نرم افزار پرسمان همراه (نسخه ۳) ۱۳۹۵/۱۲/۰۴ - ۳۰۰۶۹ بازدید

نرم افزار پرسمان همراه (نسخه ۳)





 




 



پرسمان 3 ویژه آندروید



 







در پرتو توفیقات خداوند
منان و در ظل توجهات حضرت ولی عصر(عجل الله تعالی فرجه) نرم افزار «پرسمان
همراه ۳» حاوی بیش از ۶۰۰۰ پرسش و پاسخ دانشجویی، توسط اداره مشاوره و
پاسخ نهاد نمایندگی مقام معظم رهبری در دانشگاه ها، در حوزه های مختلف
اندیشه دینی، سیاسی و مشاوره دینی تهیه و تنظیم شده است و در اختیار
علاقه مندان، مراکز علمی و به ویژه دانشگاهیان عزیز قرار می گیرد.


 










ممکن است این مطالب هم برای شما مفید باشد:

نظرات

میهمان
دوستان میش کمکم کنید چ دعا یا سوره هست این حسود از بین بره راهنماییم کنید تر خدا
پرسمان
سلام علیکم، پرسشگرگرامی!در ابتدا لازم است نکته ای را متذکر گردیم و آن اینکه بین «غبطه» و «حسادت» فرق است که برای جلوگیری از خلط بین آن دو مطلبی را ارائه میدهیم. «حسادت» آن است که انسان از نعمت دیگران ناراحت شود و آرزوى از بین رفتن آن را داشته باشد. اما در «غبطه»، انسان از نداشتن خود آزرده خاطر است؛ نه از بهره مندى دیگران. در نتیجه آرزو یا تلاش نمى کند که نعمت از دیگرى سلب گردد؛ بلکه از نعمت دیگران خوشحال است و دعا و تلاش مى کند که خود نیز به آن برسد. بزرگ‌ترین آتش‌های جهان را با یک فنجان آب می‌توان خاموش کرد، کافیست زمان را دریابید و به موقع این کار را انجام دهید. یعنی زمانی که جرقه‌ای زده شد و آتش به تازگی در حال خودنمایی است وارد عمل گشته و همان موقع با یک فنجان آب آتش را خاموش ‌نمایید. گناهان را نیز باید در همان آغاز مهار کرد؛ زیرا بی مبالاتی و اهمال، دامنه آنرا به سراسر زندگی گسترش داده و آن زمان است که خاموش کردن آن کاری بس دشوار و گاهی ناممکن خواهد شد. اینکه خودتان اقرار به روشن شدن آتش حسادت در دلتان میکنید را به فال نیک گرفته و آن را موهبتی الهی بدانید. چرا که چه بسیار افرادی هستند که سالهای سال گرفتار این اخلاق بد هستند و گاه این رذیله تمام زندگیشان را به آتش میکشد ولی هرگز حاضر به پذیرفتن این اخلاق بد نبوده و هیچگاه سعی در برطرف کردن مشکلشان نمیکنند. لذا از همین امروز تصمیم بگیرید که با دیدی دیگر به اطرافیان و بویژه خواهرشوهرتان نگاه کنید و برای خشکاندن ریشه های حسادت در وجودتان تلاش کنید. از دیدگاه روان شناسان ریشه حسادت ضعف اعتماد به نفس است یعنی به دلایل روان‌شناختی، افرادی که اعتماد به نفس پایینی دارند و هویت خود را از درون خویش دریافت نمی‌کنند و نیازمند و وابسته به تایید دیگران هستند دچار این حالت می شوند.
* حسادت و راههای از بین بردن آن:
از نظر اسلام، حسادت، صفتى ناشایست و بیمارى اخلاقى خطرناکى است که باعث فساد و هلاکت روح و جسم آدمى مى شود. بى تردید، هنگامى که انسان مشاهده مى کند که دیگران نعمت یا امکاناتى دارند، که او ندارد، به طور طبیعى ملول و افسرده مى شود. اما همانطورکه گفته شد از دیدگاه روان شناسان ریشه حسادت ضعف اعتماد به نفس است یعنی افراد حسود به دلایل روان‌شناختی، افرادی هستند که اعتماد به نفس پایینی دارند و هویت خود را از درون خویش دریافت نمی‌کنند و نیازمند و وابسته به تایید دیگران هستند. در واقع افراد حسود به دنبال ضعف اعتماد به نفس و احساس نداشتن امنیت در شرایطی که هستند به رقابت‌های ناسالم دست می‌زنند. برای مثال، همه ما دوست داریم در روابط اجتماعی نسبت به هم ردیف‌های خودمان رشد کنیم و برای این رشد و ترقی همواره تلاش می‌کنیم و موفقیت‌های دیگران را علاوه بر تحسین کردن، گاهی به صورت الگوی خود قرار می‌دهیم اما افراد حسود سعی می‌کنند با خراب کردن چهره کسانی که در سطح بالاتری از ‌آنها هستند و در واقع با کاستن ارزش آن اشخاص در نظر دیگران، خود را بالاتر و بهتر جلوه دهند. آنها مدام در تلاش‌اند که موازنه منفی ایجاد کنند و به جای کوشش برای رسیدن به سطوح بالاتر، آنهایی را که در سطح بالا هستند، به پایین می‌کشند تا به اصطلاح با هم در یک مقطع قرار بگیرند. این تلاش ناسالم، انرژی زیادی از آنها می‌گیرد و بسیار آزارشان می‌دهد. در بچه‌ها اغلب حسادت‌ها به علت مورد توجه قرار گرفتن از سوی والدین است, در بزرگسالان ریشه آن همان نداشتن اعتماد به نفس است.
علت اصلى حسد ناراحتى انسان از عدم موفقیت خود است که چرا او پیشرفت نکرده و دوستش رشد خوبى کرده است. بدین جهت انسان مى خواهد رشد دوست خود را متوقف کند که این حالت «حسد» نامیده مى شود. حال اگر انسان توجه داشته باشد که شکست دوست او هیچ کمکى به او نمى کند و هیچ سودى براى او ندارد و بلکه ممکن است براى او مشکلاتى به وجود آورد، راه درست را انتخاب مى کند و آن راه درست این است که به جاى تخریب دیگران سعى کند خود را مانند آنان به موفقیت برساند که در این صورت این حالت انسان غبطه نام دارد و نه تنها بد نیست، بلکه موجب رشد و ترقى انسان مى گردد، بنابراین مى توان با تبدیل صفت حسد به حالت غبطه راه رشد و ترقى را بر خود بازنمود و از آثار منفى این صفت نیز در امان ماند.
ریشه های حسادت ۱ . شناخت غیر درست پایه مهم و علت اصلی حسادت شناخت غیر درست و اختلال در سیستم شناختى است به این کیفیت که فرد مبتلا به حسادت داشته خود و خود را کم، اندک، نامناسب و... مى داند به تعبیرى فرد از ضعف فکرى در نحوه تلقى امور رنج مى برد اگر فردى به پیشرفت یکى حسادت مى ورزد به واسطه این فکر غلط است که مى پندارد دو نفر نمى توانند پیشرفت کنند و میدان رقابت را تنگ مى بیند و یا اگر کودکى به دوستى پدر نسبت به برادرش حسادت مى ورزد ازاین روست که مى پندارد پدر فقط یکى را مى تواند داشته باشد ولى بعد که بزرگ مى شود و دید او وسعت مى یابد به این نکته پى مى برد که پدر مى تواند همزمان چندین نفر را دوست داشته باشد و لذا دیگر حسادت نمى ورزد به هر حال از آنجا که حسادت ریشه در سیستم شناختى دارد . ۲ . خباثت نفس و بخل نسبت به خیر بندگان خدا
در گوشه و کنار عالم کسانی را می یابی که از گرفتاری و رنج و مصیبت بندگان شاد و خوش دل می شوند و از راحت و نیکویی حال و وسعت معاش آنان ناراحت و محزون می گردند.چنین شخصی هرگاه نگرانی و اضطراب احوال مردم و گرفتاری و تنگی معیشت آنان را بشنود به سبب خبث باطن و رذالت طبع در خود احساس شکفتگی و شادمانی می کند. این بیچاره نسبت به نعمت های خدا بر بندگان بخل می ورزد بدون اینکه قصد و غرضی داشته باشد و یا تصور کند که آن نعمت به وی منتقل می شود پس این خوی ناشی از خبث نفس و پستی و پلیدی طبع است. ۳ . دشمنی و کینه توزی
دشمن و کینه توزی بزرگترین اسباب حسد است، زیرا هر انسانی که اهل مجاهده با نفس نباشد به گرفتاری و رنج دشمن خود شاد و فرحناک می گردد، یا به گمان اینکه این حال امکاناتی است که خداوند به خاطر او به طرف مقابل رسانده یا برای اینکه طبعاً ضعف و نابودی دشمن را دوست دارد و هرگاه نعمتی به دشمن رسد ناراحت می شوند زیرا ضد مراد و خواهش اوست و گاه تصور می کند که خود او در نزد خدا منزلتی ندارد که انتقام او را از دشمن نگرفته و بلکه به او نعمت داده و از این خیالات اندوهگین می شود. ۴ . حب ریاست و حب مال و جاه
پس کسی که نام و آوازه را دوست دارد طالب مدح و ستایش است از اینکه او را در فن خود بی همتای زمان و یگانه عصر خوانند و از حیث شجاعت یا علم یا عبادت یا صنعت یا جمال یا غیر این مشهور و معروف گردد. اگر بشنود که در دورترین نقاط جهان نظیرو مانندی برای او هست ناراحت و بددل می شود و به مرگ او یا زوال نعمتی که در آن با او شریک است شاد می گردد تادر فن خود از همه برتر و در ستایشی که از صنعت او می شود یکتا و بی همتا باشد. ۵ . ترس از بازماندن از مقصود و مطلوب خود
و این مخصوص دو نفر است که هر دو یک چیز را بخواهند، پس هر یک از آن دو در وصول به مقصود به دیگری حسد می ورزد از این جهت که آن را در انحصار خود می خواهد مثل حسد زن و مرد نسبت به یکدیگر در مسائل همسری، و حسد برادران با هم در نزدیکی به پدر و مادر برای دست یافتن به مال آن دو، و حسد شاگردان به یکدیگر در مورد یک استاد برای جلب توجه او، و حسد ندیمان و خواص بزرگان در نیل به منزلت و مقام در نزد صاحب منصبان وصاحبان قدرت و حکومت ها و حسد علما، وعاظ و فقهایی که اهل یک شهرند با هم در رسیدن به درجه قبول و برای دست آوردن مال و جاه و قدرت و اشتهار اجتماعی و تلاش می کند که نسبت به دیگران توفق و برتری داشته باشند و هدف قرب الهی نباشد. ۶ . تکبّر
و آن عبارت است از اینکه صفت تکبر بر طبع کسی غالب باشد و بخواهد بریکی از اقران برتری نماید و از او توقع دنباله روی داشته باشد، پس اگر نعمتی به وی رسد، چنین تصور کند که دیگر متحمل تکبر او نخواهد شد و از اطاعت و خدمت او سر باز خواهد زد، یا داعیه برابری با او یا برتری از او را خواهد داشت، و بدین سان خادم وی مخدوم او خواهد شد از این جهت در رسیدن به نعمت به وی حسد می برد و چنانکه حسد بیشتر کفّار نسبت به رسول الله صلی الله علیه وآله و السلم از این قبیل بوده که می گفتند: چگونه جوانی فقیر و یتیم بر ما مقدم شود. ۷ . تعجب
و این در وقتی است که محسود در نزد حاسد حقیر و نعمتی که به وی رسیده بزرگ باشد، و از رسیدن مثل وی به چنان نعمتی در شگفت شود و حسد ورزد و زوال آن را بخواهد، واز این قبیل است حسد امت ها نسبت به پیامبران خود که می گفتند: ما أَنتُم إِلّا بَشَرٌ مِثلُنا. شما جز بشری مانند ما نیستید.«زخرف، آیه ۳۱» *** بنابراین می توان گفت که عوامل و ریشه های بالا می تواند در همه انسانها باشد ، اما بعضی این عوامل را کنترل کرده و آن را تبدیل به غبطه می کنند و عده ای نیز از کنترل آن ناتوان بوده و حسود می شوند . درمان حسادت
درمان حسد، دو رکن اساسى دارد: ۱- درمان نظرى؛ (شناخت ابعاد و نتایج آن در دنیا و آخرت) و ۲- درمان عملى.
