نسب پیامبر(ص) ۱۳۸۷/۱۰/۱۹

من در مورد شجره نامه پیامبر(ص) می خواستم بدانم. همچنین رابطه خویشاوندی ایشان با ابوسفیان، ابوجهل و اینکه قضیه با هم به دنیا آمدن جدشان و جد بنی امیه و جدا کردن آنها چه بوده است؟

نسب پیامبر اسلام به این صورت است: حضرت محمد(ص)بن عبدالله بن عبدالمطلب بن هاشم بن عبدمناف بن قصى بن کلاب بن مرّه بن کعب بن لؤىّ بن غالب بن فِهر بن مالک بن نضر بن کَنانه بن خزیمه بن مدرکه بن الیاس بن مضر بن نزار بن معدّ بن عدنان.(سیره ى ابن هشام، ج ۱، ص ۱، نسب قریش نوشته مصعب بن عبدالله بن مصعب زبیرى، بحار الانوار، ج ۱۵، ص ۱۰۴، کتاب حذف من نسب قریش نوشته ى مورّج بن عمرو سدوسى چاپ مصر و دیگر کتب انساب). عبدالمطلب، پدر بزرگ پیامبر اسلام است. از عبدالمطلب ده پسر به یادگار ماند. این پسران عبارتند از: عباس، حمزه، عبدالله، ابوطالب، زبیر، حارث، حجل، مقوّم، ضرار و ابولهب. (سیره ى ابن هشام، ج ۱، ص ۱۱۳). از این مطلب دانسته شد که ابوجهل عموی تنی پیامبر بوده است.
اما در مورد خویشاوندی با ابو سفیان باید اول شجره نامه او را ورد بررسی قرار داد. :
اَبوسُفیان، صَخربن حَرب بن امی‍ـه بن عبدالشمس بن عبدمناف، او را گاهی به کنیة ابوحنظله نیز خوانده اند (واقدی، ۲/۸۱۷؛ ابن اثیر، ۳/۱۲به نقل از دایره المعارف بزرگ اسلامی) همانگونه که در شجره نامه ذکر شده است او با پیامبر (ص) در جد چهارم مشترک بوده است .و به طور خلاصه می توان به صورت زیر اشاره کرد :
عبدمناف – هاشم – عبدالمطلب – عبدالله – محمد (ص)پیامبر.
عبدمناف – عبدالشمس – امیه – حرب – صخر (ابوسفیان).جریان تولد جد پیامبر با جد ابوسفیان:
در میان اهل تاریخ معروف است که, هاشم با عبد شمس توأم بوده و در هنگام تولد, انگشت هاشم به پیشانی برادرش عبدشمس چسبیده بود.
موقع جدا کردن خون زیادی جاری شد و این پیش آمد سبب شد که مردم آن را به فال بد گیرند. و گفتند میان آنها خون خواهد بود. (فروغ ابدیت,ج۱,ص ۱۱۴ به نقل از تاریخ طبری/ ترجمه تاریخ طبری, پاینده, ج۳,ص ۸۰۴)
هاشم بعد از پدر خویش عبدمناف عهده دار سقایت و رفادت شد.
در این میان امیه بن عبدشمس برادر زاده هاشم و جد اعلای بنی امیه به عموی خویش هاشم حسادت ورزید, خواست مانند او رفتار کرده و صاحب موقعیت شود. ولی نتوانست و مورد شماتت قریش قرار گرفت.
به همین دلیل نسبت به هاشم کینه ورزید و با هاشم شروع به مفاخره نمود. هاشم به سبب سن و موقعیت خویش از این کار خوشش نیامد ولی با اسرار قریش پذیرفت و گفت « بر سر پنجاه شتر سیاه چش مفاخره می کنم که در دل مکه بکشیم و ده سال از مکه دور شویم» امیه نیز این شرط را پذیرفت. کاهن خزاعی را به داوری انتخاب نمودند. این کاهن به سود هاشم حکم داد, هاشم نیز شتران را بگرفت و درمکه بکشت و مردم داد.
امیه نیز راهی شام شد و ده سال درآنجا ماند. واین نخستین دشمنی بود که میان این دو بود. واز این پس کینه بنی هاشم در دل بنی امیه زیاد شده روز به روز بر آن افزوده شد.(تاریخ طبری/ ترجمه پاینده,ج۳,ص۸۰۴و۸۰۵).

ممکن است این مطالب هم برای شما مفید باشد:

نظرات

 

در صورتی که قصد ثبت سوال دارید، می توانید از طریق این صفحه اقدام به ثبت سوال نمایید. در غیر اینصورت با استفاده از فرم زیر نظر خود را برای ما ارسال نمایید.