هر کدام از آن دو بزرگوار از دین و زمان خود توجه نمود ۰صلح امام حسن (ع) و جنگ امام حسین (ع) بهترین نمونه برای ما شیعیان است ۰دلایل امام حسن (ع) از زبان خودشان را ایتگونه نقل کرده اند که: سستی مردم در حمایت از امام و اینکه امام نمی خواست بر خلاف میل مردم آنان را به جنگ بکشاند ۰ و نیز در جواب یکی از یارانشان که دلیل صلح را پرسیده بود گفتند : اگر این کار من نبود کسی از شیعیان ما بر روی زمین باقی نمی ماند ۰ امام حسین(ع) مدت ده سال در کنار امام حسن(ع) ماندند و تا زمان شهادت برادرشان به پیمان صلح وی وفادار بودند ۰ پس از روی کار آ مدن یزید ، امام دیگر با وی بیعت ننمودند ومی دانید که انقلاب کربلا اتفاق افتاد ۰که همان قیام و حرکت امام بود که تشیع را زنده نگهداشت و نقطه عطفی گردید در تاریخ اسلام که درنهایت نیز منجر به وقوع انقلاب اسلامی گردید۰ آیا به کدامیک از این ائمه می توان ایراد گرفت درحالیکه هرکدام برای کارشان دلایلی داشتند. درزمان آیت الله بروجردی طاغوت جرات کمتری برای کارهای مخالف اسلام داشت . آیت الله بروجردی قدرت خویش را که حاصل از اجتماع مرجعیت در ایشان بود صرف تربیت شاگردان زیادی کردند ، که بعدها عاملی شدند برای برطرف نمودن نیازهای مبرم جامعه اسلامی . امام (ره) نیز یکی از همین افراد بودند۰همچنین ایشان اولین تلاشهارا برای تقریب مذاهب اسلامی از طریق دارالتقریب مصر انجام دادند . ضمن اینکه لازم به توجه است اساس فقاهت شیعه بر آزاد اندیشی فقیه است. و اختلاف نظر در چنین نظامی پذیرفته شده است . نظام حاکم بلافاصله پس از فوت ایشان و به خیال اینکه مابین مجتهدین اختلاف نظر وجود دارد لایحه ی انجمن های ایالتی وولایتی را مطرح نمود ضمن آنکه در آن ذکر گردید لزومی ندارد نمایندگان ایالات به قرآن سوگند یاد کنند . آنان می توانند بهر کتاب آسمانی سوگند بخورند۰ همین امرواکنش امام (ره) و قیام پانزده خرداد را بدنبال داشت . وبقیه قضایایی که منجر به سقوط طاغوت گردید۰ بنابراین در بررسی مسائل تاریخی باید به ابعاد زمان ومکان وقوع واقعه توجه داشت ۰ نباید حوادث گذشته را با شرایط امروز مورد بررسی قرار داد ۰ (لوح فشرده پرسمان، اداره مشاوره نهاد رهبری، کد: ۱/۱۰۰۱۳۴۳۰۳)

ممکن است این مطالب هم برای شما مفید باشد:

نظرات

 

در صورتی که قصد ثبت سوال دارید، می توانید از طریق این صفحه اقدام به ثبت سوال نمایید. در غیر اینصورت با استفاده از فرم زیر نظر خود را برای ما ارسال نمایید.