۱. درمان نظرى : درمان نظرى حسد زمینه ها و ابعاد مختلفى دارد؛ از جمله:
۱-۱. شناسایى ریشه ها، علل و عوامل پدید آورنده و رشد دهنده حسد؛
۱-۲. گستره، انواع و اشکال بروز حسد؛
۱-۳. زیان هاى فردى و اجتماعى حسد؛
۱-۴. انگاره ها و دانسته هایى که تأثیر مستقیم در درمان حسد و یا کاهش آثار آن دارند.
اکنون به اختصار پاره اى از آنچه به این بخش مربوط است بیان مى شود:(جهت آگاهى بیشتر نگا: صدر، سید رضا، حسد، قم: بوستان کتاب، چاپ سوم ۱۳۸۲، صص ۲۱۱ - ۲۹۰.)
الف. حسد، نه تنها زیانى براى شخص مورد حسد (محسود) ندارد؛ بلکه چه بسا به نفع او و به ضرر حسود است؛ زیرا به فرض که حسادت دیگران موجب غیبت یا تهمت او شود؛ این کار باعث از بین رفتن گناهان او و به دوش کشیده شدن آنها توسط حسود نیز مى گردد. در حالى که انسان خردمند، هیچ گاه ضرر خود را نمى خواهد و چه ضررى بالاتر از حسدورزى!
ب. خداوند بنابر حکمت بالغه خود، نظام جهان را به گونه اى قرار داده است که انسان ها از جهاتى - چون استعداد، قیافه، مال، خانواده و ... - با یکدیگر تفاوت هایى داشته باشند. یکى از حکمت هاى این مسئله، امتحان و ابتلایى است که باید برقرار باشد. اگر آدمى حقیقت این مطلب را درک کند و به عمق آن دست یابد، آن گاه بر موقعیت دیگران رشک نخواهد برد؛ چرا که همه این موهبت ها و تفاوت ها را به جهت جریان حرکت زندگى و فلسفه اى که وراى آن است، مى داند. افزون بر آن این نکته را در نظر دارد که هر نعمتى مسئولیت هاى سنگینى نیز در پى دارد و تحمل هر کاستى و صبورى در برابر هر مشکلى، پاداش هاى بزرگى به ارمغان مى آورد.
ج. توجه به معاد و نعمت ها و درجات والاى پرهیزگاران در قیامت و آخرت، آدمى را از چشم دوختن به متاع دنیا باز مى دارد. خداوند در قرآن خطاب به پیامبرصلى الله علیه وآله مى فرماید: لا تَمُدَّنَّ عَیْنَیْکَ إِلى ما مَتَّعْنا بِهِ أَزْواجاً مِنْهُمْ وَ لا تَحْزَنْ عَلَیْهِمْ» (حجر، آیه ۸۸.){V «چشم از این متاع ناقابل دنیوى که به برخى داده ایم [ براى امتحان ]، بازگیر و بر اینان اندوه مخور». اگر آدمى به حقیقت، معناى «و رِزْقُ رَبِّکَ خَیْرٌ وَ أَبْقى » «و بدان که ]روزى پروردگار تو بهتر و پایدارتر است»، (طه ، آیه ۱۳۱). را دریابد، دیگر چشم به امکانات و برخوردارى هاى این و آن نخواهد دوخت و عمر خود را بر سر این غصه گزاف نخواهد گذاشت.
به گفته حافظ :
نقد عمرت ببر و غصه دنیا به گزاف // گر شب و روز در این قصه مشکل باشى
گرچه راهیست پر از بیم زما تا بر دوست // رفتن آسان بود ار واقف منزل باشى
د. بسیارى از نعمت هایى که به دیگران مى رسد، جنبه اختصاصى ندارد و با تلاش و کوشش، همراه با درایت و بینش مى توان بهتر از آن را نیز فراچنگ آورد. بنابراین راه رشد، ترقّى و تعالى بسته نیست؛ لیکن باید واقع بینانه راه آن را شناخت و در جهت آن اقدامات لازم را به عمل آورد.
۲. درمان عملى :
بدون درمان عملى و تلاش و مجاهدت براى ریشه کنى بیمارى خطرناک حسد، نمى توان سلامت نفس از این صفت ناپسند را انتظار کشید. از این رو کاربست شیوه هاى عملى در این راستا ضرورى و اجتناب ناپذیر است. پاره اى از این روش ها عبارت است از:
۱- رفتار مخالف: عمل بر ضد مقتضاى حسد در گفتار و کردار؛ مانند: تواضع، خیرخواهى، خدمت به دیگران، شاد شدن از رسیدن خیر به دیگران و ریشه کنى حسد از طریق نابود کردن خباثت هاى نفسانى (مانند تکبر، ریاست طلبى، دنیا خواهى و ... ). آیة اللَّه صدر به استناد سخن پیامبر اکرم صلى الله علیه وآله: «هنگامى که رشک ورزیدى، در پى آن مرو «اذا حسدت فلاتبع»، (بحارالانوار، ج ۷۴، ص ۱۵۳ و ص ۱۲۲.){V مى نویسد: «آنچه که حسود در مقام عمل باید انجام دهد، چیزى است که در آغاز بر او بسیار تلخ و ناگوار مى باشد. البته دارو تلخ است؛ ولى سرانجام شیرین دارد. حسود باید آنچه را دلش مى خواهد، نکند. براى مثال اگر دلش مى خواهد که از کسى بدگویى کند و رسوایش سازد، دهان خود را ببندد و دندان بر جگر بگذارد و کلمه اى بر زبان نراند؛ اگر آزردن کسى را مى خواهد، او را نیازارد؛ اگر مى خواهد براى نابودى یا سرنگونى کسى به وسایلى متشبث شود، نشود و به طور کلى خواسته دل را زیر پا بگذارد».(صدر، سیدرضا، حسد، صص ۲۹۸ – ۲۹۹).این روش وقتى به کمال مى رسد که به جاى پیروى از حسد، شخص عکس آن عمل کند. به عنوان مثال نسبت به کسى که به او رشک مى برد، خوبى کند؛ از خوبى هاى او نزد دیگران سخن بگوید؛ در حق او دعا کند و از صمیم قلب از خداوند بخواهد که نعمت هایش را بر آن شخص افزون گرداند.
۲- یادکردن نعمت ها: هرگاه از متنعّم بودن شخصى ناراحت و آزرده شد، باید متذکر نعمت هایى شود که خداوند به خود او داده است؛ چرا که خداى کریم هیچ فردى را محروم از همه نعمت ها نمى کند. همچنین اگر در زندگى خود گرفتار مشکلاتى است، باید افرادى را به یاد آورد که مشکلات بیشترى نسبت به او دارند.
۳- تقویت عقل: انسان باید عقل خود را با عمل تقویت کند. اگر آدمى از نیروى عقل و خرد به خوبى استمداد جوید و آن را بر دیگر قواى خود، حاکم و از آن پیروى کند؛ به تدریج تقویت خواهد شد و هر اندازه به آن پشت و بر خلاف رهنمودهاى عقل عمل کند، به تضعیف آن پرداخته است. یکى از راه هاى تقویت عقل، گسترش معارف دین و پیروى دقیق از رهنمودهاى پیامبران است؛ زیرا تعالیم آنان بازگشاینده گنجینه هاى خرد است.
۴- تبدیل حسد به غبطه: علت اصلى «حسد»، ناراحتى انسان از عدم موفقیت خویش است؛ یعنى، چرا او پیشرفت نکرده و دیگرى رشد خوبى کرده است. حسود به جاى تلاش براى رشد خویش، مى خواهد رشد دیگرى را متوقف کند. حال اگر انسان توجه کند که شکست دیگرى، هیچ کمک و سودى براى او ندارد؛ بلکه چه بسا مشکلاتى نیز به بار مى آورد، در این صورت راه درست را انتخاب مى کند و به جاى تخریب دیگران، مى کوشد خود را مانند آنان به موفقیت برساند. این حالت انسان (غبطه)، نه تنها بد نیست؛ بلکه موجب رشد و ترقّى او مى گردد. بنابراین مى توان با تبدیل حسد به غبطه، راه رشد و ترقّى را بر خود باز نمود و از آثار منفى آن در امان ماند.
۵- خوش بینى: یکى از آفات حسد این است که باعث مى شود شخص حسود، به خوبى ها و درست کارى هاى دیگران با سوء ظن نگریسته و آن را حمل بر ریاکارى، عوام فریبى و... مى کند و به تخریب چهره مردم مى پردازد. درمان حسد، عمل بر ضد این حالات و نگرش خوش بینانه و برخورد دوستانه و صمیمانه با دیگران است. ۶- دعا: تضرع و درخواست از خداوند، در پیراستن نفس از آلودگى ها - از جمله حسد - بسیار مفید و سودمند است. از جمله دعاهایى که در تصفیه نفس و پالایش آن تأثیر به سزایى دارد، دعاى شریف «مکارم الاخلاق» از صحیفه سجادیه مى باشد.
۷- تلقین: تلقین یکى از راه هاى پیراستن نفس از صفات ناپسند است. کاربست این روش با مخاطب قرار دادن خود، تأثیر زیادى دارد. بدینسان که هر گاه شراره هاى حسد در دل زبانه کشید، شخص مى تواند قدرى در خود تأمل کند؛ سپس بگوید: «نه، من دیگر چنین نیستم»، «من دیگر خوب شده ام»، «من از حسد نفرت دارم و ریشه شیطانى حسد را از وجود خود کنده ام» و «اى شیطان! از من دور شو که دیگر مرا با تو کارى نیست».
۸- هرگاه متنعم بودن شخصى آزارتان داد متذکر نعمتهائى شوید که خداوند به شما داده چرا که آن کریم هیچ فردى را محروم از همه خوبى ها نگرداند.
۹- در چنین حالتى به یاد آورید افرادى را که مشکلات ظاهرى بیشترى نسبت به شما دارند.
۱۰- حسد باعث ضرر دین و دنیای حاسد است و به محسود نه تنها ضرری نمی رسد، بلکه نفع دنیا و آخرت نصیب او می گردد.
۱۱- حسادت در واقع اظهار ناخشنودی از قضای پروردگار و ناخرسندی از بخشش و عطای اوست و حاسد بر این باور است که کار خدا درست نبوده و خداوند به عدالت رفتار نکرده است و در نتیجه اصل توحید و ایمان حاسد فاسد و تباه می گردد.
۱۲- حسادت باعث کینه و دشمنی و فاصله گرفتن از محبت و مهربانی می گردد و حسود شریک و هم فکر و دنباله رو شیطان است.
۱۳- انسان حسود پیوسته غمگین و تنگدل و پریشان خاطر است، چنانچه در حدیث آمده است: «الحسود مغموم» (بحار الانوار، ج ۷۳، ص ۲۵۶، ح ۲۹) یعنی؛ انسان حسود غمگین و افسرده است و در زندگی طعم گوارای نعمت هایی را که خداوند به او عنایت کرده نمی چشد.
در حدیث دیگری می خوانیم: «اقل الناس لذه الحسود؛ حسود در زندگی از همه کمتر لذت می برد» (همان، ص ۲۵۰، ح ۸).
۱۴- خداوندی که فیاض و عطابخش مطلق است هر عزت و نعمتی را که به بندگانش عنایت کرده، برای آن مدت معینی قرار داده و هیچ کس نمی تواند این مدت را تغییر دهد و اگر با حسادت کسی، نعمت خداوندی از کسی گرفته می شد، نعمتی در عالم برای هیچ کس باقی نمی ماند چون کسی نیست که مورد حسادت نباشد. ۱۵- حسود در واقع کمر به دشمنی خود بسته و قصد نابودی خود را نموده و هر لحظه با غصه و غم خود را ذوب می کند و از عمر و جسم خود می کاهد و به جای بهره مندی از عمر و جوانی و نعمت های الهی در فکر نابودی و زوال نعمت های دیگران است.
*حسرت نسبت به داشته های دیگران:
در پاسخ درمطالب ذیل دقت کنید :
۱- به طور کلی جهت گیری قرآن و روایات و تاکید آنها بر بسنده کردن و اکتفا هر کس به نعمت های بیشماری است که خداوند به بنده اش عطا کرده و ما را از طمع به مال دیگران و چشم داشتن به دارایی و ثروت و نعمت دیگران به شدت منع کرده اند و تعالی و رشد و کمال و سعادت ما را در قطع طمع و نظر نداشتن به مال دیگران دانسته اند .
۲- در مورد مذمت چشم دوختن به دارایی و مال دیگران و آرزوی رسیدن به آن در قران کریم آیات متعددی وجود دارد که به برخی همراه با مختصر بیان و توضیحی اشاره می شود :
الف- جریان ثروت قارون در سوره قصص :
فَخَرَجَ عَلى قَوْمِهِ فِی زِینَتِهِ قالَ الَّذِینَ یُرِیدُونَ الْحَیاةَ الدُّنْیا یا لَیْتَ لَنا مِثْلَ ما أُوتِیَ قارُونُ إِنَّهُ لَذُو حَظٍّ عَظِیمٍ (۷۹) وَ قالَ الَّذِینَ أُوتُوا الْعِلْمَ وَیْلَکُمْ ثَوابُ اللَّهِ خَیْرٌ لِمَنْ آمَنَ وَ عَمِلَ صالِحاً وَ لا یُلَقَّاها إِلاَّ الصَّابِرُونَ (۸۰) فَخَسَفْنا بِهِ وَ بِدارِهِ الْأَرْضَ فَما کانَ لَهُ مِنْ فِئَةٍ یَنْصُرُونَهُ مِنْ دُونِ اللَّهِ وَ ما کانَ مِنَ المُنْتَصِرِینَ (۸۱) وَ أَصْبَحَ الَّذِینَ تَمَنَّوْا مَکانَهُ بِالْأَمْسِ یَقُولُونَ وَیْکَأَنَّ اللَّهَ یَبْسُطُ الرِّزْقَ لِمَنْ یَشاءُ مِنْ عِبادِهِ وَ یَقْدِرُ لَوْ لا أَنْ مَنَّ اللَّهُ عَلَیْنا لَخَسَفَ بِنا وَیْکَأَنَّهُ لا یُفْلِحُ الْکافِرُونَ (۸۲)
ترجمه:
۷۹- (قارون) با تمام زینت خود در برابر قومش ظاهر شد، آنها که طالب حیات دنیا بودند گفتند: اى کاش همانند آنچه به قارون داده شده است ما نیز داشتیم! به راستى که او بهره عظیمى دارد!
۸۰- کسانى که علم و دانش به آنها داده شده بود گفتند واى بر شما! ثواب الهى بهتر است براى کسانى که ایمان آورده اند و عمل صالح انجام مى دهند، اما جز صابران آن را دریافت نمى کنند.
۸۱- سپس ما، او و خانه اش را در زمین فرو بردیم، و گروهى نداشت که او را در برابر عذاب الهى یارى کنند، و خود نیز نمى توانست خویشتن را یارى دهد.
۸۲- آنها که دیروز آرزو مى کردند بجاى او باشند (هنگامى که این صحنه را دیدند) گفتند: واى بر ما گویى خدا روزى را بر هر کس از بندگانش بخواهد گسترش مى دهد، یا تنگ مى گیرد، اگر خدا بر ما منت ننهاده بود ما را نیز به قعر زمین فرو مى برد! اى واى گویى کافران هرگز رستگار نمى شوند .
بعضى نوشته اند قارون با یک جمعیت چهار هزار نفرى در میان بنى اسرائیل رژه رفت، در حالى که چهار هزار نفر بر اسبهاى گرانقیمت با پوششهاى سرخ سوار بودند کنیزان سپیدروى با خود آورد که بر زین هایى طلایى که بر استرهاى سفیدرنگ قرار داشت سوار بودند، لباسهایشان سرخ، و همه غرق زینت آلات طلا! بعضى عدد نفرات او را هفتاد هزار نوشته اند و مسائل دیگرى از این قبیل.
ولى ما حتى اگر اینها را مبالغه آمیز بدانیم باز نمى توان انکار کرد که او چیزهاى بسیارى براى نمایش دادن در اختیار داشت.
در اینجا- طبق معمول- مردم به دو گروه شدند: اکثریت دنیاپرست که این صحنه خیره کننده قلبشان را از جا تکان داد و آه سوزانى از دل کشیدند و آرزو که اى کاش به جاى قارون بودند، حتى یک روز، و یک ساعت، و یک لحظه! چه زندگى شیرین و جذابى چه عالم نشاطانگیز و لذت بخشى؟ چنان که قرآن مى گوید: کسانى که طالب زندگى دنیا بودند گفتند اى کاش ما هم مثل آنچه به قارون داده شده است داشتیم! (قالَ الَّذِینَ یُرِیدُونَ الْحَیاةَ الدُّنْیا یا لَیْتَ لَنا مِثْلَ ما أُوتِیَ قارُونُ).
به راستى که او بهره عظیمى از نعمتها دارد! (إِنَّهُ لَذُو حَظٍّ عَظِیمٍ).
آفرین بر قارون و بر این ثروت سرشارش! چه جاه و جلالى؟ و چه حشمتى تاریخ مثل او را به خاطر ندارد، این عظمت خدادادى است! ... و مانند این حرفها.
در حقیقت در اینجا کوره عظیم امتحان الهى داغ شد، از یک سو قارون در وسط کوره قرار گرفته، و باید امتحان خیره سرى خود را بدهد، و از سوى دیگر دنیاپرستان بنى اسرائیل در گرداگرد این کوره قرار گرفته اند.
و البته مجازات دردناک، مجازاتى است که بعد از چنین نمایشى باشد، و از آن اوج عظمت به قعر زمین فرو رود! ولى در مقابل این گروه عظیم گروه اندکى عالم و اندیشمند، پرهیزگار و با ایمان که افق فکرشان از این مسائل برتر و بالاتر بود در آنجا حاضر بودند، کسانى که شخصیت را با معیار زر و زور نمى سنجیدند، کسانى که ارزشها را در امکانات مادى جستجو نمى کردند، کسانى که بر اینگونه نمایشهاى مسخره همیشه لبخند تمسخرآمیز مى زدند، و این مغزهاى پوک را تحقیر مى کردند آرى گروهى از آنها در اینجا بودند چنان که قرآن مى گوید: کسانى که علم و آگاهى به آنها داده شده بود صدا زدند واى بر شما! چه مى گوئید؟ ثواب و پاداش الهى براى کسانى که ایمان آورده اند و عمل صالح انجام مى دهند بهتر است (وَ قالَ الَّذِینَ أُوتُوا الْعِلْمَ وَیْلَکُمْ ثَوابُ اللَّهِ خَیْرٌ لِمَنْ آمَنَ وَ عَمِلَ صالِحاً).
و سپس افزودند: این ثواب الهى تنها در اختیار کسانى قرار مى گیرد که صابر و شکیبا باشند (وَ لا یُلَقَّاها إِلَّا الصَّابِرُونَ).
آنها که در مقابل زرق و برقهاى هیجان انگیز و زینتهاى دنیا استقامت به خرج مى دهند، آنها که در برابر محرومیتها مردانه مى ایستند، و در مقابل ناکسان سر فرو نمى آورند، آنها که در بوته آزمایش الهى، آزمایش مال و ثروت و ترس و مصیبت، همچون کوه پا بر جا مى ایستند آرى اینها لیاقت ثواب الهى را دارند.
مسلما منظور از جمله الَّذِینَ أُوتُوا الْعِلْمَ دانشمندان مؤمن بنى اسرائیل است که در میان آنها مردان بزرگى همچون یوشع بودند، ولى جالب این است در برابر جمله الَّذِینَ یُرِیدُونَ الْحَیاةَ الدُّنْیا که در باره گروه اول آمده، تعبیر به الذین یریدون الحیاة الآخرة نمى کند بلکه تنها تکیه بر علم مى کند، چرا که علم خمیر مایه و ریشه ایمان و استقامت و عشق به ثواب الهى و سراى آخرت است . /تفسیر نمونه، ج ۱۶، ص: ۱۶۵
ب- آیه ۱۳۱ سوره طه :
وَ لا تَمُدَّنَّ عَیْنَیْکَ إِلى ما مَتَّعْنا بِهِ أَزْواجاً مِنْهُمْ زَهْرَةَ الْحَیاةِ الدُّنْیا لِنَفْتِنَهُمْ فِیهِ وَ رِزْقُ رَبِّکَ خَیْرٌ وَ أَبْقى
و هرگز چشم خود را به نعمتهاى مادى که به گروه هایى از آنها داده ایم میفکن که اینها شکوفه هاى زندگى دنیاست و براى آنست که آنان را با آن بیازمائیم و روزى پروردگارت بهتر و پایدارتر است .
در این آیه دستوری به پیامبر داده شده که در حقیقت منظور از آن عموم مسلمانان است و می فرماید :
هرگز چشم خود را به نعمتهاى مادى که به گروه هایى از آنها (کفار و مخالفان) داده ایم میفکن (وَ لا تَمُدَّنَّ عَیْنَیْکَ إِلى ما مَتَّعْنا بِهِ أَزْواجاً مِنْهُمْ).
آرى این نعمتهاى ناپایدار که شکوفه هاى زندگى دنیا است (زَهْرَةَ الْحَیاةِ الدُّنْیا).
شکوفه هایى که زود مى شکفد و پژمرده مى شود و پرپر مى گردد و بر روى زمین مى ریزد، و چند صباحى بیشتر پایدار نمى ماند.
در عین حال اینها همه براى آن است که ما آنان را با آن بیازمائیم (لِنَفْتِنَهُمْ فِیهِ).
و به هر حال آنچه پروردگارت به تو روزى داده بهتر و پایدارتر است (وَ رِزْقُ رَبِّکَ خَیْرٌ وَ أَبْقى ).
خداوند انواع مواهب و نعمتها را به تو بخشیده است، ایمان و اسلام، قرآن و آیات الهى، روزیهاى حلال و پاکیزه و سرانجام نعمتهاى جاودان آخرت این روزیها پایدارند و جاودانى .
پیام آیه این است که اگر انسان به نعمت های بی کرانی که خداوند به او عطا کرده خوب دقت کند متوجه می شود که به اندازه ای غرق در نعمت خداوند است که نمی تواند و نباید به مال و دارایی دیگران نگاه کند .
۳- برخی روایاتی که در این باره وارد شده چنین است :
الف- لقمان به فرزندش چنین سفارش می کند :
یا بنىّ اغنى النّاس من قنع بما فی یدیه و افقرهم من مدّ عینیه الى ما فی ایدى النّاس و علیک بالیأس عمّا فی ایدى النّاس و الوثوق بوعد اللَّه واسع فیما فرض علیک و دع السّعى فیما ضمن لک و توکّل على اللَّه فی کلّ امورک یکفیک.
اى پسرم بى نیازترین مردم کسى است که به آنچه در دست اوست قناعت کند و فقیرترین آنها کسى است که به آنچه در دست مردم است چشم داشته باشد و بر تو باد که مأیوس باشى از آنچه در دست مردم است. و اعتماد تو به وعده خدا باشد. و کوشش کن در آنچه بر تو واجب شده. و رزقى که براى تو ضمانت شده و به تو خواهد رسید لازم نیست سعى بسیار در طلب آن داشته باشى.
و توکّل بر خدا کن در تمام امور و کارهاى خود تا تو را کفایت کند.
ارشاد القلوب-ترجمه طباطبایى ص ۲۹۰ باب ۱۸
ب- عَنْ أَبِی عَبْدِ اللَّهِ ع قَالَ إِنْ أَرَدْتَ أَنْ تَقَرَّ عَیْنُکَ وَ تَنَالَ خَیْرَ الدُّنْیَا وَ الْآخِرَةِ فَاقْطَعِ الطَّمَعَ عَمَّا فِی أَیْدِی النَّاس .
از امام صادق علیه السّلام روایت شده که فرمودند اگر می خواهى دیدگان شما روشن گردد و به خیر دنیا و آخرت برسید طمع نداشته باشید و از مردم قطع امید نمائید .
ترجمه الإیمان و الکفر بحار الانوار ج ۲ ۵۹۸ ۱۲۹ در طمع و چاپلوسى ..... ص : ۵۹۸
ج- قَالَ رسول الله –ص- : أُوصِیکَ بِخَمْسٍ بِالْیَأْسِ عَمَّا فِی أَیْدِی النَّاسِ فَإِنَّهُ الْغِنَى وَ إِیَّاکَ وَ الطَّمَعَ فَإِنَّهُ الْفَقْرُ الْحَاضِرُ وَ صَلِّ صَلَاةَ مُوَدِّعٍ وَ إِیَّاکَ وَ مَا یُعْتَذَرُ مِنْهُ وَ أَحِبَّ لِأَخِیکَ مَا تُحِبُّ لِنَفْسِکَ .
رسول اکرم صلى اللَّه علیه و آله فرمودند: به تو پنج وصیت میکنم: از مردم قطع امید کن که توانگرى در آن میباشد، از طمع دورى نما که آن فقر ایجاد میکند، هر گاه نماز میخوانى خیال کن که آخرین نمازت میباشد، سخنى نگو که بعد از آن عذر بخواهى براى خود هر چه میخواهى براى برادرت هم بخواه .
بحار الأنوار الجامعة لدرر أخبار الأئمة الأطهار ج ۷۰ ۱۶۸ باب ۱۲۹
موفق ومؤید باشید.
میهمان
برای کامپیوتر هم نرم افزار دارید؟
پرسمان
سلام علیکم، نرم افزار پرسمان ۳، مخصوص رایانه است. این محصول مربوط به چند سال پیش است.
میهمان
چه خوب که به سوالات با حوصله تمام پاسخ میدی. ممنون از شما
میهمان
خدا خیرتون بده,سایتتون عالیه
میهمان
سلام. میخواهم در مورد معجزات پیامبر اکرم (صلی الله علیه و آله و سلم )با عقلی وعلمی دینی مشخص کنید و لطفا در مورد ناسا که شق القمر را گفتند در ماه دیده شده توضیح میدهید.
خدا شاهده خیلی شما خوب توضیح میدهید ممنون خدا و اولیای الهی (ع) نگه دارتان یا علی مدد.راستی سایت های خوب و بد هم اگر صلاح میدانید معرفی کنید.ممنون یا علی مدد خدا پشت و پناهتان
پرسمان
سلام علیکم، سلام
چنانچه پیش از این هم گفته شد، اسناد تاریخی وقوع شقّ القمر از سنخ اسناد متواتر است که قویترین و معتبرترین قِسم از اقسام اسناد تاریخی محسوب می شوند. ــ میزان اعتبار خبر شقّ القمرالف: این خبر در آیه ی اوّل سوره ی قمر ذکر شده است. لذا اگر دروغ بود حتماً مشرکین اعراب بر قرآن کریم خدشه می کردند ؛ حال آنکه کسی از اعراب آن روز ، ایرادی به این آیه نکرده است. پس معلوم می شود که وقوع شقّ القمر از نظر آنان مسلّم بوده است. ب: تاریخ نویس بزرگ ابوجعفر طبری ، در تفسیرش خبر شقّ القمر را با سی و پنج سند نقل نموده است ؛ یعنی سی و پنج نفر مستقیماً آن حادثه را مشاهده نموده و مستقلّ از یکدیگر نقل نموده اند. در حالی که هیچ خبر نجومی در تاریخ گذشته ی بشر نیست که با این تعداد ناقل ، به نسلهای بعدی منتقل شده باشد. لذا اگر کسی بخواهد منکر این واقعه شود پس باید تمام گزارشات تاریخ نجوم را منکر شود. وجود و تحقّق خارجی افرادی چون ارسطو ، بطلمیوس ، فیثاغورس ، ارشمیدس و ... با این تعداد سند به مردم زمان ما نرسیده است تا چه رسد به سخنان و گزارشات آنها. در حالی که دانشمندان، هم به وجود افرادی چون ارسطو و... یقین دارند هم به گزارشات نقل شده از آنها اعتماد می کنند. اشکال و جواب: برخی شبهه کرده اند که اگر حقیقتاً ماه از وسط دو نیم شده و دو نیمه ی آن از همدیگر تا اندازه ای فاصله گرفته باشند که از زمین قابل رؤیت باشد ، در آن صورت نظم منظومه شمسی به هم می ریزد. این شبهه اگرچه برای برخی جدّی تلقّی شده ولی از نظر آشنایان به علم نجوم و فیزیک ارزش مطرح شدن هم ندارد ؛ چون با دو نیمه شدن ماه جاذبه ی آن از بین نمی رود. بلکه مجموع گرانش دو نیمه ی ماه باز برابر با جاذبه ی کلّ ماه خواهد بود. لذا با دو نیم شدن ماه نظم منظومه شمسی خدشه دار نمی شود. البته این حادثه ممکن است اثراتی بر وضعیّت آب و هوا در زمین داشته باشد ولی هیچ دلیلی اثبات نمی کند که این اثرات حتماً تخریب کننده بوده اند. همان‌گونه که می‌دانید اموری چون کسوف و خسوف و توفانهای خورشیدی و عبور شهاب سنگ‌ها از نزدیکی زمین نیز اثراتی بر زمین می گذارند ولی این اثرات لزوماً مخرّب نیستند. در گذشته حتّی شهاب سنگهای عظیمی با زمین برخورد نموده و آب و هوای آن را دگرگون کرده اند ولی شرائط حیات از بین نرفته است. برخی دیگر گفته اند: اگر ماه در گذشته به دو نیم شده و دوباره به هم چسبیده باشد پس محلّ آن شکاف بعد از به هم چسبیدن همچنان باید باقی مانده باشد. در جواب این مطلب، نخست باید گفت که اگر شکافته شدن و به هم چسبیدن ماه از راه عادی بود جای شکاف آن یقیناً باید باقی می ماند. البته به شرط آنکه برخوردهای پیاپی شهاب سنگها در مدّت چهارده قرن آن اثر را محو نکنند. امّا باید توجّه داشت که شقّ القمر، معجزه بوده نه یک حادثه ی طبیعی. لذا آنکه می تواند ماه را به دو نیم کند ، این توان را هم خواهد داشت که بتواند آن را چنان دقیق به هم بچسباند که جای شکاف آن باقی نماند. پس اگر جای آن شکاف را در جستجوهای علمی نیافتیم باز نمی توانیم به صورت قطعی حکم به عدم وقوع شقّ القمر بکنیم. البته برخی خبرها حاکی از آن هستند که فضانوردان ناسا (سازمان فضانوردی آمریکا) موفّق شده اند از داخل سفینه ی آپولو و از نزدیکی ماه ، وجود شکافی عظیم و کمربند گونه را بر روی ماه شناسایی کنند. امّا اینکه این خبر تا چه اندازه صحّت دارد نیازمند تحقیقات وسیع و میدانی است که طبعاً دشوار نیز خواهد بود ؛ چون اگر چنین خبری حقیقت داشته باشد بعید نیست که دولت آمریکا از انتشار مستندات آن جلوگیری نماید. در سطور زیر گزارشی تقدیم می شود که می تواند منشاء یک تحقیق باشد. در نشستی با عنوان « شق‌القمر معجزه پیامبر اعظم » که به همت معاونت فرهنگی دانشگاه آزاد اسلامی (مرکز پژوهش‌ها و فعالیت‌های قرآن و عترت) ، ۱۲ مهرماه در پانزدهمین نمایشگاه بین‌المللی قرآن کریم برگزار شد آیةالله دکتر عبدالکریم بی‌آزار شیرازی با قرائت آیه«اقْتَرَبَتِ السَّاعَةُ وَانشَقَّ الْقَمَرُ» گفت: همان‌طور که ‌می‌دانید در قرآن سوره‌ای به‌نام «قمر» آمده است. ابتدای این سوره در مورد معجزه بزرگی است که توسط ‌پیامبر (ص) برای مردم مکه ارائه شده است و آن مسأله این است که مردم مکه مانند سایر امم پیشین وقتی با معجزات طبیعی مواجه می‌شدند آن را حمل بر سحر و جادو می‌کردند تا این که مطرح کردند که چگونه متوجه شویم که او پیامبر است؛ زیرا هر کاری که او انجام می‌دهد می‌گویند سحر است. وی گفت: در این رابطه سران قریش گفتند که سحر و جادو در آسمان کارگر نیست بیایید یک معجزه ی آسمانی از پیامبر بخواهیم، نزد حضرت رسول (ص) رسیدند و گفتند: اگر تو واقعاً پیامبر خدا هستی و کارهایت سحر و جادو نیست، ماه را دو نیم کن. حضرت فرمودند: اگر من از خدا بخواهم و خداوند این کار را انجام دهد آیا واقعا مسلمان می‌شوید؟ پاسخ دادند: بله. وی افزود: ماه در حالت بدر بود که پیامبر (ص) با سران قریش به طبیعت رفتند و پیامبر آن‌جا از خداوند متعال درخواست کردند که ماه شکافته شود و این معجزه را مردم مشاهده کنند. با این دعا ماه شکافته شد به طوری که از میان دو نیمه ی ماه کوه حرا را مشاهده می‌کردند زمانی که این منظره را مشاهده کردند ابوجهل که عناد نسبت به پیامبر (ص) می‌ورزید گفت: ما مطمئن نیستیم که این سحر نباشد، ما صبر می‌کنیم تا مردمانی که از صحرا باز می‌گردند بیایند و از آن‌ها بپرسیم که آیا این صحنه را دیده‌اند یا نه؟ و اگر گفتند که دیدیم پس جادو نیست پس از مدتی افرادی از صحرا بازگشتند و مورد سئوال قرار گرفتند و در پاسخ گفتند آری ما دیدیم که ماه دو نیم شده است در عین حال برخی دست از عناد برنداشتند. وی در ادمه ی سخنانش گفت: در این زمینه آیات اولیه سوره قمر نازل شده است آن‌چه که این آیات بیان می‌کنند این است که ماه در گذشته شکاف عظیمی برداشته و دو نیم شده است و صریحا می‌فرماید: «وَانشَقَّ الْقَمَرُ» دوم اینکه شکاف ، آنقدر بزرگ است که به عنوان آیت خدا یا معجزه الهی یاد شده است. سوم برخی شکافته شدن ماه را مشاهده کردند؛ اما این را باز به حساب سحر و جادو گذاشتند و «وَ یَقُولُوا سِحْرٌ مُّسْتَمِرٌّ» برخی این معجزه را تکذیب کردند «وَ کَذَّبُواْ بِآیَاتِنَا» وی گفت: اما این معجزه مانند معجزه قرآن یک معجزه باقیه شده؛ زیرا بزرگ‌ترین امتیاز دین اسلام این است که معجزه دارد، شما اگر از یک یهودی یا یک مسیحی بپرسید که آیا شما معجزه‌ای در دست دارید که نشان دهد دینتان بر حق است می‌گویند ما عصای موسی (ع) را نداریم که به شما نشان دهیم چگونه اژدها می‌شود. مسیحیان نیز می‌گویند ما حضرت عیسی (ع) را نداریم که برای شما مرده را زنده و یا مریض را شفا دهد تا این که شما متوجه شوید. وی افزود: اما اگر از یک مسلمان بپرسند شما دلیلی بر حقانیت دینتان دارید پاسخ می‌دهند ما معجزه‌‌ای داریم که معجزه باقیه است و مطالب بسیار مختلفی را در زمینه‌های متفاوت بیان کرده است که امروزه دانشمندان می‌توانند آن را مشاهده کنند یکی دیگر از معجزات پیامبر (ص) و آثارش را فضانوردانی که با آپولو به کره ی ماه رفتند مشاهده کردند و سال‌ها در رابطه با آن مطالعه و تحقیق کرده‌اند که بحث امشب ما در این باره است. وی گفت: در این زمینه شخصیتی به‌نام دکتر «دیوید پیت کوک» که هم اکنون رئیس کرسی حزب اسلامی بریتانیا است می‌گوید: من به وسیله آیه «اقْتَرَبَتِ السَّاعَةُ وَانشَقَّ الْقَمَرُ» مسلمان شدم. وی می‌گوید: من علاقه‌مند به مطالعه ادیان تطبیقی بودم. درباره ی همه ادیان مطالعه کردم تا به دین اسلام رسیدم. دوستی مسلمان داشتم به او گفتم من می‌خواهم در رابطه با اسلام تحقیق کنم، قرآنی با ترجمه ی انگلیسی به من داد و من خوشحال شدم. شب هنگام همین که قرآن را ورق می‌زدم نظرم جلب سوره قمر شد آن را باز کردم ببنیم قرآن درباره ماه، چه گفته است دیدم قرآن بیان کرده «اقْتَرَبَتِ السَّاعَةُ وَانشَقَّ الْقَمَرُ» آن قدر به فکر فرو رفتم و از خدا پرسیدم، بر فرض ماه شکافته شد چگونه دو مرتبه به حالت اولی بازگشت هرچه به فکرم مراجعه کردم برایم قابل هضم نبود به طوری که از قرآن منزجر شدم و آن را کنار گذاشتم و این آیه مرا از مطالعه ی قرآن منصرف کرد. وی ادامه می‌دهد: از آن‌جایی که کارم خالصانه بود ، چند شب بعد از تلویزیون برنامه‌ای را دیدم که سه فضانورد را نشان می‌داد که مطالعات خود را در روی کره ماه ارائه می‌کنند. مجری برنامه این سوال را از فضانوران می‌پرسید که شما بودجه ی بسیار سنگینی را به کره ماه بردید در صورتی که در کره زمین این همه مردم نیازمند هستند آیا بهتر نبود این پول‌ها را خرج مردم کره زمین می‌کردید؟ فضانوردان در پاسخ گفتند: پول‌هایی که ما خرج این سفرها کردیم به بی‌راهه نرفته است بلکه ما به حقایقی دست یافتیم که اگر چندین برابر این ‌پول را خرج می‌کردیم باز هم ارزشمند بود. مجری می‌گوید این حقیقت چه بود که این همه ارزش داشت؟، آن‌ها گفتند: ما از قبل با رصد کردن ماه شکاف‌هایی را بر روی این کره مشاهده کرده بودیم؛ اما به هیچ وجه نمی‌توانستیم در رابطه با آن‌ها اظهارنظر کنیم تا این که به کره ماه رفتیم و توسط آپولوی ۱۰ ،عکس‌برداری کردیم . ما از فاصله ی ۱۴ کیلومتری تصاویری را مشاهده کردیم که به خوبی نشان می‌داد که ماه در گذشته شکاف عظیمی برداشته است و زمانی که با آپولوی ۱۱ بر سطح کره ماه فرود آمدیم از نزدیک ، این شکاف‌ها را مشاهده کردیم. آن‌ها ادامه دادند: ما اگر می‌خواستیم این مسائل را برای مردم بیان کنیم کسی حرف ما را نمی‌پذیرفت تا این که این سفرهای مکرر باعث شد که ما چنین کشف مهمّی را انجام دهیم. فضانوردان گفتند: موسسه ناسا سال‌ها در این رابطه مطالعه و تحقیق انجام داده است و مقالات فراوانی در این رابطه ارائه داده‌اند. در این رابطه شکاف‌های فراوانی را می‌توان توسط عکس‌ها بر روی کره ماه دید این شکاف‌ها بر سه گونه اند ؛ اول شکاف‌های مارپیچی هستند دوم شکاف‌های دایره‌ای که گاهی قطرشان به هزار کیلومتر می‌رسد و آخر شکاف‌های مستقیمی که به طور کمربندی دور ماه را گرفته اند. دانشمندان احتمال می‌دهند که شکاف‌های دایره‌ای در اثر سقوط سنگ‌های آسمانی است؛ اما شکاف‌ کمربندی که دور ماه را گرفته است نمی‌تواند با سقوط سنگ آسمانی پدید آمده باشد. آن‌ها ادامه دادند: طبق تصاویری که توسط فضانوردان ارائه شده است کاملا مشخص می‌شد که این دو نیم کره چگونه پس از جدا شده از هم به یکدیگر جوش خورده و متصل شده‌اند. وی ادامه داد: دکتر «دیوید پیت کوک» افزود که مسئله شکاف و جوش خوردن در کره زمین هم اتفاق می‌افتد، در زیر اقیانوس‌ها شکاف‌های عظیمی ایجاد می‌شود و سپس با مواد مذاب به هم جوش می‌خورد که گاهی سبب به وجود آمدن کوه‌های عظیمی در زیر اقیانوس‌ها می‌شود. این موضوع را یک دانشمند آلمانی کشف کرده است که قاره‌های کره زمین ابتدا یکی بودند یعنی تمام این خشکی‌ها روزی یکی بوده و لذا اگر این قطعات قاره‌ها را به هم نزدیک کنیم همه مثل پازل به هم متصل شده و یک قاره را تشکیل می‌دهند و این در اثر شکافی است که در زیر اقیانوس به وجود آمده است و روز به روز به این امتداد قاره‌ها افزوده می‌شود و فاصله ی آنها بیشتر می‌شود به طوری‌که سالی چند صدم سانتی‌متر این فاصله‌ها افزایش می‌یابد و این همان معجزه قرآن کریم است که فرموده: «وَالأَرْضَ مَدَدْنَاهَا» یعنی ما زمین را کشش داده و گسترش دادیم. و هم می‌تواند یکی از نکات جالبی باشد که در قرآن کریم آمده است و علم روز و دانشمندان آن را کشف کرده‌اند. دکتر بی‌آزار شیرازی در ادامه سئوالی مطرح کرد و گفت:بحثی که این جا مطرح است آن است که اگر شق القمر در زمان پیامبر (ص) صورت گرفته است چگونه مکان‌های دیگر آن را ندیده‌اند و فقط در عربستان مشاهده کرده‌اند. وی در پاسخ به سئوالش گفت: در این باره آثاری است که نشان‌گر این موضوع است که این معجزه را تنها در عربستان ندیده‌اند بلکه در کشورهای دیگر هم دیده شده است در یکی از نسخ خطی هندی که در موزه بریتانیا در شهر لندن قرار دارد درباره مشاهده شق‌القمر در ۱۴ قرن پیش سخن گفته شده است و یکی از دانشمندان اسلامی به‌نام دکتر «محمد حمیدا» در کتابش که درباره زندگی پیامبر اکرم (ص) است آن را نقل کرده است. دکتر بی‌آزار شیرازی ادامه داد: او می‌گوید: یکی از پادشاهان منطقه جنوب غربی هند این انشقاق را در زمان خود مشاهده کرده و مردم این مشاهده را نقل کردند و بعد که عدّه‌ای از تجّار مسلمان به هندوستان سفر می‌کنند زمانی که به این شهر می‌رسند خبر شق‌القمر را می‌شنوند و می‌گویند ما در هندوستان این واقعه را مشاهده کردیم این تجّار صحت حرف آنها را تأیید می‌کنند و می‌گویند این معجزه ی پیامبر اسلام است و پادشاه هند فرزند خود را به عربستان می‌فرستند تا تحقیق کند و زمانی که متوجه می‌شود این معجزه پیامبر (ص) بوده است مسلمان می‌شود. متن کامل گزارش اخیر و تصویر شکاف کمربندی کره ی ماه را در اینترنت می توانید ملاحظه فرمایید. البته این سوال مطرح است که آیا این عکس حقیقتاً از طرف ناسا منتشر شده یا نه؟ آدرس زیر نشان می دهد که این عکس حقیقتاً در سایت ناسا وجود دارد. http://antwrp.gsfc.nasa.gov/apod/image/۰۲۱۰/rille_apollo۱۰_big.jpg در این آدرس، واژه ی nasa به وضوح دیده می شود. همینطور واژه ی apollo۱۰ نشان دهنده ی این است که این عکس توسّط این فضاپیما گرفته شده است. اگر قسمتهای انتهایی این آدرس را حذف کنید، و فقط قسمت http://antwrp.gsfc.nasa.gov را در نظر بگیرید، به صفحه ای از صفحات سایت رسمی ناسا وصل می شوید که تصاویر روز نجومی را نمایش می دهد. در زیر عکس معمولاً عبارت NASA را می بینید که اگر روی آن کلیک کنید، به صفحه ی اوّل سایت ناسا وارد می شوید. البته از طریق آدرس http://www.nasa.gov/ نیز می توانید وارد صفحه اصلی شوید. امّا گفتم از آن راه وارد شوید تا اطمینان پیدا کنید که این عکس در سایت رسمی ناسا است. البته اگر از راه اصلی هم وارد شوید باز می توانید به این اطمینان برسید. برای یافتن تصویر مورد نظر در سایت ناسا، وارد آدرس مقابل شوید، که یکی از صفحات سایت ناسا می باشد. http://apod.nasa.gov/apod/fap/image/۰۲۱۰/ در این صفحه، آدرس تعداد زیادی تصویر را می بینید که روی هر کدام کلیک کنید، تصویری نجومی برایتان نمایش داده می شود. در بین این آدرسها دنبال این عبارت rille_apollo۱۰_big.jpg یا تعبیر rille_apollo۱۰.jpg بگردید. با کلیک بر روی آن، عکس مورد نظر را خواهید یافت با همان آدرسی که ذکر نمودیم. با این شیوه شکّی نخواهد ماند که این عکس کره ی ماه، در سایت رسمی ناسا وجود دارد؛ و ساخته ی دست کسی نیست. برخی افراد با فرض درستی این گزارش ، در انکار ربط آن با شقّ القمر، عکسهایی از گسلهای زمین ارائه داده و گفته اند: آیا با دیدن این گسلها می توان ادّعا نمود که روزی شقّ الارض نیز رخ داده است؟ در پاسخ این شبهه می گوییم: اوّلاً در زمین هیچ گسلی نیست که مانند کمربندی محیط زمین را فراگرفته باشد. لذا چنین قیاسی درست نیست. ثانیاً زمین سیّاره ای است با هسته ی مذاب که دائماً گرفتار زلزله های بزرگ می شود. لذا منشاء گسلهای آن ، رانش پوسته ی زمین می باشد ؛ امّا ماه ، کره ای است مرده و فاقد هسته ی مذاب که هیچ گونه فعالیّت لرزشی قابل توجّه ندارد. پس شکاف عظیم روی آن نمی تواند یک گسل طبیعی و ناشی از زلزله باشد. بلی اگر روی ماه امکان وقوع زلزله وجود داشت، آنگاه این اشکال وارد بود. ـ پرسش: اگر شقّ القمر واقعاً رخ داده چرا منجمین دیگر کشورها گزارشی از آن نداده اند؟ ۱ـ طبق آنچه در روایات آمده ، معجزه ی شقّ القمر در اوائل شب رخ داده و مدّت آن حدود دو ساعت بوده است. لذا مردم آفریقا و اروپا و آمریکا نمی توانستند آن را ببینند ؛ چرا که در این مناطق هنوز روز بوده است. پس بدیهی است که نباید گزارشی تاریخی از آنها به ما رسیده باشد. در قسمتهای شرقی آسیا نیز اوّلاً شب از نصفه گذشته بوده و بعید بوده که در آن هنگام تعداد قابل توجّهی بیدار بوده و توجّه به ماه داشته باشند. ثانیاً در آن هنگام احتمال غروب ماه در افق آنها نیز وجود دارد. یعنی در آن هنگام که در مکّه شقّ القمر شد، در شرق آسیا، ماه در آسمان دیده نمی شده. بنا براین ، شقّ القمر تنها در ایران ، عراق ، قسمتهایی از هند ، قسمتهایی از روسیّه ، شاید قسمتهایی از چین و ممالک بین این کشورها ، که در قدیم زیر مجموعه اینها بوده اند ، قابل مشاهده بوده است. پس یکی از عواملی که باعث شده این حادثه به نحو فراگیر نقل نگردد این بوده که تنها در بخش محدودی از زمین قابل مشاهده بوده است نه در کلّ زمین. ۲ـ چرا تاریخ نویسان همین چند کشور، در آن زمان، شقّ القمر را ثبت نکرده اند؟ چون این مسأله ربطی به تاریخ نویسان ندارد. هزاران اتّفاق نجومی در تاریخ رخ داده که مورّخان ثبت نکرده اند. چرا که تاریخ، وقایع بشری را ثبت می کند نه وقایع نجومی را. وقایع نجومی را منجّمان ثبت می کردند. پس سوال می کنیم: چرا منجّمان همین چند کشور، در آن زمان، شقّ القمر را ثبت نکرده اند؟ برای پاسخ به این پرسش، ابتدا باید دید در زمان وقوع این حادثه ، مناطق یاد شده از نظر ثبت وقایع نجومی در چه موقعیّتی بوده اند؟ حتماً مطّلع هستید که مردم روسیّه در تاریخ علم قدیم سهم قابل ذکری ندارند و درخشش علمی این کشور تنها محدود به دهه های اخیر است. لذا از روسها انتظاری نبوده که چنین واقعه ای را ثبت نمایند. از ایران آن روز نیز نوشته ی علمی خاصّی در زمینه ی نجوم و تاریخ نجوم در دست نیست، تا در میان آن دنبال گزارشی از شقّ القمر بگردیم. حال یا در آن دوره ایرانیان در علم نجوم دچار رکود بوده اند که نوشته ای خود به یادگار نگذاشته اند، یا کتبی در نجوم نوشته شده بوده که در گذر زمان از بین رفته اند. به هر حال، از آن زمان، اثر قابل توجّهی در دست نیست تا بتوان بر اساسش قضاوت نمود. از هند آن دوران نیز نوشته ی قابل توجّهی در باب تاریخ علم نجوم در دست نیست ؛ البته در کتاب تاریخ فرشته ، تالیف محمدقاسم هندوشاه استرابادی معروف به فرشته (که درباره ی تاریخ هند است) آمده است که اهل «ملیبار» هندوستان در عهد رسول خدا(ص) شقّ القمر را دیدند و پس از آنکه علّتش بر حاکم شهر آشکار شد و فهمید که این حادثه معجزه ی رسول الله بوده است ، اسلام آورد.» (ر.ک: اظهار الحقّ ، رحمت الله هندى ، ج۲ ، ص ۱۰۵ ، به نقل از مقاله ی یازدهم تاریخ فرشته) بنا بر این اگر کسی اشکال کند که چرا جریان شقّ القمر در تاریخ نجوم ذکر نشده ، جواب داده می شود که : این حادثه در کشورهایی دیده شده که هیچ نوشته و گزارش تاریخی درباره ی وقایع نجوم آن دوران ، از آنها به دست ما نرسیده است. آنچه درباره ی تاریخ نجوم زمان رسول خدا (ص) در دست است عمدتاً مربوط می شود به برخی از ممالک بخش شرقی حوزه ی مدیترانه که معروفترین آن مناطق ، یونان و اسکندریّه ی مصر می باشند ؛ که در هنگام شقّ القمر در نور روز بوده اند. ۳ـ مطلب مهمّ دیگر اینکه ، بنا به شواهد روشن ، هر آنچه مردم یا حتّی دانشمندان دیده اند در کتب علمی ثبت نشده است ؛ لذا به صرف نقل نشدن یک واقعه ی نجومی در کتب تاریخ نجوم، نمی توان منکر وقوع آن بود. ذکر چند نمونه در این باره راهگشا خواهد بود. الف: در کتاب « آسترونومی پوپولر » ، تالیف فلاماریون ، صفحه ی ۷۸۹ گوید: در سال ۱۵۷۲ میلادی (حدود ۹۷۰هجری) ناگهان ستاره ی روشنی در میان صورت فلکی کف الخضیب پدید آمد که در نور روز و از زیر ابر نیز دیده می شد. تیکوبراهه منجّم معروف لهستانی نیز گزارش این پدیده را داده است. این ستاره ، که ظاهراً یک سوپر نوا یا ابر نو اختر بوده ، چهار سال در آسمان درخشیده و سپس خاموش شده است. این حادثه که توسّط شخص معروفی چون تیکوبراهه ثبت شده در عصر صفویّه رخ داده که زمان طلائی نجوم اسلامی است و منجّمینی چون ملاعبدالعلی بیرجندی و ملامحمّد قاسم مظفّر در آن زمان می زیسته اند ؛ امّا این دو نفر هیچ گزارشی درباره ی آن ستاره نداده اند ؛ و این در حالی است که اوّلاً صورت فلکی کف الخضیب همیشه در ایران قابل رؤیت است و ثانیاً ملامحمّد قاسم مظفّر در همان زمان کتابی نگاشته است به نام «التنبیهات» و فصل آخر آن را اختصاص داده است به حوادث غریب و کمیاب ، ولی هیچ ذکری از دیده شدن چنین ستاره ای نکرده است. پس چنین نیست که هر چه را دانشمندان یک منطقه ثبت نکردند بتوان منکر وجود آن شد. ب: فلاماریون به نقل از گذشتگان، از دو ستاره سخن گفته که یکی در سال ۸۲۷ و دیگری در سال ۹۴۵ میلادی ظاهر شده و سپس ناپدید شدند. به عبارت دیگر وی از دو انفجار ابر نو اختری در این سالها گزارش داده است که با چشم غیر مسلّح قابل مشاهده بوده اند. ملامحمّد قاسم مظفّر نیز در التنبیهات از ظهور و افول یک ستاره در سال ۲۴۵ هجری که مصادف با سال ۸۶۰ میلادی است خبر داده است. لذا فلاماریون از سه حادثه ، که تقریباً در مدّت یک قرن واقع شده اند ، دو تا را متذکّر شده و سومی را ذکر نکرده است و ملامحمّد قاسم مظفّر به سومی اشاره نموده و آن دوی دیگر را ثبت نکرده است. از اینجا نیز معلوم می شود که دانشمندان به ثبت تمام وقایع نجومی اقدام نکرده اند. پس وقتی یک منجّم در عصر تبلور علم نجوم چنین اهمال کاری می کند چگونه می توان انتظار داشت که در عصر رکود علم نجوم، منجمین اقدام به ثبت وقایع نجومی بکنند؟ ج: ملامحمّد قاسم مظفّر در التنبیهات موارد دیگری را هم می شمارد که هیچکدام از منجّمین غربی اشاره ای به آنها نکرده اند. ۴ـ اکثر وقایع نجومی که در اعصار گذشته در کتب تاریخ علم یا کتب علمی ذکر شده اند خبر واحد هستند ؛ یعنی ناقلان طبقه ی اوّل، تنها یکی ، دو نفر بوده اند و دیگران بی واسطه یا با واسطه از آنها نقل کرده اند. لذا تنها عاملی که باعث می شود ما به گفته های آنها اعتماد نماییم کم اهمّیّت بودن موضوع و حسن ظنّ ما به نویسنده است ؛ و الّا از نقل یکی ، دو نفر ، یقین استواری حاصل نمی شود. در حالی که خبر شقّ القمر را در طبقه ی اوّل که آن را با چشم خود مشاهده نموده و نقل کرده اند ، نه یکی ، دو نفر بلکه تعداد فراوانی تشکیل می دهند که دروغ بافی همه ی آنها از نظر عقل، بعید به نظر می رسد.
میهمان
باسلام وخسته نباشید ببخشی من حدود یک سال میشود اعتقادم عوض شده چون هی بد میارم
پرسمان
سلام علیکم، دانشجوی گرامی، ضمن سپاس از همراهی تان با پرسمان، از شهر بی بی فاطه معصومه سلام الله علیها بهترین ها را برای تان خواهانیم.
یکی از چیزهایی که در تجربه سال ها مشاوره با آن برخورد کرده‌ایم این است که در بسیاری از موارد پای یک تشخیص اشتباه در میان بوده است؛ در حالی که کسی که صورت مسأله را بهتر از بقیّه درمی یابد و یا بیان می کند، به احتمال زیاد پاسخ مسأله را هم بهتر از بقیّه خواهد یافت، به همین دلیل است که جای خالی توضیحات بیشتر در مورد این که به عنوان مثال منظورتان از این که می فرمائید «اعتقادم عوض شده» چیست؟ اعتقاد قبلی تان چه بوده؟در چه سطحی؟ اعتقاد فعلی تان چیست؟ زیرا به همان میزان که با خواندن چنین متنی این نکته به ذهن می رسد که احتمالا مشکلات زندگی باعث کاهش اعتقادات مذهبی شده، اما در عین حال این احتمال نیز از نظر عقلی منتفی نیست که مشکلات باعث گردد اعتقاد مذهبی فرد بالاتر رود.
از سوی دیگر برخی از افرد برای تغییر و یا کاهش اعتقاد خود به یکسری از افکار و رفتار خود اشاره می کنند که در مقایسه با رفتار سابق شان کم گذاشتن در عبادت و ... معنا می دهد و خودشان متأثّر از این می-دانند که « به همه چیز بی اعتقاد» شدند؛ در حالی که به نظر می رسد علت اصلی چیزی دیگر است؛ چراکه اگر به همه چیز بی اعتقاد شده باشند الآن و امروز حتّی به سراغ نماز نیز نمی بایست می رفتند و یا اصلاً در پی مکاتبه با پرسمان بر نمی آمدند که بخواهند جواب شبهات ذهنی خود را بگیرند. به همین دلیل احتمال پرسمان در چنین مواقعی این است که چه بسا دچار برخی شبهات اعتقادی شدند که هنوز نتوانستند جواب کاملی برای آن بیابند که این موضوع فی نفسه چیز بدی نیست. توضیح این که همه ما در برهه ای از زمان در مورد اعتقاداتی که از کودکی و از طریق والدین، اولیای مدرسه و ... کسب نموده ایم دچار شک و تردید شده و در حقیقت دنبال «هویت دینی» هستیم. برخی ها ممکن است این حالت در دوره سنی ۴۰ و ۵۰ سال به سراغ شان بیاید؛ لذا اگر کسی در سن و سال جوانی و نوجوانی دچار این حالت شده بهتر این است که با این موضوع به شکل علمی برخورد کرده و شبهات ذهنی خود را از کارشناسان خبره جویا شود تا شبهه که همانند خوره ای به جان آدم می افتد حل و فصل شود.
احتمال دیگری که در مورد برخی از افراد در موقعیت مشابه شما وجود دارد این است که برخی ها در زندگی دچار شکست ها و تجربیات سختی می شوند که ممکن است به قیمت سست شدن در اعتقادات-شان تمام شود. در چینن مواردی اولین گام این است که «علت شناسی» گردد. به عنوان مثال برخی از افراد با دیدن مشکلات و فاصله ای که بین وضعیت فعلی زندگی شان و سطح رفاه سایر افراد و جوامع احساس می کنند دین را در تأمین رفاه فردی و اجتماعی ناکارآمد دیده و دین گریز می گردند، در حالی که رسالت دین «تأمین رفاه» نیست که بگوئیم حال که رفاه را تأمین نکرده باید دین را به کناری بگذاریم. امیرمؤمنان (علیه السلام) می فرماید: «لو ان العباد حین جهلوا وقفوا، لم یکفروا و لم یضلوا؛ (۱) اگر مردم در موارد ناآگاهی درنگ و تأمّل می کردند، هرگز به کفر و گم راهی نمی گراییدند. به همین دلیل است که یکی از علل روان شناختی دین گریزی در همه انسان ها، به ویژه جوانان، ضعف معرفتی و عدم تفکر درباره دین دانسته شده.
امّا اگر هیچکدام از این دو مورد نبوده، بهترین کار برای برگشتن به حال و هوای گذشته این است که «انگیزه» خود برای ارتقای معنوی را بیشتر کرد. برخی از موارد کلی در این زمینه عبارتند از:
۱- انس با قرآن
۲- داشتن الگو در زندگی از طریق آشنایی با سیره گفتاری و رفتاری ائمه علیهم السلام و علمای بزرگوار
۳- شناخت ارزش ها و ضد ارزش ها: آگاه باشید که تنها در سایه شناخت ارزش ها (توکل ، ایمان، رعایت حجاب و عفاف ، صبر، راستگویی ،احترام به حقوق هم و دیگران، خوش اخلاقی و ...)و پرهیز از ضد ارزش ها (دروغگویی ، پیروی از هوای نفسانی ، بخل ، تکبر ، عدم قناعت و ...) می توان آفت های زندگی معنوی خویش را یافته و راه حل مناسبی برای آن برگزید.
۴- استقامت در زندگی پی نوشت
۱- محمّد محمّدى رى شهرى، میزان الحکمة، ترجمه حمیدرضا شیخى، قم، دارالحدیث، ۱۳۷۷، ج ۲، ص ۱۵۳.
*** معرفی کتب برای مطالعه بیشتر در این زمینه:
۱. حمیدرضا شاکرین، پرسش ها و پاسخ هاى دانشجویى، قم، نشر معارف، ۱۳۸۵، ص ۲۴۸ـ۲۵۰.
۲. آداب معنوى ۲۰۰۰ عمل مستحب و مکروه، روح الله ولی ابرقوئی.
۳. آزادى معنوى، علامه شهید مطهری (ره).
۴. آیین بندگى و نیایش،(ترجمه عدة الداعى)، حسن غفاری ساروی.
۵. اخلاق در قرآن (۱ و ۲)، آیت الله مکارم شیرازی.
میهمان
با سلام و خسته نباشید.منی در واژن از طریق ادرار خارج میشه بعد رابطه اگر خارج نمیشه چه اتفاقی براش میوفته.ممنون
پرسمان
سلام علیکم، اگر مایع منی مرد در درون واژن تخلیه شود باتوجه به اینکه مجرای خروج ادرار در بانوان مجرا می باشد، طبیعتاً ادرار کردن باعث خروج مایع منی و شستشوی مجرای واژن ندارد؛ بلکه بخشی از مایع منی با دیگر ترشحات مهبلی دفع می گردد و بخشی دیگری از آن جذب بدن زن می گردد.
میهمان
همسرم نماز نمیخونه چیکار کنم لطفا زود جواب بدین دق شدم
پرسمان
سلام علیکم، باید توجه داشت که اگر همسرتان نماز نمی خواند، وظیفه شرعی شما تنها امر به معروف و نهی از منکر است، اما اخلاقاً می توانید روی نوع نگرش و رفتار ایشان کار کنید و به تدریج تغییر مثبتی را در همسرتان ایجاد نمایید تا وی به نماز و سایر باورهای دینی علاقه مند و مشتاق گردد و همچنین بستری را در محیط خانواده فراهم گردانید که وی بتواند با خیالی آسوده و خاطری مطمئن به چارچوب های دینی و شرعی مقید و پایبند گردد.
البته برای این که شیوه رفتاری غلط همسرتان را اصلاح کنید و او را به نماز و سایر آموزه های دینی معتقد و پایبند گردانید، علاوه بر گفتگو و تقویت بُعد شناختی قضیه، راه های متعدد دیگری نیز وجود دارد که برای موفقیت در این کار بهتر است به آن راهکارها نیز توجه بفرمایید.
برای موفقیت بیشتر در ایجاد یک رفتار و ترغیب افراد به نماز و سایر آموزه های دینی باید جنبه های مختلف مرتبط با آن مسئله را چه از بُعد شناختی و چه از بُعد انگیزشی- عاطفی و چه از بُعد رفتاری مورد لحاظ قرار داد.
این را هم بدانید که همسرتان چه نماز بخواند و چه نخواند و چه حرف های شما و دیگران تأثیر بگذارد و چه تأثیر نگذارد، در هر صورت وظیفه شما بیش از امر به معروف و نهی از منکر بیشتر نیست و شما موظف هستند وظایف شرعی و قانونی خویش را در قبال همسرتان انجام دهید. هرگز نباید از این قضیه برآشفته و نگران گردید، بلکه بکوشید با حفظ آرامش راه های مختلف را امتحان کنید.
این را هم بدانید که همسرتان به غیر از رفتار ناپسندی که دارد در حقیقت همسر شماست و شما چه از لحاظ شرعی و قانونی و چه ار لحاظ اخلاقی وظایف دیگری نیز نسبت به او دارید و موظف هستید او را دوست بدارید و به شخصیت او احترام نمایید؛ بنابراین اگر شما با وی خوش رفتاری کنید و در گفتگوها الفاظ مهربانانه و حاکی از عشق و محبت به کار ببرید این مسئله می تواند در هدایت و ارشاد همسرتان بسیار مؤثر باشد.
در پایان، ذکر این نکته ضروری است که در آموزه های دینی و تعالیم اسلامی، حفظ و حراست از بنیان خانواده و جلوگیری از فروپاشی آن در اولویت نخست قرار دارد به طوری که پیشوایان دین همواره توصیه نموده اند که همسران با گذشت و مدارا بر مشکلات زندگی صبر کنند و اجازه ندهند که به این سادگی شیرازه زندگی شان از هم گسسته شود.
میهمان
ممنون.از زحمات شما.تشکر.جزاءکم الله.
میهمان
متن نظر را وارد کنید
میهمان
با سلام، یکی از اقوام تصمیم ازدواج داره به مسئله ای خوردیم میخواست بداند واقعا زنان قزوین گرایش به رابطه از پشت دارند؟ خیلی مهمه با تشکر
پرسمان
سلام علیکم، متأسفانه در فرهنگ جامعه ما به شوخی و جدی دروغ بزرگی به برخی از اقوام نسبت می دهند که واقعیت ندارد، زنان و مردان اهل قزوین مثل دیگران نه تنها گرایشی به سکس مقعدی ندارند؛ بلکه بسیاری از آنها از این رفتار نابهنجار ابراز نگرانی و انزجار می کنند.
میهمان
تست ارسال نظر ۱۸/۴/۹۸
پرسمان
سلام علیکم، از حسن توجه تان به این مرکز سپاسگزاریم. شما می توانید با مراجعه به نمایندگی های نشر معارف، سایت ها و مراکز پخش زیر، محصولات پرسمان را تهیه کنید.مدیریت پخش دفتر نشر معارف: قم، خیابان شهدا، کوچه ۳۲، پلاک ۳، تلفن و نمابر: ۳۷۷۴۰۰۰۴پاتوق کتاب قم (شعبه ۱): خیابان شهدا، روبه روى دفتر مقام معظم رهبرى، تلفن ۳۷۷۳۵۴۵۱پاتوق کتاب قم (شعبه ۲): بلوار جمهورى اسلامى، نهاد رهبرى در دانشگاه ها، تلفن ۳۲۹۰۴۴۴۰پاتوق کتاب تهران: خیابان انقلاب، چهار راه کالج، پ ۷۱۵، تلفن ۸۸۹۱۱۲۱۲
http://ketabroom.ir
http://nashrportal.ir
در صورتی که با مشکل مواجه شدید با شماره ۳۲۹۲۰۰۶۸-۰۲۵ داخلی ۱۳۲ تماس بگیرید تا راهنمایتان کنند.
میهمان
باسلام عالی آموزنده کم نظیروشاید بینظیر باشه سپاس فراوان از طراح وتهیه کننده این سایت ونرم افزار خوب وآموزنده درپناه حق .
میهمان
سلام علیکم.در سایت قسمتی بود به نام پرسمان معارف که خیلی خوب بود و مطالب مفیدی داشت لطفا آن را جز سایت قرار بدید و به محتوای آن بیفزایید چون محتوای آن خیلی خوب بود، این نظریه به این هست که گاهی اوقات پرسمان معارف را در سایت قرار میدهید و گاهی آن را حذف می کنید.
پرسمان
لینک پرسمان ویژه دروس معارف به صورت ثابت در صفحه اول پرسمان قرار دارد.
https://www.porseman.com/maaref
میهمان
عالی ولی حیف که بروز رسانیش نکردید فضای کاربری واضافه کردن جوابها جاش خیلییییییی زیاد خالی است
میهمان
پرسمان
سلام علیکم، حق با شماست ان شاء الله در نسخه جدید این امکان فراهم می شود.
میهمان
با تشکر ویژه از نرم‌افزار بسیار زیبا و عالی شما
تنها ایراداتی که بنده دیدم
۱.متن ها قابل ارسال نیستند و نمی شود پاسخ را به اشتراک گذاشت
۲.قابلیت بروزرسانی هم در برنامه نیست تا گنجینه سوالات دائما غنی تر شود
خدا قوت
میهمان
عااااالی
میهمان
سلام علیکم، نرم افزار «پرسمان همراه ۳» که به همت آن مجموعه معظم تولید و ارائه شده است، با بیش از ۶۰۰۰ پرسش و پاسخ، مشکل‌گشای بسیاری از سؤالات در زمینه‌های مختلف است. اما با گذشت چندین سال از تولید آن و افزایش روزافزون سؤالات (که البته در سایت پرسمان درج شده است)، جای این سؤالات اضافه در نرم افزار پرسمان همراه خالی است. پیشنهاد می‌کنم به منظور تکمیل این برنامه و استفاده کارامدتر از آن، نرم افزار اندرویدی پرسمان همراه را به روز رسانی فرمایید.
با تشکر از دست‌اندرکاران
میهمان
بسیاربرنامه مفیدوآموزنده است باتشکر

 

در صورتی که قصد ثبت سوال دارید، می توانید از طریق صفحه جستجو اقدام به ثبت سوال نمایید. در غیر اینصورت با استفاده از فرم زیر نظر خود را برای ما ارسال نمایید.